فرهنگ عاشورا(۲۰)

وارث
ارث برنده،میراث دار،کسى که مال،خانه،زمین،صفات یا افتخاراتى را از پدر یااجداد و گذشتگان به ارث مى‏برد.هم نام زیارتنامه‏اى است معروف،که سید الشهدا«ع‏»رابا آن زیارت مى‏کنند.مرحوم‏«ابن قولویه‏»سند آن را به جابر جعفى از اصحاب امام صادق‏علیه السلام رسانده که وى آن را از آن حضرت روایت کرده است و با جمله‏«السلام علیک‏یا وارث آدم صفوه الله…»شروع مى‏شود.[۱] و هم لقب سید الشهدا«ع‏»است که در ادعیه وزیارات،از آن حضرت به عنوان وارث آدم،وارث نوح،وارث ابراهیم،وارث موسى،وارث عیسى،وارث محمد،وارث على،و وارث حسین…یاد شده است.[۲]وراثت‏حسین بن على‏«ع‏»از انبیا و اوصیا،براى آن است که خط جهاد در راه حق و مبارزه با باطل و ستم و طاغوت،سر لوحه دعوت همه انبیاى الهى بوده است و«کربلا»تجلى این خط ممتد درگیرى حق و باطل است.«عاشورا،حضور مجدد آدم و نوح وابراهیم و موسى و عیسى-على نبینا و آله و علیهم السلام-است در قله فریادگرى وهدایت.این که حسین را وارث آدم‏«ع‏»مى‏خوانیم و زیارت‏«وارث‏»را با سلام بر آن‏پیمبران الهى آغاز مى‏کنیم براى همین است،یعنى نقطه اتصال همه حرکتهاى الهى وانقلابهاى خدایى،به صورت تجسم دوباره آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل و موسى وعیسى و محمد و على و فاطمه و امام حسن(علیهم السلام)در لحظه‏هاى خورشیدى‏عاشورا و واقعیت‏سرشار کربلا….»[3]در متن زیارتنامه‏ها نیز به وارث بودن حسین بن على‏«ع‏»نسبت به خط انبیا اشاره شده‏است:از جمله: «اکرمته بطیب الولاده و اعطیته مواریث الانبیاء»[4] و بر اساس آیه‏«لقدارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط…»[5] چون بر پایى‏قسط و عدالت اجتماعى، رسالت همه انبیا و میراث مشترک رسولان الهى است،حسین بن‏على‏«ع‏»هم که وارث همه انبیاست،پس وارث خط قسط و عدل آنان نیز مى‏باشد و قیام‏کربلا،از جمله دعوت به عدل و مبارزه با بى عدالتى و ستم را هم در سرلوحه دعوت واهداف خویش دارد.از این رو،منکرهاى اجتماعى و اقتصادى را هم باید در شمارمنکراتى که آن حضرت براى مقابله با آنها قیام کرد، به حساب آوریم،که لازمه وراثت‏عدل و قسط انبیاست.
واعظ
موعظه کننده،سخنران،اندرزگو،کسى که در مجالس حسینى و در مناسبتهاى مختلف‏دینى به منبر رفته و به موعظه و صحبت مى‏پردازد و در پایان هم مصیبت‏مى‏خواند.منبرى.این لقب، همواره با احترام آمیخته بوده است و خود واعظ،اهل‏تعهد و وارستگیهاى اخلاقى و تاثیر گذارى در نفوس و دلهاى مستمعین بوده است.لقب واعظ،در آغاز نام تعدادى از خطباى گذشته به کار مى‏رفته است،مثل واعظ کاشفى، واعظ قزوینى و….
*********واقعه حرهواقعه حره،قیام مردم مدینه بر ضد حکومت‏یزید بود.پس از شهادت حسین بن‏على‏«ع‏»،ظلم و فسق یزید فراگیرتر و آشکارتر شد و مردم فساد دستگاه حاکم و ظلم‏عمال او را دیدند و در مدینه،آگاهان از اوضاع،مردم را به زشتکاریهاى حکام آگاه‏ساختند.والى مدینه در آن زمان، «عثمان بن محمد بن ابى سفیان‏»بود.اهل مدینه علیه اوشوریدند و او و مروان و دیگر امویان را از مدینه بیرون کردند و با«عبد الله بن حنظله‏»بیعت کردند.خبر قیام مردم مدینه،با گزارش مروان به گوش یزید رسید.وى سپاهى انبوه‏را تحت فرمان‏«مسلم به عقبه‏»[6]به مدینه گسیل داشت.[۷] مهاجمان در منطقه‏«حره واقم‏»فرود آمده،به مدینه تاختند و سه روز به کشتار و غارت پرداخته و به نوامیس مسلمانان‏تجاوز کردند.مردم به حرم پیامبر«ص‏»پناه بردند.لشکریان یزید،حرمت‏حرم را نگه‏نداشتند و با اسبها به داخل حرم آمدند و مردم را قتل عام کردند.کشتگان این واقعه هزاران‏نفر بودند.از جمله‏«عبد الله بن جعفر نیز در این حادثه شهید شد.واقعه حره در ۲۸ ذیحجه‏سال ۶۳ هجرى اتفاق افتاد.یزید،دو ماه نیم پس از این حادثه مرد.[۸]این قیام که به قیام حره،حره واقم،قیام اهل مدینه و…هم معروف است،از پیامدهاى‏حادثه عاشورا محسوب مى‏شود و افشاگریهاى اهل بیت و اقامه عزا در مدینه و انگیزشهاى‏زینب کبرى،در بذر پاشى آن مؤثر بوده است.[۹] «حره‏»به سرزمینهاى پر سنگلاخ که پر از سنگهاى سیاه و سوخته باشد گفته مى‏شد. درمناطقى از جمله اطراف مدینه از این حره‏ها وجود داشت و براى هر کدام نام بخصوصى‏هم بود،به تناسب کسانى که در آن منطقه مى‏زیستند.[۱۰] هم اکنون نیز در مدینه بزرگ،بقایاى اندکى از آنها به چشم مى‏خورد.
*********وفااز الفباى فرهنگ عاشورا«وفا»است و در قاموس شهداى کربلا جایگاه بلندى دارد.وفا به معناى عمل به پیمان و ایستادگى بر سر قول و عهد و عمل به وظایف انسانى واسلامى در قبال دیگرى،بخصوص‏«امام‏»و از برترین خصلتها و نشانه جوانمردى،خداباورى،شرافت نفس و صدق و راستى است.به فرموده على‏«ع‏»:«اشرف الخلایق‏الوفاء».[11]عاشورا،صحنه وفا از یک سو و بى وفایى از سوى دیگر بود.سید الشهدا«ع‏»در مسیرکوفه،پس از شنیدن خبر شهادت نماینده‏اش قیس بن مسهر،با خواندن آیه‏«رجال صدقواما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا»(احزاب/۲۳)مقام وفاى او را بر شمرد.شب عاشورا نیز،یاران خویش را صادقترین و با وفاترین یاران‏معرفى کرد(لا اعلم اصحابا اوفى و لا خیرا من اصحابى…).آنان نیز در چند نبوت،وقتى‏امام یعت‏خویش را برداشت و از آنان خواست که بروند،یکصدا اعلام وفادارى کردند وامام خویش را تنها نگذاشتند.عباس بن على‏«ع‏»امان نامه دشمن را رد کرد و برادر را تنهانگذاشت.روز عاشورا نیز با لب تشنه به فرات رفت،اما با یاد عطش سید الشهدا و اطفال،آب ننوشید.بر خلاف جمعى از کوفیان که بى‏وفایى کردند و پس از نامه نوشتن و دعوت کردن،به‏جنگ آن حضرت آمدند،عده‏اى هم جان بر سر پیمان باختند و فداى حسین‏«ع‏»شدند:وعلى الارواح التى حلت بفنائک…»[12] امام حسین‏«ع‏»در خطبه‏هاى طول راه و روز عاشورابه‏«غدر»، «خذلان‏»،«نقض عهد»«خلع بیعت‏»،«نکث‏»«غرور»،و…کوفیان اشاره کرده،آنان را بر نقض بیعت و پیمان شکنى نکوهش کرده است.سید الشهدا«ع‏»،خود بر پیمان خویش با خدا وفا کرد.در زیارتنامه او به تعبیراتى‏همچون‏«اشهد انک قد بلغت و نصحت و وفیت و اوفیت‏»[13] بر مى‏خوریم.از زیارتنامه‏حضرت عباس‏«ع‏»نیز مى‏خوانیم:«و اشهد انک…ممن وفى ببیعته و استجاب له دعوته‏و اطاع ولاه امره…»[14] و عاشورائیان میثاق با خون شهدا مى‏بندند که راه و پیامشان رافراموش نکنند.مبادا عهد خود را واگذاریمامام خویش را تنها گذاریم
*********وقفدر اصطلاح شرعى عبارت است از«تحبیس مال و تسبیل منفعت و ثمره‏»،یعنى منافع‏زمین، ملک یا وسیله‏اى را به خاطر خدا براى مقصود معینى و استفاده خاصى اختصاص‏دهند و با نگهداشتن دائمى اصل مال،بهره‏ورى از منافع آن در جهت‏خیرات و خدمات‏صرف شود و نوعى کمک رسانى و خیر اندیشى نسبت به مردم است،با انگیزه‏هاى دینى.چنین مال یا زمین یا جنسى را«موقوفه‏»مى‏نامند.منافع و استفاده از موقوفات،بایدطبق وقفنامه و نظر واقف انجام گیرد و تخلف از آن گناه و خیانت است.وقف،نوعى صدقه جاریه است که براى دراز مدت،عموم مردم از آن بهره‏مند مى‏شوند و حتى‏پس از فوت واقف نیز، ثواب آن به روح او مى‏رسد.همواره افراد متمکن براى‏باقى گذاشتن خیرات،اقدام به وقف مى‏کردند و از همین رهگذر،مساجد،مدارس،تکیه‏ها،آب انبارها،کتابها،کتابخانه‏ها، بیمارستانها و امور خیریه بسیار پدید مى‏آمد.براى اداره موقوفه‏هایى که وقف مساجد،مدارس،حرمها،زیارتگاهها و اقشار خاصى‏شده، تشکیلات ادارى پیدا شد تا آنها در مورد خود صرف شود و از حیف و میل و سوءاستفاده جلوگیرى گردد.[۱۵]علاقه‏مندان به اهل بیت و ائمه،بویژه محبان سید الشهدا«ع‏»،مال و املاک بسیارى را درطول تاریخ بر اساس این سنت‏حسنه،وقف ابا عبد الله‏«ع‏»کرده‏اند که در آمد حاصله از این‏املاک،صرف امام حسین‏«ع‏»و برپایى مجالس عزاى حسینى،نوحه خوانى،بنا و تعمیرحرمها و بقاع متبرکه،زوار و خدام آن حضرت،کمک به بینوایان و اطعام مستمندان ومحرومان مى‏شود.موقوفات امام حسین‏«ع‏»،بودجه مردمى عظیمى است که همیشه وهمه جا پشتوانه زنده نگهداشتن نام و یاد عاشورا و اهل بیت‏«ع‏»بوده است.به برکت‏مجالس حسینى و تبلیغات دینى که در آنها مى‏شود،اسلام و احکام الهى زنده مى‏ماند وجانبازیها و ایثارگریهاى حسین بن على‏«ع‏»و یارانش،به مردم درس عزت و آزادگى‏مى‏دهد.این گونه وقفها، که با صدق نیت و خلوص و اعتقادى پاک انجام مى‏گیرد و تامین‏کننده هزینه بسیارى از مراسم و سنتهاى دینى است،هم روحیه یاریگرى و مردم‏دوستى وحب اهل بیت را تقویت مى‏کند و هم نشانه خلوص و عشق به خاندان پیامبر«ص‏»است وهمیشه ارزش و داست‏خاصى داشته است.وقف،گاهى در حال حیات اشخاص انجام‏مى‏گیرد،گاهى وصیت مى‏کنند که پس از فوتشان بخشى از مال،صرف عزادارى امام‏حسین‏«ع‏»یا امور خیریه دیگر شود.مبناى چنین کار خیرى،احادیثى است که تشویق به‏انجام کارهایى مى‏کند که سود آن به مردم مى‏رسد.از قبیل:«اذا مات ابن آدم انقطع عمله الامن ثلاث:صدقه جاریه،و علم ینتفع به او ولد صالح یدعو له‏»[16] و همین فرهنگ،سبب پدیدآمدن مدرسه‏هاى عظیم و کتابخانه‏هاى غنى و مساجد و حسینیه‏ها و مراسم پر شکوه گشته‏است.در آنچه به موقوفات ابا عبد الله‏«ع‏»و عاشورا مربوط مى‏شود،نکات جالبى وجوددارد که مشارکت مردمى را در هزینه اقامه مجالس عزا براى آن حضرت مى‏رساند.دربرخى وقفنامه‏ها مثلا در آمد املاکى در کاشان وقف شده است‏«براى تعزیه حضرت‏خامس آل عبا…که همه ساله به مصرف تعزیه‏دارى آن سرور رسیده شود،از پول‏روضه خوان و آش و حلوا و تنباکو و قهوه و چاى به هر نحو که صلاح دانند…».[17]
*********هجرتدر بسیارى از نهضتها«هجرت‏»،نقش عمده داشته است.در نهضت عاشورا نیزسید الشهدا«ع‏»از مدینه جدش به مکه و از آنجا به کربلا هجرت کرد.همچنان که رسول‏خدا از مکه به مدینه هجرت نمود و آن هجرت،مبدا تحول در وضع مسلمانان و سر آغازتاریخ گشت، هجرت امام حسین‏«ع‏»نیز در زنده کردن دین پیامبر تاثیر بسزا داشت ومحرم آغاز سال هجرى قمرى حساب شد و هر دو هجرت بخاطر دین و بقاى رسالت‏بود.همچنانکه حضرت موسى هجرت کرد و از مصر با حالت‏خوف بیرون رفت(فخرج‏منها خائفا یترقب-قصص/۲۱) چون گروه فرعونى در فکر کشتن موسى بودند،سید الشهدا«ع‏»نیز مخفیانه و خائفانه از جوار قبر رسول خدا«ص‏»کوچید و راه مکه را درپیش گرفت،در حالى که همان آیه را مى‏خواند.[۱۸] هجرت از مکه نیز براى فرار از مرگ‏تحمیلى بود که یزید مى‏خواست بر او تحمیل کند و رو به شهادتى رفت که خونش‏ثمر بخش باشد،آنگونه که هجرت رسول خدا«ص‏»نیز،خنثى کننده توطئه کسانى بود که‏در«لیله المبیت‏»به قصد کشتن او به خانه‏اش ریختند،اما آن حضرت راه غار ثور و سپس‏مدینه را پیش گرفته بود.هجرت،لازمه هر نهضت عاشورایى و انقلاب مکتبى است،هم دل کندن از زندگى وحیات مادى و دست‏شستن از جان در راه هدف،هم کوچیدن از خاک،خانه،اقوام و همه‏دلبستگیها و تعلقات است.هجرت،هم مهاجر را پخته و آبدیده مى‏کند،هم افق افکار راگسترده مى‏سازد،هم مناطق هجرت را از تحول و دگرگونى برخوردار مى‏کند.هجرت امام‏خمینى نیز از نجف به فرانسه،انقلاب اسلامى را در سطح جهان مطرح ساخت و پیام‏نهضت را به همه جا رساند.امام امت تصمیم داشت اگر هیچ کشورى اجازه ورود ندهد،سوار بر کشتى شده و دریاها را در نوردد و پیام مظلومیت ملت ایران را به گوش جهانیان‏برساند.سفرهاى تبلیغى مبلغان دینى در طول سال،بویژه در ایام محرم و رمضان نیز نوعى هجرت است.
*********هر روز عاشورا…کل یوم عاشوراهر که دارد هوس کرب و بلا بسم اللهاین شعر که در چاووش خوانیهاى کاروانهاى مسافر کربلا خوانده مى‏شد،بر گرفته ازکلام امام حسین‏«ع‏»هنگام خروج از مکه و حرکت به سوى مسلخ عشق،کوفه وکربلاست:«الا…و من کان باذلا فینا مهجته موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا فانى‏راحل مصبحا ان شاء الله‏»[19] که دعوتى بود به آنکه هر کس آماده فدا کردن خون و جان ومهیاى دیدار خداست،سحرگاهان همراه امام حرکت کند.دعوت به خط شهادت و ایثار،در مرام حسینیان و عاشورائیان نهفته است و کربلا و زیارت مرقد سید الشهدا«ع‏»،رمز این‏دل سپردن به کعبه عشق و مناى شهادت است.هر که دارد هوس کرب و بلا،بسم اللههر که دارد سر همراهى ما،بسم الله
*********هفتاد و دو تنمعروف است که تعداد یاران و همراهان سید الشهدا«ع‏»که روز عاشورا در رکاب آن‏حضرت شهید شدند،هفتاد و دو تن بود.اما در منابع مختلف،آمار کشته شدگان و سرهاى‏شهدا که بین قبایل مختلف تقسیم و به کوفه حمل شد،بیش از آن را نشان مى‏دهد،حتى تانود نفر هم یاد شده است.در اسامى آنان نیز اختلافهایى دیده مى‏شود.اما در هر صورت،هفتاد و دو،رمز آن فدائیان راه خدا در رکاب حسین‏«ع‏»است و در زبان عارفانه شاعران،کربلا مناى عشق محسوب مى‏شود که امام،هفتاد و دو قربانى به پیشگاه خدا هدیه نمود وخود،قربانى عظیم آن قربانگاه بلا و ابتلا بود.در تاریخ انقلاب اسلامى نیز،تعداد شهداى‏دفتر حزب جمهورى اسلامى که در هفتم تیر سال ۱۳۶۰ ش.در کربلاى‏«سرچشمه‏»باانفجار بمب توسط منافقین به شهادت رسیدند،هفتاد و دو تن بود و سید الشهداى آن‏گروه،شهید مظلوم آیه الله بهشتى بود.
*********هل من ناصرآیا یارى کننده‏اى هست؟فریاد استغاثه و یاریخواهى امام حسین‏«ع‏»در روز عاشوراپس از شهادت همه یاران،فرزندان و خویشاوندان است.چون دشمن قصد حمله به‏خیمه‏هاى اهل بیت را داشت و صداى آنان به گریه و فغان بلند بود،امام حسین‏«ع‏»اینگونه‏استغاثه کرد،شاید غیرت شنوندگان را برانگیزد تا مانع هجوم لشکریان به حریم حرم‏شوند.نداى‏«هل من ناصر»حسین‏«ع‏»هنوز و همیشه در گوش تاریخ طنین انداز است ووجدانهاى بیدار و همه آزادگان را به مقاومت در برابر ستم فرا مى‏خواند و به نصرت دین‏خدا و یارى ولى خدا مى‏طلبد.کسى که نداى نصرت خواهى و«استنصار»حجت‏خدا رابشنود ولى پاسخ ندهد، اهل دوزخ است.امام حسین‏«ع‏»در مسیر کوفه به دو نفر برخوردو پس از گفتگو وقتى از آنان دعوت به یارى کرد،آنان کهنسالى و قرضهاى خود را بهانه‏آوردند تا همراه امام نشوند.حضرت فرمود:پس از منطقه دور شوید تا مرا نبینید و صداى‏مرا نشنوید که به عذاب الهى گرفتار مى‏شوید:«فانطلقا فلا تسمعالى واعیه و لا تریالى سوادافانه من سمع واعیتنا او راى سوادنا فلم یجبنا و لم یغثنا کان حقا على الله عز و جل ان یکبه‏على منخریه فى النار».[20]«ز عاشوراى آن سال به خون آغشته تا اکنون‏هماره،همچنان فریاد«هل من ناصر»ش در سینه تاریخ،پا برجاست‏از آن فریاد دعوتگر که در«متن زمان‏»جارى است‏و پیغامش،شعار شور و بیدارى است، میان حق و باطل،«داد»با«بیداد»،نبردى جاودان برپاست.در این میدان و این پیکارنداى دعوتش چشم انتظار پاسخى از«ما»ست.این جمله که بصورت‏«هل من ناصر [۲۱] ینصرنى‏»شهرت یافته است،در منابع تاریخى‏دقیقا به همین صورت نیست و با اندک تفاوتى یا با عبارتهاى دیگرى نقل شده است،ازقبیل:«هل من ذاب عن حرم رسول الله؟هل من موحد یخاف الله فینا؟هل من مغیث‏یرجو الله فى اغاثتنا،اما من طالب حق ینصرنا…»،[۲۲]«هل من ذاب یذب عن حرم‏رسول الله؟»،[۲۳]«اما من مغیث‏یغیثنا لوجه الله؟»،[۲۴]«هل من ناصر ینصر ذریته الاطهار؟»[25] وعبارتهاى دیگر.
*********هیئتنوعى تشکل مذهبى،بر محور عزادارى براى سید الشهدا و ائمه علیهم السلام.مجموعه‏هایى از مردم هر محله،در شهرها یا روستاها که براى سوگوارى و روضه‏خوانى‏نسبت به امام حسین‏«ع‏»بویژه در ایام عاشورا تشکیل مى‏شود.هیئت،سنتى دیر پا ومردمى است و با بودجه علاقه‏مندان به امام حسین‏«ع‏»تشکیل مى‏یابد.در طول سال هم‏فعالیت مى‏کند و جلسات هیئت برگزار مى‏گردد.اما روز عاشورا،براى سینه‏زنى وعزادارى از حسینیه یا محله بیرون مى‏آیند و به حرمها و امامزاده‏ها و تکیه‏ها مى‏روند.هرهیئت،نام خاص و پرچم و علامت ویژه دارد.هیئتهاى عزادارى،گاهى متوسلین به یکى‏از ائمه یا شهداى کربلا هستند.هیئت،که نوعى سوگوارى گروهى است،در قدیم هم رایج‏بوده و شیعیان بصورت جمعى نوحه‏خوان و با تشکیلات طعام،به زیارت قبر حسین‏«ع‏»مى‏رفتند.امام صادق‏«ع‏»به فائد حناط که خبر اینگونه زیارتهاى جمعى را باز مى‏گفت،فرمود: هر کس قبر حسین‏«ع‏»را زیارت کند،در حالى که به حق او آشنا باشد،خداوند،گناهان گذشته و آینده او را مى‏آمرزد.[۲۶]
*********هیهات منا الذلهشعار عاشورایى حسین بن على‏«ع‏»و شعار همه آزادگانى که زیر بار ظلم نمى‏روند وسلطه جباران را نمى‏پذیرند.به معناى‏«ذلت از ما دور است‏»و جمله‏اى است که امام‏حسین‏«ع‏»در یکى از خطبه‏هایش روز عاشورا بیان فرمود،خطبه‏اى با آغاز«تبا لکم ایتهاالجماعه…»که چون همان روز نیز اصرار داشتند آن حضرت را به تسلیم و بیعت وادارند،حضرت نپذیرفت و حیات ذلت‏بار در سایه حکومت‏یزید و ابن زیاد را با کرامت دودمان‏پیامبر و شرافت زندگى مؤمنانه منافى دانست و سر دو راهى مرگ شرافتمندانه یا زندگى‏ذلیلانه،«شرافت‏شهادت‏»را برگزید: «الا و ان الدعى بن الدعى قد ترکنى(رکزنى)بین‏السله و الذله،و هیهات له ذلک منى،هیهات منا الذله،ابى الله ذلک لنا و رسوله و المؤمنون‏و حجور طهرت و جدود طابت و انوف حمیه و نفوس ابیه ان یؤثر طاعه اللئام على مصارع‏الکرام‏»[27].این نوع نگرش به زندگى،تعلیم مکتب است که انسان باید سر دو راهى شهادت یاذلت،عزت شهادت را برگزیند و زندگى زیر ستم را مرگ بداند.حضرت على‏«ع‏»درجنگ صفین،وقتى دید که سپاه معاویه بر شریعه فرات دست‏یافتند و یاران او در مضیقه‏آب قرار گرفتند و چه بسا ذلیلانه تسلیم شوند،در خطبه‏اى آنان را تشویق کرد که‏شمشیرها را با خون دشمن سیراب سازند تا خود سیراب شوند،مرگ،در زندگى ذلیلانه‏است و زندگى در مرگ قاهر و پیروز«فالموت فى حیاتکم مقهورین و الحیاه فى موتکم‏قاهرین‏».[28] این فرهنگ،در خط حماسه علوى و حسینى متبلور است و سرمایه زندگى باکرامت به شمار مى‏رود.امام خمینى‏«ره‏»نیز در برابر تهدیدهاى استکبار جهانى،در پیام‏خویش فرمود:«هیهات که امت محمد«ص‏»و سیراب شدگان کوثر عاشورا و منتظران‏وراثت صالحان،به مرگ ذلت بار تن در دهند و هیهات که خمینى در برابر تجاوز دیوسیرتان و مشرکان و کافران به حریم قرآن کریم و عترت رسول خدا و امت محمد«ص‏»وپیروان ابراهیم حنیف،ساکت و آرام بماند و یا نظاره‏گر صحنه‏هاى ذلت و حقارت‏مسلمانان باشد.»[29]از آستان همت ما ذلت است دورو اندر کنام غیرت ما نیستش ورودبر ما گمان بردگى زور برده‏انداى مرگ،همتى که نخواهیم این قیوداکنون که دیده هیچ نبیند به غیر ظلمباید ز جان گذشت،کزین زندگى چه سود؟[۳۰]سید الشهدا«ع‏»در پاسخ برخى از افراد سپاه کوفه که از او مى‏خواستند گردن به حکومت وفرمان یزید بنهد تا سالم بماند،فرمود:«لا و الله!لا اعطیکم بیدى اعطاء الذلیل و لا اقر اقرارالعبید(لا افر فرار العبید)».[31] اینگونه تسلیم شدن را ذلتى برده‏وار مى‏داند و نمى‏پذیرد. ابونصر بن نباته،در باره این دیدگاه حسین‏«ع‏»سروده است:«و الحسین الذى راى الموت فى‏العز حیاه و العیش فى الذل قتلا»[32]حسین‏«ع‏»کسى است که مرگ همراه عزت را«زندگى‏»دید و زندگى در ذلت و خوارى را«مرگ‏».
*********یا حسین‏«علیه السلام‏»سوزناکترین ناله برخاسته از ژرفاى جان،که شیعه کربلایى با آن ندا،سید الشهدا راصدا مى‏زند،ندایى که قلبهاى عاشق حسین‏«ع‏»را به هم متصل مى‏کند و حسینیان را زیرخیمه‏«ذکر»گرد مى‏آورد.شعارى که بر پرچم عزاداران محرم،بر پیشانى رزمندگان اسلام،بر لبهاى نوحه سرایان عاشورا مى‏درخشد و مى‏شکفد.نداى شوق آمیزى که صحابى‏بزرگوار، جابر بن عبد الله انصارى،وقتى همراه عطیه بر سر تربت‏حسین‏«ع‏»آمد و بیهوش‏شد،چون عطیه آب به صورتش پاشید و به هوش آمد،سه بار گفت:«یا حسین!یا حسین!یا حسین!»آنگاه گفت:«احبیب لا یجیب حبیبه؟»و سپس به زیارت ابا عبد الله علیه السلام‏پرداخت.
*********یاد امام حسین‏«علیه السلام‏» ،هنگام آب نوشیدنشهادت تشنه کامانه امام حسین‏«ع‏»،چنان داغ و غم سنگینى بر دلها نهاده است که‏مى‏سزد با دیدن هر نهر و چشمه و با نوشیدن هر آب و شربت گوارا،از لبهاى عطشان آن‏حضرت،یاد شود، چرا که آب،یاد آور آن عاشوراى عطش ریز و آن کامهاى تشنه‏عاشورائیان شهید است.امام صادق‏«ع‏»فرمود:«من هرگز آب سرد ننوشیدم مگر آنکه‏حسین بن على را به یاد مى‏آوردم‏»و نیز فرمود:«ما من عبد شرب الماء فذکر الحسین و لعن‏قاتله الا کتب له ماه الف حسنه و حط عنه ماه الف سیئه‏»[33] هر که آب بنوشد و حسین‏«ع‏»را یادکند و قاتل او را لعن نماید،براى او هزار حسنه نوشته مى‏شود و هزار گناه از او محومى‏گردد.از این رو،شیعه،هنگام نوشیدن آب، بر حسین بن على سلام مى‏دهد و مى‏گوید:سلام بر لب تشنه‏ات،یا حسین،سلام الله على الحسین و اصحابه.نیز در سقاخانه‏ها ومنبعهاى آب خنک،در تابستان و در ایام محرم،مى‏نویسند:«آبى بنوش و لعنت‏حق بریزید کن‏»یا«بنوش به یاد لبهاى تشنه حسین‏».از زبان خود سید الشهدا هم نقل شده که‏فرمود:شیعتى ما ان شربتم عذب ماء فاذکرونىاو سمعتم بغریب او شهید فاندبونى[۳۴]امام سجاد«ع‏»نیز سالهاى سال،از شهادت پدر با لب تشنه یاد مى‏کرد و مى‏گریست وهر گاه هنگام افطار غذا مى‏آوردند یا نگاهش به آب مى‏افتاد،مى‏گریست و مى‏فرمود:«قتل‏ابن رسول الله جائعا،قتل ابن رسول الله عطشانا»[35] و نیز هر گاه قصابى را مى‏دید که‏مى‏خواهد گوسفندى سر ببرد،مى‏گفت آبش بدهید،پدرم را با لب تشنه سر بریدند.این‏یاد کرد پیوسته از شهادت مظلومانه حسین‏«ع‏»با لب تشنه،احیاى خاطره آن روز پر حادثه‏است.
*********یاد یحیى‏«علیه السلام‏»میان ماجراى شهادت امام حسین‏«ع‏»و برخى پیامبران،شباهتهایى وجود دارد.ازجمله میان آن حضرت و حضرت یحیى بن زکریا،سر یحیى را در طشت طلا نهاده،نزد زن‏بد کاره‏اى هدیه فرستادند.[۳۶]سر سید الشهدا را نیز پس از شهادت نزد ابن زیاد و یزیدفرستادند،آن هم در طشت طلا.خداوند به انتقام خون یحیى،بخت النصر را بر آن قوم‏مسلط ساخت که هفتاد هزار از آنان را کشت.[۳۷]خداوند به پیامبر اکرم‏«ص‏»وحى فرمود:در مقابل قتل یحیى هفتاد هزار را کشتم،در مقابل قتل پسر دختر تو دو برابر آن را خواهم‏کشت.[۳۸] آنگونه که سر یحیى را در طشت نهادند،حسین بن على را هم در کربلا ذبح‏کردند.[۳۹]شاید به خاطر این شباهتها با پیامبران و حضرت زکریا بود که سید الشهدا در مسیرکربلا،در هر منزلى که فرود مى‏آمد یا از آن کوچ مى‏کرد،از یحیى بن زکریا یاد مى‏کرد وروزى هم فرمود:از خوارى و پستى دنیا همین بس که سر یحیاى پیامبر،به یکى از زنان‏زنا کار بنى اسرائیل هدیه مى‏شود![۴۰]
*********یا فتح یا شهادتدر فرهنگ عاشورا،هم شهادت‏«فتح‏»محسوب مى‏شود،و هم فتح،فراتر از پیروزى‏نظامى است. بر اساس آموزش قرآنى‏«احدى الحسنیین‏»،مجاهدان راه خدا چه بکشند وچه کشته شوند، پیروزند و پیروزى در سایه عمل به تکلیف است.شوق شهادت درابا عبد الله‏«ع‏»چنان بود که به فرموده امام باقر«ع‏»روز عاشورا،نصرت الهى براى آن‏حضرت نازل شد و میان زمین و آسمان بود.حسین بن على را مخیر کردند که پیروز شودیا شهید گردد.وى شهادت و دیدار الهى را ترجیح داد:«لما نزل النصر على الحسین بن على‏حتى کان بین السماء و الارض ثم خیر:النصر او لقاء الله،فاختار لقاء الله‏».[41] آن حضرت،کشته شدن را هم پیروزى مى‏دانست،چون هم به رستگارى ابدى مى‏رسید،هم دین رازنده مى‏کرد.امام حسین‏«ع‏»خود فرمود:«اما و الله انى لارجو ان یکون خیرا ما اراد الله‏بنا،قتلنا ام ظفرنا»[42] به خدا سوگند،امیدوارم آنچه را خداوند براى ما بخواهد.«خیر»باشد،چه کشته شویم،چه پیروز گردیم!گر چه از داغ لاله مى‏سوزیمما همان سر بلند دیروزیمچون به تکلیف خود عمل کردیمروز فتح و شکست،پیروزیم[۴۳]امام خمینى‏«ره‏»فرمود:«من امیدوارم به فوز«احدى الحسنیین‏»نائل شوم،یا پیشرفت‏مقصودو اقامه عدل و حق یا شهادت در راه آنکه حق است.[۴۴]
*********یا لثارات الحسین‏«علیه السلام‏»نداى خونخواهى حسین علیه السلام.این جمله،شعار یاوران حسین‏«ع‏»و شعارفرشتگانى و اقامه عدل و حق،یا شهادت در راه آنکه حق است.» است که کنار قبر او تا ظهور امام زمان‏«ع‏»مى‏مانند.[۴۵] نیز،شعار حضرت‏مهدى‏«ع‏»است، هنگام قیام براى انتقام خون شهداى کربلا.[۴۶] همچنین شعار یاوران‏شهادت طلب امام زمان‏«ع‏»که آرزوى مرگ در راه خدا دارند«شعارهم:یا لثارات‏الحسین‏».[47] در نهضت توابین به رهبرى سلیمان بن صرد نیز که در سال ۶۵ هجرى در کوفه‏قیام کردند،شعارشان همین بود. در قیام مختار هم همین شعار مطرح بود.در برخى نقلها«یا اهل ثارات الحسین‏»آمده است.[۴۸] نیز«یا لثارات الحسین‏»نام نشریه‏اى است که به همت جمعى از نیروهاى بسیجى وحزب اللهى و دردمند،با انگیزه دفاع از ارزشهاى انقلاب اسلامى،از سال ۱۳۷۳ شمسى‏منتشر مى‏شود و افشاگر برخى از برنامه‏هاى تهاجم فرهنگى غرب،علیه اسلام و انقلاب‏است.
*********یا لیتنا کنا معکآرزوى رستگار شدن و رسیدن به فوز و فیض شهادت در رکاب ولى خدا،براى‏کسانى که در معرکه کربلا نبوده‏اند،آرزوى شیرینى است.شهادت را رستگارى دانستن وآرزومندى براى درک آن فیض،هم خطى با سید الشهداء«ع‏»است.این آرزو درزیارتنامه‏هاى آن حضرت با عبارتهاى مختلفى بیان شده است.از قبیل:«فزتم و الله فلیت‏انى معکم فافوز فوزا عظیما»،[۴۹] «یا لیتنى کنت معکم فافوز فوزا عظیما»،«فیا لیتنى کنت‏معکم فافوز معکم‏».[50] جلوه این آرمان والا،در هر عصرى مى‏تواند آشکار شود،چرا که‏وقتى هر روز عاشورا و همه جا کربلا باشد و خط جهاد و شهادت به روى پیروان حق‏گشوده باشد،صداقت زائر در این ادعا،در جبهه‏هاى نبردش با ستمگران دیده مى‏شود واین آرزو به عمل مى‏رسد.نمونه آن در جبهه‏هاى دفاع مقدس در جمهورى اسلامى مکرردیده شد.آنان که عمرى خطاب به مولایشان‏«یا لیتنا کنا معکم…»گفته و بر غربت و تنهایى مظلومیت‏حسین‏«ع‏»گریسته بودند،وقتى کربلاى جبهه‏هاى حق،براى حسین زمان ناصرو یاور مى‏طلبید،به میدانهاى رزم شتافتند و جان فدا کردند و نشان دادند که اگر در عاشوراهم بودند،همچون اصحاب شهید آن امام،عاشقانه جان نثار مى‏کردند.جمله‏«یا لیتنا….»هم اعلام موضع و جانبدارى از برنامه و حرکت عاشورایى شهداى کربلاست،هم اعلام‏آمادگى براى حضور در کربلاهاى مکرر تاریخ.شعار شهادت طلبان است و آرزوى‏وارستگان از تعلقات دنیوى.چرا که نوع شهادتى که حسین‏«ع‏»و اصحابش در کربلا پذیراشدند،غبطه همه انسانهاى آزاده در دورانهاست.در حدیث مفصل امام رضا«ع‏»خطاب به‏ریان بن شبیب آمده است:«یا ریان!ان سرک ان یکون لک من الثواب مثل ما لمن استشهدمع الحسین‏«ع‏»فقل متى ما ذکرته:یا لیتنى کنت معهم فافوز معهم فوزا عظیما»[51].اگر دوست‏دارى که ثواب شهیدان کربلا را داشته باشى،هر گاه به یاد آن حادثه افتادى بگو:کاش من‏نیز با آنان بودم و با آنان به رستگارى بزرگ مى‏رسیدم.این آرزو،نشان دهنده زمینه‏تفکرات عاشورایى در دل انسان است.
*********یزیدیانوابستگان و پیروان یزید،چه در فکر و چه در عمل،چه در گذشته و چه عصر حاضر.همه هواداران یزید و عمل کنندگان در آن راه،از دودمان یزید و«آل یزید»محسوب‏مى‏شوند و مورد لعن خدا و نفرت مردمند.تعبیر«آل یزید»در برخى زیارتنامه‏ها هم آمده‏است، همچون‏«زیارت عاشوراى غیر معروفه‏»که مى‏خوانیم:«اللهم العن یزید و آل یزیدو بنى مروان جمیعا»و همانجاست که:روز عاشورا،روزى است که خشم و لعنت الهى بریزیدیان و آل زیاد و شمر و عمر سعد،تجدید و نازل مى‏شود:«هذا یوم تجدد فیه النقمه وتنزل فیه اللعنه على اللعین یزید و على آل یزید و على آل زیاد و عمر بن سعد و الشمر».[52]بعلاوه همه کسانى که راضى به گفتار و رفتار یزید باشند و از اولین و آخرین هر کس که ازآنان پیروى و تبعیت نموده و با آنان بیعت کرده باشد و آن گروه را مساعدت کرده یارضایت داشته باشد،مورد لعن قرار گرفته‏اند،نیز همه آنان که ماجراى عاشورا را شنیده وبه آن راضى شدند،تا روز قیامت،همه آل یزیدند و ملعون خدا و خلق:«اللهم و العن کل‏من بلغه ذلک فرضى به من الاولین و الآخرین و الخلایق اجمعین الى یوم الدین‏».[53]این لعن و نفرینها نشان دهنده گستردگى جبهه یزیدیان است که همه زمانها و مکانها رافرا مى‏گیرد و هر کس که حامى آن تفکر و مخالف و دشمن اهل بیت باشد و با داشتن‏ماهیتى یزیدى به قلع و قمع مبارزان راه حق و آزادى بپردازد«آل یزید»است.امروزصهیونیستها و عوامل استکبار جهانى از مصادیق روشن‏«یزیدیان‏»اند.امام خمینى‏«ره‏»شهادت زائران خانه خدا را در«حج‏خونین‏»و در کربلاى حجاز و قتلگاه حرم،تکرارفاجعه همان یزیدیان صدر اسلام مى‏داند که شمشیر کفر و نفاق را در لباس دروغین احرام‏پنهان کرده بودند.[۵۴] و نسبت به جبهه متحد کفر بر ضد انقلاب اسلامى و مسلمانان مظلوم‏ایران مى‏فرماید:«…شهداى ما مکرر شهداى کربلا و مخالفان ما مکرر یزید و وابستگان اوهستند.»[55]
*********یوم الطفطف،نام سرزمین کربلاست،به معناى سرزمین مرتفع و بلند.و«یوم الطف‏»،اشاره به‏حادثه کربلا و شهادت امام حسین‏«ع‏»در آن سرزمین است.روز طف که همان‏عاشوراست،در ادبیات، بویژه در اشعار عرب و مراثى شاعران شیعه بسیار به کار رفته‏است و از حسین‏«ع‏»بعنوان‏«قتیل الطف‏»یاد شده است.
*********یوم اللهاز نامهاى روز عاشوراست،به معناى روز خدا.گر چه همه روزها و مکانها و زمانها ازآن خداست، ولى گاهى زمان و مکان خاصى به دلیل اهمیت آن یا عظمت‏حادثه‏اى که درآن اتفاق افتاده و قدرت نمایى خداوند در آن روز،به خدا انتساب پیدا مى‏کند و«ماه خدا یاروز خدا»مى‏شود.در قرآن نیز از«ایام الله‏»یاد شده و به گرامیداشت آن توصیه شده‏است،چرا که در سرنوشت اقوام و ملل،تاثیر عمده داشته است(ذکرهم بایام الله:ابراهیم،آیه ۵).[۵۶]در روز عاشورا،حوادث مهمى اتفاق افتاده که مهمترین آن حماسه کربلا و شهادت‏امام حسین‏«ع‏»است.طبق روایات فراوان،بخصوص در کتب اهل سنت،عاشورا روزمهمى بوده که پیشینیان آن روز را،روزه مى‏گرفتند و پیامبر«ص‏»هم روزه مى‏گرفت،ولى‏پس از شهادت حسین بن على‏«ع‏»در این روز، بنى امیه بخاطر کینه‏اى که با عترت پیامبرداشتند،آن روز را روز فرخنده و مبارک و عید قرار دادند و به شادمانى پرداختند(اللهم ان‏هذا یوم تبرکت به بنو امیه…و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین)[۵۷] ازاین رو پس از آن حادثه،امامان شیعه آن را روز شومى دانسته و از روزه گرفتن در آن نهى‏کردند.در روایات عامه نقل شده که از رسول خدا«ص‏»در باره عاشورا و روزه آن پرسیدند،فرمود:«ان یوم عاشورا یوم من ایام الله تعالى،فمن شاء صامه و من شاء ترکه‏»[58] عاشورایکى از ایام الله است،هر که خواست روزه بگیرد و هر که خواست،نگیرد.از امام‏صادق‏«ع‏»روایت است که آل امیه و شامیانى که در کشتن حسین‏«ع‏»آنان را یارى کرده‏بودند،نذر کرده بودند که اگر حسین‏«ع‏»کشته شود و سپاه کوفه سالم از جبهه کربلابرگردند و خلافت در دودمان آل ابى سفیان مستقر گردد،آن روز را روز عید و جشن‏بگیرند و به شکرانه‏اش،آن روز،روزه بگیرند.از این رو روزه گرفتن عاشورا تا امروز درمیان آل ابى سفیان رسم شده است و مردم از آنان تبعیت مى‏کنند و روزه مى‏گیرند و در این‏روز،به خانواده و بستگان خویش،شادى مى‏رسانند.[۵۹] به هر حال،در تاریخ اسلام،واقعه خونین عاشورا عظیمترین جلوه فداکارى خالصانه‏در راه دین و فدا شدن گرامیترین انسان آن روزگار در راه حق و عدالت و احیاى اسلام بودو تاثیرات مهمى در بیدارى ملتها در طول تاریخ و الهام گرفتن افراد و امتها در راه مبارزه باستم داشته است و اگر در اسلام،چند روز بسیار مهم و به یاد ماندنى و ستودنى داشته‏باشیم،یکى هم عاشوراست،که راز و رمز کرامت بخشیدن انسان بر فرشتگان از سوى‏خدا را نشان مى‏دهد و براى امت محمد«ص‏»همین بس که اسوه‏هایى چون‏سید الشهدا«ع‏»و شهداى کربلا دارد که جهان را در مکتب شرافت و آزادى خود،تربیت‏مى‏کند.در حدیثى قدسى آمده است که حضرت موسى به خداوند عرض کرد:پروردگارا،چرا و به چه خاطر امت محمد«ص‏»را بر سایر امتها فضیلت بخشیدى؟فرمود:به خاطر ده‏خصلت و ویژگى آنان را برترى دادم. موسى‏«ع‏»پرسید:آن ده خصلت چیست که امت‏محمدى به آن عمل مى‏کنند،تا من هم بنى اسرائیل را فرمان دهم تا به آنها عمل کنند؟خداى متعالى فرمود:«الصلاه و الزکاه و الصوم و الحج و الجهاد و الجمعه و الجماعه و القرآن‏و العلم و العاشوراء…»[60] آنها عبارت است از:نماز،زکات،روزه،حج،جهاد،نماز جمعه،نماز جماعت، قرآن،دانش،و عاشورا!شگفتا که عاشورا در کنار نماز و حج و جهاد وقرآن و…از خصلتهاى امتیاز بخش امت اسلام بر امتهاى دیگر است.و این راز عظمت‏عاشورا و یوم الله بودن آن است. در ادامه حدیث فوق،حضرت موسى از مفهوم‏«عاشورا»مى‏پرسد،خداوند در پاسخ به روز گریه و تباکى بودن عاشورا در سوگ فرزندپیغمبر و فضیلت گریستن و اطعام و خرج در راه زاده زهرا و ماتم آن شهید بزرگوار اشاره‏مى‏فرماید و بر چشمهاى گریان در روز عاشورا و قطرات اشک،پاداش بهشت را وعده‏مى‏دهد.امام خمینى‏«قدس سره‏»نیز روزهایى همچون ۲۲ بهمن،۱۵ خرداد،۱۷ شهریور را«یوم الله‏»مى‏داند و به تکریم و احیاى آنها دستور مى‏دهد و تعبیر«عاشورا و ۱۷ شهریور ودیگر ایام الله…»[61] نشان مى‏دهد که عاشورا را نیز از ایام الله مى‏داند و در جایى هم‏15 خرداد را با عاشورا مقایسه مى‏کند و هر دو را«روز الهى‏»مى‏داند که همان یوم الله‏است:«بزرگداشت روز حماسه آفرین ۱۵ خرداد،بزرگداشت ارزشهاى انسانى در طول‏تاریخ است،همان سان که بزرگداشت روز سرنوشت‏ساز عاشورا،بزرگداشت اسلام وقرآن کریم است.ملت‏شریف ما،بلکه ملتهاى مظلوم،از هر چه غفلت کنند،از این دو روزالهى نباید غفلت کنند.عاشورا با«نه‏»خود، یزیدیان را در طول تاریخ نفى کرد و به‏گورستان فرستاد،۱۵ خرداد پهلویان و پهلوى صفتان و ابر قدرتها را مدفون کرد…»و درپایان این پیام،مى‏فرماید:«درود بر عاشورا،درود بر ۱۵ خرداد و ۲۲ بهمن،درود برایام الله‏»[62]
پی نوشتها:
۱ مفاتیح الجنان و بحار الانوار،ج ۱۰۱،ص ۱۶۳٫۲- مفاتیح الجنان:زیارت مطلقه سوم،زیارت وارث،زیارت امام حسین روز عرفه.۳- قیام جاودانه،محمد رضا حکیمى،نقل از چشمه خورشید،ج ۱،ص ۳۳۰٫۴- مفاتیح الجنان،زیارت امام حسین در عید فطر و قربان(ص ۴۸).۵- حدید،آیه ۲۵٫۶- مسرف بن عقبه.۷- مروج الذهب،مسعودى،ج ۳،ص ۶۹٫۸- منتهى الآمال،محدث قمى،ج ۲،ص ۳۵(چاپ جاویدان)در حالات امام سجاد«ع‏».9- براى تفصیل بیشتر قضیه ر.ک:«واقعه حره در تاریخ‏»،محمد جواد چنارانى،تاریخ الاسلام، ذهبى،ج ۵،حوادث‏سال ۶۸ هجرى.۱۰- دائره المعارف الاسلامیه،ج ۷،ص ۳۶۳٫۱۱- غرر الحکم.۱۲- زیارت عاشورا،مفاتیح الجنان،ص ۴۵۸٫۱۳- زیارت مطلقه امام حسین،مفاتیح الجنان،ص ۴۲۳٫۱۴- مفاتیح الجنان،ص ۴۳۵٫۱۵- در زمینه وقف ر.ک:«مقدمه‏اى بر فرهنگ وقف‏».ابو سعید احمد بن سلمان،«تاریخچه وقف در اسلام‏»،محمودشهابى،سلسله گزارشهاى‏«نگاهى به جایگاه وقف در جامعه ما»،روزنامه کیهان،۱۰ اسفند ۷۲،به بعد،«وقف‏»میراث‏جاویدان‏»،فصلنامه سازمان اوقاف و امور خیریه.۱۶- نهج الفصاحه،ص ۴۶٫۱۷- وقف،میراث جاویدان(مجله)،شماره ۶،ص ۱۴۲٫۱۸- مقتل الحسین،مقرم،ص ۱۵۷۱۹- کشف الغمه،ج ۲،ص ۲۴۱،حیاه الامام الحسین،ج ۳،ص ۴۸٫۲۰- موسوعه کلمات الامام الحسین،ص ۳۶۹ به نقل از ثواب الاعمال۲۱- قبله این قبیله،جواد محدثى،ص ۷۴٫۲۲- حیاه الامام الحسین،ج ۳،ص ۲۷۴٫۲۳- بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۴۶،مقتل خوارزمى،ج ۲،ص ۳۲٫۲۴- قمقام زخار،ص ۴۰۴۲۵- ذریعه النجاه،ص ۱۲۹٫۲۶- بحار الانوار،ج ۱۰۱،ص ۲۵٫۲۷- نفس المهموم،ص ۱۳۱،مقتل خوارزمى،ج ۲،ص ۷،بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۸۳،(با تفاوتهایى اندک در تعابیر).۲۸- نهج البلاغه،صبحى صالح،خطبه ۵۱٫۲۹- صحیفه نور،ج ۲۰،ص ۱۱۳٫۳۰- حسین پیشواى انسانها،محمود اکبرزاده،ص ۲۷٫۳۱- مقتل الحسین،مقرم،ص ۲۸۰،تاریخ طبرى،ج ۴،ص ۳۲۳٫۳۲- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید،ج ۳،ص ۲۴۵٫در این کتاب،اشعار،سخنان و حکایات تاریخى فراوانى در باره‏روحیه عزت و بزرگوارى و جوانمردى،بویژه در میدانهاى جنگ نقل شده است(ص ۲۴۵ تا ۳۳۱).۳۳- امالى صدوق،ص ۱۲۲٫۳۴- الخصائص الحسینیه،شوشترى،ص ۹۹٫۳۵- لهوف،ص ۲۰۹٫۳۶-بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۲۹۹٫۳۷- عوالم(امام حسین)،ص ۶۰۷٫۳۸- مناقب،ابن شهر آشوب،ج ۳،ص ۲۵۳٫۳۹- عوالم،ص ۶۰۸،بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۲۹۸٫۴۰- اصول کافى،ج ۱،ص ۴۶۵٫۴۱- اعیان الشیعه،ج ۱،ص ۵۹۷٫۴۲- از شعر«یاد»،جواد محدثى.۴۳- صحیفه نور ج ۴،ص ۲۷۹٫۴۴- بحار الانوار،ج ۴۴،ص ۲۸۶ و ج ۹۸،ص ۱۰۳٫۴۵- منتهى الامال(چاپ هجرت)ج ۱،ص ۵۴۲٫۴۶- بحار الانوار،ج ۵۲،ص ۳۰۸٫۴۷- همان،ج ۴۵،ص ۳۳۴،۳۵۸،۳۶۷٫۴۸- مفاتیح الجنان،زیارت اول امام حسین،ص ۴۲۴٫۴۹- همان،زیارت ششم،ص ۴۲۷٫۵۰- همان،زیارت وارث،ص ۴۳۰٫۵۱- بحار الانوار،ج ۴۴،ص ۲۸۶٫۵۲- مفاتیح الجنان،زیارت عاشوراى غیر معروفه،ص ۴۶۵٫۵۳- همان،ص ۴۶۶٫۵۴- صحیفه نور،ج ۲۰،ص ۲۲۸٫۵۵- همان،ج ۹،ص ۵۷٫۵۶- در باره مفهوم و جایگاه ایام الله،ر.ک:«روایت انقلاب‏»،جواد محدثى،ج ۱،ص ۱۱، مقاله‏«نگاهى تازه به مفهوم‏ایام الله‏»و«صحیفه نور»،ج ۹،ص ۵۹٫۵۷- مفاتیح الجنان،ص ۴۵۱(زیارت عاشورا).۵۸- کنز العمال،علاء الدین على الهندى،ج ۸،ص ۶۵۸،المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوى،ج ۴،ص ۲۲۴ واژه «عشر»59- بحار الانوار،ج ۴۵،ص ۹۵ حدیث ۴۱٫۶۰- مجمع البحرین،طریحى،واژه‏«عشر»،مستدرک سفینه البحار،نمازى شاهرودى،ج ۷،ص ۲۳۴٫۶۱- صحیفه نور،ج ۱۶،ص ۱۸۱٫۶۲- همان ج ۱۴،ص ۲۶۴٫منبع: فرهنگ عاشورا
 
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.