فهم ظاهر و باطن قرآن

قرآن کریم ریسمان الهی است که از مقام «لدن»آویخته شده و مرحله‌ی نازله‌ی آن در پوشش لفظ عربی روشن درآمده تا همگان بتوانند پس از تلاوت یا شنیدن، با تعقّل و فکر کردن از آن بهره‌مند گردند و همراه با قرآن عروج معنوی یابند «حم* وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»[1] قرآن کریم مراتبی دارد و بعضی از مراحل بلند آن در دسترس فکر و علم حصولی صاحب نظران نیست؛ زیرا که آن مرحله از نوع مفهوم و ماهیت و تصور و تصدیق نیست. این مراحل، با فکر عادی بشر قابل دریافت نیست مگر آنکه خود انسان عروج کند و به آن جایگاه بلند برسد و حقیقت قرآن را در آن مقام شامخ بیابد. اگر گفته می‌شود که «نماز معراج مؤمن است»[2]، به دلیل آن است که انسان را عروج می‌دهد و کسی که عروج پیدا کند زمینه‌ی دریافت آن معنای بلند قرآن را یافته است. شهیدانی که در راه خدا، شربت شهادت نوشیده‌اند و «أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ»[3] هستند، پس از رسیدن به مقام زندگی نزد خدا می‌توانند به قدر معرفت و تجرّد روحی خود به معارف و بطون قرآن دست یابند. در روایات شریفه این نکته بارها تکرار و تأیید شده است که قرآن کریم علاوه بر ظاهر، بطونی دارد: «إن للقرآن ظاهراً و باطناً»[4] و برخی روایات برای قرآن هفت بطن[۵] و در برخی دیگر هفتاد بطن قائل شده است. البتّه مقصود از هفتاد بطن و مانند آن، کثرت بطون است نه آنکه عدد مخصوصی در نظر باشد. مرحوم آیهالله حکیم ـ رحمه الله ـ از برخی بزرگان نقل کرده که ما به اتّفاق مرحوم سیّد اسماعیل صدر و مرحوم آخوند و بعضی بزرگان به خدمت مرحوم فتحعلی که مفسّر بزرگی بودند، می‌رفتیم و ایشان روز اوّل، آیه‌أی را طوری معنا کرد که به ذهن ما نیامده بود. فردای آن روز همان آیه را طور دیگری معنا کرد و پس فردا همان آیه را به گونه‌أی دیگر و با عمق بیشتری معنا کردند. در مورد آیه‌ی کریمه‌ی «وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ»[6] از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایتی وارد شده که فرمود ما باطن قرآنیم و منظور از «علّی»در این آیه امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ است.[۷] این تفسیر، تفسیر باطن قرآن است که آن حضرت نشان داده و مقصودشان آن است که حقیقت علوی، و نور محمّدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ در آن مقام بلند «لدن»حضور دارد. از حضرت حسین بن علی و نیز از حضرت صادق ـ علیهم السّلام ـ نقل شده که فرمودند: «کتاب الله عزوجل علی أربعه‌ی أشیاءٍ: علی العباره‌ی و الإشاره‌ی و اللطائف و الحقائق، فالعباره‌ی للعوام و الإشاره‌ی للخواص و اللطائف للأولیاء و الحقائق للانبیاء»[8] یعنی، خدای عزوجلّ معارف خود را در قرآن کریم به چهار گونه بیان فرموده است: به صورت عبارت و لفظ صریح و اشاره و لطایف و حقائق که عبارات آن برای فهم توده‌ی مردم است و اشاراتش برای خواصّ و لطایف آن برای اولیا و حقایق آن برای انبیای الهی است.
پی نوشت:

[۱] ـ سوره‌ی زخرف، آیات ۱ ـ ۳؛ حم، سوگند به کتاب مبین (روشنگر). که ما آن را قرآنی فصیح و عربی قرار دادیم، شاید شما (آن را) درک کنید. [۲] ـ بحار، ج ۷۹، ص ۳۰۳٫ [۳] ـ سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۶۹؛ نزد پروردگارشان زنده هستند. [۴] ـ وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۹۲٫ [۵] ـ تفسیر صافی، مقدمه هشتم. [۶] ـ سوره‌ی زخرف، آیه‌ی ۴؛ و آن در «ام الکتاب» (لوح محفوظ) نزد ما بلند پایه و استوار است. [۷] ـ تفسیر برهان، ج ۴، ص ۱۳۵، ح ۷٫ [۸] ـ بحار، ج ۷۵، ص ۲۷۸٫
منبع: قرآن در قرآن
 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.