زندگی ایشان در شکل گیری حوزه و تحولات آن:تاریخ حوزه علمیه قم،در مسیر عمر کوتاه خود،روزگاری را به یاد می آورد که جمعی از تشنگان معارف الهی و پویندگان راه حقیقت و معرفت،در عصر خفقان وفشار پهلوی،دور شمع وجود پرنور پیر روشن ضمیر،و عارف دل آگاه آیة الله حائری، محور دایره مرجعیت و ولایت را گرفته بودند،و با وجود همه فشارها و تنگناها،ازحوزه ولایت و فقاهت،سرسختانه حمایت و دفاع نموده،و در برابر ملامت ملامت کنندگان،و شماتت شماتت گران،بیم و هراسی به خود راه نمی دادند.یکی از آن مدافعان پرصلابت و پرخروش،همراه دیگر هم سنگران و هم رزمان خویش مانندآیات:حاج آقا روح الله خمینی،سید احمد زنجانی، سید محمد محقق داماد،آخوند ملاعلی معصومی همدانی،سید احمد خوانساری،شیخ عباس تهرانی،حاج میرزا عبد الله چهل ستونی،میر سید علی یثربی،سید محمد حجت کوه کمری،حاج سید محمد تقی خوانساری،و سید صدر،و…یکی هم همین مدرس فاضل،و طالب علم جوان وپرشور آن روز،آقای سید محمد رضا موسوی گلپایگانی بود.
حوزه پربرکت:تاریخ در مسیر پرفراز و نشیب خود،حوزه های اسلامی متعددی را به خود دیده است.از زوال و افول،و از درخشش و بالندگی آنها،اخبار و گزارشهایی در صفحات خود جا داده است،ولی حوزه ای به برکت و جاودانگی و گرما و صفا و نشاط وکارسازی و پرثمر و پربرکت بودن،همانند حوزه علمیه آیة الله العظمی حائری یزدی راکمتر نشان داده است.حوزه ای که با وجود قلت انصار و محدود بودن تعداد طلاب(درحد 600 نفر)،با وجود شدت عداوت دشمنان و کثرت مشکلات،و تراکم تضییقات،اینهمه آثار و برکات،و اینهمه تربیت یافتگان و فارغ التحصیلان ارزنده و برازنده و این همه اصحاب و انصار صالح و شایسته،با ایمان و با تقوا و پرفضیلت،در خود جا داده است.رجال الهی که همچون ستیغ کوههای سر به آسمان کشیده،در اوج عظمت ووقار و ایمان زندگی کرده اند و سر تعظیم در مقابل کسی جز خدای بزرگ فرودنیاورده اند.سرفرازانی که آیة الله حاج سید محمد رضا موسوی گلپایگانی نیز یکی ازآن انصار صدیق،و یکی از آن یاران با وفا و صمیمی این حوزه گرم و این کانون صفا وعشق و ایثار بوده است.
در روزگار مراجع سه گانه:تاریخ حوزه علمیه قم،پس از رحلت اسف انگیز پیر و مراد،و قطب دایره ولایت و مدیریت خود،حضرت آیة الله العظمی حائری،مؤسس حوزه علمیه قم،یک دوران فترت و روزگار خلا مرجعیت متمرکز را به خود دیده است،که در فراق مؤسس وپایه گذار آن،سه تن از شاگردان وارسته و برجسته آن بزرگمرد،آیات عظام:سید محمد حجت،سید صدر الدین صدر،سید محمد تقی خوانساری زمام امور طلاب را به دست با کفایت خود گرفتند،و با تلاش و جدیت فوق العاده،این کشتی ناخدا از دست داده رابه سوی ساحل نجات و روشنایی سوق داده و با وجود همه کارشکنی ها به کار خودادامه داده اند.در آن روزها، آیة الله سید محمد رضا موسوی گلپایگانی نیز در کنار آنان،یک همکار غمخوار،و یک همیار پشتیبان و دلسوزی بود که با جان و دل با آنان همراهی و همدلی می نمود.تاریخ پر التهاب حوزه علمیه قم،روزگار مشعشع وپرجاذبه مرجعیت حضرت آیة الله العظمی حاج سیدحسین بروجردی رادر سینه خود دارد که مدت پانزده سال همانند مدت زعامت مؤسس عالیقدرحوزه،زمام امور را دراختیار داشت،و حوزه علمیه شیعه در اثرلیاقتها و شایستگیهای آن مرجع بلند اندیش،نه تنها با«الازهر» مصر آن روز رقابت می کرد،بلکه رئیس جامع الازهر آن روز،استاد شیخ محمودشلتوت را به تواضع و خشوع در برابر فقه شیعه وا می داشت،که فتوای رسمی بودن فقه جعفری را صادر کرد.در روزگار او،مناره های مساجد مونیخ و هامبورگ و لندن به ترنم اذان و شهادت بر ولایت علی(ع)ندا سر می دادند.در آن روزگار پر عظمت و پر جلالت نیز آیة الله سید محمد رضا گلپایگانی،یکی از مدرسین عالی مقام،و یکی از چهره های فقاهتی حوزه علمیه قم بود که چشمها به او دوخته شده،و امیدها به او بسته می گشت.او در آن روزگار،یکی از کاندیداهای زعامت،و یکی از روزنه های امید مرجعیت شیعه به شمار می رفت.آن روز درست سال 1380 ه.ق بود.تاریخ حوزه علمیه قم،روزگار پروحشت و پر اضطرابی را پشت سر نهاده است.روزگاری که زبانها بسته،و قلمها شکسته،و صدایی جز صدای روحانیت به گوش نمی رسید.ما هم آن روزگار را دریافتیم.آیة الله العظمی بروجردی،پس از 15 سال زعامت روحی و معنوی پر اقتدار،جهان اسلام را بدرود گفته بود.حکومت وقت تلگراف تسلیت به آیة الله العظمی حکیم در نجف مخابره نموده بود.این تلگراف معناو مفهوم خاصی داشت. توطئه های سری،و تلاشهای علنی در کار بود که حوزه علمیه قم پخش و پلا گردد،تا به زعم خود مانع جدی اصلاحات اساسی کشور(!)از قلب کشور اسلامی ایران برداشته گردد.در آن روزگار،مراجع عالیقدر و تربیت یافتگان مکتب آیة الله حائری عموما قد علم کردند،و مدیریت حوزه را با همه مشکلات وهراسها و اضطرابها که داشت،به دست خود گرفتند.یکی از فعال ترین چهره های آن روز،در کنار امام بزرگوار و دیگر مراجع عصر،حضرت آیة الله العظمی گلپایگانی بود.آن روزها،دهه نهم و دهم از چهاردهمین قرن تاریخ هجری بود.روزگاری را در حوزه علمیه قم دیدیم که امام بزرگوار(ره)در اثر مجاهدتها وتلاشها،و در اثر مخالفت با سیاست غربی و آمریکایی شاه،و در اثر مبارزه با فسادها وخیانتها،به ترکیه و نجف تبعید گردیده بود.در فترت خلاء وجودی آن بزرگ، مراجع!613 بزرگوار اسلام،مسؤولیت بس خطیر و بزرگی را بر عهده داشتند:حفظ کیان حوزه،ودفع فتنه ها و رفع توطئه ها که از ناحیه دشمن تا دندان مسلح بر حوزه وارد می آمد.درآن روزگار،مراجع وقت به وظایف خود قیام می ورزیدند.اعلامیه های روشنگر صادرمی کردند،و تمام تلاش آنان این بود که با زحمات طاقت فرسا و کمرشکن،حوزه امام صادق(ع)را حفظ کنند،و به افشاگری چهره دشمن غدار بپردازند.در آن روزگار سیاه،یکی از فعالان مراجع آن روز، حضرت آیة الله العظمی حاج سید محمد رضاگلپایگانی بودند.اینک به شرح حال و زندگی معنوی و انسانی این بزرگ فقیه شیعه می پردازیم:
ولادت:آیة الله العظمی حاج سید محمد رضا گلپایگانی،فرزند حجة الاسلام و المسلمین،آقا سید محمد باقر گلپایگانی،در هشتم ماه ذی القعده 1316 در قریه «گوگد»از توابع گلپایگان به دنیا آمدند،و این ولادت در اثر توسل به ساحت قدسی ثامن الحجج(ع)صورت پذیرفته بود.مرحوم والدشان که یکی از علما و سادات مشهور به زهد و امانت و وثاقت مردم بود،هنگامی که کودک صغیر9 سال بیشتر نداشت،از دنیا رفت و ایشان در کنف عنایت ربانی و حمایت مادرش،بانو سیده هاجر که یکی از زنان عفیفه و پرهیزکار بودند،زندگی را ادامه دادند.او پس از فوت پدر به تحصیل علوم متداوله،به خصوص علوم دینی پرداختند.پس از طی تحصیلات مقدماتی،و تکمیل مقداری از سطوح،نزدعلمای بزرگ آن دیار،در اوایل سال 1336 که آیة الله العظمی شیخ عبد الکریم حائری به اراک وارد شده بودند،به او پیوستند.پس از تکمیل سطوح،در سال 1337 در دروس فقه و اصول آیة الله حائری شرکت نمودند،و با توجه به استعداد شایسته و ذهن بدیع خود،به زودی از شاگردان ممتاز،و طرف توجه استاد قرار گرفت.در شعبان 1340 ه.ق که آیة الله حائری به قم مشرف،و به تاسیس حوزه علمیه قم مبادرت ورزیدند،پس ازاستقرار در قم،توسط نامه ای از شاگرد ساعی و کوشای خود،دعوت به عمل آوردند تابه قم مهاجرت کند.ایشان هم در شوال همین سال به قم مهاجرت نمودند،و تدریس سطوح را در آن حوزه مبارکه تصدی نمودند،و این همکاری و معاونت تا سال 1355که آن فقید حیات داشتند،در کنار ایشان و به عنوان یکی از اصحاب و یاران ثابت وپایدار جلسه درس و بحث او ادامه می دادند.
گفتار مرحوم سید ریحان الله یزدی:او در مقام معرفی مجالس درس و حوزه های تدریسی آن روزها،پس ازبرشمردن جلسات دروس آقایان سید صدر الدین صدر،و میر سید علی یثربی،و میرزامحمد قمی و سید احمد خوانساری،و جلسه درس آقای سید محمد حجت و میرزامحمد همدانی و آقا سید شهاب الدین نجفی،و آخوند ملا علی همدانی،و جلسه درس شیخ عباسعلی شاهرودی،از جلسه درس مرحوم آقا سید محمد رضا گلپایگانی این گونه گزارش می دهد:«آقای گلپایگانی سطوح عالیه فقه و اصول را تدریس می کنند،و جایگاه درس ایشان،مدرس قبلی فیضیه است.» (1)
اساتید او:ایشان با توجه به اوج پویاگری و اشتیاق فراوانی که به تحصیل علوم اسلامی داشته اند،طبیعی است اساتید متعدد و متنوعی را در طول ایام تحصیل دیده باشند،ولی مؤثرترین و سابقه دارترین آنان که نقش اساسی در روحیه او داشته اند، انگشت شمارمی باشند:1-حجة الاسلام و المسلمین حاج سید محمد باقر گلپایگانی والد محترمشان،که دروس ادبی را از ایشان فرا گرفته اند.!615 2-حجة الاسلام و المسلمین آقای سید محمد حسن خوانساری(متوفی 1337)(برادر آیة الله العظمی سید احمد خوانساری)که دروس سطح را در خوانسارپیش ایشان فرا گرفته اند.3-مرحوم آیة الله العظمی حاج شیخ عبد الکریم حائری(متوفی 1355)،مؤسس حوزه علمیه قم،شاخص ترین و مؤثرترین استاد ایشان می باشد که حدود 20سال تمام در اراک و قم از محضر پر فیض ایشان کسب علم و دانش و کمالات نموده اند.4-آیة الله ملا محمد تقی گوگدی که بخشی از دروس ادبی و فقهی را از ایشان فرا گرفته اند.5-آیة الله العظمی نائینی(متوفی 1355)که هنگام مهاجرت به ایران،به صورت موقت به امر استادش آیة الله حائری در درس ایشان حضور پیدا کرده اند.6-آیة الله العظمی حاج آقا ضیاء عراقی که بخشی از دروس فقه را پیش ایشان تلمذ کرده اند.7-آیة الله العظمی حاج سید ابو الحسن اصفهانی(متوفی 1365)که بخشی ازمباحث خارج فقه را در نجف اشرف پیش ایشان تلمذ نموده اند.اینها،تعدادی از اساتید آن مرحوم می باشد.یقینا تعداد اساتیدشان منحصر به اینها نبوده است و خیلی بیش از این تعداد می باشد.
خصوصیات علمی و اخلاقی:گرچه خصوصیات اخلاقی و مکارم صفات ایشان در رسانه ها و مطبوعات کشور به صورت جامع منعکس شده است و نیازی به تفصیل ندارد،ما فشرده ای ازخصوصیات ایشان را جهت تذکار در اینجا می آوریم:ایشان دارای ذهن تیز و حسن سلیقه و پشتکار کامل در مسائل تحقیقی و فقهی،و متصلب در عقیده،و استوار و محکم در حفظ معتقدات و خصوصیات اخلاقی،خویش بود.وجود او تجسم عینی کلام علی(ع)بود جایی که می فرماید:«المؤمن! 616 کالجبل الراسخ،لا یعصفه العواصف »(مؤمن همانند کوه استواری است که وزش بادهای تند او را نمی لرزاند).آن فقیه شیعه همواره در تقویت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت(ع)،و ترویج قرآن،سعی و تلاش وافر داشت،و در دفاع از ارزشهای اسلامی و الهی،حاضر به هیچگونه سازش و گذشت نبود.اعتقاد او به اهل بیت عصمت و طهارت(ع)،یک اعتقاد راستین و راسخی بود،نه صوری و خودنمایی.کتابها و قلمهایی را که جهت گیری روشنفکر مآبی و پایمال نمودن اصالتها و ارزشهای واقعی داشت،نه تنها پذیرا نبود،بلکه به مقابله جدی آنها نیز برمی خاست.معظم له دراحترام به استاد و ادای حق او،و در تواضع و محبت به دانشجویان و طالبان علم،بی نظیر بود.بارها و بارها از خصوصیات استاد و مربی اش،حاج شیخ عبد الکریم حائری(ره)ذکر خیر می نمود، و هرگز او را فراموش نمی کرد،و پیش از شروع درس به روح پرفتوحش فاتحه قرائت می نمود،سپس آغاز درس می کرد.هر صبحگاه پس ازنماز،در بالای سر به قرائت سوره فاتحه به روح ایشان می پرداخت.این خصوصیت،ازصفا و وفاداری او به ذوی الحقوق حکایتها داشت.اصحاب و حواشی که او انتخاب کرده بود،نوعا از روحیات او متاثر،و از نیکان و اخیار بودند،و برخورد آنان با طلاب واهل مراجعه،یک برخورد احترام آمیز بود.
اخلاص در توسل:ایشان مرد دعا و توسل،و اهل نماز و تهجد،و حلیف شب و انیس خلوت ومونس جلوت بود.به نماز و دعا و قرآن عشق می ورزید.حال و احوال انس کامل باخدای متعال داشت.نوادر حالات و قضایای شگفت روحی که مربوط به عوالم معنویت و روح بوده باشد،در زندگی ایشان فراوان وجود داشت که برخی از عزیزان به نگارش و جمع آوری آنها اقدام نموده اند و ما را نیاز به بازگویی آنها نیست،فقطمواردی از توسل و دعای مستجاب آن روحانی متعبد را که ناقل آن فرد موثق و قابل احترام،حضرت حجة الاسلام و المسلمین،آقای حاج میر شاه ولد عالم بزرگوار و امام جماعت محترم شهرستان ملایر بود،در اینجا می آوریم که نشانی از دعا و خلوص این مرد زاهد و وارسته و نمایشی از ارتباط عجیب عالم ارواح می باشد.
ایشان می فرمودند:«در یکی از بیمارستانهای تهران،پنج شش روز بود که در بخش «سی سی یو»تحت مراقبت بودم.وضع روحی و جسمی ام در شرایط فوق العاده نامناسبی بود که درشب هفتم در عالم رؤیا دیدم که حضرت آیة الله گلپایگانی در کنار بسترم سجاده پهن کرده است.با حالت خاصی مشغول نماز و تهجد می باشد.تا از خواب بیدار شدم،به خود گفتم من از این وضعیت وخیم شفا و نجات پیدا خواهم کرد.نماز و دعای ایشان در کنار تختخواب،نشانی از استجابت این دعا است.اتفاقا آقای انصاریان مدیر محترم انتشارات انصاریان قم به عیادت اینجانب آمده بود.من خوابی را که آن شب دیده بودم کوتاه و فشرده برای او تعریف نمودم که چنین صحنه ای را در عالم رؤیا دیده ام.ایشان در بازگشت به قم این خواب را به آقا تعریف کرده بود.آقا مکثی نموده و از آقای انصاریان پرسیده بودند:«آن رؤیا در چه شبی بوده است؟»پاسخ دادند در فلان شب.آقا فرمودند:«من در آن شب،افرادی را در نماز شب یاد کردم و نام بردم،یکی هم آقای میر شاه ولد بود…»
در عالم شهود:یک وقت پس از چاپ اول کتاب «فقهای نامدار شیعه »را به معظم له نشان دادم که در آن تصویر جلسه درس آیة الله آخوند خراسانی منعکس بود و بزرگانی مانندآیات:بروجردی،میلانی،حاج آقا حسین قمی نیز به عنوان تلمذ در آن محضرنشسته اند.ایشان به راحتی و بداهت اظهار داشتند:«من این جلسه درس را دیشب به همین کیفیت که نشان می دهید می دیدم و اکنون تعبیر آن را مشاهده می نمایم.»
استقلال حوزه:او معتقد به حفظ استقلال و اصالت حوزه های علمی،به ویژه حوزه علمیه قم بود،پیام اول و آخر ایشان به شورای مدیریت قدیم و شورای سرپرستی جدید،همین یک کلمه بود و بس:«حفظ استقلال حوزه ».بارها می فرمود که حوزه علمیه قم، یک نیروی بزرگ،و یک قدرت الهی در این کشور می باشد،و این قدرت الهی،مشروعیت خود را از علم و دانش،و از قداست و معنویت طلاب الهام می گیرد.از این رو،سعی وتلاش داشت که پایه علمی طلاب هر چه بالاتر رفته باشد،و در کنار علم و دانش،ازتقوی و آراستگی اخلاقی،دینداری و خداشناسی،و امانتداری بیشتری برخوردارباشند.اندوخته های آنها،تنها علم عاری از عمل نباشد که به دردی نخواهد خورد.او پایبند استمرار دروس حوزه بود و هرگز به آسانی به تعطیل آن رضایت نمی داد.او تا 94 سالگی در مسجد اعظم تدریس داشت.با سن کهولت،باز به درس تشریف می بردند.وقتی پایشان صدمه دید که مانع از راه رفتن شد،طلاب و فضلاء رابه منزل دعوت نمود و به تدریس ادامه داد.او پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری جمهوری اسلامی را در این کشور یکی از الطاف حسنه الهی می دانست،و سعی و تلاش داشت این نعمت الهی،و این لطف برجسته پروردگار،همچنان صحیح و سالم و بی عیب و نقص محفوظ بماند. تضعیف وصدمه رساندن به این موهبت بزرگ الهی را گناه بزرگ می شمرد،از این رو با همه تذکرات اخلاص آمیز و دلسوزانه ای که به پاره ای از مسائل جاریه کشور داشت،در عین حال،رضایت نمی داد که کوچکترین خدشه به اعتبار و حیثیت جهانی و عمومی جمهوری اسلامی وارد آید.از این رو،او بازوی توانا و پشتیبان نیرومند انقلاب اسلامی و مسؤولین امر بود،و اگر تذکری به مسؤولین داشت،آن را به صورت احترام آمیز بیان می نمود،یقینا نصیحت و دلسوزی با موضع گیری و جبهه بندی تفاوت فاحشی دارد.
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی او:زندگی سیاسی و اجتماعی آن بزرگ مرجع تقلید شیعیان،در این 32 سال دوران زعامت و مرجعیت،در دو مرحله اساسی و سرنوشت ساز خلاصه می گردد.هر دو مرحله ای که هر کدام از اعتبار و حساسیت ویژه ای برخوردار می باشند:1-هفده سال تمام،از سال 1340 تا1357،پیش از پیروزی انقلاب اسلامی،تالحظه های پیروزی.2-پانزده سال تمام،از1357 تا 1372،از لحظه های پیروزی انقلاب اسلامی تاهنگام رحلت آن بزرگ.در هر دو مرحله یاد شده،حیات سیاسی و اجتماعی او سخت طاقت فرسا وسرنوشت ساز و توام با مشکلاتی بوده است،ولی یقینا در مرحله نخستین،گرفتاریها وفشار و شکنجه های روحی وی،بیشتر از مرحله دوم بوده است.تحلیل مساله به این صورت است که در مرحله دوم،حضور رهبری معظم ورشید انقلاب اسلامی،و خلف صالح ایشان، حضرت آیة الله خامنه ای،به عنوان سکان دار کشتی انقلاب،کار را آسان تر کرده بود،و هر نوع مشکل و معضلی را باسرپنجه عقل و درایت،و از راه مذاکره و بحث و گفتگو،و تفاهم موجود حل می نمود،و چندان جای تامل و درنگ نبود،هر چند در این مرحله هم مسائل لا ینحل و مشکلات ناگشودنی فراوان وجود داشته است…ولی در نخستین مرحله از زندگی سیاسی واجتماعی ایشان،طرف حساب او بیگانگان و اجانب از معارف دین،یا دوستان ناآشنا بامفاهیم و مصالح اسلام بودند;یا به تعبیر دیگر،روند قضایا آنچنان سریع و شتابزده وغیر قابل کنترل بود که تبیین و تفسیر و تحلیل منطقی آنها بیرون از عهده تحلیلگر بود وشرایط چنین اجازه ای را نمی داد.و از طرف دیگر توقعات و انتظارات فوق العاده فراوان بود،از این رو به نظر نگارنده که حاضر در روند مسائل آن روز و جریانات 15خرداد و پیامدهای آن بود،سخت ترین و مشکل ترین لحظات زندگی سیاسی واجتماعی آن بزرگ مرجع،پس از تبعید حضرت امام شروع شده بود که مسائل ومشکلات داخلی و خارجی،فوق العاده پیچیده،و تصمیم گیری و اجرای تصمیمات،مشکل تر و غیر قابل عمل و اجرا بود.حضور آیات در شهر ری،و عدم امکان تخلیه حوزه علمیه قم که مساوی با انحلال مرکزیت حوزه تلقی می شد،و از سوی دیگر، حمله و هجمه دوستان و آشنایان از جبهه داخلی،و احساس مسؤولیت بزرگتری ازآن،یکی از بحرانی ترین و پیچیده ترین بغرنجهای سیاسی و اجتماعی بود،که با همه درد و رنج و مشکلاتی که داشت،گذشت.در آن روزگار سیاه،و در آن مراحل حساس پیش از پیروزی انقلاب،که رژیم جبار و ستمگر یکه تاز میدان بود،و تلاش داشت در غیاب فیزیکی رهبر انقلاب،تمام برنامه ها و اهداف ضد اسلامی را که داشت و یا از سوی آمریکا دیکته می شد را یکجا وسریع،یکی پس از دیگری به مرحله اجرا درآورد.در اجرای این توطئه ها آن چنان آماده بود،که ساده ترین مساله ای که نشانگر هویت اسلامی و تشخص فرهنگی مردم مسلمان بود-مثلا تاریخ-آن را نیز می خواست مطابق خواسته اربابان خویش تغییردهد،و این ملت اسلامی را همانند دیگر اقلیتهای مسلمانی که در کشورهای بیگانه زندگی می کنند،بریده از تاریخ و بیگانه از محورهای زندگی معنوی شان درآورد.این مرجع بزرگ،پس از فاجعه 15 خرداد،به موضع سازش ناپذیری خود ادامه داده،و درمقاطع مختلف،با انتشار بیانیه،پیام و تلگراف،به وظیفه الهی خود عمل کردند،که تفصیل قضایا از عهده این مختصر خارج،و نیازمند کتاب مفصلی است.فقط به صورت روزشمار به سرفصلهایی اشاره می شود:
روز شمار حوادث آن روز:1-در مورد غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی،همراه دیگر حضرات آیات،اعلامیه شدید اللحن و تلگراف مؤثری را مخابره نمودند.2-در ماجرای حمله کماندوها و دژخیمان شاه به مدرسه فیضیه در فروردین 1342 که خود آن حضرت نیز مصون از حمله و یورش آنان نبودند،با انتشار بیانیه ای تند،رژیم طاغوتی را استیضاح نمودند.3-در ماجرای جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل،و تجاوز صهیونیستها به بلادمسلمین،و تصرف مسجد الاقصی،بیانیه شدید اللحنی را صادر نموده،و در مدرسه فیضیه عزای عمومی اعلام کردند،که رژیم حامی صهیونیزم از برگزاری آن جلوگیری به عمل آورد.4-در ارتباط با مساله تبدیل تاریخ هجری به تاریخ شاهنشاهی،عکس العمل شدید و تندی نشان دادند،که کم سابقه،بلکه بی سابقه بود.5-در جریان تبعید حضرت امام(ره)بیانیه مؤثری را صادر نمودند که طی آن،چهره کریه رژیم را به مردم شناسانده،و خواستار بازگشت سریع و عاجل معظم له شدند.6-در لحظات حساس اوان پیروزی انقلاب اسلامی که حوادث پشت سر هم می آمد،مانند آتش سوزی سینما رکس آبادان، مجالس ترحیم استاد شهید آیة الله سیدمصطفی خمینی،و چهلمی که به احترام ایشان برگزار شد،و پشت سر آن، چهلمین هایی که به وجود می آمد،در هر حادثه ای اعلامیه های مشترکی با امضای آن بزرگ مرجع و دیگر مراجع قم موجود است که تعداد آنها کم نیست،و در کتابهای مربوطه می توان مطالعه نمود.ما فقط سه نمونه از آن اعلامیه های شدید اللحن ایشان رااز کتاب «یکصد سال مبارزه روحانیت،از میرزای شیرازی تا امام خمینی »(چاپ سال 1358 ه.ش)که در همان ایام و حال و هوای لحظه های پیروزی انقلاب به نگارش در آمده است،محض آگاهی نسل جوان ذیلا می آوریم.
نمونه هایی از اعلامیه های پیش از پیروزی انقلاب:تاریخ حوزه علمیه قم،سخت ترین،سهمناک ترین،شکننده ترین وپرمخاطره ترین روزها را به خاطر دارد.روزهای خاک و خون،آتش و خمپاره،و توپ و تانک و مسلسل.در آن اوج احساسات انقلابی،و ضعف و فتور دستگاه حاکم.حکومتهای موقت،یکی پس از دیگری سر کار می آمدند و می رفتند.درست 27/8/57،در آن شرایط خفقان و تسلط رعب و وحشت و حکومت نظامی،این مرجع بزرگوار ورشید،پیامی به ارتشبد ازهاری،نخست وزیر وقت مخابره می نماید که همانند بمب در آن روز منفجر می شود،که متن آن چنین می باشد:«تهران-تیمسار ارتشبد غلامرضا ازهاریابلغکم رسالات ربی و انا لکم ناصح امینبر حسب وظیفه شرعیه،ومسؤولیت مهمی که بر عهده دارم،لازم دانستم به جناب عالی و تمام درجه داران وافسران ارتش تذکر دهم،باشد که این تذکرات باعث تنبیه و اتخاذ ترتیب مشروع ومنطقی گردد،و در مقابل خداوند متعال و وجدان و ملت ایران،و مردم آزاد دنیا،بیش ازاین،این مملکت اسلامی سرافکنده و مورد تنفر واقع نشود.فاجمعوا امرکم و شرکائکم ثم لا یکن امرکم علیکم غمةآقای ازهاری!سلب آزادیهایی فردی و اجتماعی،و ایجاد اختناق و سانسور،وکشتار و اتلاف نفوس،نه شما را بر ابقاء حکومت استبدادی توفیق می دهد و نه این ملت ستمدیده را آرام و نه مقام روحانیت را از انجام وظیفه شرعیه باز می دارد.اگرراستی بقاء این مملکت را می خواهید با ملت عناد و لجاج نورزید و بر آتش تنفر وانزجار و اعتراض و اعتصابی که ضد اسلامی و مخالف مصالح مملکتی حکومت آن راروشن کرده است،هیزم نریزید.و از راهی که منتهی به ندامت و زوال حیثیات مملکت است بازگردید،و به ندای وجدان و عقل و دین پاسخ دهید.با اسلحه ای که در انبارها باپرداخت میلیاردها پول ملت محروم ذخیره شده،ملت را که مالک واقعی آن است،نکشید و به اظهار پشتیبانی بعض اجانب که می خواهند شما را هر چه بیشتر به دشمنی با ملت برانگیزند تا مطیع فرمانشان باشید و غیر از آنها پناهگاه و پشتیبانی نداشته باشیدمغرور نشوید و شخص پرستی را بر مصالح مملکت ترجیح ندهید.من به شما اتمام حجت می کنم که آنچه شما در مقام حفظش هستید،که حتماخواسته ملت و مصلحت مملکت نیست، مجوز این اقدامات خشونت بار نمی باشد.آیا نمی بینید که مملکت در اعتصاب است؟آیا نمی دانید که دانشگاهیان وفرهنگیان و بازاریان و کارگران و کارمندان صنعت نفت و مطبوعات و جراید و همه وهمه،همکاری با نظام را خیانت به مملکت و حقوق و آزادی خود می دانند؟راضی! 623 نشوید در تاریخ ثبت شود که ارتش ایران بعد از سالها استراحت،ملت را هدف قرار دادو خیابانها و کوچه و بازار و دانشگاه و مدارس را از خون ملتی که بودجه هنگفت ارتش را متحمل است،رنگین ساخت.آقای ازهاری!با توجه به اینکه نهضت اصیل ملت ایران برای طرد استعمار واستبداد تمام قشرهای مملکت را فرا گرفته است،مقابله با آن،با نیروهای مسلح و کشتارصغیر و کبیر،مملکت را از بحران ها و ناآرامی ها نجات نخواهد داد و مردم به چیزی غیر از پایان یافتن حکومت استبدادی و تامین آزادی و عدالت اجتماعی در سایه برقراری نظام اسلامی راضی نخواهند شد.شما که به عنوان حفظ نظام مشروطه سلطنتی با مردم روبرو شده اید و افراد را به جرم مخالفت با رژیم دستگیر می نمائید،می دانید که نیم قرن است از جانب نظام حاکم بر این مملکت رژیم مشروطه ملغی شده و سالها است که عملا بساط آن را برچیده اند و به رژیم دیکتاتوری و به اصطلاح شاهنشاهی که از فلسفه های مهم انقلاب مشروطه پایان دادن آن بود،تبدیل شده است و اسناد و مدارک و سخنرانیها و مسافرتها و اوضاع مملکت و روزنامه ها همه در این مدت گواه این است که رژیم مشروطه عملا و رسما و حتی اسما الغاء شده است؟آیاخود شما واقعا تحت رژیم مشروطه بر مملکت مسلطید؟بیائید بیش از این مملکت را به خطر،و مردم را به جنبش وادار نسازید.معلوم است مردم این سبک حکومت و استبداد را نمی توانند هضم نمایند که این همه کشته می دهند و باز هم ایستادگی می نمایند.آیا اگر مملکتی رژیم خود را بخواهد تغییر دهد،ارتش آن ملت حق دارد به عنوان معارضه و کوبیدن ملت وارد عمل شود و مردم راهدف تیر قرار دهد و به قتل عام تهدید نماید؟از خدا بترسید و از راه باطل برگردید.خداوند متعال همه را به رشد و صلاح و آنچه موجب خیر و ترقی مسلمانان و طرداستعمار است هدایت فرماید.»17/ذی الحجة الحرام 1399 ه.ق،27/8/1357 (2)انتشار متن تلگراف ایشان،در آن شرایط خفقان،و در آن عصر تسلط رعب ووحشت،و حکومت مسلسل و توپ و تانک، اعجاب همگان را برانگیخت،و شور وشوق مردمی را که نیازمند تقویت روحی بیشتر از طرف روحانیون،و روشنگری مراجع عالیقدر تقلید بودند،دو صد چندان نمود،و با وجود مقررات شدید منع عبور ومرور شبانه،در فرصتی کوتاه،اعلامیه بر سر هر کوی و برزن نصب گردید،و مردم برای به دست آوردن نسخه های آن بی تابی می کردند.بدین ترتیب سختگیری و فشاردستگاه بر ایشان به مراتب بیش از سابق گردید،اما اینها همه در نظر والای ایشان موانع کوچکی بودند که از ضعف و زبونی رژیم در حال اضمحلال سرچشمه می گرفت،ونمی توانست در اراده آهنین ایشان خللی وارد آورد.2-به مهندسین و کارگران صنعت نفت:بنابراین با همه فشارها،می بایست راه ادامه می یافت.او اندکی بعد اعلامیه ای حماسه آفرین در پاسخ تلگرام کارمندان وکارگران صنعت نفت صادر نمودند که کارمندان صنعت نفت،در تلگرام خود بسیاری ازمسائل و دردهایشان را مطرح کرده،و اظهار داشته بودند که رژیم تحت فشارشان قرارداده،و تهدید به تجاوز به ناموسشان نموده،و اظهار می دارد که اعتصابشان مورد تاییدمراجع تقلید نیست،و همچنین اعلام داشته بودند که هرگز تولید نفت مصرف داخلی راقطع ننموده،و کمبود نفت به دلیل ارسال سهمیه داخلی به اسرائیل،و مصرف بی حد وحصر ارتش می باشد،و از ایشان تقاضا نموده بودند حکم شرعی را سریعا در مورداعتصاب شرکت نفت،و ارسال نفت به اسرائیل و آفریقای جنوبی،و دیگر کشورهایی که در این موقعیت خطیر تاریخی،از حکومت بی داد و ضد اسلامی ایران حمایت می کنند، اعلام فرمایند.ایشان در پاسخ آنان،تلگرامی در تاریخ 5 دی ماه 1357 به این مضمون صادرنمودند:بسم الله الرحمن الرحیمرشد و آگاهی اجتماعی و اسلامی کارکنان شرافتمند و مسلمان صنعت نفت مورد تقدیر است.متاسفانه حکومت به جای تنازل در برابر خواستهای مشروع ایشان،و عموم ملت می خواهد با شدت عمل،اعتصاب کنندگان را مجبور به شکستن اعتصاب نماید.و با اینکه در کشتار مردم بی اسلحه و سلب آزادی از آنها،و ارسال نفت به اسرائیل و تحریک افراد مزدور به نام شاهدوست،با حمله به خانه ها و مغازه ها،احکام مسلمه اسلام را کنار گذاشته،در اعتصاباتی که به جهت حمایت از احکام اسلام،وپشتیبانی از حقوق ملت انجام شده است،آنها را با استفتاء از علمای اعلام،می خواهد ازروزی که پس از ملی شدن صنعت نفت،مجددا این ثروت ملی تحت تسلط استعماردرآمد،از جانب مردم هیچگونه نظارت بر فروش نفت و صرف درآمد آن برقرار نبوده،و عوائدش به صورتهای مختلف در جهت ضد مصالح ملت و ولخرجیها و عیاشیها وترویج فساد و فحشاء و حقوق گزاف مستشاران اجنبی و اندوختن در بانکهای خارجی،و صرف میلیاردها در خرید اسلحه،و پر کردن جیب استعمار،به یغما رفته است،و مملکتی که می توانست با این درآمد و ثروت سرشار،در تمام شئون علمی وصنعتی و کشاورزی و دامداری به پیشرفتهای شایانی نایل شود،وضع اقتصادی اش ازکشورهای مشابهی که نفت ندارند،بدتر شده است.جهت اطلاع عموم اعلام می داریم،حرمت مؤکد کمک و تقویت کفار که با مسلمین در حال جنگ می باشند،از احکام مسلمه اسلام است.بنابراین در شرایط فعلی که اسرائیل با مسلمانان در حال جنگ است،و تا سرزمینهای مسلمانان از احتلال و تجاوز آنان آزاد نشده،جلوگیری از ارسال نفت برای اسرائیل،و کشورهایی که با جنبش اسلامی ایران ضدیت می ورزند،وحکومت استبدادی آن را تایید می نمایند،به وسیله اعتصاب و امتناع از استخراج نفت زاید بر مصرف داخلی، عمل به وظیفه و تکلیف شرعی است،و تا وقتی که اطمینان حاصل نشود که درآمد نفت مانند گذشته غارت و تاراج نمی شود،این امتناع بجا،ولازمه علاقه بر مصالح عالیه مسلمین،و موجب حفظ ذخایر مملکت و جلوگیری ازهدر رفتن آن می باشد.بدیهی است کارکنان شریف و مسلمان صنعت نفت،اگر اطمینان پیدا کنند نفتی را که استخراج می نمایند،به مصرف داخلی کشور می رسد،به مقدار نیاز مردم و رفع مضیقه داخلی استخراج نموده،و راضی به ضرر برادران دینی خود نخواهند شد.موفقیت عموم مسلمین را در عمل به احکام و وظایف شرعیه از خداوند متعال مسالت دارم.25/محرم الحرام 1399 ه.ق،5/1/57 (3)با این پیام روشنگر،تمام توطئه های رژیم خنثی،و کارمندان و کارگران صنعت نفت،با اعتماد و اطمینان کامل،راهی را که در پیش گرفته بودند،دنبال نمودند.راهی راکه امام خمینی(ره)،راهنما و رهبر بود.اما به علت دور بودنشان از ایران، اعلامیه هایشان را عوامل مزدور رژیم،با حیله های رذیلانه تحریف نموده،و به دروغ وحیله صنعتگران نفت را با این بهانه که اعتصابشان مورد تایید مراجع نیست،درتصمیمشان مردد می نمودند،اکنون با انتشار فتوای حضرت آیة الله العظمی گلپایگانی،اعتصاب همچنان استمرار داشت،تا جایی که رژیم در حال احتضار دست به حیله جدیدی زد،و تشکیل دولت را به شاپور بختیار،که به اصطلاح وجهه خلقی داشت،سپرد.و چه تلاش بیهوده و مذبوحانه ای.او غافل از اراده آهنین ملت می خواست بدین وسیله مردم را ساکت کند،و تطمیعشان کند،بی آنکه بتواند بفهمد که دیگر این ملت به پا خاسته را هیچ یک از مسکنهای رژیم نمی تواند آرام کند،و رهبریهای رهبر،و تایید وحمایت مراجع بزرگ تقلید،راه هر گونه برگشت را مسدود نموده و مردم تنها به نابودی کامل رژیم و امپریالیسم شرق و غرب می اندیشند.3-تلگراف به شاپور بختیار:در آن شرایط حکومت وقت،بختیار روی کار آمد.او با وعده های دهان پر کن،و پر زرق و برق،خود را مرغ طوفان دانست که از امواج باکی ندارد،و خادم خلق و ملت است،و با پنهان شدن زیر چتر نام مصدق،و چسباندن خود به جامعه روحانیت،می خواست وجهه و آبرو و پایگاهی برای خود بین مردم دست و پا کند،و با اظهار این موضوع که 90%علمای اعلام و مراجع تقلید با سکوتشان مرا تایید می کنند،آنچنان ابلهانه بی گدار به آب زد که هرگز نتوانست جبران حماقتهای خودش را بنماید،و حضرت آیة الله العظمی گلپایگانی،در تاریخ 1/10/1357 مطابق باصفر1399 برای روشن شدن ذهن کند و زنگ زده بختیار،در نامه ای به او این چنین فرمودند:بسم الله الرحمن الرحیمجناب آقای دکتر شاپور بختیارمسموع شد که جنابعالی نه دهم(90%)از حضرات آقایان علمای اعلام و راجع(دامت برکاتهم)را متهم نموده اید که با سکوت خود در مورد دولت شما موافقت دارند.اگر چه این موضوع محتاج به رد نیست،برای اینکه مبادا بعضی توهم کنند این تهمت حقیقت دارد،تذکر می دهم:جنابعالی آنچه در این مدت کوتاه،برای توجیه قبول نخست وزیری اظهارداشته اید،جز یک سفسطه و اشتباهکاری، مطلب منطقی و معقولی نگفته اید.البته بر هرکسی لازم است که در این شرایط حساس و خطیر،از خدمت به جامعه،و قبول هرمسؤولیت که از عهده آن برآید،استقبال نماید.ولی این قبول مسؤولیت،به هر شکل وعنوان باشد،علی رغم خواسته های ملت و مخالفت مردم،بر اساس غیر قانونی که سالها است به دسیسه استعمار جریان داشته است،صحیح نیست.شما وجدانا و شرعا موظفید هر وقت مقامات صلاحیت دار و ملت ایران،به شماخدمتی ارجاع نمودند،بپذیرید.و از قبول هر مسؤولیتی که با حاکمیت ملی و حقوق جامعه مخالفت داشته باشد،جدا اجتناب نمائید.اگر ملت شما را در این شرایطحساس به ماموریت گماشته بود،و شما علی رغم تمام مشکلات موجود،آن را پذیرفته بودید،می توانستید از خود دفاع نمائید،و دولت خود را ملی و قانونی معرفی کنید،اما بااینکه همه می دانند دولت شما در اساس و انتساب با دولتهای خائن که در این ادوارپنجاه ساله نصب شدند،جز اینکه قبل از صدور فرمان،رای تمایل گرفته اید،هیچ فرقی ندارد.!628 چه جواب می دهید؟از تظاهرات متعددی که از مراجعه به آراء عمومی قاطع تربود،و تشکیلات(رژیم)سابق را که به شما فرمان داد غیر قانونی و غیر رسمی اعلام داشت،و هر حکومتی را که بر اساس سابق باشد،ملغی کرد.چه جواب می دهید؟مجلسین غیر قانونی که به شما رای اعتماد دادند،همان مجلسینی است که به هویداها رای اعتماد دادند.و افرادی که به اسم نامزدهای حزب تحمیلی و بی مسمای «رستاخیز»به تهدید ساواک انتخاب شده اند،نمی توانند دولت شما را قانونی کنند،تا شما مسؤول حوادث و کشتارها و تجاوزاتی که در این روزها دراهواز،دزفول،نجف آباد،خوانسار، اندیمشک،نهاوند و سایر بلاد به نفوس و اموال مردم شده،می باشید.فرضا تمام خواسته های مردم را عملی کنید،اصل صلاحیت خود را در دخالت در امور چگونه قانونی می نمائید؟شما که می گوئید 25 سال با رژیم دیکتاتوری حاکم مبارزه داشته اید،با این عمل خود قانونی بودن آن دولتها را که رژیم استبداد روی کارآورد،تصویب کرده و موضع خود را تغییر داده اید.من به شما و تمام افرادی که خود راوطن دوست و مسلمان می دانند و سران و درجه داران مسلمان و متعهد ارتش ابلاغ می کنم که در این امواج خروشان احساسات ملی،حرکت در مسیر مخالف موج،خلاف مصلحت و موجودیت و استقلال مملکت است،با آنها که این امواج را رهبری می کنند،تا کشتی مملکت را به ساحل نجات برسانند،همکاری نمائید.ملت مسلمان را نمی توان از راهی که رفته است،باز گرداند.باید هر کسی ملت را یاری کند تا در راهی که رفته به مقصد برسد،و هر چه زودتر نظم و استقرار و ثبات کامل براساس عقاید و تعالیم و برنامه های اسلامی برقرار گردد.از خداوند متعال خیر و صلاح و ترقی مملکت و دفع شر ایادی استعمار رامسالت می نمایم.انه قریب مجیبو السلام علی من اتبع الهدیسید محمد رضا الگلپایگانی (4)این پیامها و اعلامیه های کوبنده،آخرین روزنه های امید را به روی بختیار و دیگرهمکاران رژیم بست،و دیدیم که رست سه هفته بعد،مرغ طوفان را امواج خلق خشمگین و مصمم غرق نمود،و تلاشهای مذبوحانه اش عقیم ماند.اینها نمونه هایی بس اندک از دهها اعلامیه کوبنده و روشنگر این زعیم عالیقدر اسلامی بود،که در آن روزهای پرمخاطره و ظلمانی،در راه روشنگری راه ملت اسلام انتشار داده بود.
پس از پیروزی انقلاب:پس از پیروزی انقلاب،این مرجع بزرگ،یکی از حامیان جدی نظام مقدس جمهوری اسلامی بود،و آن را یکی از نعمتهای خدای متعال می دانست که همگان وظیفه دارند قدرشناس آن باشند.او در مراحل مختلف جبهه و دفاع مقدس، مدافع رزمندگان بود،و اجازه داده بود که ثلث سهم مبارک امام(ع)،صرف جبهه های نور علیه ظلمت شود،و در مواقع حساس تصمیم گیریهای ملی و همگانی،در صحنه حضورداشت،که بیانیه ها و مصاحبه های آن بزرگ مرجع،در آرشیو صدا و سیمای جمهوری اسلامی موجود،و در مطبوعات و رسانه های گروهی منعکس است.او با مسؤولین امور همدلی و همنوایی داشت،در عین حال اشتباهات و نارسائیها و احیانا روشهای غیر واقعی را که گاهی از روی کم اطلاعی در پاره ای از نهادها و دستگاهها رخ می داد،تذکر می داد،و نظر خود را اعلام می داشت،و معتقد بود که نصیحت و دلسوزی به ائمه مسلمین،از ضروریات و واجبات هر فرد مسلم می باشد.
یک فقیه بزرگوار و این همه خدمات:مرحوم آیة الله العظمی گلپایگانی،در عمر پربرکت 98 ساله خود،موفق به انجام کارهایی شدند که یقینا از عهده افراد عادی و غیر الهی خارج می باشد،و اگر عنایات الهی و توجهات خاصه ولی عصر(عج)نبود،هرگز چنین توفیقاتی نصیب نمی گشت.1-سرپرستی و مدیریت: سرپرستی و مدیریت حوزه های علمیه شیعه در داخل و خارج کشور،و رسیدگی به امور مادی و معنوی آنان،به مدت تقریبی چهل سال.وقتی سخن از سرپرستی حوزه ها به میان می آید،گاهی از نظر برخی از مردم عنوان تشریفی به نظر می رسد،در صورتی که این چنین نیست.در زمان آیة الله العظمی حائری،حوزه علمیه قم در حدود 600 نفر طلبه داشت.جمعیت حوزه در زمان آیة الله العظمی بروجردی حدود 6000 نفر بود،و به همین تعداد نیز شاید در شهرستانها وخارج کشور افراد حوزوی وجود داشتند،اما در عصر کنونی،وقتی سرپرستی گفته می شود،معنی و مفهوم وسیع و گسترده تری پیدا می کند،و آن سرپرستی و اداره امورزندگی حداقل یکصد هزار نفر در داخل ایران،و دیگر بلاد اسلامی و خارجی می باشد،و حداقل هزینه ای که برای اداره این عده لازم است،و از راه کمکهای مردمی و وجوه شرعی،سهم مبارک امام،و خمس و دیگر عناوین شرعی است که به دست مبارک زعیم و سرپرست حوزه ها،توسط مقلدین و پیروان او می رسد،و طبق نظام خاصی دراختیار طلاب و حوزه های علمی قرار می گیرد،در شرایط کنونی،هر ماه بیش از 200میلیون تومان می باشد،و تامین این رقم،و صرف آن در مصارف حقیقی خویش کارسهل و ساده ای نیست.2-تدریس و تعلیم و تربیت: تدریس و تعلیم و تربیت در طول بیش از هفتادسال مدام استمرار داشته،که با رغبت و شوق و علاقه فراوان،به تدریس و تربیت طلاب می پرداختند.حوزه درسی ایشان به سادگی تعطیل بردار نبود.معظم له مراقبت کید داشتند که جز در مواقع واجب و ضروری درس را تعطیل نکنند.در این مدت طولانی استمرار تدریس، هزاران نفر از محضر مبارک ایشان تلمذ نموده اند،و تعدادافرادی که در پای دروس ایشان به مقام عالی اجتهاد نائل آمده اند،کم نیستند.او هزاران شاگرد برای اسلام و قرآن تربیت کرد که به عنوان تیمن و تبرک،اسامی حدود 200 تن از فضلاء و فارغ التحصیلان مکتب تدریسی او را(به ترتیب حرف اول نام فامیلی و باحذف القاب و عناوین)ارائه می دهیم:آیات و حجج اسلام:1-آذری قمی-شیخ احمد2-آشتیانی-شیخ محمد تقی3-آل طه قمی-سید محمد4-ابطحی-سید محمد حسین5-ابهری-سید نور الدین6-اتفاقی-شیخ محمد تقی7-اجتهادی-شیخ محمد علی8-احدی شعار موسوی-سید سلیمان9-احمدی-سید احد10-احمدی میانجی-شیخ علی11-احمدی یزدی-شیخ محمد حسین12-احمدی یزدی-شیخ محمد حسن13-ادیب لاری-شیخ نعمت الله14-ارسنجانی-شیخ محمد حسین15-استادی تهرانی-شیخ رضا16-اسعدی-شیخ ابو الفضل17-اشتری-شیخ علی18-اشتهاری-شیخ علی پناه19-افتخاری گلپایگانی-شیخ علی20-الهی قمی-شیخ علی رضا21-امامی-شیخ حسینلی22-امیری اراکی-سید جعفر23-امیری اراکی-سید جواد24-امینیان-شیخ محمد علی25-انصاری-شیخ محمد باقر26-انصاری-شیخ محمد رضا27-انصاری قمی-شیخ مهدی28-ایزدی نجف آبادی-شیخ عباس29-ایمانی-شیخ اسد الله30-ایوقی-شیخ حسین31-باقری همدانی-شیخ باقر32-بحرانی یزدی-شیخ علی33-بطحائی گلپایگانی-سید هاشم34-بطحائی گلپایگانی-سید محمود36-پاکستانی-اختر عباس37-تبریزی نوبری-مرحوم میرزا جعفر38-تقوی اشتهاردی-سید رضا39-ثابتی همدانی-شیخ علی40-ثار اللهی همدانی-شیخ محمد41-ثمری جباری-شیخ حسین42-جعفری-شیخ محمد حسین43-جنتی-شیخ احمد44-حائری یزدی-حاج شیخ مرتضی45-حاج نظری ساری46-حاج حسینی بابل47-حجتی بروجردی-شیخ محمد48-حرم پناهی-شیخ محسن49-حسن زاده آملی-شیخ حسن50-حسینی-سید عبد العظیم51-حسنی میلانی-سید علی52-حسینی بهشتی-شهید سید محمد53-خدائی-شیخ احمد54-خرازی تهرانی-سید محسن55-خندق آبادی-شیخ جواد56-دانش آشتیانی-شیخ ابو القاسم58-دعوتی-میر ابو الفتح59-دیباجی اصفهانی-شیخ حسن60-دین پرور-سید جمال الدین61-ذبیحی همدانی-شیخ ابو القاسم63-زاری همدانی-شیخ محمد64-ربانی-شیخ مرتضی66-ربانی شیرازی-شیخ عبد الرحیم67-رحمت اراکی-شیخ رحمت الله68-رسولی اراکی-شیخ محمد علی69-رضوی تویسرکانی70-رفیعی-شیخ محمد باقر71-زارعی گلپایگانی-محمد ابراهیم72-زبرجد شیرازی-شیخ عبد الله73-زین الدین-سید عطاء الله74-سبحانی تبریزی-شیخ جعفر76-ستوده-شیخ محمد تقی76-سلم زاده-شیخ خیر الله77-سیستانی-سید علی78-شاکری آشتیانی79-شاه آبادی-شهید شیخ مهدی80-شب زنده دار-شیخ حسین81-شجاعی-حاج سید زین العابدین82-شجاعی-حاج سید زین العابدین82-شرابیانی-شیخ عبد الحمید83-شرعی-شیخ محمد علی84-شریعتمدار جهرمی شیخ عبد الرسول85-شریعتی-شیخ حسین86-شریعتی اصفهانی-شیخ محمد باقر87-شریفی گلپایگانی-شیخ مهدی88-شیخ الاسلامی تویسرکانی سید حسین89-شیری-شیهد شیخ محبوب90-صابری همدانی-حاج شیخ احمد91-صادقی-شیخ محمد حسین92-صافی گلپایگانی-شیخ لطف الله93-صافی گلپایگانی-شیخ علی اکبر94-صلواتی-شیخ غلامرضا95-طاهر شمس گلپایگانی-شیخ جلال96-طباطبائی نژاد-شهید سید نور الله97-عابدی خلخالی-شیخ محمود98-عالمی دامغانی-شیخ محمد علی99-عقیقی بخشایشی-عبد الرحیم100-علائی-مرحوم شیخ محمود101-علوی فریدنی102-علوی بخشایشی-سید مهدی103-علوی گرگانی-شیخ محمد علی104-علوی لاری-شیخ مصطفی105-علیزاده بخشایشی شیخ عبد الحسین106-عمانی-شیخ محمد107-غروی تویسرکانی-شیخ احمد108-فاضل گلپایگانی109-فاضل همدانی110-فقیهی-شیخ موسی111-فکور یزدی-مرحوم شیخ محمد112-قاضی طباطبائی-سید محمد علی113-قاضی طباطبائی-سید محمد علی113-قاضی زاده-شیخ علی اصغر114-قاضی زاده-شیخ حسن115-قاضی زاهدی گلپایگانی-شیخ احمد116 قاضی زاهدی گلپایگانی-شیخ علی117-قدوسی-شهید حاج شیخ علی118-قرائتی کاشانی-شیخ محسن119-قرنی گلپایگانی-شیخ علی120-کابلی-محقق121-کرمانی-سید حسین122-کرمانی-شیخ حسین123-کریمی جهرمی-شیخ علی124-کرمی قمی-شیخ حسین125-کیشانی-مرحوم شیخ علی126-گرکانی-حاج محسن127-گلزاری گلپایگانی-محمد128-محقق داماد-سید علی129-محقق-شیخ عباس130-محلاتی-شیخ مجد الدین131-محمودی-سید محمد رضا132-محمودی گلپایگانی-سید محمد133-محمودی-سید محمد134-محمودی-شیخ ابو طالب135-محمودی تفرشی136-مدنی-شیخ سید اسد الله137-مدنی-شهید سید اسد الله137-مشایخی-شیخ محسن138-مشایخی-شیخ حاجی آقا139-مشکینی-حاج شیخ علی140-مطهری-شهید استاد مرتضی141-مظفری-حاج شیخ علی142-معزی ملایری-شیخ اسماعیل143-معنوی-سید محمد تقی144-معنوی-سید محمد علی145-مفتح-شهید دکتر محمد14-مقتدائی-شیخ مرتضی147-مقدسی-شیخ احمد148-مقدسی نجفی-شیخ هادی149-مکارم شیرازی-شیخ ناصر150-ملبوبی-شیخ محمد باقر151-ملکوتی-شیخ هادی152-ملکی-مرحوم شیخ مصطفی153-منتظری گلپایگانی-محمد علی154-منتظری نجف آبادی-حسینعلی155-منصوری-شیخ مهدی156-موحد ابطحی-حاج سید علی157-موحد ابطحی-سید محمد باقر158-موحد ابطحی-سید محمد رضا159-موحدی-مرحوم شیخ علی محمد160-موسوی قافله باشی-سید محمد161-موسوی کرمانی-سید حسین162-موسوی گلپایگانی-سید محمد باقر163-موسوی گلپایگانی سید محمد جواد164-موسوی گلپایگانی-سید مهدی165-مهربانی-شیخ سلمان166-میر جعفری-مرحوم سید مجتبی167-مؤیدی-شیخ محمد رضا168-نجفی-شیخ ضیاء الدین169-نجفی-شیخ محمد170-نسابه لاری-شیخ حسن171-نسابه لاری-سید محمد علی172-نقوی پاکستانی-سید ساجد علی173-نکونام گلپایگانی-شیخ علی174-نهاوندی-مرحوم شیخ عزیز الله175-نیازی-صفر علی176-نیری همدانی-شیخ علی177-واعظ زاده خراسانی-شیخ محمد178-واعظی بخشایشی-میرزا بیوک179-واعظی-شیخ حسین180-وحیدی میانجی-سید سجاد181-وحیدی گلپایگانی182-وکیلی-مرحوم شیخ عبد الحسین183-هاشمی-سید حسن184-هاشمی-سید عباس185-هاشمی-سید آصف186-هاشمی-سید ابو الحسن187-هاشمی-سید عبد الفتاح188-هاشمی سنجانی-شهید شیخ علی189-هاشمی-شیخ علی اوسط190-هاشمی رفسنجانی-شیخ علی اکبر191-همدانی-سید مجتبی192-هیدجی-شیخ عبد الرحمن193-یاوری-شیخ علی194-یثربی کاشانی-سید مهدی195-یزدی-شیخ محمد196-یزدی اصفهانی-شیخ حسین3-تاسیس بیمارستانها: یکی از اساسی ترین کارهای ایشان،تاسیس بیمارستان جهت مداوی و رسیدگی به امور درمانی و معالجاتی طلاب و علما و افراد محروم می باشد.نخستین بیمارستان که در سال 1344 ه.ش تاسیس یافت،در سخت ترین ایام گرفتاری حوزه های علمیه،در آن روزهای سیاهی که رژیم گذشته بر علماء پیش آورده بود،صورت گرفت.ایامی که اغلب درها به روی طلاب و علماء بسته شده بود،و درمعالجات و گرفتاریهای درمانی،دچار مشکلات فراوانی می گشتند.این بیمارستان بااعطاء دفترچه درمانی رایگان،به افراد حوزه علمیه قم و وابستگان نزدیک آنان،در طول تاریخ تاسیس خود، خدمات شایان توجهی انجام داده است،و یکی از تکیه گاهها وامیدهای روحی حوزه علمیه قم در ایام سخت و گرفتاری آنان بود.اکنون نیز از کادردرمانی مجهزی برخوردار می باشد.این بیمارستان مجهز به مدرن ترین وسایل ودستگاههای پزشکی،درمانی و جراحی است،و روزانه بیماران متعددی به آن مراجعه می کنند،که با حق الزحمه مناسب،جراحیهای مهم در آن صورت می پذیرد.علاوه بر بیمارستان مهم و معرف یاد شده،بیمارستان دیگری نیز در یزدانشهرقم و بیمارستانی نیز در«گوگد»زادگاه خویش تاسیس فرموده اند.4-تاسیس مدرسه مهدیه: نخستین بار،مدرسه ای با برنامه و نظم و انضباطخاص،جهت تحصیل طلاب در مرحله مقدمات و سطح،به نام «مدرسه امام المهدی(عج)»تاسیس نمودند،که با مراقبتهای ویژه و برگزاری امتحانات در مواقع خاص اداره می شد.این مدرسه هم اکنون حدود 400 تا 500 نفر طلبه دارد.5-تاسیس مرکز بررسی مطبوعات: در آن روزگار خفقان و استبداد،که مطبوعات از اهانت و پرده دری نسبت به مقدسات مذهب،و آرمانهای والای اسلام کوتاهی نداشتند،و گاهی در این مورد به مسابقه هم نیز می رفتند،و هر روز نشریه ای با رنگ و روغن تازه ای در این کشور انتشار می یافت،و مجلات مفسد و گمراه کننده ای که پیامی جز آموزندگیهای خلاف عفت نداشتند،مجلاتی مانند:روشنفکر،تهران مصور،سپید و سیاه،خواندنیها،فردوسی،اطلاعات هفتگی،زن روز و…هر کدام از این نشریات نامبرده،در هتک حرمت مقدسات دینی برنامه ویژه ای را تعقیب می نمودند.پاسخگویی به محتویات اینها،یکی از کارهای ضروری بود.بررسی مطبوعات از سوی بیت ایشان،انجام می پذیرفت،و سرپرستی آن مرکز را مرحوم حجة الاسلام و المسلمین حاج سید مهدی گلپایگانی بر عهده داشت.این نشریه همراه مجله مکتب اسلام،به طور ماهانه منتشر می شد،و در هر ماه به اتهامات و جعلیات و خلاف واقعیات منتشر شده در مطبوعات، پاسخ می داد.از این نشریه هشت،نه شماره بیشترمنتشر نشد،تا توسط ساواک به تعطیلی و توقیف کشانده شد.6-تاسیس مدرسه کبری: طلاب علوم دینی و فضلاء،از نظر کلاس درس وتدریس در مضیقه شدیدی به سر می بردند، اغلب در مقابر اطراف حرم مطهر حضرت معصومه(ع)تدریس می نمودند.این مقبره ها عاری از بهداشت و وسایل ضروری تدریس بود.از این رو نیاز به کلاسهای مجهز و آبرومندی داشت،رفع این نیاز توسط ایشان برطرف شد.مدرسه ای در کنار حرم مطهر حضرت معصومه(ع)احداث نمودندکه دارای یک مسجد بزرگ می باشد که نماز جماعت در آن منعقد می شود،و در غیراوقات نماز،درس خارج گروهی از مدرسین و علما در آن برگزار می شود،و صدهاطالب علم حوزه از آن استفاده می کنند.مجموع درسهایی که در مسجد و مدرسه آن برگزار می شود،هم اکنون روزانه بیش از 150 درس می باشد، که 50 درس آن مرحله عالی و خارج فقه و اصول می باشد.این مدرسه در کنار مدرسه فیضیه و مسجد اعظم،یکی از سه مرکز بزرگ دروس علوم حوزوی به شمار می آید.7-کتابخانه عمومی: در کنار این مدرسه بزرگ،کتابخانه عمومی و مفصلی تشکیل یافته است،که دارای دهها هزار کتاب چاپی،و صدها نسخه کتاب خطی می باشد،که هم اکنون مورد استفاده طلاب و مدرسین محترم حوزه قرار دارد،و سه جلد از فهرست نسخه های خطی آن،توسط حجة الاسلام و المسلمین آقای استادی تدوین و انتشار یافته است.8-تاسیس مجمع علمی اسلامی در لندن: جهت پاسخگوئی به نیازهای مسلمانان خارج کشور،به ویژه در اروپا،مرکز بزرگ اسلامی را در لندن به وجودآورده اند،که دارای نمازخانه،کتابخانه عمومی،سالن سخنرانی می باشد و نمایندگی معظم له در آنجا استقرار دارد.این مرکز مجالس دینی و محافل مذهبی را اداره می کند،ودر مناسبتهای مذهبی برنامه دارد،و دارای یک مرکز کامپیوتری نیز می باشد.9-دار القرآن الکریم: یک مؤسسه تحقیقی و تبلیغی است،که در مورد قرآن وشؤون آن بررسی و تحقیق دارد.این مؤسسه در همان مدرسه بزرگ قرار گرفته است،ودر آن گنجینه ای از نسخه های خطی و چاپی قرآن مجید قرار دارد،و در ضمن دو نشریه قرآنی از این مؤسسه صادر می شود که یکی به زبان عربی است،و نامش «رسالة القرآن »می باشد،و تا کنون 12 شماره از این مجله وزین انتشار یافته است،و دیگری نشریه ای به زبان فارسی،به نام «پیام قرآن »می باشد که به صورت فصلنامه منتشرمی شود.سالانه سمینار مفصلی پیرامون قرآن و شؤون مربوط به آن در این مؤسسه برگزار می شود.این مؤسسه ناشر کتابهایی است که پیرامون قرآن و عترت می باشد.10-تعمیر اساسی مدرسه فیضیه در سال 1384 ه.ق،پس از یورش کماندوهای رژیم،احداث ساختمان وضوخانه،حمام و رختشویخانه برای مدرسه فیضیه،و حفر چاه عمیق اختصاصی برای آن مدرسه و دار الشفا،و لوله کشی آن دومدرسه از سوی ایشان انجام پذیرفته است.11-تاسیس مدرسه علوی در خیابان امام،کوچه منوچهری.12-تاسیس مدرسه با شکوهی در خیابان چهارمردان13-تاسیس مدرسه امام موسی بن جعفر(ع)،آخر خیابان چهارمردان،روبروی گلزار شهداء.14-تعمیر مدرسه حاج محمد صادق واقع در خیابان چهارمردان،و خرید منازل اطراف آن.15-تاسیس مدرسه حاج غضنفر در جوی شور.16-تاسیس مدرسه ستیه در جوار اقامتگاه سیده فاطمه معصومه(س)درخیابان چهارمردان.17-تاسیس مرکز کامپیوتری معجم فقهی: تاسیس مرکز کامپیوتری معجم فقهی،یکی دیگر از کارهای ارزشمند فقهی ایشان می باشد.معظم له دستور دادندبخش وسیعی از امکانات مدرسه کبری به این امر اختصاص داده شود.در این مرکز، نخست متون فقهی به کامپیوتر داده می شود،و تا کنون 600 مجلد کتاب فقهی،و 150مجلد از کتابهای اصول فقه،و بیش از 400 جلد کتاب حدیث،با میانگین 150 ساعت کار برای هر جلد،به کامپیوتر داده شده است.علاوه بر آن،شمارش آیات و روایات وقواعد ذکر شده در منابع فقهی،و یکپارچه کردن آنها نیز انجام پذیرفته است.در این بخش بیش از 200 محقق از دانش پژوهان سطوح عالی حوزه مشغول به کار هستند.درکنار بررسی کتابهای فقهی و آیات و روایات،زندگی فقها از منابع مختلف گردآوری شده است،که محصول کار این تحقیق،بیش از 25 جلد کتاب می باشد.18-تامین زمین قبرستان بقیع: این قبرستان در جاده قم و کاشان،در نزدیکیهای مسجد جمکران،در فضای آکنده از معنویت،در یک قطعه زمین وسیعی قرار گرفته است.با صیغه وقف شرعی که از طرف آن مرحوم انجام پذیرفته است، آسایش خاطرصاحبان اموات را فراهم ساخته،و با هزینه مناسب اموات را دفن می کنند.19-مرمت مساجد و حسینیه های لبنان: در حمله های ددمنشانه اسرائیل به جنوب لبنان،ویرانیهای فراوانی به وجود آمده است که مساجد و حسینیه های زیادی نیز در این حملات خراب یا ویران شده بود.از اینرو معظم له دستور مرمت و بازسازی بیش از 30 مسجد و حسینیه را در جنوب لبنان صادر فرمودند.20-تربیت شاگردان و پژوهندگان علوم اسلامی: مهم ترین خدمت علمی واجتماعی و فرهنگی آن بزرگوار،تربیت شاگردان وارسته،فقیه و عالم در طول هفتاد سال تدریس و تعلیم بوده است که تعداد آنان همانند تعداد ستارگان آسمانها به آسانی وسادگی قابل شمارش نیست.با توجه به فرصت وسیع تدریس و کلاس داری که بیش از هفتاد سال تدریس مداوم و بی وقفه را داشته است،و با توجه به علاقه و عنایت ایشان به حضور در صحنه تدریس و تربیت شاگرد،و حضور بیش از 700 تا 800 نفر از فضلا و محصلین درجلسه تدریس،این تعداد سر از یک رقم بالایی در می آورد که خارج از امکان نویسنده،و بیرون از توان ضبط و کنترل می باشد.اگر معدل متوسط محصلین در هر سال 700 نفر فرض شود،در طول مدت 70سال،قریب پنجاه هزار نفر خواهد شد.این افراد پس از گذراندن مراحل درسی وتحصیلات لازمه،به قراء و قصبات و شهرستانها رهسپار،و هر کدام به عنوان امام جمعه یا جماعت،واعظ و رهبر دینی مشغول ارائه خدمات دینی به اسلام و مسلمین گردیده اند.تالیفات:فقید سعید و این فقیه وارسته اهل بیت عصمت و طهارت(ع)،یکی از مراجع موفق در امر تالیف و تصنیف و احیاء آثار و مآثر اهل بیت(ع)و قرآن بودند.با وجود مسؤولیتهای سنگین مرجعیت،و با وجود مراجعات فراوان مردم ومشکلات مختلفی که مسند زعامت و مرجعیت او داشت،که خود یک تشکیلات منظم وسیعی را می طلبید،در عین حال می بینیم که در کنار آن همه گرفتاریها،باز دست ازتالیف و تصنیف،و تحقیق و تحریر برنداشته،و آثار فقهی و اصولی جاودان و ماندگارعلمی از خود به یادگار گذارده است.آثار و تالیفات ایشان بر سه نوع می باشد:الف-آثاری که مستقیم به قلم خودشان به رشته تحریر و تالیف درآمده است.ب-آثاری که تحت نظر و اشراف ایشان به صورت تقریرات و دروس معظم له به وسیله شاگردان و تلامذه فاضل و عالم به مرحله تالیف و تدوین درآمده است.ج-ترجمه رساله های عملیه ایشان به زبانهای مختلف مجموع هر سه نوع بالغ بر 40 عنوان کتاب و رساله می شود که به ترتیب زیرمعرفی می گردند:الف:آثار مستقیم:1-افاضة العوائد فی التعلیق علی درر الفوائد: (در دو مجلد،مجموعا 800صفحه).کتاب درر الفوائد،تالیف استاد بزرگوارشان مرحوم آیة الله حائری(رضوان الله تعالی علیه)،یکی از کتابهای اصول فقه می باشد.ایشان تعلیقات،حواشی و نظریات خود را به هنگام تدریس اصول فقه به این کتاب افزوده،و مطالب آن را توسعه و بسطداده اند،و در تاریخ 1356 از تعلیق و تحشیه آن فراغت یافته اند.این کتاب توسطدار القرآن الکریم قم انتشار یافته است.2-حاشیه بر العروة الوثقی: العروة الوثقی تالیف آیة الله العظمی،حاج سیدمحمد کاظم یزدی،به علت جامع فروع بودن، مورد توجه مجتهدین عالیقدر معاصر ومراجع عظیم الشان گذشته قرار گرفته است،و نوع مراجع حواشی و نظرات فقهی خودرا بر آن افزوده اند،که یکی از آنها،حاشیه فقید سعید بر این کتاب مستطاب می باشد که بارها توسط دار الکتب الاسلامیه تهران،یا دیگر انتشارات به صورت مستقل،یا همراه تعلیقات دیگر مراجع عظام چاپ و انتشار یافته است.3-حاشیه بر وسیلة النجاة اصفهانی: کتاب شریف وسیلة النجاة به علت شامل بودن به برخی از ابواب فقهی،که العروة الوثقی فاقد آن ابواب می باشد،مورد عنایت وتوجه مراجع بزرگوار واقع شده است،و نوع مراجع،حواشی و نظریات خود را بر آن افزوده اند،که یکی از مشهورترین آنها،تحریر الوسیله حضرت امام(ره)می باشد که به فارسی نیز ترجمه شده است. فقید سعید ما حواشی ارزنده ای بر آن کتاب دارند که بارهاچاپ و انتشار یافته است.این کتاب در ایران در3 مجلد و در بیروت در 2 مجلد به چاپ رسیده است.4-توضیح المسائل(رساله عملیه): از دوران زعامت مرحوم آیة الله العظمی بروجردی،مسائل فقهی مورد ابتلای مردم،با عبارات ساده و روان در اختیار مقلدین قرار گرفته است.از آن دوران تا کنون،توضیح المسائل معیار و محور رسائل عملیه مراجع عالیقدر قرار گرفته است که نوعا مسائل جدید،و مسائل مستحدثه در داخل آن عناوین قرار می گیرد.رساله توضیح المسائل فقید سعید که هم اکنون چاپ هفتاد وپنجم آن را در اختیار داریم،و نوعا در هر چاپ در تیراژهای ده هزار و بیست هزارشماره ای به طبع رسیده است،در 508 صفحه می باشد،و یکی از انتشارات دار القرآن الکریم قم می باشد، و در پایان آن مسائل متفرقه و جدید،و مساله مهم امر به معروف ونهی از منکر درج شده است،و مجموعا محتوی 2917 مساله فرعی می باشد.5-مجمع المسائل: (در سه مجلد،فارسی و عربی)مجمع المسائل،محتوی مسائل جدیده و مستحدثه در اغلب ابواب فقهی می باشد،و نوعا متضمن مسائلی است که به صورت استفتاء از محضر آن فقیه عصمت و طهارت(ع)در طول دوران زعامت ومرجعیت خواسته شده است،و از سوی ایشان پاسخ لازم و تفصیلی با شرح و بسطکافی داده شده است.کتاب فوق در 1352 صفحه،مشتمل بر آن نوع مسائلی است که کمتر در رساله های عملیه می توان آنها را به دست آورد.این کتاب به عربی نیز ترجمه شده است،و از سوی انتشارات دار القرآن الکریم قم چاپ و انتشار یافته است.6-آداب و احکام حج: رساله ای است در مورد شعائر و مناسک حج،و آداب وادعیه آن که مورد نیاز حجاج و معتمرین بیت الله الحرام می باشد،و مشتمل بر فتاوی فقید سعید در مورد حج می باشد.این کتاب در 600 صفحه،از سوی انتشارات دار القرآن الکریم چاپ و انتشار یافته است.7-مناسک حج: این کتاب نیز به صورت رساله صغیره پیرامون مسائل حج واحکام آن می باشد،و بارها تجدید چاپ شده است،که تکالیف زائرین بیت الله الحرام را تعیین می کند.8-مناسک الحج(عربی): این کتاب نیز آراء و فتاوی آن مرحوم را به زبان عربی در اختیار مقلدین عرب زبان ایشان قرار می دهد،و در 305 صفحه از سوی دار القرآن الکریم قم چاپ و انتشار یافته است.9-رساله مختصر الاحکام(عربی): برگزیده ای از رساله عملیه تفصیلی ایشان می باشد،که به زبانهای فارسی،اردو و انگلیسی نیز چاپ شده است.10-هدایة العباد: (در دو مجلد)رساله عربی هدایة العباد،تلفیقی از وسیلة النجاة،و حواشی العروة با پاره ای از آراء جدیده ایشان می باشد که به صورت رساله عملیه عربی درآمده است.مجلد اول آن که به رؤیت حقیر رسیده است،در 434صفحه،و تا کتاب اجاره تنظیم و تبویب شده است.این کتاب نیز در سال 1413 توسط انتشارات دار القرآن الکریم در ده هزار نسخه چاپ و نشر یافته است.11-رساله ای در عدم تحریف قرآن(عقاید)12-رساله ای در صلاة الجمعة و العیدین(فقه استدلالی)13-رساله ای در المحرمات بالنسب(فقه استدلالی)ب:آثار غیر مستقیم:آثاری که توسط علما و فضلاء به عنوان تقریرات مباحث درسی ایشان تالیف وتدوین،و تحت اشراف و نظر ایشان چاپ و نشر یافته است:14-کتاب الحج: (در 4 مجلد)تقریرات درس خارج فقه معظم له در باب حج واحکام و فروع آن می باشد.این کتاب توسط آیة الله حاج شیخ احمد صابری همدانی به رشته تحریر و تالیف درآمده است.پس از جلب نظر استاد،در 800 صفحه، توسطدار القرآن الکریم چاپ و نشر یافته است.15-ولایة الفقیه: تقریرات درس معظم له در باب حدود ولایت فقیه که آن نیزتوسط آیة الله صابری همدانی به رشته تحریر درآمده است،پس از جلب نظر استاد،توسط دار القرآن الکریم چاپ و نشر یافته است.
16-الدر المنضود فی احکام الحدود: این کتاب نیز تقریرات درس خارج فقه معظم له می باشد که توسط حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ علی کریمی جهرمی به رشته تحریر درآمده است،و به نظر شریف استاد رسیده است،و مجلد اول آن در 505 صفحه،از سوی انتشارات دار القرآن الکریم قم چاپ و نشر یافته است.دوجلد دیگر آماده چاپ می باشد.17-نتایج الافکار فی نجاسة الکفار: مباحث فقهی معظم له پیرامون مساله مشهور نجاست کفار،یا عدم آن می باشد که در سال 1388 در مسجد اعظم ایرادنموده اند،و توسط حجة الاسلام و المسلمین آقای جهرمی،تهیه شده و به نظر شریف استاد رسیده است.این کتاب در246 صفحه،از سوی انتشارات دار القرآن الکریم چاپ و نشر یافته است.در این کتاب نخست آیات،و آنگاه روایات و دلایل عقلی و اجماع وسیره و سنت آورده شده است.18-کتاب الطهارة: این کتاب نیز تقریر درس خارج معظم له پیرامون مباحث آبها،و طهارات سه گانه(وضو،غسل و تیمم)،و اغسال هفتگانه می باشد،که توسطحجة الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ محمد هادی مقدسی نجفی،در 392 صفحه تهیه و تنظیم شده،و از نظر استاد بزرگوار گذشته است،آنگاه توسط دار القرآن الکریم در سال 1402 چاپ و انتشار یافته است.19-رساله احکام اموات: پیرامون احکام مردگان،و آداب و واجبات ومستحبات و ارث و غیره بحث و گفتگو می نماید.این کتاب از رساله ها و مباحث فقهی استاد بزرگوار توسط حجة الاسلام شیخ محمد علی حسینی زفره ای تلخیص وگردآوری شده،و در 145 صفحه توسط دار القرآن الکریم در سال 1412 چاپ و انتشاریافته است.20-آراء المراجع فی الحج: گردآوری حجة الاسلام و المسلمین،آقای حاج شیخ علی افتخاری گلپایگانی می باشد.این کتاب که به چاپ چهارم نیز رسیده است،در476 صفحه،دربرگیرنده آراء مراجع تقلید شیعه در مورد حج و احکام آن می باشد که از سوی بعثه حج معظم له تهیه و تدوین شده،و توسط دار القرآن الکریم قم چاپ و نشریافته است.این رساله بر اساس آراء مراجع بزرگوار:امام خمینی،آیة الله خویی،آیة الله گلپایگانی،و آیة الله اراکی تهیه و تنظیم شده است.21-رسالة القرآن: مجله تخصصی و علمی،مربوط به شؤون قرآن مجید است که در هر دو ماه یک شماره چاپ و انتشار می یابد.این مجله،یکی از بهترین نشریات پیرامون مباحث قرآن و مسائل مربوط به آن می باشد که تحت نظر جمعی از فضلاء واشراف عالی آن بزرگ مرجع،از دار القرآن الکریم انتشار می یابد.تا کنون 12 شماره،ودر هر شماره نوعا در 220 صفحه از سوی آن انتشارات چاپ و نشر یافته است.22-بلغة الطالب فی التعلیق علی المکاسب: (دو جلد)تقریرات درسی معظم له،بر اساس مکاسب محرمه فقیه بزرگوار، استاد کل حاج شیخ مرتضی انصاری(متوفی 1281)است،و احیانا نقد و بررسی و ایراد نظر بر آن کتاب می باشد،که توسطحجة الاسلام و المسلمین،آقای سید علی حسینی میلانی تدوین شده،و جلد اول آن در 214 صفحه در سال 1399 در چاپخانه قیام قم چاپ و نشر یافته است.حقیر به رؤیت جلد دوم آن موفق نشده است.23-کتاب القضاء: (دو جلد)این کتاب نیز تقریرات درس معظم له می باشد که پیرامون احکام قضاوت در اسلام است،که توسط مقرر فوق،حضرت آقای میلانی تهیه و تنظیم شده،و پس از کسب نظر استاد،در دو جلد،مجموعا در 790 صفحه توسط دار القرآن الکریم چاپ و نشر یافته است،و دو جلد دیگر آن آماده چاپ می شود.24-کتاب الشهادات: این کتاب نیز توسط حجة الاسلام و المسلمین آقای سیدعلی حسینی میلانی،از مباحث درسی ایشان تنظیم و تقریر یافته،و سپس توسطدار القرآن الکریم،منتشر گردیده است.ج:رسائل عملیه به زبانهای مختلف جهان:با توجه به توسعه و گسترش دائره مرجعیت ایشان،رساله های عملیه ایشان نیز ازتوسعه و گسترش وسیعی برخوردار شده است که در تاریخ مرجعیت بی سابقه بوده است.رسائل عملیه ایشان به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شده است و در کشورهای اروپا،آمریکا،آفریقا و آسیا به زبانهای محلی چاپ و پخش شده است.ما تعدادی ازاین رساله ها را که به آنها دسترسی داشتیم،ذیلا می آوریم.یقینا مواردی را که ننوشته ایم،خیلی بیشتر از معرفی شده ها خواهد بود:25-ارشاد السائل: استفتاءات جدیدی که در مدت زمان چند ماه فاصله بین ماه صفر و شعبان سال 1413 از آن بزرگوار شده است و جنبه استفتاء با جلب نظر و رای ایشان فراهم ساخته اند.این رساله در دار الصفوة لبنان،بیروت به چاپ رسیده است.26-مناسک الحج: (به زبان عربی)آراء و فتاوی معظم له در مورد حج و احکام آن می باشد،که توسط دار القرآن الکریم در 305 صفحه چاپ و نشر یافته است.RESALAH(Epistle) چاپ دوم این رساله در 250 صفحه،در سال 27-رساله مختصر الاحکام به زبان انگلیسی: 1371 در تیراژ ده هزار نسخه از سوی دار القرآن الکریم به چاپ و نشر رسیده است.
وفات او:سرانجام پس از عمری تلاش و مجاهده در راه خدا،و تربیت هزاران نفر از اهل علم و عمل،و تاسیس دهها مدرسه،مسجد، مرکز فرهنگی و علمی،و انجام خدمات شایسته به حوزه علمیه قم که خود یکی از مؤسسین آن به شمار می رفت،در عصر روزپنجشنبه 24 جمادی الثانی 1414،مطابق 18 آذر 1372،در بیمارستان قلب تهران به لقاء الهی شتافت و روح ملکوتی او به سوی مبدا متعال عروج نمود.حضور جمعیت عزادار در مراسم تشییع این فقید سعید در تهران و قم بی سابقه بود،و یادآور مراسم استقبال با شکوه از امام،به هنگام مراجعت از پاریس،و تشییع ایشان پس از رحلت بود.نگارنده که خود در مراسم تشییع حضور داشت، تعدادتشییع کنندگان قم را از دروازه عمومی شهر،از مسجد امام حسن مجتبی(ع)تا حرم مطهر حضرت معصومه،در مساحت چندین کیلومتری مشاهده نمود،که به علت تراکم جمعیت و انبوه ازدحام مردم،جنازه از ساعت 9 صبح تا ساعت 3 بعد از ظهر،(درست 6ساعت)روی دست مردم بود،و در ساعت 3،پس از انجام نماز توسط دامادبزرگوارشان،آیة الله شیخ لطف الله صافی،در بالای سر حضرت معصومه(ع)،کنار قبراستاد و مربی و مراد خود،مؤسس حوزه علمیه قم، حضرت آیة الله العظمی حاج شیخ عبد الکریم حائری به خاک سپرده شد.عاش سعیدا و مات سعیدا،رحمه الله.
پیامهای تسلیت:پس از رحلت ایشان،پیامهای تسلیت فراوان از شخصیتها و کشورهای مختلف صادر شد،که ما از بین آنها،دو پیام تسلیت را می آوریم که حائز اهمیت فوق العاده می باشد:1-پیام تسلیت آیة الله العظمی شیخ محمد علی اراکی:این فقیه وارسته،در پیام تسلیت خود،او را به عنوان فقیه اهل بیت عصمت و طهارت(ع)،مظهر علم و تقوی،سابقین و اولین از شاگردان مرحوم آیة الله العظمی حاج شیخ عبد الکریم می ستاید و اورا فقیهی نکته سنج،دقیق النظر،زیرک و دانا و یکی از مصادیق بارز صائنا نفسه عن الهوی،و مخالفا لهواه،و مطیعا لامر مولاه توصیف می نماید،که قریب یک قرن عمرشریف خود را در راه اشاعه فقه آل محمد(علیهم السلام)و پاسداری از حریم ولایت و مبارزه علیه طاغوت و همراهی با حضرت امام قدس سره الشریف در طول انقلاب وحمایت از دین و حاکمیت حدود الهی صرف نموده اند.این پیام در تاریخ 24 جمادی الثانی 1414 صادر شده است.2-پیام رهبر انقلاب اسلامی،حضرت آیة الله خامنه ای:حضرت آیة الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تسلیتی در رحلت این بزرگ مرجع تقلید صادر نمودند که به علت شامل بودن آن به نکاتی از زندگی سیاسی و روحی این بزرگ مرد، اقدام به درج آن می گردد:«بسم الله الرحمن الرحیم.انا لله و انا الیه راجعون.با تاسف و اندوه فراوان،خبرمصیبت بار فقدانی بزرگ و جبران ناپذیر را دریافت کردم.عالم بزرگ،فقیه نام آور،مرجع تقلید عظیم الشان،عبد صالح و تقی نقی زکی،آیة الله العظمی آقای حاج سیدمحمد رضا گلپایگانی قدس الله نفسه و اعلی الله مقامه،دار فانی را وداع کردند و پس ازعمری مشحون از حسنات با نامه عملی سرشار از خیرات و مبرات،دعوت معبود رالبیک گفته،به پیشگاه محاسبه الهی شتافتند.اینجانب با قلبی متالم و با تضرع و ابتهال ازحضرت حق جلت عظمته مسالت می کنم که این میهمان نیکوکار و مطیع را با سلام قولا من رب رحیم استقبال و ضیافت فرموده،به مرتبه والای لقاء الله نایل فرماید،وبهترین پاداش صالحان را به وی ارزانی دارد.این شخصیت والای کهنسال،یکی ازموفق ترین و سعادتمندترینها بودند.سی و دو سال مرجع تقلید،حدود هفتاد سال مدرس حوزه علمیه قم،و حدودهشتاد و پنج سال سرگرم فرا گرفتن و آموختن فقه آل محمد(علیهم السلام)بودند.اولین مدرسه علوم دینی به سبک جدید را ایشان در قم تاسیس نمودند.اولین مؤسسه بزرگ قرآنی را ایشان در قم بنیان نهادند.اولین فهرست بزرگ فقهی و حدیثی با استفاده از دانش و اختراعات جدید بشری را ایشان پدید آوردند.صدها مدرسه ومسجد و مؤسسه تبلیغ دین در سراسر کشور و در کشورهای دیگر بنیاد کرداند.هزاران شاگرد را از فقه پخته و عمیق خود بهره مند ساختند.بسیاری آراء و نظرات فقهی را که حاکی از روشن بینی و ذهن نوگرای ایشان بود ارائه کردند، و بالاتر از همه با منش ورفتار پرهیزکارانه و با طهارت و تقوایی که می توانست برای علما و فقها،الگویی زنده وملموس باشد، عمری پربرکت را به نزاهت کامل گذرانیدند.آن بزرگوار یکی از اسطوانه های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به شمارمی آید.در دوران اختناق و در مقابله با حوادث سهمگین سالهای تبعید امام خمینی(قدس سره)مواردی پیش می آمد که صدای این مرد بزرگ تنها صدای تهدید کننده ای بود که از حوزه علمیه قم برخاست و به نهضت شور و توان بخشید.پس از پیروزی انقلاب همواره در قضایای عمومی کشور حضوری بارز و پشتیبانی صریح از نظام جمهوری اسلامی و از مقام منیع رهبری و شخص شخیص امام راحل(قدس الله نفسه الزکیه)داشت و مورد تکریم و احترام بلیغ آن حضرت بود.فقدان این بقیة السلف اعاظم،و این ملجا مرجع مؤمنان،ثلمه ای بزرگ و ضایعه ای جبران ناپذیر است.اینجانب مصیبت این فقدان تاسف بار را به پیشگاه حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا له فدا و به علمای عظام و مراجع تقلید و حوزه های علمیه و به عموم شیعیان وعلاقمندان و مقلدان ایشان و به خصوص به آقا زادگان محترم ایشان تسلیت می گویم.ودر این شب جمعه و شب رحمت لطف و تفضل و غفران الهی را برای ایشان مسالت می نمایم.سید علی خامنه ای24 جمادی الثانی 1414 برابر با 18 آذرماه 1372» (5)
—————————————————————
پی نوشتها:1- آیینه دانشوران،تالیف سید ریحان الله یزدی،چاپ قدیمی،1351 ه.ق،ص 26.2- یکصد سال مبارزه روحانیت،ج 2،ص 116.3- یکصد سال مبارزه روحانیت،ج 2،ص 119.4- یکصد سال مبارزه روحانیت،ج 2،صص 120 و 121.5- منابع:نقباء البشر فی القرن الرابع عشر،ج 3- میراث جاویدان- فروع فقاهت- مکتب اسلام،سال 33،شماره 11،ص 14- زندگانی آیة الله العظمی گلپایگانی،تالیف نگارنده.

















هیچ نظری وجود ندارد