15 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اسلام در آسیای صغیر و شبه جزیره ی بالکان

0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

الف. درآسیای صغیربزرگ ترین ایالت قلمرو امپراتوری روم شرقی در مجاورت سرزمین های اسلامی را باید درچارچوب تاریخ این سرزمین بعد از اسلام و همچنین روابط مسلمانان با دولت بیزانس بررسی کرد. ظهور اسلام درسده ی ۷م در عربستان واقع در جنوب شرقی قلمرو بیزانس وتوسعه وتبدیل آن به یک قدرت سیاسی – مذهبی، تأثیر عمیقی در امپراتوری روم شرقی بر جای نهاد. برخوردهای سیاسی – نظامی اعراب مسلمان و بیزانس مسیحی مقدمات نفوذ تدریجی و پایدار اسلام در قلمرو روم به ویژه آسیای صغیر را فراهم آورد و این روند با فراز و فرودهایی تا نیمه ی دوم سده ی ۹ق/۱۵م که به سقوط دولت بیزانس و حاکمیت کامل مسلمانان بر آسیای صغیر انجامید، ادامه یافت.این که دین اسلام نخستین بار در چه تاریخی وارد آسیای صغیر شد، به طور دقیق معلوم نیست، اما یورش های پراکنده ی اعراب مسلمان بر این ناحیه بدون آن که آثار مذهبی – سیاسی از خود بر جای بگذارد، از همان نخستین سده ی هجری آغاز شد (بابینگر، ۱۹۲۲: ۱۲۷).با پایان یافتن جنگ های ردّه در ۱۲ق/۶۳۳م، ۳ گروه نظامی به فرماندهی عمرو بن عاص، یزید بن ابی سفیان و شرحبیل بن حسنه، از جانب ابوبکر به شام، از مهم ترین ایالات روم، فرستاده شدند (طبری، ۱۳۸۷ ق: ۳۹۴/۳). فرمانروای فلسطین، سرجیوس، در وادی عربه شکست خورد (حتی، ۱۳۶۶ ش: ۱۸۹) و پس از آن، جنگ یرموک در ۱۵ق سرنوشت شام را تعیین کرد و آن ولایت به دست مسلمانان افتاد (برای تفصیل، طبری، همان، ۳۹۴/۳ به بعد؛ یعقوبی، ۱۳۵۶ ش: ۲۳/۲-۲۴؛ بلاذری، ۱۹۵۹ م: ۱۴۰-۱۴۳) و از آن پس در حمله به قلمرو بیزانس، ارمنستان و گرجستان و به ویژه آسیای صغیر پایگاه مهم مسلمانان به شمار می رفت (حتی، ۱۳۶۶ ش: ۱۹۷-۱۹۸).اعراب مسلمان به قصد نفوذ در قلمرو دولت بیزانس، دریای مدیترانه و نقاط مهم آن را هدف قرار دادند، چنان که معاویه درحمله به قبرس در ۲۷ یا ۲۸ق می خواست آن را به پایگاهی برای دست یابی به مرکز امپراتوری روم شرقی، یعنی قسطنطنیه تبدیل کند (یعقوبی، ۱۳۵۶ ش: ۵۸/۲؛ بلاذری، همان، ۱۵۷ به بعد؛ وچا والیری(۱)،۷۹:۱۹۷۰ ).در ۳۲ ق /۶۵۳م عثمان لشکری به فرماندهی معاویه به روم فرستاد و وی با پیشروی درخاک بیزانس به تنگه ی قسطنطنیه رسید (یعقوبی ، همان ۶۲/۲-۶۳؛ طبری ، ۱۳۸۷ ق : ۳۰۴/۴ )، و چون خود به خلافت رسید، برای مقابله با آن دولت به ایجاد نیرویی دریایی پرداخت (حتی ، همان ، ۲۵۱) . او گر چه در آغاز با کنستانتین پادشاه روم صلح کرد و قرار شد مبلغی به عنوان باج بپردازد، اما پس از تثبیت موقعیت خود، از پرداخت آن خودداری کرد و به عملیات نظامی بر ضد روم شرقی به ویژه در آسیای صغیر دست زد ( همان ، ۲۵۸).به نوشته ی یعقوبی ( همان ، ۱۷۵/۲-۱۷۶) ، مسلمانان از ۴۱ تا ۵۹ ق /۶۶۱-۶۷۹ م در فصول مختلف سال بارها برضد شهرهای روم شرقی وارد جنگ شدند . در زمان معاویه دو حمله ی بزرگ به قصد تصرف قسطنطنیه صورت گرفت . نخستین لشکرکشی را در ۴۹ق /۶۶۹م (قس : همان ، ۱۷۶/۲) یزید بن معاویه فرماندهی می کرد که زمستان را در کالسدون واقع در ساحل آسیایی قسطنطنیه گذرانده بود. گویند سپاه یزید اولین کسانی از مسلمانان بودند که پایتخت روم را دیدند (طبری ، همان ، ۲۳۲/۵؛ حتی ، ۱۳۶۶ ش : ۲۶۱) . در این لشکرکشی چند تن از صحابه مانند ابن عباس، ابن عمر، ابن زبیر و ابوایوب انصاری نیز شرکت داشتند(طبری، همان جا) . ابوایوب در همین جنگ درگذشت و درپای باروهای شهر به خاک سپرده شد همچنین جزیره ی رودس نیز در زمان معاویه در ۵۳ق /۶۷۳م گشوده شد و مسلمانان در آن جا به زراعت پرداختند (طبری ، همان ، ۲۸۸/۵؛ وچا والیری، همان جا).از ۵۴ تا ۶۰ق/۶۷۴-۶۸۰م چندین بار جنگ های تابستانی و زمستانی در آسیای صغیر رخ داد (طبری، همان، ۲۹۳/۵-۳۲۱). در آغاز، جزیره ی ارواد (کوزیکوس) (۲) نزدیک قسطنطنیه (همان، ۲۹۳/۵) را گشودند و آن جا را به پایگاهی برای حمله و محاصره ی قسطنطنیه تبدیل کردند. در همین محاصره، رومیان با استفاده از «آتش یونانی»، مانع تصرف این شهر توسط مسلمانان شدند (حتی، همان، ۲۶۲-۲۶۳). پس از معاویه، اگرچه ناوگان عرب، بسفر ودریای اژه را رها ساختند، اما حملات پی در پی تابستانی (صائفه)، ادامه داشت (همان، ۲۶۳). بزرگ ترین ومهم ترین حملات د ر۹۷ق/۷۱۶م روی داد که سلیمان بن عبدالملک برادر خود مسلمه بن عبدالملک را به جنگ رومیان و تسخیر قسطنطنیه فرستاد (یعقوبی، ۱۳۵۶ ش: ۲۵۸/۲). مسلمه با سپاهی بزرگ و صدها کشتی (مقدسی، ۱۳۷۴ ش: ۴، ۵، ۹۲۶؛ وچا والیری، همان، ۹۴) این شهر را به محاصره درآورد. این محاصره ۳۰ ماه طول کشید (مقدسی، همان، ۹۲۷). مسلمانان در اطراف شهر به زراعت پرداختند و از «کشت خویش بخوردند: (طبری، همان، ۵۳۰/۶؛ یعقوبی، همان جا) و مسلمه در آن حدود مسجدی ساخت (حتی، همان، ۲۶۵). پیمان شکنی الیون مرعشی که راهنمای سپاه بود (مقدسی، همان، ۹۲۶-۹۲۷) و سپس پادشاه رومیان شد (طبری، همان، ۵۳۱/۶)، و نیز قحطی و گرسنگی و سرما (یعقوبی، همان جا) و هجوم پی در پی بلغارها و در گذشت خلیفه و فرمان بازگشت موجب هزیمت مسلمانان شد (ابن تغری بردی، ۱۳۸۳ ق: ۲۴۰/۱-۲۴۱؛ حتی، همان، ۲۶۴-۲۶۵). حمله ی مسلمه به آسیای صغیر، آخرین کوشش جدی مسلمانان برای تصرف پایتخت امپراتوری روم بود (وچا والیری، همان جا). در این دوره، فعالیت شورشیان مسیحی جراجمه که از طرفداران روم بودند و چون سدی آهنین از آسیای صغیردفاع می کردند، از عوامل مهم جلوگیری از بسط نفوذ اسلام در این ناحیه بود (حتی، همان، ۲۶۶).در دوره ی عباسیان، مهدی نخستین کسی بود که حمله به آسیای صغیر را از سر گرفت. وی در جمادی الآخر ۱۶۵/ژانویه ی ۷۸۲ (طبری، ۱۳۸۷ ق: ۱۵۲/۸؛ قس: یعقوبی، همان، ۳۹۶/۲) پسر خود هارون را با لشکری بزرگ به سرزمین بیزانس فرستاد و هارون بعد از فتح برخی از ولایات روم، به «خلیج دریا» (بسفر) رسید. اغسطه و یا به قولی دیگر ایرن (طبری، همان جا؛ حتی، ۱۳۶۶ ش: ۳۷۸) همسر الیون، تقاضای صلح کرد و به ارسال خراج گردن نهاد و هارون نیز پذیرفت (طبری، همان جا). اما نیکفور اول امپراتور بعدی، از پرداخت باج امتناع ورزید (حتی، همان، ۳۷۹-۳۸۰). هارون از رقه به آسیای صغیر آمد و هرقله را تصرف کرد (یعقوبی، همان، ۴۴۱/۲؛ حتی، همان، ۳۸۰). بعد از مأمون نیز در ۲۱۸ق/۸۳۳م، آهنگ روم ومحاصره ی عموریه کرد و می خواست اعراب بادیه را بدان شهر بکوچاند وخود نیز در قسطنطنیه اقامت گزیند (یعقوبی، همان، ۴۹۳/۲) و احتمالاً به همین دلیل با پیشنهاد صلح پادشاه روم موافقت نکرد؛ اما در این میان درگذشت و کاری از پیش نرفت (همان جا).در ۲۲۳ق/۸۳۸م رومیان به حملات تلافی جویانه دست زدند و زبطره را به باد قتل و غارت دادند. در همان تاریخ معتصم عباسی از این سوی روی به سرزمین روم نهاد (همان، ۵۰۱/۲-۵۰۲) و عموریه را که از شهرهای استوار و مهم بیزانس بود، آتش زد (همان جا؛ لسترنج، ۱۳۶۴ ش: ۱۴۷). از این تاریخ، حمله ی مسلمانان به متصرفات روم در آسیای صغیر منحصر به یورش های پراکنده شد که همه ساله در فصول مختلف صورت می گرفت (حتی، ۱۳۶۶ ش: ۳۸۱).ضعف داخلی دولت اسلام در سده های ۳ و ۴ق و تشکیل دولت های کوچک و بزرگ در حوزه ی خلافت در روابط خارجی آن نیز اثر گذاشت. از جمله ی این دولت ها حمدانیان را می توان نام برد که در همین سده بارومیان به جنگ برخاستند. سیف الدوله ی حمدانی ۲۰ سال با رومیان جنگید (همان، ۵۹۰). روزگاری تا مرعش نیز پیش رفت و قلعه ای در مرز ساخت که پایگاه حملات آینده اش به خاک آسیای صغیر شد. سیف الدوله اگر چه در حمله به رومی ها موفقیت زیادی به دست نیاورد، لیکن آنان را برای مدتی از دست اندازی به ممالک اسلامی بازداشت. بعد از سده ی ۴ق/۱۰م، درگیری جدی میان مسلمانان و رومیان وجود نداشت و اگرچه قلاع مرزی دست به دست می شد، ولی این امر گذرا و ناپایدار بود (وچا والیری، ۱۹۴۰: ۹۴).مرز میان قلمرو مسلمانان و رومیان در آسیای صغیر تا حدود اوایل سده ی ۷ق/۱۳م مرزهای طبیعی بود. این مرز را جبال توروس و آنتی توروس تعیین می کرد. در این خط مرزی دژهای متعددی موسوم به ثغور از ملاطیه (مالاتیا) در ساحل فرات تا طرسوس در ساحل مدیترانه قرار داشت. این دژها که میان مسلمانان و رومی ها دست به دست می شد، به دو دسته ی ثغور جزری در شمال شرقی که از جزیره حفاظت می کرد، و ثغور شامی در جنوب باختری تقسیم می گردید. از مهم ترین نواحی مرزی این خط می توان از ملاطیه، مصیصه، زبطره، مرعش، منطقه ای که بعداً هارونیه نام گرفت، کنیسه و عین زربی، آنازاویه ی امروزی از توابع آدانا (سامی، ۱۳۰۶ ق: ۳۸۸/۱)، نام برد. این مناطق یا شهرهای آباد و پرجمعیت چون به دست مسلمانان افتاد، مورد توجه قرار گرفت و رنگ اسلامی یافت و گه گاه شهری در آن منطقه ساخته می شد (مثلاً حدودالعالم، ۱۳۶۲ ش: ۱۷۰-۱۷۱؛ اصطخری، ۱۳۴۷ ش: ۶۵-۶۶؛ لسترنج، ۱۳۶۴ ش: ۱۳۷-۱۳۸).مسلمانان در تمام این شهرها مسجد، آب انبار، مدرسه و سایر اماکن مذهبی و عمومی بنا نهادند؛ معابد بزرگ مسیحیان را به مسجد تبدیل کردند و پل ها ساختند که از جمله ی این پل ها، «جسرالولید» بر روی رودخانه ی سیحان در آدانا را می توان نام برد (همان، ۱۳۹-۱۴۰).طرسوس از بزرگ ترین شهرهای آسیای صغیر بود که به تصرف مسلمانان درآمد و مرکزی نظامی برای جنگ با رومیان شد. این شهر دو باروی سنگی داشت و مردم آن به جنگاوری شهره بودند(اصطخری، همان، ۶۶؛ ابن حوقل، ۱۹۷۹ م: ۱۶۸). چنان که گفته اند در آن جا ۱۰۰ هزار سوار مقیم بود و مسلمانان از ممالک مختلف اسلامی برای پیکار با رومیان در ساخلوی (پادگان) این شهر گردد هم می آمدند و خلفای عباسی چون مهدی و هارون توجه زیادی به این شهر داشتند (لسترنج، همان، ۱۴۱-۱۴۲). چنین به نظر می رسد که مسلمانان در سده ی ۴ق/۱۰م در بخش بزرگی از این ثغور مستقر بوده اند و رودخانه ی لاموس که اعراب آن را نهر اللامس می گفتند، مرز بلاد اسلامی بود و اسرای مسلمان و مسیحی در آن جا مبادله می شدند (همان جا).به سبب وجود مرزهای طبیعی میان ممالک روم واسلام، عبور از این مرزها برای عملیات نظامی یا بازرگانی از طریق گذرگاه هایی انجام می گرفت که مهم ترین آن ها عبارت بودند: درب الحدث که از مرعش به سوی شمال می رفت و به ابلستین (البستان) می رسید و دیگر گذرگاه کیلیکیه که از طریق شاهراهی به استانبول می رفت (لسترنج، ۱۴۲-۱۴۳؛ ابن خردادبه، ۱۹۳۸ م: ۱۰۰-۱۰۲).چنین به نظر می رسد که جنگ های پی در پی میان رومیان و مسلمانان و تصرف شهرهای مرزی از یک سو، و مناسبات بازرگانی و در پی آن روابط فرهنگی میان آنان از سویی دیگر، جریان نفوذ مسلمانان و دین اسلام را در آسیای صغیر ممکن ساخت. این گونه مناسبات و نیز ناآرامی های داخلی در دولت بیزانس، و سرانجام ظهور قبایل ترک مسلمان در سده ی ۵ق/۱۱م و ورود آن ها به آسیای صغیر، دوره ی جدیدی در تاریخ این منطقه و روند اسلامی شدن آن گشود. به عقیده ی بابینگر (۱۹۲۲: ۱۲۷)، این ترک ها و به عبارت دیگر سلجوقیان بودند که به سهولت بر بیزانس چیره شدند و ضمن تصاحب میراث آن، اسلام را در سرزمین جدید به پیروزی قطعی رسانیدند.درواقع، باید گفت وقتی که جهان اسلام با بحران های داخلی و فشارهای خارجی مواجه بود، سلاجقه با نیرویی تازه ظهور کردند و اتحاد سیاسی جهان اسلام را بار دیگر برقرار ساخته، به تمدن و فرهنگ اسلامی جانی تازه بخشیدند.یکی ازبزرگ ترین پیروزی های سلاجقه، نفوذ در آسیای صغیر بود که موطن ملل مختلف با تمدن های گوناگون و به منزله ی پلی میان ۳ قاره به شمار می رفت. نخستین هجوم ترکمانان مسلمان به آسیای صغیر که بیش تر جنبه ی شناسایی داشت، در ۴۰۹ق/۱۰۱۸م روی داد. سپس سلاطین بزرگ سلجوقی عده ی زیادی از ترکمانان را به آناتولی کوچ دادند و قدرتی علیه بیزانس در آن جا پدید آوردند. با این همه، مهاجرت بزرگ سلاجقه بعد از نبرد ملازگرد و پیروزی الب ارسلان بر رومانوس دیوگنس امپراتور روم شرقی در ذیقعده ی ۴۶۳/اوت ۱۰۷۱ (آق سرایی، ۱۹۴۴ م: ۱۶-۱۷؛ توران، ۱۹۶۹: ۱۴۴-۱۳۷، ؛ همو، ۱۹۷۰: ۲۳۲-۲۳۱)، به عنوان مدافعان و پیشاهنگان اسلام به آسیای صغیر آغاز شد (همان جا). آن ها با استفاده از اوضاع نابسامان دولت بیزانس نفوذ خود را در سرتاسر آناتولی تا سواحل دریای مرمره و اژه گسترش دادند (رانسیمان، ۱۹۷۵: ۵۲) بافت اجتماعی و تشکل جمعیتی آسیای صغیر به تدریج عوض شد و دگرگونی های مذهبی و فرهنگی عمیقی در آن جا به وجود آمد، به گونه ای که آن را استقبال عامه از دین اسلام شمرده اند (توران، ۱۹۷۰: ۲۳۳-۲۳۱). سلاجقه ی بزرگ قبل از نبرد ملازگرد، شهر «آنی» پایتخت ارمنستان کوچک را تصرف کرده، و به فرمانروایی خاندان بقراطی پایان داده بودند (لسترنج، ۱۳۶۴ م: ۱۴۸-۱۴۹). بعد از پیروزی ملازگرد، ارتق بیک، سردار الب ارسلان، اسحاق کومننوس سردار رومی را در ۴۶۴ق/۱۰۷۲م شکست داد و تا رود ساکاریا پیش رفت. از سوی دیگر امپراتور جان دوکاس، در برابر شورش های داخلی از ارتق بیک یاری خواست و به این ترتیب، نیروهای اسلام به خلیج ازمیت، نزدیک ترین شهر به مرکز امپراتوری رسیدند (توران، همان، ۲۱۳؛ همو، ۱۹۷۰: ۲۳۴). مدتی بعد سلیمان بن قتلمش بعد از درگذشت الب ارسلان، قونیه در آناتولی را تصرف کرد و آن گاه به ازنیق رفت و آن جا را به پایتختی برگزید و سلسله ی سلجوقیان آسیای صغیر را تأسیس کرد (آق سرایی، ۱۹۴۴ م: ۱۹-۲۰؛ توران، ۱۹۶۹: ۲۱۴؛ همو، ۱۹۷۰م، همان جا؛ بابینگر، همان جا؛ لسترنج، ۱۳۶۴ ش: ۱۴۹). تصرف شهر ازنیق که در جهان مسیحیت اهمیت زیاد داشت، یکی از رویدادهای بسیار مهم سده ی ۵ق/۱۱م محسوب می شود (توران، ۱۹۷۰ م: همان جا).تصرف شهرهای آدانا، طرسوس، مانیسا و عین زربی به دست سلجوقیان قدرت مسلمانان را در آسیای صغیر افزایش داد و خلیفه ی عباسی با فرستادن خلعت و منشور، حکومت سلیمان را به رسمیت شناخت (توران، ۱۹۶۹: ۲۱۷؛ همو، ۱۹۷۰: ۲۳۶). تسلط دولت سلاجقه بر آسیای صغیر، دولت های مسیحی را به اندیشه واداشت؛ چنان که امپراتور میخائیل هفتم، از پاپ گرگوار هفتم کمک خواست و موافقت خود را با اتحاد کلیسای ارتدکس – کاتولیک اعلان کرد و پاپ نیز پادشاهان اروپا را به جنگ با مسلمانان فراخواند وازهمین زمان مقدمات جنگ های صلیبی فراهم آمد (همو، ۱۹۶۹: ۲۱۵؛ همو، ۱۹۷۰: ۲۳۵).در جنگ های صلیبی، سلاجقه و مسلمانان ناگزیر ازنیق و اطراف آن را، که مدت ۲۵ سال بر آن جا تسلط داشتند، رها کردند و قونیه را پایتخت خویش برگزیدند (همو، ۱۹۶۹: ۲۲۰). سلجوقیان آسیای صغیر در حکم حافظان اسلام نزدیک به دو قرن بر آن سرزمین فرمان راندند و روز به روز بر وسعت قلمرو خود افزودند، چنان که تا سده ی ۸ق/۱۴م بخش اعظم شبه جزیره ی آسیای صغیر جزو قلمرو دولت اسلامی شد (لسترنج، همان، ۱۵۱). وسعت قلمرو سلجوقیان را از ترتیب تقسیم کشور توسط قلیچ ارسلان در میان فرزندانش می توان دریافت (آق سرایی، ۱۹۴۴ م: ۳۰).زمانی که دولت سلجوقیان آناتولی توسعه یافت، ۳ ناحیه ی کاملاً مرزی در آن جا توجه غازیان مسلمان را برای سکنی جلب کرده بود. این ایالات که در امتداد مرزهای روم شرقی قرار داشتند، عبارت بودند از کیلیکیه (چوخوراوای کنونی) یا امارات ملک السواحل، در جنوب به مرکزیت علائیه و آنتالیه؛ در سمت شمال، یعنی در امتداد سواحل دریای سیاه، امپراتوری بیزانسی طرابوزان، سیمره، سامسون و بافرا در سواحل شرقی و قسطمونی و سینوپ در غرب آن؛ و سرانجام مرزهای غربی که شهرهای آن قره حصار دولی (افیون قره حصار)، کوتاهیه و دنیزلی که از قسطمونی تا خلیج مکری گسترده شده بودند (اینالجیک، ۱۹۷۰ م: ۲۶۳). این ایالات در دوره ی سلجوقیان به وسیله ی امیرانی اداره می شد که نماینده ی سلطان و در عین حال فرمانده نظامی منطقه بودند (همان جا) و خود را غازی، یعنی مجاهدان راه اسلام خوانده، با کفار و بیزانسی ها می جنگیدند (شاو، ۱۳۷۰ ش: ۳۴/۱-۳۵) و به این سبب ایالات مذکور را ایالات غازیان می خواندند (اینالجیک، همان جا). در این ایالات، غیر از مسلمانان کسانی با قومیت های مختلف که از آشوب های نواحی شرقی فرار کرده و به مرزهای اسلامی پناه آورده بودند، می زیستند. بر اثر اختلاط فرهنگی، شهرهای این ایالات به صورت مراکز مهم فرهنگی درآمدند. مسیحیان ساکن آناتولی، مذهب خود را حفظ کردند و برخی نیز به دین اسلام گرویدند. نهادهای حکومتی نهادهای اسلامی بود و تصوف رشد بسیار یافت. در همین دوره اسلام به عنوان دین و فرهنگ غالب در منطقه، نفوذ و اهمیت فراوان داشت (شاو، همان جا). به این ترتیب می توان گفت که دوره ی ۲۰۰ ساله ی فرمانروایی سلجوقیان در آسیای صغیر، موجب گسترش سریع اسلام در این سرزمین شد. وجود آثار اسلامی مربوط به روزگار سلجوقیان در سراسر آسیای صغیر دلیل روشن این امر است.با حمله ی مغول ها به آسیای صغیر و شکست سلجوقیان در ۶۴۱ق/۱۲۴۳م در محل کوسه داغ (توران، ۱۹۶۹: ۲۳۰-۲۲۸)، قلمرو آنان به دست امیرانی افتاد که قبلاً تابع سلاجقه بودند و از ترکمانانی به شمار می رفتند که از ترکستان به آناتولی آمده و با موافقت کشیشان ارتدکس در اراضی بیزانش ساکن شده (همو، ۱۹۷۰: ۲۵۱)، و با شرکت در جنگ هایی که در دولت سلجوقی جریان داشت، امارت هایی تشکیل داده بودند(شاو، ۱۳۷۰ ش: ۳۱/۱). این امیر نشین ها عبارت بودند از قارامان در اطراف قونیه و ارمناک (اوزون چارشیلی، ۱۹۶۹: ۳۷-۱)، گرمیان در شمال شرقی در نواحی کوتاهیه و دنیزلی (همان، ۵۴-۳۹، ۲۵)، آیدین در اطراف ازمیر و جنوب غربی آناتولی (همان، ۱۱۹-۱۰۲)، منتشه در نواحی مرزی وساحلی جنوب غربی، شامل شهرهای موغلا، بالات، میلاس (همان، ۸۳-۷۰)، همچنین صاروخان، اشراف، قراسی و ذوالقدر، در نواحی مختلف آسیای صغیر. هر یک از این امارت ها با استقلال فرمان می راندند و در گسترش و تثبیت فرهنگ اسلامی و نیز اسلامی شدن آسیای صغیر سهم مهمی داشتند. هم اکنون آثار بسیاری از مسجد، مدرسه، دارالشفا، درالقرّاء و نظایر آن در سرتاسر شهرهای آناتولی وجود دارد که به دوره ی این امیرنشین ها مربوط است (همان، ۲۳۴-۲۲۸، جم).عثمانی ها در یکی ازاین امیرنشین ها، و می توان گفت درکوچک ترین آن ها مستقر بودند. درباره ی ریشه های قومی آنان بسیار سخن گفته اند. آن چه مسلم است آنکه ارطغرل نیای آن ها به آناتولی کوچید و به خدمت سلاجقه درآمد و ناحیه ی سوگوت در مرز ایالت بیزانس به تیول آن ها داده شد. عثمان فرزند او و بنیان گذار دولت عثمانی با کمک بیزانس به توسعه ی ارضی و جنگ با تیول داران مسیحی پرداخت (شاو، ۱۳۷۰ ش: ۴۱/۱-۴۲). وی پس از آن که قدرت کافی به دست آورد، به ازنیق حمله کرد و با استفاده از نفوذ شیخ اده بالی، به عنوان رهبر غازیان به کار پرداخت و سرزمین خود را از اسکی شهر تا دشت های ازنیق و بورسا گسترش داد و امارتی مستقل تأسیس کرد و در اندک مدتی آوازه ی بسیار یافت (اینالجیک، ۱۹۷۰: ۲۶۸-۲۶۷). پس از او پسرش اورخان به ضرب سکه و خواندن خطبه به عنوان حاکم اسلامی مبادرت کرد و امیران دیگر را در جنگ با کفار یاری داده، به متصرفات اسلام در این منطقه افزود (شاو، همان، ۴۳/۱). به عقیده ی بابینگر، (۱۹۲۲: ۱۳۳-۱۳۲) این طایفه قبل از آمدن به آسیای صغیر اسلام آورده بودند، آن ها که عمیقاً تحت تأثیر نهضت صوفیگری قرار داشتند، با پی گیری اقدامات سلجوقیان، اسلامی کردن آسیای صغیر را ادامه دادند و با برپایی زاویه ها، خانقاه ها وتکایا در سراسر آناتولی به ترویج طریقت هایی چون مولویه و بکتاشیه کمک کردند.عثمانی ها در نیمه ی اول سده ی ۸ق/۱۴م به تدریج در آسیای صغیر به سوی دریای مرمره حرکت کردند و بخش عمده ی شبه جزیره ی ازنیق و سواحل خلیج ازمیت و سپس شهر ازمیت (نیکومدیا) و اسکوتاری و امیرنشین قراسی را گرفتند و به سواحل جنوبی مرمره دست یافته، مقدمات گذر به اروپا را فراهم آوردند (شاو، همان، ۴۴/۱-۴۵).به تصرف ازنیق، دومین شهر بیزانس، در ۷۳۱ق/۱۳۳۱م به دست اورخان دومین پادشاه عثمانی (هامر پورگشتال، ۱۳۲۹ ق: ۱۴۸/۱-۱۴۹؛ اینالجیک، همان، ۲۷۴) تنها قسطنطنیه و نواحی اطراف آن در قلمرو دولت بیزانس باقی ماند. در دوره ی مراد اول و بایزید اول (یلدرم) متصرفات عثمانی در اروپا توسعه یافت. بایزید در اوایل سلطنت به محاصره ی قسطنطنیه دست زد (هامر پورگشتال، همان، ۲۶۶/۱-۲۶۷) و با سربازگیری از نواحی تصرف شده در اروپا از میان جوانان مسیحی که دوشرمه (۳) نامیده می شدند، به تشکیل سپاه و اشاعه ی اسلام پرداخت (شاو، همان، ۶۸/۱). وی با پیروزی هایی که در بالکان به دست آورده بود، به عنوان فرمانروای اسلام مشهور شد (همان، ۷۴/۱؛ اینالجیک، همان، ۲۹۰) و به همین سبب هزاران نفر از مسلمانان به آسیای صغیر سرازیر شدند و به خدمت بایزید درآمدند (شاو، همان جا). درهمین دوره با فشار بایزید بر دولت بیزانس، در قسطنطنیه محکمه ی اسلامی تأسیس شد و یک قاضی برای آن تعیین گردید و محله ای با ۷۰۰ خانه و۲ مسجد در همان شهر برای مسلمانان اختصاص داده شد (اوزون چارشیلی، ۱۹۸۳: ۱۴۶-۱۴۵/I). سلطان محمد اول برای گسترش فرهنگ اسلامی، زبان ترکی و فارسی را به جای زبان یونانی، زبان رسمی خواند و انجمن های اخوت را که عامل مهم نشر اسلام در متصرفات عثمانی بود، تقویت کرد (شاو، همان، ۸۵/۱-۸۶).در دوره ی مراد دوم امپراتور بیزانس یوحنا پالئولوگ هشتم برای جلب حمایت اروپا، کلیسای رم و قسطنطنیه را متحد خواند و خود به عضویت کلیسای رم درآمد، اما مردم قسطنطنیه به مخالفت برخاستند و حاکمیت و مدارای اسلامی را بر تعصب مذهبی کلیسای رم ترجیح دادند (همان، ۹۹/۱). سرانجام، آرزوی دیرین عثمانیان به روزگار سلطان محمد دوم (حک ۸۵۵ – ۸۸۶ق/۱۴۵۱ – ۱۴۸۱م) به حقیقت پیوست و با تسخیر قسطنطنیه و سقوط دولت بیزانس در ۲۵ ربیع الاول ۸۵۷ق/۵آوریل ۱۴۵۳م دوره ی جدیدی در تاریخ آسیای صغیر آغاز گردید (صولاق زاده، ۱۲۹۷ ق: ۱۹۱-۱۹۲؛ هامر پورگشتال، همان، ۲۶۳/۲، ۳۰۱؛ اوزون چارشیلی، همان، ۱۵۸-۱۵۷/I؛ نشری، ۱۹۵۷ :۶۹۰/۲ ، ۷۰۴-۷۰۷). مسلمانان که این محاصره را جهاد می دانستند، از قشرهای مختلف به استانبول آمدند (نشری، همان جا). سرانجام، در ۲۰ جمادی الاول ۸۵۷ق/۲۹ مه ۱۴۵۳م استانبول سقوط کرد. با فتح استانبول، بانگ اذان در مرکز فرمانروایی بیزانس (نشری، همان، ۷۰۶/۲؛ هامر پورگشتال، همان، ۲۷۷/۲، ۳۰۲-۳۰۳؛ اوزون چارشیلی، همان، ۴۹۲ – ۴۹۱/I) برخاست و نماز جمعه برپا شد (نشری، همان، ۷۰۶/۲ – ۷۰۸) و از آن پس، سرتاسر آسیای صغیر به عنوان سرزمین اسلامی قدم بر عرصه ی تاریخ نهاد و با فراز و نشیب هایی تا فروپاشی دولت عثمانی در ۱۹۱۸م و لغو خلافت در ۱۹۲۴م، از مراکز مهم جهان اسلام شناخته شد.
ب. اسلام در شبه جزیره ی بالکانس از تبدیل عثمانی از امارتی کوچک به دولتی بزرگ و قدرتمند در آسیای صغیر، فرمانروایان این دولت از سده ی ۸ق/۱۴م به سوی شبه جزیره ی بالکان و جنوب شرقی اروپا دست به پیشروی زدند. قبل از عثمانی ها، گروهی از ترکمن های عشیره ی ساری – سلتوق که از برابر هجوم مغول از خراسان فرار کرده بودند، درسده ی ۷ق/۱۳م به بالکان آمدند و در شهر دوبروجا جامعه ای اسلامی مرکب از ۱۰-۱۲ هزار نفر تشکیل دادند (دایره المعارف…، (۴) ۱۹۹۲ م: ۲۹/V). از ۶۶۲ تا ۷۵۸ق مسلمانان ترک ۱۸ بار اراضی بیزانس در اروپا را مورد هجوم قرار دادند (هامر پورگشتال، ۱۳۲۹ ق: ۱۶۸/۱-۱۹۱). اورخان دومین پادشاه عثمانی، در رقابت بر سر تاج و تخت بیزانس که بعد از درگذشت آندرونیکوس سوم در ۷۴۲ق/۱۳۴۱م به وجود آمده بود، به کانتا کوزنه پادشاه بیزانس کمک کرد و بدین وسیله موقعیت مسلمان ها را تثبیت نمود. قلعه ی چیمپ در کنار بغاز داردانل به اورخان واگذار گردید و شبه جزیره ی گلیبولی به عنوان نخستین پایگاه عثمانی و سرزمینی اسلامی در بالکان تسخیر شد (شاو، ۱۳۷۰ ش: ۴۵/۱-۴۶). امپراتور روم فتوح مسلمان ها در اروپا را به رسمیت شناخت (همان، ۴۷/۱؛ اینالجیک، ۱۹۷۰: ۲۷۵-۲۷۴) و اورخان با تئودرا دختر کانتا کوزنه ازدواج کرد (هامر پورگشتال، همان، ۱۸۳/۱-۱۸۴؛ اینالجیک، همان، ۲۴۷؛ شاو، همان، ۴۵/۱).پس از اورخان، مراد اول سومین فرمانروای عثمانی، سیاست پدر را در پیشروی به سوی بالکان ادامه داد و از پایگاه گلیبولی در تسخیر تراکیه، مقدونیه و بلغارستان و صربستان سود جست (شاو، همان، ۴۷/۱) . نخست شهر ادرنه ، یعنی مستحکم ترین پایگاه بین قسطنطنیه و دانوب و دریای سیاه (هامرپورگشتال، همان، ۲۰۸/۱؛ شاو، همان، ۴۹/۱؛ اینالجیک، همان، ۲۷۵) را تسخیر کرد و آن جا را پایتخت خود قرار داد (هامرپورگشتال، همان، ۲۱۷/۱). نیروهای متحد مسیحی در ماریتسا (جنگ چیرمن) از مراد شکست خوردند و شاهزادگان بالکان به قیمومت مسلمان ها را درآمدند (اینالجیک، همان جا).در پی فتح ادرنه مهاجرت مسلمانان ترک از آناتولی به روم ایلی (بخش اروپایی قلمرو عثمانی) شروع شد. امپراتور روم وضع موجود را به رسمیت شناخت و مراد با پرداخت ۶۰ هزار سکه به جنوایی ها عده ی زیادی از مسلمان ها را به تراکیه منتقل کرد. عثمانی ها با مسیحیان و یهودیان ساکن در بالکان به حکم اهل کتاب رفتار کردند و در این میان عده ی زیادی از مسیحیان مانند بوگومیل ها به دین اسلام گرویدند (شاو، همان، ۵۱/۱). مراد اول به پیشروی خود به سوی جنوب شرقی اروپا ادامه داد، صوفیا در تسخیر کرد و شیشمان پادشاه بلغار را به اطاعت درآورد و آن گاه به سوی صربستان حرکت کرد (اینالجیک، همان، ۲۷۶؛ شاو، همان، ۵۲/۱-۵۳). صربستان، بعد از جنگ معروف کوزوا (قوصوه) واقع در صربستان جنوبی به دست عثمانی ها افتاد (هامرپورگشتال، همان، ۲۴۹/۱-۲۵۶؛ اینالجیک، همان، ۲۷۷؛ شاو، همان، ۵۵/۱). اگرچه سلطان مراد در این لشکرکشی به دست جنگ جویی صرب به نام میلوش کشته شد (هامرپورگشتال، همان، ۲۵۱/۱)، لیکن مسلمان ها به قدرت واقعی شبه جزیره ی بالکان تبدیل شدند (اینالجیک، همان جا) و فرومانروایان عثمانی حکومت خود را به عنوان پادشاهان اسلام در بلغارستان و صربستان تثبیت کردند (شاو، همان، ۵۶/۱).بایزید اول در ادامه ی سیاست پیشروی به اروپا نواحی سیلستره، والاشی (افلاق)، مولداوی (بوغدان)، ویدین در مجارستان، بوسنی و آلبانی را تصرف کرد و سارایوو، سرای بوسنه ، مرکز نواحی مرزی مجارستان شد و مسلمان ها با قلمرو خاندان هابسبورگ همسایه شدند (اینالجیک، همان، ۲۸۹-۲۸۸). بایزید با ساختن مساجد و اماکن مذهبی در شهرهای مختلف از جمله ادرنه، رواج اسلام را در این سرزمین ها سرعت بخشید (هامرپورگشتال، همان، ۲۶۲/۱-۲۶۳).پیشروی مسلمان ها در اروپا پاپ بونیفاکیوس نهم را به اندیشه واداشت و در صدد تدارک جنگ صلیبی دیگری برآمد. سپاهی مرکب از انگلیسی ها، اسکاتلندی ها، لهستانی ها، بوهمی ها، اتریشی ها و ایتالیایی ها ترتیب داد و آن ها با عبور از دانوب به قتل عام مسلمان ها پرداختند. نبرد نهایی در ۲۱ ذیحجه ی ۷۹۸ق/۲۵ سپتامبر ۱۳۹۶م در نیکوپولیس (نیکبولی) روی داد و پیروزی از آن مسلمانان بود (شاو، ۱۳۷۰ ش: ۷۴/۱؛ هامرپورگشتال، همان، ۲۸۲/۱؛ اینالجیک، همان، ۲۷۸). این پیروزی موجب شهرت بایزید در جهان اسلام شد و عنوان «سلطان الروم» یافت (همان، ۲۷۹). جانشین او سلطان محمد نیز با فتح دوبروجا، اشراف فئودال در بالکان را به قبول حاکمیت مسلمان ها واداشت (شاو، همان، ۸۷/۱).در عصر مراد دوم با فتح سالونیک سلطه ی عثمانی ها بر سواحل اژه برقرار شد؛ بلغارستان زیر نظر مستقیم مسلمان ها قرار گرفت و سیاست اسلامی کردن بالکان ادامه یافت (همان، ۱۰۵/۱).سلطان محمد دوم (فاتح) با فتح بوسنی حاکمیت مسلمان ها را تا سواحل دالماچی رساند، و پیش آهنگان سپاه او (آقینچی ها) تا بندر تریست (۵) پیشروی کردند. د رسده ی ۱۰ق/۱۶م به روزگار سلطان سلیمان پیشروی در اروپا با حمله به بلگراد از سر گرفته شد (دایره المعارف…، ۱۹۹۲: ۲۹/V). اما مسلمان ها بعد از تسلط بر بالکان، برای تثبیت موقعیت خود به اقدامات بسیاری دست یازیدند و این اقدامات بر شمار طرفداران آن ها در میان دهقانان افزود. از جمله، آنان نظام ارباب رعیتی حاکم بر بالکان را برانداختند، بیگاری روستاییان را لغو کردند و با برقراری نظام «تیمارداری» و اراضی «میری» (دولتی) آن ها را از وابستگی به زمین رها ساختند و به عنوان رعایای دولت اسلامی فقط به پرداخت مالیاتی به میزان ۲۲ آسپر که «چیفت رسمی» یا مالیات اراضی مزروعی نامیده می شد، موظف کردند (اینالجیک، ۱۹۷۰: ۲۸۷-۲۸۶).بررسی های آماری نشان می دهد که ۸۰-۹۰% جمعیت ناحیه ی تراکیه و سنجاق آیدین، در بخش اروپایی دولت عثمانی، در نیمه ی سده ی ۹ق/۱۵م، مسلمان بودند. بعد از فتوحات عثمانی در بالکان، مهاجرت های وسیع به این منطقه آغاز شد. آن ها در تراکیه و شرق شبه جزیره ی بالکان سکنی گزیده، صدها روستای جدید به وجود آوردند و نام سکونتگاه های کهن خود در آناتولی را به آن ها دادند و به تدریج شماری از روستاییان مسیحی نیز به دین اسلام گرویدند. مسلمان ها همچنین شهرهایی را که در آن ها ساکن می شدند، به شهرهای اسلامی تبدیل کردند. مثلاً شهر اسکوپیه که در ۷۹۳ق/۱۳۹۱م به دست مسلمان ها فتح شده بود، در ۸۵۹ق/۱۴۵۵م، ۲۲ محله ی مسلمان نشین و ۸ محله ی مسیحی داشت. شمار مسلمان های بلغارستان را نیز در ۹۵۷ق/۱۵۵۰م حدود ۱،۲۰۰،۰۰۰ نفر نوشته اند. وجود شمار بسیاری مسجد، مدرسه و سایر اماکن اسلامی در بلغارستان از ۸۰۳ تا ۱۰۰۹ق/۱۴۰۰-۱۶۰۰م، گسترش نفوذ اسلام در این منطقه را نشان می دهد (دایره المعارف…، ۱۹۹۲: ۳۰/V).با توجه به دگرگونی هایی که از سده ی ۱۱ق/۱۷م به بعد در امپراتوری عثمانی به وجود آمد، به تدریج از شمار و نفوذ مسلمان ها در بالکان کاسته شد (دایره المعارف اسلام(۶)، ۱۹۷۸: ۱۰۹۴ (۲)/V) و ترکیب جمعیت در سده ی ۱۳ق/۱۹م به نفع مسیحیان روی به تغییر نهاد. بعد از جنگ روس – عثمانی در ۱۲۹۴ق/۱۸۷۷م و پس از انعقاد معاهده ی برلین در ۱۲۹۵ق و استقلال برخی کشورهای بالکان، حدود یک میلیون نفر از مسلمانان بالکان کوچانده شدند و در جریان همان جنگ نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر از مسلمان ها به قتل رسیدند (همان جا). با این همه، امروز اسلام دومین دین بزرگ در شبه جزیره ی بالکان به حساب می آید و ۱۵% از جمعیت ساکن در آن جا مسلمان هستند که شمار آن ها را ۹ میلیون نفر دانسته اند. اگر جمعیت مسلمان ساکن در بخش تراکیه ی ترکیه را نیز که جزئی از شبه جزیره ی بالکان است، در نظر بگیریم، شمار مسلمان ها بالغ بر ۱۵ میلیون نفر خواهد شد. ۷۰% جمعیت آلبانی، ۱۷% یوگسلاوی سابق، و ۲۶% بلغارستان مسلمان اند؛ ۷۰ هزار نفر در رومانی و ۲۵۰ هزار نفر مسلمان نیز در یونان زندگی می کنند. ۸۰% مسلمان های یوگسلاوی سابق در کوزوا (قوصوه) و مقدونیه، ۴۲% در بوسنی و بقیه در هرزگوین وکروواسی سکنی دارند. مسلمان های بلغارستان نیز در شرق این کشور در رازگراد، سیلستره، در اطراف مریچ و کوه های رودوپ ساکن هستند (دایره المعارف، همان، ۲۷/V).
پی نوشت :

۱٫ Veccia Vaglieri2. Cyzicus3. Devsirme4. Turkiye …5. Trieste6. Islam Ansiklopedisi
منبع: کتاب اسلام، پژوهشی تاریخی و فرهنگی ،زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، انتشارات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳

 

نوشته قبلی

و غیبت آغاز شد

نوشته‌ی بعدی

تاریخچه اصناف در جهان اسلام‏

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی

تاریخچه اصناف در جهان اسلام‏

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا