15 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اسلام در اروپا

0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

الف. جنوب فرانسهبه روایت مورخان اسلامی؛ موسی بن نصیر و طارق بن زیاد چون به هم پیوستند، روی به سرزمین فرنگان (افرنجه) نهادند و تا دره ی رود رن پیش رفتند (ابن اثیر، ۱۴۰۲ ق: ۵۶۵/۴؛ مقری، ۱۳۸۸ ق: ۲۷۳/۱)، یعنی از گذرگاه های رشته کوه های پیرنه (در منابع عربی: البرتات) عبور کردند و به مرزهای دولت فرنگان رسیدند (قس: مونس، ۱۹۵۹م: ۲۴۲).قرار داشتن ایالت سپتیمانی (۱) اسپانیا درآن سوی پیرنه و وجود ایالت آکیتن (۲) (اقطانیه) در غرب و شمال غرب این ایالت اسپانیا در سرزمین گل (در منابع عربی: غالیه-غالیا) که در دست دوک اود (۳) بود، و قدرت فزاینده ی فرانک های کارلنژی (۴) استقلال آن را تهدید می کرد، همه عواملی بود که فاتحان اسپانیا را به پیشروی در آن سوی پیرنه بر می انگیخت. دولت مرونژی (۵) (فرزندان کلویس )(۶) که به علت مساعدت افکار عمومی وملاحظه کاری های حاجبان کارلنژی، که به نام شاهان بی کفایت مرونژی قدرت خود را افزایش می دادند، هنوز بر سر پا بود، رو به انحطاط داشت و آن حاجبان در آستانه ی انتقال پادشاهی به خود، و در صدد سرکوب و منقاد ساختن طوایف ژرمن و دوک های مستقل بودند. امیر مقتدر خاندان کارلنژی به هنگام فتح اسلامی اسپانیا پپن دو هرستال (۷) نام داشت که در ۹۶ ق/۷۱۵م در گذشت و پس از چند سال کشمکش خانوادگی، یکی از پسران او به نام شارل مارتل (در منابع عربی: قارله) از ۱۰۲ق/۷۲۰م با منصب کاخبانی (حاجب) بر همه ی فرانک ها امارت یافت (لئونار، ۱۹۵۷؛ ۳۴۸-۳۴۳؛ عنان، همان، ۷۸/۱-۸۰).دوک اود که در کشمکش های کارلنژی هاگاه از طرف برخی از مدعیان به یاری خواسته می شد، به دست شارل مارتل منهزم شد و به صلح با او تن درداد (عنان، همان جا). در این هنگام، سمح بن مالک خولانی از سوی عمر ابن عبدالعزیز والی اندلس شد و در ۱۰۰ق/۷۱۸م بدان جا رفت (ابن اثیر، همان، ۵۵/۵؛ اخبار مجموعه، ۱۸۶۷ م: ۲۳). سمح پس از سامان دادن به امور اندلس، به ایالت سپتیمانی هجوم برد و بر مرکز آن دست یافت و تا طرسونه (تاراسکون) و طولوشه (تولوز) مرکز اقطانیه (آکیتن) پیش رفت. دوک اود که بازماندگان گت و مردم ناوار دور او را گرفته بودند و در اندیشه ی مقابله با شارل مارتل بود، به مقابله ی مسلمانان آمد. در نبردی سخت، سمح کشته شد (روز عرفه ی ۱۰۲ق/۱۰ ژوئن ۷۲۱ م) و مسلمانان به سپتیمانی بازگشتند (عنان، همان، ۸۱/۱؛ مونس، همان، ۲۴۵). مردم مناطق لانگدک (۸) (اطراف تولوز) و پیرنه از این خبر دلگرم شدند و بر مسلمانان شوریدند. اما مسلمانان هنوز اربونه (ناربن) را در دست داشتند و از اندلس هم نیروی کمکی به آنان می رسید (شکیب ارسلان، ۱۳۵۲ ق: ۷۲). بر اثر سامان یابی مجدد نیروهای مسلمان در سایه ی کوشش های یکی از سران سپاه به نام عبدالرحمان بن عبد الله غافقی، سپاهیان وی او را به ولایت و فرماندهی خود برگزیدند، اما اندکی بعد عنبسه بن سحیم کلبی از سوی والی افریقیه فرماندهی و حکومت یافت (عنان، همان، ۸۲/۱؛مونس، ۱۹۵۹ م: ۲۴۵-۲۴۶).عنبسه در صفر ۱۰۳/اوت ۷۲۱ به اندلس در آمد (عنان، همان جا) و در اواخر والیگری ۴ ساله اش (عنان، همان جا: در اواخر ۱۰۵ق/اویل ۷۲۴ م) به سرزمین فرنگ حمله برد و شهر قرقشونه (کارکاسن) (۹) را پس از محاصره با شروطی به صلح گرفت (ابن اثیر، همان، ۱۳۶/۵، ذیل حوادث ۱۰۷ق) . پس از آن شهر نیم (۱۰) را تسخیر کرد و پیشروی سریع خود را تا دره ی رود رن بدون برخورد به مقاومتی ادامه داد و تا رود سائون (۱۱) و شهراتن (۱۲) در بورگنی (۱۳) پیش رفت و آن جا را گرفته، به شهر سانس (۱۴) (در ۳۰ کیلومتری جنوب پاریس) هجوم برد. در این جا دوک اود بیمناک از حمله ی مسلمانان به قلمروش درخواست صلح کرد (عنان، ۱۳۶۶-۱۳۷۱ ش: ۸۳/۱؛ مونس، همان، ۲۴۷). عنبسه در بازگشت به جنوب در نبردی سخت با فرانک ها مجروح شد و در گذشت (عنان، ابن اثیر، همان جاها؛ قس: مونس، همان جا). پس از او تا مدتی تهاجم جدیدی تدارک دیده نشد. در زمان ولایت هیثم بن عبید کلابی یا کنانی (۱۱۱-۱۱۲ق/۷۲۹-۷۳۰م) حرکت های جنگی در ماورای سپتیمانی در دره ی رن تا کرانه ی سائون و در جنوب بورگنی از سر گرفته شد، اما به سبب اختلافات داخلی میان عرب ها و بربرها دوامی نیافت و حتی شهرهای تصرف شده از دست رفت (عنان، همان، ۸۳/۱-۸۴). در واقع، نابسامانی ها و مشکلات درونی دستگاه خلافت اموی و والیان آن ها در ایالات دور در این دوران به گونه ای بود که دوره ی فتوح بزرگ و پایدار دیگر سپری شده، و حرکت های جنگی سردارانی مانند عنبسه و دیگران بیش تر صورت تاخت و تازهای نامنظم به خود گرفته بود؛ چنان که هیچ کوششی برای ایجاد یک پایگاه مرکزی در سرزمین گل (جنوب فرانسه) که استمرار حضور نیروی اسلام را در منطقه تضمین و پشتیبانی کند، صورت نگرفت (مونس، همان، ۲۴۷-۲۴۸).در اوایل سال ۱۱۳ق/۷۳۱ م عبدالرحمان غافقی والی اندلس شد. انگیزه هایی چون انتقام جویی و مقابله با برخی تحرکات خیانت کارانه، او را در اوایل سال ۱۱۴ ق به حرکت در سرزمین های جنوب فرانسه واداشت. مسلمانان شهر آرل (۱۵) را پس از نبردی سخت گرفتند و با عبور از رود گارن (۱۶)نیروی اود را در هم شکستند و شهر بردو را تصرف کردند و سراسر آکیتن به دست مسلمانان افتاد. عبدالرحمان به جانب رن بازگشت. نیروهای او برلیون و بزانسون (۱۷) هم غلبه یافتندو برخی گروه ها تا سانس در نزدیکی پاریس پیش رفتند. به این ترتیب، عبدالرحمان در چند ماه نیمی ازجنوب فرانسه را از مشرق تا مغرب گرفت (عنان، همان، ۸۶/۱-۹۲؛ مونس، همان ۲۶۲-۲۶۵). نیروهای او سپس به سوی تور، (۱۸) دومین شهر منطقه رفتند و آن جا را گرفته، کلیسای مشهور آن سن مارتن را ویران کردند (مونس، همان، ۲۶۶). در این وقت شارل مارتل که خود را در خطر می دید و هم آرزوی گسترش قلمرو خود را داشت، به تدارک نیروی بزرگی برای مقابله با مسلمانان برخاست و لشکری از تیره های گوناگون فرانک ها، ژرمن ها و طوایف وحشی شمالی فراهم آورده، رهسپار جنوب شد. نقطه ی تلاقی شارل با مسلمانان دقیقاً شناخته نیست، اما می دانیم که از اواخر شعبان ۱۱۴/اکتبر ۷۳۲ در دشت میان دو شهر پواتیه (۱۹) و تور جنگ درگرفت ( شکیب ارسلان ، ۱۳۵۲ ق : ۹۰-۹۱). مورخان مسلمان آگاهی چندانی از چند و چون این حادثه ی بزرگ ندارند. با همه ی شور دینی، در اردوی مسلمانان عوامل نامساعد چندی وجود داشت که نتیجه ی برخورد را به ضرر آنان رقم می زد. پس از چند روز پیکارهای نامنظم، نبرد اصلی شروع شد و روز دوم رخنه در صفوف مسلمانان افتاد و آنان شبانگاه به سوی سپتیمانی عقب نشستند (اوایل رمضان ۱۱۴). مورخان مسلمان به علت کثرت کشتگان، این نقطه را «بلاط الشهداء» نامیدند و نویسندگان اروپایی آن را نبرد پواتیه خوانده اند (همان، ۸۴؛ ۱۰۰/۱-۱۰۴؛ مونس، همان، ۲۶۷-۲۷۵). این نبرد آخرین حد پیشروی سپاهیان اسلام را در مغرب زمین مشخص کرد (حتی، ۱۳۴۴ ش: ۲۷۷/۱). مورخان اروپایی برای این جنگ اهمیت بسیار قائل شده، و تقریباً همگی شکست مسلمانان را در آن موجب رهایی اروپا و مسیحیت از سلطه ی اسلام و عرب دانسته اند (عنان، همان، ۱۱۳/۱-۱۱۴).با انتشار خبر این شکست مردم جنوب گل و شمال اسپانیا بر مسلمانان شوریدند. والی افریقیه به شتاب عبدالملک بن قطن فهری را ولایت اندلس داد. عبدالملک نیز بی درنگ برای تثبیت موقعیت مسلمانان به کار پرداخت. او با حمله به مناطق ناوار و آراگون در جنوب پیرنه و عبور از گذرگاه کوه به لانگدک درآمد و استحکامات مسلمانان را سامان داد. سران محلی منطقه ی سپتیمانی هم که از استیلای دوک اود و شارل مارتل هر دو بیم داشتند، از مسلمانان یاری جستند، اما عبدالملک چون سپاه کافی نداشت، در سرزمین فرنگان داخل نشد وبه جنوب بازگشت و به هنگام گذر از پیرنه دسته های جنگجویان محلی به او حمله کردندو زیان فراوان رساندند و او به قرطبه بازگشت. حکمرانی او چندان به درازا نکشید و در رمضان ۱۱۶/اکتبر ۷۳۴ معزول، و عقبه بن حجاج سلولی در شوال همان سال والی اندلس شد. عقبه به عنوان سرداری سلحشور و با عزم و هیبت بار دیگر سلطه ی اسلام را در ایالات شمالی و در سرزمین گل مستقر کرد، استحکامات مسلمانان را در کناره ی رن استوارتر گردانید و ثغر اربونه را پایگاه جهاد ساخت (همان، ۱۱۷/۱-۱۱۸). در این مدت شارل مارتل به مقابله در برابر مسلمانان برنخاست، اما وقتی در ۱۱۷ ق دوک اود درگذشت، به شتاب به آکیتن آمد و پسر اود را به جای پدر نشاند و او را وادار به تبعیت از خود کرد (همان، ۱۱۹/۱، مونس، همان، ۲۷۹).ظاهراً سختی جنگ پواتیه، شارل را از اندیشه ی درگیری مجدد با مسلمانان دور می داشت (همان جا). چون عقبه به شمال پیرنه آمد، مسلمانانی که در منطقه ی پرووانس شهرهایی را گرفته، و به پایگاهی تبدیل کرده بودند، با او رهسپار ناحیه ی دفینه (۲۰) شدند و پس از تصرف و تخریب سن پل تروا شاتو (۲۱) و دنزر (۲۲) به سمت شمال رفتند و به انتقام بلاط الشهداء، در والانس همه ی کلیساهای اطراف وین (۲۳) را ویران کردند (همان، ۲۸۰-۲۸۱). در این حرکت ها والی اربونه عبدالرحمان بن علقمه ی لخمی، معروف به «شهسوار اندلس» سرکردگی داشت و مورونت، دوک مارسی، امیر پرووانس، حکمران سرزمین های میان رن و آلپ و نیرومندترین سردار منطقه با نیروی خود مسلمانان را همراهی می کرد. مسلمانان در آغاز لیون و پس از آن بورگنی را در نوردیدند و تقریباً همه ی مراکز پیشین خود را در جنوب فرانسه، از مرزهای شمال ایتالیا (پیمون) (۲۴) تا اقیانوس به دست آوردند (همان جاها). در این جا شارل مارتل به مقابله برخاست: برادرش شیلد بران (۲۵) را با نیرویی گران به آوینیون فرستاد و از لویتبران (۲۶) پادشاه لمباردی (در شمال ایتالیا) خواست که به جناح شرقی مسلمانان در کوه پیمون حمله برد. شیلد بران در حمله به آوینیون که مسلمانان آن را بسیار استوار کرده بودند، توفیق نیافت. شارل مارتل خود با نیروی تازه نفسی آمد و لویتبران هم از پیمون دست به حمله زد. مسلمانان محصور در آوینیون با دلیری دفاع کردند، اما فرنگان سرانجام پیروز شدند و مسلمانان را کشتار کردند (مونس، ۱۹۵۹ م: ۲۸۱-۲۸۲). نیروی فرانک ها به سوی اربونه هجوم آورد و مردم مناطق پیرنه هم راه های ارتباطی مسلمانان را با اندلس بستند. نیروی مسلمانان در گل تنها از راه دریا می توانست با اندلس ارتباط یابد و نیرویی که عقبه از دریا به اربونه فرستاد، به دست شارل مارتل غافلگیر شد (۱۱۹ق/بهار۷۳۷م)، اما او از محاصره ی اربونه سودی نبرد. مردم جنوب گل نیز از شارل حمایت نکردند و او را به چشم دشمن نگریستند و او نیز پس از ویران کردن چند شهر با اسیران بسیاری از مسلمانان و گروگان هایی از بزرگان گل به شمال بازگشت (همان، ۲۸۲-۲۸۴؛ عنان، ۱۳۶۶ – ۱۳۷۱ ش: ۱۱۹/۱-۱۲۰).عقبه در ۱۲۰ ق/بهار ۷۳۸م به سپتیمانی بازآمد و باردیگر بر شهر آرل و آوینیون و چند جای دیگر در پرووانس مستولی شد. اما نیروی ائتلافی شارل مارتل و دیگر امرای فرانک عقبه را وادار به عقب نشینی کردند و او به زحمت توانست بقیه ی نیروهای خود را از پیرنه عبور داده، به قرطبه برساند. بدین ترتیب، از سپتیمانی جز اربونه و باریکه ای میان اربونه و پیرنه در دست مسلمانان بازنماند (عثمان، همان، ۱۲۰/۱-۱۲۱؛ مونس، همان، ۲۸۶-۲۸۷). در این میان، عقبه درگذشت و جانشین او عبدالملک بن قطن گرفتار شورش بربرها و مخالفت گروه های عرب دیگر شد و به قتل رسید و کین خواهان او با قسمت بزرگی از نیروی مستقر در اربونه برای انتقام جویی به قرطبه آمدند (اخبار مجموعه، ۱۸۶۷ م: ۳۷-۴۳)و این موجب شد که جنوب فرانسه از بهترین مدافعان مسلمان خالی شود و به شکست نهایی مسلمانان در آن جا بینجامد. با تثبیت قدرت پپن دوم، جانشین شارل مارتل و توجه او به جنوب، شهرهای بزرگ سپتیمانی مانند بزیه، نیم و مگلون (۲۷) از دست مسلمانان بیرون رفت و در امیر نشین های پیرنه، مانند کنتبریه(۲۸)، و نبره (ناوار) نیز کار به دست مردم محلی افتاد و عبدالرحمان بن علقمه با موقعیت ضعیفی به اربونه بازگشت (مونس، همان، ۲۸۸).پس از چند سال در ۱۳۳ق/۷۵۱م که پپن دوم تاج و تخت مرونژی ها را به دودمان خود (کارلنژی ها) منتقل کرد، با نیروی بزرگی به سوی اربونه رفت و به یاری یکی ازامرای گت در جنوب گل، به نام آنسموندوس که قلمرو خود را تسلیم پپن کرد، اربونه را در محاصره گرفت، اما کاری از پیش نبرد و عقب نشست. تا ۷ سال پس از آن به سبب انقراض امویان و ورود عبدالرحمان داخل به اندلس، نیرویی به جنوب فرانسه گسیل نشد و اربونه تنها وبه پشتیبانی پادگان خود و نیز به سبب گرفتاری های داخلی پپن، در دست مسلمانان ماند. عبدالرحمان داخل با تثبیت قدرت خود در اندلس، در ۱۴۰ ق/۷۵۷م یکی از سردارانش را به اربونه فرستاد. این نیرو گرفتار هجوم قبایل منطقه ی پیرنه شد و درهم شکست. از آن پس اربونه به حال خود رها شد و مسیحیان آن جا به هم دستی یکدیگر در ۱۴۱ق به کشتار مسلمانان پرداختند و دروازه های شهر را به روی نیروهای فرنگ باز کردند . پپن به شتاب نیرویی به کمک شورشیان فرستاد که سرانجام، پس از نزدیک به ۳۰ سال این پایگاه اسلامی منطقه ی سپتیمانی و جنوب گل را از مسلمانان پس گرفتند (مونس، همان، ۲۸۹-۲۹۱). با آن که گروه های مسلمان در برخی از مناطق دوک نشین دفینه و کنت نشین نیس و در دره های باختری آلپ در زمان حکمرانی شارلمانی (۱۵۱-۱۹۸ق/۷۶۸-۸۱۴م) باقی ماندند و گاهی حرکت هایی تا نواحی گرنوبل هم انجام دادند، اما استیلای مسلمانان در جنوب فرانسه با سقوط اربونه پایان یافته بود (همان، ۲۹۱-۲۹۲). پناهندگی و تمسک برخی از امرای مسلمان شمال اندلس به سلاطین فرنگ برای کسب حمایت آنان در برابر امویان اندلس و روابط دوستانه ی عباسیان با دولت فرانسه در عین خصومت فرنگان با مسلمانان جنوب فرانسه و دولت اموی قرطبه (شکیب ارسلان، ۱۳۵۲ ق: ۱۱۷-۱۱۹) تکرار داستان تاریخی شکست وحدت عقیده در برابر اختلاف منافع اقتصادی و سیاسی است.
ب. منطقه ی آلپ (سوئیس و ایتالیای شمالی)نخستین بار در ۲۷۸ ق/۸۹۱م از نفوذ مسلمانان به خلیج سن تروپه در جنوب غربی نیس و موناکو یاد شده است که سپس توسعه ی بیش تری یافت و اختلافات داخلی میان مردم این نواحی و توسل به مسلمانان برای مقابله با یکدیگر، کار مهاجمان را آسان تر کرد. این نفوذ و توسعه ظاهراً هدف دینی و سیاسی نداشت و صرفاً برای ماجراجویی و دست یافتن به ثروت بود. با این همه، مسلم است که از این تاریخ مسلمانان در منطقه حضور داشتند و به دست اندازی و حمله از ساووا تا ایتالیا و سوئیس و مناطق واقع در میان رودهای پو و رن، مانند پیمون، پرووانس، دفینه، مونفرا(۲۹) و تارانتز (۳۰) پرداختند. مورخان اروپایی همچنین از حضور مسلمانان در اطراف دریاچه ی ژنو و منطقه ی و(وات)(۳۱) در آلپ شرقی و در شرق سوئیس (سوئیس آلمانی) خبر داده اند که باید مربوط به پیش از ۳۲۸ ق/۹۴۰م باشد. گمان می رود که این مسلمانان از ناحیه ی رود رن به سوی مشرق تا دره ی رود راین و سپس تا منطقه ی ژورا آمده باشند. اقامت اینان در شرق سویس تا اوایل نیمه ی دوم قرن ۱۰ م به درازا کشید، تا در ۳۴۳ق/۹۵۴م کنراد پادشاه بورگنی بسیاری از آنان را به زور و خدعه از منطقه بیرون کرد؛ اما گذرگاه های آلپ غربی همچنان در دست مسلمانان باقی ماند که در آن جا با مردم بومی در آمیختند و صاحب کشت و کار شدند و حتی استیلایشان برگذرگاه های اصلی هم مبنی بر عهد و شرطی با امرای محلی مانند هوگو، کنت پرووانس بود؛ گرچه در ۳۶۴ق/۹۷۵م گروهی از آن جا اخراج شدند و گروهی تغییر دین دادند. در دیگر مناطق سوئیس و ایتالیا نیز مسلمانان با همین سرنوشت روبه رو شدند (شکیب ارسلان، ۱۳۵۲ ق: ۱۶۰-۱۹۲، ۲۴۴-۲۶۱؛ عنان، ۱۳۶۶-۱۳۷۱ ش: ۴۶۰/۱-۴۶۸).
ج. جزایر مدیترانهپس از سیطره ی مسلمانان بر مصر و شام، میل به گسترش عقیده و نیز معارضه ی سیاسی آنان با امپراتوری روم شرقی ضرورت توجه به نیروی دریایی را پیش آورد و اولین ناوگان مسلمانان نیز توسط معاویه بن ابی سفیان در شام، و عبدالله بن سعد بن ابی سرح در مصر تشکیل شد و در آینده ی دولت اسلامی نقشی بسزا یافت (احمد، ۱۳۶۲ ش: ۲؛ حتی، ۱۳۴۴ ش: ۲۱۴/۱-۲۱۵؛ فیصل، ۱۳۷۱ ق: ۹۷). معاویه در ۲۸ یا ۲۹ ق/۶۴۹ یا ۶۵۰م با ناوگان خود روی به قبرس آورد و آن جا را به صلح گشود (بلاذری، ۱۹۵۹ م: ۱۵۸). این نخستین پیروزی دریایی مسلمانان و نخستین استیلای آنان بر یک جزیره بود (حتی، همان، ۲۱۴/۱). اما چند سال بعد مردم قبرس، رومیان در جنگ با مسلمانان یاری دادند و معاویه در ۳۳ یا ۳۵ق/۶۵۳ یا ۶۵۵م با نیروی دریایی بزرگی به قبرس حمله کرد و آن جا را به جنگ گرفت و مسلمانان را در آن جا اسکان داد (بلاذری، همان جا).از سوی دیگر در ۳۰ یا ۳۵ق/۶۵۱ یا ۶۵۵م هم پس از فتح افریقیه، قسطنطین امپراتور روم با نیروی دریایی بزرگی بر مسلمانان حمله آورد، اما از نیروی دریایی مسلمانان به فرماندهی عبدالله بن ابی سرح در پیکار معروف به غزوه ی «ذات الصواری» به سختی شکست خورد (طبری، ۱۳۸۷ ق: ۲۹۰/۴؛ حتی، همان، ۲۱۴/۱، ۲۶۰). حملات دریایی مسلمانان در زمان معاویه تا سیسیل کشیده شد (ابن عذاری، ۱۹۵۰ م: ۱۰/۱). هم در آن زمان، نیروی دریایی مسلمانان تا مقابل قسطنطنیه نیز رفت (ابن اثیر، ۱۴۰۲ ق: ۹۵/۳-۹۶). با گسترش نفوذ و درگیری مسلمانان در سواحل مغرب و اندلس اهمیت نیروی دریایی و جزایر مدیترانه بیش از پیش برای آنان آشکار شد. حسان پایگاه کشتی سازی و نیروی دریایی تونس را در نزدیکی قرطاجنه برای رویارویی با حمله های احتمالی رومیان ساخت (مونس، ۱۹۵۹ م: ۴۵). موسی بن نصیر با احداث مجرای آبی به طول ۱۲ میل از دریا به داخل خشکی در بندر تونس کارگاه کشتی سازی و لنگرگاه امن و زمستانی برای کشتی ها ایجاد کرد (الامامه، ۱۳۷۸ ق: ۵۷/۲). در دوره ی حکومت امویان در اندلس نیز در بنادر آن جا مانند طرکونه، طرطوشه، قرطاجنه، اشبیلیه و المریه کار کشتی سازی رونق گرفت (شکیب ارسلان، همان، ۱۳۹).در پیشروی مسلمانان به سمت مغرب و اندلس جزیره هایی نیز به دست آنان افتاد، از جمله بالئار (درمنابع عربی: بلیار) در غرب مدیترانه و نزدیک کرانه ی اندلس و مرکب از ۳ جزیره میورقه، مینورقه و یابسه (۳۲) که در دوران موسی بن نصیر به تصرف مسلمانان درآمد (ابن قوطیه، ۱۹۵۸ م: ۱۵۶؛ ابن عذاری، همان، ۴۰/۱؛ عنان، همان، ۳۱/۱، حاشیه ی ۱۵)؛ جزیره ی سردانیه (ساردنی) نیز از سده ی ۱ ق تا سال ها میان مسلمانان و اروپاییان دست به دست می گشت (ابن اثیر، همان، ۵۶۷/۴-۵۶۸).از اواخر قرن ۲ ق/اوایل قرن ۹ م مهاجمان دریایی مسلمان به جزیره ی کرس هجوم بردند. اینان با پناهگاه ساختن بندرهای تونس و سوسه در افریقیه به جزیره های نزدیک سواحل اروپایی حمله می کردند. تدریجاً دریازنان نرماندی نیز به مسلمانان پیوستند و شارلمانی برای مقابله با این دست اندازی ها به ساختن برج ها و استحکامات در سواحل دریا و در مصب رودخانه ها پرداخت و ناوگانی برای راندن آنان تدارک دید. آخرین حمله ی مسلمانان به کرس در زمان مجاهد عامری در ۴۰۶ق/۱۰۱۵م بود (شکیب ارسلان، ۱۳۵۲ ق: ۱۴۰-۱۴۲؛ عنان، همان، ۲۸۵/۱، ۴۵۹، ۴۶۹).
د. سیسیل (صقلیه)سیسیل بزرگ ترین جزیره ی مدیترانه است که به سبب موقعیت ممتازش توجه مسلمان را به خود جلب کرد و به تصرف آنان در آمد و در دوره ی استقرار ایشان آثار اسلامی نسبتاً پایداری در آن جا ساخته شد. نزدیک ترین نقطه ی سیسیل به افریقیه با باد مساعد دو روز یا کم تر راه بود.رأس این جزیره ی ۳ پهلو در شمال به وسیله ی تنگه ای در مقابل شهر مسینی یا مسینه (۳۳) به شبه جزیره ی ایتالیا می پیوست (ابن حوقل، صوره الارض، [بی تا]، ۱۱۳-۱۲۵؛ یاقوت، ۱۳۸۸ ق:۴۱۶/۳-۴۱۷؛ ابوالفدا، ۱۳۴۹ ش: ۲۳۶-۲۳۷). سیسیل از پایگاه های روم در جنگ با مسلمانان در مصر و افریقیه بود. برخی از فراریان که از برابر عمرو عاص می گریختند، به سیسیل پناهنده شدند (یاقوت، همان جا؛ احمد، ۱۳۶۲ ش:۲). در ۳۶ق ابن حدیج از سوی معاویه با ناوگانی بزرگ به سیسیل حمله کرد. او به عنوان اولین سردار مسلمان که در این سرزمین جنگید، با غنایم بسیار بازگشت (بلاذری، ۱۹۵۹ م: ۲۳۷؛ ابن عذاری، همان، ۱۰/۱، ۱۲). همچنین ۱۰ سال بعد، ابن حدیج ناوگانی به فرماندهی عبدالله بن قیس به سیسیل فرستاد و این بار نیز مسلمانان غنایم هنگفتی به دست آوردند (همان جا؛ احمد، همان، ۲-۳). با فرمانروایی موسی بن نصیر در شمال افریقا، مسلمانان بیش از پیش به سیسیل حمله بردند (الامامه، ۱۳۷۸ ق: ۵۷/۲؛ ابن عذاری، همان، ۳۶/۱، ۴۷). در ۱۲۲ق/۷۴۰م نیرویی به فرماندهی حبیب بن ابی عبیده بر بخشی از سیسیل دست یافت و سرقوسه (۳۴) را خراج گزار کرد و به نواحی درونی جزیره هم هجوم برد، اما شورش بربرها در طنجه او را به بازگشت واداشت. چند سال بعد در ۱۳۵ ق این حمله تجدید شد (احمد، ۱۳۶۲ ش: ۵)، اما مشکلات داخلی در شمال افریقا و اقدامات دفاعی بیزانسی ها در سیسیل و جنوب ایتالیا موجب شد تا نزدیک به نیم قرن بعد نه تنها سیسیل از حملات مسلمانان در امان بماند، بلکه به پایگاهی برای عملیات بیزانسی ها بر ضد مسلمانان در مدیترانه تبدیل شود.در منابع اسلامی، فتح واقعی سیسیل به سلسله ی اغلبیان (۱۸۴-۲۹۶ق/۸۰۰-۹۰۹م) نسبت داده شده است (بلاذری، همان جا؛ یاقوت، ۱۳۸۸ ق: ۴۱۷/۳). تقویت نیروی دریایی بیزانس در سیسیل و توجه نخستین امرای اغلبی به ایجاد بحریه ای نیرومند در افریقیه از یک طرف و روابط نسبتاً خوب دربارهای شارلمانی و بغداد وقیروان به ویژه پیمان اغلبیان و بیزانسی ها در ۱۹۷ق/۸۱۳م موجب نوعی حالت تعادل و روابط مسالمت آمیز میان سیسیل و افریقیه شد. اما این پیمان چند سال بعد با لشکر کشی اغلبیات به سیسیل در ۲۰۴ق/۸۱۹م پایان گرفت و مسلمانان با گرفتن اسیرانی بسیار از سپاه دشمن باز گشتند (احمد، ۱۳۶۲ ش:۷). در ۲۱۱ق/۸۲۶م اختلاف قسطنطین، بطریق و فرماندار نظامی سیسیل با ائوفمیوس (۳۵) (در منابع عربی؛ فیمی)، فرمانده نیروی دریایی بیزانس موجب شد که فیمی بر ضد امپراتور میخائیل دوم شورش کند و سرانجام به امیر اغلبی افریقیه پناهنده گردد. او زیاده الله اغلبی را به حمله به سیسیل به کمک خود او ترغیب کرد، مشروط به آن که خود وی با عنوان امپراتور در جزیره بماند و خراج گزار امیر اغلبی باشد. قاضی اسد بن فرات موافق این طرح بود و بنابراین زیاده الله نیز او را که ۷۰ سال داشت به رغم فقدان تجربه ی نظامی به فرماندهی لشکر مسلمانان، مرکب از اقوام مختلف از جمله ایرانی ها منصوب کرد و بدان جا فرستاد (ابن اثیر، ۱۴۰۲ق: ۳۳۳/۶-۳۳۴؛ مونس، ۱۹۸۰ م: ۸۸؛ احمد، همان، ۱۱-۱۳؛ عباس، ۱۹۷۵ م: ۳۲-۳۳).اسد بن فرات پس از جنگی سخت در بندر مازر(۳۶) بر مخالفان فیمی پیروز شد و آن جا را گرفت و روی به سرقوسه نهاد. محاصره ی سرقوسه به درازا کشید و بیماری در اردوی مسلمانان افتاد و قاضی اسد را هم از پا درآورد. جانشین او محمد بن ابی الجواری کشتی های خود را سوزاند تا راه بازگشت نماند. سپس شهر میناو (مینئو) (۳۷) در شمال غربی سرقوسه، و نیز قلعه ی جرجنت (۳۸) در میانه ی ساحل جنوبی جزیره را گرفتند و نیروی کمکی قسطنطنیه را نیز درهم شکستند، اما کارشان به سستی کشید تا این که در ۲۱۴ق که ناوگانی به یاری مسلمانان رسید؛ رومیان شکست خوردند و مسلمانان در ۲۱۶ق شهر بلرم (پالرمو) در شمال غربی جزیره را گرفتند (ابن اثیر، همان، ۳۳۴/۶-۳۳۶).در سال های بعد، مسلمانان از پایگاه پالرمو چندین بار به قصریانه و سرقوسه و همچنین از افریقیه به جزیره ی قوصره و در سیسیل تا حدود جبل النار (اتنا) حمله کردند (همان، ۳۳۶/۶-۳۳۹). ابوعقال برادر زیاده الله اغلبی هم در مدت حکومت ۳ ساله ی خود توانست شهرهای دیگری چون ابلاطنو(۳۹) حصن بلوط، قرلون (۴۰) و احتمالاً مرو(۴۱) و جراجه(۴۲) را وادار به تسلیم کند (احمد، ۱۳۶۲ ش: ۱۹).در سال ۲۲۸ق/۸۴۳ م، مسلمانان متوجه شرق جزیره شدند و در سایه ی اتحادی که با ناپل برقرار کرده بودند، توانستند بندر مسینه را تصرف کرده، ناوگان بیزانس را از مدیترانه ی غربی دور کنند (همان جا). ابواغلب ابراهیم بن محمد اغلبی امیر سیسیل ۱۶ سال در آن جا با قدرت و کفایت فرمان راند. او پالرمو را مرکز سیسیل گردانید و فرماندهان سپاه را به پیشروی در سراسر جزیره فرستاد (ابن اثیر، همان، ۳۳۹/۶-۳۴۰؛ احمد، همان، ۲۰).چون عباس بن فضل والی سیسیل شد، دوباره به شهرهای قطانیه (۴۳)، سرقوسه، نوطس(۴۴) و طبرمین (۴۵) هجوم برد. در ۲۴۳ق/۸۵۸م قلعه ی جفلوذی و سال بعد قلعه ی قصریانه (مرکز بیزانس در سیسیل) هم به تصرف درآمد (ابن اثیر، همان جا؛ احمد، همان، ۲۰-۲۱). عباس بن فضل در مناطق جنوب ایتالیا نیز جنگیده، مسلمانان را در آن جا مستقر کرده بود (احمد، همان، ۲۰). در دوره ی امارت خفاجه بن سفیان (از ۲۴۸ ق/۸۶۲م به بعد) شهرهای مهمی مانند نوطس و شکله (۴۶) نیز به تصرف مسلمانان درآمد و شورش های برخی مناطق متصرفی سابق مانند رغوس (۴۷) سرکوب شد و سپاهیان مسلمان در سراسر جزیره فعال شدند (ابن اثیر، همان، ۱۰۶/۷-۱۰۷؛ احمد، همان، ۲۲). سرقوسه سرانجام پس از محاصره ای سخت در ۲۶۴ق به تصرف مسلمانان درآمد (ابن اثیر، همان، ۱۰۸/۷؛ احمد، همان، ۲۳-۲۴).تا نزدیک به ربع قرن بعد، از حملات مسلمانان به شهرهای بیزانسی سیسیل نتیجه ی چندانی عاید نشد. جنگ داخلی با بربرها در جزیره و سرپیچی مسلمانان آن جا از گماشتگان امیر اغلبی از وقایع برجسته ی این دوره است. امیر اغلبی، ابراهیم دوم، سرانجام پسر خود عبدالله را با سپاه نیرومندی برای برقراری نظم به سیسیل فرستاد (۲۸۷ ق/۸۹۹م). عبدالله پس از استقرار آرامش، در امتداد تنگه ی مسینی به شهر ریو (۴۸) تاخت و باروی آن را ویران ساخت و آن جا را به زور تصرف کرد. در ۲۸۹ ق ابراهیم اغلبی خود پیش از سفر حج، برای جهاد رهسپارسیسیل شد (ابن اثیر، همان، ۵۰۷/۷؛ احمد، همان، ۲۴-۲۵).از رویدادهای مهم این دوره، جنگ سخت ابراهیم با رومی ها در طبرمین، و پیروزی او در ماه شعبان ۲۸۹ بود. این حادثه چنان بر امپراتور روم سخت افتاد که خود با لشکری سنگین عازم جزیره شد. ابراهیم نیز دسته هایی به مناطق رومی نشین مانند میقش (۴۹) و دمنش (۵۰)، رمطه و باج فرستاد وهمه را وادار به تسلیم، و قلعه هایشان را ویران کرد و عازم کسنته (۵۱) شد و آن جا را در محاصره داشت که بیمار شد و در ۱۹ ذیقعده ی ۲۸۹ق/۲۵ اکتبر ۹۰۲م درگذشت (ابن اثیر، همان، ۲۸۵/۷-۲۸۶، ۵۲۰؛ احمد، همان، ۲۵-۲۶). به این ترتیب، به هنگام مرگ ابراهیم دوم سراسر جزیره عملاً در تصرف مسلمانان بود.فتح سیسیل از حمله ی اسد تا زمان ابراهیم دوم تقریباً ۸۰ سال طول کشید (همان جا). با این همه، قسمت شرقی جزیره کاملاً به انقیاد مسلمانان درنیامد. در زمان استیلای عبیدیان و کلبیان لشکرکشی مجدد به دمنش و طبرمین ضروری شد و حکمرانان مسلمان سیسیل به دریافت جزیه از مردم این مناطق اکتفا کردند و بیش تر کوشش خود را متوجه ایتالیا و جلوگیری از استیلای رومیان بر جزیره ساختند (عباس، ۱۹۷۵ م: ۳۹). حکمرانی مسلمانان در سیسیل تا نیمه ی دوم قرن ۵ق/۱۱ م طول کشید و به دست نرمان ها منقرض شد (احمد، همان، ۸۱-۱۰۰).
هـ . ایتالیاحضور مسلمانان در ایتالیا و حمله ی آنان به برخی نقاط آن جا، هم از راه خشکی، از طریق جنوب فرانسه و حدود آلپ و نیز از راه دریا و سیسیل صورت گرفت. نزدیکی طبیعی سیسیل و ایتالیا و مسائل سیاسی و مذهبی، این دو سمت تنگه ی مسینی را به هم پیوند می داد. از نخستین دهه ی استقرار مسلمانان در بخشی از جزیره ی سیسیل، اختلاف میان حاکمان قسمت های مختلف شبه جزیره ی ایتالیا موجب اتحاد برخی از آنان با مسلمان ها بر ضد رقیبان مسیحی خود شد. جمهوری ناپل بر ضد همسایه ی لمباردیایی (در منابع عربی: انکبرده) خود بنونتو (۵۲)، با مسلمانان هم پیمان شد و مسلمانان در ۲۲۳ق/۸۳۸م با درهم شکستن ونیزی ها بندر بریندیزی (۵۳) را در دریای آدریاتیک موقتاً به تصرف درآوردند و در طول کرانه های شبه جزیره از آدریاتیک و تیرنه پیش رفتند و تا دهانه ی رود پو رسیدند. امیر بنونتو از مسلمانان بر ضد فرمانروای باره (باری) (۵۴) کمک خواست و اینان نیز باری را تصرف کردند (۲۲۶ ق/۸۴۱م) و چند سال پس از آن با حضور در دهانه ی رود تیبر به شهر رم نزدیک شدند. با آن که پاپ خطر را احساس کرده، و دژ استواری در استیا (۵۵) ساخته بود، مسلمانان در ۲۳۱ق/۸۴۶م از آن جا عبور کردند. در این حمله کلیسای قدیس پترس (سان پیترو) به غارت رفت و زیان های فراوان دید. دفاع مردم رم یا عدم آمادگی مسلمانان، موجب کوتاهی اقامت اینان درآن شهر شد. از آن جا به چند شهر دیگر در جنوب تاختند و در راه بازگشت، ناوگان شان بر اثر طوفان سختی پراکنده و نابود شد و عده ی بسیاری به اسارت مسیحیان درآمدند. تا دهه ی چهارم قرن ۳ق/نیمه ی قرن ۹م دسته های نظامی مسلمانان از نقاط گوناگون مدیترانه به هم پیوستند و به همه ی سواحل ایتالیا از شرق تا دهانه ی تیبر در غرب هجوم بردند.آپولیا، منطقه ی میان کالابریا (قلوریه، قلفریه) در جنوب، و لمباردیا در شمال، نزدیک به ۱۸ سال در تصرف مسلمانان باقی ماند و از آن جا مناطق ایتالیا را غارت کردند. سرانجام، در ۲۵۷ق/۸۷۱م از باری و در حدود ۲۷۰ق/۸۸۴م از شبه جزیره ی ایتالیا رانده شدند. با این همه، مسلمانان حملات خود را در مسیرهای گوناگون دنبال کردند و دو خلیج تارانتو در مشرق، و سالرنو در مغرب پایگاه مهم دریایی مسلمانان بود. بر عکس، آن چه در سیسیل اتفاق افتاد، مسلمانان طرح فتح و استقرار دائمی در ایتالیا را نداشتند و این حرکت ها بیش تر جنبه ی ماجراجویی یا دفاع نظامی و غارت و کسب غنیمت داشت (احمد، ۱۳۶۲ ش: ۲۷-۳۲؛ شکیب ارسلان، ۱۳۵۲ ق: ۱۵۱-۱۵۵؛ دورانت، ۱۹۶۳: ۴۹۰-۴۸۹/X).
و. کرت (۵۶) (اقریطش)جزیره ای طولانی در جنوب مجمع الجزایر اژه و یونان، در میان سیسیل و قبرس و مقابل اسکندریه، با موقعیت جغرافیایی بسیار مهم، که ۳ قاره ی دنیای قدیم را به هم متصل می کرد. این جزیره ظاهراً از روزهای نخست قدرت یابی مسلمانان در دریا نظرشان را جلب کرده بود. به گفته ی بلاذری (۱۹۵۹ م: ۲۳۷-۲۳۸)، مسلمانان پس از تصرف جزیره های رودس و ارواد در ۵۴ق/۶۷۴م به فرماندهی جناده بن ابی امیه به کرت حمله بردند و یک بار دیگر در زمان ولید بخشی از آن را گشودند. فتوح مسلمانان در آن جا متوقف شد، تا آن که در زمان هارون الرشید و مأمون بخش های دیگری از آن را فتح کردند و تدریجاً همه ی جزیره به دست مسلمانان افتاد. روایت دیگر (یاقوت، ۱۳۸۸ ق: ۲۳۶/۱) حاکی است که کرت به دست ابوحفص عمر بلوطی (د ح ۲۴۱ق/۸۵۵م)، معروف به غلیظ از ولایت حفص البلوط اندلس گشوده شد و فرزندان او سال ها در آن جا حکم راندند. در واقع، فتح عمده ی کرت به دست مسلمانان و تأسیس حکمرانی آنان در این جزیره مربوط به یک حادثه ی خونین در اندلس و به صورتی ناخواسته و پیش بینی نشده در ۱۹۸ یا ۲۰۲ ق/۸۱۴ یا ۸۱۷ م، اتفاق افتاد و در طی آن ابوحفص بلوطی به ریاست گروهی از مسلمانان بدان جا رفت و فرزندانش پس از او این ریاست را ادامه دادند تا امپراتور قسطنطنیه در ۱۵ محرم ۳۵۰ق/۶ مارس ۹۶۱م به حکمرانی مسلمانان بر جزیره خاتمه داد (همان جا؛ ابن خلدون، ۱۳۹۱ ق: ۲۱۱/۴؛ زامباور، ۱۹۲۷: ۷۰). مسلمانان شهرقندی یا قاندیا (۵۷) را به عنوان مرکز خود در کرت ساختند و این نام سپس بر همه ی جزیره اطلاق شد (شکیب ارسلان، ۱۳۵۲ ق: ۱۴۲-۱۴۵).مالت (مالطه) جزیره ی کوچک ناآباد، اما مشهور آن زمان که میان سیسیل، کرت و افریقیه واقع بود (ابن حوقل، صوره الارض، [بی تا]، ۱۸۵)، به سبب قرار داشتن بر سر راه سیسیل، از زمانی که اغلبیان به سیسیل حمله کردند، توجه مسلمانان را جلب کرد. نخستین حمله ی مسلمانان به مالت شاید در زمان زیاده الله اغلبی در ۲۲۱ ق/۸۳۶م اتفاق افتاد (دایره المعارف اسلام(۵۸)، ۱۹۷۸: ۲۶۰/VII؛ به تفسیر نقلی نادرست از ابن اثیر؛ مونس، ۱۹۵۹ م: ۸۷). در زمان برادر و جانشین این امیر اغلبی، به نام ابوعقال اغلب بن ابراهیم نیز که در سال های ۲۲۴ و ۲۲۶ ق/۸۳۹ و ۸۴۱م دوبار از افریقیه به سیسیل نیرو فرستاد، به جزیره ی مالت هم توجه شد (دایره المعارف اسلام، همان جا). خبر قطعی تصرف مالت به دست مسلمانان مربوط به ۲۵۵ ق/۸۶۹م در زمان حکمرانی ابوالغرانیق محمد (دوم) بن احمد بن محمد بن اغلب (ابن خلدون، ۱۳۹۱ ق: ۲۰۱/۴) به دست احمد بن عمرو بن عبیدالله بن اغلب (دایره المعارف اسلام، ۲۶۱/VII). از آن زمان، مالت تدریجاً به صورت جزیره ای اسلامی درآمد (مونس، همان، ۹۱)، با این همه، تصرف آن را به زمان حکمرانی ابوالعباس محمد بن ابی عقال (محمد اول، حک: ۲۲۶-۲۴۲ق/۸۴۱-۸۵۶م) نسبت داده اند (بازورث، ۱۳۴۹ ش: ۵۱-۵۲). رسّی با استدلال به این که توجه مسلمانان به سیسیل، بدون تسلط بر مالت معقول نمی بود، بر آن است که تاریخ فتح مالت به دست مسلمانان باید پیش از ۲۲۶ ق/۸۴۱م باشد (شکیب ارسلان، ۱۳۵۲ ق: ۳۰۳). حاکمیت مسلمانان در این جزیره (در شهر ملیطه (۵۹) و با تغییر نام آن به مدینه) بیش از دو قرن طول کشید و به وسیله ی نرمان ها زوال یافت (دایره المعارف اسلام، همان جا). نوشته های مسلمانان بر روی سنگ های گور از نیمه ی دوم سده ی ۶ق/۱۲م در مالت به دست آمده است (شکیب ارسلان، همان، ۳۰۳-۳۰۴).
پی نوشت :

۱٫ Septimania2. Aquitaine3. Duc d’Eudes4. Carolingiens5. Merovingiens6. Clovis7. Pepin de Herstal8. Languedoc9. Carcassonne10. Nimes11. Saon12. Autun13. Bourgogne14. Sens15. Arles16. Garonne17. Basancon18. Tours19. Poitiers20. Dauphine21. Saint – Paul – Trois – Chateaux22. Donzaire23. Vienne24. Piedmont25. Childebrand26. Luitbrand27. Maguelonne28. Cantabria29. Montferrat30. Tarentaise31. (Vaud (Waadt32. Ibiza33. Messina34. Syracusa35. Euphemius36. Mazara37. Mineo38. Girgenti39. Palatni40. Corleone41. Marineo42. Geraci43. Catania44. Noto45. Taormina46. Scicli47. Ragusa48. Reggio49. Mico50. Demone51. Cosenza52. Benvento53. Brindisi54. Bari55. Ostia56. Crete57. Candia58. Islam Ansiklopedisi59.Melita
منبع: کتاب اسلام ، پژوهشی تاریخی وفرهنگی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، انتشارات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳

 

نوشته قبلی

تأثیر اسلام در ادبیات فارسی

نوشته‌ی بعدی

اسلام در منطقه ی قفقاز

مرتبط نوشته ها

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

نوشته‌ی بعدی

اسلام در منطقه ی قفقاز

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا