23 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اسلام در منطقه ی قفقاز

0
SHARES
19
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نفوذ اسلام در قفقاز با فتوح مسلمانان آغاز شد. در ۲۲ق/۶۴۳م عبدالرحمان بن ربیعه به دربند (دیار باب) رسید. شهر براز فرمانروای ایرانی آن ناحیه امان خواست. سراقه بن عمر ماجرا را طی نامه ای به خلیفه ی دوم نوشت و عمر بن خطاب او را امان داد (طبری، ۱۳۸۷ق: ۱۵۶/۴-۱۵۷). چون عثمان بن عفان به خلافت رسید (۲۳-۳۵ق/۶۴۴-۶۵۶م)، از معاویه که عامل وی در شام و جزیره بود، خواست تا حبیب بن مسلمه ی فهری را به ارمنستان گسیل دارد. وی با لشکریان خویش عزم آن دیار کرد تا به قالیقلا رسید. اهل شهر نخست پیکار کردند، ولی سرانجام به پرداخت جزیه تن در دادند. پس از این ماجرا بسیاری از اهالی ترک دیار کردند و به بلاد روم (بیزانس) رفتند (بلاذری، همان، ۲۷۷-۲۷۸).در این زمان به حبیب خبر رسید که ارمنیاقس گروه بزرگی را برضد مسلمانان گردآورده است واز مردم آلان، ابخاز و سمندر نیز کسان بسیاری به یاری او شتافته اند. پس حبیب طی نامه ای از عثمان یاری طلبید . عثمان بن معاویه نامه نوشت و معاویه سپاهیانی را به یاری حبیب بن مسلمه فرستاد و آنان را در قالیقلا اسکان داد. در ضمن عثمان از سعید بن عاص بن امیه عامل خود در کوفه خواست تا سپاهی به سرکردگی سلمان بن ربیعه ی باهلی به یاری حبیب بن مسلمه بفرستد (همان جا؛ طبری، ۱۳۸۷ ق: ۲۴۸/۴). سلمان بن ربیعه نیز با ۶ هزار تن از اهالی کوفه در قالیقلا به حبیب رسید. در این ماجرا میان دو لشکر شام و کوفه خلاف افتاد و از این رو عثمان، سلمان بن ربیعه را مأمور فتح اران کرد (بلاذری، همان، ۲۷۸-۲۷۹).متعاقب این ماجرا لشکریان عرب به دو گروه منقسم شدند: حبیب بن مسلمه با سپاه شام عازم فتح گرجستان شد و تفلیس را گشود (همان، ۲۸۳-۲۸۴)؛ سلمان بن ربیعه نیز با سپاه کوفه شهرهای برذعه و بیلقان را فتح کرد. وی سپس قبله (کبلک) را فتح کرد و به دربند رسید. از این پس راه وی سد شد و در کنار نهر بلنجر با مقاومت خاقان فرمانروای خزر مواجه گردید. در این پیکار سلمان بن ربیعه با ۴ هزار تن از سپاهیانش هلاک شدند (همان، ۲۸۵-۲۸۷). عثمان نخست مغیره بن شعبه را بر آذربایجان و ارمنستان ولایت داد، ولی سپس او را عزل کرد (همان، ۲۸۸).در روزگار خلافت علی بن ابی طالب (ع) (۳۵-۴۰ق/۶۵۶-۶۶۱م)، اشعث بن قیس ولایت ارمنستان و آذربایجان داشت (همان جا). به روزگار معاویه (۴۱-۶۰ق/۶۶۱-۶۸۰م)، نخست عبدالله بن حاتم بن نعمان بن عمرو باهلی و سپس برادرش عبدالعزیز ولایت ارمنستان و آذربایجان را داشتند (همان جا). در۴۲ق/۶۶۲م مسلمانان به جنگ آلان ها در شمال قفقاز رفتند (طبری، همان، ۱۷۲/۵).در جریان هجوم عرب ها به ایران، شخصی به نام جوانشیر اسپهبد آلبانیای قفقاز (اران) بود. مؤلف «تاریخ آلبانیا» وی را از تبار مهران و خویشاوند خسرو دوم (پرویز) نوشته است، زیراخالوهای خسرو به نام های بندوی و بسطام (وستهم) که در توطئه ی قتل هرمز چهارم پدر خسرو شرکت داشتند، نیز از تبار مهران بودند (کالان کاتواتسی، ۱۹۸۴: ۹۳). جوانشیر با لشکریان خود چند سال همراه سپاه ایران با عرب ها پیکار کرد، ولی پس از شکست سپاه ایران، در ۱۵ق/۶۳۶م به آلبانیا بازگشت ( «تاریخ آذربایجان» (1)، ۱۹۵۸: ۱۰۵/I). در ۴۰ق/۶۶۰م جوانشیر با کنستانتین دوم امپراتور بیزانس بر ضد عرب ها متحد شد. در این زمان خزران از دربند گذشتند و به اراضی غرب دریای خزر دست اندازی کردند (همان، ۱۰۰/I). در ۴۲ق/۶۶۲م بار دیگر خزران به اران حمله بردند. از این رو جوانشیر دوبار به شام رفت و با معاویه پیمان صلح منعقد نمود. معاویه نیز او را به عنوان فرمانروای اران به رسمیت شناخت (همان، ۱۰۷-۱۰۶/I).در ۵۰ق/۶۷۰م جوانشیر بر اثر سوء قصد کشته شد و پس از او وراز تیرداد (۵۰-۸۰ق/۶۷۰-۶۹۹م) به ظاهر فرامانروایی اران را بر عهده داشت، اما عاملان خلفا بودند که بر قفقاز فرمانروایی داشتند (همان، ۱۰۷/I). از این رو، هر زمان شورش هایی در این منطقه روی می داد. عبدالملک بن مروان (حک ۶۵-۸۶ق/۶۸۵ – ۷۰۵م) در ۸۱ق فرزند خود عبیدالله را برای پیکار به قالیقلا فرستاد و او این شهر را فتح کرد (طبری، ۱۳۸۷ ق: ۳۳۱/۶). از اواخر سده ی ۷ و اوایل سده ی ۸م تسلط مسلمانان بر ارمنستان تثبیت شد و حدود یک قرن و نیم ادامه یافت («تاریخ ارمنستان» (2)، ۱۹۸۰، ۱۱۳، ۱۱۰).دین اسلام در سرزمین های غرب دریای خزر که مردم آن پیرو آیین زرتشت بودند، به ویژه در میان پیشه وران و بازرگانان به سرعت گسترش یافت، ولی مردم کوه نشین قفقاز در حفظ آیین های کهن مسیحی و زرتشتی خویش همچنان باقی بودند ( «تاریخ آذربایجان»، ۱۹۵۸م: ۱۰۸/I). موقعیت سوق الجیشی سرزمین کوهستانی داغستان توجه سرداران عرب را جلب کرد. حفظ استحکامات دربند که از عصر ساسانی معمول بود، برای دستگاه خلافت مهم می نمود. شرق قفقاز نیز از دیدگاه اقتصادی واجد اهمیت بود، زیرا به محل برخورد دو نیروی متخاصم خلافت و خاقانات خزر بدل گشته بود. دولت امپراتوری روم شرقی نیز خزران را در برابر خلافت حمایت می کرد ( «تاریخ داغستان» (2)، ۱۹۶۸-۱۹۶۷: ۱۵۰/I). اهالی دربند در سال های ۳۱-۳۲ق/۶۵۲-۶۵۳م در نخستین لشکرکشی بر ضد مسلمانان به خزران پیوستند و شهر را از تصرف آنان خارج کردند، ولی در سال های ۶۵-۶۶ق/۶۸۵-۶۸۶م بار دیگر دربند به تصرف مسلمانان درآمد (همان، ۱۵۱/I). با این همه، گاه دربند از دست عرب ها خارج می شد.در ۹۱ق/۷۱۰م مسلمه بن عبدالملک به دربند رسید و شهرها و دژهایی به دست وی گشوده شد (طبری، همان، ۴۵۴/۶). در ۱۰۵ق/۷۲۳م جراح بن عبدالله حکمی به آلان حمله برد و بعضی از شهرها و دژها را گشود و به بلنجر رسید (همان، ۲۱/۷). یک سال بعد حجاج بن عبدالملک به جنگ قوم آلان رفت و با مردمش به شرط پرداخت جزیه صلح کرد (همان، ۲۹/۷). در ۱۱۰ق/۷۲۸م در عهد هشام بن عبدالملک (۱۰۵-۱۲۵ق/۷۲۳-۷۴۳م) مسلمه بن عبدالمک به جنگ خزران رفت که طبری آنان را ترک نوشته است (همان، ۵۴/۷). هشام در سال بعد جراح بن عبدالله حکمی را والی ارمنستان کرد (همان، ۶۷/۷). از مطالب یاد شده به سهولت می توان دریافت که اوایل سده ی ۲ق/۸م دوران تشدید هجوم مسلمانان به منطقه ی غرب دریای خزر بوده است. تصرف مناطق مزبور ۱۰۰ سال به درازا کشید ( «تاریخ داغستان» ، همان ، ۱۵۱/I ) . پس از چندی خزران توانستند دربند را از مسلمانان باز ستانند. میان دو نیرو در ۴ فرسنگی مرز ارمنستان پیکاری روی داد که ۳ روز به درازا کشید و در جریان آن جراح کشته شد (بلاذری، ۱۴۰۷ ق: ۲۸۹-۲۹۰).هشام پس از جراح، مسلمه بن عبدالملک را در ۱۱۲ یا ۱۱۳ق/۷۳۰ یا ۷۳۱م والی ارمنستان و اران کرد (طبری، همان، ۷۱/۷-۷۲). وی ۲۴ هزار تن از سپاهیان شام را در دربند جای داد ( «تاریخ داغستان»، ۱۹۶۸-۱۹۶۷: ۱۵۲/I). این یکی از مهم ترین کوچ عرب ها به سرزمین قفقاز بود. مسعودی (۱۹۶۵ م: ۲۲۷/۱) می نویسد که میان سرزمین جیدان و باب الابواب گروهی مسلمان عرب اند که جز زبان عربی ندانند ودر بیشه ها و جنگل ها پراکنده اند و مردم باب از آنان بیمناک اند. پس از مسلمه بن عبدالملک، مروان بن محمد ۶ بار به نواحی مختلف داغستان حمله برد. وی در ۱۱۷ق/۷۳۵م دو سپاه یکی به آلان فرستاد که ۳ قلعه ی آن جا را گشودند و سپاه دیگر را به منطقه ی تومانشاه فرستاد و مردم آن جا را به صلح واداشت. مروان در ۱۲۱ق/۷۳۹م به ولایت سریر داغستان رفت که طبری آن را «سریر الذهب» (تخت زرین) نامیده است. وی بسیاری از دژهای این منطقه را ویران کرد. خزران از در صلح درآمدند ومروان حکومت را به خاقان بازگرداند (طبری، ۱۳۸۷ ق: ۹۹/۷ ، ۱۶۰؛ «تاریخ داغستان»، ۱۹۶۸-۱۹۶۷: ۱۵۳/I).در ۱۳۲ق/۷۵۰م هنگامی که عباسیان بر سرکارآمدند، در آغاز روستاییان و پیشه وران به حمایت از آنان برخاستند، ولی این حمایت دیری نپایید و قفقاز شاهد قیام های متعدد بر ضد عباسیان شد. خزران لشکریان عباسی را در منطقه ی دربند در هم شکستند. این وضع سبب شد که ۷ هزار خانواده ی مسلمان از شام و بین النهرین به ویژه به حومه ی دربند کوچانده شوند (همان، ۱۵۷/I). محتمل است که نوشته ی مسعودی (۱۹۶۵ م: ۲۲۷/۱) مربوط به این گروه از کوچندگان عرب بوده باشد.مرز اسلام در شمال قفقاز در امتداد دره های رود ترک قرار داشت. در جنوب این مرز، اسلام به سرعت گسترش یافت و در مدتی کوتاه آیین اصلی، و بعدها تنها آیین ساکنان منطقه شد و سرزمین های شمال و شرق قفقاز یکی از درخشان ترین مراکز دارالاسلام به شمار آمد (بنیگسن، ۱۳۷۰ ش: ۹۹). در قفقاز بجز ارمنستان و گرجستان که مسیحیت در آن جاها دوام داشت، از اواخر سده ی ۲ق/۸م آلبانیای قفقاز به ۳ ایالت اران، مغان و شروان منقسم شد که امیران آن ها از سوی خلیفه تعیین می شدند. گردآوردن مالیات برعهده ی عاملان خلیفه و امورشرعی بر عهده ی قاضیان بود. ابتدا در شهرهای دربند، برذعه، بیلقان و نخجوان پادگان های عرب وجود داشت که دستگاه خلافت از آن بهره می جست. بعدها امیران محلی جای عاملان بغداد را گرفتند. اینان موظف به گردآوردن مالیات و ارسال آن به مقر خلافت بودند و به هنگام ضرورت سپاهیانی را در اختیار خلفا قرار می دادند ( «تاریخ آذربایجان»، ۱۹۵۸: ۱۱۰، ۱۰۹/I).دراوایل سده ی ۴ق/۱۰م اران در دست یوسف بن ابی الساج بود که سرانجام، سالار مرزبان بن محمد بر آن فرمان راند. پس از مرگ او به سبب جنگ های خانگی، شدّادیان حدود ۱۰۰ سال در اران فرمانروا بودند و پس از آن نوبت به سلجوقیان رسید (کسروی، ۱۳۳۵ ش: ۲۶۸؛ نیز: ابن حوقل، ۱۹۳۹ م: ۳۳۱/۲). مردم اران در عهد مغولان، تیموریان، شروانشاهان، قراقویونلوها و آق قویونلوها بیش تر سنی مذهب بودند. از عهد شاه اسماعیل صفوی مذهب شیعه در آن سرزمین رو به گسترش نهاد (آکینر، ۱۹۸۶: ۱۰۶) و از اوایل سده ی ۱۰ق/۱۶م به تأسی از ایران مذهب رسمی شد (بینگسن، ۱۳۷۰ ش: ۱۷).پس از تسلط امپراتوری روسیه بر مناطق مسلمان نشین آسیای مرکزی، کرانه ی ولگا، قفقاز و شمال دریای سیاه، مسئله ی اتحاد مسلمانان آن سرزمین ها برای مقابله با سلطه ی روسیه ضرورتی اجتماعی به شمار آمد. در ۱۹۰۵م در کنگره ی سوم مسلمان های روسیه برای ایجاد یگانگی در جهان اسلام، مذهب شیعه ی اثناعشری در کنار ۴ مذهب سنی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی به رسمیت شناخته شد (همان، ۱۱۹). در اتحاد شوروی سابق مذهب شیعه بالغ بر ۴ میلیون پیرو داشت که ۷۰% آن ها در جمهوری آذربایجان، و باقی به صورت گروه های پراکنده در آسیای مرکزی سکنی داشته اند. شیعیان در این سرزمین ها از مراکز دینی نجف، قم، مشهد و کربلاپیروی می کنند (همان، ۱۸۴).با ضعف خلافت عباسی درکشورهای مصر، ایران، تونس، مراکش، الجزیره و سرزمین های آسیای مرکزی و قفقاز دولت هایی مستقل پدید آمدند. در شرق قفقاز، به ویژه شروان و دربند، دولت هایی تأسیس یافتند که گاه منشأ عربی داشتند. از این رو، سلطه ی اعراب در زندگی مردم داغستان که پیش از آن بیش تر بت پرست بودند، اثری فراوان بر جای نهاد ( «تاریخ داغستان»، ۱۹۶۸-۱۹۶۷: ۱۵۵/I). گسترش اسلام موجب برافتادن عقاید ساده لوحانه ی مردم شد. شعار برابری همه ی مسلمانان در پیشگاه خداوند، بیانگر آرزوهای مردم در راه تحقق برابری اجتماعی گردید. اهالی دربند و سمندر نخستین گروهی بودند که اسلام آوردند. بعدها دربند یکی از کانون های اسلام در قفقاز شد. در روزگار هارون الرشید (۱۷۰-۱۹۳ق/۷۸۶-۸۰۹م) یزید بن مزید در ۱۸۳ق/۷۹۹م پس از ۱۰ سال بار دیگر ولایت ارمنستان یافت. آذربایجان و شروان و باب الابواب نیز ضمیمه ی حکومت وی شد (مینورسکی، ۱۳۷۵ ش: ۴۴). یزید بن مزید سپاه خزران را که به قفقاز هجوم آورده بودند، درهم شکست وبا تلاش فراوان دژ دربند را تصرف کرد ( «تاریخ داغستان»، همان، ۱۵۴/I) و تا هنگام مرگ (۱۸۵ق/۸۰۱م) والی آن سرزمین بود (مینورسکی، همان، ۴۵). خالد فرزند یزید در ۲۰۵ق/۸۲۰م از سوی مأمون والی آذربایجان و ارمنستان واران شد و تا حدود سال ۲۲۰ق/۸۳۵م در این مقام بود.در ۲۳۷ق/۸۵۱م متوکل باب الابواب و توابع آن را به عنوان اقطاع به محمد بن خالد بخشید (همان، ۴۵-۴۷). محمد بن خالد در ۲۴۵ق/۸۵۹م شهر گنجه را در ولایت اران بنا نهاد. برادرش هیثم حاکم شروان بود. وی در ۲۴۷ق/۸۶۱م پس از مرگ متوکل عباسی و بروز هرج و مرج در شروان به استقلال عمل کرد و با کفار سرزمین سریر (ارض السریر) به غزا پرداخت و شروان شاه خوانده شد (همان، ۴۸-۴۹). پس از مرگ او محمد بن هیثم جهاد بسیار کرد (همان جا). در این روزگار سرنوشت شروان و دربند به هم درآمیخت و درآمد نفت و نمک باکو صرف استحکامات دربند شد ( «تاریخ داغستان»، ۱۶۱/I). در ۲۵۵ق/۸۶۹م هاشم بن سراقه امیر باب شد و حکومتی مستقل تأسیس نمود. وی و اخلافش تا حدود سال ۴۷۰ق/۱۰۷۷م، ۲۱۵ سال بر شروان و باب حکومت کردند که درتاریخ با نام بنی هاشم شهرت دارند (مینورسکی، ۱۳۷۵ ش: ۷۱، ۷۲). پس از ۳۰۰ق/۹۱۳م شخصی به نام ابومسلم از شام به داغستان آمد و مساجدی برپا نمود. در دیگر نواحی جنوب داغستان نیز اسلام گسترده شد ودر شهرها و قصبه های این سرزمین مساجدی برپا گردید.در اواسط سده ی ۴ق/۱۰م در مناطق جیدان وطباسران (طبرسران) حکام محلی مسلمان بودند؛ تا این که لزگیان و طباسرایی ها نیز اسلام آوردند. اسلام آوردن کوه نشینان داغستان در آثار بسیاری از سده ی ۱ تا ۴ق/۷تا۱۰م بر جای مانده، منعکس است ( «تاریخ داغستان»، ۱۵۹/I. از سده ی ۴ق/۱۰م اسلام در داغستان با سرعت رو به گسترش نهاد و دربند یکی از مراکز فعال اشاعه و ترویج اسلام در نواحی هم جوار شد. از این زمان یکی از دروازه های دربند «باب الجهاد» نام گرفت. بسیاری از مردم داغستان در راه ترویج اسلام به شهادت رسیدند. گورستان دربند که با نام شهیدان مرتبط است، از سوی ترکان «قریخلار» (مقتولان) نام گرفت. در این ناحیه اسلام همواره رو به گسترش بود. در سده ی ۷ق/۱۳م شهر دارای دروازه ی آهنین و برج های متعددی بود که کنار آن ها مساجدی قرار داشت و طلاب دراین مساجد به تحصیل علوم دینی می پرداختند (همان، ۱۹۶/I). حمدالله مستوفی (۱۹۱۵ م: ۹۳) هنگام بحث از مردم این نواحی نوشته است که اهالی بر مذهب امام شافعی هستند و «زبانشان پهلوی به جیلانی بازبسته است». عناصر ترک از جمله قیچاق ها و غزان سلجوقی نیز در گسترش اسلام در مناطق داغستان و سرزمین های هم جوار نقش داشتند، زیرا تا اواسط سده ی ۶ق/۱۲م فرمانروایان دربند تابع سلاطین سلجوقی بودند. تا این قرن مردم زره گران داغستان هنوز مسلمان نشده بودند؛ اما دیری نپایید که حکام دربند همراه با ترکان به زره گران حمله بردند و مردم این سرزمین را به قبول اسلام فراخواندند.در سده های ۷-۹ق/۱۳-۱۵م موقعیت اسلام در جنوب داغستان به صورتی مشهود استحکام پذیرفت، کتیبه ها و آثار موجود ازوسعت اسلام در جنوب داغستان خبر داده اند ( «تاریخ داغستان»، همان جا)، ولی از نوشته ی ابن اثیر (۱۳۸۷ ق: ۳۸۵/۱۲). درباره ی هجوم تاتارها به دربند قفقاز و کشتار مردم لکز در ۶۱۷ق/۱۲۲۰م چنین بر می آید که هنوز کسانی از اهالی مسلمان نشده بودند. از نیمه ی دوم سده ی ۷ق/۱۳م، مغولان که در آغاز گرایشی به اسلام نداشتند، تغییر روش دادند و در طریق اسلام گام نهادند. آنان در کار جنگ با دولت ایلخانان که دشمن مغولان بودند، برای جلب مسلمانان، از دین اسلام بهره جستند و نمایندگان برخی از اقوام تابع مغولان، از جمله ازبک ها نقش طرفداران ومدافعان اسلام را بر عهده گرفتند. در چنین موقعیتی روحانیان مسلمان داغستان از حمایت دولت اردوی زرین برخوردار گردید و اسلام در سده ی ۸ق/۱۴م دین برتر در داغستان شد ( «تاریخ داغستان»، همان، ۱۹۸، ۱۹۷/I). داغستان یکی از متنوع ترین آمیزه های قومی جهان را داراست. با این وصف جز گروه کوچکی از یهودان که به یهودان کوهستان (به ترکی: داغ جهودلری) شهرت دارند و نیز گروه هایی از اوکرائینی ها، روس ها و دیگر اقوام مسیحی غیر بومی، باقی مردم آن سرزمین مسلمان و بیش تر شافعی مذهب اند. در ضمن گروه های پراکنده ای از شیعیان به ویژه در میان لزگی ها وجود دارند (آکینر، ۱۹۸۶: ۱۳۱-۱۲۵).آوارها از جمله ی اقوام قدیمی هستند که اکنون در محدوده ی جمهوری داغستان سکنی دارند. در سده های ۵-۷ق/۱۱-۱۳م در داغستان وسرزمین آوارها اسلام و مسیحیت با یکدیگر برخورد داشتند. اسلام از جنوب (منطقه ی اران و شروان)، و مسیحیت از غرب (گرجستان) به درون این سرزمین نفوذ کرده بودند. برخورد این دو دین در میان آوارها شدیدتر بود. یکی از نخستین آثار کتبی اسلامی در سرزمین آوارها مربوط به سده ی ۸ق/۱۴م و هم زمان با لشکرکشی تیمور به اوسکوجان است. گفته می شود که آغاز گسترش اسلام در میان آوارها مربوط به سده ی ۷ق/۱۳م بوده است و شخصی به نام عبدالمسلم ازقراقیتاق ها تا چیریورت اهالی را مسلمان کرد و سپس با سوراکات فرمانروای آوارها به جنگ پرداخت و او را کشت. عبدالمسلم از ۶۶۳ق/۱۲۶۵م امام داغستان شد. در ۸۸۰ق/۱۴۷۵م که مصادف با لشکرکشی تیمور بود، آوارهای ناحیه ی گیداتل اسلام آوردند ( «تاریخ داغستان»، ۱۹۹-۱۹۸/I).در همسایگی داغستان و منطقه ی آوارها، اقوام چچن و این گوش، اوست (آس، ایرون)، قبارطه – بلغار (کاباردین-بالکار)، چرکس، قراچایی و ادیغه (آدیگه) در شمال قفقاز سکنی دارند. چچن ها تا نیمه ی دوم سده ی ۱۰ق/۱۶م تابع معتقدات دینی کهن خویش بودند. نمونه های از مسیحیت نیز درسرزمین چچن دیده شده است. به نظر می رسد که مسیحیت در سده ی ۲ق/۸م از طریق گرجستان بدان سرزمین راه یافته باشد، زیرا هنوز درنواحی کوهستانی به ویژه دره ی آرگون بقایایی از کلیساهای سنگی با نشانه ی صلیب وجود دارد که در ۱۳۰۳ق/۱۸۸۶م کشف شده اند. در سده ی ۱۰ق/۱۶م اسلام از داغستان به سرزمین چچن راه یافت. روحانیان آوار و کومیک برای تبلیغ اسلام به روستاهای چچن می رفتند. بعدها از میان مردم چچن روحانیانی پدید آمدند. طلاب مسلمان در روستاهای کوموخ، آکوشی و آندره آئول به تحصیل علوم دینی می پرداختند.در جلگه ها گسترش اسلام سریع تر از مناطق کوهستانی بود ( «مردم قفقاز» (4)، ۱۹۶۰: ۳۷۰/I).از اوایل سده ی ۱۳ق/اواخر سده ی ۱۸م با ظهور طریقت های عرفانی، مبارزه با کفر به منظور دفع تجاوز روسیه ی تزاری با عنوان جهاد آغاز شد (بنیگسن، ۱۳۷۰ ش: ۱۱۳-۱۱۴). رهبری این مبارزه ها را در درجه ی نخست شیوخ نقشبندیه و تا اندازه ای قادریه بر عهده داشتند. نخستین شیخ صوفی که بر ضد روس ها اعلام جهاد کرد، اما منصور اوشورما از ائمه ی طریقت نقشبندیه ی چچن بود. این نهضت تا مناطق شمال داغستان و منطقه ی کوبان گسترش یافت، ولی در قبارطه (کاباردین) با شکست مواجه شد. امام منصور در ۱۲۰۵ق/۱۷۹۱م به دست مأموران روسی دستگیر شد و در ۱۲۰۷ق/۱۷۹۳م در زندان درگذشت (همان جا؛ مک لین، ۱۳۷۰ ش: ۳۴-۳۵).در فاصله ی سال های ۱۲۳۵-۱۲۴۶ق/۱۸۲۰-۱۸۳۰م، به ویژه با آمدن صوفیانی از آسیای صغیر به منطقه ی شروان جنبش هایی صورت گرفت. شیخ محمد افندی یراقلری دومین مرشد نقشبندیه بود که در جنوب داغستان به روس ها اعلان جهاد داد. وی مرشد غازی محمد و شیخ شامل، اولین و سومین امام نقشبندیه ی داغستان بود که نهضت آنان در تاریخ روسیه به نهضت مریدیسم (مریدیه) معروف است (بیات، ۱۳۷۰ ش: ۱۲؛ بنیگسن، همان، ۱۱۵). این جنبش در منطقه ی داغستان و چچن ۳۵ سال از ۱۲۳۹ تا ۱۲۷۵ق/۱۸۲۴ تا ۱۸۵۹م ادامه یافت و سرانجام، با شکست و اسارت شیخ شامل و مرگ اندوهبار او پایان پذیرفت (همان جا؛ مک لین، همان، ۱۱۷-۱۲۰).باتوسعه طلبی های امپراتوری روسیه در مناطق مسلمان نشین به ویژه قفقاز دگرگونی های عمیقی روی داد. سرزمین های اسلامی دارالاسلام نامیده می شدند و قوانین اسلامی در آن نواحی جاری بود. اهالی غیر مسلمان نیز تحت نظارت مسلمان ها بودند، ولی آن بخش از مناطق مسلمان نشین که به دست روس ها مسخر گشته و مردم آن به پذیرش نظام حقوقی غیر اسلامی ناگزیر شده بودند، دارالحرب نام گرفتند و در چنین شرایطی مسلمانان موظف به ترک آن دیار می شدند (بنیگسن، همان، ۱۵۲).پس از شکست نهضت شیخ شامل، صوفیان نقشبندی سازمانی مخفی در چچن و داغستان پدید آوردند و طریقت قادریه نیز در شمال قفقاز نضج گرفت. جهان بینی قادریه بیش تر جنبه ی عرفانی داشت، ولی پس از زمانی کوتاه جنبه های عرفانی و عزلت گزینی آن به کناری نهاده شد و قادریان به مبارزه ی مسلحانه روی آوردند و در کنار نقشبندیه در شورش های ضد روسی داغستان و چچن در ۱۲۹۵-۱۲۹۶ق/۱۸۷۷-۱۸۷۸م نقش فعالی ایفا نمودند (همان، ۱۱۵، ۱۱۶). پس از انقلاب روسیه و گسترش جنگ های داخلی درقفقاز، از شورش داغستان – چچن در سال های ۱۹۲۰-۱۹۲۳م باید یاد کرد (همان، ۱۱۱). مریدان نقشبندی به رهبری دو مرشد به نام های امام نجم الدین گتزو(۵) و شیخ اوزون حاجی، بالغ بر ۵ سال ابتدا با ارتش گارد سفید و سپس ارتش سرخ جنگیدند. شورش، سراسر داغستان و چچن را فراگرفت. سرانجام، با ورود سپاه یازدهم ارتش سرخ و پیکارهای خونین، امام نجم الدین در ۱۳۴۴ق/۱۹۲۵م دستگیر و اعدام شد. در ۱۳۴۷ق/۱۹۲۸م در سراسر بخش های مسلمان نشین شمال قفقاز بار دیگر جنبش هایی روی داد که دولت شوروی آن ها را سرکوب کرد. در سال های ۱۹۳۴ و ۱۹۴۱-۱۹۴۲م آتش قیام شعله ور شد. گرچه این قیام ها جنبه ی ملی داشت، ولی گروه های انبوهی از چریک های پیرو طریقت قادریه در آن ها شرکت کرده بودند (همان جا).منبع اصلی حقوقی مردم داغستان و چچن «عادت» نامیده می شد که آمیزه ای از سنت های قومی وشریعت اسلامی بود. نظام اداری – مذهبی داغستان وچچن «امامت» نامیده می شد. امامت به چند «نیابت» منقسم می گشت که شمار آن گاه به ۵۲ می رسید. هر نیابت برای خود دارای سازمانی روحانی و نظامی بود که همگی تابع امام بودند. نایبان حق داشتند جز اعدام، انواع تعزیرات وحدود شرعی را اجرا کنند. نایبان، مفتیان را تعیین می کردند و مفتیان نیز قاضیانی را در تابعیت خود داشتند. قاضیان و مفتیان موظف به اجرای دستورهای امام بودند. هرگاه قاضی در احکام خود از حدود شرع خارج می شد، مفتی حق داشت، وی را برکنار کند. نایبان در قلمرو خود همه ی امور زندگی و اجتماعی را رهبری می کردند. در محدوده ی امامت محتسبانی وجود داشتند که مراقب و ناظر بر اعمال و افعال مردم بودند. برای اداره ی امور، دیوان خانه ای مرکب از ۳۲ عضو وجود داشت. برای حل مسائل مهم مجالسی از علما و دیگر رجال دولتی تشکیل می شد ( «تاریخ داغستان»، ۱۹۶۸-۱۹۶۷: ۱۰۱-I/956,II/99). بدیهی است با الحاق این سرزمین ها به روسیه مقررات مزبور دستخوش تحول شد و سرانجام، در دوران حاکمیت شوروی از میان رفت.چچن ها سنی و پیرو مذهب حنفی هستند. در ۱۲۵۳ق/۱۸۳۷م شمار مسجدها در چچن ۳۱۰ بود. در دهه ی ۱۹۳۰م شمار مساجد و عبادتگاه های مسلمان به ۶۷۵ ۲، و شمار مدارس مذهبی به ۱۴۰ باب رسید. در۱۹۴۴م با تبعید چچن ها و این گوش ها تمام مساجد و بناهای مذهبی آنان بسته شد، به گونه ای که در ۱۹۷۸م تنها دو باب مسجد گشوده بود (آکینر، ۱۹۸۶: ۱۸۱). پس از فروپاشی اتحاد شوروی امکاناتی برای اجرای مراسم مذهبی فراهم آمده است.این گوش ها که در کنار چچن ها زندگی می کنند، همانند آنان مسلمان سنی و پیرو مذهب حنفی هستند. دین اسلام از طریق چچن به سرزمین این گوش راه یافت و در نیمه ی نخست سده ی ۱۳ق/۱۹م به صورت دین رسمی درآمد. طبق آثار به دست آمده، مردم این گوش در سده های ۱۱ و ۱۲ ق/۱۷ و ۱۸م پیرو آیین مسیح بودند که از طریق گرجستان به سرزمین آنان راه یافته بود ( «مردم قفقاز»، ۱۹۶۰: ۳۸۷/I).اوست ها (آس ها) که خود را ایرون می نامند، مردم آریایی نژادی هستند که در همسایگی جمهوری چچن و این گوش سکنی دارند. محققان، این قوم را ایرانی و از آریاییان سکایی- سرمتی و آلانی می دانند که با مردم قفقاز در آمیخته اند. سرزمین اوستی یا اوستیا از دو قسمت اوستیای شمالی و جنوبی تشکیل شده است که بخش شمالی جزو جمهوری فدراتیو روسیه، و بخش جنوبی جزوگرجستان است (آکینر، ۱۹۸۶: ۱۸۴-۱۸۱). بیش تر مردم اوستیا مسیحی، و اقلیتی از آنان مسلمان اند.اسلام از طریق قبارطه (کاباردین) در سده های ۱۱ و ۱۲ق/۱۷ و ۱۸م در اوستیای شمای گسترده شد ( «مردم قفقاز»، همان، ۳۳۲/I). مسلمانان اوستی سنی مذهب و تابع مرکز روحانی شمال قفقاز و داغستان هستند که مقر آن مخاچ قلعه است (آکینر، همان، ۱۹۰).سرزمین قبارطه – بلغار در غرب اوستیای شمالی واقع است. مردم قبارطه مسلمان و سنی مذهب اند. اسلام و مذهب تسنن از طریق سلاطین عثمانی و خان های تاتار کریمه (قرم-قریم) در سده های ۹-۱۱ق/۱۵-۱۷م به میان مردم قبارطه راه یافت ( «مردم قفقاز»، ۱۸۴/I). پیش از نفوذ اسلام، آیین مسیح از طریق رومیان وگرجیان به میان مردم قبارطه راه یافته بود. گرچه اکنون مردم این سرزمین مسلمان اند، ولی هنوز آثاری مسیحیت در میان این قوم باقی است (همان، ۱۸۵-I). در ۹۹۵ق/۱۵۸۷م خان کریمه تهاجم گسترده ای را بر قبارطه آغاز کرد و ویرانی های بسیار به بار آورد (بنیگسن، ۱۳۷۰ ش: ۳۵). با نفوذ دولت عثمانی وتاتارهای کریمه، رقابت میان اسلام و مسیحیت با پیروزی کامل اسلام پایان پذیرفت (همان، ۳۶)، به گونه ای که جز گروهی اندک، مردم قبارطه همه مسلمان شدند (آکینر؛ «مردم قفقاز»، همان جاها).قراچایی ها، و چرکس ها که درغرب سرزمین قبارطه- بلغار سکنی دارند، مسلمان سنی، پیرو مذهب حنفی، و تابع مرکز روحانی قفقاز شمالی وداغستان در مخاچ قلعه هستند (آکینر، همان، ۲۳۶-۲۳۵، ۲۰۸؛ بولشایا (۶)، ۱۹۷۸-۱۹۷۰: ۸۱/XXIX). اسلام در سده ی ۱۲ق/۱۸م در میان این دو قوم گسترش یافت. معروف است که اسحاق افندی، از مردم قبارطه، در انتقال دین اسلام به مردم قراچایی نقش مهمی داشت. در روستاهای ایالت خود مختار قراچایی- چرکس شماری مسجد وجود دارد. هزینه ی بنای مساجد و مدارس اسلامی از طریق زکات تأمین شده است («مردم قفقاز»، ۱۹۶۰م: ۲۶۳/I).چرکس ها که آدیغه نیز نامیده شده اند، همانند بسیاری از اقوام ساکن شمال قفقاز در سده های میانه پیرو آیین مسیح بودند. وجود بقایایی از کلیساهای قدیم، نشانه ی رواج مسیحیت در سرزمین آن ها بوده است. اسلام از سده ی ۱۰ق/۱۶م در آدیغه رایج شد، ولی مردم کوهستان، بعضی تا سده ی ۱۲ق/۱۸م به آیین کهن خود باقی بودند. از اواخر سده ی ۱۸ و نیمه ی نخست سده ی ۱۹م اسلام و مذهب تسنن از طریق ترکان عثمانی به درون قوم آدیغه راه یافت. پذیرش اسلام موجب نفوذ عناصری از زبان عربی در میان مردم این سرزمین گردید. در جریان جنگ های قفقاز، اسلام مظهر مبارزه ی مردم این سرزمین با روس ها بود (همان، ۲۱۳/I). آدیغه ها پیرو مذهب حنفی هستند (آکینر، همان ۲۲۰).آبازها از اقوام بومی شمال باختری قفقازند که نخست در کرانه ی دریای سیاه می زیستند و سپس در فاصله ی سده های ۸-۱۰ق/۱۴-۱۶م به محل کنونی کوچ کردند (همان، ۲۳۶). آبازها پس از کوچیدن به شمال قفقاز با نوغای ها (نوگای ها) که مسلمان وسنی مذهب بودند، مرتبط شدند. دین اسلام به تدریج به درون آبازها راه یافت. درباره ی رواج و گسترش اسلام در میان آباز ها و تبدیل آن به دین اصلی این قوم اطلاع دقیقی در دست نیست. گمان می رود اسلام درسده های ۱۱ و ۱۲ق/۱۷ و ۱۸م به درون آبازها راه یافته باشد( «مردم قفقاز»، همان، ۲۳۷/I).نوغای ها از اقوام ساکن شمال قفقاز و پیرو دین اسلام اند که از نیمه ی دوم سده ی ۷ق/۱۳م آن را پذیرا شدند. از اوایل سده ی ۸ق/۱۴م اسلام به مقیاسی وسیع در سرزمین نوغای ها گسترده شد (همان، ۴۰۰-۳۹۹/I). اینان از اخلاف قوم اردوی نوغای هستند که پس از ضعف اردوی زرین در اواخر سده ی ۸ق/۱۴م از آن جدا شدند. هنگامی که نوغای ها به قفقاز کوچ کردند، به نوبه ی خود سبب شدند تا آبازها اسلام بیاورند (آکینر، ۱۹۸۶: ۱۶۱-۱۶۰). روحانیان ازمیان آن دسته از نوغای ها که خواندن و نوشتن زبان و خط عربی را می دانستند، برگزیده می شدند. در سده های ۱۲ و ۱۳ق/۱۸ و ۱۹م خط و کتابت عربی در میان نوغای ها متدوال بود. کودکان ذکور را برای آموختن زبان عربی به ویژه فراگرفتن قرآن به مکتب خانه ها می فرستادند، ولی از نیمه ی دوم سده ی ۱۹م در سرزمین آن ها مدارس روسی تأسیس گردید ( «مردم قفقاز»، ۴۰۰/I). نوغای ها پیرو مذهب حنفی هستند (آکینر، همان، ۱۶۴).لک ها که قوم بومی قفقاز هستند، در دامنه ی جنوبی کوه های شمال قفقاز سکنی دارند. اینان مسلمان و سنی مذهب اند. اسلام در عهد فتوحات مسلمین به سرزمین لک ها راه یافت، ولی از سده های ۷ و ۸ق/۱۳ و ۱۴م صورتی رسمی یافت ( «مردم قفقاز»، ۱۹۶۰: ۵۰۰/I). اینان همانند آوارها شافعی مذهب اند.لزگی ها در جنوب شرقی داغستان زندگی می کنند. گروهی از این قوم سنی وگروهی شیعه مذهب اند (آکینر، همان، ۱۴۳-۱۴۲).به جز آن چه یاد شد، اقوام دارگین (دارقین)، روتول، تساخور، آگول، کرد، ابخاز، آجار، تات، آیروم، آخوخ، اندی ارچین، بگولل، بتلیخ، بودوخ، چمل، دیدوی، گودوبرین، اینگیلوی، کاپوچین، قراپاپاخ، قراتای، خمشین، خینالوگ، خونزل، خوارشین، کریز، قبه چی، لاز، ترک های مسختی، ایرانی های قفقاز، شاهسون، طالش، تیندی، تروچمن و میسکلانو نیز مسلمان اند (همان، جم).اکنون در روسیه و کشورهای مستقل مشترک المنافع ۴ مرکز روحانی اسلامی وجود دارد که از آن جمله دو مرکز به منطقه ی مورد بحث تعلق دارد: مرکز روحانی اسلامی شمال قفقاز و داغستان که مقر آن در مخاچ قلعه است و دیگری مرکز روحانی اسلامی منطقه ی قفقاز که مقر آن در شهر باکوست. مرکز نخست سنی، و مرکز اخیر شیعی – سنی است. هر یک ازمراکز نامبرده از لحاظ اداری و دینی مستقل وخود مختارند (بنیگسن، ۱۳۷۰ ش: ۱۲۵-۱۲۶).
پی نوشت :

۱٫ Istoriya Dagestana2. Istoriya Armyanskogo3. Istoriya Dagestana4. Narodi Kavkaza5. Gotzo6. Bol ‘shaya sovetskaya Entsiklopediya
منبع:کتاب اسلام، پژوهشی تاریخی وفرهنگی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، انتشارات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳

 

نوشته قبلی

اسلام در اروپا

نوشته‌ی بعدی

اسلام در منطقه ی ولگا و شمال دریای سیاه

مرتبط نوشته ها

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

اسلام در منطقه ی ولگا و شمال دریای سیاه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مناجات شعبانیه و سند آن

مناجات شعبانیه و سند آن

آزادى از منظر شیعه

آزادى از منظر شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا