علامه آغابزرگ تهرانی حدود ۱۳۰ اصل (تهرانی، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۲۵- ۱۶۷ و ج۶، ص ۳۰۲) و ۷۵۰ کتاب (همان، ج۶، ص ۳۰۳- ۳۷۴) و دویست نوادر (همان، ج۲۴، ص ۳۱۵ به بعد و ج۶، ص ۳۰۲) از کتب شیعه را شناسایی کرده است. ضیاء الدین اصفهانی نیز ۱۱۶ اصل از اصول تشیع را معرفی کرده است (اصفهانی، [بیتا]، ص ۷۳). نجاشی تنها از بین اصحاب سه امام (امام باقر، امام صادق و امام کاظم علیهم السّلام) ۳۹۰ نویسنده ی موثق را نام برده است که دارای اصل یا کتاب بودهاند و بسیاری از آنها بیش از یک تألیف داشتهاند (معارف، ۱۳۷۴، ص ۲۱۶- ۳۳۳)؛(۱) البته با احتساب ضعفا، تعداد مؤلفان از این عدد نیز فراتر خواهد رفت (معارف، همان، ص ۲۱۳). شیخ طوسی با آنکه هزاران کتاب شیعه را در «الفهرست» نام برده است، اعتراف میکند که در این زمینه به طور کامل، جستجو نکرده است (طوسی ۱۴۱۷، ص ۳).
مرحوم استرآبادی که اقوال نجاشی، کشی، شیخ و ابن غضائری را جمعآوری نموده است، اسامی ۴۵۰ نفر از اصحاب ائمه علیهم السّلام را ذکر میکند که ۱۳۰۰ نفر از آنها دارای تألیف و برخی نویسنده ی بیش از یک کتاب بودهاند (تهرانی، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۳۳). بیشتر این کتابها در عصر امام باقر علیه السّلام و امام صادق علیه السّلام نوشته شدهاند. در این دوره به سبب پیدایش فضای سیاسی بهتر(۲) و دستور خلیفه ی اموی، عمر بن عبدالعزیز (خلافت: ۹۹- ۱۰۱هـ ق) مبنی بر تدوین حدیث، نگارش روایات و پدید آمدن کتابهای حدیثی رواج بیشتری یافت.شیخ طوسی در کتاب الرجال از ۴۶۶ نفر از اصحاب امام باقر علیه السّلام (طوسی، ۱۳۸۰، ص ۱۰۲-۱۴۳) و ۳۲۲۳ نفر از اصحاب امام صادق علیه السّلام یاد کرده است (همان، ص ۱۴۲- ۳۴۰). برخی تعداد راویان یا راویان موثقی که از امام صادق علیه السّلام روایت نقل کردهاند را چهار هزار نفر دانستهاند (مفید، ۱۴۱۳، ج۲، ص ۱۷۹/ ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲، ج۴، ص ۲۶۸/ امینالاسلام طبرسی، ۱۳۹۹، ص ۲۷۶/ فتال، ۱۳۶۸، ص ۲۰۷/ علامه حلی، ۱۴۰۲، ص ۲۰۴/ تهرانی، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۳۳/ شهید اول، [بیتا]، ص ۶/ عاملی، ۱۴۰۱، ص ۶۰/ امین عاملی، ۱۴۱۳، ج۱، ص ۷).حسن بن علی وشاء سالها پس از فوت امام صادق علیه السّلام تنها در مسجد کوفه نهصد نفر را دیده است که با جمله ی «حدثنی جعفر بن محمد علیه السّلام» حدیث نقل میکردند (نجاشی، ۱۴۰۷، ص ۳۹-۴۰، ش۸۰).اصحاب امام صادق علیه السّلام تمام سعی خود را در نقل و ثبت آثار و روایات آن حضرت به کار بردند. تنها یکی از یاران آن حضرت به نام جابر بن حیان پانصد نامه از نامههای آن حضرت را جمعآوری کرده است (ابن خلکان، ۱۴۱۷، ج۱، ص ۱۶۸).در زمان سایر ائمه علیهم السّلام، به سبب فشارهای سیاسی و نظامی علیه شیعیان، بسیاری از اصحاب ائمه علیهم السّلام در حالت اختفاء به سر میبردند و حاضر نبودند کتابهای خود را عرضه کنند؛ لذا برخی از کتابهای آنان نابود شد(۳) (تهرانی، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۳۱، ۱۳۴).تنها میتوان عصر حکومت امام علی علیه السّلام را استثناء کرد؛ زیرا در این دوره به سبب آنکه قدرت سیاسی در دست امام علیه السّلام بود، شاگردان و اصحاب آن حضرت، بیپروا به نقل حدیث میپرداختند. آن حضرت شاگردان بسیاری تربیت نموده است؛ چه اینکه محمد هادی امینی در کتاب ارزشمند «اصحاب الامام امیرالمؤمنین علیه السّلام» تعداد ۱۴۰۱ نفر از اصحاب آن حضرت را مورد شناسایی قرار داده است.مرحوم کلینی رحمهم الله در کافی، بابی تحت عنوان «باب روایه الکتب و الحدیث و التمسک بالکتب» آورده و روایاتی در این زمینه نقل کرده است که نمایانگر تأکید ائمه علیه السّلام بر نقل و نگارش حدیث میباشد (کلینی، ۱۳۶۳، ج۱، ص ۵۲).تشویق ائمه علیهم السّلام سبب شد اصحاب آنان به نوشتن کتابهای مختلف بپردازند که از میان آنها «اصول اربعمأه» امتیاز خاصی داشت. این اصول تا زمان شیخ طوسی موجود بود. نویسندگان کتب اربعه (کافی، فقیه، تهذیب و استبصار) در تدوین این کتابها از آنها استفاده کردند.شیخ طوسی تصریح کرده است سند روایت را به نام کسی که روایت را از کتاب یا اصل آن گرفته است، آغاز کرده است. (طوسی، ۱۴۱۳، ج۴، ص ۴۱۵). این جمله صراحت دارد که اصل این کتب در دست شیخ بوده است؛ علاوه بر آن، ویدر شرح حال هارون بن موسی تلعکبری فرموده است: «روی جمیع الاصول و المصنفات»: او تمام اصول و کتابها را روایت کرده است (طوسی، ۱۳۸۰، ص ۵۱۶).سخن شیخ نشان میدهد اصول و کتابهای شیعه در دست تلعکبری بود. با توجه با آنکه تلعکبری استاد نجاشی است (نجاشی، ۱۴۰۷، ص ۴۳۹، ش ۱۱۸۴) و نجاشی معاصر با شیخ طوسی بوده است و هر سه در بغداد حضور داشتند، معلوم میشود این اصول تا عصر شیخ وجود داشته و به دست وی رسیده است؛ لذا شیخ پس از ذکر سخن فوق (تلعکبری همه ی اصول و مصنفات را روایت کرده است) اضافه میکند: «اخبرنا عنه (تلعکبری) جامعه من اصحابنا»: من به واسطه ی گروهی از اصحاب از تلعکبری روایت نقل میکنم (طوسی، ۱۳۸۰، ص ۵۱۶).مؤید دیگر بر وجود این اصول تا زمان شیخ طوسی، این است که شیخ و نجاشی در شرح حال راوی، سند خود را بر اساس کتاب او نقل میکنند که نشاندهنده ی وجود آن کتاب نزد آنهاست؛ حتی گاهی نجاشی با صراحت از داشتن یک کتاب (نجاشی، ۱۴۰۷، ش ۶۲۵ و ۶۲۶ ترجمه عبدالرحمن بن احمد و عبدالرحمن بن الحسن) و یا استنساخ از آن (همان، ش ۸۴۹، ترجمه افرس بن سلیمان، نجاشی تصریح میکند کتابهای حدیثی ابن نواس، حجی، اشعب، بهلول و جعیفران را نزد استادش قرائت و آنها را استنساخ کرده است) و یا اختلاف نسخهها سخن میگوید (نجاشی، ۱۴۰۷، ش ۶۱۲، ترجمه ی عبیدالله بن علی). در برخی موارد هم، اعتراف میکند که اصل کتاب را ندیده است (نجاشی، ۱۴۰۷، ش ۸۲۹، ترجمه ی علیم بن محمد). شاید بتوان از این سخن چنین برداشت کرد که در موارد عدم تصریح به ندیدن، آن را دیده است.شیخ طوسی در بغداد از کتابخانه ی عظیم شاپور(۴) و سید مرتضی(۵) که مملو ازکتب شیعه بود، استفاده کرد. متأسفانه بعد از پدید آمدن کتب اربعه، انگیزهای در بین عالمان شیعی برای استنساخ اصول و کتب اولیه باقی نماند؛ از این رو، آنها در معرض نابودی قرار گرفتند. امر دیگری که زوال آنها را تسریع بخشید، آتش زدن کتابخانه ی شیعی شاپور در کرخ بغداد، در سال ۴۴۸ هـ ق (سال هجرت شیخ از بغداد به نجف) بود (ر.ک به: تهرانی، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۳۴/ ابن جوزی، ۱۴۱۲، ج۱۶، ص ۷-۸ / ابن اثیر، ۱۴۰۸، ج۶، ص ۲۰۹). شیخ از این کتابخانه زیاد استفاده میکرد.علاوه بر آتش زدن این کتابخانه، منزل شیخ نیز مورد غارت قرار گرفت (ابن اثیر، ۱۴۰۸، ج۶، ص ۱۹۸) و بسیاری از کتابها و اصول شیعه که در خانه ی شیخ موجود بود، به یغما رفت و نابود شد؛ البته برخی از اصول تا زمان ابن ادریس، سید بن طاووس، شهید اول و کفعمی باقی بود (حر عاملی، ۱۴۱۴، ج۲۰، ص ۷۴-۷۵)؛ چه اینکه ابن ادریس در نوشتن مستطرفات السرائر از آنها استفاده کرده است (ر.ک به: ابن ادریس، ۱۴۰۸، صص۹، ۲۱، ۲۵، ۳۹، ۴۵ و ۴۷).علامه مجلسی، شیخ حر عاملی و میرزا حسین نوری نیز برخی از اصول را در دست داشتند (ر.ک. به: مجلسی، ۱۳۶۲، ج۱، ص ۶، به بعد / نوری، ۱۳۸۲، ج۳، ص ۲۹۱) شیخ حر نیز در نوشتن «اثبات الهداه» از این اصول استفاده کرده است (مصطفوی، ۱۴۰۵، ص ۱۷۰). اکنون تنها شانزده اصل از این اصول باقی مانده که تحت عنوان: «الاصول السته عشر» به چاپ رسیده است (مصطفوی، ۱۴۰۵).برخی نظیر علامه شیخ آغا بزرگ تهرانی مدعی هستند: اکنون محتوای تمام این اصول در دست ماست؛ زیرا تمام آنها در جوامع روایی (کتب اربعه) وارد شدهاند؛ علاوه بر آن، هنوز تعداد شانزده اصل از اصول چهارصد گانه باقی مانده است؛ بنابراین ما از ناحیه ی از دست دادن اصول اولیه، خسارتی ندیدهایم (تهرانی، ۱۴۰۳، ج۲، ص ۱۳۴ و ج۶، ص ۳۰۲).اثبات این مطلب چندان آسان به نظر نمیرسد؛ حتی خود صاحبان جوامعاولیه نیز چنین ادعایی نکردهاند، بلکه برعکس، از کلام کلینی و شیخ طوسی بر میآید که تمامی روایات موجود در اصول اولیه را در کتب خود نیاوردهاند. کلینی و شیخ طوسی در مقدمه ی کافی و تهذیب، از خداوند میخواهند به ایشان توفیق دهد کتابی جامعتر و کاملتر تألیف نمایند (کلینی، ۱۳۶۳، ج۱، ص ۹ / طوسی، ۱۴۰۶، ج۱، ص ۵۵ / همو، ۱۴۱۳، ج۴، ص ۵۷).شیخ طوسی با آن همه عظمت علمی و قدمت و آشنایی با کتابهای اصحاب و استفاده از دو کتابخانه ی بزرگ شاپور و سید مرتضی، اعتراف میکند که تمامی کتب اصحاب را جستجو نکرده (طوسی، ۱۴۱۷، ص ۳-۴) و تمام روایات را جمعآوری ننموده است (طوسی،۱۴۱۳، مقدمه مؤلف / همو، ۱۴۰۶، مقدمه مؤلف).این دو سخن، نشان میدهد هنوز کتابها و یا روایتهایی از برخی کتب و اصول باقی ماندهاند که در این جوامع وارد نشده اند. با وجود این سخنان چگونه میتوان مدعی شد تمام اصول در جوامع روایی وارد شدهاند؟! شاید اصول دیگری در کتابخانهها یا مکانهای دیگری بودهاند که به دست امثال شیخ نرسیدهاند و یا امکان استفاده از آنها (به سبب عدم در دسترس بودن و بُعد مسافت) برای مؤلفان کتب اربعه وجود نداشته است. شیخ طوسی به این مطلب اعتراف کرده است (طوسی، ۱۴۱۷، ص ۳-۴). مرحوم آغابزرگ تهرانی نیز دلیلی بر مدعای خود اقامه نکرده است.
سرگذشت احادیث شیعه پس از تدوین کتب اربعه
پس از تدوین کتب اربعه، تا عصر صفویه، جوامع روایی مهمی سراغ نداریم؛ گرچه کتابهایی در زمینه ی حدیث تألیف شد. در قرن یازدهم هجری که مصادف با سلطنت صفویه در ایران است، عدهای از محدثین به جمعآوری آثار اصحاب و روایات شیعه پرداختند که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود:۱. محمد بن مرتضی کاشانی، معروف به ملاحسین فیض (متوفای ۱۰۹۱ هـ ق). وی کتاب ارزشمند «وافی» را در اصول و فروع نگاشت.۲. محمد بن الحسن عاملی (متوفای ۱۱۰۴ هـ ق) معروف به شیخ حر عاملی، مؤلف کتاب «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه». این کتاب چنانچه از اسمش برمیآید، جمعآوری روایات فقهی است و در مقام (فتوا دادن) برای فقیه بسیار مفید است.۳. ملا محمد باقر مجلسی (متوفای ۱۱۱۰هـ ق) معروف به علامه مجلسی، مؤلف کتاب «بحارالانوار». این کتاب که دائرهالمعارفی شیعی است، نه تنها کتابهای روایی، بلکه سایر کتابهای اصحاب را نیز آورده است.۴. ملا عبدالله بن نورالله بحرانی، از شاگردان علامه محمد باقر مجلسی رحمهم الله، مؤلف کتاب «عوالم العلوم و المعارف و الاحوال» (6) (صدر، [بیتا]، ص ۲۹۰ / تهرانی، ۱۴۰۳، ج۱۵، ص ۳۵۶). علاوه بر آن، کتابهایی با عنوان شرح بر کتب اربعه، در دوره صفویه نگاشته شده است.پس از عصر صفویه، تاکنون نیز برخی از جوامع روایی تدوین شدهاند که مهمترین آنها عبارتند از:۱. الشفاء فی حدیث آل المصطفی صلی الله علیه و آله، اثر مولی محمدرضا بن عبدالمطلب تبریزی (متوفای ۱۱۵۸ هـ ق). وی بین بحارالانوار و وافی را جمع کرده و لذا مؤلف تتمیم امل الآمل از آن با نام «الشافی الجامعه بین البحار و الوافی» یاد کرده است و در حال حاضر در تبریز نزد فرزندان وی موجود است (تهرانی، ۱۴۰۳، ج۱۴، ص ۱۹۹/ صدر، پیشین، ص ۲۹۰).۲. جامع المعارف و الاحکام (جامع الاحکام) اثر سید عبدالله بن محمد رضا، معروف به سید عبدالله شبّر (متوفای ۱۲۴۲ هـ ق) کتابی بزرگ در چهارده مجلد بوده که مرحوم تهرانی برخی از مجلدهای آن را دیده است (تهرانی، همان، ج۵، ص ۷۱ / صدر، همان).۳. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل: اثر میرزا حسین نوری (متوفای ۱۳۲۰ هـ ق) که به عنوان مستدرکی بر کتاب وسائل الشیعه (شیخ حر عاملی) نوشته شده است. نوری در این کتاب، روایات کتابهایی که نزد شیخ حر معتبر نبوده و یا در دسترس او قرار نداشته است را جمعآوری نموده است. این کتاب به ترتیب کتابهای فقهی مرتب شده است. خاتمه ی آن دربردارنده ی تحقیقات باارزشی در زمینه ی شناسایی کتابهای روایی شیعه است.۴. سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار: اثر مرحوم حاج شیخ عباس قمی (متوفای ۱۳۵۹ هـ ق) از شاگردان صاحب مستدرک الوسائل. این کتاب به عنوانِ فهرست الفبایی، برای یافتن روایات موضوعی در بحارالانوار مجلسی نوشته شده است؛ علاوه بر آن، تلخیصی است از بحرالانوار؛ زیرا ذیل هر موضوع، سعی شده است روایات مختصر آن را به همراه خلاصهای از روایات طولانی آن مطرح سازد. ضمیمه شدن مباحث تفسیری، تاریخی، اخلاقی و تراجم از امتیازهای این کتاب است.۵. جامعه احادیث الشیعه: این کتاب که زیر نظر حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی (متوفای ۱۳۸۰هـ ق) تدوین شده است، به جمعآوری آیات الاحکام و روایات فقهی پرداخته و برای استفاده ی فقها نگارش یافته است. از امتیازهای آن، آوردن آیات الاحکام، عدم تقطیع روایات، جمع بین روایات وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل و عدم تکرار احادیث میباشد. از جوامع روایی اخیر نیز میتوان از «میزان الحکمه» و «الحیاه» نام برد.در پایان ذکر یک نکته لازم است: روایات شیعی در مقایسه با احادیث اهل سنت از اصالت خاصی برخوردار است؛ زیرا با وجود دستور خلفای ثلاثه مبنی بر عدم ثبت احادیث، کتابت روایات در بین اهل سنت تا آغاز قرن دوم هجری به تأخیر افتاد و این امر موجب از دست رفتن برخی از روایات و یا تحریف برخی دیگر گردید، ولی شیعیان از آغاز اسلام به ثبت حدیث پرداختند. این حقیقتی است که برخی از علمای اهل سنت بدان اعتراف دارند. عبدالحکیم جندی از عالمان اهل سنت در مقایسه ی دو مکتب تشیع و تسنن در تدوین حدیث، پس از آنکه چندین بار از تقدم شیعه در تدوین حدیث سخن میگوید (معارف، ۱۳۷۴، ص ۱۶۴) آورده است: «عمر از ترس آمیخته شدن قرآن با حدیث(۷) از تدوین حدیث جلوگیری کرد و به همین دلیل، تدوین حدیث در بین اهل سنت یک قرن به عقب افتاد و باب جرح و تعدیل و جعل و فقدان در حدیث اهل سنت گشوده شد، لکن امام علی علیه السّلام از اولین روز وفات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به نگارش و تدوین روی آورد و چه بسا اهتمام او به امر نگارش موجب شد تا در مسائلی که عمر در آن فرو میماند، مرجع صحابه گردد» (همان).سیوطی نیز نظیر این سخن را آورده است. وی ضمن اشاره به اختلاف صحابه و اینکه گروهی تدوین حدیث را ممنوع و برخی مجاز شمردهاند، بیان میدارد: امام علی علیه السّلام و امام حسن علیه السّلام به نگارش روایت پرداختند (ر.ک به: سیوطی، ۱۴۱۷، ج۲، ص ۶۱/امین،[بیتا]، ج۱، ص ۸۸).
نتیجه
گرچه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بر نوشتن احادیث تأکید ورزید، اما سیاست خلفای ثلاثه بعد از ایشان بر منع نقل و نگارش حدیث متمرکز شد. این سیاست در تأخیر ضبط احادیث در بین اهل سنت بیتأثیر نبوده است؛ ثبت روایات در بین آنان تا یک قرن به تأخیر افتاد.شیعه به تبعیت از پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه ی هدی علیهم السّلام از همان آغاز اسلام شروع به نگارش حدیث کرد و از زمان امام علی علیه السّلام تا عصر امام حسن عسکری علیه السّلام هزاران کتاب روایی به نگارش درآورد؛ بنابراین روایات شیعی در مقایسه با احادیث اهل سنت از اصالت بیشتری برخوردار است.منابع* قرآن کریم ۱. ابناثر جزری، علی؛ اسدالغابه فی معرفه الصحابه؛ ۷ج، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق. ۲. _________ ؛ الکامل فیالتاریخ؛ ۷ج، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق. ۳. ابنادریس حلی، محمّد بن منصور؛ مستطرفات السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۸ق. ۴. ابن جوزی، ابوالفرج؛ المنتظم فی تاریخ الأمم الملوک؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق. ۵. ابنحجر عسقلانی، احمد؛ الاصابه فی تمییز الصحابه؛ ۴ج، قاهره، [بینا]، ۱۳۲۸ق و بیروت: افست، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۲۸ق. ۶. _________ ؛ تهذیب التهذیب؛ هند: حیدرآباد: مجلس دائرهالمعارف النظامیه، ۱۳۲۵ق. ۷. _________ ؛ فتحالباری به شرحالصحیح البخاری؛ ۱۳ج، قاهره: دارالریان للتراث، ۱۴۰۷ق. ۸. _________ ؛ لسانالمیزان؛ ۷ج، بیروت: دارالکتب العملیه، ۱۴۱۶ق. ۹. _________ ؛ هدی الساری(مقدمه بر فتحالباری)؛ قاهره: دارالریان للتراث، ۱۴۰۷ق. ۱۰. ابن خلکان، ابوالعباس احمد بن محمد (م۶۸۱ق)؛ و فیات الأعیان؛ ۴ج، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م. ۱۱. ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری؛ بیروت: دارالصادر، [بیتا]. ۱۲. ابن شهرآشوب، محمد بن علی؛ معالم العلماء؛ بیروت: دارالاضواء، [بیتا]. ۱۳. _________ ؛ مناقب آل ابیطالب؛ ۴ج، چ۲، بیروت: دارالاضواء، ۱۴۱۲ق. ۱۴. ابن صلاح، عثمان بن عبدالرحمان؛ علوم حدیث؛ علوم الحدیث؛ چ۳، دمشق: دارالفکر، ۱۴۰۴ق. ۱۵. ابنطاووس، علی؛ مهج الدعوات و منهج العبادات؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۱۶ق/۱۳۷۵ش. ۱۶. ابن عبدالبرّ، یوسف؛ الاستیعاب فی معرفه الأصحاب؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۳۲۸ق. ۱۷. _________ ؛ جامع بیان العلم و فضله؛ الطبعه الثانیه، عربستان: دار ابن جوزی، ۱۴۱۶ق. ۱۸. ابن عدی، عبدالله؛ الکامل فی ضعفاء الرجال؛ ۹ج، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق. ۱۹. ابن عساکر، علیبن حسن؛ تاریخ مدینه دمشق؛ ۷ج، بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵ق. ۲۰. _________ ؛ ترجمه الامام الحسن علیه السّلام من تاریخ مدینه دمشق؛ بیروت: مؤسسه المحمودی، ۱۴۰۰ق. ۲۱. ابوداوود، سلیمان؛ سنن ابیداوود؛ تحقیق عزّت عبید دعاس و عادل السید؛ ۵ج، دارالحدیث، حمص: ۱۳۸۸ق. ۲۲. اتان کلبرگ؛ کتابخانه ابنطاووس؛ ترجمه علی قرائی و رسول جعفریان؛ قم: کتابخانه آیتالله نجفی مرعشی، ۱۳۷۱ش. ۲۳. اصفهانی، سید ضیاءالدین؛ ضیاءالداریه؛ قم: مطبعه الحکمه، [بیتا]. ۲۴. امین، سیدمحسن؛ اعیان الشیعه؛ بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق. ۲۵. _________ ؛ البحر الزخّار فی شرح احادیث الأئمه الأطهار؛ ۵ج، بیروت: شرکه الکتبی، ۱۴۱۳ق. ۲۶. _________ ؛ معادن الجواهر و نزهه الخواطر؛ بیروت: دارالزهراء، ۱۴۰۱ق. ۲۷. بحرالعلوم، سیدمهدی؛ فوائد الرجالیه؛ تهران: مکتبه الصادق علیه السّلام، ۱۳۶۳ش. ۲۸. بخاری، محمد؛ الصحیح؛ ۴ج، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۰ق. ۲۹. بهائی، محمد؛ الوجیزه؛ با شرح سید مهدی مرعشی؛ قم: [بینا]، ۱۴۰۷ق. ۳۰. ترمذی،محمد بن عیسی؛ الجامع الصحیح؛ تحقیق احمد محمد شاکر؛ ۵ج، بیروت: دارعمران، [بیتا]. ۳۱. تهرانی(شیخ آغابزرگ)، محمدمحسن؛ الذریعه الی تصانیف الشیعه؛ ۲۸ج، بیروت: دارالضواء، ۱۴۰۳ق. ۳۲. جعفر مرتضی عاملی؛ الصحیح من سیره النبی الاعظم؛ ۶ج، قم: جامعه ی مدرسین، ۱۴۰۲ق. ۳۳. جلالی، سید محمّدرضا حسینی؛ تدوین السنه الشریف؛ قم: مکتبهالاعلامالإسلامی، ۱۳۷۲ش. ۳۴. حائری، ابوعلی محمّد؛ منتهیالمقال؛ تحقیق و چاپ توسط مؤسسه آلالبیت، قم: ۱۴۱۶ق. ۳۵. حاکم نیشابوری، محمّد؛ المستدرک علیالصحیحین؛ ۵ج، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق. ۳۶. حرّ عاملی، محمدبن الحسن؛ امل الامل؛ تحقیق سیداحمد حسینی، ۲ج، بغداد: مکتبه اندلس، ۱۳۸۵ق. ۳۷. _________ ؛ وسائلالشیعه؛ ۳۰ج، قم: مؤسسه آلالبیت، ۱۴۱۴ق. ۳۸. حلی، حسن (معروف به علّامه حلّی)؛ خلاصه اقوال فی معرفه الرجال؛ قم: مکتبه الرضی، ۱۴۰۲ق. ۳۹. خطیب بغدادی، احمد؛ الجامع لاخلاق الراوی و آداب السامع؛ تحقیق محمد عجاجالخطیب، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۱۶ق. ۴۰. _________ ؛ الکافیه فی علم الروایه؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۹ق. ۴۱. _________ ؛ تاریخ بغداد؛ تحقیق مصطفی عبدالقادر عطاء؛ ۱۲ج، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق. ۴۲. _________ ؛ تقیید العلم؛ تحقیق یوسفالعش؛ الطبعه الثالثه، حلب: داراحیاء السنه النبویه، ۱۹۴۹م. ۴۳. _________ ؛ شرف اصحاب الحدیث؛ تحقیق محمد سعید خطیب اوغلی؛ ترکیه: دانشگاه آنکارا، دانشکده الهیات، ۱۹۷۱م. ۴۴. خوانساری، محمدباقر؛ روضات الجنات؛ تحقیق اسدالله اسماعیلیان، تهران: مطبعه الحیدریه، ۱۳۹۰ق. ۴۵. دارمی، عبدالله؛ سنن الدارمی؛ ۲ج، بیروت: داراحیاء السنه النبویه، [بیتا]. ۴۶. ذهبی، شمسالدین محمد؛ تذکره الحفاظ؛ ۵ج، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۳۷۷ق، (افست از چاپ حیدرآباد). ۴۷. رامهرمزی، حسن؛ المحدّث الفاصل بین الراوی والواعی؛ الطبعه الثالثه، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۴ق. ۴۸. سبحانی، جعفر؛ کلیات فی علمالرجال؛ قم: حوزه علمیه قم، ۱۴۰۸ق. ۴۹. سزگین، فؤاد؛ تایخ التراث العربی؛ ۱۲ج، قم: کتابخانه آیتالله مرعشی، ۱۴۱۲ق. ۵۰. سمعانی، عبدالکریمبن محمد؛ ادب الاملاء والاستملاء؛ مطبوع به همراه التربیه و ایدابیه والتواصل فی قطاع اهلالحدیث والفقه والعباره، بیروت: مؤسسه عزالدین، ۱۴۱۳ق. ۵۱. سیوطی، عبدالرحمان؛ الشباه والنظائر؛ تحقیق عبدالعال سالم مکرم، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۶ق. ۵۲. _________ ؛ تاریخ الخلفاء؛ تحقیق محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت: دارالجیل، ۱۴۰۹ق. ۵۳. _________ ؛ تدریب الراوی؛ تحقیق احمد عمرهاشم، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۴۱۷ق. ۵۴. _________ ؛ تنویر الحوالک در شرح موّطأ؛ بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۴ق. ۵۵. شانهچی، کاظم؛ علمالحدیث؛ چ۳، قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، [بیتا]. ۵۶. شوشتری، محمد تقی؛ قاموس الرجال؛ قم: مؤسسه النشرالاسلامی، ۱۴۱۰ق. ۵۷. شهید اول، محمّد؛ ذکری الشیعه؛ قم: بصیرتی، [بیتا]. ۵۸. شهید ثانی، زینالدین؛ الرعایه فی علم الدرایه؛ تحقیق عبدالحسین محمد علی البقال، قم: کتابخانه آیتالله نجفی مرعشی، ۱۴۱۳ق. ۵۹. صدر، سیدحسن؛ تأسیس الشیعه العلوم الإسلام؛ تهران: اعلمی، [بیتا]. ۶۰. طبرانی، سلیمان؛المعجم الکبیر؛ ۲۷ج، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق. ۶۱. طبرسی، امینالاسلام فضل بن حسن؛ اعلام الوری بأعلام الهدی؛ بیروت: دارالمعرفه، ۱۳۹۹ق/۱۹۷۹م. ۶۲. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الطبری؛ تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم؛ بیروت: دارالتراث، [بیتا]. ۶۳. طوسی، (شیخ الطائفه) محمد بن حسن؛ الاستبصار؛ بیروت: دارالاضواء، ۱۴۱۳ق. ۶۴. _________ ؛ الرجال؛ نجف: مکتبه الحیدریه، ۱۳۸۰ق. ۶۵. _________ ؛ الفهرست؛ تحقیق جواد قیومی؛ قم: مؤسسه نشر الفقاهه، ۱۴۱۷ق. ۶۶. _________ ؛ تهذیب الأحکام؛ بیروت: دارالاضواء، ۱۴۰۶ق. ۶۷. عاملی، حسین عبدالصمد؛ وصول الخیار الی اصول الاخبار؛ قم: خیام، ۱۴۰۱ق. ۶۸. عبدالرزاق صنعانی، ابوبکربن همام؛ المصنف؛ ۱۱ج، بیروت: المجلس العلمی، ۱۳۹۰ق. ۶۹. غفاری، علیاکبر؛ تلخیص مقباس الهدایه؛ تهران: دانشگاه امامصادق علیه السّلام، ۱۳۶۹ش. ۷۰. فتّال نیشابوری، محمّد؛ روضه الواعظین؛ قم: الشریف الرضی، ۱۳۶۸ش. ۷۱. فهری، احمد؛ شرح و ترجمه صحیفه ی سجادیه؛ تهران: اسوه، ۱۳۷۵ش. ۷۲. فیض کاشانی، ملامحسن؛ الوافی؛ ۲۶ج، اصفهان: کتابخانه امام امیرالمؤمنین، ۱۴۱۲ق. ۷۳. کلینی، محمدبن یعقوب؛ الکافی؛ تحقیق علیاکبر غفاری؛ ۸ج، چ۵، تهران: دارالکتب العلمیه، ۱۳۶۳ش. ۷۴. مالکبن انس؛ موطأ الآمام مالک؛ تحقیق عبدالوهاب عبداللطیف؛ بیروت: دارالقلم، ۱۴۰۵ق. ۷۵. مجلسی، محمّدباقر (مجلسی دوم، متوفای۱۱۱۰ق)؛ بحارالأنوار؛ تهران: اسلامیه، ۱۳۶۲ش. ۷۶. مجلسی، محمّدتقی(مجلسی اوّل، متوفای۱۰۷۰ق)؛ روضه المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه؛ ۱۳ج، چ۲، قم: مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، ۱۴۰۶ق. ۷۷. مسلمبن حجاج؛ الجامع الصحیح؛ بیروت: دارالفکر، [بیتا]. ۷۸. مصطفوی، حسن؛ الأصول السته عشر؛ چ۲، قم: دارالشبستری للمطبوعات، ۱۴۰۵ق. ۷۹. معارف، مجید؛ پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه؛ تهران: مؤسسه فرهنگی هنری ضریح، ۱۳۷۴ق. ۸۰. _________ ؛ تاریخ عمومی حدیث؛ تهران: کویر، ۱۳۷۷ش. ۸۱. مفید، محمّد بن نعمان؛ الاختصاص؛ تصحیح علیاکبر غفاری، بیروت: مؤسسه الاعلمی، ۱۴۰۲ق. ۸۲. _________ ؛ الارشاد فی معرفه حججالله علیالعباد؛ تحقیق مؤسسه آلالبیت، قم: المؤتمر العالمی یلفیه الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق. ۸۳. میرداماد، میرمحمّدباقر؛ الرواشح السماویه؛ قم: دارالحدیث، ۱۴۰۵ق. ۸۴. نجاشی، احمد؛ رجالالنجاشی؛ قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۴۰۷ق. ۸۵. نوری، میرزاحسین؛ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ ۱۸ج، تهران: مؤسسهآلالبیت علیهم السّلام، ۱۳۸۲ق. ۸۶. هلالی، سلیمبن قیس؛ اصل سلیم؛ ترجمه ی اسماعیل انصاری با نام اسرار آل محمد صلی الله و علیه و آله؛ قم: الهادی، ۱۴۱۸ق. ۸۷. هندی، علاءالدین علی(متقی هندی)؛ کنزالعمال؛ ۱۶ج، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۰۹ق. ۸۸. یعقوبی، احمدبن یعقوب؛ تاریخ یعقوبی؛ بیروت: دارصادر، [بیتا].
پی نوشت:
1. آقای دکتر مجید معارف، اسامی این افراد را از رجال نجاشی استخراج کرده است.۲.این دوره با اواخر حکومت بنی امیه و اوائل دولت بنی العباس مصادف است.۳. برای نمونه، کتابهای یکی از اصحاب امام کاظم علیه السّلام به نام محمد بن ابی عمیر در مدت حبس او در زندان مأمون، توسط خواهرش در خاک پنهان شد. این امر سبب نابودی این کتابها گردید (نجاشی، ۱۴۰۷، ص ۳۲۶، ش ۸۸۷).۴. این کتابخانه بین ۱۰۰ تا ۱۴۰ هزار کتاب داشت (اتان کلبرگ، ۱۳۷۱، ص ۱۲۵).۵. کتابخانه سید مشتمل بر هشتاد هزار جلد کتاب بود (حر عاملی، [بیتا]، ج۲، ص ۱۸۴/ خوانساری، ۱۳۹۰، ج۴، ص ۲۹۶/ بحرالعلوم، ۱۳۶۳ ش، ص ۴۸۵/ تهرانی، ۱۴۰۳، ج۴، ص ۵۰۴).۶.بنا به گفته آغابزرگ، برخی از مجلدهای آن در تهران و تمام آن در یزد موجود است. برخی از مجلدهای آن نیز اخیراً توسط مدرسه الامام المهدی علیه السّلام در قم به چاپ رسیده است (آغابزرگ تهرانی، ۱۴۰۳، ج۱۵، ص ۳۵۶).۷. اهل سنت برای توجیه دستور خلفا بر تحریم کتابت حدیث، توجیهاتی ذکر کردهاند که یکی از آنها ترس از اختلاط قرآن با حدیث است؛ البته این توجیه قابل قبول نیست؛ زیرا خلفا می توانستند دستور دهند قرآن و حدیث را در دو دفتر جداگانه ثبت کنند. اختلاط در جایی رخ میداد که این دو در کنار هم نوشته شوند.
منبع:نشریه شیعه شناسی ،شماره ۲۱
















هیچ نظری وجود ندارد