۱۵ اسفند ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

حرکت وهابى‌ها به سوى مکه

حركت وهابى‌ها به سوى مكه
0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

حرکت وهابى‌ها به سوى مکه

سعود با سرعت زیاد رو به سوى حجاز نهاد و با ابن شکبان و یارانش در راه ملاقات نموده آنان را نیز با خود برگردانید. وقتى که به «العینیاء» (قریه‏اى که در سه منزلى مکه واقع است) رسیدند، مردم مکه و زائران خانه خدا که از رسیدن وهابی‌ها مطلع شدند، سخت به وحشت افتادند به خصوص اینکه از اوضاع دلخراش مردم طائف مطلع گشتند. در میان حجاج آن سال سلطان بن سعید، امام مسقط، نقیب ملکى و امیر حجاج شامى عبدالله‏ پاشا و سرپرست زائران مصرى، عثمان بیک قرجى و به همراه آنان سپاهیان زیادى حضور داشتند.

روز توریه شایع گردید که سعود در صحراى عرفه فرود آمده است، مردم از شنیدن این خبر خیلى ترسیدند ولى طولى نکشید که این خبر تکذیب شد، اتفاقا سعود آن سال در موقع مراسم حج نیامده بود؛ زیرا که آن سال حجاج به قدرى زیاد بود که سابقه نداشت.

پس از پایان مراسم حج شخصى از طرف شریف، امیر مکه اعلام کرد که مردم براى جهاد با وهابی‌ها آماده شوند. شریف پاشا والى جده با سپاهیان حرکت کرد و سعود را به اندازه مسافت دو روز عقب راند.

شریف، امیران حج و سرپرستان زائران خانه خدا را گردآورد و از آنان خواست در جنگ با وهابیان با وى همراهى نمایند. آنان به بهانه اینکه آذوقه و وسائل کافى ندارند، موافقت نکردند. شریف به طور مجانى براى آنها آذوقه و لوازم تهیه نمود باز نپذیرفتند و گفتند به سعود نامه مى‏نویسیم اگر برگشت که هیچ و گرنه با او مى‏جنگیم. اتفاقا سعود در پاسخ آنها به تهدید متوسل شده در این موقع میان خود آنان اختلاف افتاد. شریف دوباره از آنها درخواست کرد که در جنگ با سعود وى را یارى نمایند و یادآورى شد که جنگ با وى حفظ آبروى دولت است و گفت: من تمام نیازمندی‌هاى شما را به عهده مى‏گیرم، باز آنها بهانه آوردند و نپذیرفتند و کسى را نزد سعود فرستادند، این بار سعود ضمن تهدید اخطار کرد که ظرف سه روز همه حجاج مکه را ترک کنند، آنان از مکه حرکت کردند.

اشراف و بزرگان مکه دسته جمعى پیش امیر و سرپرست حجاج شامى رفتند و از وى خواستند ده روز دیگر در مکه توقف کند ولى او از قبول این پیشنهاد خوددارى کرد و در پنجم ماه محرم ۱۲۱۸(هجرى قمرى) از مکه خارج شد و روز بعد نیز امیرالحاج مصرى مکه را ترک گفت و شریف پاشا هم به سوى جده عزیمت کرد و چون شریف غالب تنها ماند، او هم از ترس جان خود به جده عازم گردید و برادرش شریف معین را به جاى خود گذاشت.([۱])

جبرتى مى‏نویسد:

شریف غالب از حاکم جده و از امیران حجاج شامى و مصرى درخواست کرد که چند روز دیگر در مکه بمانند، تا او اموال و دارائى خود را به جده منتقل سازد آنان پس از دریافت مبلغى پذیرفتند و دوازده روز در مکه ماندند و سپس خود وى نیز با همراهى آنان مکه را ترک گفت پس از آن که بدست خود خانه‏اش را آتش زد.([۲])

شریف عبدالمعین پس از رفتن برادرش نامه‏اى به سعود نوشت و براى مردم مکه امان خواست و خود وى اظهار طاعت و بندگى کرده و از وى تقاضاى حکومت مکه را نمود و این نامه را بعضى از علماى مکه چون شیخ محمد طاهر سنبل، شیخ عبدالحفیظ عجمى، سید محمد بن محسن عساط و سید میر غنى، پیش سعود بردند و با وى در «وادى السبیل» در دو منزلى مکه ملاقات کردند، سعود در پاسخ آنان گفت: «انما جئتکم لتعبدوا الله‏» سعود در اینجا آیه‏اى از قرآن را که درباره اهل کتاب یهود و نصارى است، خطاب به اهل مکه ذکر کرده که مضمون آیه چنین است:

اى اهل کتاب بیایید به سخنى که ما و شما به آن اعتقاد داریم رو آوریم که جز خدا را نپرستیم و براى او شریکى برنگیزینیم و برخى از ما برخى دیگر را ارباب و صاحب خود نداند اگر از این سخن رو بگردانید بگوئید گواه باشید که ما مسلمانیم.

سپس سعود مى‏گوید:

شما در راه خدا و در راه سعود امیر مسلمانان گام بردارید و امیر شما عبدالمعین‌بن مساعد است سخن او را بشنوید و تا آنجا که او فرمان خدا را مى‏برد فرمانش را ببرید.

این نامه را مفتى مالکی‌ها در مکه، شیخ حسین در هفتم محرم ۱۲۱۸ پس از نماز جمعه براى مردم خواند. روز هشتم محرم سعود در حالی‌که لباس احرام پوشیده بود، وارد مکه شد پس از سعى و طواف در باغ شریف فرود آمد. در روز دوم ورود به مکه از طرف سعود بیان شد که فردا ظهر با مردم مکه اجتماع خواهد کرد، مردم هم، ظهر همان روز جمع شدند. سعود روى بلندى صفا قرار گرفت در حالیکه مفتى مکه در سمت راست و قاضى در طرف چپ وى ایستاده بودند، خطابه‏اى ایراد کرد و پس از حمد ثناى خداوند، همان دعایى را خواند که پیامبر اکرم به هنگام فتح مکه خوانده بودند، آنگاه سعود سکوتى کرده و بعد به سخنان خود چنین ادامه داد:

اى مردم مکه، شما همسایگان خدائید به امن او در امان هستید، شما ساکنان حرم او هستید شما بدانید که شهر مکه مورد احترام است گیاه و علف آن چیده نمى‏شود، شکار در آن رم داده نمى‏شود و درخت آن قطع نمى‏گردد، فقط ساعتى از یک روز حرمت آن دریده شد، ما از ضعیف‏ترین عرب بودیم وقتى که خدا خداست این دین و اسلام غالب شود ما عرب، مردم را بر این دین دعوت مى‏کردیم ولى مردم ما را مسخره مى‏کردند و به همین خاطر با ما مى‏جنگیدند، آنها چهارپایان ما را از ما مى‏گرفتند و ما دوباره آنها را مى‏خریدیم و ما مدام مردم را به اسلام فرا مى‏خوانیدم و همه قبایلى که به چشم مى‏بینید و به گوش مى‏شنوید، فقط با این شمشیر اسلام آوردند آنگاه شمشیرش را به سوى کعبه بلند کرد. من امسال قصد حمله به عراق داشتم وقتى که جریان طائف را شنیدم و دانستم که مسلمانان (وهابی‌ها) با مردم طائف جنگیده‏اند، و رو به سوى شما آورده‏اند، تا با شما نیز جنگ کنند از عربهاى بادیه نشین براى شما ترسیدم خدا را سپاس گویم که شما را به سوى اسلام رهنمون فرمود و از شرک نجاتتان داد! من شما را دعوت مى‏کنم که شما خدا را بپرستید و از شرکى که گرفتار آن بوده‏اید دست بکشید، من از شما مى‏خواهم با من بر دین خدا و رسولش بیعت کنید دوست خدا را دوست و دشمن او را دشمن بدارید و در خوشى و ناخوشى مطیع فرمان او باشید.

آنگاه نشست، عبدالمعین سپس مفتى و قاضى و بقیه مردم با وى بیعت کردند و گفت بعد از نماز عصر بین رکن و مقام منتظر من باشید تا براى شما دین و شرایط اسلام را توضیح دهم و در اجتماع دیگرى به مردم دستور داد قبه‌هایى که روى قبور بنا شده بود، خراب کنند.([۳])

صبح روز نهم، وهابیان در حالی‌که جمع کثیرى از مردم بیل بدست همراهشان بودند به خراب کردن قبور و گنبدها پرداختند. نخست گنبدهاى قبرستان معلى را با خاک یکسان ساختند تعداد این گنبدها بسیار بود، سپس گنبد محل تولد پیامبر و جایى را که محل تولد ابوبکر و على مى‏دانستند و گنبد خدیجه کبرى÷ و همچنین قبه روى چاه زمزم و قبه‏هاى خانه کعبه و تمام بناهایى که بلندتر از کعبه بود، خراب کردند.

بعد از آن تمام جاهایى که مزار صالحان در آنها قرار داشت پیدا کردند و ویران ساختند. وهابیان به هنگام ویران ساختن قبرها و گنبدها رجز مى‏خواندند و طبل مى‏نواختند و آواز مى‏خواندند و در ناسزا گفتن به ساختمانهاى قبور مبالغه مى‏کردند، در عرض دو سه روز تمام آثار را از بین بردند.([۴])

عمر رضا کحاله مى‏نویسد:

در مکه بسیارى از آثار تاریخى وجود داشت از قبیل محل تولد پیامبر اکرم و خانه خدیجه کبرى÷ و خانه ابوبکر و آثار دیگر که وهابی‌ها این آثار را نیز ویران کردند.([۵])

ابن بشر می نویسد:

که سعود بیشتر از بیست روز در مکه ماند و یاران او و به تعبیر ابن بشر، مسلمین متجاوز از ده روز از اول صبح به ویران ساختن بناها و قبه‏هاى روى قبور و مشاهد، مى‏پرداختند و با این عمل به خداى واحد تقرب مى‏جستند تا همه آنها را با خاک یکسان کردند.([۶])

زینى دحلان نوشته است:

وهابیان چهارده روز در مکه ماندند و در این مدت مردم را توبه مى‏دادند و به گمان خود، اسلام مردم را تجدید مى‏گردند و از کارهایى که به اعتقاد ایشان شرک بود، از قبیل توسل و زیارت قبور منع مى‏نمودند([۷]) سعود پس از دستور ویرانى مقابر دستور دیگرى صادر نمود مبنى بر اینکه به استثناء نماز عشا پیروان مذاهب اربعه حق ندارند در یک زمان با هم در مسجد الحرام نماز جماعت بپا دارند بلکه نماز صبح را شافعى، ظهر را مالکى عصر را حنبلى و مغرب را حنفى بخواند و نماز عشاء را هر که بخواهد و نماز جمعه را مفتى مکه عبدالملک القلعى الحنفى بپا دارد.([۸])

وی همچنین دستور داد کتاب «کشف الشبهات» محمد بن عبدالوهاب در مسجد الحرام تدریس شود و خواص و عوام در حلقه درس حاضر شوند.([۹])

سپس امیر وهابى نامه‏اى به «سلطان سلیم» نوشت و از فتح مکه به او خبر داد و از او خواست حکام دمشق و قاهره را وادار نماید که از این پس با محمل و طبل و نى و امثال اینها به مکه نیایند؛ زیرا این قبیل امور شرعى نیست.([۱۰])

بعد به امیرالحاج یمن نامه‏اى نوشت و اوراقى مشتمل بر عقاید خود براى او فرستاد. وى در این نامه که جبرتى متن کامل آنرا ذکر کرده به کسانى که به مردگان توجه مى‏کنند و از ایشان حاجت مى‏خواهند و براى قبور ذبح مى‏کنند و به آنها استغاثه مى‏نمایند، سخت حمله کرده است.

و همچنین تعظیم قبور انبیاء و اولیاء و ساختن گنبد بر روى آنها و چراغ برافروختن در کنار قبور و خادم براى قبر قرار دادن و اینگونه امور را به شدت انکار کرده و ویران کردن گنبدهاى روى قبور را هم واجب دانسته و گفته است که هر کس دعوت ما را نپذیرد با او جنگ مى‏کنیم.([۱۱])

سعود براى دستگیرى شریف غالب به سوى جده حرکت کرد و نامه‏اى به مردم جده نوشت و از آنها خواست که از وى اطاعت کنند. مردم جده در پاسخ سعود نوشتند که ما رعیت شریف هستیم. اطاعت او بسته به اطاعت ماست و اگر از تو اطاعت کنیم آیا چیزى هم از ما مى‏خواهى؟ او در پاسخ آنها پیام فرستاد آرى دویست هزار ریال و شصت طاقه قماش به قیمت شش هزار ریال و به دنبال آن کس فرستاد تا آنها را تحویل بگیرد. در همان موقع با سپاهیانش به جده رسید و آنجا را به محاصره در آورد ولى به علت اینکه جده داراى حصار استوار و وسائل دفاعى نیرومندى بود، نتوانست به آن دست یابد. شریف آماده دفاع شد و توپ‌ها و شمشیرها فراهم ساخت و سرانجام وهابی‌ها شکست خوردند و عده زیادى از آنها کشته شدند و هشت روز تمام ماندند ولى کارى از پیش نبردند، سعود به شدت ناراحت شده بود و به عثمان مضایفى دشنام مى‏داد؛ زیرا او بود که سعود را به جنگ با مردم جده وادارش کرد و بالاخره بدون آنکه وارد مکه شوند به سرزمین نجد برگشتند.([۱۲])

شریف غالب از غیبت سعود استفاده نمود به مکه بازگشت و بدون هیچ مزاحمتى و مقاومتى از طرف برادرش عبدالمعین، آن شهر را به تصرف درآورد ولى وهابی‌ها به هیچ قیمت حاضر نبودند مکه را از دست بدهند، شریف غالب نیز مانند سابق خواستار حکمرانى مکه بود. بدین جهت بار دیگر آتش جنگ میان آن دو شعله‏ور شد و تا سال ۱۲۲۰ (هـ.ق) ادامه یافت، لیکن میان آنها صلحى برقرار شد بدین‏منظور که وهابیان وارد مکه شوند پس از اداء مناسک حج به بلاد خود برگردند.

در محرم سال ۱۲۱۹ (هـ.ق) وهابی‌ها با دوازده هزار جنگجو به عزم محاصره جده حرکت کردند.

شریف غالب با روى شهر مکه را محکم کرد؛ زیرا مى‏دانست که آنان جده را نخواهند توانست بگشایند، ممکن است به مکه حمله کنند لذا فرمان داد که همه مردم حرکت نمایند این بود که مردم مکه از تمام طبقات با اسلحه‏هاى خود به «زاهد» آمدند و هفت روز در آنجا ماندند.

اما وهابی‌ها که شهر جده را به محاصره داشتند، سه روز بیشتر نتوانستند بمانند آنها هر روز یکبار به شهر حمله مى‏کردند ولى توپخانه شهر آنها را پراکنده مى‏ساخت و عده‏اى کشته مى‏دادند و به چادرهاى خود باز مى‏گشتند آنقدر از آنها کشته شد که گودال‌ها و جوى‏ها از لاشه مرده آنها پر شد و حتى ده بیست نفر را در یکجا دفن مى‏کردند وقتى این وضع را دیدند از محاصره شهر دست کشیدند و رفتند و در مسیر راه به هر قبیله‏اى که مى‏رسیدند مى‏کشتند و اموالشان را غارت مى‏کردند.

شریف سپاهى را از راه خشکى و سپاهى دیگر را از راه دریا به همراه ده کشتى بزرگ پر از آذوقه و سلاح از جمله توپ‌هاى بزرگ به دنبال وهابی‌ها فرستاد، سپاه دریایى که به آنها رسید، آنها همگى بدون جنگ و خونریزى تسلیم شدند و پس از سه روز چهار هزار نفر از وهابیها به آنها هجوم آوردند، جنگى سخت میان آنها درگرفت و با هزیمت وهابیها پایان پذیرفت و بسیارى از آنها کشته و زخمى شدند و در حالی‌که سرهاى مرده‏هاى وهابیها روى نیزه‏ها بود به مکه بازگشتند. در همان موقع طائف در تصرف وهابی‌ها بود، شریف غالب با سپاهى عظیم به سوى طائف حرکت کرد و وهابی‌ها را در طائف ده روز تمام به محاصره گرفت ولى کارى از پیش نبرد و به مکه بازگشت. آنگاه یکى از فرماندهان با سپاهى عظیم وارد «لیث» شد. شریف با سپاهیان خود به جنگ او بیرون رفت و جنگى در گرفت که ابتدا پیروزى با شریف بود ولى بعدها وهابی‌ها پیروز شدند و از طرفین حدود دو هزار نفر کشته شدند ولى بیشتر کشته شدگان از وهابی‌ها بودند و سواران شریف باقى مانده‏هاى آنها را دنبال کردند و بعد به مکه مراجعت نمودند.

 

[۱]) تاریخ الجزیرهًْ العربیهًْ، ج۷، ص ۳۷۶٫

[۲]) تاریخ جبرتى، به نقل از کشف الارتیاب، ص ۲۵٫

[۳]) تاریخ مکه، ج ۲، ص ۱۳۱ به بعد، سباعى.

[۴]) کشف الارتیاب، ص ۲۷٫

[۵]) جغرافیه شبه جزیرهًْ العرب، ص ۱۶۱٫

[۶]) عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج ۱، ص ۱۲۴٫

[۷]) فتنهًْ الوهابیه، ص ۷۲٫

[۸]) قبلاً در هریک از چهار رکن خانه کعبه در یک وقت یکى از مذاهب چهارگانه نماز جماعت برگزار مى‏کردند تاریخ الجزیرهًْ العربیه، ص ۳۷۸٫

[۹]) تاریخ الجزیرهًْ العربیه، ص ۳۷۸٫

[۱۰]) تاریخ الجزیرهًْ العربیه، ص ۳۷۸٫

[۱۱]) المختار من تاریخ الجبرتى، ص ۵۳۳٫

[۱۲]) تاریخ جزیرهًْ العربیهًْ، ص ۳۷۹٫

منبع: برگرفته از کتاب سراب حقیقت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

برچسب ها: وهابیت
نوشته قبلی

وهابیت و کشتار مسلمانان

نوشته‌ی بعدی

حمله وهابی ها به: مکه، مدینه، کربلا و نجف

مرتبط نوشته ها

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

نوشته‌ی بعدی
مکه، مدینه، کربلا و نجف

حمله وهابی ها به: مکه، مدینه، کربلا و نجف

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

الو سلام حاج آقا / ۲۹

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

حقیقت و فلسفه امامت

محمد بن مسلم ثقفی

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا