19 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ولایت و امامت

رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب

رابطه امامت و توحید در حدیث سلسلة الذهب
0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب

 

رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب چیست؟
پاسخ اجمالی
از این روایت استفاده می شود که وصول به مقام توحید، انسان را در عصمت و مصونیت وارد می‌کند، و وصول به این مقام بدون عبور از ولایت که معناى مرآتى خدا است ممکن نیست.

برای درک عمیق این مطلب لازم است نکاتی به دقت مورد مطالعه قرار گیرد:

۱٫ اگر گفته می شود ولایت از آنِ خدا است‏؛ یعنی ‏خداوند با همه موجودات معیّت دارد. و اگر گفته می شود انسانی به مقام ولایت رسیده، به این معنا است که در مراحل سیر و سلوک و شهود الاهی، به مرحله‏اى رسیده که هیچ یک از حجب، بین او و حضرت حق حایل نیست و به مقام بندگى محضه خداوند، نایل آمده است.

۲٫ همه موجودات به حسب سعه و ضیق وجودی، از ولایت بهره می برند و مَظهَر این اسم اند. از این رو، «اوَّلُ ما خَلَق الله؛ اولین مخلوق» که حجاب اقرب و نزدیک‌ترین موجود از نظر قرب به ساحت اقدس کبریایى است، از ولایت مطلقه، عامه و کلیه الاهیه برخوردار است.

۳٫ «اول ما خلق الله» همان حقیقت محمدیه؛ یعنی حقیقت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) است. پس ائمّه معصومین(ع) از مقام ولایت کلیّه برخوردارند. روشن است که آدمی در طریق کمال و قوس صعود، می تواند موانع پیش‌رو را به کناری نهد و از جمیع انیات و تعینات و تعلقات مادی و حتی معنوی جدا و ذوب در حضرت احدیت شود و به مقام فنا دست ‌یابد. در چنین حالتی خویشتن خویش را فراموش نموده، محو جمال معشوق گشته و به هر چه که می‌نگرد فقط او را ببیند و بس، و تا آن‌جا پیش ‌رود که دوئیت را برداشته و به مقام هوهویت برسد، آیینه تمام نمای حق تعالی شود، از مقام ولایت کلیه برخوردار شود و خداوند در مظهری کامل تجلی نماید.

۴٫ توحید همان معناى مرآتى و آیتى حجاب اقرب است و ورود به چنین عالمی، مشروط به عبور از ولایت است؛ یعنی کسى در ناحیه صعود به معرفت و قرب ذات اقدس حق تعالی نمی‌‏رسد، مگر از این آیینه و آیتِ ‏بزرگ؛ زیرا نور و تشعشع این خورشید، دیده هر بیننده را کور می‌کند و نمی‌توان بدون آیینه و حجاب، جمالش را مشاهده کرد. پس توحید عین ولایت و ولایت عین توحید است و این دو از هم‌دیگر جدایی ندارند.

امام خمینی (ره) می‌گوید: شیخ عارف شاه آبادی(دام ظله) می‌فرمود که شهادت به ولایت در شهادت به رسالت نهفته است؛ زیرا که ولایت، باطن رسالت است و نویسنده گوید که در شهادت به الوهیت شهادتین منطوی است جمعاً و در شهادت به رسالت آن دو شهادت نیز منطوی است، چنانچه در شهادت به ولایت آن دو شهادت دیگر منطوی است.

لذا ما بر این باوریم که برای درک و شناخت هر یک از صفات الاهی راهی جز شناخت و ارتباط با معصومان(ع) وجود ندارد؛ مثلاً برای شناخت این نکته که آیا خداوند نسبت به کاری که انجام می‌دهیم رضایت دارد یا نه، راهی نداریم جز این‌که رضایت یا عدم رضایت اهل‌بیت(ع) را به دست آوریم.

پاسخ تفصیلی
امام رضا(ع) در حدیث سلسله الذهب فرمود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَهُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛ کلمه «لا اله الا الله» قلعه من است، پس هر که در آن قلعه وارد شود، از عذاب من در امان است، و چون کجاوه به راه افتاد، حضرت با صداى بلند فرمود: به شروط کلمه «لا اله الا الله»، و من از شروط آن هستم‏». [۱]

معنای این روایت آن است که وصول به مقام توحید که از آن به «لا اله الا الله» تعبیر ‌‏شده، انسان را در عصمت و مصونیت وارد می‌کند، و وصول به این مقام بدون عبور از ولایت که معناى مرآتى خدا است، ممکن نیست.

برای درک عمیق این مطلب لازم است نکاتی به دقت مورد مطالعه قرار گیرد:

۱٫ ولایت ‏و ولی بودن خداوند از صفات و اسمای لازمه ذات است که ایجاد، پرورش و اماته موجودات و…، در ظل و سایه این اسم و صفت است.

۲٫ اگرچه برای واژه ولایت معانی متعددی ذکر شده است، اما دقت در این معانی، ما را به این نتیجه خواهد رساند که همه آنها به یک معنا بر می‌گردند. این معنا عبارت است از این‌که دو چیز و یا بیشتر، به گونه‌ای باشند که بین آنها هیچ‌گونه حجاب، مانع، فاصله و جدایى نباشد. به عبارت دیگر؛ به مقام یگانگى بین بنده و پروردگار، حبیب و محبوب، عاشق و معشوق که جدائى در آن نیست، ولایت گفته می‌شود. پس اگر گفته شد: ولایت از آنِ خدا است‏، معیتِ ‏خداوند با همه موجودات مراد است. و اگر گفته شد: انسانی به مقام ولایت رسیده، به این معنا است که در مراحل سیر و سلوک و شهود الاهی، به مرحله‏اى رسیده که هیچ یک از حجب نفسانیه، بین او و حضرت حق حایل نیست و به مقام بندگى محضه خداوند، نایل آمده است. دقیقاً به جهتِ همین نزدیکی و قرابت و وحدت است که به هر یک از مالک و مملوک، و دو نفری که پیمان بسته‌اند، و حبیب و محب، و همسایه و…، ولی گفته می‌شود. با این توضیح روشن شد که از لوازم ولایت، مالکیت و سلطنت در تدبیر، تکفل و سرپرستی در امور و وساطت در فیض است. [۲]

۳٫ لازمه وجود هر موجودى، وجود ولایت است؛ زیرا موجودات، نسبت به ذات مقدّس حضرت حقّ، ربط محض هستند. پس ولایت در همه موجودات وجود دارد، اما به حسب سعه و ضیق موجودات، آثار ولایت در آنها متفاوت است؛ یعنی آنانی که از سعه وجودی بیشتری برخوردارند، از ولایت بیشتری نیز بهره می‌برند. پس هر موجودی البته به حسب سعه و ضیقِ هویتِ وجودیِ خود، مَظهَر این اسم است. از این رو، «اوَّلُ ما خَلَق الله؛ اولین مخلوق» که حجاب اقرب و نزدیک‌ترین موجود از نظر قرب به ساحت اقدس کبریایى است، از ولایت مطلقه، عامه و کلیه الاهیه برخوردار است و وجود، روزی، حیات، ممات و… تمام موجودات به افاضه او است.

۴٫ از این «اول ما خلق الله» به حقیقت محمدیه تعبیر می‌شود. این حقیقت، همان حقیقت پیامبر(ص) و اهل‌بیت (ع) است. [۳] لذا است که حضرت علی(ع) می‌فرماید: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا»؛ ما دست پرورده پروردگارمان هستیم، و مردم پس از این، دست پرورده ما هستند. [۴]

پس استبعادی ندارد که گفته شود: آنان بندگان خدا هستند و مردم بندگان ایشان. [۵] از این جهت است که امام باقر و صادق(ع) فرمودند: «وَلَایَتُنَا وَلَایَهُ اللَّهِ الَّتِی لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا بِهَا»؛ ولایت ما ولایت خداوند است که تمام انبیاء با آن ولایت مبعوث شده‌اند. [۶] روشن است که مراد از این عبارت وجود جسمانى و تاریخى امامان نیست. پس می توان گفت که مقام ولایت کلّیّه ائمّه معصومین(ع) با ذات أقدس خداوندى، وحدت و هوهویّت دارد. [۷]

۵٫ روشن است که ولایت کلیه، در خداوند ذاتی است و در غیر او عَرَضی؛ یعنی «اول ما خلق الله» در عین آن که از همه موجودات عالم، پرورنده‏تر، و قادرتر است، باز از خود چیزی را ندارد و تنها آیینه است، آیینه تمام نمایی که ذات و صفات جمال و جلال حق تعالی را نشان می‌دهد.

۶٫ همان گونه که بیان شد آدمی در طریق کمال و قوس صعود، می تواند موانع پیش‌رو را به کناری نهد و از جمیع انیات و تعینات و تعلقات مادی و حتی معنوی، [۸] جدا و ذوب در حضرت احدیت شود و به مقام فنا دست ‌یابد. در چنین حالتی خویشتن خویش را فراموش نموده محو جمال معشوق گشته و به هر چه که می‌نگرد فقط او را ببیند و بس، و تا آن‌جا پیش ‌رود که دوئیت را برداشته و به مقام هوهویت برسد و آیینه تمام نمای حق تعالی شود. [۹]

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار که با وجود تو کس نشنود ز من که منم سید حیدر آملی (ره) با اشاره به این نکته که این مقام با فنا قابل دست‌یابی است، این سخن أمیر المؤمنین(ع) : «أنا وجه الله، و أنا جنب الله، و أنا ید الله، و أنا آیه الله. أنا الاوّل، أنا الآخر، أنا الظاهر، أنا الباطن» را ناظر به همین مقام می‌داند. [۱۰] و این یعنی تجلی کامل خداوند در مظهری (محل ظهور و بروز) کامل و دست یابی به ولایت کلیه الاهیه از سوی اهل بیت (ع).

۷٫ این هوهویت یعنی عینیت توحید و ولایت. به عبارت دیگر، توحید همان معناى مرآتى و آیتى حجاب اقرب است و ورود به چنین عالمی، مشروط به عبور از ولایت است؛ یعنی کسى در ناحیه صعود به معرفت و قرب ذات اقدس حق تعالی نمی‌‏رسد، مگر از این آیینه و آیتِ ‏بزرگ؛ زیرا نور و تشعشع این خورشید، دیده هر بیننده را کور می‌کند و نمی‌توان بدون آیینه و حجاب، جمالش را مشاهده کرد. [۱۱] پس توحید عین ولایت و ولایت عین توحید است و این دو از هم‌دیگر جدایی ندارند. [۱۲]

امام خمینی(ره) در باره سرّ نوشتن کلمات «لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی امیرالمؤمنین» بر همه موجودات از عرش اعلا تا منتهای ارضین می‌گوید: شیخ عارف شاه آبادی(دام ظله) می‌فرمود که شهادت به ولایت در شهادت به رسالت نهفته است؛ زیرا که ولایت، باطن رسالت است و نویسنده گوید که در شهادت به الوهیت شهادتین منطوی است جمعاً و در شهادت به رسالت آن دو شهادت نیز منطوی است، چنانچه در شهادت به ولایت آن دو شهادت دیگر منطوی است. [۱۳]

همو در جایی دیگر می‌فرماید: موجودات به واسطه انسان رجوع به حق کنند، بلکه مرجع و معاد آنها به انسان است… و این که در آیه شریفه، حق مى‏فرماید: «انَّ الَینا ایابَهُمْ ثُمَّ انَّ عَلَینا حِسابَهُم» [۱۴] و در زیارت جامعه مى‏فرماید: «و ایاب الخلق إلیکم و حسابهم علیکم‏»، سرّى از اسرار توحید، و اشاره به آن است که رجوع به انسان کامل رجوع إلى اللّه است؛ زیرا که انسان کامل فانى مطلق و باقى به بقاء اللّه است و از خود تعین و انّیت و انانیتى ندارد، بلکه خود از اسمای حسناى و اسم اعظم است. [۱۵]

بر اهل دقت پوشیده نیست که معنای سخنان ما انکار مخلوق یا انسان بودن اهل‌بیت (ع) نیست، و نیز در صدد بیان این عقیده باطل نیستیم که خداوند در آنها حلول کرده است، [۱۶] بلکه ما اگرچه آنان را مخلوقی مانند سایر مخلوقات می‌دانیم، اما معتقدیم که خودیت از آنان رخت بربسته بود و به بالاترین مرحله فنا و مقام ولایت نایل آمدند. [۱۷] روشن است که به هر مقدار خودیت مستهلک شود، خدا حضور می‌یابد و انسان به همان میزان آیینه تمام نمای حق تعالی خواهد شد. با توضیحاتی که ارائه کردیم روشن شد که ولایت و توحید وحدت دارند و با عشق به ولایت است که می‌توان به توحید رسید. لذا ما بر این باوریم که برای درک و شناخت هریک از صفات الاهی راهی جز شناخت و ارتباط با معصومان(ع) وجود ندارد؛ مثلاً برای شناخت این نکته که آیا خداوند نسبت به کاری که انجام می‌دهیم رضایت دارد یا نه، راهی نداریم جز این‌که رضایت یا عدم رضایت اهل‌بیت(ع) را به دست آوریم. [۱۸]

[۱] . شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۷؛ همو، معانی‌الاخبار، ص۳۷۰ و۳۷۱؛ همو، التوحید، ص۲۴و۲۵؛ شیخ طوسی، امالی، ج۲، ص۲۰۱٫

[۲] . در این باره، نک: حسینی طهرانی، سید محمد حسین، امام شناسی، ج۵، ص۱۰-۳۳٫

[۳] . بر این اساس رسول خدا(ص) فرمود: «أول ما خلق الله نوری» که نوع انسانى بلکه جمیع مخلوقات از این نور (که عقل اول است و روح محمدى است و نفس واحده است و آدم نشئه اولِ دار وجود است) آفریده شدند، و نیز فرمود: «کنت نبیّا و آدم بین الماء و الطین» (وقتى آدم بین آب و گل بود من پیغمبر بودم)؛ یعنى عقل اول که روح محمدیه است و او را در همه عوالم مظهر است و هر موجودى از او فیض مى‏گیرد. پس آدم از عقل اول یعنى از حقیقت محمدیه فیض وجود گرفت. در این باره، نک: قیصرى، محمد داوود، شرح فصوص الحکم، به کوشش: سید جلال الدین آشتیانى، پیشگفتار، ص۵۵-۵۷؛ حسن‌زاده آملی، حسن، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص۶۴و ۶۵٫

[۴] . نهج البلاغه‏، نامه ۲۸، ص‌۳۸۶٫

[۵] . ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص۱۹۴٫

[۶] . کلینی، محمد بن یعقوب‏، الکافی، ج۱، ص۴۳۷؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۷۵٫

[۷] . ملاقات مرحوم علامه حسینی طهرانی و هاشم حداد با مرحومه بانو اصفهانی و پرسش از مقام هوهویت، خواندنی است که خواننده محترم را به: حسینی طهرانی، سید محمد حسین، روح مجرّد، ص۲۹۴، ارجاع می‌دهیم.

[۸] . برای آگاهی از حجب ظلمانی و نورانی، نک: پاسخ شماره: نمایه: حجاب های نورانی، سؤال ۴۷۶۷ (سایت: ۵۰۱۳).

[۹] . برای آگاهی بیشتر از این مقام، نک: المقدمات من‏نص‏النصوص، ص۴۶٫

[۱۰] . نک: جامع الأسرار و منبع الانوار، ص۳۶۴- ۳۶۷ و ۳۸۰٫

[۱۱] . نک: شیخ محمود شبسترى در گلشن‌ راز، ص‌۱۲-۱۴٫

[۱۲] . در این باره، نک: نورى، على، التعلیقات على مفاتیح الغیب، ص۷۴۲؛ قمشه‏اى، آقا محمدرضا، مجموعه آثارحکیم‏صهبا، ص۱۱۱-۱۵۰؛ حسینی طهرانی، سید محمد حسین، امام شناسی، ج۵، ص۱۲۵-۱۴٫

[۱۳] . نک: امام خمینى، آداب الصلوه، ص۱۴۱٫

[۱۴] . غاشیه، ۲۵

[۱۵] . امام خمینى، آداب‏الصلاه، ص۲۶۳؛ برای آگاهی بیشتر، نک: میرداماد، قبسات، ص۳۹۷٫

[۱۶] . گفتنی است که غلات، پیامبر(ص) و ائمه(ع) را خدا می‌دانستند با این توجیه که: ذات خداوند در بدن جسمانی پیغمبر و یا امام حلول می‌کند و با آنان متحد می‌شود و در این حال، طبیعت آدمی به شکل طبیعت الاهی در می‌آید. نک: مشکور، جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۳۴۵٫

اما آنچه ما بدان اشاره کردیم بحث تجلی است و فرق بین تجلی و بین حلول و اتحاد، در آن است که «اتحاد» عبارت است از: یک چیز شدن دو چیز و «حلول» یعنی وارد شدن چیزی در چیز دیگر. پس تحقق دو عنوان فوق، فرع بر تحقق دو امر در ابتدا است، اما تجلی، مبتنی بر وحدت شخصی وجود و انحصار آن در وجود حق تعالی است که به ربط محض، آیت و نمود بودن ماسوی الله، معتقد است. براین اساس؛ اساساً زمینه‌ای برای حلول یا اتحاد، وجود ندارد. برای آگاهی بیشتر، نک: رحیمیان، سعید، تجلی و ظهور در عرفان نظری، ص۴۶ و۴۷٫

صدر المتألهین در این مورد چنین می‌گوید: برخی از جهله پنداشته‌اند که ذات احدیتی که در زبان عرفا به مقام احدیت و غیبت احدیت متصف شده، تحقق بالفعل و مجرد از مظاهر و مجالی ندارد، بلکه آنچه متحقق است، عالم صورت و قوای روحانی و حس آن است و حق تعالی نیز همان مظاهر است و به عبارتی، مجموع عالم و حقیقت انسان کبیر است. این قول کفر فضاحت باری است و نسبت دادن این قول به بزرگان از صوفیه افترای صرف است. ملاصدرا شیرازی، الحکمه المتعالیه فى الاسفار العقلیه الاربعه، ج۲، ص۳۴۱٫

[۱۷] . حضرت علی(ع) در بیان خصوصیات اهل‌بیت می‌فرماید: «وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَایَه»؛ ویژگی‌های ولایت از آن آل محمد است. نهج البلاغه، خطبه ۲٫ برای آگاهی بیشتر از مقام ولایت اهل‌بیت(ع)، نک: ترخان، قاسم، نگرشی عرفانی، فلسفی و کلامی به: شخصیت و قیام امام حسین(ع)، ص۱۰۸-۱۴۲، چاپ اول، انتشارات چلچراغ، ۱۳۸۸ ه .ش.

[۱۸] . برای آگاهی بیشتر ، نک: ترخان، قاسم، مهر ماه، ۱۴۸-۱۶۱، چاپ اول، انتشارات چلچراغ، ۱۳۸۹ ه .ش.

تذکر: در تهیه این مقاله از نرم افزارهای مرکز تحقیقات کامپیوتری استفاده شده است. بر این اساس؛ به کتابنامه های این نرم افزارها مراجعه شود.

 

 

 

 

منبع

http://shiastudies.com

رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب. رابطه امامت و توحید در حدیث سلسله الذهب
نوشته قبلی

نخستین دوره تاریخی امامت (۲)

نوشته‌ی بعدی

«تبار شناسی دویست و پنجاه سال تبادلات میان علمای شیعه مکتب اصفهان و تهران از عهد صفوی تا قاجار با واتیکان»

مرتبط نوشته ها

مهدویت شیعه در متون اهل سنت
ولایت و امامت

دلیل عصمت امامان شیعه

معنای امامت در اسلام
ولایت و امامت

علم ائمه در آیات و روایات

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

واژه شناسی شیعه و تشیّع
ولایت و امامت

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)
ولایت و امامت

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟
ولایت و امامت

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

نوشته‌ی بعدی
«تبار شناسی دویست و پنجاه سال تبادلات میان علمای شیعه مکتب اصفهان و تهران از عهد صفوی تا قاجار با واتیکان»

«تبار شناسی دویست و پنجاه سال تبادلات میان علمای شیعه مکتب اصفهان و تهران از عهد صفوی تا قاجار با واتیکان»

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ایران هوشیار است.

ایران هوشیار است.

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟

دعاى بهشتیان

دعاى بهشتیان

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)

سیمای شیعه در نگاه امام صادق (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا