۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home مجمع جهانی شیعه شناسی معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی

فاطمه (س) کنشگر سیاسی صدر اسلام

سید محمد محسن موسوی

فاطمه (س) کنشگر سیاسی صدر اسلام
0
SHARES
30
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اشاره: سید محمد محسن موسوی، معاون احیاء و تصحیح متون حدیث شیعه در مجمع جهانی شیعه شناسی، در گفت‌وگو با شفقنا به تحلیل مقام حضرت فاطمه زهرا (س) و کنشگری سیاسی ایشان پرداخت. وی تأکید کرد که مقام حضرت نه تنها تاریخی و عاطفی نیست، بلکه گره‌خورده با حقیقت «انسان کامل» است. در ادامه متن کامل گفت‌وگوی شفقنا با سید محمد محسن موسوی را می‌خوانید:

در منظومه‌ی معرفت اسلامی – شیعی، چرا حضرت فاطمه زهرا (س) منزلتی استثنایی یافته است؟ و این جایگاه چه نقشی در فهم حقیقتِ انسانِ کامل دارد؟

باید عرض کنم که در نگاه اسلامی، و به‌ویژه در سنت ناب شیعی، منزلت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) چیزی فراتر از یک احترام عاطفی یا یک شأن تاریخی است که پیامبر (ص) نسبت به ایشان ابراز کرده باشند. سخن بر سرِ شخصیتی است که از یک «سنخ وجودی ممتاز» برخوردار است؛ سنخی که از یک‌سو با حقیقت «انسانِ کامل» پیوند دارد، و از سوی دیگر، الگوی جامع زن در منظومه‌ی الهیِ اسلام را مجسم می‌سازد.

برای اینکه بتوان مقام حقیقی حضرت را درست فهم کرد، لازم است ابتدا سازوکار تکوّن و پیدایشِ مقامات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) روشن شود. در این‌باره دیدگاه‌های فراوانی بیان شده، اما آنچه قدرِ متیقّن است، و علامه حلّی (رضوان‌الله‌علیه) نیز آن را با دقت علمی توضیح داده‌اند، این است که مقامات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دارای دو بُعد اساسی‌اند:

۱. بُعدِ انتصابِ الهی: یعنی خداوند متعال، بر اساس حکمت ازلی خویش، این بزرگواران را برای هدایت، ولایت و حمل امانت الهی برگزیده است. این انتخاب، انتخابی تشریفاتی نیست؛ بلکه انتصاب به مقامِ حجت‌بودن و راهبری امت است.

۲. ساحتِ اکتسابی: مقامات معصومین صرفاً یک عطیه‌ی بدون تلاش نیست. معصوم با بندگی، طهارت درونی، مراقبه‌ی دائمی و مجاهدتِ معنوی، در مرتبه‌ای قرار می‌گیرد که شایستگی دریافت آن موهبت را احراز می‌کند.

از این رو این مقامات، هم «بخشیده‌شده» است و هم «به‌دست‌آورده‌شده». مقام حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) دقیقاً از همین نقطه قابل فهم می‌شود؛ مقامی که ریشه در پاکی ذاتی، انتخاب الهی و سلوک معنویِ بی‌بدیل دارد. نکته‌ی مهم اینجاست که ساحت اکتساب در وجود ایشان تنها محدود به زندگی دنیوی نیست؛ بلکه در مراتب پیشینِ هستی نیز جریان داشته است. به همین جهت است که امام باقر (علیه‌السلام) خطاب به محمد بن عیسی عُرَیضی فرمودند: وقتی نزد جده‌ی ما رفتی، بگو: «السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ الَّذِی خَلَقَکِ»؛ یعنی: سلام بر تو ای آزموده‌ شده­ای که آفریدگارت تو را آزمود. این تعبیر نشان می‌دهد که حضرت از آغاز آفرینش، در امتحان الهی سربلند و برگزیده بوده‌اند. بنابراین، مقام استثنایی حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) از دو ساحتِ «اکتساب» و «انتصاب» شکل گرفته است؛ یعنی هم انتخاب الهی در میان بوده و هم شایستگی حاصل از سلوک و طهارت وجودی ایشان.

ساختار نورانی اهل‌بیت (ع)، بر محوریت وجودی حضرت زهرا (س) استوار است

یکی از برجسته‌ترین نشانه‌های این مقام والا، جایگاه محوری حضرت در میان جمع شریف «اهلِ کِساء» است. در این حدیث نورانی، هنگامی که خدای سبحان می‌خواهد اصحاب کساء را معرفی فرماید – آن دردانه‌های هستی و گوهرهای آفرینش – معرفی را با نام مبارک حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) آغاز می‌کند: «هُمْ فاطِمَهُ وَ أَبُوها وَ بَعْلُها وَ بَنُوها». این پیش‌داشتِ کلامی، بسیار معنادار است؛ زیرا نشان می‌دهد که ساختار نورانی اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، بر محوریت وجودی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) استوار است. در هندسه‌ی معرفتیِ شیعه، حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نه‌تنها قلب منظومه‌ی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌شمار می‌آیند، بلکه هویت‌بخش و روحِ این مجموعه‌ی مقدّس نیز هستند. این محوریت، پیام مهمی دارد. در نگاه شیعه، «انسان کامل» حقیقتی فراتر از جنسیت است. وقتی مرکز جمع و مدار هویت‌بخشِ اهل‌بیت (علیهم‌السلام) یک زن است، یعنی زن می‌تواند در جایگاه ولایت و در مرکز هدایت قرار گیرد؛ مقامی که در نگاه مردسالارانه‌ی دینی، گاهی مخصوص مردان تصور می‌شود، در حالی‌ که چنین نیست.

یکی از نشانه‌های بزرگىِ مقام آن حضرت، ظرفیت بى‌همتای ایشان در دریافت پیام الهى است. روایات، این حقیقت را با صراحت بیان می‌کنند که بر فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) وحى فرود مى‌آمد. در روایت مربوط به «مصحف فاطمه (سلام‌الله‌علیها)» آمده است: «إِنَّمَا هُوَ شَیْ‏ءٌ أَمْلَاهَا اللهُ وَ أَوْحَى إِلَیْهَا»؛ یعنی آنچه در این مصحف است، همه از املای الهى و وحی خداوند بر حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) پدید آمده است.

این بیان، عظمت حیرت‌انگیزی را آشکار می‌کند: زن در چشم‌انداز اسلام می‌تواند به چنان اوجى برسد که در مرتبه‌ی مخاطَبِ وحی قرار گیرد؛ مرتبه‌ای که معمولاً در نگاه‌های رایج، ویژه‌ی انبیا دانسته می‌شود. معنای سخن امام معصوم (علیه‌السلام) این است که راه کمال الهی با جنسیت تعریف نمی‌شود؛ انسان، صرفاً به اعتبار انسان‌بودنش، می‌تواند به بلندترین مراتب قرب و الهام راه یابد.

در روایتی شگفت از وجود نازنین حضرت بقیّه‌الله الأعظم (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) در کتاب شریف الغیبه شیخ طوسی آمده است که فرمودند: «وَ فی‏ ابْنَهِ رَسُولِ اللهِ لِی أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»؛ یعنی: در دختر رسول خدا برای من الگویی نیکوست. در نگاه شیعه، امام معصوم (علیه‌السلام) قله‌ی کمال انسانی و حجت بالغه‌ی الهی است. وقتی چنین انسانی می‌فرماید الگوی من فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) است، این سخن نشان می‌دهد که مقام فاطمی در بلندترین مرتبه‌ی انسانیت قرار دارد.

این الگو بودن چنان عظیم است که سیدالشهداء (علیه‌السلام) در جریان عاشورا فرمودند: «وَ أُمِّی خَیْرٌ مِنِّی»؛ یعنی: مادر من برتر از من است. این تعبیر، ژرفای مقام فاطمی (سلام‌الله‌علیها) را چنان می‌نمایاند که فهم کامل آن جز برای اولیای الهی میسر نیست. حتی پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه‌وآله)، در واپسین لحظات عمر شریفشان، خطاب به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمانی بسیار بلند دارند که: «یا عَلِیُّ، انْفُذْ لِما أَمَرَتْکَ بِهِ فاطِمَهُ»؛ یعنی: ای علی، هر آنچه فاطمه به تو فرمان داد، همان را بی‌کم‌وکاست انجام بده.

این نکات، اینکه فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) الگو و اسوه‌ی خاتم‌الاوصیاء یعنی حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) باشند، اینکه فرمایشات ایشان برای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) واجب‌الامتثال باشد، و اینکه سیدالشهداء (علیه‌السلام) ایشان را برتر از خود بدانند، هر کدام هزاران پیام دارد. کم‌ترین پیام این مجموعه در پاسخ به پرسش شما آن است که: کمال انسانی جنسیت‌بردار نیست. انسانِ کامل، حقیقتی فراتر از زن و مرد است.

پیام این حقیقت درباره‌ی جایگاه زن در نگاه اسلام این است که:

  • زن می‌تواند الگوی حجت‌های الهی باشد.
  • زن می‌تواند در منظومه‌ی اسلام محور هدایت قرار گیرد.
  • زن می‌تواند در جامعه‌ی دینی چهره‌ای پیشرو باشد، نه چهره‌ای منفعل.
  • زن می‌تواند معیار حق و هویت‌ساز جریان ایمان باشد.

از این‌رو، نقش زن از خانواده آغاز می‌شود، اما در آن محدود نمی‌ماند. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، با اینکه دختر، همسر و مادر یک خانواده‌اند، در جایگاهی ایستاده‌اند که امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) به ایشان اقتدا می‌کنند.

آیا می‌توان فاطمه (س) را نخستین «کنشگر سیاسی زن» در تاریخ اسلام دانست که در مرز میان قدرت و حقیقت ایستاد؟ این ایستادگی چه دلالت‌هایی برای نظریه‌ی اعتراض مشروع در سنت اسلامی دارد؟

اگر کنش سیاسی را صرفاً «قدرت‌گیری» و «قبول مسئولیت رسمی» بدانیم، طبعاً فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در این معنای محدود نمی‌گنجند. اما اگر سیاست را در معنای واقعی و عمیق آن بفهمیم – یعنی پاسداری از حقیقت، دفاع از عدالت و اعتراض به انحراف قدرت – آن‌گاه بی‌هیچ تردیدی، فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) نخستین و کامل‌ترین کنشگر سیاسی زن در تاریخ اسلام، بلکه در تاریخ بشریت‌اند.

فاطمه زهرا (س) نخستین و کامل‌ترین کنشگر سیاسی زن در تاریخ اسلام، بلکه در تاریخ بشریت‌اند

حرکت حضرت، صرفاً یک مطالبه‌ی مالی درباره‌ی بازپس‌گیری فدک نبود. این اقدام، نخستین مواجهه‌ی علنی تاریخ اسلام با جدا شدن حقیقت از قدرت بود. فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) با آن‌که می‌دانستند ساختار قدرت تثبیت شده و سخن ایشان شاید شنیده نشود و این راه هزینه دارد، در نهایتِ حیا، عفاف و حجاب، همراه با گروهی از زنان بنی‌هاشم به مسجد رفتند و در میان مردم سخن گفتند. ایشان با تکیه بر قرآن و سنت پیامبر (صلوات‌الله‌علیه‌وآله)، قدرتِ بی‌حجت را به چالش کشیدند.

خطبه‌ی فدکیه، نخستین بنیان‌گذاری نظریه‌ «اعتراض مشروع» در سنت اسلامی است

این حرکت، تنها یک واکنش سیاسی نبود؛ تأسیس یک سنت الهی بود. سنتی که پیام روشنش این است: “قدرت، هرگاه از حقیقت جدا شود، مشروعیت ندارد”. از همین‌رو، ایستادگی فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) و خطبه‌ی فدکیه، در حقیقت، نخستین بنیان‌گذاری نظریه‌ی «اعتراض مشروع» در سنت اسلامی است.

این قیام را نباید به یک مطالبه‌ی مالی – اقتصادی یا یک اعتراض عاطفی فروکاست. حرکت حضرت، الهی، معرفتی و کاملاً هدفمند بود. در نگاه فاطمه (سلام‌الله‌علیها)، اعتراض مشروع هنگامی معنا دارد که حقیقتِ ولایت تهدید شود، نه منافع شخصی. به همین دلیل، ایشان برای حق ولایت سخن گفتند، نه برای مطالبات فردی.

این یعنی معیار اعتراض مشروع، پاسداری از حقیقت‌های الهی است؛ نه منفعت‌جویی و نه واکنش‌های فردی یا احساسی.

فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) به ما آموختند که:

  • مشروعیت اعتراض از «حجـت» می‌آید، نه از خشم یا قدرت‌خواهی.

خطبه‌ی فدکیه یک واکنش احساسی نبود؛ اقامه‌ی حجّت بود. حضرت با قرآن، تاریخ روشن، و براهین قطعی سخن گفتند. یعنی اعتراضِ مشروع باید برهانی و مستند باشد، نه هیجانی.

  • اعتراض مشروع باید بی‌خشونت، اما با نهایت صلابت باشد.

حضرت قیام مسلحانه نکردند و جامعه را برهم نزدند، اما در مرکز قدرت، یعنی مسجد، به‌صورت علنی ایستادند و مطالبه‌ی حق را بیان فرمودند.

  • اعتراض مشروع از کسانی پذیرفتنی است که مرجعیت اخلاقی دارند.

حضرت از موضع قدرت، قبیله یا سیاست سخن نگفتند؛ طهارت اخلاقی و علم پشتوانه‌ی سخن ایشان بود. مشروعیت اعتراض، از شخصیت معترض می‌آید.

  • اعتراض مشروع بی‌هزینه نیست.

گاهی برای پاسداری از حقیقت، باید هزینه داد؛ هزینه‌ی اجتماعی، جسمی و حتی جانی. اما این هزینه‌ها در نگاه حضرت، برای صیانت از حقیقت بود، نه برای قدرت‌طلبی

این ایستادگی، از روحیه‌ای برمی‌خیزد که ریشه در قهرمانیِ عمیق و معنوی دارد. در همین‌باره، سلیمان کتّانی، نویسنده‌ی مسیحیِ معاصرِ لبنانی، در کتاب خود می‌نویسد:

“قهرمانی نیرویی نیست که بر بازو و توان جسم تکیه کند و نه چیزی است که با تخت و قدرت معنا پیدا کند. قهرمانی آن نیرویی است که بر عقل، فهم و رشد استوار باشد، راه را بشناسد، هدف‌ها را تعیین کند و مسیر را ترسیم نماید، و قهرمانی [فاطمه] زهرا [سلام الله علیها] چیزی جز همین حقیقت والا نبود. از آن سرچشمه نور چنان بهره گرفت که چشم‌هایش از آن می‌درخشید، بی آنکه بازوی ناتوان یا پهلوی نحیف او کوچک‌ترین اثری بر اراده بزرگش بگذارد.”

در روزگار افول معنویت و سیطره‌ی نگاه کالایی به زن، الگوی فاطمی چگونه می‌تواند به بازسازی مفهوم کرامت، آزادی و مسئولیت اجتماعی زن در افق تمدن اسلامی و انسانی یاری رساند؟

حقیقتاً در دنیای امروز، زن بیش از هر زمان دیگری در معرض کالایی‌شدن قرار گرفته است؛ یعنی او را به ابزار جلب توجه و یک اُبژه‌ی مصرفی بدل کرده‌اند. در چنین نگاهی، کرامت زن از روح و عقل و حقیقتش جدا می‌شود و به نمایش، ظاهرنمایی و نوعی تبرّج جاهلیِ مدرن فروکاسته می‌گردد. این نقد فقط نگاه شیعی نیست؛ تئودور آدورنو، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی بر این باور است که در سرمایه‌داری پیشرفته، همه چیز، از جمله انسان و روابط انسانی، به یک کالا تبدیل می‌شود. زن در این میان، توسط «صنعت فرهنگ» (تبلیغات، فیلم، مجلّات) به عنوان یک ابژه جنسی و یک نماد مصرف بازنمایی می‌شود تا انگیزه‌ی خرید و مصرف را در جامعه ایجاد کند و نظام سرمایه‌داری را حفظ کند. جان برجر، منتقد هنر و نویسنده‌ی انگلیسی و ژان بودریار، جامعه‌ شناس و متفکر فرانسوی، نیز همین آسیب را گوشزد می‌کند.

در چنین فضایی، تنها راه‌حل تمدنی بشر, بازگشت به الگوی فاطمه (سلام‌الله‌علیها) است. فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) در سه عرصه‌ی کرامت، آزادی و مسئولیت اجتماعی -که همه در گوهر تابناک حیا و عفتِ زنانگی تبلور می‌یابد – تصویر روشنِ «زنِ ترازِ انسانی» را پیش چشم ما می‌گذارند.

الف. کرامت زن

کرامت حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در سه نقش بنیادین و یک نقش فراگیر تجلی می‌یابد:

۱. دختر خانواده

ایشان در جایگاهی قرار گرفتند که پیامبر اکرم (صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله) ایشان را «اُمّ‌ أبیها» خواندند؛ یعنی زنی با چنان بزرگی و کرامت که برای پدر، همچون مادر بود. این تعبیر، اوج بلوغ عاطفی و شخصیتی یک زن را نشان می‌دهد.

۲. همسر خانواده

جلال این کرامت را در سخن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هنگام دفن ایشان می‌توان دید؛ آن‌گاه که فرمودند:

«سَرعانَ ما فَرَّقَ بَینَنا»؛ یعنی: چه زود روزگار میان ما جدایی انداخت. این جمله تنها یک سوگ‌نامه نیست؛ تصویری از عمق شخصیت، آرامش، خرد و شکوه زنانه‌ی فاطمه (سلام‌الله‌علیها) است؛ زنی که نبودنش، تکیه‌گاه ولیّ خدا را فرو می‌ریزد و حضورش، خانه را به مرکز مهر و معنا بدل می‌کند.

۳. مادر خانواده

ثمره‌ی مادری ایشان، تربیت سه چهره‌ی یگانه است: امام حسن، امام حسین و زینب کبری (علیهم‌السلام). این یعنی مادری، در نگاه ایشان، یک نقش زیستی نبود؛ پرورش انسان‌های قدسی بود.

۴. کرامت زنانه فراتر از مرز دین

روایات نشان می‌دهد که دختران یهودی و مسیحی مدینه نیز پناه به دامان فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) می‌بردند. ایشان حتی برای ازدواج دختر مسیحیِ تهی‌دست، جهیزیه فراهم کردند و همراه زنان بنی‌هاشم در مراسم او حضور یافتند.

این رفتار معنایی روشن دارد: کرامت زن از خانواده آغاز می‌شود، اما نور آن مرز دین و قوم و قبیله را درمی‌نوردد و جامعه را نیز روشن می‌کند.

ب. آزادی زن

آزادی در نگاه قرآن، رهایی از هر سلطه‌ای جز سلطه‌ی رحمانیِ خداوند است؛ نه بریدن از خانواده، و نه فرار از ارزش‌ها. در ماجرای فدک نیز فاطمه (سلام‌الله‌علیها) از مال شخصی دفاع نکردند، بلکه از حق ولایت پاسداری کردند. خطبه‌ی فدکیه تجسم این آیه است که: «لا یَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ»؛ یعنی: از ملامت هیچ ملامت‌کننده‌ای نمی‌ترسند. این اوج آزادی است؛ ایستادن در برابر قدرت، نه تسلیم شدن در برابر آن.

پس در نگاه اسلام، زن زمانی آزاد است که زیر سلطه‌ی ظالم نایستد و در برابر ظلم و ظالم بایستد. آزادی، درونی‌تر و ریشه‌دارتر از آن است که با نمایش‌های اجتماعی یا رهاشدگی از ارزش‌ها تعریف شود؛ آزادی یعنی وقار، شجاعت و ایستادگی بر حق.

ج. مسئولیت اجتماعی زن

مسئولیت اجتماعی حضرت، تنها به خانه و خانواده محدود نبود؛ دامنه‌ی آن تا جامعه، اخلاق عمومی و حتی اقلیت‌های دینی امتداد داشت. در همسایه‌داری، با اینکه بسیاری از همسایگان در سخت‌ترین لحظات به ایشان یاری نرساندند، حضرت همواره برای آنان دعا می‌کردند و به‌روشنی می‌فرمودند: «الجارُ ثُمَّ الدّار»؛ یعنی: نخست همسایه، سپس خانه. این رفتار نشان می‌دهد که زن اسلامی، سرچشمه‌ی آرامش و اخلاق هم در خانه است و هم در جامعه. زن تراز فاطمی (سلام‌الله‌علیها)، زنی است که در هر سه عرصه‌ی کرامت، آزادی و مسئولیت اجتماعی, گوهر حیای زنانگی خود را پاس می‌دارد؛ حیایی که مانع پیشرفت نیست، بلکه زیباییِ کرامت است. این الگو امروز نیز می‌تواند زنده و الهام‌بخش باشد.

نمونه‌ی روشن آن، خانم آزاده اسدنژاد – مخترع نوجوان ایرانی که مدال طلای جشنواره‌ی مخترعان کره‌جنوبی را کسب کرد – است. او می‌گوید: وقتی رئیس‌جمهور کره‌جنوبی دستش را برای دست دادن دراز کرد، به یاد حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) افتادم و اینکه چگونه در برابر یک نابینا حریم خود را حفظ کردند؛ من نیز با احترام رفتار کردم، اما دست ندادم. این یعنی دختر امروز هم می‌تواند در اوج پیشرفت علمی و افتخار جهانی، از الگوی فاطمی پیروی کند.

فاطمیه چه جایگاهی در شکل‌دهی به حافظه‌ی جمعی شیعه دارد؟ و چگونه می‌توان به شبهات تاریخی‌ای که برخی درباره‌ی آن مطرح می‌کنند، با رویکردی مستند، تحلیلی و منصفانه پاسخ داد؟

در نگاه شیعه، فاطمیه فقط یک مراسم سوگواری نیست؛ بلکه آیینِ یادآوری است: یادآوری عدالت‌خواهی، ایستادن برای حق، احقاق حق و مظلومیتِ حقیقت. در نظریه‌های حافظه‌ی جمعی، هویت یک امت را لحظه‌های رنجِ معنادار می‌سازد، نه جشن‌ها. فاطمیه دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کند. از همین رو، فاطمیه در معنای دقیق کلمه، سند تشیع است. فاطمیه نشان می‌دهد که تشیع، یک حرکت سیاسی یا قبیله‌ای نیست؛ بلکه از همان روز نخست، موضع‌گیری در برابر تحریف حقیقت را آغاز کرده است. فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها)، نخستین کسی بودند که پس از پیامبر (صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله)، در برابر انحراف قدرت ایستادند و اقامه‌ی حجت کردند.

فاطمیه، لحظه‌ای است که تاریخ شیعه را معنا می‌کند و حافظه‌ی جمعیِ تشیع را بیدار نگه می‌دارد تا جامعه دچار فراموشی نشود؛ تحریف‌ها دیده شود و معیار عدالت، بارها و بارها مرور گردد.

نحوه‌ی مواجهه با شبهات

مخاطبان شبهات را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد و روش مواجهه با هر گروه تفاوت دارد:

  1. مؤمنِ جستجوگر (جوانی که ایمان دارد اما می‌خواهد بفهمد):
  • روش: باید مستند، آرام، تبیینی و تحلیلی سخن گفت.
  • هدف: اقناع ساختن با صداقت، مدرک و منطق. (اولویت اصلی در پاسخ‌گویی، همین گروه است.)
  1. قشر خاکستری (نه نه مخالف‌اند، نه مطمئن؛ اغلب تحت تأثیر فضای مجازی):
  • روش: باید پاسخ‌های کوتاه، ساده و روشن داد. برای مثال، همین پرسش کافی است: اگر هیچ اتفاقی نبود، چرا حضرت تا پایان عمر با خلیفه سخن نگفتند؟ چرا شبانه دفن شدند؟
  • هدف: اطمینان بخشی به دور از مباحث فنی.
  1. معاندین (کسانی که دنبال حقیقت نیستند؛ دنبال انکار و نزاع‌اند):
  • روش: نباید وارد گفت‌وگوی بی‌پایان با آن‌ها شد. فقط اصل حادثه و شواهد کلی، مستند و مختصر گفته شود.
  • هدف: در گفتگو با این افراد، باید توجه اصلی به قشر خاکستری و مؤمنِ جستجوگر باشد که شنونده‌ی گفت‌وگو هستند. جدل با معاند، ثمری ندارد.

پاسخ به یک شبهه تاریخی متداول

بسیاری از شبهات، بر پایه‌ی فرضِ غلط ساخته شده‌اند، نه بر اساس سند تاریخی. یکی از مشهورترین آن‌ها این است: “چرا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که اشجع‌العرب بودند، همسرشان را برای مقابله با مهاجمان فرستادند؟”

این سخن از اساس باطل است؛ زیرا چنین صحنه‌ای هرگز رخ نداده است. در هیچ منبع معتبر – نه در کتاب‌های شیعه و نه اهل‌سنت – نیامده که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) مطلع شدند و به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمودند: برو در را باز کن.

حقیقت تاریخی چیز دیگری است:

  • هجوم، ناگهانی بود.
  • چندین بار خانه را تهدید به آتش‌زدن کرده بودند.
  • مهاجمان بی‌هشدار به در خانه حمله کردند.
  • تفسیر عیاشی نقل می‌کند که حاضرین خود نقل کرده­اند: «فَلَمَّا انْتَهَیْنَا إِلَى الْبَابِ، فَرَأَتْهُمْ فَاطِمَهُ‌ صَلَوَاتُ‌اللَّهِ‌ عَلَیْهَا، أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِی وُجُوهِهِمْ، وَ هِیَ لَا تَشُکُّ أَنْ لَا یَدْخُلَ عَلَیْهَا إِلَّا بِإِذْنِهَا.» یعنی: وقتی ما به درِ خانه رسیدیم و فاطمه صلوات‌الله‌علیها آنان را دید، در را بر رویشان بست؛ و تردید نداشت که کسی جز با اجازه‌ی او وارد نخواهد شد.
  • حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، به‌طور طبیعی تصور می‌کردند که مهاجمان آن‌قدر وقیح نیستند که بی‌اجازه وارد خانه‌ی دختر پیامبر شوند؛ به همین دلیل در را بستند. اما مهاجمان با لگد در را شکستند. بنابراین، هیچ اعزامی در کار نبوده است؛ آنچه رخ داد، هجوم ناگهانی بود و دفاع از حرمت خانه.

لذا در برخورد با شبهات، نخستین گام این است که ببینیم خودِ شبهه از اصل، درست طرح شده است یا خیر. بسیاری از شبهات، اصلاً بر پایه‌ی روایت معتبر شکل نگرفته‌اند و پاسخشان با روشن کردن همین بنیاد غلط داده می‌شود.

با آن‌که اکثریت اهل سنت خود را محب اهل بیت می‌دانند، چرا درباره‌ی حضرت زهرا (س) عموماً سکوت پیشه می‌شود و کمتر صدایی از علمای اهل سنت درباره‌ی شخصیت و نقش ایشان شنیده می‌شود؟

در متون اهل‌تسنن، فضائل فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) فراوان است؛ از «سیده‌ی زنان اهل بهشت» تا سفارش‌های پیامبر (صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله) بر محبت ایشان. اما مشکل، محبت نیست؛ مشکل در دو نقطه شکل می‌گیرد:

الف. گِرهِ کلامی – سیاسی و سکوتِ انتخابی

در حافظه‌ی اهل‌تسنن، خلفای نخستین، ستون‌های مشروعیت دینی به‌شمار می‌آیند. اما همین سنت، در معتبرترین منابع خود – مانند صحیح بخاری – نقل کرده است که فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) از خلیفه‌ی اول ناراضی بودند، با او سخن نگفتند و این قهر تا لحظه‌ی شهادت ادامه داشت. دفن ایشان نیز شبانه و پنهانی انجام شد.

اگر کسی این گزارش‌ها را جدی بگیرد، ناگزیر با یک پرسش سنگین روبه‌رو می‌شود:

چگونه می‌توان فاطمه (سلام‌الله‌علیها) را «معیار حق» دانست، و در عین حال اعتراض ایشان به حاکمیت را بی‌اهمیت جلوه داد؟

به همین دلیل است که نوعی سکوت انتخابی شکل گرفته است؛ سکوتی که بخش‌هایی از فضائل را – آن هم محدود و گزینشی – بیان می‌کند، اما هنگامی‌که روایت‌ها به فصل اختلاف می‌رسد، به‌ناگاه نامطمئن، محتاط و مبهم می‌شود.

ب. اضطراب در برابر روایات تاریخی و کوچک‌سازی

در منابع خودِ اهل‌تسنن، شواهد فراوانی از تهدید، فشار، تهدید به احراق خانه و ماجرای فدک نقل شده است. اما اگر این گزارش‌ها جدی و دقیق خوانده شود، روایت رسمیِ صدر اسلام – روایتی آرام، بی‌تنش و هماهنگ – تَرَک برداشته و با پرسش‌های جدی روبه‌رو می‌شود. ازاین‌رو، این بخش از تاریخ باید به حاشیه رانده شود؛ یا کوچک‌سازی گردد تا از تزلزل روایت غالب جلوگیری شود.

نتیجه این رویکرد چیست؟

فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در سخنرانی‌ها و خطبه‌ها به یک شخصیت محترم و دوست‌داشتنی تبدیل می‌شوند، اما فاطمه‌ی معترض، فاطمه‌ی صاحب موضع و فاطمه‌ی ایستاده بر حقیقت تقریباً غایب است.

مظلومیت دوگانه

بله، تعبیر “مظلومیت دوگانه” کاملاً دقیق است:

  1. هجوم، احراق بیت، آسیب‌ها، مصادره‌ی حق‌ها، قهر حضرت، دفن شبانه و پنهان بودن مَضجع مطهر؛ همان اموری که شیعه بر آن می‌گرید و تاریخ آن را ثبت کرده است.
  2. مظلومیت حافظه (مربوط به دوران پس از مدینه و غیبت تاریخی): در این مرحله، خطبه‌ی فدک حذف یا کم‌رنگ می‌شود، چهره‌ی حضرت به یک شخصیت صرفاً عاطفی یا خانگی تبدیل می‌گردد و پرسش‌های مهم بی‌پاسخ وانهاده می‌شود؛ پرسش‌هایی مانند: چرا قهر بودند؟ چرا شبانه دفن شدند؟ چرا محل مزار پنهان ماند؟

در نتیجه، فاطمه (سلام‌الله‌علیها) از یک کنشگرِ صاحب تحلیل به یک نامِ محترمِ بی‌تحلیل بدل می‌شوند.

این مظلومیت دوگانه در نگاه غیر شیعی، به غیبت معنوی و اجتماعی زن در تاریخ اسلام هم گره می‌خورد. در تاریخ فقه و اندیشه، زن غالباً «موضوع حکم» بوده است، نه «فاعل اندیشه». و فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)، نماد همین تناقض‌اند: از یک سو قله‌ی وجودیِ زن در اسلام؛ و از سوی دیگر، در بخش زیادی از ادبیات رسمی، صدای معرفتی و سیاسی ایشان کم‌رنگ شده و گام‌هایی برای خاموش شدن آن برداشته شده است.

خطبه‌ی فدکیه، یک متن سیاسی – کلامی کم‌نظیر است؛ متنی که در آن، توحید، نبوت، فلسفه‌ی احکام و نقد قدرت در کنار هم حضور دارد. بااین‌حال، در روایت رسمیِ تاریخ، این خطبه یا حذف می‌شود یا به حاشیه می‌رود. و این یعنی غیبت زن در ساختار دانش؛ در حالی‌که واقعیت چیز دیگری است. زن می‌تواند تحلیل‌گر، معترض، خطیب و معیار حق باشد، اما در روایت رسمی آنان، بیشتر به یک چهره‌ی عاطفی و خاموش تبدیل می‌شود.

در گفتمان رسانه‌ای معاصر، چه کاستی‌ها و آسیب‌هایی وجود دارد؟ و چگونه می‌توان از «روایت سوگ» به «روایت معنا» گذار کرد تا فاطمه (س) همان‌گونه که شایسته است، در مقام نماد آگاهی، حقیقت و شجاعت بازنمایی شود؟

نگاه‌های به‌ظاهر روشنفکرانه که گریه را «احساسات‌گرایی» می‌دانند، نه ریشه‌ای در قرآن دارند و نه در سنت اهل‌بیت (علیهم‌السلام). در منطق امام‌محورِ شیعه، اشک یک سلوک ربانی است. اساساً اشک دو گونه است:

  1. اشک سرد (اشکی شِکوه‌آلود و فلج‌کننده)؛ اشکی که از بی‌پناهی، ناامیدی یا شکست می‌جوشد. این اشک حرکتی نمی‌آفریند؛ فقط بار اندوه انسان را کمی تخلیه می‌کند.
  2. اشک گرم (اشکی معنابخش و حرکت‌ساز): اشکی که از امید، پناه‌جویی و محبت برمی‌خیزد. این اشک، انسان را به محبوب نزدیک می‌کند و پشتوانه‌ی حرکت می‌شود.

اشک بر اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، و به‌ویژه بر حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)، از سنخ اشک گرم است؛ اشکی که نه‌تنها مطلوب است، بلکه عینِ تربیت انسان است؛ اشکی که جان را به حقیقت پیوند می‌زند و دل را به معصوم نزدیک می‌کند.

گذار از روایت سوگ به روایت معنا

مشکلِ گفتمان رسانه‌ای امروز این است که حقیقت را به اشک و سوگواری تقلیل می‌دهد. اشک، خوب و لازم است؛ اما فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) فقط سوگ نیستند. آسیب از آنجا آغاز می‌شود که حیات حدوداً بیست‌ساله‌ی آن معصومه‌ی بزرگ را فشرده می‌کنیم در دو‌ – سه ماه آخر، و آن هم فقط در چند لحظه­ی سوزناک با تصویری آکنده از اندوه.

نتیجه این کاهش‌دهی:

  • نتیجه‌ی این کاهش‌دهی آن است که:
  • خطبه‌ی فدکیه حذف می‌شود؛
  • عقلانیت فاطمی (سلام‌الله‌علیها) دیده نمی‌شود؛
  • فلسفه‌های تربیتی ایشان نادیده گرفته می‌شود؛
  • مقام انسانِ کامل بودنِ ایشان پنهان می‌ماند؛
  • الگوی «دختر کامل، همسر کامل، مادر کامل» بودن ایشان محو می‌شود.

در نهایت، آنچه باید منبع معنا باشد، تبدیل به موضوع سوگ می‌شود. این، کاستیِ رسانه است؛ نه کاستیِ سوگواری. راهِ گذار از «روایت سوگ» به «روایت معنا»، حذفِ سوگ نیست؛ بلکه “عمیق کردن سوگ” است؛ سوگی که آگاهی بیاورد، معنا بسازد و انسان را بیدار کند.

باید روایت را دگرگون کرد: از اندوه به آگاهی؛ از گریه به بصیرت؛ از خانه‌نشینی به کنشگری؛ و از رنجِ بیرونی به بالندگیِ درونی.

رسانه باید خطبه‌ی فدکیه را معرفی کند، فلسفه‌ی اعتراض فاطمی (سلام‌الله‌علیها) را تحلیل کند، عقلانیت فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) را بازنمایی کند و جایگاه ایشان را به‌عنوان مادر – جایگاهی که در جهان امروز رو به رنگ‌باختگی است – به‌درستی تبیین نماید.

https://fa.shafaqna.com/?p=2166185
برچسب ها: ایام فاطمیهسید محمد محسن موسویخطبه فدکیه
نوشته قبلی

تصریح پیامبر (ص) به دوازده امام شیعه

نوشته‌ی بعدی

شیعه مذهب اعتدال

مرتبط نوشته ها

هیچ محتوایی موجود نیست
نوشته‌ی بعدی
شیعه مذهب اعتدال

شیعه مذهب اعتدال

یک نظر

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • مهدی
    • ۰۴/۰۹/۰۵ در ۱۳:۵۸
    آقا سید فوق العاده است.
    0 0 • پاسخ
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا