۳۰ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

قادیانیه

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

قادیانیه نام فرقه اى است که حدود صد سال پیش در هند به وسیله میرزا غلام احمد قادیانى بنیان نهاده شد . میرزا غلام احمد فرزند میرزا غلام مرتضى، در سال ۱۸۳۹ میلادى در روستاى قادیان که – در آن زمان، حدود ۱۵۰۰ نفر جمعیت داشت – به دنیا آمد . قادیان روستایى از روستاهاى شهر گرداس پورپنجاب (۱) است که اکنون بعد از تقسیم شبه قاره هند، از توابع هند است . میرزا غلام احمد به مطالعات اسلامى علاقه داشت و ریاضت هایى را بر خود تحمیل مى کرد . پدرش که طبیب ماهرى بود و با حکومت انگلستان رابطه حسنه داشت، در سال ۱۸۷۶ از دنیا رفت . فهم بهتر افکار و تحولات قادیانیه ارتباط مستقیمى با تحولات هند و پاکستان در قرن نوزدهم و بیستم دارد . در قرن نوزدهم هند تحت تسلط بریتانیا بود و مبلغان مسیحى فوج فوج به هند وارد شده، به تبلیغ مسیحیت مى پرداختند . در سال ۱۸۵۷م . قیام عمومى مردم هند که در آن، پیروان ادیان دیگر در کنار مسلمانان بر ضد استعمار انگلستان قیام کردند، به شدت سرکوب شد . در این قیام، پدر غلام احمد در کنار انگلستان قرار داشت و به آنان کمک هاى مالى مى کرد که این مطلب توسط خود قادیانى ها مورد تایید قرار گرفته است . (۲)از طرف دیگر هندوان نیز که از این شکست ضربه سختى خورده بودند، به بازسازى خود پرداخته، جنبش هایى را براى احیاء آیین هندو راه اندازى کردند . غلام احمد در این زمان احساس کرد، او همان کسى است که مى تواند مسلمانان را از درد و رنج سلطه بیگانگان برهاند . از اولین اقدامات او مناظره و مبارزه با تبلیغات مسیحیان و هندوان بود که در این زمینه کتاب براهین احمدیه را – در ۵۶۲ صفحه رحلى در چهار جلد و در یک مجلد – در سال ۱۸۸۴ در اثبات فضل اسلام و اعجاز قرآن و اثبات نبوت پیامبر و رد مسیحیت و آیین هاى هندو و برهما نوشت و به چاپ رساند .وى در سال ۱۸۸۶ با یک آریه سماجى (۳) بحث کرد و کتابى را به زبان اردو به نام سرمه چشم آریه نگاشت . این مناظرات و کتاب ها او را مشهور کرد . از این زمان به بعد چرخش افکار غلام احمد به سمتى بود که بعدها باعث اختلافات زیادى بین قادیانیه و مسلمانان شد . وى در سال ۱۸۸۹ ادعا کرد که مجدد قرن چهاردهم بوده و به او الهام شده و از طرف خدا مامور است که از مردم بیعت بگیرد، پس در سال ۱۸۹۱م . کتابى را درباره عیسى به نام نزول المسیح نوشت و در آن کتاب ادعا کرد که عیسى بر صلیب نمرده، بلکه از فلسطین فرار کرده و به هند آمده است و در ۱۲۰ سالگى در سرینگر از دنیا رفته و قبرى که امروز به نام بوذاسف در کشمیر معروف است، قبر عیسى است و عیسى به آسمان صعود نکرده، بازگشت دوباره اى ندارد و او (غلام احمد) مثیل (تجلی) المسیح است . در این زمان به غیر از این که خود را مسیح موعود معرفى کرد، خود را مهدى موعود مسلمانان نیز دانست و مردم را به سوى خود فراخواند .وى در این دوره، کتب زیادى را در تایید ادعاهاى خویش نوشت تا این که در سال ۱۹۰۲ اعلام کرد که خداوند او را نبى مرسل قرار داده، ولى نه نبى شریعت آور، بلکه او «نبى غیرحامل الشریعه» ، «النبى الظلى و المتجسد» ، «محمد على وجه التجسد» و «محمد بصفه ظلیه» است (۴) و در سال ۱۹۰۴ اعلام کرد که اوتار کریشنا است تا این که در سال ۱۹۰۸ در ۶۹ سالگى از دنیا رفت . برخى از مهم ترین کتب وى عبارتند از: ازاله الاوهام، حقیقه الوحى، جزء پنجم براهین احمدیه – که در سال ۱۹۰۵ به نام تکلمه براهین احمدیه نوشت، الاربعین، حقیقه النبوه، التجلیات الالهیه، عین المعرفه، تریاق القلوب، الحرب المقدسه، الدر الثمین، الخطبه الالهامیه، نور الحق، فتح اسلام، ختم النبوه و قادیانى مذهب .غلام احمد در حدود ۷۵ کتاب نوشته است که همگى به چاپ رسیده اند . سخنرانى ها و مکاتبات وى نیز بعدا به وسیله پیروانش جمع آورى و چاپ شده است . غلام احمد مسلمانان را کافر مى دانست و به پیروان خود دستور مى داد که با آنان مثل اهل کتاب رفتار کنند و با زنان مسلمانان ازدواج کنند، ولى دختران خود را به ازدواج مسلمانان درنیاورند . این طرز تفکر در شاخه قادیانیه به شدت اعمال شده، آنان مسلمانان را به خاطر ایمان نیاوردن به نبوت غلام احمد، کافر مى دانند .بعد از مرگ غلام احمد، شوراى احمدیه به اتفاق، حکیم نورالدین بهیروى (۵) را جانشین و خلیفه غلام احمد اعلام کرد . از فعالیت هاى او در زمان زعامتش اطلاع چندانى نداریم . نورالدین در سال ۱۹۱۴ در ۷۳ سالگى از دنیا رفت . در این زمان تحصیل کردگان این فرقه توقع داشتند که محمدعلى (۶) که سردبیر مجله مرورى بر ادیان قادیانیه بود خلیفه شود، ولى اکثریت اعضا که در قادیان بودند، خواستار زعامت پسر ۲۵ ساله غلام احمد یعنى میرزا بشیرالدین محمود احمد بودند . محمود احمد این اتفاق را در کتاب دیباچه تفسیر القرآن به خوبى توضیح داده، مى نویسد: «در زمان نورالدین عده اى از اعضاء، خلافت وى را به باد انتقاد گرفتند و وقتى نورالدین از دنیا رفت، تلاش کردند تا خلافت را به طور کلى از بین ببرند . من در آن هنگام ۲۵ ساله بودم . سازمان اجرایى جماعت دست مخالفان بود . بخش اعظم جنبش که در قادیان بودند، مسئولیت را بر دوش من گذاشتند و من نیز پذیرفتم . . . در آن زمان خداوند به من وحى فرمود که مرا یارى خواهد کرد و مخالفان را شکست خواهد داد . در آن موقع تحصیل کرده ها، با تجربه ها، صاحبان مکنت ونفوذ، جنبش را ترک کرده، گفتند، چون جنبش به دست جوان خام و بى تجربه اى افتاده ست به زودى متلاشى خواهد شد . . .» (صفحه ۵۹۲ – ۵۹۵) .محموداحمد تا سال ۱۹۶۵ یعنى ۵۱ سال رهبرى جنبش را به عهده داشت تا این که در این سال در ۷۶ سالگى ازدنیا رفت . ازمهم ترین کتب وى تفسیر هفت جلدى وى برقرآن و کتاب احمدیه یا اسلام حقیقى، دعوه الامیر وحقیقه النبوه مى باشد . بعد ازمحمود احمد فرزندش میرزا نصیراحمد به جاى وى نشست . وى نیز تا سال ۱۹۸۲ رهبرى را به عهده داشت .بعد از وى میرزا طاهراحمد – پسرعموى میرزا نصیر (طاهراحمد بن بشیراحمد بن غلام احمد) – رهبر جنبش شد و تاکنون رهبرى گروه را بر عهده دارد . لازم به ذکر است غلام احمد از زن دوم خود سه پسر داشت؛ با نام هاى میرزا بشیرالدین محمود احمد که رهبر قادیانیه شد، میرزا بشیراحمد فرزند دوم و مؤلف کتاب سیره المهدى که زندگى نامه مفصل غلام احمد است و میرزا شریف احمد . میرزا طاهر ا حمد رهبر فعلى قادیانیه، فرزند میرزا بشیراحمد است و کتابى به نام القتل باسم الدین نوشته که مباحث این کتاب بیشتر رد نظریه ابوالاعلى مودودى درباره ارتداد، تکفیر و جهاد است . وى مجازات مرگ مرتد را یک اصل اسلامى ندانسته و به فرمان امام خمینى (ره) درباره قتل سلمان رشدى سخت تاخته، آن را اسلامى نمى داند و مى نویسد: «ان مفهوم الرده مخالف للاسلام و لم تشرع عقوبه دنیویه لمن یخرج عن الاسلام . . .» (ص ۷۲) . وى تکفیر را از اختراعات فقهاى اسلام دانسته که از فکر خوارج به آنها رسیده است (ص ۷۷) . وى ساب النبى را داراى عقوبت دنیوى نمى داند (ص ۱۰۳) و در فصل نهم به انقلاب اسلامى ایران پرداخته مى نویسد: «انقلاب ایران هدفش اسلام نبود و در جنگ ایران و عراق هیچ کدام براى اسلام نمى جنگیدند» (ص ۱۱۹) و در پایان مى نویسد: «عقیده راسخ من این است که اسلام و هر دین حقیقى نمى تواند، به نام خدا خون بریزد» (ص ۱۳۱) . اصل این کتاب در سال ۱۹۶۲ به زبان اردو منتشر گشت، سپس در سال ۱۹۸۹ بازبینى و به انگلیسى نوشته شد و در سال ۱۹۹۰ ترجمه عربى آن نیز عرضه گشت .نام دیگرقادیانیه احمدیه است که درکتب انگلیسى به این نام شهرت دارند وخود را در عالم به این نام معرفى مى کنند . این فرقه هیئت هاى تبلیغى قوى اى دارد واکنون مرکز آن در انگلستان است وبنابر اعلام خودشان حدود ۱۰ میلیون نفر به این فرقه وفادارند که حدود ۴ میلیون ازآنها درپاکستان زندگى مى کنند، اما بیشترین فعالیت آنها در آفریقاست . (۷)عقاید: به خاطر اهمیت ادعاى نبوت غلام احمد همه نویسندگانى که در موضوع اثرى نگاشته اند از جمله ابوالاعلى مودودى (م ۱۹۷۹) در کتاب ما هى القادیانیه، احسان الهى ظهیر (م ۱۴۰۷) در القادیانیه دراسات و تحلیل، ابوالحسن ندوى (م ۱۴۲۰) در القادیانى و القادیانیه، عبدالله سلوم در القادیانیه و الاستعمار الانجلیزى، مصباح الدین زاهدى در القادیانیه و خطرها على الاسلام و جمعى از علماى پاکستان در موقف الامه الاسلامیه من القادیانیه و اسمیت در مدخل احمدیه در دائره المعارف اسلام، چاپ لیدن که در دانش نامه ایران و جهان، ج ۱۰ ترجمه و چاپ شده است و بروش (۸) در مدخل احمدیه در دائره المعارف دین، ویراسته الیاده و نیز یوهانان فریدمن در مدخل احمدیه در دائره المعارف جهان اسلام معاصر از انتشارات آکسفورد، به بحث ادعاى نبوت غلام احمد پرداخته اند و کمتر به مباحث دیگر نظر داشته اند، لذا به اختصار بعضى از عقاید دیگر آنها را براساس کتاب دیباچه تفسیر القرآن نوشته محمود احمد مى آوریم:۱ . صفات الهی؛ احسان الهى ظهیر در القادیانیه نسبت تجسیم و تشبیه به قادیانیه داده، آنان را جزء مجسمه مى داند، (۹) ولى محمود احمد در دیباچه تفسیر القرآن مى نویسد: «تشابه میان صفات خدا و صفات اشیاء، ظاهرى و سطحى است؛ مثلا خدا وجود دارد و انسان وجود دارد، اما کلمه وجود به صورت یکسان در هر دو مورد دلالت ندارد . . . صفات خدا با هیچ شى یا پدیده دیگر سهیم نیست . . . هیچ شى یا وجودى شباهت واقعى به او ندارد . . .» (ص ۵۵۰ – ۵۵۲) از این عبارت همان اشتراک لفظى وجود در نزد بعضى از متکلمان و عرفا به دست مى آید و نمى توان تجسیم را به خاطر چند کلمه متشابه به آنان نسبت داد . وى همچنین مى نویسد: «چیزى را که خلاف عقل و خرد است، نمى توان به خدا نسبت داد» (528) .2 . رؤیت الهی؛ «خدا با چشم دیده نمى شود؛ چرا که ذاتا با اشیاء مادى متفاوت است» (ص ۵۵۶) .۳ . اختیار انسان؛ «انسان در برابر اعمال خود، مختار و مسئول است، ولى دامنه این اختیار محدود و تا حدى جبر بر او حاکم است .» (ص ۵۲۰ و ۵۲۳ و ۵۸۲ و ۵۸۶) .۴ . قرآن؛ «قرآن مصون ازتحریف است ودرآن تحریفى صورت نگرفته است» (ص ۵۱۱) وبنابر نظر عزیز احمد، قائل به خلق قرآن هستند (تاریخ تفکر اسلامى در هند، ص ۴۷) .۵ . ختم نبوت؛ «قرآن به شدت رد مى کند که وحى با پیامبر اسلام ختم شود، بلکه خدا به سخن گفتن با بندگان برگزیده خود ادامه مى دهد» (ص ۱۶۶ – ۱۶۷ و ۵۲۲) «شریعت پیامبر اسلام تا آخرالزمان هست، ولى مردانى ظهور مى کنند که نور وحى را از پیامبر مى گیرند و در هیئت مصلحان ظاهر مى شوند و در صورت ازدیاد فسق و فجور، پیامبرى ظهور مى کند» (ص ۵۸۹) . . .۶ . خلود در جهنم؛ «عذاب جهنم دائمى نیست و کافرترین انسان ها پس از چندى مجازات شدن سرانجام به رستگارى مى رسند» . (ص ۵۵۹ و ۵۲۵)۷ . بیان تکلیف؛ «تکلیف بلا بیان قبیح است» . (ص ۵۲۷)۸ . معجزات؛ «قرآن هیچ معجزه اى را به پیامبران نسبت نمى دهد و خبردادن از غیب از معجزات پیامبران است» . (ص ۵۲۹، «قرآن از نسبت هاى جاهلانه به پیامبر از قبیل زنده کردن مرده ها، متوقف کردن حرکت ماه و خورشید و رودها و کوه ها خوددارى فرموده است . مطالبى از این قبیل افسانه است . آن چه در قرآن آمده، به معناى مجازى آن به کار رفته است، نه حقیقی» (ص ۵۳۳ – ۵۳۴) . این مطلب یکى از نکات عجیبى است که در گفته هاى محمود احمد یافت مى شود؛ چرا که پدرش غلام احمد نیز ادعا مى کرد که مرده را زنده مى کند و به ادعاى خود دشمنانش را مى کشد . (۱۰)۹ . تجرد روح؛ برخلاف فلاسفه، روح را مجزا از بدن ندانسته و قائل است که «تولد روح از تولد جسم جدا نیست و تغییراتى که باعث رشد جسم است، موجب تولد روحانى مى شود» (ص ۵۴۵ – ۵۴۷)۱۰ . قدمت انسان؛ «به تصریح قرآن قبل از زمان آدم نیز، انسان وجود داشته است و انسان قبل از آدم، چندین مرحله از مراحل تکامل را طى کرده است» . (ص ۵۷۸)۱۱ . جن؛ «منظور از جن در آیات قرآن موجودات نامرئى نیستند، بلکه این تعبیر به دسته اى از انسان ها اطلاق مى شود» . (ص ۵۷۹)۱۲ . زندگى پس از مرگ؛ «پس از مرگ، روح انسان کالبد دیگرى مى یابد که متناسب با آن عالم است . کالبدى روحى که داراى استعدادهاى خاصى براى درک زیبایى هاى صفات خداوند است . روح هاى کامل وارد حالتى که آن را بهشت مى نامند، مى شوند و روح هاى ناکامل در وضعیتى به نام دوزخ قرار مى گیرند و این وضعیت شفاى آن روح هاى بیمار را سبب مى گردد تا این که تمام روح هاى بیمار داخل بهشت مى شوند و دوزخ از میان برداشته مى شود . همه لذات در آن عالم، روحى و معنوى است» (ص ۵۸۸) .از نکات قابل توجه در این کتاب این است که مى گوید، طوفان نوح تمام دنیا را فرانگرفته است . (ص ۲۲) و عیسى معلمى جهانى نیست . (ص ۲۶ – ۳۰ و ۱۸۳) و در توضیح آیه ۱۱۷ – ۱۱۹ سوره مائده (اى عیسى آیا تو به انسان ها گفتى که به جاى خدا، من و مادرم را خداى خود قرار دهید؟) (۱۱) مى نویسد: «عیسى مرده است و در آسمان ها به سر نمى برد» . (ص ۱۸۹) که معلوم نیست از کجاى آیه، این مطلب به دست مى آید! !۱۳ . جهاد؛ «اسلام تهاجم را توصیه نمى کند و آن را منع کرده است، ولى مى گوید هرگاه خوددارى از جنگ، صلح را به خطر اندازد، به جنگ بپردازید . حمله به اماکن مذهبى ممنوع است . هرگاه دشمن فعالیت هاى مذهبى را آزاد گذاشت، جنگ باید متوقف شود» . عزیز احمد به نکته اى در این زمینه اشاره کرده، مى گوید: «در نظام سیاسى شدیدا از حاکم حمایت مى کنند و منع جهاد در پرتو آن معنا مى یابد» . (تاریخ تفکر اسلامى، ص ۴۸)گفتنى است که قادیانیه نماز، روزه، حج و بقیه اعمال عبادى را قبول دارند (ص ۵۲۷ و ۵۳۸) و این که احسان الهى ظهیر حج قادیانیه را شرکت در اجتماع سالیانه قادیانیه در قادیان مى داند، صحیح نیست . البته قادیان براى آنها، مثل مدینه براى مسلمانان، ارج و قرب دارد . همچنین زکات براى محصولات کشاورزى ده درصد وبراى تجارت، دو ونیم درصد است . (ص ۵۳۹) و ربا، قمار و مسکرات نیز آنان حرام است (ص ۵۴۰ و ۵۴۴) .آنچه در پى مى آید، ترجمه مدخل احمدیه در دائره المعارف جهان اسلام معاصر از انتشارات آکسفورد است . این مقاله در سال ۱۹۹۰ نوشته شده است . باید گفت که مدخل احمدیه دردائره المعارف اسلام درسال ۱۹۵۴ ومدخل احمدیه دردائره المعارف دین، ویراسته الیاده درسال ۱۹۸۵ نوشته شده است . ابوالاعلى مودودى درسال ۱۹۶۷ واحسان الهى ظهیر درسال ۱۳۸۶ ق وندوى دردهه هفتاد میلادى کتاب هاى خود را نوشته اند، لذا این مدخل جدیدترین مقاله درباره قادیانیه و نویسنده آن از متخصصان احمدیه مى باشد که کتاب تداوم نبوت را درباره این فرقه نوشته است . این مقاله یکى از قوى ترین مقالات درباره احمدیه است، متاسفانه به قدرى جانبدارانه است که انسان احساس مى کند که یک قادیانى مذهب آن را نوشته است و به ادعاهاى پى درپى غلام احمد – مجدد قرن، مهدى موعود، مسیح موعود، نبى مرسل و اوتار کریشنا – آنچنان پرداخته است که گویا هیچ تناقضى در گفتار ایشان نیست . درباره تفکر غلام احمد نسبت به عیسى نیز به توجیه دست یازیده و به مسئله منع جهاد در زمان اشغال کشور به وسیله بیگانه، اشاره اى نکرده و مطلبى درباره رابطه آنها با انگلیس در زمان اشغال هند و حمایت هاى همیشگى انگلیس ازآنها نیاورده است؛ مسئله اى که مسلمانان هند را درآن زمان، بسیار آزرد وباعث اختلافات شدید بین آنها وقادیانیه گردید . (ر . ک: القادیانى والقادیانیه) .
احمدیه: (۱۲)
یک نهضت مسیحایى در اسلام معاصر؛ احمدیه از ابتداى ظهورش در هند در سال ۱۸۸۹، یکى از فعال ترین و جنجال برانگیزترین نهضت ها بوده است . این فرقه فعالیت هاى خود را بیش از یک قرن حفظ کرده، در وقف کردن خود براى تبلیغ دین بى نظیرند . مراکز تبلیغى و مساجد احمدیه، نه تنها در شبه قاره هند، بلکه در بسیارى از شهرهاى جهان غرب، آفریقا و آسیا بنا شده است . هسته اصلى اندیشه احمدیه، پیامبرشناسى است، که از صوفى بزرگ مسلمان قرون وسطا، محیى الدین بن عربى (۱۱۶۵ – ۱۲۴۰م/۵۶۰ – ۶۳۸ق) که به یک سلسله متوالى پیامبران غیررسمى بعد از [حضرت] محمد اعتقاد داشت، الهام گرفته است . (۱۳)نهضت احمدیه که براى مؤسس خود، شان پیامبرانه و مسیحایى قائل بود، مخالفت شدید مسلمانان اهل سنت را برانگیخت و به نفى این عقیده که محمد خاتم الانبیاء است، متهم گردید . هنگامى که هند تحت حاکمیت بریتانیا بود، این اختلاف به عنوان یک اختلاف عقیدتى در میان افراد خاص و نهادهاى غیر دولتى باقى ماند، اما وقتى که احمدیه مرکزیت خود را در سال ۱۹۴۷ به کشور اسلامى پاکستان انتقال داد، این موضوع یکى از مشکلات قانونى شد و اهمیت بسیارى پیدا کرد .عالمان دینى اى که به جریان اصلى اهل سنت تعلق داشتند، خواستار طرد رسمى احمدى ها از امت اسلام شدند و در سال ۱۹۷۴ به این هدف دست یافتند . بنابراین، تاریخ نهضت احمدیه، نمونه اى بى نظیر از ارتباط پیچیده بین دین و حکومت را در اسلام ارائه مى دهد؛ یعنى نمونه اى که در آن، اعضاى نهادهاى سیاسى اى که به نحو عرفى انتخاب شده بودند، حق تعیین عضویت دینى گروهى از شهروندان و حق اخذ نتایج قانونى از این تعیین را به خود اختصاص مى دادند .تاریخ: میرزا غلام احمد – بنیانگذار جنبش احمدیه در جهان اسلام – در اواخر دهه ۱۸۳۰ در قادیان – روستایى در پنجاب – به دنیا آمد و براى اولین بار در اوائل دهه ۱۸۸۰ ادعا کرد که به یک جایگاه ویژه معنوى رسیده است . در مارس ۱۸۸۹ هنگامى که غلام احمد قول به وفادارى را از تعدادى از پیروانش در شهر لودیان پنجاب پذیرفت، نهضت احمدیه تاسیس گردید . او سال هاى بعد را به فعالیت گسترده فرهنگى، سازماندهى و توسعه جنبش جدید و مباحثات جدلى بسیار با علماى سنى، مبلغان مسیحى و اعضاى نهضت احیاگران هندو، آریه سماج، اختصاص داد .که به زبان انگلیسى (۱۴) و براى تبلیغ دیدگاه احمدیه از اسلام منتشر مى شود . غلام احمد در ۲۶ مى ۱۹۰۸ از دنیا رفت . نورالدین، یکى از اولین طرفدارانش به جاى غلام احمد، رهبر اقلیت و جانشین مسیح [غلام احمد] شد . در طول مدت رهبرى وى به خاطر اختلافات عقیدتى درباره مسائلى همچون ارتباط با مسلمانان غیراحمدى و ماهیت رهبر جماعت، اتحاد نهضت در معرض خطر قرار گرفت . نورالدین در سال ۱۹۱۴ درگذشت و پسر غلام احمد، بشیرالدین محموداحمد جانشین وى شد . اختلافات درنهضت، دراین زمان به اوج خود رسید و احمدیه به دو دسته قادیانى و لاهورى منشعب گردید . شاخه قادیانى را که بزرگتر بود و مرکزیت نهضت و نشریات مهم را در کنترل خود داشت، محمود احمد – که بعد از مرگ نورالدین به عنوان خلیفه دوم شناخته مى شد – رهبرى مى کرد . شخصیت هاى برجسته شاخه لاهورى، محمد على و خواجه کمال الدین بودند . (۱۵) افزون بر اختلافات شخصى در میان هر دو گروه، اصلى ترین مسائل اختلافى عبارت بودند از: ماهیت ادعاى معنوى غلام احمد، محدوده مرجعیت محمود احمد در امور جامعه و شیوه برخورد با مسلمانان غیر احمدى . قادیانیه بر مدعاى نبوت غلام احمد اصرار داشتند و قائل بودند که مرجعیت دینى محمود احمد، کمتر از مرجعیت دینى غلام احمد نیست و بى تردید، مسلمانان غیر احمدى کافرند . از طرف دیگر لاهورى ها اعتقاد داشتند که غلام احمد ادعایى بیشتر از مجدد دینى بودن نداشت و قائل بودند که رهبرى نهضت باید به یک گروه مثل شوراى عالى احمدیه (صدر انجمن احمدیه)، نه به یکى از جانشینان مسیح، واگذار شود . و آنان تنها مسلمانانى را کافر مى دانستند که احمدیه را کافر به شمار مى آورند . این نوع نگرش به دیگر مسلمانان براى کاهش اختلاف احمدیه با آنان مطلوب بود . پس از انشعاب، احمدى ها فعالیت فرهنگى و تبلیغى خود را ادامه دادند و هر دو گروه از هر نوع رابطه با دیگرى تبرى جستند .نشریات لاهورى ها فقط به مباحث مربوط به مدرنیسم اسلامى مى پردازند و با اندیشه هایى که احمدیه را از جریان اصلى اسلام جدا مى کند، ا رتباط چندانى ندارند . اما مجله مرورى بر ادیان قادیانیه همچنان بر نقش حیاتى غلام احمد در تاریخ معنوى بشر تاکید دارد . صفحات این مجله ترجمه هایى از آثار غلام احمد را عرضه مى کند و جزئیات فعالیت هاى تبلیغى احمدیه ، نظیر تاسیس مساجد و مراکز تبلیغى و نمونه هایى از تازه مسلمانان [تازه احمدیان] را بیان مى کند . تعدادى از مؤسسات جدید به دستور و سفارش محمود احمد در قادیان تاسیس شد تا تبلیغ و فعالیت هاى فرهنگى این نهضت را در سطح جهان هماهنگ سازد .پس از تقسیم شبه قاره هند در سال ۱۹۴۷، بزرگان نهضت به شهرى به نام ربوه در پاکستان (برگرفته از قرآن سوره ۲۳، آیه ۵۱) (۱۶) رفتند . این شهر [به دستور محمود احمد به عنوان مرکز جدیدى براى احمدیه ساخته شد .در پاکستان نهضت با اختلاف روزافزونى مواجه شد . گروه هاى مختلف اسلامى که به وسیله جماعت اسلامى (۱۷) هدایت مى شدند، اصرار داشتند که احمدى ها به عنوان اقلیتى غیرمسلمان شناخته شده، از مشاغل دولتى طرد گردند .در اوائل دهه پنجاه از قرن بیستم این تحریک عمومى، در درجه اول بر ضد محمد ظفرالله خان، یکى از مشاهیر احمدیه که در آن زمان به عنوان وزیر امور خارجه پاکستان خدمت مى کرد، جهت دهى مى شد . این تقاضا با شورش هاى گسترده بر ضد احمدیه در پنجاب همراه بود، ولى حکومت زمینه آن را از بین برد . (۱۸) دوباره در ۱۹۷۴ موضوع احمدیه بر سر زبان ها افتاد . به دنبال برخوردى بین دانشجویان احمدى و غیر احمدى در ربوه فشار براى طرد احمدى ها از جمع مسلمانان از نو آغاز و با شورش ها و تهدید رهبران دینى به اعتصاب عمومى همراه شد . پس از مخالفت هاى اولیه، نخست وزیر دولت ذوالفقار على بوتو بر کنار شد و مجلس ملى تصمیم گرفت درباره وضعیت اشخاصى که به خاتمیت حضرت محمد – که درود خدا بر او باد – اعتقاد ندارند، بحث کند . بعد از بررسى هاى طولانى در پشت درهاى بسته، مجلس در هفتم سپتامبر ۱۹۷۴ جلسه علنى تشکیل داد و به اتفاق آرا تصمیم گرفت که قانون اساسى پاکستان با اضافه کردن ماده اى اصلاح شود؛ در این ماده تصریح شد که «هر کس ایمان قاطع و بدون قید و شرط به خاتمیت [حضرت] محمد ندارد یا پس از [حضرت] محمد – که درود خدا بر او باد – ادعاى پیامبرى کند، به هر معنا یا تفسیرى از این کلمه، یا این چنین مدعیانى را به عنوان پیامبر یا مصلح دینى به رسمیت بشناسد، طبق قانون اساسى مسلمان نیست» . در آوریل ۱۹۸۴ به دنبال [درخواست علماء مبنى بر] تقویت صبغه اسلامى زندگى عمومى مردم در جمهورى پاکستان، رئیس جمهور ضیاءالحق در فرمانى به صورت رسمى اعلام کرد که انجام آداب دینى احمدیه، عملى مجرمانه است . هم چنین احمدیه از اظهار دین خود به عنوان اسلام و تبلیغ و انتشار آن و نامیدن مکان هاى عبادت خود به مسجد منع شدند . مجازات هر یک از این جرم ها سه سال زندان همراه با جریمه بود . به دنبال این فرمان، میرزا طاهر احمد، رهبر فعلى احمدیه به لندن رفت که هنوز – اوائل دهه ۱۹۹۰ – در آنجا زندگى مى کند .تفکر دینی: تفکر دینى احمدیه تا ۱۹۱۴ و بعد از آن در شاخه قادیانى بر محور مدعاى تاکید شده غلام احمد مبنى بر [اینکه او] یک متفکر و مصلح دینى ملهم از سوى خداست، قرار دارد .راه هاى مختلفى که غلام احمد عقاید خود را از طریق آنها بیان کرده است، هم طرفداران و هم مخالفان او را قادر ساخت تا تفاسیر مختلف و غالبا متضادى از ادعاى او نسبت به مقام معنوى اش ارائه دهند .نقطه شروع تفکر غلام احمد – همانطور که در اغلب حرکت هاى مسیحایى و احیاگرانه اسلامى وجود داشته است – اصرار بر این مطلب بود که جامعه و دین مسلمانان تا حدى فاسد شده است و نیاز است که اصلاح گران ملهم از غیب بیایند تا مانع فرآیند انحطاط گردیده، اسلام ناب را احیا کنند . با توجه به ا ین پیشینه بود که غلام احمد ادعا کرد که خداوند او را براى وظیفه احیاى اسلام برگزیده است . رسالت غلام احمد با الفاظ مختلفى در نوشته هایش بیان شده است . پذیرفتنى ترین وصف ادعاى معنوى او نزد بزرگان اهل سنت، بیان او مبنى بر انتخابش از جانب خداوند به عنوان مجدد اسلام در قرن چهاردهم هجرى قمرى بود .ادعاى او مبنى بر این که مهدى یا مسیح موعود است، مناقشه انگیزتر بود . او این ادعایش را به یک مسیح شناسى پیچیده اى مستند مى کرد که برطبق آن، عیسى بر روى صلیب از دنیا نرفت، بلکه بى هوش گردید و پایین آورده شد و وقتى از آن جراحت ها التیام یافت، به هند رفت و در ۱۲۰ سالگى به مرگ طبیعى در شهر سرینگر از دنیا رفت، لذا بنابر نظر غلام احمد، اعتقاد مسیحیان به رستاخیز عیسى و مراجعت باشکوهش در آخرالزمان پوچ و بى اساس است . قرآن در آیات مختلفى این اعتقاد مسیحیان را به صورت انکارناپذیرى، رد کرده است (سوره ۳ آیه ۵۵) (۱۹) ، [این اعتقاد] یک اسطوره مجعول از سوى مسیحیان است که نشان مى دهد عیساى زنده برتر از [حضرت] محمد متوفى است، بنابراین مسیحیت برتر از اسلام است . لذا اگر حدیثى در اسلام رجوع دوباره مسیح را مطرح ساخته است، باید این گونه تفسیر شود که منظور خود عیسى نیست، بلکه فردى شبیه او است و این شخص غلام احمد است که نقش معنوى او کاملا شبیه به عیسى است؛ از این جهت که هم عیسى و هم غلام احمد وقتى ظهور کردند که امت شان تحت سلطه بیگانه بودند و هر دو با تمام وجود به وسیله جوامع دینى فاسد طرد شدند و هر دو جهاد را رد کردند و هیچ کدام قانون جدیدى نیاوردند، بلکه براى تجدید قوانینى که [حضرت] موسى و [حضرت] محمد آورده بودند، عهد بستند . جنجالى ترین قسمت ادعاى وى تاکید مکرر غلام احمد بر این بود که خداوند او را پیامبر قرار داده است؛ زیرا این ادعا عقیده مسلمانان را مبنى بر این که [حضرت] محمد آخرین پیامبر است، نقض مى نمود و باعث پرهیاهوترین تهمت ها از سوى علماى سنى علیه غلام احمد و پیروانش شده بود .با این حال غلام احمد اصرار داشت که معتقداتش با عقاید مسلمانان درباره خاتمیت پیامبرى [حضرت] محمد یکسان و همنوا است . او پیامبران را به دو دسته تقسیم مى کرد: تشریعى یا پیامبران شریعت آور؛ کسانى که کتاب جدید با قوانین وحیانى آورده، معمولا بنیان گذار جوامع جدیدى هستند و پیامبران غیر تشریعى یا غیرقانون گذار؛ کسانى که کتاب جدیدى با قوانین الهى نیاورده اند، بلکه به سوى امت خود فرستاده مى شوند تا آن جامعه را به تحقق قوانینى که پیامبران قانون گذار قبلى آورده اند، وادار سازند . به نظر غلام احمد عقیده به خاتمیت پیامبرى [حضرت] محمد از مصادیق نوع اول – پیامبران قانون گذار – است [یعنى حضرت محمد خاتم نبوت تشریعى است] . این نوع دسته بندى، غلام احمد را قادر ساخت تا تصدیق کند که [حضرت] محمد واقعا خاتم پیامبران است و در عین حال ادعا کند که خداوند بعد از مرگ [حضرت] محمد به هیچ وجه مسلمانان را بدون راهنمایى هاى پیامبرگونه رها نمى سازد، چون در غیر این صورت مسلمانان به جامعه اى رهاگشته و نفرین شده تبدیل مى شدند .بنابراین هر چند درست است که نمى تواند پیامبرى قانون گذار بعد از [حضرت] محمد ظاهر شود، ولى کمالات پیامبرانه به طور مدام بر کمال یافته ترین پیروان او مثل غلام احمد اعطا مى شود؛ کسى که خدا با او صحبت کرد و اسرارش را بر او مکشوف ساخت . و از آنجا که غلام احمد این موقعیت را تنها به وسیله پیروى صادقانه اش از [حضرت] محمد به دست آورد، لذا پیامبرى اش نقض خاتمیت [حضرت] محمد نیست، بلکه این واقعیت که پیامبر اسلام مى توانست کمالات پیامبرانه را به کمال یافته ترین پیروانش اعطا نماید، برترى [حضرت] محمد را بر پیشینیانش در مقام پیامبرى مشخص مى سازد . [حضرت] لذا فقط مسلمانان تنها جامعه برخوردار از ارتباط و نبوت الهى بعد از اتمام رسالت [حضرت] محمد هستند . اگرچه این نبوت مستلزم ارسال قوانین جدید نیست و تنها سایه اى از نبوت [حضرت] محمد است، ولى وجودش گواه روشن برترى اسلام بر ادیان دیگر است . ادعاى غلام احمد مبنى بر این که همان مهدى موعود است، کاملا با دیدگاه او در باب جهاد مرتبط است . روایت معتبرى که بنابر آن، مهدى «شکننده صلیب، قاتل خوک ها و پایان دهنده جنگ» (20) است، [به وسیله غلام احمد] طورى تفسیر شده که مهدى به یک چهره کاملا صلح طلب تبدیل گردیده است و این عبارت که مهدى «پایان دهنده جنگ است» در معناى حقیقى خود استعمال شده است و بیشترین تاکید متوجه این عبارت است، ولى جمله «کشتن خوک ها و شکستن صلیب» به صورت مجازى استعمال گردیده است و به صورت اشاره مى گوید که پیروزى مهدى بر مسیحیت از طریق برهان و قدرت معنوى خواهد بود . بنابراین، جهاد با شمشیر با ظهور مهدى به پایان مى رسد و حتى قبل از آن، جهاد با هجوم تجاوزکارانه متفاوت بوده و فقط در پاسخ آزار کافران مجاز شمرده شده است .این تفسیر رد دیدگاهى سنتى است که مى گوید، فرمان منع مطلق جهاد در مکه نامحدود است و به مدینه نیز گسترش مى یابد . به نظر احمدى ها، اسلام دینى است که به صلح پایبند است . غلام احمد به کرات مسلمانانى را که جهاد را خشن نشان مى دهند، سرزنش کرده، مى گوید: «نه تنها آنان بخشى ضرورى از تعالیم اسلام را تحریف کرده اند، بلکه آنها کمک کار مبلغان مسیحى در بد جلوه دادن اسلام به عنوان دینى که گسترش آن با ابزار خشونت آمیز پیوند خورده است، هستند و تنها جهادى نزد اسلام جایز است که براى اشاعه دین از طریق تبلیغ و اقناع صورت گرفته باشد» .خلاصه: چالش هاى احمدیه و جریان اصلى اسلام سنى از رویکردهاى مختلف درباره مسئله مرجعیت دینى ناشى مى شود؛ چون احمدیه به عنوان یک جنبش مسیحاگرا مدعى نوعى خاص از نبوت براى رهبرشان و ادامه الهام الهى براى جانشینانش بود، وظیفه خود مى دانست که با علما درگیر شود، یعنى کسانى که احساس مى کردند اقتدارشان به عنوان متولیان معارف اسلامى و مفسران شریعت اسلام متزلزل شده است . این اختلاف به وسیله اجماع علما در مخالفتشان بر موضوع عاطفى احترام به [حضرت] محمد که گفته مى شد با ادعاى غلام احمد مبنى بر دریافت وحى الهى بعد از اتمام رسالت [حضرت] محمد – که درود خدا بر او باد – زنگار گرفته است، وخیم تر شد . بنابراین تا آنجا که به درگیرى احمدیه در درون اسلام مربوط مى شود، نقطه اصلى نزاع، ادعاى دینى غلام احمد است که این ادعا با الفاظى که صوفیان قرون وسطا به کار برده اند، بیان شده است . اما درباره ارتباط احمدیه با جهان غیر مسلمان، در وهله اول، احمدیه مشغول به دفاع از اسلام و وصف آن به عنوان دینى آزادى خواه، انسانى و مترقى است که همواره از ناحیه غیرمسلمانان مورد هجوم واقع مى شود . این جنبه از تعالیم احمدیه کاملا با اندیشه متفکران نواندیش مسلمان همسو است، اما در دیگر موضوعات – همچون حجاب و چند همسرى – پیرو دیدگاه سنتى است . یکى از اختلافات اساسى میان آنان و دیگر جنبش هاى اسلامى معاصر این است که احمدیه تبلیغ صلح آمیز را از برداشت خودشان از اسلام در میان مسلمانان و غیرمسلمانان به طور مساوى به عنوان یک فعالیت ضرورى و واجب تلقى مى کنند؛ وظیفه اى که در انجام آن پایدار و ثابت قدم هستند . (نیز بنگرید به مداخل هند، اندونزى، پاکستان و نبوت) .
کتابنامه [مؤلف]
آثار احمدیه:۱ . احمد، بشیرالدین محمود: دعوت احمدیه، ربوه، ۱۹۶۱ . جامع ترین وصف عقاید احمدیه به زبان انگلیسى، ترجمه شده از زبان اردو، از پسر غلام احمد و دومین جانشین آن .۲ . غلام احمد، عیسى در هند، فرار عیسى از مرگ بر روى صلیب و مسافرتش به هند . لندن، ۱۹۷۸ .۳ . خان، محمد ظفر الله، تذکره، ترجمه انگلیسى مکاشفات، افکار و الهامات شفاهى اعطا شده به مسیح موعود – علیه السلام – [یعنى مکاشفات غلام احمد] .۴ . خان، محمد ظفرالله، احمدیه، رنسانس اسلام، لندن، ۱۹۷۸، تاریخ نهضت از نگاه احمدیه .آثار غیر احمدیه:۱ . بیندر، لونارد، دین و سیاست در پاکستان، برکلى و لوس آنجلس، ۱۹۶۱ . مناظره احمدیه در نخستین سال هاى استقلال پاکستان .۲ . براش، استنلى، اى، «احمدیه در پاکستان، ربوه و احمدیه ها» [مجله] جهان اسلام، شماره ۴۵، ۱۹۵۵، ص ۱۴۵ – ۱۷۱ .۳ . فیشر، هامفرى، جى، احمدیه؛ تحقیقى درباره اسلام معاصر در ساحل غرب آفریقا، لندن، ۱۹۶۳ (تحقیقى عالى و فوق العاده درباره احمدیه در مناطق آفریقا) .۴ . فریدمن، یوهانان: تداوم نبوت؛ جنبه هایى از تفکر دینى احمدیه و زمینه هایش در قرون میانه، برکلى، ۱۹۸۹ . تاریخ احمدیه و توسعه آن، تحلیل پیامبرشناسى در هر دو نوعش، داراى فصلى درباره جهاد احمدیه است که عقاید مربوط به آن را در سنت اسلامى قرون میانه بررسى مى کند؛ با کتابشناسى وسیع .۵ . مجلس ملى پاکستان، حکم درباره خاتمیت نبوت حضرت محمد – که درودخدا براوباد – ، اسلام آباد، ۱۹۷۴ .۶ . اسمیت، ویلفرد کانتول، احمدیه، دائره المعارف اسلام، ویرایش جدید، جلددوم، ص ۳۰۱ – ۳۰۳، لیدن، ۱۹۶۰ . [مدخل احمدیه در چاپ سوم، ۱۹۷۹ در جلد اول است و احتمالا جلد دوم، اشتباه تایپى است]
کتاب نامه [مترجم]
1/۱ – قرآن کریم .۱ . الهى ظهیر، احسان، القادیانیه؛ دراسات و تحلیل، چاپ اداره ترجمان پاکستان، لاهور، بى تا .۲ . جمعى از علماى پاکستان، موقف الامه الاسلامیه من القادیانیه، دار قتیبه، اول، ۱۹۹۱ .۳ . بخارى، محمد، صحیح بخارى، تحقیق قاسم شماعى رفاعى، دارالقلم، بیروت، اول، ۱۴۰۷ .۴ . ابن اثیر، جامع الاصول من احادیث الرسول، تحقیق محمد حامد الفقى، انتشارات داراحیاء التراث العربى، بیروت، دوم، ۱۴۰۰ق .۵ . مقدسى، یوسف بن یحیى، عقد الدرر فى اخبار المنتظر، تحقیق عبدالفتاح محمد حلو، اول، ۱۳۹۹ ق .۶ . محمود احمد، میرزا بشیرالدین، دیباچه تفسیر القرآن، الشرکه الاسلامیه، اسلام آباد ۱۹۹۲ .۷ . حدادعادل، غلامعلى، دانشنامه جهان اسلام، بنیاددائره المعارف اسلامى، ج ۵، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۹ .۸ . خرمشاهى، بهاءالدین و دیگران، دائره المعارف تشیع، ج ۳، نشر شهید سعید محبى، تهران، ۱۳۷۵ .۹ . مودودى، ابوالاعلى، ماهى القادیانیه، چاپ دارالقلم، اول، ۱۳۸۸، لاهور پاکستان .۱۰ . میرزا غلام احمد، حقیقت اسلام، چاپخانه فردوسى، تهران، اول، ۱۳۲۸ .۱۱ . میرزا غلام احمد، فلسفه اصول دین، ترجمه سید عاشق حسین شاهد، انتشارات اسلام، انترناسیونال، لاهور پاکستان، اول، ۱۹۹۶ .۱۲ . السامرایى، عبدالله سلوم، القادیانیه والاستعمار الانجلیزى، وزارت فرهنگ عراق، ۱۹۸۱ .۱۳ . زاهدى، مصباح الدین، القادیانیه و خطرها على الاسلام، مؤسسه الرساله، اول، ۱۹۹۱ .۱۴ . الغورى، سید عبدالماجد، القادیانى و القادیانیه، دار ابن کثیر، بیروت و دمشق، ۲۰۰۰، اول . در این کتاب، سه کتاب مودودى، ندوى و احسان الهى ظهیر آمده است؛ به همراه جدیدترین مقالات آنان .۱۵ . میرزاطاهراحمد، القتل باسم الدین، ترجمه محمدحلمى شافعى، الشرکه الاسلامیه، ۱۹۹۰، اسلام آباد .۱۶ . یارشاطر، احسان، دانشنامه ایران واسلام، ج ۱۰، شرکت انتشارات علمى وفرهنگى اول، تهران، ۱۳۷۰ .۱۷ . عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامى در هند، ترجمه نقى لطفى و محمد جعفر یاحقى، انتشارات کیهان و شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، اول، تهران، ۱۳۶۷ .۱۸ . گروهى، دائره المعارف دین، با سرویراستارى میرچاالیاده، انتشارات مک میلان، لندن، ۱۹۸۶ م .۱۹ . شعرانى، عبدالوهاب بن احمد، الیواقیت والجواهر، داراحیاءالتراث العربى، اول، بیروت، ۱۹۹۷ .۲۰ . سن . ک . م، هندویسم، ترجمه ع . پاشایى، انتشارات فکر روز، دوم، تهران، ۱۳۷۵ .۲۱ . نقوى، سید على محمد، سیرى در اندیشه معاصر هند، رایزنى فرهنگى ایران در هند، بى تا .۲۲ . – ، تحقیقاتى درباره هند، رایزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ایران در هند، ۱۳۷۶ .۲۳ . جمشیدى بروجردى، محمدتقى، ملى گرایى هندو، انتشارات وزارت امور خارجه، اول، تهران، ۱۳۷۹ .۲۴ . اسعد گیلانى، سعید، ابوالاعلى مودودی؛ نگاهى به آثار و افکار، ترجمه نذیر احمد سلامى، انتشارات احسان، تهران، اول، ۱۳۸۰ .۲۵ . پویازاده، اعظم، مقاله «تصلیب مسیح» ، مجله مدرس، شماره ۵، زمستان ۱۳۷۶ .۲۶ . جمعى از نویسندگان، دائره المعارف اسلام (به انگلیسی)، چاپ بریل، لیدن، چاپ سوم، ۱۹۷۹ .۲۷ . نووى، صحیح المسلم بشرح الامام النووى، چاپ دارالفکر، ۱۴۰۱ .
——————————————–پى نوشت ها :

۱) درباره پنجاب و تحولات آن بنگرید: دانشنامه جهان اسلام، ج ۵/۷۳۶ – ۶۴۰ که ترجمه مدخل پنجاب دائره المعارف اسلام است و نیز دائره المعارف تشیع، ج ۳/۶۲۳ – ۶۲۵، از مشایخ فریدنى .۲) تریاق القلوب، ص ۱۵ به نقل از القادیانى والقادیانیه، ص ۲۱۳ – ۲۱۸ و ص ۲۷۶ – ۲۸۵ .۳) آریه سماج یا آریا سماج، نهضت احیا کننده آیین هندو است که در سال ۱۸۷۵ م به وسیله دیانند سرسوتى (۱۸۲۴ – ۱۸۸۳) بنیاد نهاده شد . وى مخالف شرک و بت پرستى، آیین ولاء و مرتاض گرى منحط و قائل به بازگشت به وداها بود . وى دومین هدف خود را دفاع از هندویسم در مقابل ادیان دیگر معرفى کرد و قائل بود که نژاد آریایى هند باید بر نژادهاى دیگر غالب شود و اسم نهضت خود را آریه سماج (جامعه آریایی) نامید . آریه سماج سریع در هند گسترش یافت و بیشترین مخالفت را با اسلام و مسلمانان داشت و آنان را دشمن اصلى خود مى دانست . از دل آریه سماج دو حزب افراطى هندو به نام هاى «هندو مهاسابا» و «آر . اس . اس» به وجود آمد که یکى از اهداف خود را شودهى – یعنى تغییر دین مسلمانان – قرار داده اند و این احزاب در تخریب مسجد بابرى فعال بوده اند . (ر . ک: هندویسم، ترجمه پاشایى، ص ۱۳۷ و سیرى در اندیشه معاصر هند، دکتر سید على محمد نقوى، ج ۲/۹۹۵ – ۱۰۲۰ و ملى گرایى هندو، ص ۷۵ – ۷۷) .۴) مودودى، ما هى القادیانیه، ص ۲۱ – ۳۷ .۵) وى متولد ۱۸۴۱ م . در بهیره از استان شاهپور پنجاب است . پدرش امام جماعت مسجد بهیره بود . نورالدین در ابتدا، معلم ادبیات فارسى بود، ولى براى کسب علوم اسلامى این حرفه را رها کرد و به کشورهاى مختلف از جمله حجاز مسافرت کرد، سپس به هند بازگشت و به عنوان طبیب حاذقى، معروف و ازین رو به حکیم، نامبردار گشت . وى داراى تالیفاتى همچون فصل الخطاب در چهار جلد، تصدیق براهین احمدیه و . . . مى باشد . درباره وى کتاب مرقاه الیقین فى حیاه نورالدین به وسیله نجیب آبادى نوشته شده است، که توسط انجمن اشاعت اسلام لاهور به چاپ رسیده است .۶) وى نویسنده کتاب النبوه فى الاسلام و مترجم قرآن به انگلیسى است که ترجمه آن در شبه قاره هند از مقبولیت بالایى برخوردار است . (تاریخ تفکر اسلامى در هند، عزیز احمد، ص ۵۰) .۷) بنگرید: مدخل احمدیه دردایره المعارف دین، ویراسته میرچاالیاده، ج ۱/ص ۱۵۳ وکتاب فلسفه اصول اسلام ازغلام احمد، پشت جلد .۸. Brush9) القادیانى و القادیانیه، ص ۳۲۶، جمع آورى سید عبدالماجد الغورى، چاپ دار ابن الکثیر .۱۰) ر . ک . دائره المعارف اسلام، ج ۱/۳۰۱ . مع الاسف مترجم در دانشنامه ایران و اسلام این جمله را خوب ترجمه نکرده است .۱۱) و اذ قال الله یا عیسى ابن مریم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهین من دون الله، قال سبحانک ما یکون لى ان اقول ما لیس لى بحق»12) این مقاله ترجمه اى است از:Ahmadiyyah in The Oxford Encyclopedia of the Modern Islamic World؛ Ed. John L. Esposito, Oxford, 1995, vol. I, pp. 54-57.مترجم سپاس و قدردانى خود را از پژوهشگر فاضل، آقاى محمد حسن محمدى مظفر به خاطر مقابله دقیق و راهگشاى این ترجمه با متن اصلى ابراز مى دارد . نویسنده مدخل یوهانان فریدمن است .۱۳) درباره تفکر ابن عربى در باب سلسله متوالى پیامبران غیررسمى بنگرید: الیواقیت والجواهر، نوشته شعرانى، ج ۲، ص ۴۵۵ – ۴۶۴؛ بحث فرق بین وحى الهامى اولیاء و وحى انبیاء؛ و صفحه ۳۴۶ – ۳۶۳، بحث فرق بین نبى و رسول؛ صفحه ۳۷۱ – ۳۷۵، حث ختم نبوت پیامبر اسلام . در صفحه ۳۷۴ از باب ۷۳ از فتوحات نقل مى کند که ابن عربى گفته است: «واعلم ان النبوه لم ترتفع مطلقا بعد محمد که درود خدا بر او باد و انما ارتفعت نبوه التشریع فقط فقوله لانبى بعدى و لا رسول بعدى اى ما ثم من یشرع بعدى شریعه خاصه . . . و قد کان الشیخ عبدالقادر الجیلى یقول اوتى الانبیاء اسم النبوه و اوتینا اللقب . . .» . کتاب تداوم نبوت؛ ( Prophecy Continuous) اثر دیگر یوهانان فریدمن – نویسنده مقاله – این مبحث را به طور مبسوط بررسى کرده است . (تمام پانوشت ها از مترجم است) .۱۴) این مجله در سال ۱۹۰۲ در قادیان هند منتشر شد و از سال ۱۹۴۷ در پاکستان و از سال ۱۹۸۴ تا کنون در آمریکا و اروپا منتشر مى شود و در سال ۲۰۰۲ جشن صد سالگى آن گرفته شد . (ر . ک: دائره المعارف دین، ویراسته الیاده، ج ۱/۱۵۵، مدخل احمدیه) . اولین سردبیر این مجله محمدعلى بود . وى داراى فوق لیسانس از اروپا و مترجم قرآن و از فعالان شاخه لاهور بود که لافت بشیرالدین را نپذیرفت .۱۵) درباره فرقه لاهورى بنگرید: دانشنامه ایران و اسلام، ج ۱۰/۱۳۰۵ – ۱۳۰۶ و نیز القادیانى و القادیانیه، ص ۲۴۴ – ۲۵۱ و ۴۲۸ – ۴۳۵ و ۴۳۹ – ۴۴۱ .۱۶) قادیانیه با الهام از آیه «وجعلنا ابن مریم و امه آیه و آویناهما الى ربوه ذات قرار و معین» شهرى را در نزدیکى لاهور بنا کردند و نامش را ربوه نامیدند .۱۷) گروه جماعت اسلامى را ابوالاعلى مودودى در سال ۱۹۴۱ در شبه قاره هند تاسیس کرد . این جماعت در تمام تحولات سیاسى پاکستان دست داشته و در صحنه سیاسى بنگلادش بسیار فعال است، اما در هند به کارهاى فرهنگى مى پردازد و جنبش اسلامگرایى شبه قاره هند را رهبرى مى کند . این جماعت از منظم ترین و نیرومندترین سازمان هاى اسلامى در شبه قاره هند است . این جماعت با سکولاریزم، دموکراسى غربى و ناسیونالیسم اسلامى و هندى مخالف است . همچنین این گروه مخالف تصوف هستند، ولى این مخالفت به اندازه مخالفت وهابیت با تصوف نیست . (ر . ک: تحقیقاتى درباره هند، جلد سوم، مقاله سازمان هاى اسلامى هند: جماعت اسلامى، نوشته نقوى و نیز ابوالاعلى مودودى، نگاهى به آثار و افکار، نوشته سعید اسعد گیلانى، ترجمه نذیر احمد سلامى، ص ۷۱ تا ۷۳).۱۸) در دسامبر ۱۹۵۲ بحران سیاسى درباره به رسمیت شناختن فرقه قادیانى آغاز شد و دو ماه و نیم ادامه یافت تا این که حکومت پاکستان در ششم مارس ۱۹۵۳ در لاهور حکومت نظامى اعلام و مودودى و یارانش را دستگیر و راهى زندان کرد . اینان در یک دادگاه نظامى محکوم به مرگ شدند، ولى فشار جهانى باعث شد که حکم اعدام به حبس ابد تبدیل شود و در سال ۱۹۵۵ در دادگاه عالى کشور تبرئه و آزاد شدند . (ر . ک: ابوالاعلى مودودى، ص ۳۶۲) .۱۹) اذ قال الله یا عیسى انى متوفیک و رافعک الى و مطهرک من الذین کفروا و جاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الى یوم القیامه ثم الى مرجعکم فاحکم بینکم فیما کنتم فیه تختلفون» درباره این آیه نظرات متفاوتى از سوى مفسران ابراز شده است و مع الاسف کتب قادیانیه در دسترس نیست تا بدانیم که آیه «وقولهم انا قتلنا المسیح عیسى بن مریم رسول الله و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم و ان الذین اختلفوا فیه لفى شک منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن و ما قتلوه یقینا بل رفعه الله الیه و کان الله عزیزا حکیما» (نساء/۱۵۷ – ۱۵۸) و یا آیه «و السلام على یوم و لدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا» (مریم/۳۳) را چگونه تفسیر کرده اند، ولى بشیر الدین محمود احمد این آیات (۱۵۷ – ۱۵۸ سوره نساء) را این گونه ترجمه کرده است: عبارت «ولکن شبه لهم» را به «بلکه او را در نظر آنان به شکل انسانى مصلوب درآوردیم» و عبارت «مالهم به من علم الا اتباع الظن» را به «تاکنون این حدس و خیال را به اطمینان مبدل ننموده اند» ترجمه کرده و عبارت «و ما قتلوه یقینا» را ترجمه نکرده و نیاورده است و عبارت «بل رفعه الله الیه» را به «خداوند عیسى را در محضر خود عزت بخشید» ترجمه کرده است و آیه «و ان من اهل الکتاب الا لیومنن به قبل موته و یوم القیامه یکون علیهم شهیدا» را به «و از میان اهل کتاب کسى نیست که پیش از مرگ به واقعیت این امر ایمان نیاورد و در روز یامت خود عیسى علیه آنان شهادت خواهد داد» ترجمه کرده است . (ر . ک: دیباچه تفسیر قرآن، اثر بشیرالدین محموداحمد، ص ۱۸۸) . گفتنى است که اکثر مفسران آیه فوق را دلیل زنده بودن عیسى مى دانند، ولى شیخ محمود شلتوت نیز مثل قادیانیه قائل است که عیسى بعدا به مرگ طبیعى مرده و به آسمان نرفته است . ر . ک: مجله مدرس، مقاله تصلیب مسیح، ش ۵، ۱۳۷۶ .۲۰) . ابن اثیر در کتاب جامع الاصول من احادیث الرسول از بخارى و مسلم و ترمذى و ابن داود روایتى را از ابوهریره، از پیامبر نقل مى کند که: «ینزل فیکم ابن مریم حکما مقسطا فیکسر الصلیب و یقتل الخنزیر و یضع الجزیه و یفیض المال حتى لایقبله احد» و در روایت دیگر، عبارت «ولیترکن القلاص فلا یسعى علیها و لیذهبن الشحناء والتباغض والتحاسد» اضافه شده است و در روایت دیگر، عبارت «لیس بینى و بینه – یعنى عیسى – نبى و انه نازل . . . فیقاتل الناس على الاسلام فیدق الصلیب و یقتل الخنزیر و یضع الجزیه و یهلک الله فى زمانه الملل کلها الا الاسلام و یهلک المسیح الدجال ثم یمکث فى الارض اربعین سنه ثم یتوفى و یصلى علیه المسلمون» آمده است . (ر . ک: جامع الاصول، ج ۱۱/۴۷ – ۴۸، و نیز صحیح بخارى، ج ۳ و ۴ – مجلد ثانى – ص ۶۳۳ باب ۹۴۵ و کتاب عقدالدرر فى اخبار المنتظر از یوسف بن یحیى مقدسى، ص ۲۲۹ – ۲۴۱ باب عیسى بن مریم یصلى خلفه) در اکثر روایات عبارت سوم «یضع الجزیه» است و احتمالا عبارت پایان دهنده جنگ (abolishwar که عین آن در روایات نیست از عباراتى همچون «لیترکن القلاص و لیذهبن الشحناء» به دست آمده است که تفسیر خاصى از این عبارت است که مخالف شرح و تفسیر نووى بر این روایات است . (درباره شرح این روایات بنگرید: شرح امام نووى بر صحیح مسلم، چاپ دارالفکر، مجلد اول – ج ۱ و ۲ – ص ۱۸۹ – ۱۹۴) . باید دانست که در صحیح بخارى در روایتى دیگر آمده است «کیف انتم اذا انزل ابن مریم و امامکم منکم» این روایات درباره حضرت عیسى است و نمى دانیم چرا نویسنده آن را با مهدى منطبق دانسته است؛ البته بنابر نظر قادیانیه که مسیح همان مهدى است و هر دو همان غلام احمد هستند، این دیدگاه صحیح است، ولى دیگران این تفسیر را قبول ندارند . به احتمال بسیار نویسنده مقاله آقاى فریدمن، به کتب حدیث مراجعه نکرده و فقط تفسیر آن را در کتب احمدیه دیده و به آنها اعتماد کرده است و یا جانبدارانه این روایت را طبق مشرب قادیانیه معنا کرده است که با توجه به کتاب وى با نام تداوم نبوت احتمال دوم تقویت مى شود . عجیب تر از کار وى، گفتار محمود احمد در کتاب دیباچه تفسیرالقرآن است که با توجه به تصریح پیامبر که عیسى رجعت خواهد کرد، مى نویسد: «پیامبر اسلام، اعتقاد اشتباهى را که مردم درباره رستاخیز عیسى دارند، اصلاح کرد و ثابت نمود که عیساى بنى اسرائیل دوباره به این جهان نخواهد آمد» (ص ۱۸۹) .
منبع : فصلنامه هفت آسمان، شماره ۱۷،

 

برچسب ها: قادیانیه
نوشته قبلی

وحى و نبوت یهودى

نوشته‌ی بعدی

علم هیئت یا نجوم بین مسلمانان

مرتبط نوشته ها

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز
آخر الازمان

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام
امام باقر (ع)

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

شیعه علی علیه السلام
امام علی (ع)

شیعه علی علیه السلام

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت
امام هادی (ع)

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

انقلاب های علویان معاصر امام عسکری (ع)
امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع) و منحرفان فکری

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

نوشته‌ی بعدی

علم هيئت يا نجوم بين مسلمانان

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

آخرالزمان و نشانه های شگفت انگیز

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

شیعه علی علیه السلام

شیعه علی علیه السلام

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا