۲۸ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

قصه پر غصه طفلان مسلم در سیما

0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اگر رسانه ملی به موضوعی بپردازد که از اساس مبنای درستی ندارد، بعید است؛ حتی با کاری مداوم و در زمانی مستمر بتوان، اثرات تخریبی آن را از افکار جامعه زدود. از این مقوله است سریال «طفلان مسلم علیهم‏السلام» که در نزد اصحاب تاریخ و خبرگان حوزه تاریخ اسلامی، از تحریفات مسلم مرتبط با فاجعه جانگداز عاشوراست.در میان این جعلیات و تحریفات، قضیه منسوب به فرزندان مسلم، به دلیل مهارت سازندگان آن در پردازش این قصه که به دلیل ارتباط موضوع با کشته شدن دو کودک نابالغ سرتاسرعاطفی و به یک درام شباهت دارد، از ویژگی خاصی برخوردار بوده و هست.در این کتاب ارزشمند (مقتل ابومخنف)که حجم مختصری دارد و در صدر منابع دست اول تاریخی و حاوی مطالبی، درباره حوادث پس از مرگ معاویه تا شهادت امام حسین علیه‌السلام است، هیچ اثر و نشان و یادی از طفلان مسلم و فرار و دستگیری و شهادت آنان نیست. این عدم پرداخت به مسئله خود دلیل و سند محکمی بر نادرست بودن قضیه طفلان مسلم است.چگونه می‌توان تصور کرد اگر این قضیه و قصه از صحت تاریخی برخوردار بود، از چشم تیزبین ابومخنف که به فاصله دو نسل از حادثه کربلا، کتاب مقتل خود را (دارای ۱۱۳ روایت گاه بسیار کوتاه) نوشته است، به دور مانده است؟ همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، با اینکه این کتاب (تاریخ طبری) بیشتر از دو قرن پس از حادثه کربلا نگاشته شده، ولی در آن هیچ اشاره‌ای به طفلان مسلم وجود ندارد.مورد دومی که در تواریخ اسلامی به شهادت دو طفل اشاره دارد و از قضا آن‌ها را فرزندان مسلم می‌داند، مربوط به قرن چهارم و شیخ صدوق رحمه‌الله (متوفای ۳۸۱ هجری) در کتاب امالی است. وی این حادثه را با واسطه و به نقل از هشت نفر که آخرین آن‌ها ابی محمد نام دارد و از بزرگان کوفه است، در کتاب خود آورده است. شیخ صدوق در نقل این روایت تاریخی، هیچ اشاره‌ای به منابع مکتوب پیش از خود در این زمینه ننموده و صرفاً مطلب را به صورت نقل قول و شفاهی آورده است.(۱)روایت دیگر که اشاره به شهادت دو طفل در قضیهٔ کربلا دارد، مربوط به قرن ششم و مورخ معروف ابی الموید الموفق بن احمد المکی معروف به خوارزمی (متوفای ۵۶۸) است که وی نیز این حادثه را به طور شفاهی نقل کرده و آنان را فرزندان جعفر طیار علیه‌السلام می‌داند نه مسلم بن عقیل. کتاب خوارزمی در زمرهٔ منابع دست دوم موضوع قیام کربلاست.مرحوم محدث قمی رحمه‌الله نیز در کتاب شریف نفس المهموم فی مصیبه سیدنا الحسین المظلوم علیه‌السلام ضمن نقل حادثه مرتبط با دو طفل مسلم به نقل از مرحوم شیخ صدوق در اظهار نظری ستودنی می‌گوید: کشته شدن این دو طفل با این تفصیل در نزد من بعید است؛ لکن من آن را به‌خاطر اعتمادبه شیخ صدوق و رجال اسنادش ذکر کردم. در این داستان ساختگی عبیداللّه بن زیاد ،خون آشام، قسی القلبی که به ده نفر نابکاری که بر جسد مطهر حسین علیه‌السلام در کربلا اسب راندند انعام می‌دهد، چگونه است که بر سر کشتن این دو طفل، ناگهان رقیق القلب شده و دستور می‌دهد غلام او گردن قاتل آن دو طفل را بزند.!اگر این حادثه صحت داشته باشد که ندارد، می‌بایست قبور این دو طفل در کوفه و در اطراف دارالاماره در نزدیکی مسجد کوفه که قبر حضرت مسلم علیه‌السلام در زاویه غربی آن واقع است و در اطراف قبر مسلم پدرشان یا نزدیکی آن باشد نه در اطراف کربلا و در روستای مسیب(س) که در سی کیلومتری کربلا واقع است. پرسش مهم این است این دو طفل اگر از زندان عبیداللّه در کوفه رها شده باشند، چگونه در طی یک روز، مسیر بیشتر از هشتاد کیلومتری کوفه به کربلا را، با پای پیاده طی کرده‌اند و در مسیب اسیر شده و به شهادت رسیده‌اند؟! اگر این دو کودک در مسیر کربلا به کوفه از اردوی اسیران اهل بیت جدا شده‌اند، چگونه است که مادر آن‌ها و حضرت زینب علیهاالسلام و امام سجاد علیه‌السلام که قافله سالار اسیران بودند، در این باره هیچ عکس‌العملی از خود نشان نداده و با خونسردی راهشان را به طرف کوفه ادامه داده‌اند؟ آیا می‌توان این بی‌تفاوتی را، از حتی انسان‌های عادی و معمولی درباره ناپدید شدن دو کودک خردسال یتیم انتظار داشت؟ چه رسد به امام سجاد علیه‌السلام و شیرزن کربلا زینب کبری رحمه‌الله با آن همه احساس مسئولیتی که نسبت به همراهان مصیبت‌زده خود داشتند.چگونه است که ابوالفرج اصفهانی (متوفای ۴۱۳هجری) در قرن پنجم در کتابی به نام مقاتل الطالبین که اسامی شهدای آل ابی طالب علیه‌السلام را تا سال ۳۱۳ ذکر می‌کند، از نام این دو طفل هیچ سخنی به میان نمی‌آورد؟
چگونه است که شیخ مفید رحمه‌الله در قرن پنجم (متوفای ۴۱۳هجری) در کتاب الارشاد و سید بن طاووس رحمه‌الله (متوفای ۶۶۴هجری) در قرن هفتم در کتاب مقتل معروف خود به نام مقتل الحسین که به نام اللهوف فی قتلی الطفوف معروف است و هر دو از مقاتل دست دوم مشهور و معتبر شیعی هستند، درباره دو طفل مسلم سکوت اختیار کرده و به نقل شیخ صدوق دراین باره هیچ وقعی ننهاده‌اند؟اگر روایت طبری را بپذیریم که این دو طفل فرزندان عبداللّه‌بن جعفر طیار علیه‌السلام بوده‌اند، باید یادآور شویم عبداللّه نه دو فرزند بلکه پنج فرزند پسر داشته که سه فرزند وی عون، محمد و عبداللّه در کربلا به شهادت رسیده و طفل نبوده‌اند و دو فرزند دیگر وی ابوبکر و عون اصغر در واقعه حره در سال ۶۳ هجری به شهادت رسیده و در مدینه دفن شده‌اند!نقد مقاله :
1. در مورد ادعای اول نویسنده که مدعی شده است قضیه طفلان مسلم از اساس مبنای درستی ندارد و نزد اصحاب تاریخ و خبرگان حوزه تاریخ اسلامی از تحریفات مسلم مرتبط با فاجعه جان گداز کربلاست، باید گفت: قصه این دو طفل که طبری در کتابش اشاره ای جزئی به آن کرده است و دو طفل را، از فرزندان عبدالله بن جعفر یا از فرزندان جعفر می‌داند، توسط یکی از بزرگ‌ترین و موثق‌ترین عالمان شیعه هم، با ذکر سلسله اسناد،بیان شده است. در خصوص اعتماد به نقل شیخ صدوق در ادامه مقاله،مطالبی را بیان خواهیم کرد. اما نکته‌ای که در اینجا در صدد بیان آن هستیم این است که تقریباً قریب به اتفاق محققان و مورخان، این قصه را با همه اختلافاتی که در آن است، مورد پذیرش قرار داده‌اند. ما هم قبول داریم که اختلاف و بعضاً اشتباه در بخش‌هایی از این روایت وجود دارد. اما این اختلافات جزئی دال بر بطلان این قضیه از اساس نیست. علاوه بر طبری که اشاره‌ای به قضیه کرده و شیخ صدوق و خوارزمی که با تفصیل و با اختلافاتی قصه را بیان کرده‌اند، بسیاری از محققان اصل قضیه را پذیرفته‌اند و روایت را در کتاب‌های خویش آورده‌اند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.الف) شیخ عباس قمی هر چند تفصیل قضیه را نپذیرفته، اما از اساس هم روایت را انکار نکرده است. ایشان به نقل شیخ صدوق اعتماد کرده و می‌نویسد: «چون شیخ صدوق که رئیس المحدثین و مروج اخبار و علوم ائمه است، آن را نقل کرده و در سند آن جمله‏ای از علما اجلاء اصحاب ما واقع است، ناگزیر ما نیز متابعت ایشان کردیم و این قضیه را ایراد نمودیم».(2) ایشان علاوه بر ذکر آن در منتهی الامال(۳) در نفس المهموم(۴) نیز روایت را ذکر کرده است.ب) علامه مجلسی رحمه‌الله این دو روایت را در بحارالانوار آورده است: ۱. روایت صدوق؛ ۲. روایتی از مناقب قدیم. علامه قائل است این دو روایت مشابه هم هستند.(۵) ایشان هیج نقدی بر روایات نیاورده است.ج) محمد مهدی حائری در معالی السبطین این دو روایت را یکی از کتاب امالی شیخ صدوق و دیگری را از ناسخ التواریخ نقل کرده است.(۶)د) عبدالرزاق موسوی مقرم در کتاب الشهید مسلم بن عقیل این روایت را پذیرفته است. و برخی از شبهاتی که در این زمینه وجود دارد را پاسخ گفته است.(۷)ر) محمد صحتی سردرودی در کتاب مقتل الحسین علیه‌السلام که در واقع تحقیق و ترجمه‌ای از روایات شیخ صدوق در خصوص واقعه عاشورا است، روایت را بیان کرده، ولی نقدی بر آن ذکر نکرده است.(۸)ز) شیخ عبداللّه بحرانی در العوالم دو روایت دراین رابطه را نقل کرده و همانند علامه مجلسی نقدی بر مطالب روایات ندارد.(۹)و) ذبیح الله محلاتی در کتاب فرسان الهیجاء روایت صدوق را ذکر کرده است.(۱۰)م) محمدباقر شریف القرشی روایت را نقل کرده و برخی از شبهات را هم پاسخ داده است.(۱۱)ی) علامه عبدالواحد الشیخ احمد المظفر به اختلافاتی که در این قضیه وجود دارد اشاره دارد و برخی از شبهات را پاسخ داده است.(۱۲)۲. مطلب دیگر در رابطه با این جمله که «این داستان در مقتل ابومخنف و دیگر منابع نیست» باید به این نکته اشاره کرد که نبودن این واقعه در مقتل ابومخنف و الارشاد و… دال بر بطلان این واقعه از اساس نیست. ابومخنف و دیگران، تمامی قضایای مربوط به واقعه کربلا را موبه مو نقل نکرده‌اند. امثال شیخ مفید هم بنایشان بر اختصار بوده است. اشاره طبری به قضیه و ذکر کامل شیخ صدوق و دیگران می‌تواند تا حدی موجب اطمینان به صحت روایت باشد.۳. اما در اینکه این دو طفل از فرزندان مسلم بن عقیل هستند یا از فرزندان یا نوادگان عبدالله بن جعفر، این اختلاف در نقل روایت نمی‌تواند موجب بطلان آن شود.سؤال این جاست که آیا این احتمال وجود ندارد که اصل روایت درست است، فقط طبری و دیگرانی هم که نام پدر این کودک را غیر از مسلم بن عقیل ذکر کرده‌اند اشتباه کرده باشند؟ به نظر می‌رسد با توجه به مطالبی که در پی می‌آید، طبری و دیگران که نام پدر این دو طفل را غیر از مسلم نوشته‌اند، اشتباه کرده‌اند.(۱۳) مسلم است که این دو طفل از فرزندان جعفر نمی‌توانند باشند، همان گونه که در مقاله نیز به این مطلب اشاره شده است. چرا که جعفرطیار علیه‌السلام در جنگ موته به شهادت رسید و فرزندان او در واقعه کربلا، تقریباً نشان از ۵۰ سال بیشتر داشته‌اند.ذبیح الله محلاتی می‌نویسد: «اختلاف در موضوع ابراهیم و برادرش محمد از چند جهت است: یکی آنکه آیا این دو فرزندان مسلم بن عقیل‏اند، چنانچه صدوق در امالی ذکر کرده و مشهور السنه همین است؟ یا اینکه فرزندان عبدالله بن جعفرند یا فرزندان خود جعفر؟ سپس می‏نویسد: فرزند بلاواسطه جعفر اگر تا واقعه کربلا زنده بود، لازم بود که مردی کهنسال مانند خود عبدالله بن جعفر باشد (فرزندان جعفر هم نمی‏توانند باشند) چرا که فرزندان جعفر اسامی آنها مشخص است.»(14)علامه محقق عبدالواحد شیخ احمد المظفر می‌نویسد: اینکه این دو طفل از فرزندان مسلم بن عقیل باشند، همچنان‌که صدوق نقل کرده، اقوی و اشهر است.(۱۵)بنابراین روایتی که می‌گوید این اطفال، از اولاد جعفر یا فرزندان جعفر می‌باشند، دارای خدشه است.(۱۶) اختلافی که در نام پدر این دو طفل در منابع است نمی‌تواند روایت را از اساس باطل کند.۴. اما اینکه ابوالفرج اصفهانی گفته محمد و عبدالله از فرزندان مسلم در کربلا به شهادت رسیده‌اند، دلیل بر این نمی‌شود که دو نفر دیگر از فرزندان مسلم بعداً در کوفه یا جای دیگری به شهادت نرسیده باشند. بله شکی نیست که یکی از فرزندان‌مسلم که در کربلا به شهادت رسیده، نامش محمد بوده؛ اما به این نکته باید توجه داشت که در نام فرزندان مسلم که در کوفه یا جای دیگر به شهادت رسیده‌اند، اختلاف است. منابع می‌نویسند: یکی از آن دو طفل به اتفاق علما، ابراهیم نام داشته؛ دومی آیا عبدالرحمن است یا محمد یا جعفر، در آن اقوالی است.(۱۷) شیخ صدوق در داستان طفلان، نام آن‌ها را ذکر نکرده است. شیخ عباس قمی از جمله کسانی است که از آن‌ها نام برده است. ایشان می‌نویسد: من بر پنج تن از فرزندان مسلم دست یافتم:۱. عبداللّه؛ ۲. محمد که در کربلا کشته شدند؛ ۳و۴. دو تن دیگر از فرزندان مسلم به روایت مناقب قدیم محمد و ابرهیم بوده‌اند که مادرشان از فرزندان جعفر طیار علیه‌السلام است.(۱۸)برخی هم نام این دو طفل را ابراهیم و جعفر گفته‌اند. همانند ابن جوزی در مناقب.(۱۹)بنابراین اولاً: کسی به طور قطع و یقین نگفته که نام این دو طفل محمد و ابراهیم بوده است. ثانیاً: اگر بر فرض هم نام یکی محمد باشد، اشکالی پیش نمی‌آید. (امام حسین علیه‌السلام هم نام سه تن از فرزندانش علی بوده است.) البته ذبیح الله محلاتی می‌نویسد: «تواریخ به ما نشان نمی‏دهد که مسلم دو پسر به نام محمد داشته باشد، ممکن است آن پسر که در کوفه، با برادرش ابراهیم شهید شده، نام دیگری داشته باشد و به محمد شهرت پیدا کرده است».(20)5 . نکته بعدی در مورد این جملهٔ ایشان که گفته «این روایت را تنها شیخ صدوق در امالی ذکر کرده و این نقل انفرادی اعتبار ندارد». در پاسخ باید گفت اولاً: شیخ صدوق روایت را با ذکر سلسله سند آورده است؛ در حالی که بسیاری از داستان‌ها سندی ندارند. این عالم بزرگوار تا جایی مورد قبول علمای شیعه قرار گرفته که روایات مرسل او در حکم مسند دانسته شده است.(۲۱)ثانیاً: در سند روایت افرادی چون محمد بن مسلم،حمران بن اعین و پدر شیخ صدوق ذکر شده‌اند. شیخ صدوق از جمله عالمانی است که همه بزرگان حدیث و رجال، در طی ده سده پس از وفات او تاکنون، همه او را ستوده‌اند و بر جایگاه بلند علمی و شخصیت معنوی او،تأکید کرده‌اند.(۲۲)شیخ طوسی رحمه‌الله در فهرست آورده است: «او (شیخ صدوق) جلیل القدرحافظ احادیث، آگاه به رجال، ناقد روایت است. در میان قمی‏ها هیچ کس در حفظ حدیث و کثرت دانش به پای او نمی‏رسد».(23)شیخ صدوق شخصیتی است که به دعای حضرت ولی عصر(عج) متولد شده است و خودش همواره به این امر افتخار می‏کرد.(۲۴) درکتاب ستارگان درخشان آمده است: شیخ صدوق که جریان شهادت طفلان مسلم را بدین نحو نگاشته،از فحول و اقدم محدثین شیعه به شمار می‏رود و چون این محدث عالی‏قدر شهادت طفلان مسلم را بدین نحو نوشته، برای اطمینان قلب کافی است…».(25)علاوه براین،روایت در منابع دیگر چون مقتل الحسین خوارزمی و… نقل شده است. بنابراین ادعای جعل و تحریف به این بزرگ مرد صحیح نیست.۶. اما اینکه بیان شده روایت شیخ صدوق و خوارزمی در چندین جهت اختلاف دارند باید گفت: اولاً اختلاف در نقل این روایت اختلافاتی جزئی است و این امر تا حدی طبیعی است. بدون شک در نقل یک قضیه نسبتاً طولانی توسط دو یا چند نفر راوی، اختلافات جزئی ممکن است رخ دهد. ثانیاً برخی از اختلافات نقل شده اصولاً اختلاف نیست. مثلاً یکی از راویان نام غلام قاتل را ذکرکرده و دیگری سکوت کرده است. یکی نام دو طفل را ذکر نکرده و یکی نام آن‌ها را محمد و ابراهیم نوشته است.۷. در بخش دیگری از مقاله بیان شده که عبیدالله در این داستان فردی رقیق القلب معرفی شده است. و این با قساوت قلبی که وی داشته سازگار نیست. در جواب باید گفت: اولاً: چه لزومی دارد که فرد قسی‌القلب همه جا قساوت قلب و خشونت به خرج دهد؟. همین فرد قسی القلب چرا وقتی امام سجاد علیه‌السلام در مجلسش جواب او را داد،فوق العاده ناراحت شد و می‌خواست حضرت را به قتل برساند اما این کار را نکرد؟ ثانیاً: ممکن است عبیداللّه در این قضیه دلش به رحم آمده باشد.چرا که در روایت آمده وقتی عبیدالله با سرهای بریده این دو طفل مواجه شد، بی‌اختیار سه مرتبه از جای خود برخاست و دوباره نشست. علاوه بر اینکه قاتل در حضور عبیدالله به بی‌رحمی خویش در قتل بچه‌ها اقرار کرد.(۲۶)ثالثاً:معلوم نیست که عبیداللّه دستور داده بوده که سرهای این دو طفل را برایش بیاورند. شاید عبیدالله آن‌ها را زنده می‌خواسته است. شیخ صدوق می‌نویسد: وقتی قاتل سرها را نزد عبیدالله برد، عبیدالله به او گفت چرا آن‌ها را زنده نزد من نیاوردی؟(۲۷). علاوه بر این، شما که نقل شیخ صدوق را در مورد دل رحمی عبید الله نپذیرفته‌اید، باید نقل طبری را نیز در این رابطه قبول نداشته باشید. چون طبری می‌نویسد: عبیدالله دستور داد قاتل دو پسر بچه عبدالله بن جعفرکشته شود و خانه‌اش ویران شود.(۲۸)۸ .اشکال دیگری که در مقاله در این قضیه نقل شده این است که چرا قبر طفلان مسلم در نزدیکی کوفه (محل زندان آن‌ها) نیست. در پاسخ به این بخش باید گفت: در اینکه بچه‌های مسلم در کدام منطقه زندانی بوده‌اند، عبیدالله چه زمان از فرار کردن آن‌ها از زندان آگاه شده، کجا به شهادت رسیده‌اند، بدن آن‌ها آیا دفن شده یا نشده؟ به نتیجه قطعی نمی‌توان رسید. عبدالرزاق موسوی مقرم می‌نویسد: «تأمل در روایت، مفید این نکته است که این دو طفل در شبی که در آن شب از زندان فرار کردند، به خانه آن پیرزن نیامده‏اند. قطعاً ابن زیاد از فرار بچه‏ها در آن شب واقف نشده است. ممکن است فردای آن شب آگاه شده باشد. همچنان‏که معلوم نیست داماد آن پیرزن همان شب به خانه پیرزن آمده یا در شب دوم یا بعد از آن. پس تشکیک در روایت از جهت دوری محلی که در آن کشته شده‏اند، از کوفه که محل حبس آنها بوده، در صورتی درست است که فرض شود آن مرد (قاتل) همان شب فرار بچه‏ها، آنها را دستگیر کرده است. اما با احتمال دست‏یابی وی به بچه‏ها در شب‏های بعد، روایت مشکلی ندارند.علاوه براینکه روایت آشکارا نمی‏گوید که بچه‏ها در همان شهر (کوفه) حبس شده‏اند. پس احتمال بعض علما به اینکه ابن زیاد آنها را به مردی داده باشد که وی آنها را زندانی کند، اگر چه در خانه‏اش خارج کوفه و اینکه آن خانه خیلی بعید از موضع قتل آنها نباشد،احتمال خوبی است.»(29) سپس می‌نویسد: بنابراین به خاطر پاره‌ای از احتمالات نمی‌توان منکر قضیه شد و این محل را محل شهادت طفلان مسلم ندانست.(۳۰)علامه عبدالواحد شیخ احمد المظفر نیز می‌نویسد: «ظاهر از همهٔ روایات وارده در این فاجعه غم‌انگیز،این است که این دو طفل به فرات پرتاب شدند و بعد از شهادت در آب فرو رفتند و ظاهرنشدند که دفن شوند. اما این دو قبرهایی که در «مسیب» به اسم دو طفل مسلم وجود دارد،احتمالاً در محل زندان بودن آنها یا موضع شهادت آنها ساخته شده باشد».(31)طبق برخی از نقل‌ها نیز آب فرات جسد آن‌ها را به نزدیک کربلا آورد و مردم جسد آن‌ها را از آب گرفتند و همانجا به خاک سپردند. از این رو مرقد شریف این دو کودک در شهر مسیب واقع در چهار فرسخی کربلا قرار گرفته است.(۳۲)مقرم در خصوص محلی که به قبر طفلان مسلم اشتهار یافته می‌نویسد: «بنابر آنچه از روایت استفاده می‏شود، بدن این دو طفل را در فرات افکنده‏اند. این موضع (قبر طفلان مسلم) محل شهادت طفلان مسلم یا محلی است که آنها را از فرات بیرون آورده‏اند و دفن کرده‏اند».(33)9. نکته پایانی که در خصوص این قضیه تشکیک شده این است که چرا اهل بیت به جدایی این‌ها از کاروان اسرا توجهی نکردند؟ در جواب باید گفت: در اینکه طفلان مسلم آیا در کربلا همراه کاروان اسرا بوده‌اند یا همراه پدرشان از مدینه به کوفه رفته‌اند، و یا در هنگام غارت خیمه‌ها متواری شده‌اند،سپس به چنگ ماموران زیاد افتاده‌اند، اختلاف است. قول اخیر را برخی از منابع ترجیح داده‌اند. عبد الواحد شیخ احمد المظفر می‌نویسد:«قصه اسارت این دو طفل مختلف است. بنا به قولی: ۱. همراه پدرشان بودند که اسیر شدند و زندانی شدند که بعید است.۲. در لشکر امام حسین علیه‌السلام بودند و زندانی شدند، سپس فرار کردند این هم بعید است. چون از اسرای بنی هاشم کسی زندانی نشد و همگی به مدینه برگشتند. ۳. قول صواب این است که آن‌ها از وحشت و اضطراب هنگام هجوم خیل دشمن (بعد از شهادت امام حسین علیه‌السلام) فرار کردند و به منطقه عتیکیات در نزدیکی مسیب از زمین کربلا رسیدند و مهمان زن آن مرد شقی شدند و سپس به شهادت رسیدند.(۳۴) مرحوم اشتهاردی می‌نویسد: بنابر قول سوم آنها به زندان نیفتاده‌اند(۳۵). نکته دیگری که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که سیره مشتهربین شیعه این بوده که محل قبور طفلان مسلم در شهرک مسیب، محل شهادت آن‌ها بوده است و درادوار مختلف برای آن‌ها شک حاصل نشده است.(۳۶)۱۰.هرچند داستان طفلان مسلم در منابعی چون مقتل ابومخنف، الارشاد و لهوف و… نیامده است،اما نقل شیخ صدوق و پذیرش این قول توسط بسیاری از علما موجب می‌شود که نتوان این قضیه را از اساس منکر شد و آن را جزء جعلیات و تحریفات مرتبط با واقعه عاشورا دانست. بله در نقل این روایت اختلافاتی وجود دارد، اما این اختلافات دراین قضیه نسبتاً مفصل، تا حدی طبیعی است و نمی‌توان به صرف وجود این اختلاف به طورکلی قضیه را منکر شد.پی نوشتها :۱.شیخ عباس قمی ، به نقل از شیخ صدوق، حماسه کربلا، ترجمه نفس المهموم، قم، انتشارات قائم آل محمد، ۱۳۸۴.۲. شیخ عباس قمی، منتهی الامال، بی‌جا، حسینی، ۱۳۷۰، ص ۳۸۲.۳. همان، صص ۳۷۹ـ۳۸۲.۴. شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ترجمه شیخ محمدباقر کمرهای در کربلا چه گذشت قم، جمکران، چاپ اول، ۱۳۷۰، صص ۱۹۸ـ۲۰۴.۵. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳، ج ۴۵، صص ۱۰۵و ۱۰۶.۶. محمدمهدی حائری؛ معالی السبطین، تبریز، مکتبه قرشی، بی‌تا، ج ۲، ص ۴۱.۷. عبدالرزاق موسوی مقرم؛ الشهید مسلم بن عقیل، بی‌تا، بی‌جا، ص ۱۹۸ به بعد.۸. محمد صحتی سردرودی؛ مقتل الحسین، تهران، نشرهستی نما، ۱۳۸۱، صص ۲۰۸ ـ ۲۱۶.۹. شیخ عبدالله بحرانی؛ العوالم الامام الحسین علیه‌السلام، قم، امیر، ۱۴۰۷، صص ۳۵۳ ـ ۳۶۰.۱۰. ذبیح الله محلاتی؛ فرسان الهیجاء، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۹۰ چاپ دوم، ص ۱۷.۱۱. محمد باقر شریف القرشی؛ مسلم بن عقیل، قم، دارالهدی، ۱۳۸۲، چاپ اول، ص ۷۰.۱۲. عبدالواحد الشیخ احمد المظفر؛ سفیر الحسین مسلم بن عقیل، بی‌جا، شریف الرضی، ۱۳۸۰، چاپ اول، ص ۱۹.۱۳. شاید چون مادر این دو طفل از فرزندان جعفر طیار بوده است، شیخ عباس قمی؛ (منتهی الامال پیشین ص ۳۷۸)باعث اشتباه طبری شده است.۱۴. ذبیح‌اللّه محلاتی؛ پیشین، صص ۱۷و۱۸.۱۵. عبدالواحد الشیخ احمد المظفر؛سفیر الحسین مسلم بن عقیل ،ص۱۹.۱۶. البته همان گونه که بیان شد، همین روایات هم می‌توانند از جهتی صحیح باشند. چرا که مادر طفلان مسلم از فرزندان جعفر طیار بوده است.۱۷. عبدالواحد؛ الشیخ احمد المظفر،سفیر الحسین مسلم بن عقیل ،ص۱۹.۱۸. شیخ عباس قمی، منتهی الامال،ص ۳۷۸.۱۹. مجید زجاجی کاشانی؛ مسلم قهرمان سفیران، کاشان، مرسل، ۱۳۸۲، ص ۱۳۸.۲۰. ذبیح‌اللّه محلاتی؛ پیشین، ج ۲، ص ۱۶۰، ذیل کلمه محمد بن مسلم بن عقیل.۲۱. محمد صحتی سر درودی، پیشین، ص ۲۳ مقدمه.۲۲. علی نصیری، آشنایی با جوامع حدیثی شیعه و اهل سنت، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۵ چاپ اول، ص ۷۹.۲۳. محمدبن حسن طوسی؛ الفهرست موسسه النشرالفقاهه، ۱۴۱۷، ص ۲۳۷.۲۴. نجاشی؛رجال النجاشی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۶، چاپ پنجم، ص ۲۶۱.۲۵. ستارگان درخشان، تهران، کتاب‌فروشی اسلامیه، ۱۳۴۵، ج ۵، ص ۲۸۰.۲۶. علی نصیری، آشنایی با جوامع حدیثی و اهل سنت،ص ۷۹.۲۷. همان.۲۸. محمدبن جریر طبری؛ تاریخ الرسل و الملوک، مصر، ج ۵ ص ۳۸۹ (حدثنا عمار الدهنی عن ابی‌جعفر…).۲۹. عبدالرزاق موسوی مقرم؛ الشهید مسلم بن عقیل ،ص۱۹.۳۰. همان.۳۱. عبدالواحد الشیخ احمد المظفر؛سفیر الحسین مسلم بن عقیل ،ص۱۹.۳۲. محمد محمدی اشتهاردی؛ پیشین، صص ۱۷۴ ـ ۱۷۵ به نقل از حائری در معالی السبطین.۳۳. عبدالرزاق موسوی مقرم، الشهید مسلم بن عقیل ،ص ۱۸۹؛ محمد باقر شریف القرشی نیز می‌نویسد: دو قبه‌ای که برای آن‌ها در مسیب و به اسم آن‌ها ساخته شده، شاید موضع شهادت آن‌ها باشد، چرا که بدن آن‌ها در فرات افکنده شد. قرشی، مسلم بن عقیل، ص ۷۰.۳۴. عبدالواحد الشیخ احمدالمظفر، سفیر الحسین مسلم بن عقیل ،صص۱۹و۲۰.۳۵. محمد محمدی اشتهاردی؛ پیشین، ص ۱۵۸.۳۶. مقرم؛ الشهید مسلم بن عقیل ،ص ۱۹۰، محمد محمدی اشتهاردی به نقل از شیخ علی‌اکبر سیبویه صاحب کتاب مفتاح الولایه ساکن کربلا حکایتی نقل می‌کند در این حکایت به عنایت حضرت زهرا علیهاالسلام به این محل و به طفلان مسلم و گریه آن حضرت برای این اطفال اشاره شده است. محمد محمدی اشتهاردی، پیشین، ص ۱۷۵.
منبع:نشریه بازتاب اندیشه ،شماره ۱۰۸ناقد :یدالله حاجی زاده
 
 

نوشته قبلی

حضرت محسن (ع)

نوشته‌ی بعدی

خانواده در حقوق ایران

مرتبط نوشته ها

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام
امام باقر (ع)

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

شیعه علی علیه السلام
امام علی (ع)

شیعه علی علیه السلام

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت
امام هادی (ع)

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

انقلاب های علویان معاصر امام عسکری (ع)
امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع) و منحرفان فکری

خطوط اصلی زندگی امام صادق (ع)
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اتحاد اسلامی

چهل حدیث از امام هادی (ع)
امام هادی (ع)

مبارزات سیاسی امام هادی (ع)

نوشته‌ی بعدی

خانواده در حقوق ايران

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

مبارزات سیاسی امام باقر علیه السلام

شیعه علی علیه السلام

شیعه علی علیه السلام

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

امام هادی (ع) مشعلدار هدایت

انقلاب های علویان معاصر امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع) و منحرفان فکری

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا