۲۲ بهمن ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

مباهله پیامبر (ص) جلوه گاه حقانیت اسلام

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مدینه اولین باری است که میهمانانی چنین غریبه را به خود می‌بیند. کاروانی متشکل از شصت میهمان ناآشنا که لباس‌های بلند مشکی پوشیده‌اند، به گردنشان صلیب آویخته‌اند، کلاه‌های جواهرنشان برسر گذاشته‌اند، زنجیرهای طلا به کمر بسته‌اند و انواع و اقسام طلا و جواهرات را بر لباس‌های خود نصب کرده‌اند.وقتی این شصت نفر برای دیدار با پیامبر، وارد مسجد می‌شوند، همه با حیرت و تعجب به آن‌ها نگاه می‌کنند. اما پیامبر بی‌اعتنا از کنار آنان می‌گذرد و از مسجد بیرون هم هیات میهمان و هم مسلمانان، از این رفتار پیامبر، غرق در تعجب و شگفتی می‌شوند. مسلمانان تاکنون ندیده‌اند که پیامبر مهربانشان به میهمانان بی‌توجهی کند.به همین دلیل، وقتی سرپرست هیات مسیحی، علت بی‌اعتنایی پیامبر را سؤال می‌کند ، هیچ‌کدام از مسلمانان پاسخی برای گفتن پیدا نمی‌کنند.تنها راهی که به‌نظر همه می‌رسد، این است که علت این رفتار پیامبر را از حضرت علی بپرسند، چرا که او نزدیک‌ترین فرد به پیامبر و آگاه‌ترین، نسبت‌به دین و سیره و سنت اوست. مشکل، مثل همیشه به دست علی حل می‌شود. پاسخ او این است که:«پیامبر با تجملات و تشریفات ، میانه‏اى ندارند; اگر مى‏خواهید مورد توجه و استقبال پیامبر قرار بگیرید، باید این طلاجات و جواهرات و تجملات را فرو بگذارید و با هیاتى ساده، به حضور ایشان برسید.»این رفتار پیامبر، هیات میهمان را به‌یاد پیامبرشان، حضرت مسیح می‌اندازد که خود با نهایت سادگی می‌زیست و پیروانش را نیز به رعایت سادگی سفارش می‌کرد.آنان از این‌که می‌بینند، در رفتار و کردار، این همه از پیامبرشان فاصله گرفته‌اند، احساس شرمساری می‌کنند.میهمانان مسیحی وقتی جواهرات و تجملات خود را کنار می‌گذارند و با هیاتی ساده وارد مسجد می‌شوند، پیامبر از جای بر می‌خیزد و به گرمی از آنان استقبال می‌کند.شصت دانشمند مسیحی، دور تا دور پیامبر می‌نشینند و پیامبر به یکایک آن‌ها خوشامد می‌گوید. در میان این شصت نفر، که همه از پیران و بزرگان مسیحی نجران هستند، «ابوحارثه‏» اسقف بزرگ نجران و «شرحبیل‏» نیز به چشم می‌خورند. پیداست که سرپرستی هیات را ابوحارثه اسقف بزرگ نجران ، برعهده دارد. او نگاهی به شرحبیل و دیگر همراهان خود می‌اندازد و با پیامبر شروع به سخن‌گفتن می‌کند: «چندى پیش نامه‏اى از شما به‏دست ما رسید، آمدیم تا از نزدیک، حرف‏هاى شما را بشنویم‏».پیامبر می‌فرماید:«آنچه من از شما خواسته‏ام، پذیرش اسلام و پرستش خداى یگانه است‏».و برای معرفی اسلام، آیاتی از قرآن را برایشان می‌خواند.اسقف اعظم پاسخ می‌دهد: «اگر منظور از پذیرش اسلام، ایمان به خداست، ما قبلا به خدا ایمان آورده‏ایم و به احکام او عمل مى‏کنیم.»پیامبر می‌فرماید:«پذیرش اسلام، آثار و علایمى دارد که با آنچه شما معتقدید و انجام مى‏دهید، سازگارى ندارد. شما براى خدا فرزند قائلید و مسیح را خدا مى‏دانید ، درحالى که این اعتقاد، با پرستش خداى یگانه متفاوت است.»اسقف برای لحظاتی سکوت می‌کند و در ذهن دنبال پاسخی مناسب می‌گردد. یکی دیگر از بزرگان مسیحی که اسقف را درمانده در جواب می‌بیند، به یاری‌اش می‌آید و پاسخ می‌دهد:«مسیح به‏این دلیل فرزند خداست که مادر او مریم، بدون این‏که با کسى ازدواج کند، او را به‏دنیا آورد. این نشان مى‏دهد که او باید خداى جهان باشد.»پیامبر لحظه‌ای سکوت می‌کند.ناگهان فرشته وحی نازل می‌شود و پاسخ این کلام را از جانب خداوند برای پیامبر می‌آورد. پیامبر بلافاصله پیام خداوند را برای آنان بازگو می‌کند: «وضع حضرت عیسى در پیشگاه خداوند، همانند حضرت آدم است که او را به قدرت خود از خاک آفرید…» (1)و توضیح می‌دهد که «اگر نداشتن پدر دلالت‏بر خدایى کند، حضرت آدم که نه پدر داشت و نه مادر، بیشتر شایسته مقام خدایى است. درحالى که چنین نیست و هر دو بنده و مخلوق خداوند هستند.»لحظات بکندی می‌گذرد، همه سرها را به‌زیر می‌اندازند و به‌فکر فرو می‌روند. هیچ یک از شصت دانشمند مسیحی، پاسخی برای این کلام پیدا نمی‌کنند. لحظات به‌کندی می‌گذرد; دانشمندان یکی یکی سرهایشان را بلند می‌کنند و درانتظار شنیدن پاسخ به یکدیگر نگاه می‌کنند، به اسقف اعظم، به شرحبیل; اما.. سکوت محض.عاقبت اسقف اعظم به‌حرف می‌آید:«ما قانع نشدیم. تنها راهى که براى اثبات حقیقت‏باقى مى‏ماند، این است که با هم مباهله کنیم. یعنى ما و شما دست‏به دعا برداریم و از خداوند بخواهیم که هرکس خلاف مى‏گوید، به عذاب خداوند گرفتار شود.»پیامبر لحظه‌ای می‌ماند. تعجب می‌کند از اینکه اینان این استدلال روشن را نمی‌پذیرند و مقاومت می‌کنند. مسیحیان چشم به دهان پیامبر می‌دوزند تا پاسخ او را بشنوند.در این‌حال، باز فرشته وحی فرود می‌آید و پیام خداوند را به پیامبر می‌رساند. پیام این است:«هرکس پس از روشن شدن حقیقت، با تو به انکار و مجادله برخیزد، [به مباهله دعوتش کن] بگو بیایید، شما فرزندانتان را بیاورید و ما هم فرزندانمان، شما زنانتان را بیاورید و ما هم زنانمان. شما جان‏هایتان را بیاورید و ما هم جان‏هایمان، سپس با تضرع به درگاه خدا رویم و لعنت او را بر دروغگویان طلب کنیم.» (2)پیامبر پس از انتقال پیام خداوند به آنان، اعلام می‌کند که من برای مباهله آماده‌ام. دانشمندان مسیحی به هم نگاه می‌کنند، پیداست که برخی از این پیشنهاد اسقف رضایتمند نیستند، اما انگار چاره‌ای نیست.زمان مراسم مباهله، صبح روز بعد و مکان آن صحرای بیرون مدینه تعیین می‌شود.دانشمندان مسیحی موقتا با پیامبر خداحافظی می‌کنند و به اقامتگاه خود باز می‌گردند تا برای مراسم مباهله آماده شوند.صبح است، شصت دانشمند مسیحی در بیرون مدینه ایستاده‌اند و چشم به دروازه مدینه دوخته‌اند تا محمد با لشکری از یاران خود، از شهر خارج شود و در مراسم مباهله حضور پیدا کند.تعداد زیادی از مسلمانان نیز در کنار دروازه شهر و در اطراف مسیحیان و در طول مسیر صف کشیده‌اند تا بیننده این مراسم بی‌نظیر و بی‌سابقه باشند.نفس‌ها در سینه حبس شده و همه چشم‌ها به دروازه مدینه خیره شده است.لحظات انتظار سپری می‌شود و پیامبر درحالی که حسین را در آغوش دارد و دست‌حسن را در دست، از دروازه مدینه خارج می‌شود. پشت‌سر او تنها یک مرد و زن دیده می‌شوند. این مرد علی است و این زن فاطمه.تعجب و حیرت، همراه با نگرانی و وحشت‌بر دل مسیحیان سایه می‌افکند.شرحبیل به اسقف می‌گوید: نگاه کن. او فقط دختر، داماد و دو نوه خود را به همراه آورده است.اسقف که صدایش از التهاب می‌لرزد ، می‌گوید:«همین نشان حقانیت است. به‏ جاى این که لشکرى را براى مباهله بیاورد، فقط عزیزان و نزدیکان خود را آورده است، پیداست‏به حقانیت دعوت خود مطمئن است که عزیزترین کسانش را سپر بلا ساخته است.»شرحبیل می‌گوید: «دیروز محمد گفت که فرزندانمان و زنانمان و جان‏هایمان. پیداست که على را به‏عنوان جان خود همراه آورده است.»«آرى، على براى محمد از جان عزیزتر است. در کتاب‏هاى قدیمى ما، نام او به‏عنوان وصى و جانشین او آمده است…»دراین حال، چندین نفر از مسیحیان خود را به اسقف می‌رسانند و با نگرانی و اضطراب می‌گویند:«ما به این مباهله تن نمى‏دهیم. چرا که عذاب خدا را براى خود حتمى مى‏شماریم.»چند نفر دیگر ادامه می‌دهند: «مباهله مصلحت نیست. چه‏بسا عذاب، همه مسیحیان را دربر بگیرد.»کم‌کم تشویش و ولوله در میان تمام دانشمندان مسیحی می‌افتد و همه تلاش می‌کنند که به‌نحوی اسقف را از انجام این مباهله بازدارند.اسقف به بالای سنگی می‌رود، به اشاره دست، همه را آرام می‌کند و درحالیکه چانه و موهای سپید ریشش از التهاب می‌لرزد، می‌گوید:«من معتقدم که مباهله صلاح نیست. این پنج چهره نورانى که من مى‏بینم، اگر دست‏به دعا بردارند، کوه‏ها را از زمین مى‏کنند، درصورت وقوع مباهله، نابودى ما حتمى است و چه‏بسا عذاب، همه مسیحیان جهان را دربر بگیرد.»اسقف از سنگ پایین می‌آید و با دست و پای لرزان و مرتعش، خود را به پیامبر می‌رساند. بقیه نیز دنبال او روانه می‌شوند.اسقف در مقابل پیامبر، با خضوع و تواضع، سرش را به زیر می‌افکند و می‌گوید: «ما را از مباهله معاف کنید. هر شرطى که داشته باشید، قبول مى‏کنیم.»پیامبر با بزرگواری و مهربانی، انصرافشان را از مباهله می‌پذیرد و می‌پذیرد که به‌ازای پرداخت مالیات، از جان و مال آنان و مردم نجران، در مقابل دشمنان، محافظت کند.خبر این واقعه، به سرعت در میان مسیحیان نجران و دیگر مناطق پخش می‌شود و مسیحیان حقیقت‌جو را به مدینه پیامبر سوق می‌دهد.
پی‌نوشت‌ها:
1. «ان مثل عیسى عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون‏». آل عمران (۳)، آیه ۵۹.۲. «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم، فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت‏الله على الکاذبین‏». آل عمران (۳)، آیه ۶۱.
منبع: ماهنامه موعود جوان شماره ۱۶
 
 

نوشته قبلی

داستان مباهله

نوشته‌ی بعدی

مباهله به چه معناست؟

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟
بدون دسته ( پیشفرض)

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟

نوشته‌ی بعدی

مباهله به چه معناست؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

نگاهی به علل غیبت امام زمان (عج)

نگاهی به علل غیبت امام زمان (عج)

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)

اسوه ایثار، الگوگیری از شخصیت حضرت عباس (ع)

اسوه ایثار، الگوگیری از شخصیت حضرت عباس (ع)

نقش امام باقر (ع) در بنیانگذاری اجتهاد

نقش امام باقر (ع) در بنیانگذاری اجتهاد

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا