۱۸ اسفند ۱۴۰۴

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

نگاهی به شیعیان بُهره‌ (۱)

0
SHARES
10
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 

مقدمه   فـرقه بُهره داوودی یکی از مذاهب منشعب از تشیع است که در سطح جهان چند میلیون نفر پیرو دارد. اساس این فرقه بر انتخاب‌ داوطلبانه آن قرار گرفته است، لذا افراد هر یک از جوامع بهره، آزادانه این مذهب را پذیرفته‌اند و در قبول و یا رد آن آزادند. تـاریـخ بهره تا زمان امامت المستنصر باالله‌، خلیفه فاطمی با تاریخ اسماعیلیه مشترک است. پس از مرگ نابهنگام اسماعیل، فرزند بزرگ امام صادق(ع) که پنج سال پیش از شهادت امام ششم شیعیان صورت گرفت، حضرت، نص امامت را بر موسی‌ پسر دیگر خود قرار داد. با این حال، گروهی از یاران امام صادق(ع) با این انتصاب مخالفت نموده و بر امامت اسماعیل پای‌ فشردند. گروهی از آنان حتی منکر مرگ اسماعیل شدند و مرگ او را تقیـه‌ای بـرای مصـونیـت از سـوء قصـد دشمنان دانستنـد. ایـن‌ انشعـابیـون سپـس محمـد پسـر اسـمـاعیل را امام بعدی دانستند و با عدم قبول امامت موسی کاظم(ع)، رسماً از سایر شیعیان جدا شدند. بدین‌سان شاخه» نوینی از تشیع پدید آمد که پیروان آن خود را اسماعیلیان یا اسماعیلیه خواندند. در زمان خلافت‌ هارون‌الرشید، خلیفه» عباسی، به سـبـب خـطـری کـه نـسـبت به حضور محمد بن اسماعیل در بغداد احساس می‌کرد، وی را مورد تعقیب قرار داد. محمد‌ ‌چندی زندانی شد و سپس به شرط آنکه از مرکز حکومت عباسیان دور گردد، آزاد شد. وی مدتی در ناحیه» دماوند، نزدیک ری پنهان شد و سپس به دژی در نهاوند رفت و از آنجا رهسپار سابور و فرغانه شد و در همان مکان‌ درگذشت. ‌پس از مرگ محمد، اسماعیلیه به‌طور پراکنده تبلیغاتی را انجام می‌دادند تا سرانجام با روی کار آمـدن حـکومت فاطمیان‌ مصر، این فرقه بسیار قدرتمند شد و مبلّغانی را به سراسر مملکت اسلامی آن زمـان، اعـزام نمود. پس از مرگ المستنصر، هـشـتـمـیـن خلیفه» فاطمی و امام اسماعیلی‌ها، اختلافی بین اسماعیلیان بروز نمود؛ زیرا گروهی از آنـان، نزار‌ ‌پسر بزرگ وی را رهبر اسماعیلیه‌ها دانستند و گروه دیگر، مستعلی فرزند کوچک وی را پـیشوای اسماعیلیان خواندند. این امر سبب بروز درگـیـری‌ سـخـتـی بین دو برادر شد و به انشعاب اسماعیلیه‌ها انجامید؛ به طوری که پیروان نزار‌ ‌نسل آقاخانیه‌های فعلی را تشکیل دادند (مشهورترین پیشوای آنان حسن صباح‌‌ ‌در قرن ششم هجری در زمان حکومت سلجوقیان در ایران قیام کرد و قلعه الـموت را به عنوان پایگاه اصلی خود قرار داد) و پیروان مستعلی‌‌ ‌به «مستعلیون» معروف شدند که بــاقـیـمـانـده آنـان امـروزه بـه «بهره» موسومند. مستعلیون در قرن ششم هجری ابتدا به یمن و از آنجا به هند مهاجرت کردند و در این سرزمین سکونت یافتند؛ به‌ طوری که هنوز بخش اعظم بهره‌ها در هند سکونت دارند و پیشوای آنان (داعی مطلق نایب امام بیست و یکم) نیز در شهر بمبئی اقامت دارد.
 تاریخ شیعیان بهره، اسماعیلیه‌های مصر و طیبی‌های یمنی‌   در ســال ۴۸۷ هـ.ق ۱۰۹۴م پــس از مـرگ المستنصر باالله‌، شکافی در جامعه اسماعیلی‌ها به وجود آمد. گروهی از آنان از پسر بزرگ المستنصر، نزار‌ ‌تبعیت نمودند و گروهی دیگر از پسر جوان وی، احمد المستعلی پیروی کردند و از سایر اسماعیلی‌ها جدا شدند. پس از آنکه المستعلی‌‌ ‌در سن ۲۸ سالگی مـسموم شد و از دنیا رفت، پسرش، الا‌مر رشته امامت را به دست گرفت، ولی‌ او نیز در سال ۵۲۴ هـ.ق ۱۱۳۰ م طی توطئه‌ای از سوی دشمنان به قـتل رسید. گفته می‌شود وی با پیش‌بینی مرگ خود، پسرش الطیب‌‌ ‌را مدتی پس از تولدش به عنوان جانشین خویش معرفی کرده، در همان زمان عموی خود، عبدالمجید‌ ‌را نایب‌السلطنه قرار داده بود. عبدالمجید‌ ‌با تصاحب حقوق دیگران، خود را محق، حامی و نگهبان واقعی خط امامت دانست و حکمرانی خود را آغاز نمود. الطیب‌‌ ‌نیز از انظار پنهان گشت. ‌عبدالمجید‌ ‌با عنوان «الحافظ» ‌حکمرانی خود را شــروع نـمــود و اگــرچـه جـانشیـن اصلـی و مـسـتـقـیم‌الامـر نــبــود، ولـی سـازمـان مـرکزی‌ مـسـتـعلـی‌هـا (الـدعوه) جانشینی بالفعل وی را پــذیــرفــت. بــا ایـن کـار، شـمـار بــســیـاری از اسماعیلی ‌های مستعلیه در سوریه و مصر، الحافظ را به عنوان حکمران خود پذیرفتند و در نتیجه خلیفه فاطمی، حکمرانی خود را از مصر ادامـه داد. بـا وجـود بـه رسـمـیت‌ شناخته شدن عبدالمجید‌ ‌از سوی الدعوه، برخی از اجتماعات مستعلیه در مصر، سوریه و یمن خط الامر‌ ‌و الطیب را پیش‌ کشیدند و از آن حمایت و طرفداری نمودند و اعـلام کـردنـد الـطیب‌، دهمین خلیفه فاطمی و بیست‌ویکمین امام اسماعیلی در سال ۱۱۳۲ غیبت نموده است. ‌در همان زمان، اسماعیلی‌های مستعلی که به یمن مهاجرت کرده بودند، تحت حکمرانی زنی به نام المولاتنا حره الملکه‌ بودند که توسط المستنصر‌ ‌و الامر،‌ ‌به عنوان حجت یمن منصوب شده بود. ملکه حره زنی مسن در عین حال قدرتمند بود؛ لذا تـوسـط سـازمـان مرکزی اسماعیلی‌های مستعلی (الدعوه) به عنوان رهبر انتخاب شد و با این کار طرفدار و حامی الطیب‌‌ ‌پسر الامر که در غیبت به سر می‌برد، باقی ماند. ملکه حره‌‌ ‌پیش از مرگ اولین داعی مطلق مستعلی‌ها، سیدنا، صاحب ذوِیب بن موسی‌‌ ‌را به این مقام منصوب نمود و از آن زمان، آنها به طیبی‌ها مشهور شدند. ‌در آن زمان اجتماعات امیریه در مصر و سوریه پراکنده بودند، ولی تحت رهبری داعی مطلق سوم‌‌ ‌-کـه در نـگـاشـتن جزوات‌ مذهبی نقش مهمی داشت- توانستند نفوذ چشم‌گیری در کوه‌های هراز به وجود آورند و پس از مدتی، فعالیت آنها فراتر از مرزهای یمن گسترش پیدا کرد. طیبی‌ها همانند یمنی‌ها تاجرپیشه بودند؛ چراکه این کشور در خط سـیـر تـجـاری اقیانوس هند قرار داشت و دارای ارتباطات تجاری زیادی با شمال غربی هندوستان بود، لذا طیبی‌های تاجرپیشه، اجتماعات مذهبی‌ متعددی در شهرهای ساحلی ایجاد کردند.
 اسماعیلی‌های طیبی در هندوستان‌   تاریخ حضور اسماعیلیان در هندوستان و دعوت اسماعیلی در این کشور، به سال‌ها پیش از حمله سلطان محمود غزنوی‌‌ ‌به هند باز می‌گردد و پیش از آن نیز المعزالدین الله معد بن اسماعیل ‌(‌319ـ۳۶۵ هـ.ق) خلیفه فاطمی با داعی‌الدعاه اسماعیلی هند مکاتبه داشته است. در زمان همین خلیفه بود که اسـمـاعـیلـیـان بـر مـولـتـان تسلط یافتند. خلیفه المستنصر باالله‌‌ ‌نیز به داعی‌گری‌ اهمیت زیادی می‌داد و مبلّغانی در زمان خلافت وی به هندوستان اعزام شدند. ‌پس از به وجود آمدن شاخه طیبی‌های مستعلیه نیز توجه به اعزام داعیان به هندوستان ادامه یافت. ایـن امر به‌تدریج‌ سبب افزایش شمار پیروان این مذهب شد و در نتیجه تلاش‌های یکی از داعیان بزرگ طیبی و کراماتی که به وی نسبت داده‌ شد، نــخـست وزیر و پادشاه سید‌هاراج جیا سنگلیها و بهارمال‌‌ ‌نیز به این آیین روی آوردند. ‌پس از آن به‌تدریج شمار بسیاری از گجراتی‌های هند نیز به آیین طیبی روی آوردند و تعدادشان روز به روز فزونی یافت. در قرن پانزده میلادی بهره‌ها تحت آزار و اذیـت سـلاطـیـن سـنی‌مذهب گجرات قرار گـرفـتند؛ ولی در عین حال این اذیت و آزار قابل مقایسه با کشتار آنها در یمن در سال‌های بعد از آن نبود. ‌در آن دوره، مـستعلی‌های هند و یمن با وجود فاصله جغرافیایی، همچون یک واحد عمل می‌کردند و تحت اوامر یک داعی‌ که در یمن بود، انجام وظیفه می‌نمودند. در سال ۱۵۳۱ مقام داعی مطلق به یک هندی به نام یوسف نجم‌الدین بن سلیمان‌ واگذار شد. وی کرسی دعوت را در یمن نگاه داشت؛ ولی جانشین وی، جلال بن حسن -که او نیز هندی بود- ادارات مرکزی‌ دعوت را به شهر گجرات منتقل نمود و از آن پس طیبی‌های یمن توسط نماینده داعی مطلق در هـنـد رهـبری می‌شدند؛ همان‌ طوری که قبلاً طیبی‌های هند توسط نماینده داعی مطلق در یمن رهبری می‌شدند. ‌با این حال، این ترتیب چندان دوام نیافت. در سال ۱۵۳۸ پس از مرگ داعی بیست و ششم (داوود بن عجب‌شاه) بر سر جانشینی وی اختلاف افتاد و داوود برهان الدین بن قطب شاه در شهر «‌Sidhpur» هند به مقام داعی مطلق نایل آمد؛ ولی نایب‌ داعی داوود بن عجب‌شاه در یمن که سلیمان ابن الحسن‌‌ ‌نام داشت، ادعا کرد وی قبلاً توسط داعی بیست و ششم به این سمت‌ انتخاب شده است و لذا هر دو خود را داعی مطلق خواندند. این اختلاف و شکاف از آن زمان ایجاد گشت و از آن عهد طیبی‌های یمنی به سلیمانی‌ها و طیبی‌های هند به داوودی‌ها مشهور شدند. ‌داوودی‌هـا کـه اکـثریت مستعلی‌ها را تشکیل می‌دادند، به‌تدریج روابط تجاری و بازرگانی خود را با یمن قطع نمودند و سعی‌ کردند جامعه خود را در هند تقویت کنند. آنها با وجود آزار و اذیت امپراتوری مغول هند، جامعه خود را گسترش دادند و جامعه» بهره‌های مستعلیه، ستون‌های خود را در گجرات و اطراف آن استوار ساخت. کرسی دعوت نیز ابتدا برای چند سال در احـمدآباد استقرار یافت و سپس به جمع‌نگار، مـاندوی، موندار، اوجین، برهانپور و بالاخره شهر سورات منتقل گشت. ادارات‌ مرکزی بهره‌ها برای چندین سال طولانی در سورات باقی ماند و در همین شهر بود که مدرسه دینی «الجامعه السیفیه» در سال‌ 1814 م بنا نهاده می شود. ‌در سال‌های بعد که فعالیت‌های تجاری از شهر سورات به بمبئی منتقل شد، اکثر داوودی‌ها نیز به بـمبئی آمدند و از اوائل‌ قرن بیستم (۱۹۲۰ـ۱۹۲۱) کرسی دعوت و سازمان مرکزی نیز به بمبئی منتقل گشت. از آن زمان تا کنون، مرکز اصلی داعی‌ مطلق بهره‌ها در هندوستان باقی مانده است و بهره‌ها برای دیدار رهبر خود رهسپار این کشور می‌شوند.‌ گفتنی است با توجه به آنکه داوودی‌ها بیشتر تـاجـرپـیـشـه بـوده‌انـد، لذا به فرقه بهره مشهور گشته‌اند. کلمه «‌Vorhorvu» نیز در زبان گجراتی بـه معنی تجارت است؛ البته برخی از هندوها و مـسلـمـانـان سنی نیز بهره نامیده می‌شوند، ولی مـعـمولاً در هندوستان، اسماعیلی‌های مستعلیه داوودی به بهره‌ها شهرت یافته‌اند، هر چند که خود آنـهـا تـرجیح می‌دهند جامعه شیعیان‌ اسماعیلی طیبی خوانده شوند.
 سلسله مراتب دعوت بهره‌های داوودی ‌ ‌   اسـتـقـرار جـمـاعات شیعیان بهره داوودی در کشورهای مختلف جهان، اگرچه تا حدودی ناشی از تلاش افراد بهره بوده است، ولی‌ نظم و انسجام مـوجـود در سازمان و جوامع آنها، از عوامل مهم پیشرفت این اقلیت مذهبی به شمار می‌رود. هر یک از جماعات‌ بهره‌ها سازمانی رسمی متعلق به آنها به شمار می‌رود و هر کدام از بهره‌ها عضو این جماعات مـحـسـوب مـی‌شـونـد. جـماعت، کوچک‌ترین و پایین‌ترین واحد در سازمان تشکیلاتی بهره‌ها از نظر سلسله مراتب محسوب می‌گردد و در حدود ۴۷۰ جـمـاعت بهره‌های داوودی در سطح جهان وجود دارد. داعی مطلق یا رهبر بهره‌های داوودی معمولاً اجـازه ورود افراد به‌ جماعات را صادر می‌کند و اســاســنــامه ویژه‌ای نیز برای جماعت تصویب مـی‌کـنـد؛ الـبـتـه وی مـستقیماً افراد و مسئولان جـمـاعـت‌هـا را مـنصوب نمی‌کند، بلکه در واقع اساسنامه انتخابات مسئولان جماعت و هیأت امنا را پیش‌بینی می‌کند. پس از انتخابات و مشخص شدن افـراد، فـهـرسـت آنان نزد داعی مطلق فرستاده می‌شود و او تصویب نهایی را به همراه دعای خیر برای آنان‌ ارسال می‌کند. ‌تشکیلات شاخه طیبی‌های بهره بر روی محور داعی می‌چرخد. آنها معتقدند نقش داعی مطلق در قـرآن و هـمین طور در احادیث و روایات امامان اسماعیلی آمده است، ولی تفسیر این آیات باطنی است نه ظاهری و لذا داعی مطلق است که می‌تواند آن را استدراک نماید. همچنین آنان معتقدند هر امامی می‌تواند در برهه‌ای از زمان از دیده‌ها پنهان گردد؛ همان طور که امام بیست‌ویکم، مولانا طیب‌‌ ‌در عالم «ستر» به سر می‌برد؛ لذا به اعتقاد آنها، در حال حاضر تنها یک امام در روی زمین به‌ صورت ناپیدا زندگی می‌کند که در واقع وصی و جانشین پیامبر اکرم(ص) است و مأموریت وی از طریق داعـی مـطلق انجام‌ می‌گیرد. امام در واقع منبع خیرات، قوانین و بالاخره قدرت نهایی است؛ لذا بهره‌ها معمولاً هر ملکی یا مالی را که در راه خدا اهدا می‌کنند، به نام امام خود هبه می‌نمایند. از دیگر اعتقادات بهره‌ها این است که تا زمانی که امام در غـیـبـت به سر می‌برد، نماینده وی به نام داعی مطلق از طرف وی کارها را انجام می‌دهد. سازمان مرکزی بهره‌ها که «دعوت» نام دارد نیز تعهد پیروی و اطاعت را از پیروان خود می‌گیرد و همان طور که امام نمی‌تواند بدون تعیین جانشین بمیرد، داعی مطلق نیز قبل از مرگ باید جانشین خود را تعیین نماید؛ البته این انتخاب که همانا هدایت الهی را پـیشه خود می‌سازد، بر اساس معیار تحصیلات، آموزش‌های معنوی و اخلاقی انجام می‌گیرد و لازم نیست داعی مطلق آینده، حتماً از بین خویشاوندان داعی مطلق‌ انتخاب گردد. ‌از آنجا که داعی مطلق نماینده ویژه امام بر روی زمین است و قدرت مطلق را از وی اکتساب می‌کند، بنابراین موقعیت‌ داعی مطلق و اعتقاد به آن، از امور مهم اعتقادی و آیین دینداری در میان بهره‌هاست و حکمرانی داعی مطلق در بین بهره‌های‌ داوودی از درجه اول اهمیت برخوردار است. ‌بهره‌ها داعی مطلق را معصوم، لغزش‌ناپذیر و دارای دانش مذهبی لازم، یعنی علم می‌دانند؛ از این‌رو، داعی با اقتدار کامل و تولیت بر تمام وجوه زندگی جامعه بهره‌ها، رئیس عالی سازمان دعوت به شـمـار مـی‌آید و با خودمختاری مطلق، حکومت‌ می‌کند. ‌مکان استقرار داعی مطلق از نخستین دهه‌های قرن بیستم، شهر بمبئی هندوستان بوده است؛ با این حال جایگاه دعوت‌ داوودی که به «ضرحی» شهرت دارد، در شهر سورات است. ‌دومین نفر، از نظر رتبه در جامعه بهره «مأذون» اسـت و سومین شخص در جامعه بهره‌ها از نظر تـشکیلاتی، «مکاسر» است‌ که در واقع دستیار مأذون به شمار می‌رود. این افراد که توسط داعی مطلق منصوب می‌شوند، در علم باطن نیز تبحر دارنـد کـه‌ در واقـع عـنـصـر تشکیل‌دهنده ایمان بـهـره‌هاست. گفته می‌شود برای رسیدن به این درجه از علم باطن، ۲۵ تا ۳۰ سال مطالعه‌ لازم است. ‌مـقام بعدی پس از «مکاسر» از آنِ «مشایخ» است. آنان که به «حدود» نیز معروف هستند، هجده شیخ را تشکیل می‌دهند و با وجود دارا بودن درجات مختلف، جملگی با عنوان بهایی «صاحب» خوانده می‌شوند. این مشایخ معمولاً به تعالیم اسماعیلی و زبان عربی تسلط دارند و در جامعه السیفیه تحصیل کرده‌اند. دیگر مقامی که در سلسله مراتب دعوتِ بـهره‌های داوودی قرار دارد، نماینده ویژه داعی، مـوسـوم بـه «عـامـل» اسـت. ایـن عـامـل‌هـا که «میان‌صاحب» نیز خوانده می‌شوند، از سوی داعی در جامعه‌ای‌ که در بـرگـیرنده بیش از پنجاه خانوار بـاشـد، مـنـصـوب مـی‌شـونـد. عـامـل‌هـا ریاست جماعت‌های خود را بر عهده دارند و کلیه امور، اعم از مـراسم دیـنـی، ازدواج، تـدفـیـن، خـتنه و مراسم اجـتـمـاعـی بـا اجازه آنها انجام می‌شود. عاملین شهرهای مهم بهره‌های‌ داوودی، همچون برهانپور، کراچی، اوجین و بمبئی معمولاً از بـیـن بـسـتگان مورد اعتماد داعی مطلق برگزیده می‌شوند. ‌پـایـیـن‌تـریـن مـرتـبه در سلسله مراتب دعوت داوودی‌ها «ملا» است. ملاها معمولاً از بین افراد جامعه خود انتخاب می‌شوند و تحت نظر عاملان انجام وظیفه می‌کنند و در برخی اوقات و در هنگام غـیـبـت عامل، نماز جماعت بهره‌های داوودی را برگزار می‌کنند. گاهی اوقات برخی از وظایف تبلیغی و دینی نیز به ملاها واگذار می‌شود. ‌مشایخ و ملاها معمولاً در زمینه «خاصی به جامعه» خود خدمت می‌کنند. اعطای این القاب توسط داعی صـورت مـی‌گـیـرد و ایـن‌ مقامات پس از دریافت لـقـب‌هـای خـود، صـاحـب عمامه‌های مخصوص سفیدرنگی می‌شوند که طی مراسم مذهبی بر سر آنها نهاده می‌شود.
 اعتقادات اساسی‌   اعتقادات اساسی این فرقه، آمیخته‌ای از مفاهیم (تـا حـدودی کـفرآمیز) دینی و بدعت‌های خاص بهره‌های داوودی است. آنها معتقدند: ‌ ‌ ‌1. تنها یک خدا وجود دارد. ‌2. قرآن، کتاب دینی شیعیان بهره است و کلیه این فرقه‌ها باید در فراگیری مفاهیم آن بکوشند؛ هرچند تنها داعیان و معدودی از بزرگان مذهبی به باطن قرآن وقوف دارند. حضرت محمد(ص) پیامبر خدا و حضرت علی(ع) وصی و شریک‌ اوست و همواره جانشین پیامبر اکرم(ص) به شمار می‌رود. ‌3. امـامـان، مـکمل پیامبران هستند؛ با این تفاوت که پیامبران مبلّغان شرایع ظاهری و امامان مبلّغان شرایع باطنی اسلام‌ می‌باشند. ‌4. نسل شیعیان فعلی از حضرت علی(ع) نشأت می‌گیرد که بعد از پیامبر(ص) دارای بالاترین درجه تقدیس و احترام‌ است‌. ‌5. پس از حضرت علی(ع) که مقامی بالاتر از امام دارد و «اساس» خوانده می‌شود، سایر امامان بـهـره داوودی عـبارتند از: امام حسن‌‌‌(ع)، امام حـسـیــن‌‌(‌ع)، امـام زیـن‌الـعـابـدیـن‌‌(‌ع)، امـام محمدباقر‌(‌ع)، امام جعفرصادق‌‌(ع)، اسماعیل‌، محمـد بـن اسمـاعیـل‌، عبـداللـه‌، احمد، حسین (مستـور)، مهـدی عبیـداللـه‌، القـائـم بـامرالله‌، المنصور بالله‌، المعزالدین الله‌، العزیز بالله‌، الحاکم بامرالله‌، الظاهر الاعزاز دین‌الله‌، المستنصر بالله‌، المستعلـی بـالله‌، الا‌مر باحکام‌الله‌‌ ‌و ابوالقاسم الطیب‌. ‌بهـره‌هـا سلسلـه خلفـای فـاطمـی را تـا الامر باحکام‌الله‌‌ ‌به عنوان امام قبول دارند، ولی چهار خلیفه بعد از او، الحافظ لدین‌الله، الضافر بامرالله، الفائز بالله و العاضدلدین‌الله‌‌ ‌را امام نمی‌دانند. امام بیست‌و‌یکم آنها طیب‌، بنا به عقیده بهره‌ها از نظر غایب‌ شده است. ‌6. مقام اسماعیل‌‌ ‌از سایر امامان بالاتر است؛ چون هر امام هفتمی مقام والاتری نسبت به شش امام قبلی دارد. ‌7. از تمام انبیا گناه صادر شده است؛ چون آنان مراتبی که مستحق آن نبوده‌اند از خداوند متعال درخواست کرده‌اند، ولی‌ حضرت علی(ع) و امامان نسل او هیچ‌گاه گناه نکرده‌اند؛ چون هیچ وقت از خداوند آنچه را که لایق آن نبوده‌اند، نخواسته‌اند. ‌8. ابلیس مرده است، ولی هر کس با امام زمان خود مخالفت کند، ابلیس است. ‌9. اگر امامی مرتکب فواحش یا محرمات شود، باز در مقام امامت باقی خواهد ماند. ‌10. آغاز ظهور ائمه از شهر مدینه بوده است و طی سال‌های ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ میلادی این مکتب در قاهره (مبدأ مذهب و فرهنگ فاطمیه) ادامه یافته است. ‌11. به تمامی امامان از ۲۱ به بعد، دستور داده شده است به طور مخفی و دور از اجتماع زندگی کنند. ‌12. از امام بیست‌و‌یکم به بعد، نمایندگان ائمه که داعـی مطلق نامیده می‌شوند، به عنوان راهبر و راهنمـا از طـرف ائمه برای‌ امت اسلام منصوب شده‌اند.
 اصول بنیادی‌   عـلاوه بر اعتقادات، بهره‌ها دارای چند اصل مـسلم و بدیهی هستند که تمام پیروان باید این اصول را بپذیرند. آنچه از متن این‌ اصول برمی‌آید، لزوم اطاعت بی‌چون و چرای آنان از امام حاضر و نماینده او، داعی پنجاه و دوم است؛ به‌گونه‌ای که طبق این‌ قوانین، کسی که از دستورات وی سرپیچی کـنـد، بـه‌سـخـتی مجازات و از جامعه خود طرد می‌شود.‌  اصل ۱   هویت یک مؤمن و حفظ این اعتبار، به درجات عقیده وی بستگی دارد. فرهنگ و آداب و رسوم امـامان مقدس، نمایانگر و مشخص‌کننده عقیده مؤمنان است؛ لذا برای شناخت این ارزش عالی مستـور در درون مـؤمنان و به‌کارگیری آن در راه‌ رستگاری و سعادت باید با پندگیری از اعمال و رفتار امـامان گذشته، به درجه خلوص عقیده و ایمان افزود.  ‌اصل ۲   ایمان مؤمن و عقیده وی سازنده دین و دنیای اوست. از ابتدای ظهور اسلام تاکنون، آل محمد و داعیان پس از وی، زندگی‌ مملو از حسن و زیبایی را بـه نحـو احسـن و بـرطبق مقررات مذهب انجام داده‌انـد. در پـرتـو ایـن امر، مؤمنان باید زندگی اجتماعی و شخصی خود را بر پایه راه و روش پیامبر و امامان قرار داده، در کلیه مسائل به سوی الله، پیامبر اکـرم(ص) و امـامـان پـس از وی‌ روند و از آنها استمداد جویند.  ‌اصل ۳   فراگیری علوم و دانش‌های گوناگون بر هر زن و مرد مؤمن واجب و ضروری است؛ البته این امر باید طبق رویه و خط و مشی‌ مشخص و خاصی بوده، مطابق با عزت و احترام به مؤمنان باشد. فراگیری علـوم مـذهبی و غیرمذهبی عمدتاً در راه تفاهم فلسفـه اسلام و هـدایت و ارشاد جامعه به سوی طریق حق به ‌کار می‌رود.  ‌اصل ۴   پروردگار عالم، انسان‌ها را با هدفی عالی خلق کرده و امکانات گوناگونی در اختیار آنها قرار داده است؛ لذا جماعت بهره باید همواره شکرگزار خداوند باشند و در راه تشکر از معبود خود گام بردارند.  ‌اصل ۵   تمـرینـات جسمـی در راه افزایش توانایی‌های فیزیکی و بدنی و توسعه قوای عقلی و مذهبی جوانان لازم و ضروری است؛ از این‌ رو اجرای برنامه‌های مناسب ورزشی در کنار دعوت و برنامه‌های مذهبی، مهم و سازنده می‌باشد. منبع: شیعه نیوز

 

نوشته قبلی

جنبش های شیعی در منطقه خلیج فارس

نوشته‌ی بعدی

نگاهی به شیعیان بُهره‌ (۲)

مرتبط نوشته ها

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

نوشته‌ی بعدی

نگاهی به شیعیان بُهره‌ (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

تفاوت پیامبر با امام در چیست؟

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

الو سلام حاج آقا / ۲۹

ولایت و فضایل امام علی (ع) از نگاه فخررازی در تفسیر کبیر

حقیقت و فلسفه امامت

محمد بن مسلم ثقفی

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا