30 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

هفت گفتار از امام هادى عليه السلام

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

حضرت امام على النقى عليه السلام در نيمه دوم ماه ذى الحجه، سال 212 ق در اطراف مدينه و در منطقه «صريا» چشم به جهان گشود. پدر گرامى اش حضرت جواد عليه السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربيه از بانوان با فضيلت تاريخ مى باشد. مشهورترين القاب آن گرامى نجيب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقيه، امين، مؤتمن، طيب، متوکل و عسکرى است و در برخى منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقيه عسکري» نيز گفته اند.آن بزرگوار در سال 220 و در هشت سالگى به مقام خطير امامت نائل گرديد و به مدت 33 سال رهبرى اهل ايمان را عهده دار بود. امام هادى عليه السلام دوران امامت خويش را با خلفاء ستمگر عباسى همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعين و معتز سپرى کرد.به مناسبت ولادت آن رهبر والاى شيعيان جهان به فرازهايى از گفتارهاى هدايتگرش گوش جان مى سپاريم.
عظمت بارى تعالى
شناخت وجود خداوند و اوصاف جلال و جمال بارى تعالى در حد شايستگى هر انسانى، به غير از طريق اهل بيت عليهم السلام امرى ناممکن است؛ گرچه هر کسى نسبت به فراخور استعدادش خداوند را مى شناسد و به او ايمان مى آورد؛ اما بيان عظمت حق از زبان اهل بيت عليهم السلام جلوه اى ديگر دارد و آنان کامل ترين و مطمئن ترين منبع وحى و سرچشمه توحيدند. امام هادى عليه السلام در تبيين صفات خداوند مى فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّى يُوصَفُ الَّذِى تَعْجِزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاْءَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاْءَبْصَارُ عَنِ الاْءِحَاطَةِ بِهِ نَأَى فِى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِى نَأْيِهِ کَيَّفَ الْکَيْفَ بِغَيْرِ أَنْ يُقَالَ کَيْفَ وَ أَيَّنَ الاْءَيْنَ بِلَا أَنْ يُقَالَ أَيْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَيْفِيَّةِ وَ الاْءَيْنِيَّةِ الْوَاحِدُ الاْءَحَدُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ؛ (1) خداوند متعال توصيف نشود، جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصيف مى شود آن وجودى که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است و اوهام و خيالات به آن نمى رسند و تصور و انديشه ها به حقيقتش آگاه نمى گردند و در افق نگاه چشمها نگنجد! او با همه نزديکى دور است و با همه دورى اش نزديک. چگونگى را پديد آورد و خودش چگونه نيست. مکان را آفريد، ولى خود مکانى ندارد و از چگونگى و مکان داشتن جداست. يگانه است و بى همتا. با شکوه است و نامها و اسمائش همه مقدس اند و پاک.»سعدى در بوستان در توضيح اين معنا سروده است:
جهان متفق بر الهيتش / فرو مانده از کنه ماهيتشنه ادراک بر کنه ذاتش رسد / نه فکرت به غور صفاتش رسدبشر ماوراى جلالش نيافت / بصر منتهاى جمالش نيافتنه هر جاى مرکب توان تاختن / که جاها سپر بايد انداختننه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم / نه در ذيل وصفش رسد دست فهمدر اين بحر جز مرد داعى نرفت / گمان شد که دنبال راعى نرفتچه شبها نشستم در اين سير گم / که دهشت گرفت آستينم که قُم
شکوه بندگى
از منظر فرهنگ متعالى توحيد، عبوديت و بندگى حضرت حق تعالى است که بالاتر از آن مقامى براى مخلوق متصور نيست:
بلندى بايدت افکندگى کن / خدا را باش و کار بندگى کن
امام دهم عليه السلام در تبيين مقام بندگى مى فرمايد:«مَنِ اتَّقَى اللَّهَ يُتَّقَى وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ يُطَاعُ وَ مَنْ أَطَاعَ الْخَالِقَ لَمْ يُبَالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقِينَ وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخَالِقَ فَلْيَيْقِنْ أَنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقِين؛ (2) هر که از نافرمانى خدا بپرهيزد، [مردم] از نافرمانى او پرهيز کنند و هر کس خدا را اطاعت کند، [ديگران] از او اطاعت مى کنند و کسى که از دستورات خالق فرمان برد، هيچ باکى از خشم مخلوقين نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آورد، او بايد بداند که از خشم مردم در امان نخواهد بود.»
گرت اين بندگى تمام شود / چرخ و انجم ترا غلام شود
مقام عبوديت و بندگى آن چنان اهميت دارد که امير مؤمنان على عليه السلام در اين زمينه به بندگى خود در برابر خداوند متعال افتخار مى کرد و مى فرمود: «إِلَهِى کَفَى بِى عِزّا أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْدا وَ کَفَى بِى فَخْرا أَنْ تَکُونَ لِى رَبّا أَنْتَ کَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِى کَمَا تُحِبُّ؛ (3) پروردگارا! اين عزت براى من بس است که بنده تو باشم و بالاترين افتخار براى من آن است که تو پروردگار من باشي. تو همان گونه اى که دوست دارم. پس مرا آن طورى که دوست دارى، قرار ده!»
ريشه ها و نتايج تکبر
در سيره تربيتى امام هادى عليه السلام براى تربيت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمى به زمينه ها و ريشه هاى خودپسندى اشاره شده است. آن حضرت مى فرمايد: «مَنْ اَمِنَ مَکْرَ اللَّهِ وَ أَلِيمَ أَخْذِهِ تَکَبَّرَ حَتَّى يَحِلَّ بِهِ قَضَاوُهُ وَ نَافِذُ أَمْرِهِ وَ مَنْ کَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ هَانَتْ عَلَيْهِ مَصَائِبُ الدُّنْيَا وَلَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ؛ (4) هر کس از مکر و مؤاخذه دردناک خداوند، خود را در امان احساس کند، تکبر مى ورزد تا اينکه با قضا و تقدير خداوند مواجه گردد؛ اما انسانى که بر دليل روشنى از پروردگارش دست يافته است، مصيبتهاى دنيا بر او سخت نخواهد بود؛ گرچه قطعه قطعه شده و [اجزاء بدنش] پراکنده شود.»طبق اين رهنمودِ ارزشمند، هر شخصى در راه رسيدن به تکامل و مقام والاى انسانيت لازم است که هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذه اش غفلت نکند. غفلت از خداوند و روز معاد، انسان را به انواع مفاسد دچار مى کند و در حقيقت از خدا فراموشى به خود فراموشى تنزل يافته، هدف خود را در زندگى گم مى کند. چنين فرد غافلى از خود هرگز نمى پرسد که:
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود / به کجا مى روم آخر ننمايى وطنم
اما اگر انسان خود را در پرتو نور الهى قرار دهد و از نسيم رحمت حق بهره ور گردد، هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنيوى مغلوب نمى گردد؛ چرا که به پشتوانه اى قوى همچون نيروى حق تکيه زده و در حصارى محکم پناه گرفته است.بنابراين، ريشه مهم لغزشها، خطاها و آلوده شدن به صفات ناپسند، همان غفلت از خداوند و خود فراموشى است که اشخاص را از رسيدن به اهداف والاى انسانى باز مى دارد.امام دهم عليه السلام در روايتى ديگر به عواقب زيانبار صفت ناپسند تکبر اشاره کرده و در اين مورد هشدار داده و فرموده است: «مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَيْهِ؛ (5) هر کس از خود راضى باشد، غضب کنندگان بر او بسيار خواهند شد.»صفت تکبر انسان را نه تنها در معرض خشم مردم، بلکه مورد غضب خداوند نيز قرار مى دهد که در قرآن فرمود: «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِينَ»؛ (6) «خداوند گردنکشان [و متکبران] را دوست ندارد.»عذاب جهنم و محروميت از الطاف الهى از ديگر رهاوردهاى تکبر است.
خويشتن را بزرگ مى بيني؟ / راست گفتند يک دو بيند لوچ
در روايت آمده است که روزى حضرت سليمان بن داود عليهماالسلام امر کرد که تمام پرندگان و انس و جن به همراه او بيرون آمده، در بساط شگفت انگيز سليمان عليه السلام جاى گيرند. دويست هزار نفر از بنى آدم و دويست هزار نفر از جنيان با او بودند. بساط او به قدرى بلند شد که صداى تسبيح ملائکه را در آسمانها شنيد. سپس بساط او آن قدر پايين آمد که کف پايش به دريا رسيد. در آن حال، ندايى آسمانى به اصحاب سليمان عليه السلام گفت: اگر در دل فرمانرواى شما (سليمان عليه السلام ) ذره اى تکبر بود، بيشتر از آنچه بلند کرده اند، او را به زمين فرو مى بردند. (7)
ز خاک آفريدت خداوند پاک / پس اى بنده افتادگى کن چو خاکتواضع سر رفعت افرازدت / تکبر به خاک اندر اندازدت
ارزش علم و دانش
کسب علم و دانش از مهم ترين شيوه هاى رسيدن به قله کمال است و انسان بدون علم ره به جايى نمى برد. امام دهم عليه السلام بر اين باور بود که براى نيل به مقاصد عالى انسانى لازم است که افراد به دنبال دانش و معرفت باشند؛ چرا که بدون آگاهى هيچ رهروى به مقصد نرسد.آن رهبر فرزانه در گفتارى ارزشمند مى فرمايد: «إِنَّ الْعَالِمَ وَ الْمُتَعَلِّمَ شَرِيکَانِ فِى الرُّشْدِ؛ (8) دانشمند و دانشجو هر دو در رشد و هدايت شريک اند.» اگر علماء و متفکران جامعه تلاش نکنند و عموم مردم نيز به دنبال آموزش نباشند، سطح افکار مردم رشد نمى يابد و پيشرفت صورت نمى گيرد.شرف و قيمت و قدر تو به فضل هنر و است نه به ديدار و به دينار و به سود و به زياناساسا براى تهذيب نفس و پيمودن راه کمال، علماء اخلاق، معرفت و کسب آگاهى را از عوامل مؤثر در روح و روان آدمى مى دانند. آرى، دانش انسان را به خطرات راه آگاه مى کند و عظمت و عزت خداوندى را به ياد مى آورد و انسان شايسته هر قدر علم و دانشش بالاتر باشد، تواضع و صفات حميده در وجودش بيشتر شکوفا مى گردد. انسان کمال خواه با معرفت به ناتوانى و مقام پايين خود و اطلاع از عظمت حق و شکوه و جلال کبريايى اش در راه رشد و تهذيب گام برمى دارد.امام هادى عليه السلام ارزش دانشمندان را بالاتر از خود علم و دانش مى دانست و مى فرمود: «أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حَامِلُهُ؛ (9) دانشمند از دانش برتر است.» البته علم و دانش بعد از غلبه صفات زشت و فساد افراد تأثيرگذارى اندکى دارد؛ چنان که حضرت على النقى عليه السلام فرمود: «اَلْحِکْمَةُ لَا تَنْجَعُ فِى الطِّبَاعِ الْفَاسِدَةِ؛ (10) حکمت در طبيعتهاى فاسد سودى نمى بخشد.»
موقعيت ممتاز مکانهاى مقدس
در بينش توحيدى اسلام، انسان هر لحظه و در هر زمان و مکان در محضر خداست؛ اما خداوند متعال براى تقرب بيشتر بندگانش و براى آسايش و آرامش آنان، زمانها و مکانهايى را معين کرده است که ويژگى خاصى دارند. امام على النقى عليه السلام با اشاره به موقعيت ممتاز اماکن مقدس فرمود:«اِنَّ لِلَّهِ بُقَاعا يُحِبُّ اَنْ يُدْعَى فِيهَا فَيَسْتَجِيبُ لِمَنْ دَعَاهُ وَ الْحَيْرُ مِنْهَا؛ (11) خداوند مکانهاى مقدسى دارد که دعا در آن جاها را دوست مى دارد. پس هر کس در آن مکانها او را بخواند، اجابتش مى کند و حائر حسينى عليه السلام يکى از آنهاست.»در اين سخن، پيشواى دهم نکات مهمى را مورد توجه قرار داده و به مشتاقان فرهنگ اهل بيت عليهم السلام گوشزد کرده است: نخست به ارزش اين مکانهاى شريف پرداخته و آنها را بقعه هاى خدايى ناميده، سپس اهميت دعا و استجابت آن را در اين مکانها مورد تأکيد قرار داده و در آخر، مزار دلرباى حضرت سيد الشهداء عليه السلام ، را از مصاديق بارز بقاع الهى و محل استجابت دعاى بندگان شمرده است.امام هادى عليه السلام در کلام ديگرى عظمت بارگاه امام حسين عليه السلام را اين گونه بيان مى کند: «هر کس از منزل خود به قصد زيارت بارگاه حضرت حسين عليه السلام حرکت کند و به نزد فرات برسد و در آنجا غسل کند، از رستگاران نوشته مى شود و هر گاه به امام حسين عليه السلام سلام کند، از سعادتمندان محسوب مى گردد و اگر از نماز زيارت فارغ شد، فرشته اى از سوى خداوند متعال به او مى گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله به تو سلام مى رساند و مى گويد: تمام گناهانت بخشوده شد، اعمال را از نو شروع کن!» (12)
روزگار ناسازگار
گاهى اين نکته به ذهن مى آيد که آيا واقعا برخى زمانها، مکانها و يا عوامل و حوادث طبيعى در زندگى انسان دخالت دارند؟ آيا بدى و خوبى و شوم بودن را مى توان به روزها و روزگاران نسبت داد؟ امام هادى عليه السلام پاسخ اين پرسش را به يکى از يارانش توضيح داد.حسن به مسعود مى گويد: به محضر مولايم حضرت ابوالحسن الهادى عليه السلام رسيدم. در آن روز چند حادثه ناگوار و تلخ برايم رخ داده بود؛ انگشتم زخمى شده و شانه ام در اثر تصادف با اسب سوارى صدمه ديده و در يک نزاع غير مترقبه لباسهايم پاره شده بود. به اين خاطر، با ناراحتى تمام در حضور آن گرامى گفتم: عجب روز شومى برايم بود! خدا شرّ اين روز را از من باز دارد! امام هادى عليه السلام فرمود: «يَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِى بِذَنْبِکَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ اى حسن! اين [چه سخنى است که مى گويي] با اينکه تو با ما هستى، گناهت را به گردن بى گناهى مى اندازي! [روزگار چه گناهى دارد!]»حسن بن مسعود مى گويد: با شنيدن سخن امام عليه السلام به خود آمدم و به اشتباهم پى بردم. گفتم: آقاى من! اشتباه کردم و از خداوند طلب بخشش دارم. امام فرمود: اى حسن! روزها چه گناهى دارند که شما هر وقت به خاطر خطاها و اعمال نادرست خود مجازات مى شويد، به ايام بدبين مى شويد و به روز بد و بيراه مى گوييد! حسن گفت: اى پسر رسول خدا!، براى هميشه توبه مى کنم و ديگر عکس العمل رفتارهايم را به روزگار نسبت نمى دهم. امام در ادامه فرمود: «يَا حَسَنُ اِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمُثِيبُ وَ الْمُعَاقِبُ وَ الْمُجَازِى بِالاْءَعْمَالِ عَاجِلاً وَ آجِلاً؛ اى حسن! به طور يقين خداوند متعال پاداش مى دهد و عقاب مى کند و در مقابل رفتارها در دنيا و آخرت مجازات مى کند.» (13)
شيوه حفظ دوستان
از منظر امام دهم عليه السلام يکى از ويژگيهاى اولياء خدا و انسانهاى صالح عفو و گذشت و پذيرش عذر ديگران است. ايوب بن نوح مى گويد: آن حضرت طى نامه اى به يکى از ياران ما که موجب ناراحتى شخصى شده بود، توصيه کرد که برو از فلانى عذر خواهى کن و بگو: «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْرا إِذَا عُوتِبَ قَبِلَ؛ (14) اگر خداوند خير بنده اى را بخواهد، [او را حالتى عطا مى کند که] هرگاه از او عذر خواسته شد، مى پذيرد.» تو نيز عذر ما را بپذير!براى پاسدارى از حريم دوستان نيک نبايد در باره آنان سخت گيرى کرد، بلکه بايد در موارد لغزش و خطايشان عفو و گذشت پيشه کرد و عذرشان را پذيرفت؛ زيرا اگر به بهانه هاى ساده، انسان دوستان خود را طرد کند و از خود دور سازد، به مرور زمان غريب و تنها خواهد ماند و مخالفانش افزايش مى يابند؛ در حالى که دوستان خوب بازوى نيرومندى در زندگى افراد به شمار مى آيند. لقمان حکيم به فرزندش سفارش مى کرد که: «يَا بُنَيَّ اتَّخِذْ أَلْفَ صَدِيقٍ وَ أَلْفٌ قَلِيلٌ وَ لَا تَتَّخِذْ عَدُوّا وَاحِدا وَ الْوَاحِدُ کَثِيرٌ؛ (15) فرزندم هزار دوست بگير و البته هزار کم است و يک دشمن براى خودت درست نکن که يکى هم زياد است.»بنابراين، براى رسيدن به سعادت و توفيق در زندگى، انسان بايد از دوستان خوب محافظت کند و با اختلاف کوچک و جزئى و لغزشهاى ساده نبايد آنان را از دست بدهد، بلکه شيوه اهل بيت عليهم السلام را در نظر بگيرد و از گناهانشان بگذرد. اگر عذر خواهى کردند، بپذيرد و عفو و گذشت پيشه کند.سعدى گفته:
با مردم سهل گوى دشوار مگوى / با آن که درِ صلح زند جنگ مجوى
——————————————–پى نوشت ها :

1. تحف العقول، ص 482؛ الکافى، ج 1، ص 138.2. تحف العقول، ص 482.3. بحارالانوار، ج 74، ص 402.4. تحف العقول، ص 483.5. بحارالانوار، ج 69، ص 316.6. نحل / 23.7. معراج السعاده، ص 270؛ محجة البيضاء، ج 6، ص 213.8. کشف الغمه، ج 2، ص 386.9. اعلام الدين، ص 311.10. همان.11. تحف العقول، ص 482.12. کامل الزيارات، ص344.13. بحارالانوار، ج 56، ص 2.14. مستدرک الوسائل، ج 8، ص 329.15. وسائل الشيعه، ج12، ص 16.

 منبع : نشريه مبلغان، دى و بهمن 1384، شماره 74

 

نوشته قبلی

تلاش ها و مبارزات فرهنگى امام هادى عليه السلام

نوشته‌ی بعدی

سیاست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

مرتبط نوشته ها

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)
امام علی (ع)

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)

جایگاه سیاسی شیعیان امارات
جغرافیای شیعه

جایگاه سیاسی شیعیان امارات

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه
علوم شیعه

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه

ما مسلح به الله اکبریم
محور مقاومت

ما مسلح به الله اکبریم

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی
شعر و شاعران

جایگاه اهل ‏بیت (ع) در آثار سنایی غزنوی

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی
امام رضا (ع)

اخلاق اجتماعی از منظر امام رضا (ع) و سیره رضوی

نوشته‌ی بعدی

سیاست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)

دوستی و محبت اهل بیت (ع) از دیدگاه علی (ع)

جایگاه سیاسی شیعیان امارات

جایگاه سیاسی شیعیان امارات

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه

مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه

ما مسلح به الله اکبریم

ما مسلح به الله اکبریم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا