15 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ولایت و امامت

ولایت در تشریع و بر تشریع

ولایت در تشریع و بر تشریع
0
SHARES
11
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ولایت در تشریع و بر تشریع

 

 

آیا حکومت و امر و نهی نمودن منحصر در ذات خداوند است یا کسانی که مقام خلیفه الاهی دارند نیز می توانند اعمال ولایت نمایند؟ در آن صورت آیا نیازمند اذن شارع و از جمله مصادیق ولایت در تشریع و بر تشریع نمی باشد؟
پرسش
خواهشمنداست به جمله داخل گیومه توجه کنید: «حکومت مستلزم امر و نهی است وامر و نهی منحصراً حق خداوند است و هیچکس به غیر از او حق ندارد بر دیگران امر و نهی کند».
حال با توجه به گزاره فوق عده ای نتیجه گرفته اند فقط شخص یا اشخاصی می توانند بر دیگران حکومت و امر و نهی کنند که از جانب خداوند اذن داشته باشند؛ و عده ای دیگر از گزاره یاد شده نتیجه گرفته اند فقط قانون خداوند بر همه شئون مردم و انسانها تسلط دارد.
۱٫ کدامیک ازدو نتیجه گیری صحیح است؟
۲٫ آیا نتیجه اول ازخلط ولایت درتشریع (کشف حکم شرعی) و ولایت بر تشریع (حق قانون گذاری)نشآت نگرفته است؟
۳٫ آیا ولایت در تشریع از مصادیق امر و نهی بر انسانها است؟
۴٫ آیا ولایت در تشریع مستلزم اذن شارع و نصب از جانب اوست؟
۵٫ آیا اقتضای حکومت ولایت در تشریع است؟
پاسخ اجمالی
روشن است مفاد این جمله که (حکومت مستلزم امر و نهی است وامر و نهی منحصراً حق خداوند است و هیچکس به غیر از او حق ندارد بر دیگران امر و نهی کند) این است که فقط شخص یا اشخاصی می توانند بر دیگران حکومت و امر و نهی کنند که از جانب خداوند اذن داشته باشند. البته این مطلب که (فقط قانون خداوند بر همه شئون مردم و انسانها تسلط دارد)، در جای خودش صحیح است و ولی مفاد این جمله و گزاره نیست. در هر صورت هر دو مطلب و نتیجه گیری از آیات و روایات مستفاد است و منافاتی با هم دیگر ندارند؛ زیرا طبق آیات قرآن حق قانون گذاری و حق حکومت و امر و نهی در اصل و بالذات منحصرا مربوط خداوند متعال است؛ و در هر دوی آنها خداوند حکومت و ولایت بر مردم را از طریق پیامبر(ص) و اولی الامر اعمال می کند. چنان که حق قانون گذاری را نیز به نوعی در اختیار پیامبر(ص) و ائمه(ع) و فقها قرارداده است. کشف حکم شرعی به نوعی ولایت بر تشریع است، اما ولایت در تشریع نوعی از حق حکومت است.

پاسخ تفصیلی
روشن است مفاد این جمله که ( حکومت مستلزم امر و نهی است و امر و نهی منحصراً حق خداوند است و هیچکس به غیر از او حق ندارد بر دیگران امر و نهی کند) این است که فقط شخص یا اشخاصی می توانند بر دیگران حکومت و امر و نهی کنند که از جانب خداوند اذن داشته باشند. البته این مطلب که ( فقط قانون خداوند بر همه شئون مردم و انسانها تسلط دارد)، در جای خودش صحیح است و ولی مفاد این جمله و گزاره نیست. در هر صورت هر دو مطلب و نتیجه گیری از آیات و روایات مستفاد است و منافاتی باهم دیگر ندارند. زیرا طبق آیات قرآن حق قانون گذاری و حق حکومت و امر و نهی در اصل و بالذات منحصرا مربوط خداوند متعال است؛ و در هر دوی آنها خداوند حکومت و ولایت بر مردم را از طریق پیامبر(ص) و اولی الامر اعمال می کند. چنان که حق قانون گذاری را نیز به نوعی در اختیار پیامبر(ص) و ائمه(ع) و فقها قرارداده است. کشف حکم شرعی به نوعی ولایت بر تشریع است، اما ولایت در تشریع نوعی از حق حکومت است.

برای توضیح چند نکته را باید بیان کنیم:

۱٫ در مکتب اسلام، قانون گذار واقعی فقط خداوند متعال است. «إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّه‏ [۱] » یعنی تمام کارها و فرمانها همه به دست خدا است [۲] ‏ و «لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏ [۳] ». و این انحصار قانون گذاری به خداوند نتیجه طبیعی جهان بینی توحیدی اسلام است [۴] ، بر اساس دیدگاه خدا محوری و توحیدی اسلام، نه تنها خداوند متعال خالق جهان هستی است (توحید در خالقیت) بلکه همو به تنهایی و بی هیچ شریکی جهان را تدبیر نموده (توحید در ربوبیت) و نیز قوانین حاکم بر افراد و جوامع انسانی را وضع می کند (توحید در ربوبیت تشریعی) و انسان مکلف است که فقط از دستورات و قوانین او اطاعت کند (توحید در عبودیت) . [۵] لذا پذیرش هر قانونی، بجز قانون الهی، شرک محسوب می شود، همان سان که اطاعت و پرستش هر کسی جز او، شرک تلقی می گردد .

در خصوص این که چه کسی صلاحیت جانشینی خداوند را در زمین به عهده دارد لازم به ذکر است که براساس آیات قرآن کریم خالقیت و تدبیر، فقط از آنِ خداست، در نتیجه حق حاکمیت و مالکیت نیز فقط از آن او و کسانى است که از ناحیه او مأذون باشند [۶] و باید تنها از او اطاعت کرد [۷] .

۲٫ ولایت بر دو قسم است: تکوینی ؛ یعنی سرپرستی موجودات جهان و عالم خارج و تصرف عینی داشتن در آنها که اولاً و بالذات منحصر در ذات “الله” است و ثانیاً و بالعرض به پیامبران و ائمه معصومین (ع) و انسان های کامل اسناد داده می شود [۸] . و تشریعی که خود بر دو قسم می باشد:

۱٫ ولایت بر تشریع: همان ولایت ‏بر قانونگذاری و تشریع احکام است؛ یعنی اینکه کسی، سرپرست جعل قانون و وضع‏کننده اصول و مواد قانونی باشد.

۲٫ ولایت در تشریع: یعنی نوعی سرپرستی که نه ولایت تکوینی است و نه ولایت بر تشریع و قانون، بلکه ولایتی است در محدوده تشریع و تابع قانون الهی که خود بر دو قسم است: یکی ولایت ‏بر محجوران و دیگری ولایت ‏بر جامعه خردمندان. [۹] بر اساس روایاتی همانند: «الست اولی بکم من انفسکم‏» [۱۰] ؛ «من کنت مولاه فعلی مولاه‏» [۱۱] و همچنین آیاتی مانند: « النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏‏» [۱۲] و « إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُون‏‏» [۱۳] ، بازگوکننده ولایت و سرپرستی و اداره امور جامعه اسلامی است و از سوی دیگر، آیاتی نظیر: « مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ‏» [۱۴] و « وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِکَ أَهْلِه‏» [۱۵] و « فَإِنْ کانَ الَّذی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفیهاً أَوْ ضَعیفاً أَوْ لا یَسْتَطیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْل‏‏» [۱۶] ، درباره ولایت‏سرپرستی مردگان و سفیهان و محجوران نیز می باشد.

طبق آنچه بیان شد ولایت بر تشریع و حق قانونگذاری منحصر در ذات خداوند متعال می باشد و در خصوص ولایت در تشریع همانند ولایت تکوینی که اولاً و بالذات منحصر در ذات خداوند است، ثانیاً و بالعرض بعهده افرادی است که مقام خلیفه الاهی همچون پیامبران و امامان معصوم (ع) را دارا می باشند.

اما دامنه ولایت فقیه، محدود به عده خاصی مانند دیوانگان، سفیهان و … نیست بلکه نسبت به همه افراد و همه احکام و مطلق است. مرحوم امام خمینی (ره) در این باره می فرمود: هر آنچه برای پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) از جهت ولایت و رهبری شان ثابت است،‌ عین همان امور برای فقیه هم ثابت است اما دیگر اختیارات آنها که از این جهت نیست برای فقیه هم ثابت نیست [۱۷] . [۱۸]

مصادیق ولایت تشریعی

۳٫ پاسخ سؤال سوم در جواب شماره دو بیان شد. که ولایت در تشریع نوعی سرپرستی است که نه ولایت تکوینی است و نه بر تشریع و قانون؛ حال آن که امر و نهی و قانونگذاری منحصر در ذات پروردگار می باشد که در جواب سؤال شماره یک به طور مفصل بیان گردید.

ولایت تشریعی و اجازه شارع

۴٫ در خصوص این که آیا ولایت در تشریع مستلزم امر شارع و نصب از جانب اوست یا خیر؟ لازم است بیان شود که بر اساس آیات و روایاتی که در باب ولایت در تشریع بیان شد؛ پس از انبیاء الهی که به عنوان شایسته ‎ ترین خلفای الهی در زمین و پس از آن امامان معصوم (ع) که حاکمیت تفویضی را از سوی خداوند متعال در راستای تطبیق و اجرای شریعت بر عهده داشتند. ولی فقیه تنها کسی است که به دلیل عقلی و نقلی که در سؤال ۲۵ آمده است، ولایت دارد؛ یعنی از سوی شارع مقدس، تبیین قوانین الاهی و اجرای احکام دین و مدیریت جامعه اسلامی در عصر غیبت بر عهده فقیه جامع الشرایط است .

به تعبیرى ولایت خدا و رسول (ص) و امام (ع) بر سایرین ولایتى حقیقى و برخاسته از قابلیت‏ها و اقتضاءات ذاتى آنها است، لکن ولایت سایرین ولایتى “اعتبارى و قراردادى” و منوط به تشریع شارع است. چنانچه تحقق و فعلیت ولایت نبى (ص) و امام (ع) در جامعه، نیازمند رویکرد و اطاعت و تسلیم مردم در برابر تصرفات و اوامر و نواهى ایشان و مراجعه و رضایت مردم به قضاوت‏ها و حکم‏هاى ایشان است و إلاَّ آن ولایت الاهیه، در جامعه به ظهور نرسیده و إعمال نمى‏شود [۱۹] .

اقتضای حکومت

۵٫ حکومت برای بشر یک امر ضروری عقلی است؛ زیرا اجتماع بدون حکومت، موجب هرج و مرج می شود و این حکومت است که تنظیم کننده امور فرد و اجتماع، و اجرا کننده حدود و حقوق، و تأمین کننده عزت و استقلال جامعه اسلامی و یا توسعه و تکامل علوم و فنون بشری است؛ و این مطلب از امور بدیهی می باشد.

اما اگر حکومتی که تمام ارکان آن بر اساس دین شکل گرفته باشد. چنین حکومتی نه تنها قوانین و مقررات آن برگرفته از احکام دین است بلکه مجریان آن نیز، یا به اذن عام یا به اذن خاص، از طرف خداوند منصوب می ‎ باشند.
و این نوع حکومت، مطلوب و ایده ‎ آل است و می ‎ توان گفت حکومت انبیاء عظام الهی، امیرالمؤمنین (ع) و در زمان غیبت، حکومت فقهاء جامع الشرایط که از طرف امام معصوم (ع) مورد تأیید قرار می ‎ گیرند و پشتوانه انتصاب الهی را، و لو با چند واسطه و غیر مستقیم، به همراه دارند، در این دسته از حکومت جای می ‎ گیرد . [۲۰]

بنابراین اقتضای حکومت بر اساس ولایت تکوینی و تشریعی است که اولاً و بالذات منحصر در ذات خداوند متعال می باشد و ثانیاً و بالعرض بعهده افرادی که مقام خلیفه الاهی را همانند پیامبران و امامان معصوم (ع) دارند، خواهد بود.

برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به:

نمایه: امامان و ولایت تکوینی، سؤال شماره ۲۲۲ (سایت: ۱۴۰۶).

نمایه: معنای ولایت، سؤال شماره ۱۵۳ (سایت: ۱۱۵۶).

نمایه: انسان و مقام خلیفه اللهی، سؤال شماره ۲۰۵۸ (سایت: ۲۳۷۰).

نمایه: مصداق خلیفهالله از دیدگاه قران، سؤال شماره ۱۹۸۴ (سایت: ۲۰۲۳).

نمایه: ولایت مطلقه، سؤال شماره ۱۸۸۷ (سایت: ۲۲۱۲).

نمایه: محدوده ولایت مطلقه فقیه، سؤال شماره ۳۱۰۵ (سایت: ۳۳۷۰).

 

 

 

 

منبع

http://shiastudies.com

ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع. ولایت در تشریع و بر تشریع
نوشته قبلی

نام نیکو در قیامت

نوشته‌ی بعدی

بیست و هفتم جمادی الاول

مرتبط نوشته ها

مهدویت شیعه در متون اهل سنت
ولایت و امامت

دلیل عصمت امامان شیعه

معنای امامت در اسلام
ولایت و امامت

علم ائمه در آیات و روایات

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

واژه شناسی شیعه و تشیّع
ولایت و امامت

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)
ولایت و امامت

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟
ولایت و امامت

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

نوشته‌ی بعدی
بیست و هفتم جمادی الاول

بیست و هفتم جمادی الاول

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا