۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

پیامها و پیامدهای حماسه عاشورا (۴)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۱۶- پیام استمداد این بود پیامهاى اتمام بخش حسین بن على علیه السلام . به طورى که قبلا اشاره نمودیم ، در این بخش علاوه بر پیام اتمام حجت ، با پیامهاى استمداد و استغاثه آن حضرت هم آشنا خواهیم گردید و اینک : ۱/۱۶- اما من مغیب یغیثنا لوجه الله ؟! اما من داب یذب عن حرم رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم .۱ آیا فریاد رسى نیست که براى رضاى خدا به فریاد ما برسد؟! آیا دفاع کننده اى نیست که از حرم رسول خدا ص دفاع کند؟! . امام علیه السلام این جمله را در روز عاشورا، در ضمن جملاتى پس از آنکه سخنرانى عمومیش تمام شد، ایراد فرمود، آنگاه که از طرف دشمن ، گروه تیراندازان ، یاران حسین بن على علیه السلام را تیرباران نمودند و تعدادى از آنان را به خاک و خون کشیدند و طبق نقل مرحوم مقرم ، چون صداى استغاثه امام علیه السلام به گوش اهل بیت آن حضرت رسید، صداى گریه و ناله از میان خیمه ها برخاست . ۲/۱۶-هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ؟! هل من موحد یخاف الله فینا؟! هل من مغیث یرجو الله فى اغاثتنا؟! هل من معین یرجو ما عند الله فى اعانتنا؟! .۲ آیا مدافعى هست از حرم رسول خدا دفاع کند؟! آیا بنده یکتا پرستى هست درباره ستمى که بر ما وارد مى شود از خدا بترسد؟! آیا فریاد رسى هست که به امید خداوندى به فریاد ما برسد؟! آیا یارى دهنده اى هست که به امید ثواب الهى به یارى ما برخیزد؟! . طبق نقل خوارزمى ، امام علیه السلام این جملات را با صداى بلند و به عنوان اتمام حجت ، خطاب به لشکریان عمر سعد ایراد فرمود در حالى که همه یاران آن حضرت به شهادت رسیده بودند. ۳/۱۶- یا کرام ! هذه الجنه !… فحاموا عن دین الله و دین نبیه و ذبوا عن حرم رسول صلى الله علیه و آله .۳ اى عزیزان ! اینک درهاى بهشت به روى شما باز شده است پس ، از دین خدا و آیین پیامبرش حمایت و از حرم رسول دفاع کنید . این جملات را امام علیه السلام پس از اقامه نماز ظهر روز عاشورا هنگامى که عده اى از یاران در مقابلش به روى خاک افتاده و به درجه شهادت و سعادت ابدى نایل گردیدند، ایراد فرمود، گرچه این خطاب ، استغاثه و استمداد به ظاهر متوجه یاران و اصحاب آن حضرت بود که در انتظار شهادت ، دقیقه شمارى مى نمودند، اما در حقیقت دعوتى عام استغاثه اى فراگیر و بیان وظیفه اى بود که شامل تمامى کسانى مى شد که صداى آن حضرت را مى شنیدند. ۱۷- پیام انتقام قرآن مجید مى فرماید: فانتقمنا منهم فانظر کیف کان عاقبه المکذبین .۴ ما از آنان تکذیب کنندگان انبیا انتقام گرفتیم ، پس ‍ ببین چگونه است عاقبت کار تکذیب کنندگان . گرچه این آیه شریفه درباره امتهاى پیشین گذشته است که پیامبران خود را بر اساس افکار باطل و به تبعیت از نیاکان خویش تکذیب نموده اند، ولى یکى از مصادیق بارز کسانى که رهبران و پیشوایان خود را تکذیب نموده و با آنان به مبارزه برخاسته اند و قبل از آخرت در این دنیا شمشیر انتقام الهى بر سر آنان فرود آمده و قبل از مرگ ، قانون مجازات آنان را فراگرفته است ، بنى امیه و پیروان آنان مخصوصا مردم کوفه بودند. تاریخ از این نظر غنى و گویاست و نکات حساس و تکان دهنده اى را از سرنوشت آنان براى آیندگان حفظ کرده است . ولى آنچه در اینجا مورد نظر است ، پیش بینهاى صریح قاطع و پیامهاى کوتاه شعار گونه حسین بن على علیه السلام در مورد انتقامها و مجازاتها دنیوى است ؛ که آن حضرت در مقاطع مختلف به صراحت بیان نموده تا بلکه بتواند از این راه آنان را از عذابى به چنین جنایت هولناکى باز داشته و از بروز سرنوشتى شوم در دنیا و عذابى دردناک در آخرت ، جلوگیرى نماید. ۱/۱۷- و الله ! لا یدعونى حتى یستخرجوا هذه العلقه من جوفى ، فاذا فعلوا ذلک سلط علیهم من یذلهم حتى یکونوا اذل من فرام المراه .۵ به خدا سوگند! بنى امیه از من دست بر نمى دارد تا خون مرا بریزند و چون جنایت را مرتکب شوند خداوند کسانى را بر آنان مسلط مى کند تا ایشان را به ذلت بکشاند ذلتى بدتر از کهنه پاره زنان . امام علیه السلام این جمله را در پاسخ ابن عباس فرمود، آنگاه که از عراق آن حضرت درخواست نمود تا در شهر مکه اقامت نموده ، پس از قیام مردم عراق و بیرون راندن حکام و فرمانداران بنى امیه از شهرهایشان ، به سوى حرکت نماید. ۲/۱۷-ان هولاء اخافونى و هذه کتب اهل الکوفه و هم قاتلى ، فاذا فعلوا ذلک و لم یدعوا لله محرما الا بعث انتهکوه بعث الله الیهم من یقتلهم حتى یکونوا اذل من فرام الامه .۶ اینان بنى امیه مرا تهدید نمودند، اهل کوفه هم به وسیله این نامه ها از من دعوت کردند و قاتل من هم خودشان خواهند بود و چون این گناه بزرگ را مرتکب شده و احترام الهى را در هم شکستند، خداوند کسى را بر آنان مسلط خواهد نمود که به کشتار آنان بپردازد به طورى که ذلیل تر از کهنه پاره کنیزان گردند. امام علیه السلام این جمله را که مشابه جمله گذشته است ، در پاسخ شخصى فرمود که در مسیر کوفه با آن حضرت مواجه گردید، زیرا او سؤ ال نمود یابن رسول خدا! چه انگیزه اى موجب گردید که شما از مدینه و حرم جد خود خارج شده و به این بیابان بى و آب و علف روى آوردید؟! ۳/۱۷- انهم لن یدعونى حتى یستخرجوا هذه العلقه من جوفى ، فاذا فعلوا ذلک سلط الله علیهم من یذلهم حتى یکونوا اذل فرق الامم .۷ آنان دست از من بر نمى دارند تا خون مرا بریزند و چون این جنایت را مرتکب شوند، خداوند کسى را بر ایشان مسلط گرداند که آنان را ذلیلترین ملتها سازد. این جمله را امام علیه السلام در منزل بطن عقبه و در پاسخ عمروبن لوذان فرمود آنگاه که او هم از سفر منصرف شده و به مدینه مراجعت نماید. ۴/۱۷-وایم الله ! لیقتلونى فیلبسهم الله ذلا شاملا و سیفا قاطعا و یسلط علیهم من یذلهم حتى یکونوا اذل من قوم سباء، اذ ملکتهم امراه فحکمت فى اموالهم و دمائهم .۸ به خدا سوگند! مسلما آنان مرا خواهند کشت و خدا به ذلت فراگیر و شمشیر بران مبتلایشان ساخته و کسى را بر آنان مسلط خواهد نمود که آنان را به ذلت کشانیده از قوم سبا که زنى بر ایشان مسلط شد و به دلخواه خویش در مال و جانشان حکمرانى نمود، ذلیل تر گرداند. این جمله را امام علیه السلام در منزل رهیمه در پاسخ ابوهرم ایراد فرمود. ۵/۱۷- لعنتم و اخزیتم بما قد جنیتم فسوف تلاقوا حرنار توقد . ۹ شما مردم کوفه در اثر جنایتى که مرتکب شدید، مورد لعنت و غضب خدا قرار گرفتید و به زودى آتشى سوزان را در خواهید یافت . این بیت ، یکى از چهار بیت شعرى است که حسین بن على علیه السلام در بالین حضرت ابوالفضل به عنوان ندبه و مرثیه برادرش ‍ و نکوهش از اقدام و جنایت مردم کوفه و خطاب به آنان ایراد فرموده است . ۱۸-پیام شهادت گرچه موارد متعددى از پیامهاى پیشین بویژه پیام انتقاد که در فصل گذشته ملاحظه نمودید، متضمن پیام شهادت نیز مى باشد و مضمون آنها بیانگر آمادگى امام براى فداکارى در راه اعلاى کلمه توحید و از بین بردن موانع پیشرفت اسلام و بذل جان و مال در راه عقیده و آرمان خویش است ، ولى به جهت اهمیت موضوع و صراحت پیام شهادت آن بزرگوار و جلب توجه بیشتر اینک نمونه هایى از این شعار پیام را به صورت بخشى مستقل و جداگانه در اختیار خوانندگان عزیز قرار مى دهیم : ۱/۱۸- خط الموت على ولد آدم مخط القلاده على جید الفتاه ، و ما اولهنى الى اسلافى اشتیاق یعقوب الى یوسف ، و خیر لى مصرع انا لاقیه ، کانى باوصالى تقطعها عسلان الفلاه بین النواویس و کربلا فیملان منى اکراشا جوفا و اجربه سغبا، لا محیص عن یوم خط بالقلم ، رضا الله رضانا اهل البیت ، نصبر على بلائه و یوفنا اجور الصابرین … الا من کان فینا باذلا مهجته موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا، فانى راحل مصبحا ان شاء الله تعالى ۱۰ مرگ بر فرزندان آدم لازم و حتمى گردیده ، همانند گردنبد که لازمه گردن دختران جوان است و من به دیدار نیاکانم آنچنان مشتاقم مانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف و براى من قتلگاه معین شده که به آنجا خواهم رسید و گویا مى بینم که درندگان بیانانها لشکرکوفه در سرزمین میان نواویس ۱۱ و کربلا اعضاى بدن مرا قطعه – قطعه کرده و شکمهاى گرسنه خود را با آنها سیر و انبانهاى خالى خود را پر مى کنند، از پیش آمدى که با قلم قضا و قدر نوشته شده است ، گریزى نیست ، خشنودى خداوند ما اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله است ، در برابر امتحان خدا صبر و شکیبایى مى خواهد در راه ما از جانش ‍ بگذرد و خونش را در راه لقاى خداوند نثار کند، آماده حرکت با ما باشد که من فردا صبح حرکت خواهم نمود. ان شاء الله تعالى . این جملات ، بخشى از سخنرانى حسین بن على علیه السلام است که یک روز قبل از حرکت از مکه آن را ایراد نموده است . نامه اى به بنى هاشم ۲/۱۸- بسم الله الرحمن الرحیم ، من الحسین بن على الى محمد بن على و من قبله من بنى هاشم . اما بعد، فان من لحق بى استشهد و من لم یلحق بى لم یدرک الفتح ، و السلام .۱۲ به نام خداوند بخشنده مهربان . از حسین بن على به محمد بن على و افراد دیگر از بنى هاشم که در نزد وى هستند. اما بعد هریک از شما در این سفر به من ملحق شود، به شهادت خواهد رسید و هر کس از شما مرا همراهى نکند، به پیروزى دست نخواهد یافت . والسلام . بنا به نقل محدث بزرگ ابن قولویه حسین بن على علیه السلام این نامه را در ایامى که در مکه اقامت داشت براى برادرش محمد حنفیه و سایر افراد بنى هاشم که در مدینه بودند، نگاشت و ابن عساکر و ذهبى هم نظریه ابن قولویه را تایید نموده اند. ۱۳ ولى مرحوم سید بن طاووس ۱۴ از کلینى رحمه الله علیه نقل مى کند که این نامه از ناحیه حسین بنى على علیه السلام پس از آنکه از مکه حرکت نموده ، صادر شده است . در بطن عقبه ۳/۱۸- ما ارانى الا مقتولا، فانى رایت فى المنام کلابا تنهشنى ، و اشدها على کلب ابقع .۱۵ من درباره خودم هیچ پیش بینى نمى کنم جز اینکه کشته خواهم شد؛ زیرا در عالم رویا دیدم که سگهاى چندى به من حمله نمودند و درنده ترین آنها سگى بود سفید و سیاه . امام علیه السلام این خبر را در منزل بطن عقبه به اطلاع یاران و اهل بیت خویش رسانید. ۴/۱۸-انى خفت براسى فعن لى فارس و هو یقول : القوم یسیرون و المنایا تسرى الیهم ، فعلمت انها انفسها نعیت الینا .۱۶ من سرم را به زین اسب گذاشته بودم که خواب خفیفى بر چشمم مسلط شد، در این موقع صداى اسب سوار هاتفى به گوشم رسید که مى گفت اینان به هنگام شب در حرکتند، مرگ هم آنان را تعقیب مى کند و براى من معلوم شد که این خبر مرگ ماست . امام این جمله را پس از حرکت از قصر بنى مقاتل و در نزدیکى کربلا فرمود، آنگاه که قافله شبانه در حرکت بود، صداى استرجاع امام بلند شد، حضرت على اکبر علت این استرجاع را سؤ ال نمود، امام در پاسخ وى فرمود: انى خففت براءسى …. هنگام ورود به کربلا ۵/۱۸-ارض کرب و بلاء قفوا و لا تبرحوا و حطوا و لا ترحلوا فهیهنا و الله محط رحالنا و هیهنا و الله سفک دمائنا و هیهنا و الله تسبى حریمنا و هیهنا و الله محل قبورنا و هیهنا و الله محشرنا و منشرنا و بهذا و عدنى جدى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و لا خوف لو عده .۱۷ اینجا سرزمین حزن و مصیبت است بایستید و حرکت نکنید، بارها را بگشایید و منزل کنید، به خدا سوگند اینجاست محل فرود آمدن قافله ما، و به خدا سوگند همین جاست جایگاه ریخته شدن خونهاى ما، و به خدا سوگند اینجاست که خانواده ما اسیر مى شود و به خدا سوگند اینجاست محل قبرهاى ما و به خدا سوگند اینجاست حشر و نشر ما که جدم رسول خدا به من وعده داده است و خلافى در وعده او نیست . امام ، این جملات را هنگام ورود به سرزمین کربلا ایراد فرمود. عصر تاسوعا ۶/۱۸-انى رایت رسول الله صلى الله علیه و آله فقال لى : انک تروح الینا .۱۸ اینک جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من فرمود: به نزد ما خواهى آمد. امام ، این جمله را در عصر تاسوعا فرمود، آنگاه که در کنار خیمه به شمشیرش تکیه نموده و خواب خفیفى بر چشمان آن حضرت غالب گردید و همان وقت لشکر کوفه به سوى خیمه ها حرکت نمود و چون زینب کبرى علیهاالسلام هلهله دشمن را شنید، شتابزده برادرش را بیدار کرده و از وضعى که پیش آمده بود که را مطلع نمود، در این موقع آن حضرت فرمود: انى رایت رسول الله صلى الله علیه و آله فى المنام … . ۷/۱۸-….. و قد اخبرنى جدى رسول الله صلى الله علیه و آله بانى ساساق الى العراق ، فانزل ارضا یقال لها عمورا و کربلا، و فیها استشهد و قد قرب الموعد، الا و انى اظن یومنا من هولاء یومنا من هولاء الاعداء غدا… . …جدم رسول خدا به من چنین چیزى خبر داده بود که من به عراق فرا خوانده مى شوم و در محلى که به آن عمورا و کربلا مى گویند فرود آمده و در همانجا به شهادت مى رسم و اینک وقت آن رسیده است و به گمان من فردا دشمن جنگ را با ما آغاز خواهد نمود. ۸/۱۸-انى غدا اقتل ، و تقتلون کلکم معى ء، و لا یبقى منکم واحد .۱۹ من فردا کشته مى شوم و همه شما حتى قاسم و عبدالله شیرخوار کشته خواهد شد و کسى از شما زنده نخواهد ماند. حسین بن على علیه السلام عصر تاسوعا یا شب عاشورا یا شب عاشورا در میان یارانش سخنرانى و با جملاتى که از رسول خدا نقل نمود و شهادت خود و هرکس را که همراه اوست ، صریحا اعلان کرد، آنگاه به همه آنان اجازه مرخصى داد و هر یک از آنان با بیانى استقامت و پایدارى خود را ابراز نمود و در اینجا بود که براى آخرین بار با یک جمله دیگر، آینده را براى آنان ترسیم نمود و چنین فرمود: ۹/۱۸-رایت کان کلابا قد شدت على لتنهشنى ، و فیها کلب ابقع رایته اشدها على ، اظن ان الذى یتولى قتلى رجل ابرص ‍ من بین هولاء القوم ، ثم انى رایت بعد ذلک جدى رسول الله صلى الله علیه و آله و معه جماعه من اصحابه و هو یقول لى : یا بنى انت شهید آل محمد و قد استبشر بک اهل السموات و اهل الصفیح الاعلى ، فلیکن افطارک عندى اللیله ، عجل و لا تؤ خر، فهذا ملک قد نزل من السماء لیاءخذ دمک فى قاروره خضراء، فهذا ما رایت و قد انف الامر و اقترب الرحیل من هذه الدنیا لا شک فى ذلک .۲۰ سحرگاهان شب عاشورا خواب سبکى چشم امام علیه السلام را فرا گرفت و چون بیدار گردید خطاب به یاران و اصحابش چنین فرمود: من در خواب دیدم گویا که چندین سگ بر من حمله مى کنند و درنده ترین آنها سگى بود به رنگ سیاه و سفید و چنین گمان مى کنم قاتل من از میان این مردم کسى است که به مرض برص مبتلاست . پس از آن رسول خدا را با گروهى از یارانش ‍ در خواب دیدم که به من فرمود پسرکم تو شهید آل محمد هستى و ساکنان آسمانها و عرش برین ، آمدن تو را به همدیگر مژده و بشارت مى دهند. تو امشب افطار را نزد من خواهى بود، بشتاب و تاخیر روامدار. و اینک فرشته اى از آسمان فرود آمده است تا خون تو را در شیشه سبز رنگى جمع آورى و حفظ کند این بود خوابى که من دیدم ، اینک وقت آن فرا رسیده و زمان کوچ کردن از این دنیا، نزدیک شده است و شکى در آن نیست . ۱۹-پیام پیروزى آنان که وارد صحنه جنگ و میدان مبارزه شده و در برابر دشمن قرار مى گیرند، در پى پیروزى خود و شکست دشمن هستند و حسین بن على علیه السلام نیز از این قانون خود مستثنا نیست ، ولى نکته مهم این است که شکست و پیروزى از نظر آن حضرت ، بر خلاف عامه مردم ، مفهوم و معناى خاص داشت و داراءى بعد دیگرى است که این معنا در نظر اکثر مردم نه تنها کاربردى ندارد، بلکه گاهى درک و تصور آن نیز ممکن نیست و از این رو درباره قیام آن حضرت تاویلات و برداشتهاى گوناگون و گاهى نظرات متضادى ابراز شده است . آرى ، مفهوم پیروزى از نظر امام علیه السلام در مرحله اول انجام دادن یک وظیفه الهى و به پایان رسانیدن یک مسوولیت شرعى است . پیروزى از دیدگاه آن حضرت تحکیم بخشیدن به ارزشهاى انسانى و حرکت در مسیرى است که براى همه انبیا و اوصیا در جهت هدایت جامعه به سوى سعادت ابدى آنان ترسیم شده است ؛ خواه این حرکت با پیروزى ظاهرى او و شکست دشمن همراه باشد یا این حرکت به شکست ظاهرى منجر شود. و این حقیقتى است که فرازهاى متعددى از پیامهاى آن حضرت به وضوح بر آن دلالت مى کند، اکنون به نقل چند نمونه از آنها مى پردازیم : ۱/۱۹-اما بعد، فانه یشاقق الله و رسوله من دعاء الى الله عزوجل و عمل صالحا و قال اننى من المسلمین ؛ و قد دعوت الى الامان و البر و الصله ، فخیر الامان الله .۲۱ کسى که به سوى خدا دعوت کند و عمل صالح انجام دهد و خود را در زمره مسلمانان بداند، بى شک با خداوند و پیامبرش ‍ مخالفت نورزیده است و اما اینکه به امان ، احسان ، صله و پاداش ‍ دعوت نمودى پس آگاه باش بهترین امان ، امان خداست . این فراز و پیام ، بخشى از جملاتى است که حسین بن على علیه السلام در پاسخ عبدالله بن جعفر و یحیى بن سعید فرمود که آنان پس از حرکت امام علیه السلام از مکه ، بیرون شهر به آن بزرگوار رسیدند و ضمن ارائه امان نامه اى از عمروبن سعید ۲۲ از آن حضرت در خواست مراجعت به مکه نمودند و عبدالله در این باره اصرار مى ورزید و خطرات آینده و پیمان شکنى مردم عراق را ترسیم مى نمود، امام علیه السلام با جملات یاد شده ، پاسخ داد. ۲/۱۹-بسم الله الرحمن الرحیم ، من الحسین بن على الى محمد بن على و من قبله من بنى هاشم . اما بعد، فان لحق بى استشهد و من لم یلحق بى لم یدرک الفتح ، والسلام .۲۳ ما این فراز و ترجمه آن را در صفحه یکصد و نه ضمن پیام شهادت حسین بن على علیه السلام نقل نمودیم و چون این سخن امام ، گذشته از پیام شهادت ، داراءى مفهوم پیروزى معنوى مى باشد، در این بخش نیز به نقل آن مبادرت ورزیدیم . ۳/۱۹-ان نزل القضاء بما نحب و نرصى فنحمد الله على نعمائه ، و هو المستعان على اداء الشکر، وان القضاء دون الرجاء فلم یبعد من کان الحق نیته ، و التقوى سریرته .۲۴ اگر پیشامدها بر وفق مراد و دلخواه ما باشد، شکرگزار نعمتهاى خداوند خواهیم بود و تنها اوست یار و مددکار ما در سپاس گزاریش . و اگر حوادث و پیشامدها میان ما و خواسته هایمان مانع گردد و کارها طبق مراد ما پیش نرود، باز هم کسى که نیتش حق و پاکیزه سرشت است ، از مسیر صحیح دور نگردیده و راه خود را گم نمى کنید. امام علیه السلام این فراز را در پاسخ فرزدق شاعر معروف که عازم حج بود، در خارج از شهر مکه به او فرمود. حضرت در این ملاقات از وى وضع مردم عراق را پرسید، پاسخ فرزدق این بود: قلوب الناس معک و اسیافهم علیک .۲۵ گرچه دلهاى مردم با شماست ، اما شمشیرهایشان بر علیه تان مى باشد. لحن فرزدق یاس آور و پیشنهادش به امام علیه السلام انصراف از سفر به عراق بود که امام با جمله فوق : ان نزل القضاء… به او پاسخ داد. ۴/۱۹- اما و الله ! انى لارجو خیرا ما اراد الله بنا، قتلنا ام ظفرنا .۲۶ آگاه باش ! به خدا سوگند! من امید قطعى دارم بر اینکه اراده و خواست خداوند درباره ما خیر است ، خواه کشته شویم یا پیروز گردیم . این فراز و فراز سوم را امام در منزل عذیب الهجانات یکى از منازل نزدیک کربلاست ، در پاسخ طرماح و یارانش ایراد فرمود وقتى او به همراه چهار تن از دوستانش در این منزل به حضور امام رسید، دوستانش عرض کردند یابن رسول الله ! طرماح در این سفر، اشعارى را که مشعر بر شوق وافر و ارادت شدید به درک فیض زیارت شما و در عین حال ، حاکى از اضطراب و نگرانى او از این سفر شما بود، زیاد مى خواند و تکرار مى نمود، امام علیه السلام براى رفع نگرانى آنان فرمود: …انى لارجو ان یکون خیرا ما اراد الله بنا… . آنگاه خود طرماح چنین گفت : یابن رسول الله ! نگرانى من بى جهت نیست ؛ زیرا من از کوفه بیرون نیامدم مگر اینکه دیدم در کنار این شهر، گروه زیادى براى مقابله با شما اجتماع کرده اند، شما را به خدا سوگند! از این سفر بر گردید؛ چون من اطمینان ندارم حتى یک نفر از اهل کوفه هم به یارى شما برخیزد. امام علیه السلام در پاسخ پیشنهاد طرماح پیشنهاد چنین فرمود: ۵/۱۹-ان بیننا و بین القوم عهدا و میثاقا، و لسنا نقدر على الانصراف حتى تتصرف بنا و بهم الامور و بهم الامور فى عاقبه .۲۷ در میان ما و مردم کوفه عهد و پیمان بسته شده است از آنان و عده حمایت و از ما وعهده رهبرى و هدایت و در اثر این پیمان ، براى ما امکان بازگشت نیست تا ببینیم عاقبت کار ما و آنان به کجا مى انجامد. ۶/۱۹- ما کنت لا بداهم بالقتال حتى یبدئونى .۲۸ من شروع کننده جنگ نخواهم بود مگر آنان شروع کنند. چون قافله امام علیه السلام و به موازات آن ، سپاهیان حر به عذیب الهجانات رسیدند، نامه اى از ابن زیاد به دست حر رسید که مضمون آن سختگیرى نسبت به حسین بن على و جلوگیرى از حرکت آن حضرت بود. در اینجا زهیر بن قین از یاران امام علیه السلام چنین پیشنهاد نمود که یا بن رسول الله ! براى ما جنگ کردن با این گروه کم آسانتر است از جنگ نمودن با لشکر انبوهى که در پشت سر آنان مى باشد و با ورود چنین لشکرى ، تاب مقاومت براى ما نخواهد ماند. امام در پاسخ زهیر فرمود: تا آنان شروع به جنگ نکنند، من آغازگر جنگ نخواهم بود. ۲۰-دعا و نفرین در پیام امام مواردى در کلام حسین بن على علیه السلام ملاحظه مى شود که داراءى مفهوم دعا و یا جنبه نفرین مى باشد. این نوع پیامها همانگونه که از لحاظ مفهوم ، داراءى ویژگى است ، از جهت شرایط زمان و انگیزه بیان نیز داراءى ویژگى و خصوصیت است ؛ زیرا پیام دعاى امام ، متوجه کسانى است که از آنان علاوه بر وفادارى و شجاعت که همه یاران آن حضرت از آن برخوردار بودند، نوعى شهامت و ثبات قدم و ایثار به وقوع پیوسته که نظر فرزند پیامبر صلى الله علیه و آله را به تحسین بیشتر که در قالب دعا و تحقیق پذیرفته است ، جلب نموده است . و همچنین آن حضرت افرادى را مورد نفرین قرار داده است که از آنان علاوه بر عداوت و دشمنى عمومى ، نوعى حالت عناد و لجاجت و کینه عمیق و خصومت بیش از حد، مشاهده فرموده است . و اینک دعاهاى آن حضرت : ۱/۲۰- اللهم اجعل لنا و لهم الجنه ، و اجمع بیننا و بینهم فى مستقر من رحمتک و رغائب مذخور ثوابک .۲۹ خدایا! بهشت را براى ما و آنان قرار بده و آنان را در پایگاه رحمتت به مرغوبترین ثوابهاى ذخیره شده ات ، نایل بگردان . امام هنگام ملاقات با طرماح بن عدى و همراهانش ، در نزدیکى کربلا این دعا را فرمود، آنگاه که آنان خبر شهادت قیس بن مسهر صیداوى ، پیک حسین علیه السلام را به اطلاع آن حضرت رسانیدند، امام علیه السلام اول این آیه شریفه را قرائت نمود: فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا . ۳۰ آنگاه چنین دعا کرد: اللهم اجعل لنا و لهم الجنه …. ۲/۲۰-جزاک الله من ولد خیر ما جزى ولدا عن والده .۳۱ خداوند بهترین پاداشى را که فرزند از سوى پدر دریافت مى کند به تو عطا فرماید. امام علیه السلام این دعا را درباره فرزندش على اکبر علیه السلام فرمود، آنگاه که در قصر بنى مقاتل هنگام حرکت ، پس از خواب سبک ، فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین . حضرت على اکبر علیه السلام از استرجاع پدرش سؤ ال نمود، امام پاسخ فرمود: خواب دیدم که هاتفى مى گوید: این گروه شبانه در حرکتند و مرگ نیز در تعقیب آنان است . حضرت على اکبر علیه السلام عرضه داشت : لا اراک الله بسوء، السنا على الحق ؟. خدا تو را بد ندهد آیا ما بر حق نیستیم ؟ فرمود: چرا؟، عرضه داشت : فاذا لانبالى ان نموت محقین . اگر در راه حق بمیریم از مرگ ترسى نداریم . در اینجا بود که آن حضرت فرمود: جزاک الله من ولد خیر ما جزى ولدا عن والده . ۳/۲۰-ذکرت الصلاه جعلک الله من المصلین الذاکرین .۳۲ متن و توضیح این فراز در بخش پیام نماز، از نظر خواننده عزیز گذشت و این دعا که خطاب به ابوثمامه صائدى است ، بیانگر اهمیت نماز است که او فرا رسیدن وقت نماز ظهر را به اطلاع امام علیه السلام رسانید و آن حضرت وى را به نیل بزرگترین مقامات معنوى که مقام نمازگزاران و ذاکرین خداوند است دعا نموده است . ۴/۲۰-اما بعد، فانى لا اعلم اصحابا اوفى و لاخیرا من اصحابى ، ولا اهل بیت ابر و لا اوصل من اهل بیتى ، فجزاکم الله عنى خیرا .۳۳ این فراز از گفتار و دعاى امام که خطاب به یاران و اهل بیت آن حضرت است ، جزء سخنرانى شب عاشوراست که در ضمن شجاعت ملاحظه فرمودید و در اینجا دعاى آن بزرگوار، مجددا نقل نمودیم . ۵/۲۰- جزا کما الله یا ابنى اخى بوجدکما من ذلک و مواساتکما ایاى بانفسکما احسن جزاء المتقین .۳۴ این فراز نیز در پیام شجاعت ، با ترجمه و توضیح و اشاره به منابع آن نقل گردید که هم پیام شجاعت دو جوانمرد سیف و مالک و هم ادعاى امام درباره آنان است به پاس وظیفه و درک مسوولیتشان که حضرت براى آنان بهترین پاداش متقیان را از پیشگاه خداوند درخواست نموده است . ۶/۲۰-رحمک الله یا مسلم ! فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا .۳۵ مسلم ! خدا رحمتت کند، سپس حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمود: بعضى از آنان به پیمان خود وفا نمودند و بعضى دیگر به انتظار نشسته اند و تغییر و تبدیلى در پیمانشان نداده اند. آنگاه که مسلم بن عوسجه آن صحابه پیر رسول خدا صلى الله علیه و آله با تن آلود بر روى خاک افتاد و هنوز رمقى از حیات در او بود، حسین بن على علیه السلام به همراه حبیب بن مظاهر به بالینش آمد و چنین گفت : رحمک الله یا مسلم …. و حبیب بن مظاهر هم چنین گفت : مسلم ! به خدا سوگند کشته شدن تو براى من سخت است اما به تو مژده مى دهم که چند لحظه دیگر وارد بهشت خواهى شد. مسلم با صدائى که به سختى شنیده مى شد در پاسخ وى گفت : بشرک الله بخیر…اوصیک بهذا رحمک الله – و اوما الى الحسین علیه السلام – ان تموت دونه . خداوند خیرت دهد، مسلم ضمن اینکه اشاره به امام حسین علیه السلام مى کرد، گفت : وصیتم درباره این حضرت است ؟ دریاریش تا سر حد جانبازى فداکارى کنى . ۷/۲۰- جزتم من اهل بیت خیرا، ارجعى رحمک الله الى النساء، فاجلسى معهن فانه لیس على النساء قتال .۳۶ عبدالله بن عمر مکى یکى از یاران با وفاى امام علیه السلام در دفع حمله دشمن ، استقامت به خرج داد و دست راست و یکى از پاهایش قطع گردید و به اسارت دشمن درآمد و در مقابل صفوف دشمن ، بدنش قطعه – قطعه گردید و به قتل صبر به شهادت رسید و سر او را بریدند و به سوى خیمه ها انداختند. مادر عبدالله سر بریده فرزندش را برداشت و خاک و خون آن را پاک کرد و در حالى که عمود خیمه را به دست گرفته بود، به سوى دشمن حمله نمود. امام علیه السلام دستور داد تا او را به خیمه برگردانیدند و خطاب به وى فرمود: جزیتم من اهل بیت خیرا…. شما در راه حمایت اهل بیت من ، به پاداش نیک نایل گردید، خدا رحمتت کند، به خیمه برگرد که جهاد از شما زنان برداشته شده است . ۸/۲۰-اللهم سدد رمیته و اجعل ثوابه الجنه .۳۷ خدایا! تیر او ابوشعثاء را به هدف برسان و پاداشش را بهشت قرار بده . ابوشعثاء که نامش یزید است ، از تک تیراندازان و کمانداران معروف کوفه است که پس از سخنرانى امام علیه السلام و قبل از حر، توبه کرده و به یاران امام پیوست . او اول سواره به میدان رفت اما چون اسبش پى شد، به خیمه بازگشت و در مقابل خیمه ها زانو بر زمین زد و یکصد چوبه تیر که داشت همه را به سوى لشکر کوفه انداخت . امام چون توبه و شهامت او را دید، فرمود؛ اللهم سدد رمیته و اجعل ثوابه الجنه . ۹/۲۰-لا یبعدنک الله یا زهیر، ولعن الله قاتلک لعن الذین مسخهم قرده و خنازیر .۳۸ زهیر! خداوند تو را از رحمتش دور نگرداند و کشندگان تو را لعنت کند مانند کسانى که انسانیت خود را از دست داده و به صورت میمون و خوک درآمده اند. زهیر بن قین از یاران امام پس از یک حمله و جنگ شدید، به حضور امام برگشت در حالى که دستش را روى دوش آن حضرت گذاشته بود، مجددا براى رفتن به میدان اذن گرفت در حالى که دو بیت شعر هم در هدایت یافتنش به وسیله امام مى سرود، پس از آنکه از پاى در آمد، امام علیه السلام در بالینش حاضر گردید و با جمله قبلى او را دعا نمود و دشمنانش را مورد لعن قرار داد. ۱۰/۲۰- رحمک الله ، انهم قد استوجبوا العذاب حین ردوا علیک … .۳۹ حنظله ! خدا رحمتت کند! این مردم ، آنگاه که به سوى حق دعوتشان نمودى و پاسخ مثبت ندادند، سزاوار عذاب گردیدند…. این دعا را امام علیه السلام در حق حنظله شبامى فرمود که وى پس از موعظه و نصیحت اهل کوفه ، به سوى خیمه ها برگشت و امام علیه السلام در تقدیر و تشویق وى ، مطالبى فرمود که در ابتداى سخن ، حضرت دعاى فوق را در حقش نمود. ۱۱/۲۰-اللهم بیض وجهه ، وطیب ریحه ، و احشره مع الابرار، و عرف بینه و بین محمد و آل محمد .۴۰ خدایا او جون را رو سفید، بدنش را خوشبو و با ابرار و نیکان محشورش گردان و در میان او و محمد و اهل بیتش ، و آشنایى قرار بده . به طورى که در بخش پیام انتخاب آوردیم ، از جمله کسانى که حسین بن على علیه السلام به وى اذن خصوصى داد جون غلام آن حضرت بود که فرمود: جون ! خود در راه ما مبتلا نکن ، به همراه ما به امید راحتى آمده اى . جون چون این جمله را شنید، خود را به روى قدمهاى آن حضرت انداخت و عرضه داشت : یا بن رسول الله ! آیا سزاوار است که من در هنگام راحتى و رفاه بر سر سفره شما بنشینم و در ایام ناراحتى و پیشامدها، دست از شما بردارم ؛ بدن من بدبو، خاندانم ناشناخته و رنگم سیاه است ، با رفتنم به بهشت برین ، بر من منت بگذار تا بدنم خوشبو و رنگم سفید و حسب من به شرف و عزت نایل گردد. امام ، این صفا و صمیمیت را که از وى مشاهده فرمود، اجازه ماندن و شهادت را به او داد. زمانى که جون در روى خاک گرم کربلا قرار گرفت ، فرزند امیرمؤ منان در کنار او نشست و با این جملات وى را دعا نمود؛ سخنانى که یاد آور گفتار و درخواست خود جون بود: اللهم بیض وجهه ، وطیب ریحه ، و احشره مع الابرار . ۱۲/۲۰- رب ان تک حبست عنا النصر من السماء فاجعل ذلک لما هو خیر، و انتقم لنا من هولاء الظالمین ۴۱،الهى ترى ما حل بنا فى العاجل فاجعله ذخیره لنا فى الاجل .۴۲ پروردگارا! اگر در دنیا نصر و پیروزى آسمانى را بر ما نازل نکردى ، در عوض این پیروزى بهتر از آن را نصیب ما بگردان و انتقام ما را از این ستمگران بگیر پرودگارا! تو خود شاهدى آنچه در دنیا برما وارد شد پس آن را ذخیره آخرتمان قرار بده . این جمله را حضرت در حالى که یکى از اطفالش را در آغوش ‍ گرفته و حرمله پسر کاهل اسدى با انداختن تیرى ، گلوى او درید و حسین علیه السلام دستش را از خون گلوى او پر نموده و به طرف آسمان پاشید، ایراد فرمود. این بود دعاى پیام حسین بن على علیه السلام که در دوازده فقره و به مناسبتهاى مختلف از آن بزرگوار در جنگ و ستیز بودند و گاهى نیز جنبه خصوصى دارد و مورد خطاب و نفرین او اشخاص ‍ خاصى بودند. و اینک از نفرین عمومى آن حضرت شروع مى کنیم : ۱۳/۲۰-لا افلح قوم اشتروا مرضاه المخلوق بسخط الخالق . ۴۳ رستگار مباد: گروهى که خشنودى خلق را به خشم خالق مقدم مى دارند. ابن زیاد از ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا به وسیله حربن یزید، و مطلع ، و طى نامه اى به آن حضرت چنین نوشت : اما بعد، من از ورود شما به کربلا آگاهى یافتم و امیرمؤ منان یزید به من دستور داده است که سر به بالین راحت نگذارم و شکم از غذا سیر ننمایم تا اینکه یا تو را به قتل برسانم ، و یا فرمان من و حکومت یزید را بپذیرى و السلام . هنگامى که این نامه به دست امام علیه السلام رسید، آن را بر زمین انداخت و فرمود: لا افلح اشتروا مرضاه المخلوق بسخط الخالق . ۱۴/۲۰-اللهم احبس عنهم قطر السماء، و ابعث علیهم سنین کسنى یوسف ، و سلط علیهم غلام ثقیف یسقیهم کاءسا مصبره ، فلا یدع فیهم احدا، قتله بقتله و ضربه بضربه ، ینتقم لى و لاولیائى و اهل بیتى و اشیاعى منهم ، فانهم غرونا و کذبونا و خذلونا و انت ربنا، علیک توکلنا و الیک انبنا و الیک المصیر .۴۴ خدایا! قطرات باران را از آنان قطع کن و سالهایى سخت مانند سالهاى گرسنگى اهل مصر در دوران یوسف را بر آن بفرست و غلام ثقفى را بر ایشان مسلط فرما تا با کاسه تلخ ، سیرابشان کند و کسى را از آنان بدون مجازات رها نسازد، در مقابل قتل ، به قتلشان برساند و ضاربین را با ضرب و جرح ، مجازات کند، انتقام من و خاندانم و پیروانم را از آنان بستاند؛ زیرا آنان مکر کرده و ما را تکذیب و در مقابل دشمن ، رها نمودند و تویى پروردگار ما، بر تو توکل کرده ایم و بر گشت ما به سوى توست . امام علیه السلام در روز عاشورا پس از آنکه دومین بار در طى خطبه اى اهل کوفه را موعظه و نصیحت فرمود و گذشته آنان را ترسیم نمود و از آینده تلخ و بدبختى آنان خبر داد، ولى آنان به موعظه و نصیحت فرزند رسول خدا اعتنایى ننمودند و در تصمیمشان بر کشتن آن حضرت ، تردیدى به خود راه ندادند، امام علیه السلام دستهاى خود را به آسمان بلند کرد و آنان را با جملاتى که نقل نمودیم ، نفرین کرد. اللهم احبس عنهم قطر السماء…. ۱۵/۲۰-اللهم انا اهل بیت نبیک و ذریته و قرابته ، فاقصم من ظلمنا و غصبنا حقنا، انک سمیع قریب .۴۵ بنابر نقل خوارزمى امام علیه السلام این نفرین را در عصر تاسوعا خطاب به عمر سعد و لشکریانش ایراد فرمود: خدایا! ما اهل بیت پیامبر تو و فرزندان عشیره او هستیم . خدایا! کسانى را که به ما ظلم نمودند و حق ما را غصب کردند، هلاکشان کن که تو بر دعاى بندگانت شنوا و به آنان نزدیک هستى . خوارزمى اضافه مى کند محمد بن اشعث که در صف مقدم سپاهیان دشمن بود و نفرین امام را مى شنید، جلو آمد و به آن حضرت چنین گفت : اى قرابه بینک و بین محمد؟!!. در میان تو و محمد چه قوم و خویشى هست ؟!!. امام علیه السلام که این انکار صریح و لجاجت را در راه او مشاهده نمود، این چنین نفرینش کرد: ۱۶/۲۰-اللهم فارنى فیه هذا الیوم ذلا عاجلا.۴۶ خدایا! همین امروز، ذلت عاجل و زود رس او را بر من آشکار کن . محمد بن اشعث پس از چند دقیقه براى قضاى حاجت از صف لشکریان فاصله گرفت و در گوشه اى نشست ، در این هنگام عقربى او را نیش زد و در حالى که لباسش آلوده به نجاست شده ، بود رهایش نمود سه نفرین به یک مناسبت هنگام اعزام حضرت على اکبر به میدان جنگ و در موقع شهادتش حسین بن على علیه السلام دو نفرین عمومى خطاب به لشکریان کوفه و یک نفرین خصوصى ، خطاب به عمر سعد ایراد نموده اند؛ بدین توضیح که هنگام میدان رفتن على بن الحسین ، پدر ارجمندش در حالى که سیل اشک از چشمانش جارى مى شد، محاسن مبارک را به سوى آسمان بلند کرد و چنین گفت : اللهم اشهد على هولاء فقد برز الیهم اشبه الناس برسولک محمد صلى الله علیه و آله خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشقنا الى رؤ یه نبیک نظرنا الیه . بارالها بر این مردم گواه باش ، جوانى که در صورت و سیرت و گفتار شبیه ترین مردم به پیغمبرت درود خدا بر او و خاندانش باد بود، به جنگ آنان رفت ؛ پرودگارا ما هرگاه به دیدن پیامبرت مشتاق مى شدیم به این جوان نگاه مى کردیم . آنگاه چنین نفرین نمود: ۱۷/۲۰-اللهم فامنعهم برکات الارض ، و فرقهم تفریقا، و مزقهم تمزیقا، واجعلهم قددا، و لا ترض الولاه عنهم ابدا، فانهم دعونا لینصرونا ثم علینا یقاتلونا… . خدایا! این مردم ستمگر را از برکات زمین محروم و به تفرقه و پراکندگى ، مبتلا بگردان . صلح و سازش از میان آنان و فرمانروایانشان بردار که ما را با وعده یارى و نصرت ، دعوت نمودند، سپس به جنگ با ما برخاستند…. و آنگاه که حضرت على اکبر خواست از خیمه ها جدا شود، امام علیه السلام بر عمر سعد بانگ زده و چنین نفرین نمود: ۱۸/۲۰-مالک ؟ قطع الله رحمک کما قطعت رحمى کما قطعت رحمى ، و لم تحفظ قرابتى من رسول الله صلى الله علیه و آله ، و سلط علیک من یذبحک على فراشک .۴۷ تو را چه شده است ؟ خدا رحم و قرابت تو را قطع کند و در میان قوم و خویشت ، منفور و مطرود گردى همانگونه که تو قرابت و خویشاوندى مرا قطع نموده و حرمت قرابت مرا با پیامبر صلى الله علیه و آله حفظ نکردى و خداوند کسى را بر تو مسلط گرداند که در میان رختخوابت سر از تنت جدا کند. چون در بالین فرزند عزیزش نشست ، چنین گفت : ۱۹/۲۰-قتل الله قوما قتلوک ! یا بنى ما اجراهم على الله و على انتهاک حرمه رسول الله ، على الدنیا بعدک العفا .۴۸ خدا بکشد مردم ستمگرى را که تو را کشتند، فرزندم ! اینها چقدر به خدا و هتک حرمت رسول او جرى شده اند، پس از تو خاک بر سر دنیا!. ۲۰/۲۰-بعد لقوم قتلوک ، و من خصمهم یوم القیامه فیک جدک و ابوک .۴۹ دور باد از رحمت خدا گروهى که تو را به قتل رسانیدند و در روز رستاخیز دشمن آنان جدت و پدرت باد. این نفرین را امام علیه السلام در بالین حضرت قاسم بن حسن ، آنگاه که با بدن قطعه – قطعه ، به روى خاک افتاده بود، ایراد نموده است . پیکر فرزند برادرش را به سوى خیمه ها حمل نمود و در میان خیمه شهدا و در کنار جنازه فرزندش على اکبر قرار داده ، سپس این چنین نفرین نمود: ۲۱/۲۰-اللهم احصهم عددا، و لا تغادر منهم احدا، و لا تغفر لهم ابدا .۵۰ خدایا! همه آنان را گرفتار بلا و عذاب خویش بگردان و کسى را از آنان باقى نگذار و هیچگاه مشمول مغفرت خویش قرار مده . نفرینهاى شخصى ۲۲/۲۰-مالک ! ذبحک الله على فراشک سریعا عاجلا، و لا غفرلک یوم حشرک و نشرک ، فوالله انى لارجو ان لا تاکل من بر العراق الا یسیرا .۵۱ امام علیه السلام قبل از شب عاشورا پیشنهاد ملاقات با عمرسعد نمود و این ملاقات با تشریفاتى انجام پذیرفت و آن حضرت ، عمر سعد را موعظه و نصیحت نمود که در بخش اتمام حجت خصوصى ، اشاره نمودیم و در پایان چون امام علیه السلام سکوت عمر بن سعد را مشاهده نمود از وى روى گرداند و چنین فرمود: مالک ذبحک الله على فراشک …. فرزند سعد! چرا این قدر در راه شیطان پافشارى مى کنى ؟! خدا هر چه زودتر در میان رختخوابت تو را بکشد و در قیامت گناه تو را نبخشد، امیدوارم که از گندم عراق نخورى مگر به اندازه کم یعنى عمرت کوتاه باد. ۲۳/۲۰-اللهم حزه الى النار.۵۲ خدایا! او را به سوى آتش بکش . هنگام نزدیک شدن عده اى از لشکریان به خیمه ها، مردم به نام عبد الله بن حوزه جلو آمد و با صداى بلند گفت : اءفیکم حسین ؟؛ آیا حسین بن در میان شماست ؟. یکى از یاران آن حضرت در حالى که به امام اشاره مى نمود، گفت : این است حسین ، چه مى خواهى ؟ او به امام گفت : ابشر باالنار!!، بر تو باد مژده آتش !!. امام پاسخ داد دروغ مى گویى ، من به سوى خداى کریم و بخشنده و مطاع مى روم ، تو کیستى ؟ گفت : ابن حوزه . در اینجا بود که امام علیه السلام او را نفرین نمود: اللهم حزه الى النار. خدایا! او را به سوى آتش بکش . ابن حوزه از نفرین امام خشمناک شده و بر اسب خویش سوار گردید و بر آن تازیانه زد، اسب به سرعت حرکت نمود و ابن حوزه در اثر سرعت اسب ، به زمین افتاد ولى پایش در رکاب ، گیر کرد، اسب رم نمود و او را به این طرف و آن طرف کشاند و بالاخره به سوى خندقى که در آن آتش روشن شده بود، کشاند و بدن مجروح و نیمه جان ابن حوزه به گودال افتاد و در میان آتش سوخت امام با دیدن این جریان ، سر به سجده نهاد و براى استجابت نفرینش ، سجده شکر به جاى آورد.۵۳ ۲۴/۲۰-اللهم اقتله عطشا، و لا تغفر له ابدا .۵۴ خدایا! او را با تشنگى بمیران و هیچگاه نیامرز. یکى از لشکریان عمر به نام عبدالله بن حصین ازدى با صداى بلند خطاب به حسین بن على علیه السلام چنین گفت : یا حسین ! این آب فرات را مى بینى که همانند آسمان سبز و شفاف است ، ولى به خدا نخواهیم گذاشت حتى یک قطره از آن به گلویت تا از تشنگى بمیرى !!. در اینجا امام را نفرین کرد که : اللهم اقتله عطشا، و لا تغفر له ابدا. بلاذرى نقل مى کند که ابن حصین به مرض عطش ‍ مبتلا گردید و هر چه آب مى خورد، سیراب نمى شد تا به هلاکت رسید و بدینگونه نفرین امام درباره او مستجاب گردید. الحمد لله الذى استجاب دعاء ولیه على عدوه ، و جعلنا من اولیائه و شیعته . با پایان یافتن بخش پیام دعا و نفرین امام علیه السلام ، پیام عاشورا نیز به پایان مى رسد، ولى مطالب زیادى از جمله ادعیه و مناجات امام که بخش زیبایى از پیامهاى فرزند رسول خدا را تشکیل مى دهد، به محل دیگر و مجموعه بزرگى موکول مى گردد. پی نوشت: ۱- مقتل مقرم / ۱۸۹. طبرى ۶ / ۲۳۱. مقتل خوارزمى ۱ / ۲۲۶ – ۲۲۷. ۲- مقتل مقرم / ۲۰۵ و مقتل خوارزمى ۱ / ۲۴۵. ۳- مقتل مقرم / ۲۳۵. مقتل خوارزمى ۲ / ۸ و عوالم ۱۷ / ۲۵۳. ۴- مقتل مقرم / ۲۴۰. طبرى ۶ / ۲۴۹. کامل ابن اثیر ۳ / ۲۹۰ و مقتل خوارزمى ۲ / ۱۵ با تفاوت مختصر در متن . ۵- مقتل مقرم / ۲۴۰ و لهوف / ۹۰. ۶- مقتل خوارزمى ۲ / ۳۲. ۷- مقتل مقرم / ۲۴۶. ۸- زخرف / ۲۵. ۹- مقتل مقرم / ۱۶۸. طبرى ۶ / ۲۱۷ و کامل ابن اثیر ۳ / ۲۷۶. ۱۰- مقتل مقرم / ۱۶۸. طبرى ۶ / ۲۱۷ و کامل ابن اثیر ۳ / ۲۷۶. ۱۱- مقتل مقرم / ۱۸۱ و ارشاد مفید ۲۲۳. ۱۲- مقتل مقرم / ۱۸۵. مقتل خوارزمى ۱ /۲۶۶ و لهوف ۶۲. ۱۳- مناقب ۴ / ۱۰۸. ۱۴- مقتل مقرم /۱۶۶. لهوف / ۵۳. مثیرالاحزان /۴۱ و مقتل خوارزمى۲/۵. ۱۵- در ابصار العین سماوى آمده است که : نواویس در اصل به معناى مقبره مسیحیان است و منظور از ان در اینجا قریه اى است که در گذشته در نزدیکى کربلا قرار داشته و در کتاب الامام الحسین و اصحابه جلد اول ، صفحه ۸ مى گوید: آنچه از کلمات ظاهر مى شود، نواویس قریه اى است که بنوریاح قبیله حربن یزید ریاحى در آنجا در آنجا سکونت داشته اند و هم اکنون قبر حر در آنجا قرار دارد. ۱۶- کامل الزیارات / باب ۲۳ / ح ۲۰. ۱۷- کامل الزیارات / باب ۲۳ / ح ۲۰. ۱۸- ترجمه حسین بن على علیه السلام در تاریخ ابن عساکر و تاریخ الاسلام ذهبى . ۱۹- مقتل مقرم / ۱۸۱ کامل الزیارات باب ۲۳ / ح ۱۹. ۲۰- مقتل مقرم / ۱۹۱. انساب الاشراف ۳ / ۱۸۵ طبرى ۶ / ۲۱۳ و کامل ابن اثیر ۳ / ۲۸۲. ۲۱- مقتل مقرم / ۱۹۱. انساب الاشراف ۳ / ۱۸۵. طبرى ۶ / ۲۳۱ و کامل ابن اثیر ۳ / ۲۸۲. ۲۲- تاریخ طبرى ۵ / ۴۱۶. ارشاد مفید / ۲۰ و کامل ابن اثیر ۴ / ۵۶. ۲۳- نفس المهموم / ۲۳۰. ۲۴- نفس المهموم / ۲۳۴ و مقتل خوارزمى ۱ / ۲۵۲. ۲۵- تاریخ طبرى ۶ / ۲۲۹ ۲۶- عمروبن سعید بن عاص از طرف یزید امیر الحجاج بود و در مکه حضور داشت و براى اینکه بتواند حسین بن على علیه السلام را از سفر عراق منصرف سازد و بر او در اقامت در مکه اطمینان بدهد، نامه اى را به وسیله برادرش یحیى بن سعید و عبد الله بن جعفر به آن حضرت فرستاد. ۲۷- کامل الزیارات ، باب ۲۳ / ح ۲۰. ۲۸- ارشاد مفید / ۲۱۸. کامل این اثیر ۳ / ۲۷۶. طبرى ۶ / ۲۱۸ و البدایه و النهایه ۸ / ۱۶۶. ۲۹- ارشاد مفید / ۲۱۸. ۳۰- مقتل مقرم / ۱۸۷. طبرى ۶ / ۲۳۰ ۲۳۱. کامل ابن اثیر ۳ / ۲۸۱. ۳۱- مقتل مقرم / ۱۸۷. طبرى ۶ / ۲۳۰ – ۲۳۱. و کامل ابن اثیر ۳ / ۲۸۱. ۳۲- خوارزمى ۱ / ۲۳۴. طبرى ۶ / ۲۳۲. و کامل ۳ / ۲۸۲. ۳۳- مقتل مقرم / طبرى ۶ / ۲۳۰. و کامل ابن اثیر ۳ / ۲۸۱. ۳۴- احزاب / ۲۳. بعضى (مومنان ) پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضى دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلى در عهد پیمان خود ندادند. ۳۵- مقتل مقرم / ۱۹۱. طبرى ۶ / ۲۳۲. کامل ابن اثیر ۳ / ۲۸۲. ۳۶- مقتل مقرم / ۲۴۴. طبرى ۶ / ۲۵۱ و کامل ۳ / ۲۹۱. ۳۷- ارشاد مفید / ۲۳۱. تاریخ طبرى ۶ / ۲۳۸. و مقتل خوارزمى ۱ / ۲۴۷ و مقاتل الطالبیین / ۸۲. ۳۸- بحار الانوار ۴۵ / ۲۹. طبرى ۶ / ۲۵۳ و ابن اثیر ۳ / ۲۹۲. ۳۹- مقتل خوارزمى ۲ / ۱۵. طبرى ۶ / ۲۴۹. لهوف / ۴۶ و ابن اثیر ۳ / ۲۹۰. ۴۰- طبرى ۶ / ۲۴۶. ابصار العین / ۱۰۷. ۴۱- مقتل خوارزمى ۲ / ۲۵. ۴۲- مقتل خوارزمى ۲ / ۲۰ و ابصار العین / ۹۹. ۴۳- مقتل مقرم / ۲۵۱. طبرى ۶ / ۲۵۴ و کامل ۳ / ۲۹۲. ۴۴- بحار الانوار ۴۵ / ۲۳ و ابصار العین / ۱۰۵. ۴۵- طبرى ۶ / ۲۵۷. ۴۶- تظلم الزهرا / ۲۰۳. ۴۷- مقتل خوارزمى ۱ / ۲۳۹ و بحار الانوار ۴۴ / ۳۸۳. ۴۸- مقتل خوارزمى ۲ / ۸ . لهوف / ۴۳. بحارالانوار ۴۵ / ۱۰ و عوالم ۱۷ / ۲۵۲. ۴۹- مقتل خوارزمى ۱ / ۲۴۹. ۵۰- مقتل خوارزمى ۱ / ۲۴۹. ۵۱- مقتل مقرم / ۲۵۷ – ۲۵۸. خوارزمى /۲ ۳۰ – ۳۱. ارشاد ۲۳۸. لهوف ۲۳۸. لهوف / ۹۹.و طبرى ۶ / ۲۵۶. ۵۲- مقتل خوارزمى ۲ / ۳۱. ۵۳- ارشاد مفید / ۲۳۹. ۵۴- مقتل مقرم / ۲۶۵. منبع:کتاب پیام عاشور

نوشته قبلی

پیامها و پیامدهای حماسه عاشورا (۲)

نوشته‌ی بعدی

عید نوروز، زیبائیها و شادیها

مرتبط نوشته ها

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)
شخصیت های شیعه

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1
ویژه جنگ رمضان

برکات جنگ رمضان

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان
امام صادق (ع)

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

پیام عاشورا
برگزیده ها

پیام عاشورا

نوشته‌ی بعدی

عید نوروز، زیبائیها و شادیها

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا