یکی دیگر از شبهاتی که وجود دارد و متأسفانه برخی افرادی که به اصطلاح درراستای تحقیق و پژوهش به آن دست پیدا کردهاند، این است که گریه کردن عوالم وجود و آسمانها و اجنّه و… در مصائب امام حسین (ع) چون با عقل سازگار نیست، دروغ است و از خرافات و تحریفات عاشورا محسوب میشود.ازجمله این افراد مؤلف کتاب عاشورا پژوهی است که میگوید:
یکی از تحریفهای ابن عساکر این است که با نقل ۵۰ روایتی که حاکی از امور عجیب و غریب است خواسته است که شیعیان را مردمان زودباور و خرافاتی نشان دهد، ابن عساکر این همه روایت شگفت آور را درباره اموری که در غرابت، به محالات بیشتر میماند تا واقعیات، پس از قتل حسین نقل میکند.برخی از مفاهیم این اخبار عبارتاند از:
۱. آسمان در سوگ حسین گریست؛۲. از آسمان خاکهای سرخ فرو میریخت؛۳. ستارگان هنگام روز پیدا شدند؛۴. هیچ سنگی از روی زمین برداشته نشد مگر آنکه از زیر آن خون تازه بیرون زد.و مانند اینگونه حوادث عجیب … .[۱]
پاسخ:آنچه از سخنان مؤلف کتاب بر میآید این است که ایشان حوادث بوجود آمدهای را که کتب شیعه و سنی آن را نقل کردهاند را انکار کرده و خرافه میداندقبل از اینکه به پاسخها اشاره کنیم باید بگوییم که دُخت امیرالمؤمنین حضرت زینب کبری (س) در خطبهای که در کوفه قرائت فرمودند به این شبهه جواب دادند و رفع استبعاد کردند:«فَأَوْمَأَتْ زَینَبُ بِنْتُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع) إِلَی النَّاسِ بِالسُّکوتِ قَالَ حِذْیمٌ الْأَسَدِی فَلَمْ أَرَ وَ اللَّهِ خَفِرَهً أَنْطَقَ مِنْهَا کأَنَّمَا تَنْطِقُ وَ تُفْرِغُ عَنْ لِسَانِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع) وَ قَدْ أَشَارَتْ إِلَی النَّاسِ بِأَنْ أَنْصِتُوا فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَکنَتِ اْلْأَجْرَاسُ ثُمَّ قَالَت … أَی حُرْمَهٍ لَهُ هَتَکتُمْ وَ أَی دَمٍ لَهُ سَفَکتُمْ لَقَدْ جِئْتُمْ شَیئاً إِدًّا تَکادُ السَّماواتُ یتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا لَقَدْ جِئْتُمْ بِهَا شَوْهَاءَ صَلْعَاءَ عَنْقَاءَ سَوَّاءَ فَقْمَاءَ خَرْقَاءَ طِلَاعَ الْأَرْضِ وَ مِلْءَ السَّمَاءِ أَفَعَجِبْتُمْ أَنْ لَمْ تُمْطَرِ السَّمَاءُ دَماً»[۲]
راوی میگوید:حضرت زینب (س) وقتی شروع به صحبت کردند مانند پدرشان امیرالمؤمنین (ع) سخن میگفتند، اشارهای کردند به گونهای که همه مردم ساکت شدند و نفسها در سینه حبس شد و در ادامه پس از حمد و ثنای الاهی فرمودند:آیا میدانید که چه هتک حرمتی کردید؟! و چه خونی ریختید؟! شما کاری کردید که نزدیک است که آسمان و زمین و کوهها از هم متلاشی شود … آیا تعجب میکنید از اینکه آسمان بخاطر این مصیبت بزرگ خون ببارد؟
از لحاظ عقلی بوجود آمدن اینگونه حوادث هیچ گونه استبعادی ندارد زیرا خداوند برهمه چیز قادر است «ان الله علی کل شیء قدیر» و اگر کسی این گونه، حوادثی را که بخاطر مصائب سخت امام حسین (ع) بوجود آمده است را انکار کند، درواقع قدرت خداوند متعال را زیر سؤال برده است و در حقیقت میتوان گفت که این گونه اتفاقاتی که در عالم به خاطر مصائب امام حسین (ع) به وقوع پیوسته، خود نوعی معجزه بوده تا مردم بفهمند که صاحب این مصیبت بزرگ چه کسی بوده است.
روایات فراوانی داریم که مؤمن وقتی از دنیا میرود آسمان و زمین ناراحت میشوند و در برخی از روایات وارد شده که حتی آسمان هم برای مؤمن گریه میکند:«قال الامام مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ (ع) یقُولُ إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ بَکتْ عَلَیهِ الْمَلَائِکهُ وَ بِقَاعُ الْأَرْضِ الَّتِی کانَ یعْبُدُ اللَّهَ عَلَیهَا وَ أَبْوَابُ السَّمَاءِ الَّتِی کانَ یصْعَدُ فیها بِأَعْمَالِه»[۳]زمانیکه مؤمن از دنیا رفت، ملائکه و آن مکانهایی که مؤمن روی آن عبادت کرده و آن قسمت از آسمان که دعای او از آنجا بالا رفته، بر او گریه میکنند.ابن بطریق (متوفی ۶۰۰ ه.ق) میگوید:
«ان المؤمن اذا مات بکت علیه السماء و الارض اربعین صباحا ….»مؤمن زمانیکه از دنیا برود آسمان و زمین چهل روز بر او گریه میکنند. [۴]
با این وجود، آسمان و زمینی که برای مؤمن گریه میکنند چه استبعادی دارد که برای مولی الکونین ابا عبدالله الحسین (ع) که امام بر کل عالم وجود است، گریه کنند.وقتی که جریان امام حسین (ع) و مصائب آن حضرت متمایز از هر مصیبتی است و تمام عوالم وجود و انبیاء و … برای آن حضرت گریستند، نشان از عظمت آن مصائب است چنانچه در روایات به این مطلب اشاره شده است:
امام باقر (ع) میفرماید:«بکت الانس و الجن و الطیر و الوحوش علی الحسین بن علی حتی ذرفت دموعها»(تمام انسانها و اجنه و پرندگان و حیوانات وحشی به گونهای برای امام حسین (ع) گریه کردند که اشک از چشمان آنها سرازیر شد)[۵]
و در روایت دیگری از امام صادق (ع) وارد شده:«بکت علیه السموات السبع و ما فیهن و ما بینهن و من ینقلب علیهن و الجنه و النار و ما خلق ربنا و مایری و مالایری»تمام آسمانها و زمینهای هفتگانه و ساکنین آنها و بهشت و جهنم و تمام موجودات عالم چه محسوسات و چه غیر محسوسات برای امام حسین (ع) گریه کردند [۶]
در زیارت عاشورا وارد شده:«و جلت و عظمت المصیبه بک علینا و علی جمیع اهل الاسلام و جلت و عظمت مصیبتک فی السموات علی جمیع اهل السموات»و در فراز دیگری میفرماید: «مصیبه ما اعظمها» یعنی مصیبتی که چقدر سنگین و بزرگ است)
بنابراین چه اشکالی دارد خداوند برای نشان دادن عظمت و بزرگی این مصائب به تمام عوالم هستی، این گونه حوادث را مُحَقق کند.معیار سنجش همه حوادث و وقایع، نمیتواند عقل باشد و گرنه بایستی در معجزات و کرامات ائمه و انبیاء که امور خارق العاده است و با عقل سازگار نیست، نیز تشکیک کرد، بنابراین همانطور که معجزه قابل انکار نیست و دلالت میکند بر حقانیت صاحب معجزه، رخ دادن اینگونه حوادث نیز دلالت میکند بر عظمت و بزرگی مصائب امام حسین (ع) .
درکتب روایی و تاریخی بسیاری، ازشیعه و حتی اهل سنت به اینگونه حوادث اشاره شده است که خود دلالت بر تواترنقل و صحت وقوع این حوادث میکند.اینک به برخی از این موارد اشاره میکنیم:
در کتاب گران سنگ کامل الزیارات که مؤلف بزرگوار آن گواهی داده که از راویان ثقه نقل کند و بر طبق این گواهی علمای زیادی از رجالیون بیان کردهاند که هر راوی که در این کتاب آمده مورد وثوق است، روایات بسیاری در این زمینه وارد شده است.
گریه آسمانها و زمین
مرحوم ابن قولویه در این کتاب در ضمن روایاتی که در مصائب امامحسین (ع) میباشد حدود بیست و یک روایت نیز در مورد گریه آسمانها و زمین نقل میکند.امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «ان هذا سیقتل و تبکی علیه السماء و الارض» (پسرم حسین کشته خواهد شد در حالی که آسمان و زمین براو گریه میکنند.)[۷]
امام صادق (ع) میفرماید:«احمرت السماء حین قتل الحسین سنه ثم قال بکت السماء علی الحسین بن علی سنه و علی یحیی بن ذکریا و حمرتها بکائها»آسمان هنگام شهادت امام حسین (ع) تا یک سال سرخ شد، سپس فرمود آسمان تا یک سال گریه کرد و همچنین برای حضرت یحیی نیز گریه کرد و سرخی آسمان همان گریه اوست.[۸]
ابن قولویه به سند معتبر از زُراره روایت کرده است که حضرت صادق (ع) فرمود:
ای زُراره! به درستی که آسمان گریست بر حسین (ع) چهل صباح به سرخی و کسوف و کوهها پاره شدند و از هم پاشیدند و دریاها به جوش و خروش آمدند و ملائکه چهل روز بر آن حضرت گریستند و زنی از زنان بنی هاشم خضاب نکرد و روغن بر خود نمالید و سرمه نکشید و موی خود را شانه نکرد تا آنکه سر عبیداللّه بن زیاد را برای ما آوردند و پیوسته ما در گریهایم از برای آن حضرت و جدّم علی بن الحسین‘، چون پدر بزرگوار خود را یاد میکرد آن قدر میگریست که محاسن مبارکش از آب دیدهاش تر میشد و هر که آن حضرت را بر آن حال میدید از گریه او میگریست، و ملائکهای که نزد قبر آن امامِ شهیدند برای او گریه میکنند و به گریه ایشان مرغان هوا و هر که در هوا و آسمان است از ملائکه، گریان شوند.
در روایت دیگری وارد شده:* «لما قتل الحسین بن علی (ع) امطرت السماء ترابا احمر»زمانی که امام حسین (ع) به شهادت رسید از آسمان خاک قرمز بارید.[۹] * «عن جبله المکیه قالت سمعت میثم التمار قدس الله روحه یقول:و الله لتقتل هذه الأمه ابن نبیها فی المحرم لعشر یمضین منه و لیتخذن أعداء الله ذلک الیوم یوم برکه و إن ذلک لکائن قد سبق فی علم الله تعالی ذکره أعلم ذلک بعهد عهده إلی مولای أمیر المؤمنین (ع) و لقد أخبرنی: أنه یبکی علیه کل شیء حتی الوحوش فی الفلوات و الحیتان فی البحر و الطیر فی السماء و یبکی علیه الشمس و القمر و النجوم و السماء و الأرض و مؤمنون الانس و الجن و جمیع ملائکه السماوات و الأرضین و رضوان و مالک و حمله العرش و تمطر السماء دما و رمادا ثم قال وجبت لعنه الله علی قتله الحسین (ع) کما وجبت علی المشرکین الذین یجعلون مع الله إلها آخر و کما وجبت علی الیهود و النصاری و المجوس.»
* میثم تمار میگوید: امیرالمؤمنین (ع) به من خبر داد که تمام اشیاء عالم بر امام حسین (ع) گریه میکنند …. و آسمان خون و خاکستر میبارد.[۱۰]
* ثعلبی در ذیل آیه {فما بکت علیهم السماء و الارض و ما کانوا منظرین}[۱۱]، (نه آسمانها بر آنها گریست و نه زمین) مینویسد: هنگامی که حسین به شهادت رسید آسمان بر او گریست و سرخیش از آن گریه است.[۱۲]
* بخاری به نقل از سلیم القاص نقل میکند: روز قتل حسین (ع) بر ما خون بارید.[۱۳]
* ابونعیم میگوید: هنگام شهادت حسین (ع) آسمان خون بارید و چون صبح شد دیدم که کاسه و کوزههای ما پر از خون است.[۱۴]
ناله و زاری اجنه بر امام حسین (ع)
که یازده حدیث میباشد، از جمله این روایات:«کانت الجن تنوح علی الحسین بن علی (ع) »(جنیان نوحه سرائی میکنند بر امام حسین (ع) )[۱۵]
گریه جغد بر امام حسین (ع) :
امام صادق (ع) فرمودند:* «ان آلبوم لتصوم النهار فاذا افطرت اندبت علی الحسین بن علی (ع) حتی تصبح»جغد روزها را روزه میگیرد و پس از افطار تا صبح برای امام حسین (ع) گریه میکند.[۱۶]
مؤلف کتاب عاشورا پژوهی در جای دیگری از کتابش اینکه بعد از شهادت امام حسین (ع) از زیر سنگها خون جاری شده باشد را بدون اینکه در مدارک و اسانید این جریان تحقیق کند، آن را زیر سؤال میبرد که ما در اینجا به برخی از این روایات اشاره میکنیم:
جاری شدن خون از زیر سنگها
در روایت وارد شده:* «لما قتل الحسین (ع) لم یبق فی بیت المقدس حصاه الا وجد تحتها دم عبیت»زمانی که امام حسین (ع) به شهادت رسید از زیر تمام سنگهای بیت المقدس خون تازه جاری شد.[۱۷]
* «لم یرفع عن وجه الارض حجر الا وجد تحته دم عبیت»(از روی زمین هیچ سنگی برداشته نشد مگر اینکه از زیر آن خون تازه جاری شد.)[۱۸]
* بسیاری از مورخین اهل سنت نقل کردهاند که:«یوم مقتل الحسین لم یقلب حجر الا وجد تحته دم عبیط» [۱۹]
* حدیث قاروره (شیشه)، که از طرق متعددی نقل شده است:«عن أم سلمه رضی الله عنها أنها قالت خرج رسول الله| من عندنا ذات لیله فغاب عنا طویلا ثم جاءنا و هو أشعث أغبر و یده مضمومه فقلت یا رسول الله ما لی أراک شعثا مغبرا فقال أسری بی فی هذا الوقت إلی موضع من العراق یقال له کربلاء فأریت فیه مصرع الحسین ابنی و جماعه من ولدی و أهل بیتی فلم أزل ألقط دماءهم فها هی فی یدی و بسطها إلی فقال خذیها و احتفظی بها فأخذتها فإذا هی شبه تراب أحمر فوضعته فی قاروره و سددت رأسها و احتفظت به فلما خرج الحسین (ع) من مکه متوجها نحو العراق کنت أخرج تلک القاروره فی کل یوم و لیله فأشمها و أنظر إلیها ثم أبکی لمصابه فلما کان فی الیوم العاشر من المحرم و هو الیوم الذی قتل فیه (ع) أخرجتها فی أول النهار و هی بحالها ثم عدت إلیها آخر النهار فإذا هی دم عبیط فصحت فی بیتی و بکیت و کظمت غیظی مخافه أن یسمع أعداؤهم بالمدینه فیسرعوا بالشماته فلم أزل حافظه للوقت حتی جاء الناعی ینعاه فحقق ما رأیت.
ام سلمه میگوید:شبی پیامبر از نزد ما غائب شد و زمانی که برگشت، ژولیده و غبار آلود بود، گفتم یا رسول الله این چه حالتی است؟ فرمود: مرا به کربلا بردند و مقتل حسین (ع) را به من نشان دادند و مقداری از خاک آنجا را که قرمز رنگ بود به من دادند.
ام سلمه میگوید: پیامبر این خاک را که درون شیشهای قرار داشت به من داد و من آن را نگه داشتم، زمانی که امام حسین (ع) در روز عاشورا به شهادت رسید از آن خاک خون تازه جاری شد.[۲۰]* مانند این روایت، درباره شهادت امیرالمؤمنین هم وارد شده است.
علامه مجلسی از مرحوم شیخ صدوق نقل میکند:«لما کانت الیله آلتی قتل فیها علی لم یرفع عن وجه الارض حجر الا وجد تحته دم عبیط حتی تطلع الفجر»(در آن شبی که امیرالمؤمنین به شهادت رسید هیچ سنگی از روی زمین برداشته نشد مگر اینکه دیدند زیر آن تا صبح خون تازه جاری شد.[۲۱])
کسوف خورشید در عزای امام حسین (ع)
* ابن عباس میگوید:«طلعت الشمس و رأیت کأنها منکسفه و رأیت کان حیطان المریته علیها دم عبیط»(هنگام شهادت امام حسین (ع) خورشید را دیدم گویا کسوف کرده بود و روی دیوارهای مدینه خون تازه بود) [۲۲]
* قندوزی حنفی نقل میکند:«لما قتل الحسین امطرت السماء دما … ان السماء اسودت اسودادا عظیما حتی رویت النجوم نهارا و لم یرفع حجر الا وجد تحته دم عبیط»زمانیکه امام حسین (ع) به شهادت رسید آسمان خون بارید و سیاه شد به گونهای که ستارگان در روز دیده شدند.[۲۳]
آشکار شدن ستارگان در وسط روز
* خوارزمی نقل کرده: «بدت الکواکب نصف النهار» (ستارگان در وسط روز نمایان شدند)[۲۴]
* زهری به نقل از ابو قبیس میگوید:هنگامی که حسین (ع) به شهادت رسید خورشید کسوف کرد، چنانکه ستارگان نمودار شدند.[۲۵]
* بلاذری میگوید:هنگامی که حسین (ع) به شهادت رسید مدت دو یا سه ماه از نماز صبح تا طلوع خورشید بر دیوارها لکههای خون دیده میشد.[۲۶]
حسن ختام«ان الملک الذی جاء الی رسول الله و اخبره بقتل الحسین بن علی کان ملک البحار و ذلک ان ملک من ملائکه الفردوس نزل علی البحر فنشر اجنحته علیها ثم صاح صیحه و قال یا اهل البحار البسوا اثواب الحزن فان فرخ رسول الله مذبوح ثم حمل من تربته فی اجنحته الی السماوات فلم یبق ملک فیها الا شمها و صار عنده لها اثر و لعن قتلته و اشیاعهم و اتباعهم»ملائکهای که خبر شهادت امام حسین (ع) را به پیامبر گزارش داد فرشته دریاها بود، یعنی ملائکهای از ملائکههای بهشت بر دریا نازل شد و بالهایش را بر روی سطح آب گسترانید، سپس فریادی بلند زد و گفت ای اهل دریا لباسهای حزن و اندوه بپوشید زیرا فرزند رسول خدا را سر بریدند، سپس از تربت آن حضرت برداشت و پرواز کرد و هر فرشتهای که آن تربت را میبوئید حزن و اندوه در او نیز اثر میگذاشت و بر قاتلین آن حضرت لعنت میفرستاد.[۲۷]
در نتیجه، شهادت امام حسین (ع) آن قدر بزرگ است که هیچ بُعدی ندارد که به دنبالش این حوادث و دگرگونیهای عالم اتفاق افتد.
پی نوشت ها:
[۱]. عاشورا پژوهی، صحتی سردرودی، ص ۳۶.[۲]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۶۲؛ احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۳۰۳؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۱۱۵.[۳]. کافی، ج ۱، ص ۳۸؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۸۳؛ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۱۳۹.[۴]. العمده، ص ۴۰۵.[۵]. کامل الزیارات، ص ۷۹.[۶]. همان، ص ۸۰.[۷]. کامل الزیارات، ص ۸۸.[۸]. همان، ص ۹۳.[۹]. همان، ص ۹۰.[۱۰]. علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۲۷؛ امالی صدوق، ص ۱۲۶؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۴؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۲.[۱۱]. دخان / ۲۹.[۱۲]. تفسیر الثعلبی، ج ۸، ۳۵۳.[۱۳]. مرآه الرمان، سبط بن جوزی، ص ۱۰۲؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص ۳۵۶.[۱۴]. همان.[۱۵]. کامل الزیارات، ص ۹۵؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۴۱.[۱۶]. کامل الزیارات، ص ۹۹.[۱۷]. کامل الزیارات، ص ۷۷ وص ۹۲؛ روضهالواعظین، ج ۱، ص ۱۹۱؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۵؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج ۱، ص ۳۶۹؛ مناقب خوارزمی، ج ۱، ص ۳۴۹؛ معجمالکبیر طبرانی، ج ۳، ص ۱۱۳ وص ۱۱۹؛ مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۳۱۵؛ البدایه والنهایه، ج ۸، ص ۲۱۹؛ العقدالفرید، ج ۲، ص ۱۳۷.[۱۸]. امالی، شیخ صدوق، ص ۱۶۷.[۱۹]. مجمع الزوائد هیثمی، ج ۹، ص ۱۹۷؛ تهذیب الکمال، ج ۶، ص ۴۳۳؛ کفایه الطالب، ص ۴۳۳؛ تهذیب التهذیب، ج ۸، ص ۲۲۹؛ تاریخ الاسلام ذهبی، ج ۲، ص ۳۴۹ وج ۵، ص ۱۶ وج ۲، ص ۶۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۰، ص ۱۶۲؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۱۴؛ نظم درر السمطین، ص ۱۴۳ وص ۲۱۳؛ دلائل النبوه بیهقی، ج ۶، ص ۴۷۱؛ تاریخ الخلفاء سیوطی، ج ۱، ص ۸۵.[۲۰]. الارشاد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۱۳۰؛ امالی، شیخ طوسی، ص ۳۱۴؛ مثیرالاحزان، ص ۸۰؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۳۹؛ الثاقب، ابن حمزه، ج ۱، ص ۲۷۷؛ کشف الغمه، ج ۲، ص ۵؛ خصائص الکبری، ج ۲، ص ۱۹۳؛ اعلام الوری، ص ۲۱۹.[۲۱]. بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۳۶۸ و ج ۱۴، ص ۳۳۶؛ کامل الزیارات، ص ۷۵؛ کشف الغمه، ج ۱، ص ۴۳۳؛ خصائص الکبری، ج ۲، ص ۱۹۰؛ مستدرک حاکم نیشابوری، ج ۳، ص ۱۴۴.[۲۲]. امالی، شیخ صدوق، ص ۵۹۹؛ الخرائج، قطب راوندی، ج ۳، ص ۱۱۴۴؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۵۴.[۲۳]. ینابیع الموده، ج ۳، ص ۸.[۲۴]. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۱۶؛ مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص ۵۴؛ مقتل خوارزمی، ج ۲، ص ۸۹؛ سنن الکبری، ج ۳، ص ۴۶۸؛ انساب الاشراف بلاذری، ج ۳، ص ۴۱۳؛ تاریخ دمشق، ج ۱۴، ص ۲۲۶.[۲۵]. ینابیع الموده، ج ۲، ص ۳۵۶؛ بغیهالطلب، ج ۶، ص ۹۴.[۲۶]. معجم الکبیر، ج ۳، ص ۱۲۷؛ مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۶۹.[۲۷]. کامل الزیارات، ص ۶۶.
برگرفته از کتاب “بزرگترین مصیبت عالم” نوشته ی محمد خادمی
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی



















هیچ نظری وجود ندارد