10 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

آئين حكومت داری از ديدگاه علی(ع)-(1)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سياست در عرف استعماراز قرن پانزدهم ميلادي كه آسيا و افريقا ميدان تاخت و تاز استعمارگران حادثه جوي غربي شد، علاوه بر بدعتها و رسوم نوظهور در شؤون مختلف زندگي، واژه ها و اصطلاحات تازه يي نيز در بين مردم اين كشورها رواج پيدا كرد كه يكي از آنها كلمه ي «سياست» است. اين كلمه در احاديث و متون قديم عربي به معني فرماندهي و اداره و امر و نهي و تربيت به كار مي رفت ولي در عصر استعمار و بر اثر رفتار رياكارانه غربي ها با ملل شرق بخصوص عربها و ايرانيها اكنون غالباً در معني نفاق و دورويي و فريب، استعمال مي شود.درست از سال 1498 كه دريانورد پرتغالي «واسكودو گاما» دماغه ي «اميدنيك» را در جنوب افريقا دور زد و راه دريائي اروپا را به هند كشف كرد و در بند هوگلي (نزديك كلكته) فرود آمد پاي استعمار غربي هم به آسيا و آفريقا باز شد. ابتدا پرتغاليها، اسپانيائيها و هلنديها، سپس انگليسي ها، فرانسوي ها، روسها، آلماني ها، ايتاليائيها و بلژيكي ها و … و سرانجام امريكائيها با بكار بردن تمام روش هاي استعماري نوين و سرانجام با نيروهاي نظامي به آسيا و آفريقا پاگذاشته و شروع به جذب ثروتهاي طبيعي و مدني و تاسيس كمپانيهاي يك مليتي و چندمليتي و در دست گرفتن بازارهاي محلي و احداث خطوط مخابراتي و استراتژيكي زميني و دريايي كردند. اما از همه خطرناكتر استعمار فكري بود. آنها نه تنها دولتمردان و سرداران و زمينداران و رؤساي عشاير و بازرگانان را مرعوب يا مجذوب كرده و دولتهاي شرق را پايگاهي براي سلطه ي هرچه بيشتر خود در مي آوردند، بلكه بر مقدسات و فرهنگ اصيل اين ملتها نيز هجوم برده و با نيرنگهاي دقيق، جوانان را به سوي كشور و ملت خود كشاندند و طبقه تحصيل كرده و مدارس جديد را به فرنگي مآبي سوق دادند تا جائي كه اين طبقه بر اثر خالي شدن از فرهنگ دروني خود به تحقير دين و شعائر ملي و اخلاقي و فرهنگي كشور خويش برخاسته و رسوم و سنن قديم را كه مانع خودباختگي و خودفراموشي بودند و سد محكمي را در برابر استعمار تشكيل مي دادند تخطئه كرده و از اصل و بن بر مي انداختند.برنامه هاي استعمار- كهنه و نو- در آسيا و آفريقا، در كشورهاي اسلامي و غيراسلامي، اگرچه در وسايل و ابزار و مقدمات اختلاف داشتند ولي همه ي آنها يك هدف را دنبال مي نمودند: تفرقه و نفاق در بين ملل شرق بخصوص كشورهاي اسلامي و به دنبال آن از بين بردن ريشه هاي مذهبي و حاكم كردن فرهنگ غربي و گشودن راه ستم و غارتگري.اين ماجراي تلخ و اين جريان انحرافي از همان سالهاي اول نشر اسلام آغاز شد. به همين جهت مي بينيم امام علي (ع) كه نمونه ي عيني يك سياستمدار بزرگ و درستكار است در خطبه ها و نامه هاي گراميشان اين جريان را معرفي و سردمداران آن را با شديدترين عبارات مورد حمله قرار داده و آنها را منافق و حزب شيطان مي خواند، ايشان در خطبه اي مي فرمايند:اينان هم خود، گمراهند و هم ديگران را گمراه مي كنند. خود، خطاكارند و ديگران را نيز به راه خطا مي برند. به رنگهاي مختلف درمي آيند و براي فريب، شيوه هاي بسيار بكار مي گيرند. به هر وسيله در پي شما هستند و در هر كمين گاه در انتظار شما نشسته اند. دلهايشان بيمار است اما چهره هائي شسته و پاكيزه دارند. به آهستگي گام بر مي دارند اما آرام آرام مثل مرض در تن شما مي خزند. وصفشان به دوا و حرفشان به شفا مي ماند اما كارشان درد بي درمانست. به آسايش ديگران حسد مي برند و بند بلا را محكم مي كنند و ريشه اميد را مي گسلند. در هر راهي، افتاده اي و بسوي هر دلي، شفيعي و براي هر غصه اي، اشكي آماده دارند. در ميان خود به يكديگر ثنا و ستايش وام مي دهند و انتظار معامله به مثل و پاداش دارند. در سؤال اصرار مي ورزند و ملامت كسان را بر سر جمع به رخ ايشان مي كشند و در صدور حكم اسراف مي ورزند. در برابر هر حقي باطلي و براي هر زنده اي كشته اي و براي هر دردي كليدي و براي هر شبي چراغي آماده كرده اند. نوميدي را به آزمندي پيوند مي دهند تا بازارهاي خود را داير بدارند و كالاهاي پرزرق و برق خود را رواج دهند. باطل را در لباس حق بر زبان مي آورند و ناسره را بشكل سره باز مي نمايند و راه را آسان مي نمايند اما گذرگاههاي تنگ را پرپيچ و خم مي سازند. پس ايشان ياران ابليس و زبانه ي آتشند. آنان حزب شيطانند و حزب شيطان بي گمان زيانكار خواهند بود. (2)اين بينش زنده ي حضرت علي (ع) است كه در آن زمان در مورد سياستمداران غيرخدايي بيان داشته و اكنون كه استعمار با تمام چهره هاي نو و پيشرفته ي علمي به قيد آمده، مي بينيم بيان حال دولتمردان ظالم ستمگر جهان امروز است.يك نگاه اجمالي به رهنمودهاي سياسي ماكياولي در كتاب «امير» يا خاطرات تاليران فرانسوي و مترنيخ اتريشي و پالمرستون و گلادستون و كرزن و ديسرائيلي و چرچيل نخست وزير انگلستان و ساير سردمداران سياست غرب در قرون اخير روشن مي سازد كه همه آنها در لزوم فدا كردن وسيله در راه هدف، و عدم اعتقاد به مبداء و ثابت، و بي اعتنائي به مشروعيت مبادي و مقدمات اهداف سياسي متفّقند، و سياست آنها چه در رژيم هاي سرمايه داري و چه در رژيم هاي سوسياليستي، مذهبي و غيرمذهبي (سكولاريسم)، هرگز بر اساس معنويت و اخلاق استوار نبوده است؛ و اين همان راه بدفرجامي است كه در صدر اسلام به دست منافقان و بانيان مسجد ضرار و نويسندگان صحيفه مشؤومه و عمر و عاص ها و معاويه ها و زيادها … و ناكثين و مارقين و قاسطين اجرا مي شد و متأسفانه تاريخ اسلام بجز دوره اي كوتاه و دستخوش فتنه انگيزي اين نابكاران بوده و رژيم هاي سلطنتي و موروثي و سرمايه داري همه از دستاوردهاي همين شدادتها و انحرافات بوده است.بعد از حكومت خلفاي راشدين، بر اثر درخواست شديد و هجوم مردم، حضرت علي (ع) خلافت و حكومت مسلمانان را بدست گرفت، نهج البلاغه داستان را چنين شرح مي دهد:«فَمَا رَاعَني الاَّ وَ النَّاسُ اِليَّ كَعُرفِ الضَّبُغ يَنْثالُونَ عَلَيَّ مِنْ كُلَّ جانّبٍ…». (3)انبوه مردم رنجيده به يكباره چون يال كفتار از هر سوي به خانه ام ريختند.«… فَاَقْبَلْتُمْ اِليَّ اِقْبَالَ الْعُوذِ المطَافِيلِ عَلَي اَوْلادِهَا تَقُولُونَ: البَيْعَهَ! البَيْعَهَ!». (4)بسوي من روي آوريد مانند ماده شتران كره دار كه بسوي بچه هاي خود شتاب گيرند و همه مي گفتند: بيعت، بيعت.«… ثُمَّ تَراكَكْتُمْ عَلَيَّ تَدَاكَّ الْاِبِلِ الْهيِمِ عَلَي حِيَاضهَا يَوْمَ وِرْدِهَا، حَتَّي انْقَطَعَتِ النَّملُ، وَ سَقَطَ الرَّداءُ». (5)مانند شتران تشنه كه در كنار آبشخورهاي خود روزي كه نوبت آب خوردن آنهاست ازدحام مي كنند و به يكديگر را تنه مي زنند، دور مرا گرفتند و به قدري فشار آوردند كه بندكفش پاره شد و رداء از دوشم بيفتاد.علي (ع)، علاوه بر آنكه طبق نصوص متواتره از سوي پيامبر به جانشيني برگزيده شده بود، راي قاطبه ي صحابه را نيز همراه داشت. علامه فقيه شيخ محمد اقبال لاهوري در اين باره گويد:«علي (ع) نمونه كامل مقام ولايت و خليفه اللهي و جامع دو نيروي علمي و عملي بود و نفس عاقله ي او بر ملك ظاهر و باطن هر دو پادشاهي مي كرد». (6)به عبارت درست تر، امام علي (ع) مقام خلافت را به امر خدا و رسول پذيرفت و گرنه شاهباز همتش از آن بلندپرواز تر بود كه خود را در عرض ساير صحابه قرار دهد يا نعوذ بالله مانند ايشان شرف قربت و قرابت و صحبت با خالق را با شائبه جاه طلبي آلوده سازد. در خطبه «شقشقيه» مي فرمايد:«فَياَلَلهِ وَلِلشُّوري: مَتي اعْتَرَضَ الرَّيْبُ فِيَّ مَعَ الاَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّي صِرْتُ اُقْرَنُ اِلَي هَذِهِ النَظَّائِرِ؟».پناه مي برم به خدا ازين شوري (كه به وصيت عمر تشكيل شده بود و امام (ع) با طلحه و زبير و سعد و عبدالرحمن و عثمان در آن شركت فرمود) چه كس گمان مي كرد كه من همطراز نخستين ايشان (ابوبكر) باشم كه حالا با اين گونه اشخاص همرديف شوم؟
وظايف مقام خلافتحضرت علي (ع) در تمامي دوره بيست و پنج ساله زمامداري خلفاي قبل، با اينكه يقين داشت از ايشان براي زمامداري شايسته تر است اما براي پيشرفت اسلام و بهبود وضع مسلمانان از همكاري فكري و ارائه پيشنهادهاي مفيد و مشاوره، مضايقه نمي فرمود. خلفا مقام سياسي و روحاني را در خود جمع داشتند و رئيس دولت و كشور و بالاترين مقام نظامي بشمار مي آمدند. در دوران سي ساله ي خلفاي راشدين مقام بنام وزارت وجود نداشت ولي پيوسته جمعي از مهاجرين و انصار بخصوص جنگجويان بدر، و عشره بشره خليفه را در گرفتن تصميم هاي مهم كمك مي كردند و در حقيقت اعضاي شوراي رهبري حكومت اسلامي بودند.بعض اين مشاوران وظائف خاص را به عهده مي گرفتند، چنانكه علي عليه السلام در عهد ابوبكر سرپرستي اسيران جنگي و اداره روابط عمومي و مراسلات را پذيرفته بود و عُمَر، عامل صدقات و اجرائيات بود.بعض صحابه امور فرماندهي و تجهيز دسته هاي ارتش و بعضي ديگر سرپرستي غنائم جنگي را به عهده داشتند و عده اي هم عامل اخراج و قاضي و استاندار و فرماندار… مي شدند. مقر خلافت تا وقتي امام (ع) به كوفه رفت در مدينه بود و از آن پس مدينه اهميت سياسي خود را از دست داد. دفتر كار اميرمؤمنان و محل ملاقات ها و مشاورات و رسيدگي به حسابها ابتدا مسجد مدينه و بعد مسجد كوفه بود، در آنجا با مردم نماز مي گزارد و بدون هيچ گارد يا پاسداري در دسترس همه مراجعه كنندگان بود و با اينكه دو خليفه قبل از او را كشته بودند و او در يك شهر غريب و بين المللي بسر مي برد هميشه تنها حركت مي كرد.
پي نوشت ها :
1- كنزالعمال، ج12، حديث 1212، چاپ حيدرآباد.2- نهج البلاغه، صبحي صالح، ص 307، چ بيروت، ترجمه ي آزاد اين قسمت و ديگر قسمتهاي نهج البلاغه كه در اين مقاله خواهد آمد از نويسنده ي مقاله است.3- نهج البلاغه، خطبه ي شقشقيه.4- نهج البلاغه، صبحي صالح، خ 137.5- همان، خ 229.6- اسرار خودي، با شرح و حواشي نويسنده ي اين سطور، ص 46، چ بنياد نهج البلاغه. منبع: سالنماي النهج 1-5
 

برچسب ها: حکومت دینی
نوشته قبلی

امام علی (عليه السلام): نمادی از انسان کامل(2)

نوشته‌ی بعدی

آئين حكومت داری از ديدگاه علی(ع)-(2)

مرتبط نوشته ها

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
امام حسین (ع)

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

نوشته‌ی بعدی

آئين حكومت داری از ديدگاه علی(ع)-(2)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا