قم از پرسابقه ترین مراکز شیعه نشین در ایران است. این منطقه در نیمه دوم قرن اول هجرى، پذیراى اعراب مسلمان با گرایش هاى شیعى شد و رفته رفته به یکى از قطب هاى علمى تشیع در عالم اسلامى تبدیل گردید. گرایش حدیثى موجود در این مرکز شیعى موجب پدید آمدن محدثان بسیارى در آن شد، به گونه اى که گاه ارقام شگفت آورى درباره تعداد محدثان این حوزه حدیثى گزارش شده است. به گفته مولا محمد تقى مجلسى (متوفاى ۱۰۷۰ق) در دوره زندگى على بن بابویه قمى (متوفاى ۳۲۹ ق) تعداد دویست هزار محدث در قم مى زیستند!۲ این آمار گرچه خالى از مبالغه به نظر نمى رسد، اما به یقین مى تواند بر فراوانى محدثان در این حوزه حدیثى دلالت کند. البته مجلسى اول براى دفع استبعاد، اضافه کرده است که در آن زمان، عموم مردم قم، حتى افراد عادى نیز با ثبت و ضبط حدیث و عمل به آن، سروکار داشته اند. محدث قمى نیز در تأیید این توجیه، به نقلى اشاره کرده که از وجود سى صد هزار محدث در نیشابور به هنگام ورود امام رضا(علیه السلام) به آن شهر حکایت دارد که براى استماع حدیث، نزد آن حضرت گرد آمده بودند.۳ اما احتمالا سى صد هزار، تصحیف شده سى هزار باشد. در نقل على بن عیسى اربلى از تاریخ نیشابور رقم ۲۴ هزار،۴ و در نقل واسعى، رقم بیست هزار آمده است.۵برخى از محققان معاصر نیز براى توجیه سخن مجلسى اول، احتمال داده اند که رقم دویست هزار، در اصل بیست هزار بوده که گرفتار تصحیف شده است.۶در هر حال، قرن سوم و چهارم هجرى را مى توان اوج دوران فعالیت حوزه حدیثى قم دانست. به جز نقلى که درباره کمّیّت محدثان قم در قرن ۳ و ۴ گذشت، آثار حدیثى برجسته قمییّن در این دو قرن نیز که برخى از آن ها به دست ما رسیده و از برخى دیگر تنها نامى باقى مانده، از عظمت و پویایى این حوزه حدیثى حکایت دارد. تنها نگاهى به تعداد آثار برخى محدثان قم مى تواند این مدعا را تأیید کند. به عنوان نمونه، نام ابن ابى جیّد قمى در بسیارى از روایات کشى، نجاشى و شیخ طوسى آمده است که از پرتألیف بودن وى حکایت دارد.۷ هم چنین آمار آثار على بن بابویه قمى بنا به نقل فرزندش، شیخ صدوق، یک صد اثر بوده است.۸ و آمار تألیفات خود شیخ صدوق را نیز سى صد اثر ذکر کرده اند.۹ شایان توجه است که یکى از تألیفات وى ـ که گویا از نظر وسعت و حجم، شبیه بحارالانوار بودهـ کتاب مدینه العلم اوست که با کمال تأسف مفقود شده است.۱۰ همین طور، بنا به نقل نجاشى، محمدبن احمدبن یحیى اشعرى قمى کتابى با عنوان نوادر الحکمه داشته است که آن را دبه شبیب مى نامیدند، چرا که شبیب فردى سیر فروش بود و دبّه اى از پوست داشت که در قسمت هاى مختلف آن روغن و غیر آن مى نهاد و مى فروخت، و کتاب مزبور را نیز به دلیل تنوع موضوعات چنین نام نهاده بودند.۱۱قدرت حفظ و قوه فقاهت برخى از محدثان قم نیز زبان زد بوده است. به عنوان نمونه، نجاشى درباره محمدبن احمدبن داود قمى، از حسین بن عبیداللّه نقل کرده که گفته است: کسى را در حد محمدبن احمدبن داود قمى از نظر قوت حفظ و فقاهت و آشنایى به حدیث، مشاهده نکردم.۱۲ تبحّر و مهارتِ حدیثى و فقهى قمیّین موجب آن شده بود که به عنوان مرجعى براى تعیین قوت و ضعف آثار حدیثى به حساب آیند. نقل شیخ طوسى در این باره، جالب است که بنابراین نقل، سومین سفیر ناحیه مقدسه در عصر غیبت صغرا، یعنى حسین بن روح نوبختى کتابى را براى تعیین صحت و سقم روایاتش نزد محدثان قم فرستاد و آنان نیز ضمن بررسى، به جز یک حدیث، دیگر احادیث کتاب را تأیید کردند.۱۳ این اقدام نایب سوم علاوه بر این که از نوعى مرجعیت علمى محدثان این حوزه در عصر غیبت صغرا حکایت دارد، هم چنین مى توان آن را در راستاى تعلیم و عادت دادن شیعیان به مراجعه به فقها و محدثان برجسته در عصر غیبت کبرا توجیه کرد. این حوزه حدیثى در قرن چهارم نیز هم چنان پابرجا بود و نشاط و فعالیت داشت. شیخ صدوق، شخصیت برجسته حدیثى این قرن و بزرگ ترین نماینده فکرى این حوزه بود که با رحلت وى در سال ۳۸۱ق از سویى، و جایگزینى مکتب عقل گراى بغداد به جاى مکتب حدیث گراى قم در عصر شیخ مفید، عملا بغداد جاى قم را گرفت.حاصل تلاش محدثان در این حوزه حدیثى تا پایان قرن چهارم، آثار بسیارى در این محورها بود: تفسیر، علوم قرآن، فقه، کلام، سیره، تاریخ، مناقب و مثالب، اخلاق و آداب، رجال و تراجم و انساب، ادب و شعر، فن حدیث و مجامع حدیثى، جغرافیا و کیهان شناسى، علوم غریبه، طب و بالأخره موضوعات متفرقه. آثار مربوط به تاریخ، سیره، مناقب و مثالب در حوزه حدیثى قم را مى توان در چند محور خلاصه کرد: سیره نبوى(صلى الله علیه وآله)، مغازى، خصایص النبى(صلى الله علیه وآله)، فضایل و مناقب اهل بیت(علیه السلام)، مثالب دشمنان، تاریخ و سیره امامان شیعه(علیه السلام)، مقتل، دلایل، تاریخ انبیا، تاریخ خلفا، تراجم، تاریخ محلى، ملاحم و تاریخ عمومى. اکنون، نمونه هایى را براى محورهاى یاد شده، تا آن جا که منابع فهرست نگار آورده اند، ذکر مى کنیم:۱ـ سیره نبوى(صلى الله علیه وآله)، مغازى و خصائص- مغازى النبى(صلى الله علیه وآله); احمدبن محمدبن خالد برقى۱۴- الخصائص; همو۱۵- المغازى; على بن ابراهیم قمى۱۶- خصائص النبى(صلى الله علیه وآله); احمدبن حسین بن حسن بن دؤل قمى۱۷- الخصائص; همو۱۸- اسماء رسول اللّه(صلى الله علیه وآله); حسن بن خرّزاذ قمى۱۹- اوصاف النبى; ابوجعفر محمدبن على بن بابویه قمى۲۰-المنبىء عن زهد النبى(صلى الله علیه وآله); جعفربن احمدبن على فقیه قمى ایلاقى۲۱۲ـ فضائل و مناقبـ فضل النبى(صلى الله علیه وآله); سعدبن عبداللّه بن ابى خلف أشعرى۲۲ـ فضل النبى(صلى الله علیه وآله); احمدبن محمدبن عیسى أشعرى قمى۲۳ـ شواهد امیرالمؤمنین(علیه السلام) و فضائله; احمدبن محمد بن حسین بن حسن بن دؤل قمى۲۴ـ فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام); على بن ابراهیم قمى۲۵ـ مقصد الراغب الطالب فى فضائل على بن ابى طالب(علیه السلام); حسین بن محمدبن حسن قمى۲۶ـ نوادرالاثر فى على(علیه السلام) خیر البشر; جعفربن احمدبن على فقیه قمى۲۷ـ فضل ابى طالب و عبدالمطلب و أبى النبى(صلى الله علیه وآله); سعدبن عبداللّه بن ابى خلف أشعرى۲۸- المعرفه فى فضل النبى(صلى الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) و الحسن و الحسین(علیهما السلام); محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۲۹- فضائل العلویّه; همو۳۰- المائه منقبه (المناقب); محمدبن احمدبن على بن حسن بن شاذان فامى قمى۳۱- المناقب; احمدبن محمدبن حسین بن حسن بن دؤل قمى۳۲- المناقب; حسین بن سعید اهوازى (ساکن قم و مدفون در آن)۳۳- المناقب; على بن ابراهیم قمى۳۴- المناقب; محمدبن اورمه قمى۳۵- المناقب; محمدبن حسن بن فرّوخ صفّار قمى۳۶- مختصر بصائر الدرجات (فى مناقب السادات); سعدبن عبداللّه اشعرى قمى۳۷۳- مثالب- المثالب; احمدبن محمد بن حسین بن حسن بن دؤل قمى۳۸- المثالب; حسین بن سعید اهوازى۳۹- المثالب; محمدبن أورمه قمى۴۰- المثالب; محمدبن حسن بن فرّوخ صفّار قمى۴۱- المثالب; یونس بن عبدالرحمان قمى۴۲- المثالب; احمدبن حسین بن سعید اهوازى (مدفون در قم)۴۳۴ـ تاریخ و سیره امامان شیعه(علیهم السلام)- آثارى از شیخ صدوق با عناوین: اثبات الوصیه لعلىّ(علیه السلام)، اثبات خلافت على(علیه السلام)، اثبات النص على علىّ(علیه السلام)، اثبات النص على الائمه(علیهم السلام). این آثار طبیعتاً اطلاعات تاریخى دارند.۴۴- اسماء امیرالمؤمنین(علیه السلام); حسین بن شاذویه صفّار قمى۴۵- قضایا امیرالمؤمنین(علیه السلام); ابراهیم بن هاشم قمى۴۶- مولد امیرالمؤمنین(علیه السلام); محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۴۷- الجمل; همو۴۸- الجمل; احمدبن محمدبن خالد برقى۴۹- مولد فاطمه(علیها السلام); محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۵۰- اخبار الزهراء(علیه السلام); همو۵۱- عیون اخبار الرضا(علیه السلام); همو۵۲- کمال الدین و تمام النعمه; همو۵۳- کتاب الزهد; همو۵۴این اثر، مشتمل بر سیزده کتاب بوده که هر کدام به تبیین سیره یک معصوم (تا امام یازدهم) در زمینه صفت حمیده زهد اختصاص داشته است.۵ـ دلائل و معاجز- الدلائل; احمدبن محمدبن حسین بن حسن بن دؤل قمى۵۵- المعجزات; همو۵۶- الدلائل; عبداللّه بن جعفر حمیرى۵۷- الدلائل; محمدبن على بن ابراهیم بن موسى قشى (ساکن قم)۵۸- دلائل الائمه و معجزاتهم; محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۵۹۶ـ مقتل- مقتل الحسین(علیه السلام); محمدبن یحیى عطار۶۰ـ مقتل الحسین(علیه السلام); محمدبن احمدبن یحیى بن عمران بن عبداللّه اشعرى قمى۶۱ـ مقتل العرب; همو۶۲- مقتل الحسن و الحسین(علیهما السلام); محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۶۳۷ـ تاریخ انبیا- الانبیاء; على بن ابراهیم قمى۶۴- محن الأنبیاء و الأوصیاء و الأولیاء; ابى بشر احمدبن ابراهیم بن احمد قمى فقیه متکلم۶۵ـ الأنبیاء; حسین بن سعید اهوازى (ساکن و مدفون در قم)۶۶- الأنبیاء; احمدبن حسین بن سعید اهوازى (مدفون در قم)۶۷- جامع حجج الأنبیاء; محمدبن على بن بابویه قمى(شیخ صدوق)۶۸۸ـ تاریخ خلفا- التاریخ العباسى; احمدبن اسماعیل بن عبداللّه بَجَلى قمى۶۹به گفته نجاشى این اثر با حجمى در حدود ده هزار ورقه، و کتابى عظیم، بى نظیر و مستوفا درباره اخبار خلفا و دولت عباسى بوده است.- تاریخ الخلفاء; ابى نصر حسن بن على قمى منجمبه گفته شیخ آقابزرگ تهرانى، صاحب کتاب التاریخ العباسى، ازاین کتاب نقل کرده و مؤلف کتاب تاریخ قم نیز این نقل را ضمن یک صفحه آورده است.۷۰۹ـ تراجم، رجال و انساب- بنات النبى(صلى الله علیه وآله) و ازواجه; احمدبن محمدبن خالد برقى۷۱- ما رُوى فى أولاد الأئمه(علیهم السلام); محمدبن حسن بن فرّوخ صفّار قمى۷۲- کتاب فى عبدالمطلب و عبداللّه و ابى طالب و آمنه بنت وهب ـ رضوان اللّه علیهم ـ ; محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۷۳- فضائل جعفر الطیار; همو۷۴- کتاب فى زیدبن على(علیه السلام) (اخبار زیدبن على(علیه السلام)); همو۷۵- اخبار سلمان و زهده و فضائله; همو۷۶- اخبار أبى ذر و فضائله; همو۷۷- الرجال المختارین من اصحاب النبى(صلى الله علیه وآله);همو۷۸- کتاب المختار بن ابى عبیده; همو۷۹- جامع اخبار عبدالعظیم بن عبداللّه الحسنى; همو۸۰- مناقب الرجال; محمدبن احمدبن یحیى بن عمران بن عبداللّه اشعرى قمى۸۱- الممدوحین و المذمومین; محمدبن احمدبن داود قمى۸۲- الطبقات; احمدبن محمدبن حسین بن حسن بن دؤل قمى۸۳- طبقات الرجال; (الطبقات، الرجال); احمدبن محمدبن خالد برقى۸۴- الرؤسا; ابن ابى حجاج قمىدر کتاب تاریخ قم ـ که در بند ۱۰ خواهد آمد ـ از این کتاب یاد شده، و در آن آمده است که ابن ابى معاد جرجانى در ازاى دادن مبلغى، از ابن ابى حجاج خواست که نام و ترجمه اش را در این کتاب بیاورد و او نپذیرفت!۸۵- المصابیح; محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۸۶این کتاب مشتمل بر پانزده مصباح بوده و هر مصباح نیز به راویان از یک معصوم اختصاص داشته است، جز آن که راویانِ مَرد از پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مصباح اول، و راویان زن در مصباح دوم معرفى شده و در مجموع از پانزده مصباح تشکیل شده بود، اما متأسفانه این اثر ارزش مند به دست ما نرسیده است.- کتاب الرجال (ناتمام); همو۸۷- مناقب رواه الحدیث; سعدبن عبداللّه اشعرى۸۸- مثالب رواه الحدیث; همو۸۹- المآثر و الأنساب; احمدبن محمدبن خالد برقى۹۰- أنساب الأمم; همو۹۱۱۰ـ تاریخ محلّىـ تاریخ قم و ذکر اخبار العرب الاشعریّین النازلین بقم و أیّامهم و حروبهم; على بن حسین بن محمدبن عامربن عمران بن ابى عمر اشعرى قمى. به گفته شیخ آقا بزرگ تهرانى، مؤلف تاریخ قم در مقدمه کتابش نقل کرده که به جز کتابى که آن را در خانه على بن حسین اشعرى دیده، کتاب دیگرى درباره تاریخ قم سراغ ندارد. وى حدس زده که مؤلف کتاب نیز خود صاحب خانه بوده است، و در ادامه، از نابودى کتاب بر اثر سیلِ سال ۳۲۸ق خبر داده است.۹۲- تاریخ قم; حسن بن محمد بن حسن قمىمؤلف، کتاب را به سال ۳۷۸ یا ۳۸۵ق، به زبان عربى براى صاحب بن عبّاد تألیف کرد،اما متأسفانه اکنون دست رسى ما به کتاب جز از طریق ترجمه پنج باب اول از بیست باب آن که در سال ۸۰۵ و ۸۰۶ ق توسط حسن بن على بن حسن بن عبدالملک قمى به فارسى ترجمه شده،۹۳ ممکن نیست.- المصنف فى تاریخ الکوفه; حسن بن محمدبن جعفر تمیمى قمى (ابن نجار)۹۴- فضل قم و الکوفه; سعدبن عبداللّه اشعرى(علیه السلام)۹۵- الکوفه; محمد بن بکران بن عمران رازى (اهل قم و ساکن کوفه)۹۶- مکّه و المدینه; محمد بن خالد برقى۹۷۱۱ـ ملاحم- الملاحم; حسین بن سعید اهوازى۹۸- الملاحم; محمدبن احمدبن یحیى بن عمران بن عبداللّه اشعرى قمى۹۹- الملاحم; محمدبن حسن بن فرّوخ صفّار قمى۱۰۰- علامات آخرالزمان; محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۱۰۱۱۲ـ تاریخ عمومى- کتاب التاریخ; احمدبن محمدبن خالد برقى۱۰۲- کتاب التاریخ; محمدبن على بن بابویه قمى (شیخ صدوق)۱۰۳شیخ آقا بزرگ تهرانى احتمال داده که این کتاب، همان کتاب شیخ صدوق، مشتمل بر تراجم عامّه راویان، اعم از شیعه و غیر شیعه باشد که در تاریخ ابن عقده به آن تصریح شده است.۱۰۴- وصف قتال الشراه المارقین; همو۱۰۵- تاریخ الشهور و الحوادث فیها; جعفربن محمدبن قولویه قمى۱۰۶- کتب محمدبن اسحاق القمى فى الاخبار۱۰۷- حروب الاوس و الخزرج; محمدبن خالد برقى۱۰۸به جز آثار یاد شده، در دیگر آثار حدیثى نیز اطلاعات تاریخى فراوانى درج مى شده است; به عنوان مثال، امالى شیخ صدوق که با عنوان امالى یا مجالس، امروزه در دست است اطلاعات ارزش مند تاریخى دارد. اما از آن جا که عنوان این گونه آثار، عنوانى تاریخى نیست و در آثار مفقود، به دلیل اطلاع نداشتن از محتواى آن ها نمى توان قضاوتى درباره میزان گزارش هاى تاریخى آن ها داشت، لذا اسامى آن ها در این پژوهش ذکر نشد. آثار یاد شده، بخشى از میراث تاریخى دانشمندان در حوزه علمى قم تا آغاز قرن پنجم هجرى است. روشن است که بسیارى دیگر از آثار نه به دست ما رسیده و نه نامى از آن ها در منابع فهرست نگارى ثبت شده است، گرچه اطلاعات موجود در برخى از آن ها در منابع بعدى آمده است. توجه به محورهاى مختلف تاریخى در آثار نام برده، از این حقیقت حکایت دارد که فنّ تاریخ نگارى در میان دانشمندان شیعى ـ آن سان که برخى مدعى اندـ فنّى مهجور نبوده است; تا جایى که ـ چنان که گذشت ـ تنها یک اثر از آثار تاریخى قمیّین درباره خلفاى عباسى، بالغ به ده هزار ورقه بوده است! توجه دانشمندان این حوزه حدیثى به موضوع مغازى و سیره نبوى نیز نکته دیگرى است که مى تواند بى پایگى اتهام کم توجهى شیعه به این مقوله را روشن سازد. هم چنین آثار تاریخى متنوعى که در فهرست آثار محدثى، همچون شیخ صدوق یا برقى یا دیگر محدثان قم به چشم مى خورد، گویاى ارتباط تاریخ و حدیث و روایت در قرون مورد بحث است.کتاب نامه۱. ابن ندیم، الفهرست، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۷ق.۲. اربلى، على بن عیسى، کشف الغمه فى معرفه الأئمه، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۰۵ق.الواسعى، بیروت، منشورات دارمکتبه الحیاه، [بى تا].۳. بحرانى، یوسف بن احمد، لؤلؤه البحرین، تحقیق سید محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، مطبعه النعمان، [بى تا].۴. تهرانى، شیخ آقابزرگ، الذریعه إلى تصانیف الشیعه، بیروت، درالأضواء، ۱۴۰۳ق.۵. حسینى جلالى، سید محمدرضا، مقدمه الإمامه و التبصره من الحیره، على بن بابویه قمى، بیروت، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۲ق.۶. حلّى، حسن بن على بن داود، کتاب الرجال، نجف، حیدریه، ۱۳۹۲ق.۷. حلّى، حسن بن یوسف (علامه حلّى)، خلاصه الأقوال، نجف، حیدریه، ۱۳۸۱ق/۱۹۶۱م.۸. صدوق، على بن بابویه قمى، معانى الأخبار، تحقیق سید محمد مهدى خرسان، نجف، حیدریه، [بى تا].۹. طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن، الفهرست، نجف، مرتضویه، ۱۳۵۶ق.۱۰. طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن، کتاب الغیبه، بیروت، دارالکتاب الإسلامى، ۱۴۱۲ق.۱۱. عسکرى، سید مرتضى، معالم المدرستین، تهران، مؤسسه البعثه، ۱۴۰۵ق.۱۲. قمى، شیخ عباس، فوائد الرضویه فى أحوال علماء المذهب الجعفریه، تهران، کتابخانه مرکزى، ۱۳۶۷ق.۱۳. مجلسى، محمدتقى، لوامع صاحبقرانى، تهران، نشر برادران علمى، [بى تا].۱۴. نجاشى، احمد بن على بن عباس، فهرست اسماء مصنفى الشیعه (رجال النجاشى)، قم، انتشارات داورى، [بى تا].۱۵. نیشابورى کنتورى، سید اعجاز حسین، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب و الاسفار، قم، کتابخانه آیه الله مرعشى نجفى، ۱۴۰۹ق.۱۶. واسطى، ابوخالد، مسند الإمام زید، تحقیق شیخ عبدالواسع بن یحیى۱۷. همو، طبقات اعلام الشیعه، قم، اسماعیلیان، بى تا، ج ۲.
نوشت ها:________________________________________1. دکترى علوم قرآن و حدیث۲- محمدتقى مجلسى، لوامع صاحبقرانى، ج ۱ ص ۴۰۵ و یوسف بن احمد بحرانى، لؤلؤه البحرین، ص ۳۷۳.۳- شیخ عباس قمى، الفوائد الرضویه، ص۲۸۲.۴- على بن عیسى اربلى، کشف الغمه فى معرفه الائمه(علیه السلام)، ج۳، ص۱۰۱.۵- ابوخالد واسطى، مسند الامام زید، ص۴۴۰ـ ۴۴۱.۶- سید محمدرضا حسینى جلالى، مقدمه الامامه و التبصره من الحیره، ص۳۶.۷- به عنوان نمونه ر.ک: شیخ طوسى، الفهرست، شماره هاى ۳۹، ۴۰، ۴۹، ۵۲، ۵۳، ۵۵، ۵۷، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۶۸، ۱۱۲،۱۲۳،۱۳۱،۱۵۱،۱۵۳،۱۶۱، ۱۷۴، ۱۸۵، ۱۸۷، ۱۹۰، ۱۹۷، ۲۲۰، ۲۲۱، ۲۲۲، ۲۳۰، ۲۳۱، ۲۳۸، ۲۴۱، ۲۵۵ و… .۸- ابن ندیم گوید: بر پشت یک جزء، این جمله را به خط شیخ صدوق دیدم که نوشته بود:«براى فلان بن فلان، روایت همه کتاب هاى پدرم را که صد کتاب است اجازه دادم» و در برخى نسخه هاى فهرست ابن ندیم به جاى عدد صد، عدد دویست آمده است، ر.ک: الفهرست، ابن ندیم، ص۲۴۲.۹- علامه حسن بن یوسف حلّى، خلاصه الاقوال، ص۱۴۷.۱۰- علامه سید مرتضى عسکرى، معالم المدرستین، ج ۳، ص ۲۷۸.۱۱- نجاشى، رجال النجاشى، ص۲۴۵ـ ۲۴۶.۱۲- همان، ص۲۷۲; علامه حلى، همان، ص۱۶۲ و حسن بن على بن داود حلّى، کتاب الرجال، ص۱۶۲.۱۳- شیخ طوسى، کتاب الغیبه، ص۲۴۰.۱۴- نجاشى، همان، ص۶۰.۱۵- شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۱.۱۶- همان، ص ۸۹ و نجاشى، همان، ص ۱۸۳.۱۷- نجاشى، همان، ص ۶۶.۱۸- همان.۱۹- همان، ص۳۳۲۰- همان، ص۲۷۷ و شیخ طوسى، الفهرست، ۱۵۷.۲۱- شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعه،ج۱، ص۶۸- ۶۹.۲۲- شیخ طوسى، الفهرست، ص ۷۶ و نجاشى، همان، ص۱۲۶.۲۳- شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۵ و نجاشى، همان، ص۵۹.۲۴- نجاشى، همان، ص۶۶.۲۵- همان، ص۱۸۳ و شیخ طوسى،الفهرست، ص۸۹.۲۶- شیخ آقابزرگ تهرانى، طبقات اعلام الشیعه، ج ۱، ص ۱۱۹.۲۷- همان، ج ۱، ص ۶۸ـ ۶۹.۲۸- نجاشى، همان، ص۱۲۶ و شیح طوسى، الفهرست، ص۷۶.۲۹- نجاشى، همان، ص۲۷۶.۳۰- همان، ص۲۷۷ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۵۷.۳۱- طبقات اعلام الشیعه، ج۱، ص ۳۳ و سید اعجاز حسین نیشابورى کنتورى، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب و الاسفار، ص۵۵۵.۳۲- نجاشى، همان، ص۶۶.۳۳- همان، ص۴۳ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۵۸.۳۴- شیخ طوسى، الفهرست، ص۸۹ و نجاشى، همان، ص۱۸۳.۳۵- نجاشى، همان، ص۲۳۲.۳۶- همان، ص۲۵۱.۳۷- شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعه الى تصانیف الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۸۲. به گفته شیخ آقابزرگ، این کتاب، تلخیص بصائر الدرجات است که توسط شیخ حسن بن خالد حلّى (از شاگردان شهید اول) انجام شده است.۳۸- نجاشى، همان، ص۶۶.۳۹- همان، ص۴۳ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۵۸.۴۰- نجاشى، همان، ص۲۳۲.۴۱- همان، ص۲۵۱.۴۲- همان، ص۳۱۲.۴۳- همان، ص۵۶ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۲.۴۴- نجاشى، همان، ص۲۷۶.۴۵- همان، ص۴۹.۴۶- همان، ص۱۲ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۴.۴۷- نجاشى، همان، ص۲۷۷ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۵۷.۴۸- نجاشى، همان، ص۲۷۷ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۵۷.۴۹- نجاشى، همان، ص۵۵ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۱.۵۰- نجاشى، همان، ص۲۷۷ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۵۷.۵۱- همان.۵۲- شیخ آقا بزرگ تهرانى، همان، ج۱۵، ص۳۷۵.۵۳- همان، ج۲، ص۲۸۳ و ج۱۸، ص۲۸۳.۵۴- نجاشى، همان، ص۲۷۸ و شیخ طوسى،الفهرست، ص۱۵۷.۵۵- نجاشى، همان، ص۶۶.۵۶- شیخ طوسى، الفهرست، ص۶۵.۵۷- همان، ص۱۰۲ و نجاشى، همان، ص۱۵۲.۵۸- نجاشى، همان، ص۲۳۴.۵۹- همان، ص۲۷۸.۶۰- همان، ص۲۵۰.۶۱- همان، ص۱۸۳.۶۲- شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۴۴.۶۳- همان، ص ۱۵۷.۶۴- همان، ص۸۹ و نجاشى، همان، ص۱۸۳.۶۵- شیخ آقا بزرگ تهرانى، همان، ج۲۰، ص۱۶۰.۶۶- نجاشى، همان، ص۵۶ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۲.۶۷- نجاشى، همان، ص۵۶ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۲.۶۸- نجاشى، همان، ص۲۷۷.۶۹- همان، ص۷۱; شیخ طوسى، الفهرست، ص۳۱ و شیخ آقابزرگ تهرانى، همان، ج ۳، ص ۲۶۴.۷۰- شیخ آقابزرگ تهرانى، همان، ج۲۶، ص۱۳۰.۷۱- شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۱.۷۲- نجاشى، همان، ص۲۵۱.۴ـ تا ۱۲ـ همان، ص ۲۷۷ – ۲۷۹; شیخ طوسى، الفهرست، ص ۱۵۷.۸۲- همان، ص۱۳۶ و نجاشى، همان، ص۲۷۲.۸۳- نجاشى، همان، ص۶۵.۸۴- همان، ص۵۵ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۱.۸۵- شیخ آقابزرگ تهرانى، همان، ج ۱۷، ص ۲۷۵.۸۶- شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۵۷ و نجاشى، همان، ص۲۷۷.۸۷- شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۵۷.۷و ۸ـ همان، ص۷۶ و نجاشى، همان، ص۱۲۶.۹۰- شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۱ و نجاشى، همان، ص ۵۵.۹۱- شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۱ و نجاشى، همان، ص۵۵.۹۲- شیخ آقا بزرگ تهرانى، همان ،ج۳، ص۲۷۹.۹۳- طبقات اعلام الشیعه، ج۱، ص۹۹.۹۴- شیخ آقابزرگ تهرانى، همان، ج ۲۳، ص ۴۷.۹۵- نجاشى، همان، ص۱۲۶.۹۶- همان، ص۲۸۰ و طبقات اعلام الشیعه، ج۱، ص۲۵۰.۹۷- نجاشى، همان، ص۲۳۶.۹۸- همان، ص۴۳ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۵۸.۹۹- نجاشى، همان، ص۱۸۳.۱۰۰- همان، ص۲۵۱.۱۰۱- همان، ص۲۷۷ و شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۵۷.۱۰۲- شیخ طوسى، الفهرست، ص۲۱.۱۰۳- همان، ص۱۵۷ و نجاشى، همان، ص۲۷۷.۱۰۴- شیخ آقا بزرگ تهرانى، همان، ج۳، ص۲۲۲.۱۰۵- شیخ صدوق، معانى الاخبار، تحقیق سید محمدمهدى خرسان، مقدمه، ص ۲۲.۱۰۶- نجاشى، همان، ص۹۰.۱۰۷- شیخ طوسى، الفهرست، ص۱۵۴.۱۰۸- نجاشى، همان، ص۲۳۶.

















هیچ نظری وجود ندارد