8 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

آخرالزمان و حکومت جهانى حضرت مهدى (ع)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

حجت الاسلام والمسلمين نجم الدين طبسى در سال 1334 در نجف اشرف به دنيا آمدند. دروس مقدماتى حوزه را در همين شهر و نزد پدر بزرگوارشان حضرت آيت اللّه حاج شيخ محمد طبسى آغاز کردند، اما به دليل شرايط نامناسبى که حکومت بعثى براى طلاب حوزه هاى علميه فراهم آورده بود ناچار به مهاجرت از نجف و اقامت در شهر مقدس قم شدند. دروس سطح حوزه را در محضر اساتيدى چون حضرات آيات ستوده، اشتهاردى و حرم پناهى گذراندند و در مقطع خارج حوزه نيز از محضر اساتيدى چون آيات عظام گلپايگانى، وحيد خراسانى، فاضل لنکرانى و تبريزى بهره بردند.ايشان علاوه بر تدريس دروس حوزوى در مقطع سطح و خارج به تأليف و نگارش کتاب در زمينه مباحث مختلف فقهى، تاريخى و کلامى نيز اشتغال دارند که از جمله اين کتابها مى توان به مواردالسجن، مواردالنفى والتغريب، امام حسين (ع) در مکه، عاشورا، چشم اندازى از حکومت امام مهدى (ع) و. . . اشاره کرد.آنچه در پى خواهد آمد حاصل گفت وگوى ما با ايشان است که اميدواريم مقبول طبع شما گراميان واقع شود.
موعود با تشکر از اين که وقت خود را در اختيار ما قرار داديد بفرماييد منظور از دو واژه «آخرالزمان» و «عصر ظهور» که در روايات آمده است، چيست؟ و به کدام برهه از زمان اشاره دارند؟
بسم اللّه الرحمن الرحيم. الحمدللّه رب العالمين و صلّى اللّه على سيدنا محمد و آله الطاهرين. براى روشن شدن پاسخ اين سؤال بايد ببينيم که در روايات از اين دو واژه چگونه تعبير شده است. با مرورى سطحى در جلد چهارم معجم الأحاديث الامام المهدى (ع) ديدم که در روايات ائمه طاهرين (ع) درباره «عصر ظهور» چنين تعبيراتى آمده است: «دولة القائم» ، «ظهور الحق» ، «إذا قام قائمنا» ، «قام القائم» ، «يخرج قائمنا» و «الذى يطهّرالأرض من أعداء اللّه» (کسى که زمين را از دشمنان خدا پاک مى کند). گويا بزرگ ترين افتخارى که ائمه معصوم (ع) به خود نسبت مى دهند برخاستن قائم از ميان ايشان و برپايى دولت حق به دست آن حضرت است.درباره «آخرالزمان» هم به دو روايت از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) اشاره مى کنم که در آنها به ويژگيهاى اين دوران اشاره شده است: امام صادق (ع) در روايت مفصلى پس از اشاره به سيره حکومتى امام على (ع)، خطاب به بريدبن معاويه که راوى اين حديث است در توصيف زمان خود فرمودند: «لاواللّه ما بقيتللّه حرمة إلّا انتکهت» ؛ به خدا قسم، ديگر هيچ حريم و حرمتى براى خدا نمانده مگر اين که به آن حريم تعدى و تجاوز شده است. «ولا عمل بکتاب اللّه ولا سنّة نبيّه فى هذا العالم» ؛ در اين جهان نه به کتاب خداوند و نه به سنت پيامبر او (ص) عمل نمى شود. «ولا أقيم فى هذا الخلق حدّ منذ قبض اللّه اميرالمؤمنين، صلوات اللّه و سلامه عليه» ؛ از زمان شهادت اميرالمؤمنين على (ع) در ميان اين مردم حدى بر پا نشده است. پس از آن حضرت ادامه مى دهد: «ولا عمل بشى ء من الحق إلى يوم الناس هذا» ؛ و تا اين زمان به چيزى از حق عمل نشده است. مى توانيم بگوييم فتنه هاى آخرالزمان، هتک حرمتها، عمل نکردنهاى به قرآن، رواج انحرافات و ديگر ويژگيهايى که براى آخرالزمان نقل مى کنند، از وقتى که اميرالمؤمنين (ع) به شهادت رسيدند، شروع شد. اما اوج اين ويژگيها در دوران قبل از ظهور امام زمان (ع) نمايان مى شود، آن هم به حدى که، به بيان برخى روايات، طلب و آرزوى منجى ورد زبان مردم مى شود.امام صادق (ع) در ادامه روايت مى فرمايند: «أما واللّه لا تذهب الأيّام والليالى حتى يحيى اللّه الموتى و يميت الأحياء و يردّاللّه الحقّ إلى أهله» ؛ اما سوگند به خدا، دور روزگار به پايان نمى رسد تا اين که خدا مردگان را زنده کند و زندگان را بميراند و حق را به اهلش برگرداند. «و يقيم دينه الذى ارتضاه لنفسه و نبيّه» ؛1 و دينى را که براى خودش و پيامبرش مى پسندد برپا سازد.در روايتى ديگر، امام باقر (ع) مى فرمايند: «لا يقوم القائم إلّا على خوف شديد من الناس و زلازل و فتنة و بلاء يصيب الناس» ؛ دولت حق برپا نمى شود مگر در شرايطى که ترس همه را فرا گرفته و همه کس و همه جا دچار فتنه و بلايا و زلزله و طاعون و ديگر بيماريها شده باشند. «وسيف قاطع بين العرب و اختلاف شديد بين الناس» ؛ جنگ کشورهاى عربى را فرا گرفته و در ميان مردم اختلاف نظرها شدت يافته است. «و تشتيت فى دينهم و تغيير فى حالهم» ؛ چنان مردم از حيث عقيدتى پراکنده شده اند و حالات آن دگرگون شده است. «حتى يتمنّى المتمنّى الموت صباحا و مساء» چنان اوضاع عمومى سخت مى شود که آرزوى مردم در هر صبح و شام مرگ مى شود. در ادامه روايت درباره علت اين موضوع چنين مى خوانيم: «من عظم ما يرى من کلب الناس و أکل بعضهم بعضا» ؛ از شدت فشارها و ناراحتيها و اين که مى بينند مردم همانند سگ به هم مى پرند و همديگر را تکه پاره مى کنند.در ادامه روايت، حضرت ظهور حضرت مهدى (ع) را چنين توصيف مى کنند: «فخروجه إذا خرج يکون عند اليأس و القنوط من أن يروا فرجا» 2؛ هنگامى که همه مردم نااميد شده اند و ديگر هيچ اميدى براى فرج باقى نمانده است، آن حضرت ظهور مى کنند. خلاصه در اين دوران افراد نه امنيت و آسايش دارند و نه هيچ خير و پناهگاهى مى يابند و وقتى چنين شد حضرت ظهور مى کنند.
يعنى حضرت عالى آخرالزمان را همان دوران ظهور مى دانيد؟
اوج آخرالزمان را، بله! اوج آن همان دوران نزديک به ظهور است ولى اصل آن همانطور که در روايت امام صادق (ع) ديديم از زمان شهادت حضرت امير (ع) شروع شد.
پس چرا از حضرت رسول (ص) به عنوان پيامبر آخرالزمان ياد مى شود؟
اين دو مطلب با هم منافات ندارند؛ از آنجا که پس از ايشان پيامبرى نيست، آن حضرت پيامبر آخرالزمان خوانده مى شوند و همانطور که گفتيم آخرالزمان هم محدود به دوران نزديک ظهور نمى شود.
دوران ظهور حضرت چه ويژگيهايى دارد؟
دوران ظهور، دورانى است که حاکم آن امام معصوم (ع) است و بر کل جهان حکومت مى کند و اين حاکميت سراپا عدل و عدالت است و قابل مقايسه با هيچ حکومت و حاکميتى نيست و آرزو و نويد هميشگى همه معصومين (ع) تحقق اين چنين حکومتى بوده است.
در چنين دورانى آيا ما تنها شاهد تحول در عرصه حکومت هستيم يا باقى عرصه ها هم دچار تحول مى شوند؟
تحقق حکومت امام زمان (ع) تحول عميقى را در جهان، جامعه و انسانها به وجود مى آورد. اين روزها شاهديم که دولتهاى استکبارى براى دستيابى به منافع و مطامع پست مادى شان از آن سوى دنيا بلند شده و به منطقه خاورميانه آمده اند، اين همه جنايات مرتکب مى شوند و با اين حال نه تنها اصلاً ذره اى ناراحت و متأثر نمى شوند، بلکه اسم اين عمل شنيع را پيروزى مى گذارند. اما با ظهور امام زمان (ع) انسانها چنان متحول مى شوند که خودخواهى در آنها کشته مى شود و به جاى کشتن همنوعان خود، به خدمت کردن به ايشان افتخار مى کنند.امام باقر (ع) در اين زمينه مى فرمايد: «إذا قام قائمنا وضع اللّه يده على رئوس العباد، فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم» 3؛ وقتى حضرت قائم (ع) ظهور کنند دستشان را بر سر مردم مى گذارند و عقلها و آرزوها و خلاصه اخلاقشان کمال مى يابد. طبيعى است وقتى کسى عقلش کامل شد و آرزوها و اخلاقياتش تغيير کرد، به قول پيامبر اکرم (ص) «ذهبت الشحناء والبغضاء» ؛4 ديگر کينه توزى از بين مردم رخت برمى بندد. آيا تحولى از اين بالاتر مى توان تصور کرد؟ امام زمان (ع) چنان تحولى در افراد به وجود مى آورند که وقتى اعلام مى کنند هر کس پول و جواهرات مى خواهد، بيايد بگيرد، جز يک نفر بلند نمى شود که او هم بعدا از کرده خود پشيمان مى شود5. علت چنين حرکتى غناى مردم نيست بلکه استغنايى است که در آنها پديدار شده و تغييراتى است که در روحيات آنها به وجود آمده است. آن کسى که بلند مى شود و ابراز نياز مى کند چنان در دامنش پول و جواهرات مى ريزند که نتواند جابه جا شود. او هم وقتى مى بيند که فقط خودش بلند شده پشيمان مى شود و مى خواهد آنچه را گرفته، پس بدهد که از او قبول نمى کنند.چنين تحول عميق و ريشه دارى مختص انسانها نيست بلکه حتى تجلى آن را در حيوانات هم مى توان مشاهده کرد. بنا بر بعضى روايات حيوانات درنده و غير درنده با هم صلح مى کنند6 و چوپانها خيالشان از گرگها راحت است، تازه خود گله هم در طول مسيرش تا چراگاه پا روى گندمها و دانه هاى درشت نمى گذارند. 7 حاکميت جهانى حضرت چنين تحولى جهانى را به دنبال دارد.
عمده اين تغييرها را در کدام عرصه ها مى توان ديد؟
در تمام عرصه هايى که شما به نظرتان مى رسد، قطعا شاهد تغيير خواهيم بود. طبق رواياتى که از امام صادق (ع) نقل شده: «إذا خرج القائم يقوم بأمر جديد و کتاب جديد و سنة جديدة و قضاء جديد» 8 معناى اين سخن اين نيست که نعوذ باللّه ايشان دينى غير از اسلام و کتابى غير از قرآن مى آورند، بلکه تحريفات در عرضه و تفسير اين دو، آنقدر زياد شده که وقتى حضرت مى خواهند اصل مطلب و صحيح آنها را بيان کنند، براى مردم همانند امر جديدى وانمود مى شود. روش ايشان چيزى جز بيان قرآن و مفاهيم آن و احياى سنت رسول اللّه (ص) نيست با اين تفاوت که براساس اسلام اصيل وناب محمدى (ص) در همه عرصه ها تغيير و تحول به وجود مى آورند؛ به عنوان مثال شما ببينيد، براساس آنچه در روايات آمده است تمام علومى که انبيا براى بشريت از آدم تا خاتم (ص) آورده اند، دو حرف است حال آن که در زمان حضرت مهدى (ع) علم بيست و هفت حرف خواهد شد9. يعنى حدود سيزده برابر. با اين تحول عظيم علمى ديگر تکليف همه چيز معلوم است که چه خواهد شد. فرهنگ، صنايع، اقتصاد، کشاورزى و خلاصه همه چيز دچار تحولى اساسى مى شود. طبق بعضى روايات، در زمان ظهور حتى يک وجب زمين باير و لم يزرع روى زمين باقى نمى ماند10 و بيابانهاى مکه و مدينه با اشاره حضرت به نخلستان مبدل مى شوندو يا انارهايى که از باغها در آن دوران به عمل مى آيند به گونه اى هستند که مى توانند چند نفر را سير کنند11 و يا سلاحهايى که حضرت از آنها استفاده مى کنند هر چند به ظاهر آهنين هستند (من حديد) ولى در واقع چيزى غير از آن12 و در سطح بالاترى است و اصلاً قابل قياس با تسليحات کنونى جهان نيست.در خصوص امنيت، الان هر چند سازمانها و تشکيلات بين المللى مدعى نظم و امنيت جهانى بسيارند وليکن جايى که حقيقتا افراد بتوانند به آنها پناه ببرند و دادخواهى کنند وجود ندارد و اين همان چيزى است که در روايات از آن با تعبير «لايجد ملجاء» 13 ياد شده است. همين موضوع امنيت در زمان ظهور به قدرى تغيير مى کند که از سويى حتى اگر به اندازه مقدار غذايى که لاى دندان مى ماند14 حق کسى پايمال شده باشد آن را باز مى ستانند و از سويى ديگر خانمها چه پيرزن باشند و چه دختران جوان از يک سمت دنيا به سمت ديگر براى به جا آوردن حج مسافرت مى کنند و احدى متعرض آنها نمى شود. 15اگر روايات پيش و پس از ظهور را کنار هم بچينيم نکات جالبى به دست مى آوريم:پيش از ظهور، فرد بر سر قبر مردگان مى رود و آرزو مى کند که کاش جاى آنها بود16 و بعد از ظهور شخص بر سر قبر برادرش مى رود و به او مى گويد: کاش تو هم بودى و از اين برکاتى که ما بهره مند شده ايم متنعم مى شدي17. يا پيش از ظهور خون ريزى مفصلى در منا به وجود مى آيد18 و پس از ظهور مردم آنقدر به حج اقبال مى کنند که حضرت از آنها که طواف مستحبى مى کنند، مى خواهند که مطاف را براى آنها که حج واجب دارند رها کنند19. مساجد پيش از ظهور زيبا و با شکوه اما خالى از مؤمنان و معنويت اند20 ولى پس از ظهور يکى از مساجدى که ساخته مى شود پانصد در دارد که حکايت از بزرگى و وسعت آن مى کند21 و يا آنها که مى خواهند در نماز جمعه کوفه که به امامت حضرت برپا مى شود، شرکت کنند، صبح زود هم که حرکت مى کنند باز موفق به پيدا کردن جا نمى شوند. 22قبل از ظهور مرگهاى ناگهانى (موت فجاة)، بيماريهاى متنوع و همه گير نظير طاعون و وبا گسترش قابل توجهى دارند23 و مرگ و مير زياد چنان شايع مى شود که درصد قابل توجهى از مردم مى ميرند24 ولى بعد از ظهور امام زمان (ع) افراد چنان عمر مى کنند که حتى هزار فرزند بلاواسطه خود را مى بينند25 که از آن علاوه بر کثرت اولاد، حد اعلاى صحت، سلامتى، نعمت و خدمات را مى توان برداشت کرد. خلاصه اين تحول در همه ابعاد و عرصه هاست.
با توجه به اين که دوران پيش از ظهور سياهى محض است و پس از آن روشنايى مطلق؛ گذار از آخرالزمان به عصر ظهور چگونه رخ مى دهد و چطور اين دو دوره کاملاً متفاوت به هم متصل مى شوند؟
با گسترش يافتن و شيوع فشارها و مشکلات، خود به خود توجه مردم به حکومتى که منجى موعود برپا خواهد ساخت بيشتر مى شود و اين فشارها مقدمه اى است براى اين دگرگونيها و البته اصل اين تحول يک شبه انجام مى شود: «يصلح اللّه له أمره فى ليلة واحدة» 26.
از جمله صفاتى که براى حضرت در دعاى ندبه بيان شده «هادم ابنية الشرک والنفاق» است. آيا مى توان از اين بناهاى شرک و نفاق که توسط حضرت درهم شکسته مى شوند، مصاديقى را نام برد؟
در جوابتان بهتر است روايتى از امام صادق (ع) را بخوانم که در دل خود مطالب زيادى دارد. حضرت مى فرمايند: «يصنع کما صنع رسول اللّه» ؛ حضرت مهدى (ع) همان کارى را که پيامبر اکرم (ص) کرد، انجام مى دهند. «يهدم ما کان قبله» ؛ همه بناهاى پيش ازخود را درهم مى شکند. «کما هدم رسول اللّه أمر الجاهلية» ؛ همانند پيامبر اکرم (ص) که بناها، اعتقادات، باورها و همه بافته هاى جاهليت را فرو ريختند حضرت مهدى (ع) نيز همه آثار دوران جاهليت بشر را متلاشى مى کنند؛ «و يستأنف الاسلام جديدا» 27؛ اسلام را از نو بنا مى کنند.گسترش رعب، وحشت، آدم کشى چيزهايى نيستند که براى کسى قابل تحمل باشند ولى همه اينها زير سر مشرکين است که در رأس آنها يهود قرار دارد و جالب اين است که آقا اميرالمؤمنين (ع) قرنها قبل نسبت به اين مطلب در مسجد کوفه هشدار داده بودند. آن حضرت به مردم رو کرده و فرمودند: «واللّه لتسألن ماتؤمرون» ؛ يا هر آنچه را به شما مى گوييم اطاعت و اجرا کنيد: «او لترکبن أعناقکم اليهود والنصاري28» ؛ يا منتظر حاکميت يهود و نصارا بر خود باشيد. يا در جاى ديگر فرمودند: «ليستأمرون عليکم اليهود والنصاري. . . » 29 چنان يهود و نصارا بر شما حاکم مى شوند که عرصه را بر شما تنگ کرده و شما را از شهرهايتان بيرون خواهند کرد.مشرکان در دوره حاکميتشان يک سرى بافته ها، عقايد و فرهنگ را بر مردم تحميل مى کنند که از جمله عوارضش گسترش فساد، بى بند و بارى، بى عفتى و هدف قرار گرفتن اعتقادات مردم است. در کنار حاکميت يهود، حکومتهايى ديده مى شود که تشکيل شده از مشرکان، منافقان و همه آنهايى که ظاهرا همراه مردمند ولى در حقيقت بقاى خود را وامدار همدستى و همراهى مشرکان هستند.قبل از ظهور امام زمان (ع) دنيا گرفتار مشرکان؛ يعنى يهود و نصاراست که مصداق بارزش در جهان امروز همان آمريکا و مولود نامشروعش اسراييل است که حکومتهاى دست نشانده اى که به جز رضايت آنها به هيچ چيز ديگرى فکر نمى کنند، همراهشان هستند. حضرت در همان ابتداى امر با تمام قوا با ايشان رودررو شده و جنگ خونينى با ايشان به پا مى کنند. در اين جنگ تمام عيار، حتى سنگها و درختها به يارى حضرت و سپاهيانش آمده و ايشان را خطاب مى کنند که يک يهودى يا دشمن خدا پشت من پنهان شده، بياييد او را بگيريد و بکشيد. 30برخى روايات هم به جنگ حضرت با حکومتهاى عربى و دست نشانده هاى آنها اشاره مى کنند که «على العرب شديد» 31 «لا واللّه ما بينه و بينهم إلّا السيف» 32؛ البته نکته اى را که مى بايست در اينجا متذکر شوم، اين است که جنگهاى خونين و شديد حضرت تنها با حکومتهاى مشرک و سردمداران شرک و نفاق است والا اصل حکومت ايشان حکومت سفاک و خونريزى نيست که بين عوام مردم شايع کرده اند.حضرت با شيطان درگير مى شود33 که «إلى يوم وقت المعلوم» 34 مهلت خواسته است؛ البته اين که منظور همان ابليس است يا شيطان بزرگ بماند تا زمانى که خود حضرت ظهور کنند.
با استقرار حکومت حضرت چه کسانى از اين نعمت بهره مند مى شوند؟
اولاً طبق برخى روايات، همه در دوران امام زمان (ع) موحد مى شوند و ديگر هيچ حد و مرزى باقى نمى ماند که فلانى مثلاً يهودى يا نصرانى است: «له أسلم من فى السموات والأرض» 35؛ همه در دوران حکومت امام زمان (ع) مسلمان مى شوند.نکته دوم اين که با توجه به بعضى ديگر از روايات که مى فرمايد: «وضع اللّه يده على رؤس العباد» 36 نه رئوس مؤمنان يا شيعيان، حضرت دست مبارکشان را بر سر تمام بندگان مى گذارند و عقول همه بندگان کامل مى شود و نه عقل جمعيتى خاص.نکته سوم اين که سرور ناشى از ظهور امام زمان (ع) حتى شامل حال اهل برزخ و مردگان هم مى شود37 يعنى علاوه بر شيعيان و کل انسانهاى زنده، مردگان هم از فرج بهره مند مى شوند: «دخلتهم الفرحه» 38.
آيا مى توان تعريف جامعى از حکومت حضرت ارايه کرد به طورى که مشخص شود ابعاد، الگوها، قوانين و سيره اى که قرار است ايشان برقرار کنند چيست؟
مى دانيد که ما ده قانون يا ده دين نداريم. در نگاه ما دين و قانون حق جز يکى و اسلام نيست: «إنّ الدين عند اللّه الإسلام» 39. افتخار و هنر حضرت مهدى (ع) پياده کردن همان چيزى است که رسول اللّه (ص) به بشر ارائه کرده اند؛ چرا که به فرموده قرآن «لقد کان لکم فى رسول اللّه أسوة حسنه» 40. به عبارت ديگر نه تنها سيره ايشان که سيره حضرت على (ع) همان سيره رسول خدا (ص) بود و همگى افتخارشان اين است که قدم جاى قدم پيامبر (ص) مى گذارند. البته نتيجه تأسى و عمل به اين سيره بنا بر آيه «ولو أنّ أهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء والأرض» 41 وفور و نزول برکات از آسمان و زمين است و طبيعى است در چنين حالتى ديگر زمين با اهل خود قهر نيست و رود و درياچه اى خشک نمى شود و بسيارى مسايل از اين قبيل وجود نخواهد داشت.
آيا براى تحقق چنين حکومتى زمينه سازى هم مى توان کرد؟
پاسخ اين سؤال به بحث انتظار برمى گردد که مرحوم مجلسى در جلد 52 بحارالانوار بيش از هشتاد روايت در اين رابطه آورده اند که در بعضى از آنها از انتظار با تعبيرى همچون «أحبّ الاعمال» 42 يا «أفضل أعمال أمتّي» 43 ياد شده و شخص منتظر را در برخى ديگر به کسى تشبيه کرده اند که در خيمه رسول اللّه (ص) باشد. 44 مسلما کسى که در خيمه رسول اللّه (ص) باشد براى تهاجم به دشمن و ويران کردن ابنيه شرک و نفاق در حالت آماده باش به سر مى برد؛ يا وقتى حداقل ثواب انتظار را معادل ثواب هزار شهيد بدر و احد بيان مى کنند45 معنايش اين است که هر منتظر بايد رنج و زحمتى معادل رنج و زحمت هزار شهيد بدر و احد را تحمل کند. به هر حال مردم بايد با اين موضوع و اين فرهنگ و خود امام (ع) و دشمنان ايشان آشنا شوند و براى مردم روشن شود که دشمنان آن حضرت به دنبال چه مى گردند و چه هدفى را دنبال مى کنند.به نظر حقير بهترين وسيله براى آگاه کردن مردم، پياده کردن فرهنگ مهدويت و برحذر داشتن آنها از فرهنگ ضد آن است. بهترين حالت آن هم وقتى است که حکومت به پا مى شود. با برپايى حکومت و دستيابى به امکانات بيشتر، مسئوليت هم بيشتر مى شود. مى بايست با استفاده از صدا و سيما و ديگر رسانه هاى گروهى ابعاد مختلف موضوع را براى مردم تبيين کرد و به معناى واقعى براى برپايى حکومت امام زمان (ع) مقدمه چينى نمود. البته در اينجا مجال پاسخ به آنها که با استناد به حديث ضعيف السندى اصل تشيکل حکومت در عصر غيبت را زير سؤال مى برند، نيست و به همين قدر بسنده مى کنم که به نظر بنده الان اوجب واجبات و اهم مسايل تشکيل و حفظ حکومت اسلامى است.
با گذشت بيش از دو دهه از آغاز انقلاب در ايران عملکرد اصل نظام را در اين راستا چگونه مى بينيد؟
هر چند که انتظار بيش از اين بوده ولى بينى و بين اللّه کوتاهى نکرده اند.يک تذکر و درخواست هم از آقايان دارم اين که بياييد فرهنگ مهدويت را مثل کتابهاى مدارس که به تناسب سطوح مختلف سنى نوشته شده، بازنويسى کنيم و براى هر مقطعى کتاب و اسلايد، سى دى، فيلم و برنامه هاى مختلف و مناسب داشته باشيم که در اين راستا مى طلبد هم فضا و هم ابزار را به خوبى بشناسيم و هم مناسب ترين نحوه استفاده از ابزار را در شرايط کنونى اعمال کنيم. در ورود به اين ميدان هم ان شاءاللّه موفق خواهيم بود.
تا کنون در بين طلبه ها و عامه مردم چقدر در زمينه فرهنگ انتظار کار شده است؟
راستش را بخواهيد ما در برابر ساحت مقدس امام زمان (ع) سراپا تقصيريم. آبرو و اعتبار ما طلبه ها به همين عمامه هايمان است. اين عمامه ها هم اعتبارش به همان اصل و پشتوانه اش است. همانند پول که کاغذى عادى است و با پشتوانه اى که در بانک مرکزى دارد معتبر مى شود. اين احترامى که مردم به ما مى گذارند، دستمان را مى بوسند، وجوهات را براى صرف در امور مذهبى پيش ما مى آورند و خلاصه يک جور ديگر نگاهمان مى کنند همه به خاطر آن بزرگوار است و متأسفانه ما در واقع يک هزارم حقى را که آن حضرت بر گردن ما دارند ادا نکرده ايم.از ساحت مقدس امام زمان (ع) پوزش مى طلبيم که سرباز خوبى براى ايشان نبوده و نيستيم ولى اميدواريم به خوبى و بزرگى و بزرگوارى خودشان ما را عفو کرده و نظر لطفشان را از ما برنگردانند.
در پايان اگر مطلبى ناگفته مانده بفرماييد.
اميدواريم خداوند، عزّوجلّ، اين توفيق را به ما بدهد که حکومت موعود جهانى را درک کنيم که ان شاءاللّه به زودى شاهدش خواهيم بود. اميدواريم که خيلى ها اين ايام را درک کنند و جزء ياران و سربازان حضرت باشند و باشيم و ان شاءاللّه از اجر شهادت در جبهه ايشان که دو برابر اجر ديگر شهداست بهره مند شويم.در پايان اين گفت وگو از شما و مجله وزين موعود تشکر و تقدير مى کنم که سعى بليغ داريد و مجدانه در راه نشر فرهنگ مهدويت و آشنايى با اين بزرگوار تلاش مى کنيد و اميدواريم که خود آقا در دنيا و آخرت پاداش شما را عنايت فرمايند.از اين که وقت خود را در اختيار ما قرار داديد تشکر مى کنيم.
——————————————–پى نوشت ها :

1 . محمدبن يعقوب کلينى، الکافى، ج3، ص538-536.2 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج52، ص231.3 . همان، ج52، ص328.4 . سيدبن طاووس، الملاحم والفتن، ص152 به نقل از: نجم الدين طبسى، چشم اندازى به حکومت مهدى (ع)، ص184.5 . جامع احاديث الشيعه، ج1، ص34.6 . محمدبن الحسن الحرالعاملى، اثبات الهداة، ج3، ص542، ح521.7 . عقدالدرر، ص159.8 . الملاحم والفتن، ص97 به نقل از: چشم اندازى به حکومت مهدى (ع)، ص189.9 . بحارالانوار، ج52، ص326.10 . شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص331.11. الملاحم والفتن، ص152.12. ر. ک: چشم اندازى به حکومت حضرت مهدى (ع)، ص118.13. المستدرک على الصحيحين، ج4، ص514؛ عقدالدرر، ص150.14. عقدالدرر، ص36؛ ملاحم، ص68.15. شيخ صدوق، الخصال، ج2، ص626؛ بحارالانوار، ج52، ص316.16. عقدارلدرر، ص236 به نقل از همان.17. الاذاعه، ص119، به نقل ازهمان.18. بحارالانوار، ج52، ص374.19. همان، ج52، ص190.20. همان، ج52، ص375.21. همان، ج52، ص330 و 337.22. همان، ج52، ص269.23. بيان الائمه (ع)، ج8، ص102.24. بحارالانوار، ج52، ص337.25. عقدالدرر، صص 99-90؛ کشف الاستار: ص137.26. بحارالانوار، ج52، ص352.27. الغارات، ج2، ص333.28. در منابع عين عبارت يافت نشد.29. مسنداحمد، ج2، ص398.30. بحارالانوار، ج52، ص349.31. همان، ج52، ص355.32. همان، ج60، ص254؛ اثبات الهداة، ج3، ص551.33. حجر (15)، آيه 38.34. آل عمران (3)، آيه 83.35. ر. ک: پاورقى 3.36. بحارالانوار، ج52، ص328.37. کامل الزيارات، ص30.38. آل عمران (3)، آيه 19.39. احزاب (33)، آيه 21.40. اعراف (7)، آيه 95.41. بحارالانوار، ج52، ص123.42. منتخب الاثر، ح570.43. بحارالانوار، ج52، ص146.44. همان، ج52، ص126.

منبع : نشريه موعود، تير و مرداد 1383، شماره 45

نوشته قبلی

تحلیلی بر سیره ارتباطات میان فردی پیامبر اكرم(ص) (3)

نوشته‌ی بعدی

يبايسته هاى اخلاقى یاران حضرت مهدى (عج)

مرتبط نوشته ها

الوعده وفا؛ از هرمز تا بیروت
محور مقاومت

الوعده وفا؛ از هرمز تا بیروت

امام رضا (ع) نماد فضیلت ها
امام رضا (ع)

امام رضا (ع) نماد فضیلت ها

صلابت و مدارا در سیره امام کاظم (ع)
امام کاظم (ع)

صلابت و مدارا در سیره امام کاظم (ع)

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری
برگزیده ها

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری

علی اکبر (ع) الگوی جوانان
امام زادگان

علی اکبر (ع) الگوی جوانان

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

غدیر از زبان حضرت زهرا (ع)

نوشته‌ی بعدی

يبايسته هاى اخلاقى یاران حضرت مهدى (عج)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الوعده وفا؛ از هرمز تا بیروت

الوعده وفا؛ از هرمز تا بیروت

امام رضا (ع) نماد فضیلت ها

امام رضا (ع) نماد فضیلت ها

صلابت و مدارا در سیره امام کاظم (ع)

صلابت و مدارا در سیره امام کاظم (ع)

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا