۲. پیوند تشیع با تصوف زهد و پارسایی از ویژگی های مسلمانان اعصار اولیه بود، ولی به مرور، دنیاگرایی باعث شد بسیاری از اصول اولیه به فراموشی سپرده شود. کم کم افرادی در جامعه اسلامی سر بر آوردند که تحت تأثیر عوامل مختلف علایق دنیوی را به کنار نهاده، زهد و پارسایی پیش گرفتند و بدین ترتیب کم کم طریقت های مختلف ایجاد شد.به دلیل منزلت علی (ع)در زهد و پارسایی به صورت مرجع معرفت و پیری که همه طریقه ها به او ختم می شود، درآمد. بنیانگذاران این طریقت ها سلسله خرقه خود را به علی (ع)می رسانیدند. سرخوردگی مردم از بسیاری از متشرعان دسیسه باز و فرقه گرا نیز در گسترش آن بی تأثیر نبود.در عهد مغول به خصوص در اواخر دوره ایشان، نفوذ صوفیه و خانقاه ها گسترش بیشتری یافت. « نفوذ عمیق، سریع و آشکار باورها و اعتقادهای شیعی به داخل هسته های صوفیانه تا به جایی رسید که این امتزاج، گاه ماهیتی غالبانه به خود گرفت؛ و معلوم است که در چنین اوضاع و احوالی مخصوصاً با توجه به دلبستگی گروه های بسیاری از مردم کوچه و بازار به درویشان و فعالیت های طولانی خلفای آنان، زمینه بسیار مساعد و مناسبی برای گرایش به تشیع و پذیرش آن به عنوان مذهب رسمی پدید می آمد» (عقیلی، ۱۳۸۴، ص ۶۲۴)؛ حتی ادعای اینکه صوفیان اولیه تقیدی به هیچ مذهبی از خود نشان نمی دادند، زمینه ای برای رشد تشیع فراهم می کرد که علی (ع)به عنوان مقتدا و سرسلسله بسیاری از ایشان جایگاه مهمی داشت (ر.ک به: گولپینارلی، ۱۳۸۰، ص ۱۱۴-۱۱۶/شیروانی، [بی تا]، ص ۳۳۲-۳۴۴)؛ ضمن آنکه گسترش طریقت ها از قرن هشتم و پیوند این طریقت ها مانند حروفیه، مشعشعیان و نوربخشیه با تشیع، زمینه مناسبی برای پیروزی تشیع فراهم نموده بود (شیبی، ۱۳۷۴، صص ۱۶۳-۲۳۱ و ۲۷۲-۳۲۴).این طریقت ها زمینه ساز اجتماعی – مذهبی رسمیت تشیع بودند و می توان گفت در مقابل تشیع رسمی نیز مقاومت نکرده، سر تسلیم فرود آوردند و « با شروع نهضت صفویان، پیروان این سلسله ها نه تنها با ذهنی آماده، بلکه با رویی گشاده از آن نهضت استقبال نموده، اعلام تشیع نمودند و به جمع تولائیان و تبرائیان صفوی پیوستند» (عقیلی، ۱۳۸۴، ص ۶۲۶).در مورد پیوند میان تشیع و تصرف نباید از نقش مهم سید حیدر آملی به عنوان تئوریسین این اقدام در نزد شیعیان غافل بود. او می خواست تصوف را با تشیع پیوند دهد و در این راه، از مناسبت حداکثر استفاده را به عمل آورد؛ زیرا در این دوره شاهد یک نوع آزادی نسبی در مسائل مذهبی از سوی حکومت ها هستیم (شیبی، ۱۳۷۴، ص ۷۹۴/آملی، ۱۳۸۱/ کریمی زنجانی، ۱۳۸۵/خالدی، ۱۳۸۵/ پازکی ۱۳۸۱). سید حیدر آملی سعی وافری نموده است تا نشان دهد حقیقت تشیع و تصوف یکی است (آملی، ۱۳۸۱، ص ۲۸).
3. تبلیغ دامنه دار و طولانی علما و مبلغین شیعی و استفاده از موقعیت ها و فرصت ها علمای شیعه در تاریخ اسلام، نقش اصلی را در تبیین و دعوت به تشیع و گسترش آن عهده دار بودند؛ برای مثال ابواسحق ثقفی مولف کتاب الغارات زمانی که از جانب اهالی قم دعوت شد تا به شهر ایشان بیاید، نپذیرفت و دلیل آن را ترویج معارف اهل بیت(ع)در میان مردم اصفهان دانست که در سنی گری بسیار شهرت داشتند (جعفریان، ۱۳۷۸، ص ۲۱۰). در سده های اولیه، علمای اشعری قم و سپس خاندان بابویه پرچمدار ترویج آن بودند. این نقش ترویجی مخصوصاً از عهد مغولی گسترش بیشتری یافت. در این دوره «مذهب تشیع که با اصول سری اش هدایت می شد، تحت رهبری یک سلسله از رهبران باتقوا و گاه گداری موقع سنج، به مبارزه بی امان خود ادامه داد» ( مزاوی، ۱۳۶۸، ص ۲۸). علمایی مانند خواجه نصیرالدین طوسی (متوفای ۶۷۲ق)، جمال الدین حسن بن مطهر حلی (متوفای ۷۲۶ق) و پسرش مولانا فخرالدین محمد بن جمال الدین (متوفای ۷۷۱ق) در عصر مغول، عامل عمده ای در ترویج تشیع در میان عامه مردم و نیز مغولان بودند و راه پیشرفت های بعدی را آماده کردند.در دوره قره قویونلوها، علمای شیعه دوباره در عرصه تبلیغ فعال شدند؛ برای مثال منابع موجود در مورد رسمیت تشیع در بین النهرین می نویسند: « اسپند برادر جهانشاه که از جانب وی بر بغداد حکومت می کرد، مناظره ای با حضور علمای فرق ترتیب داد. در این مجلس علمای شیعه بر علمای سنی پیروز شدند و اسپند به طور رسمی به تشیع امامی گروید » (امورتی، ۱۳۷۹، ص ۱۷۴). در این مسئله احمد بن فهد حلی از علمای مشهور شیعه تأثیر غیر قابل انکاری داشت (شوشتری، ۱۳۷۶، ص ۲۴۱/ مزاوی، ۱۳۶۸، ص ۲۹). در این دوره شاهد فعالیت مشعشعیان در مناطق جنوب غربی ایران و عراق می باشیم که توسط محمد بن فلاح پایه گذاری شد و توسط پسرش علی گسترش یافت. این جنبش در هویزه و مناطق عرب نشین ایران فعال بود. به دلیل برخی کجروی های مشعشعیان، این جنبش توسط احمدبن فهد حلی (۷۵۶-۸۴۱ ق) که استاد محمد بن فلاح بود، تکفیر شد. « می توان گفت اواخر دوران تیموری برای ترویج تشیع موقع مناسبی بود و شیعیان اثنی عشری نیز از این فرصت برای نشر عقاید و اظهار آزادانه نظرات خویش به خوبی استفاده کردند» (میر جعفری، ۱۳۸۱، ص ۱۶۷).
4. مذهب شافعی و شهرهای شیعی بررسی جغرافیای تاریخی و پراکندگی مذهبی نشان می دهد ایران سرزمینی یکسره سنی مذهب نبوده است و قبل از رسمیت تشیع، در برخی مناطق آن مردمانی با عقاید شیعی، البته در اشکال مختلف آن، زندگی می کردند. این مناطق شیعی، مانند، قم، سبزوار، ساوه و … عاملی برای ترویج و آشنایی سایر ایرانیان با تشیع بودند؛ علاوه بر آن تقیه بسیاری از شیعیان باعث شد تا با حفظ عقاید در میان سایر مذاهب به حیات خود ادامه دهند و عامل رواج آن باشند.همچنین بیشتر اهل سنت ایران پیرو مذهب شافعی بودند که از نظر فقهی نزدیک ترین مذهب اهل سنت به تشیع می باشد و علاقه ویژه ای به اهل بیت پیامبر اکرم/دارند ( ر.ک: تاریخ ایران دوره صفویان، ۱۳۸۰، ص ۱۳). برجسته ترین نمونه از شافعیان، خود محمد بن ادریس شافعی (۱۵۰-۲۰۴ ق) بنیانگذار این مذهب فقهی می باشد که به دلیل داشتن این گرایش، نه تنها به تشیع، بلکه به رفض نیز متهم شده است (جعفریان، ۱۳۷۷، ص ۲۸).
لوکان رفضاً حب آل محمدفلیشهد الثقلان انی رافض
انا الشیعی فی دینی و اهلیبمکه ثم داری عسقلیه
(مستوفی، ۱۳۶۲، ص ۶۲۶)این نوع از تسنن- که در قالب دوستی اهل بیت (ع) می باشد- در بسیاری از مواقع به داشتن گرایش های شیعی متهم شده است. اگرچه نمی توان نقش زیادی به این عامل در گسترش تشیع داد، ولی نمی توان به کلی آن را نفی کرد؛ در کنار آن نباید از این امر غافل شد که بسیاری از شیعیان در مواقع بحرانی، خود را شافعی معرفی می کردند و با تقیه، در پوشش آن به حیات خود ادامه می دادند.
5. گسترش نارضایتی اجتماعی در سده های هشتم و نهم یکی از شاخصه های ایران از عهد مغول به بعد، گسترش نارضایتی اجتماعی و تبدیل آن به قیام های محلی بود. قیام هایی مانند قیام شیعی سربداران در اواخر عهد مغول، حروفیه* در دوره تیموری، نور بخشیه** در عهد ترکمانان از شاخصه های این دوره می باشد. نارضایتی از حکومت ها باعث توجه بیشتر عامه به رهبران صوفی شد که در این اواخر کم کم در صحنه سیاست نیز وارد می شدند و چنان که گذشت، آموزه های شیعیانه در این طریقت ها به حد کمال گسترش یافته بود. این بحران های اجتماعی، زمینه رشد بیشتر طریقت ها را فراهم آورد و طریقت ها نیز به نوبه خود موجبات پیشرفت تشیع را آماده کردند.
6. گسترش علاقه به اهل بیت یکی از ویژگی های قرن هفتم و هشتم، رشد احترام و محبت به اهل بیت(ع)، اولیای دین و دراویش در میان ایرانیان مسلمان بود که نمونه های بسیاری از آن را در اشعار و تواریخ این دوره می توان یافت؛ اگرچه این امر در اعصار قبلی نیز وجود داشت، ولی در این دوره به اوج خود رسیده بود.از عهد مغول به بعد، توجه به سادات و ساخت دارالسیاده ها شتاب بیشتری یافت. این امر را می توان حتی در نزد حاکمان نیز مشاهده کرد، برای مثال در تزوکات تیموری آمده است : « مرتبه آل محمد را از جمیع مراتب برتر دارای تعظیم و احترام ایشان به جا آری و افراط را در محبت ایشان اسراف ندانی که هر چه از برای خدا باشد، در آن اسراف نباشد» (حسینی تربتی، [بی تا]، ص ۲۰۲) و در جای دیگر می نویسد: « امر کردم که به روضه مقدسه امیرالمؤمنین، شاه مردان علی ابن ابی طالب و امام حسین(ع)و شیخ عبدالقادر و ابوحنیفه و امام موسی کاظم و امام محمدتقی و امام علی بن موسی(ع)در طوس، فرش، روشنایی و آش یومیه مقرر سازند» (همان، ص ۳۵۸).آوردن اسامی ائمه در بسیاری از کتیبه ها و برخی از سکه ها و کتاب ها از این دوران به بعد، گوشه ای از این گرایش را نشان می دهد ( ر.ک به : شیبی، ۱۳۸۰، صص ۳۲۷-۳۳۰ و ۱۵۹-۱۶۲ / زرین کوب، ۱۳۶۹، ص ۷۲-۷۵). « شرایط به قدرت رسیدن صفویه نیز بیانگر استفاده ماهرانه و هنرمندانه بنیانگذاران این سلسله از مزیت محبت اهل بیت (ع)و سرمایه عظیم دلدادگی ملت ایران به مکتب آل محمد / می باشد» ( ابطحی، ۱۳۸۴، ص ۱). این امر چنان گسترش یافته بود که فردی مانند احمد کسروی در این مورد می نویسد : « ایران قبل از اسماعیل تقریباً شیعه بود» (کسروی، [بی تا]، ص ۸۹-۹۱).
7. تمایلات دیوانسالاران ایرانی بسیاری از خاندان های محلی و صاحب نفوذ در ایران دارای تمایلات شیعیانه بودند که نقش خاصی در جامعه آن روز بر عهده داشتند. در کنار این، به مرور زمان نخبگان شیعی وارد دستگاه های دیوانی شدند و با حفظ عقاید خود، خدمات شایانی به جامعه اسلامی عرضه کردند. این دیوانیان شیعه مذهب به سبب ابراز لیاقت، امانت، علم و دانش مورد توجه قرار گرفتند. در دوره عباسی موارد متعددی وجود دارد که شیعیان دست اندر کار مشاغل مهم دیوانی بودند؛ از جمله این افراد، محمدبن محمدبن عبدالکریم و ابن العلقمی را می توان برد. در دوره مغول این حضور شیعیان در دستگاه های دولتی گسترش بیشتری یافت. در محیط جدید، تمایل بیشتری به همکاری با حکام جدید نشان می دادند، در نتیجه بسیاری از بزرگان شیعه در دستگاه مغولان وارد شدند و عامل ترویج آن در میان قوم غالب و سایر مردم شدند.همزمان با رسمیت تشیع و بعد از تصرف «شماخی» زمانی که اسماعیل در محمودآباد بود، امیر زکریای تبریزی کججی- که از وزرای عهد ترکمانان بود – به وزارت انتخاب شد. عبدی بیک در این مورد می نویسد: « بنا بر سابقه دولت ازلی که در سرشتش بود و اعتقادی که به خاندان نبوت و ولایت داشته، چه او نیز از فرزندان شیخ محمد کججی بود که دم از ولایت اهل بیت و توسل بدان سلسله می زده، از طایفه باطله اعراض نمود، روی به طایفه محقه نهاد و به شرف زمین بوس رسید؛ منصب وزارت یافت و نواب صاحب قرآنی او را کلید آذربایجان خواندند» ( عبدی بیک، ۱۳۶۹، ص ۳۸-۳۹). این امر نشان دهنده حضور عده ای از دیوانسالاران پرقدرت و پر نفوذ ایرانی در اردوی قزلباش، قبل از اعلام رسمیت تشیع است که نشان دهنده تمایلات برخی دیوانسالاران ایرانی به رسمیت تشیع می باشد.
8. گرایش به تشیع در قالب اسلام مردمی یکی از ویژگی های مذهبی ایران در آستانه رسمیت تشیع، کاهش قدرت فقهای سنی بود. در این دوره اختلافات مذهبی تا حدودی به کنار رفت و نوعی تعدیل در مذهب تسن به وجود آمد که تا حدودی مطلوب طریقت های صوفیانه بود که به اختلافات مذهبی کاری نداشتند و سعی در نشر عقاید خود، ورای اختلافات مذهبی داشتند. تسنن نیز به تدریج به تشیع نزدیک شد که محبت اهل بیت (ع)در آن نقش عمده ای داشت. برخی محققان جدید، فضای مذهبی قرن های هشتم و نهم را تسنن شیعیانه، تسنن دوازده امامی (جعفریان، ۱۳۷۸، ص ۲۵۵) و اسلام عامه (رویمر، ۱۳۸۰، ص ۱۸۷) می نامند. این جهت گیری چه در بین عوام و چه در میان خواص مشاهده می شود: عوام از طریق محبت اهل بیت و طریقت های شیعیانه، و خواص با خلق آثاری که در آن علائم و نشانه های شیعیانه دیده می شد، به تشیع نزدیک شدند.این عوامل در کنار بسیاری از عوامل دیگر، زمینه ساز پذیرش عمومی تشیع در جامعه ایران آن روز بود و خود دلیلی بر رد نظرات محققانی است که پذیرش و گسترش تشیع را به ضرب شمشیر و اعمال خشونت می دانند.
نتیجه آنچه از بررسی شواهد و قراین مختلف حاصل شد، موجب رفع برخی از نقاط ابهام و رد شبهات مطروحه توسط محققان معاصر گردید. رسمیت تشیع اثنی عشری، رخدادی پایدار و تأثیرگذار در سرنوشت ایران بود که تحول و دگرگونی بنیادینی در اندیشه و عقاید مذهبی مردم ایران به وجود آورد. رسمیت تشیع را نمی توان کاری یک شبه که به دست شخص یا اشخاصی انجام شده، دانست، بلکه با توجه به اطلاعات موجود، عوامل و زمینه های مناسب و بسترهای آماده ای از قرن ها پیش، مهیا بوده است که اسماعیل و «اهل اختصاص» از آن به نحو احسن استفاده نمودند؛ لذا رسمیت تشیع نتیجه فرایندی طولانی و کارکرد عوامل مختلف طی اعصار گذشته بود که در سال ۹۰۷ ق در ایران مجال ظهور و گسترش عمومی یافت.طی این پژوهش، آرایه های داستانی منابع، مورد بررسی قرار گرفت و نظریه جبری و تحمیلی بودن تشیع که از سوی مستشرقین و پژوهشگران معاصر مطرح شده است، با استفاده از اخبار موجود نقد و بررسی شد و دلایل غیر قابل پذیرش بودن این نظرات بیان گردید و روشن گردید که: رواج تشیع با اعمال جبر و خشونت با توجه به زمینه های موجود و بسترهای آماده، نظری غیر قابل پذیرش است و حمله افاغنه و سقوط حکومت صفویان و تلاش های نادرشاه افشار در حذف تشیع و شکست این تلاش ها، نشان دهنده مقبولیت و پذیرش عمیق و ریشه دار آن است.همچنین عدم مخالفت جدی از سوی عامه، بهترین دلیل بر پذیرش آزادانه و ارادی تشیع از سوی ایرانیان است که در گسترش آن عوامل مختلفی مانند سقوط خلافت عباسی، تبلیغ دامنه دار علما و مبلغین شیعه و استفاده از فرصت ها و رشد علاقه به اهل بیت (ع)نقش عمده ای داشته اند.
منابع۱. الگار، حامد؛ دین و دولت در ایران: نقش علما در دوره قاجار، ترجمه ابوالقاسم سری؛ تهران: توس، ۱۳۶۹.۲. بیانی، شیرین؛ تاریخ جلابریان؛ تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۵.۳. پارسادوست، منوچهر؛ شاه اسماعیل اول: پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی؛ تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۵.۴. پازوکی، شهرام؛ « جامع الاسرار سید حیدر آملی، جامع تصوف و تشیع» (مجموعه مقالات کنگره ملی علامه سیدحیدر آملی)؛ ساری: دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۱.۵. پچوی، ابراهیم؛ تاریخ پچوی؛ ج ۲، استانبول: دارالصناعه عامره، ۱۳۸۳ق.۶. هولت پی ام لی؛ تاریخ اسلام (پژوهش دانشگاه کمبریج)؛ ترجمه احمد آرام؛ تهران؛ امیرکبیر، ۱۳۷۸.۷. تاریخ ایران دوره صفویان (پژوهش دانشگاه کمبریج)؛ ترجمه یعقوب آژند؛ تهران؛ جامی، ۱۳۸۰.۸. تاریخ تیموریان (پژوهش دانشگاه کمبریج)؛ ترجمه یعقوب آژند؛ چ۲، تهران ، جامی، ۱۳۸۲.۹. ترابی طباطبایی، سیدجمال؛ « سکه های آق قویونلو و مبنای وحدت حکومت صفویه در ایران»؛ نشریه موزه آذربایجان؛ ش۷، ۱۳۵۷.۱۰. ابرو، حافظ؛ ذیل جامع التواریخ رشیدی؛ به کوشش خانبابا بیانی؛ تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۰.۱۱. ابطحی، مصطفی؛ «رسمیت یافتن تشیع در ایران، چالش ها و دستاوردها» (1501-1907) (مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین)؛ به اهتمام مقصود علی صادقی، تبریز: ستوده، ۱۳۸۴.۱۲. ابن بطوطه؛ سفرنامه ابن بطوطه؛ ترجمه محمدعلی موحد؛ تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۷.۱۳. اشپولر، برتولد؛ تاریخ مغول در ایران؛ ترجمه محمود میرآفتاب؛ تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۴.۱۴. آملی، سیدحیدر، جلوه دلدار (ترجمه جامع الاسرار و منبع الانوار)؛ ترجمه سید یوسف ابراهیمیان؛ تهران، رسانش، ۱۳۸۱.۱۵. امورتی. ب. س؛ تاریخ ایران دوره تیموریان (پژوهش دانشگاه کمبریج)؛ ترجمه یعقوب آژند؛ تهران: جامی، ۱۳۷۹.۱۶. براون، ادوارد گرنویل؛ تاریخ ادبیات ایران؛ ترجمه رشید یاسمی؛ ج ۴، [ بی جا]، ابن سینا، [بی تا].۱۷. بروکلمان، کارل؛ تاریخ ملل و دول اسلامی؛ ترجمه هادی جزایری؛ تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳.۱۸.ــــــــــــــــ ؛ سید جمال؛ «رسم الخط ایغوری و سیری در سکه شناسی»؛ نشریه موزه آذربایجان، ش ۶، ۱۳۵۱.۱۹. ثواقب، جهانبخش؛ تاریخ نگاری عصر صفوی و شناخت منابع و مآخذ؛ شیراز: نوید شیراز، ۱۳۸۰.۲۰. جعفریان، رسول؛ تاریخ تشیع در ایران، ج ۵، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷.۲۱. ـــــــــــــ ؛ تاریخ تشیع در ایران؛ قم: انصاریان، ۱۳۸۰.۲۲. حسینی تربتی، ابوطالب؛ تزوکات تیموری؛ چاپ اکسفورد (افست تهران).۲۳. حسینی، خورشاه بن قباد؛ تاریخ ایلچی نظام شاه؛ تصحیح محمدرضا نصیری؛ تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۱.۲۴. خالدی، احد؛ سید حیدر آملی، گزارش و زندگی و عرفان؛ تهران: پژوهشکده فرهنگ و معارف نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، ۱۳۸۱.۲۵. خواندمیر، امیر محمود؛ تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی؛ تصحیح و تحشیه محمدعلی جراحی؛ تهران: گستره، ۱۳۷۰.۲۶. رشیدالدین فضل الله ابن عمادالدوله ابی الخیر بن موفق الدوله علی؛ جامع التواریخ (متن علمی و انتقادی)؛ به سعی و اهتمام آ.آ. رو مساسکویچ، ل. آ. ختاقوروف و ع. ع علیزاده؛ مسکو: اداره انتشارات دانش، ۱۹۶۵.۲۷. روملو، حسن بیک؛ احسن التواریخ؛ تصحیح عبدالحسین نوایی؛ تهران: بابک، ۱۳۵۷.۲۸. رویمر، هانس روبرت؛ ایران در راه عصر جدید؛ ترجمه آذر آهنچی؛ تهران؛ دانشگاه تهران، ۱۳۸۰.۲۹. زبده التواریخ؛ تصحیح سید کمال حاج سید جوادی؛ تهران، [بی نا]، ۱۳۷۲.۳۰. زرین کوب، عبدالحسین؛ دنباله جستجو در تصوف ایران، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۹.۳۱. سام میرزا صفوی، تذکره تحفه سامی؛ به تصحیح و مقدمه رکن الدین فرخ؛ تهران: شرکت سهامی چاپ و انتشار کتب ایران، [ بی تا].۳۲. سومر، فاروق، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، ترجمه احسان اشراقی و محمدتقی امامی، تهران: گستره، ۱۳۷۱.۳۳. سیوری راجر، ایران عصر صفوی؛ کامبیز عزیزی؛ تهران، مرکز، ۱۳۷۴.۳۴. ـــــــــــــــــــ ؛ در باب صفویان؛ ترجمه رمضان علی روح اللهی، تهران: مرکز، ۱۳۸۰.۳۵. شاملو، ولی قلی بن داوود؛ قصص الخاقانی، به کوشش سید حسن سادات علوی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱.۳۶. شیبی، کامل مصطفی؛ تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو؛ ج۲، تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۴.۳۷. ـــــــــــــــــــ ؛ تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری؛ ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو؛ چ تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۰.۳۸. شیروانی، میرزا زین العابدین؛ ریاض السیاحه؛ به تصحیح حامد ربانی؛ تهران: سعدی، [ بی تا].۳۹. عالم آرای شاه اسماعیل؛ به اهتمام اصغر منتظر صاحب؛ تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹.۴۰ . عالم آرای صفوی؛ به کوشش یدالله شکری؛ تهران: اطلاعات، ۱۳۶۳.۴۱. عبدی بیگ، خواجه زین العابدین علی نویدی شیرازی؛ تکمله الاخبار: تاریخ صفویه از آغاز تا ۹۷۸ ق؛ تصحیح عبدالحسین نوایی؛ تهران: نی، ۱۳۶۹.۴۲. عقیلی، نورالله؛ « جستاری در زمینه های رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران عصر صفوی»؛ مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین؛ به اهتمام مقصود علی صادقی؛ تبریز: ستوده، ۱۳۸۴.۴۳. غفاری قزوینی، قاضی احمد؛ تاریخ جهان آرا؛ به کوشش سید کاظم موسوی، تهران: کتابفروشی حافظ، ۱۳۴۲ (از روی نسخه عکسی استانبول به همت مجتبی مینوی).۴۴. قاشانی، ابوالقاسم عبدالله بن محمد، تاریخ الجاتیو؛ به اهتمام مهین همبلی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۸.۴۵. قزوینی، یحیی بن عبداللطیف؛ لب التواریخ؛ به کوشش سید جلال الدین طهرانی؛ تهران: خاور، ۱۳۱۴.۴۶. کریمی زنجانی اصل، محمد؛ عرفان شیعی به روایت سیدحیدر آملی؛ تهران: اطلاعات، ۱۳۸۵.۴۷. کسروی، احمد؛ شیخ صفی و تبارش، تهران: فردوس، [ بی تا].۴۸. گولپنیارلی، عبدالباقی؛ تصوف در یکصد پرسش و پاسخ، ترجمه و توفیق . هـ . سبحانی؛ تهران: احیای کتاب، ۱۳۸۰.۴۹. لاپیدوس، ایرام، تاریخ جوامع اسلامی؛ ترجمه علی بختیاری زاده، تهران: اطلاعات، ۱۳۸۱.۵۰. محمدی اشتهاردی، محمد؛ رابطه ایران با اسلام و تشیع، تهران، برهان، ۱۳۷۷.۵۱. مرتضوی، منوچهر؛ مسائل عصر ایلخانان؛ تهران: آگاه، ۱۳۷۰.۵۲. مزاوی، میشل. م؛ پیدایش دولت صفوی؛ یعقوب آژند؛ تهران: گسترده، ۱۳۶۸.۵۳. مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده؛ به اهتمام عبدالحسین نوائی؛ تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۲.۵۴. مستوفی، محمدحسن؛ زبده التواریخ، به کوشش بهروز گودرزی؛ تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۵.۵۵. منشی ترکمان؛ اسکندر بیک؛ عالم آرای عباسی؛ تصحیح محمد اسماعیل رضوانی؛ تهران: دنیای کتاب، ۱۳۷۷.۵۶. مورگان، دیوید؛ ایران در قرون وسطی؛ ترجمه عباس مخبر؛ تهران: طرح نو، ۱۳۷۳.۵۷. میر جعفری، حسین؛ تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان؛ تهران: سمت، ۱۳۸۱.۵۸. نخجوانی، حسین؛ چهل مقاله؛ به کوشش یوسف خادم هاشمی نسب؛ تهران: [ بی نا]، ۱۳۴۳.۵۹. نیکبخت، رحیم؛ « سفینه تبریز و رسمیت مذهب شیعه در ایران» (مقاله در دست انتشار).۶۰. یوسف جمالی، محمدکریم؛ تشکیل دولت صفوی؛ چ۲، اصفهان: امیرکبیر، ۱۳۷۷.۶۱. ـــــــــــــــــــــ ؛ محمدکریم؛ « جنگ چالدران و عوامل بروز و پیامدهای آن بعد از سال ۹۲۰ ق» ؛ مجموعه مقالات همایش صفویه در گستره تاریخ ایران زمین؛ به اهتمام مقصود علی صادقی؛ تبریز: ستوده، ۱۳۸۴.۶۲. ـــــــــــــــــــ ، زندگانی شاه اسماعیل اول؛ قم: محتشم کاشان، ۱۳۷۶.Oztuna YIlmaz, urkiye Tarihi Istanbul; ayat Kitaplari 1965;p274.
پی نوشت
* فضل الله نعیمی، معروف به حروفی و حلال خور (۷۴۰-۸۲۲ق)**پیروان محمد ابن عبدالله نوربخش (۷۹۵-۷۶۹ ق). منبع: فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۴

















هیچ نظری وجود ندارد