حساسیّت یکسویه
چهارمین آسیبی که ما شاهد آن هستیم، عبارت است از حساسیت یکسویه به دیدگاه مخالف، البته این باز عمومیت دارد و اختصاص به بحث عاشورا ندارد. به نظرم میرسد یک نوع حساسیت یک طرفه در بحثهای دینی. داریم یکی از آسیبهای جدی ما در عرصه ادبیات دینی، این است که نسبت به آثار خودی و مدافعانه و آپالوجتیک (Apologetic) هرچند ضعیف باشند، بی تفاوت هستیم. یعنی با سکوت خودمان تایید میکنیم. به راحتی از کنارش رد میشویم. اما اگر اثری ناقدانه و منتقدانه و بر ضد مبانی شناخته شده باشد، حتی اگر دقیق و جدی و عالمانه باشد، واکنش شدید نشان میدهیم. متاسفانه شاهد این اتفاق و این آسیب هم در پژوهشهای عاشورایی هستیم. من همین امروز داشتم بعضی از این کتاب را تورق میکردم و دنبال بحثی بودم، دیدم و تعجب کردم که این کتاب منتشر شده، نباید منتشر میشد!
در ما این حساسیت کرخت شده و یک سو داوری میکنیم، این خیلی بد است. ما باید حساس بشویم، شبیه علامه امینی. ببینید علامه امینی یا کاشف الغطاء کسانی هستند که حساسیت دینی داشتند و این حساسیت متعادل بود. یعنی کسی مثل امین همزمان با وهابیها درمیافتد؛ میگوید عزاداری خوب است، سنت حسنه اسلامی است، از آن طرف با بعضی از متدینان خیلی ساده و عامی درمیافتد و میگوید قمه زنی بد است. رعایت این مرز خیلی مهم است که ما هم بگوییم قمه زنی درست نیست و هم بگوییم عزاداری خوب است. و بعضی از عالمان ما به خوبی از پس آن برمیآمدند. مرحوم مطهری نمونهاش است. هم در زمینه عاشورا مطلب مینویسد و هم با خرافات عاشورا درمیافتد. حماسه حسینی را در قالب سخنرانی و مانند آن عرضه و تحریفات عاشورا را بحث میکند. ما باید حساسیتمان یکسویه نباشد، همیشه در بحثیمان متعادل باشیم، هر جا اثر ضعیفی در دفاع از عاشورا بود نقدش کنیم و هر جا اثری مهاجمانه بود آن را هم نقد کنیم. اما متاسفانه ما آموختهایم که یکسویه بحث کنیم.


















هیچ نظری وجود ندارد