۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام مهدی (ع)

آفتاب ولایت

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سخن از یگانه رشته اتصال ما زمینیان با آسمان و آسمانیان است . سخن از درخشان ترین ستاره جمع امامان ، زیباترین عالمیان در این عصر و زمان ، و طاووس محفل بهشتیان است . سخن از واپسین ابرمرد آسمانى و فرجامین ذخیره الاهى ، آن امام یگانه ، میراث دار خونى جاودانه و صاحب انتقامى قاطعانه است . سخن از عصاره انبیا و خلاصه اولیا، آن گلعذار خوش منظر، پور زهرا و حیدر، و آن امام غریب و منتظر است . سخن از آذرخش قهر الاهى از آسمان خشم کبریایى ، میراث دار دعوت نبوى ، صولت حیدرى ، عصمت فاطمى ، حلم حسنى ، شجاعت حسینى ، عبادت سجادى ، علوم باقرى ، آثار جعفرى ، اسرار کاظمى ، حجت هاى رضوى ، جود تقوى ، طهارت نقوى ، هیبت عسکرى و صاحب غیبت الاهى ، مولانا صاحب العصر و الزمان (ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) است .سخن از او است که پروردگار جهانیان از جمله آدمیان بر سرسپارى به ولایتش ، در پگاه ازل در عالم ذر، میثاقى مستحکم ستانده است : السلام علیک یا میثاق الله الذى اخذه و وکده .(۲) سلام بر تو اى میثاق الاهى که خدا آن را محکم و مؤ کد ساخته است . سخن از او که حتى رحمه للعالمین ، از جانب رب العالمین ، به عشق ورزى به ساحت قدسى او و محبانش ماءمور شده است : یا محمد! اءحببه فانى اءحبه و اءحب من یحبه ؛ اى محمد! او را دوست بدار؛ همانا که من او و دوستدارانش را دوست مى دارم .همو که یاوران و پیروان مخلص او، محبوبان ، رفیقان و برادران پیامبر رحمت و عصاره عالم خلقتند: اولئک رفقائى و ذووا ودى و مودتى و اءکرم اءمتى على(۳) آنها دوستان و محبوبان من و گرامى ترین مردم نزد منند.همو که على مرتضى (علیه السلام) مشتاق دیدار او و پیروان راستین او است : شوقا الى رؤ یته ؛(۴) آه که چه مشتاق دیدارش هستم ! و یا شوقا الى رؤ یتهم فى حال ظهورهم دولتهم ؛(۵) آه که چه مشتاق دیدارشان در زمان ظهور دولتشان هستم !همو که امام حسین (علیه السلام) آرزومند خدمتگزارى او است : لو اءدرکته لخدمته اءیام حیاتى ؛(۶) اگر او را درک کنم ، تمام ایام عمرم را به او خدمت خواهم کرد.همو که امام سجاد (علیه السلام)، توفیق ولایت ، محبت ، اطاعت و رضایت او را از خداوند مى طلبد و شهادت در پیشگاه او را آرزو مى کند… واجعلنى من خیار موالیه و شیعته اءشدهم له حبا و اءطوعهم له طوعا و اءنفذهم لاءمره و اءسرعهم الى مرضاته و اءقبلهم لقوله و اءقومهم باءمره و ارزقنى الشهاده بین یدیه حتى اءلقاک و اءنت عنى راض (۷) و مرا از بهترین ولایت پذیران و شیعیان او قرار ده ، و در شمار دوستدارترین و فرمانبردارترین و پذیراترین ایشان وارد گردان ، و براى کسب رضایتش کوشاترین و در مقابل گفتارش قبول کننده ترین و در برابر فرمانهایش استوارترین پیروانش قرارم ده ، و شهادت در رکاب حضرتش را روزى ام فرما تو تو را در حالى ملاقات کنم که از من راضى هستى .همو که امام محمد باقر (علیه السلام) پدر و مادر خویش را جان فداى او مى خواند: باءبى اءنت و اءمى … اءلسابع من بعدى ؛(۸) پدر و مادرم به فداى کسى که هفتمین امام پس از من است .همو که امام صادق (علیه السلام) در هجران و فراقش همچون مادرى داغدیده مى گرید و این گونه مى سراید: سیدى ! غیبتک نفت رقادى و ضیقت على مهادى و ابتزت منى راحه فؤ ادى ؛(۹) اى آقاى من ! غیبت تو، آرامش را از من دور کرده ، خواب و استراحت را بر من دشوار ساخته و آسایش را از قلب من ربوده است .همو که امام موسى کاظم (علیه السلام) یاوران مخلصش را مى ستاید و ایشان را از خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) معرفى مى فرماید: اءولئک منا و نحن منهم … فطوبى لهم ثم طوبى لهم و هم والله معنا فى درجاتنا یوم القیامه ؛(۱۰) اینان از مایند و ما از آنانیم …؛ پس خوشا به حال ایشان و باز خوشا به حال ایشان ! و به خدا سوگند که ایشان روز قیامت با ما هم درجه و هم رتبه اند!همو که امام رضا (علیه السلام) او را میراث دار نورانیت عالم قدس معرفى مى فرماید: باءبى و امى … علیه جمره النور یتوقد من شعاع ضیاء القدس .(۱۱) پدر و مادرم به فداى کسى که … پاره اى از نور، از شعاع نورانیت عالم قدس ، بر چهره دارد!همو که پدر بزرگوارش امام حسن عسکرى (علیه السلام) او را شبیه ترین مردم به رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) معرفى فرموده است :… اءشبه الناس برسول الله خَلقا و خُلقا؛(۱۲) او، شبیه ترین مردم به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم)، از نظر آفرینش و خلق و خوى است . و همو که خویشتن را چنین معرفى مى فرماید: انى اءمان لاءهل الارض … بى یدفع الله عز و جل البلاء عن اءهلى و شیعتى …؛(۱۳) همانا که من براى اهل زمین ، امن و امانم . به وسیله من ، خداوند عز و جل بلا را از اهلم و شیعیانم دور مى کند…. و اکنون این نوشتار، تکاپویى براى نزدیکى به ساحت قدسى آن یگانه دوران ارجمندترین سرمایه حق پویان و خداجویان ، چشمه جوشان انرژى مجاهدان ، ساقى مهربان عارفان و ولاییان ، کشتى نجات طوفان زدگان و غرقه گشتگان ، نور هدایت هدایت یافتگان ، سرپرست و گشایش بخش امور مومنان … و در مجموع ، رهیافتى به مقام محبت ، معرفت و ولایت مولانا صاحب العصر و الزمان (ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) استاین گفتار، نتیجه کاوش در مجموعه سخنرانى هاى حضرت استاد محمد تقى مصباح یزدى حفظه الله است که در موضوع مهدویت ، به طور پراکنده در طول سالیان گذشته ، ایراد شده و اکنون در قالب ۱۴ موضوع اصلى توسط حجه الاسلام والمسلمین آقاى حیدرى سامان یافته است . بناى تدوین این گفتارها، حفظ چارچوب اساسى و سیر منطقى هر سخنرانى بوده و تا حد امکان ، از افزوده ها و توضیحات در متن گفتار پرهیز شده و هر جا نیازى به توضیح ، تحقیق یا مستند سازى بوده ، در پاورقى ذکر شده است .امید آنکه این تلاش ناچیز در ساحت قدسى آن امام رحمت ، فرجامین ساقى بزم محبت ، میراث دار میخانه معرفت ، و چشاننده شراب ناب ولایت مقبول افتد و دعاى سحرگاهى حضرتش را بدرقه راه ما و تمام خوانندگان ارجمند گرداند و ساغرى از صهباى ناب محبت ، معرفت و ولایتش را سرمایه سعادت دنیا و آخرتمان قرار دهد:
الا یا ایها الساقى ز مى پر ساز جامم رااز آن مى ریز در جامم که جانم را فدا سازداز آن مى ده که جانم را ز قید خود رها سازد… تو اى پیک سبک باران دریاى عدم از منبه ساغر ختم کردم این عدم اندر عدم نامهکه از جانم فرو ریزد هواى ننگ و نامم رابرون سازد ز هستى هسته نیرنگ و دامم رابه خود گیرد زمامم را، فرو ریزد مقامم رابه دریادار آن وادى رسان مدح و سلامم رابه پیر صومعه برگو ببین حسن ختامم را(۱۴)
منشور محبت و معرفت ۱
رابطه محبت و معرفتیاد خدا و اولیاى او و کلمات بزرگان ، نورى است که با هر ابزارى بیان شود، ارزش والاى خودش را خواهد داشت . ما نیز اگر بتوانیم ناقلى براى سخنان بزرگان و ابزارى براى انتقال این انوار پاک به دل هاى پاک شما باشیم و از این طریق بتوانیم مایه توجه بیش تر شما به وجود مقدس مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) و وظایفى که در پیشگاه مقدس او داریم ، شویم ، افتخارى است که به برکت شما نصیب ما مى شود.در جمع عاشقان ، سخن گفتن از عشق و معشوق ، جایى ندارد. به ذهنم آمد نکته اى را مطرح کنم که در بسیارى از مواقع ، مورد غفلت بیشتر محبان آن حضرت است و شاید توجه دادن به آن ، قلب مقدس مولایمان را شاد کند.آدمى ، داراى دو ویژگى مهم است یکى شناخت و معرفت ، و دیگرى عشق و محبت . او در نهاد خویش ، دو گوهر گرانبها دارد و همواره به دنبال مشترى لایقى مى گردد تا این دو گوهر را به پایش بریزد، و آن گاه که معشوق خویش را یافت ، به ابزار رفتارهاى عاشقانه مى پردازد و در شادى محبوبش شاد، و در غمش ، غمگین مى شود. عاشق ، در انجام این رفتارهاى عاشقانه ، هر چه بیش تر دقت داشته باشد، عشقش قوى تر مى شود. انسان هر چه بیشتر به رفیق محبوبش اظهار محبت کند و رفتارهاى دوستانه بیشترى انجام بدهد؛ محبتش عمیق تر و پایدارتر خواهد شد. از سوى دیگر، چنانچه شخصى ، رفیق خویش را به فراموشى سپارد، کم کم محبت او نیز از دلش مى رود: از دول برود، هر آن چه از دیده برفت .رفتارهاى محبانه ما در احترام و توسل به اولیاى خدا و برگزارى مراسم جشن و سرور در ایام شادى و برپایى مراسم عزادارى در ایام غم و عزاى ایشان ، براى این است که عواطفمان جهت یابد و رابطه عاطفى ما با اولیاى خدا پابرجا بماند و رشد کند. ارزش آدمى به همین است که معشوق شایسته اى بیابد و دلش را به او بسپارد؛ البته انسانیت انسان فقط به عشق و محبت وابسته نیست ؛ بلکه بخش دیگرى از وجود او نیز به شناخت و معرفت مربوط مى شود. این دو (محبت و معرفت یا عشق و شناخت)، رابطه بسیار نزدیکى با هم دارند. هر چه انسان ، کمال و زیبایى فرد یا چیزى را بیشتر بشناسد؛ محبت فزون ترى به او مى یابد و آدمى تا نشناسد، محبت پیدا نمى کند.
سلسله مراتب محبت به امام زمان (علیه السلام)هر عاشقى به طور طبیعى دوست دارد با معشوق خویش ارتباطى برقرار کند؛ انسى بگیرد؛ به لقایش برسد و از دیدار و همنشینى با او لذت ببرد. در چنین عشقى ، خودخواهى وجود دارد؛(۱۵) اما عاشق پاکباخته ، در اندیشه التذاذ خودش هم نیست ؛ بلکه فقط محبوب را مى بیند و همواره در پى آن است تا کارى را انجام دهد که معشوقش دوست مى دارد.در تمام عالم ؛ فقط یک خورشید حقیقت و یک مظهر کامل صفات جمال و جلال الاهى وجود دارد که هر کس به او توجه یابد؛ به اندازه ظرفیتش از آن خورشید رخشان بهره مى برد و نور مى گیرد. همه دوستداران وجود مقدس ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف)؛ به اندازه معرفت خودشان دوست دارند چشمشان به جمال حضرت روشن شود و روزى بیاید که بتوانند از وجود آن مقدسش فیض گیرند و بهره برند؛ اما پاکباختگان حضرت ، هماره در اندیشه آنند که محبوبشان چه چیزى را دوست دارد تا آن را انجام دهند. دیگر با خود محبوب است که هر گونه صلاح بداند، با عاشقانش رفتار کند.(۱۶) چنین عاشقانى ، دیگر در این اندیشه نیستند که از او چیزى دریافت کنند و بهره اى ببرند؛ چرا که ایشان از تمام خودخواهى ها رسته ، و فقط به رضایت محبوب دل بسته اند.(۱۷) خوب است ما نیز بکوشیم در این میدان پیش رویم و خودمان را فراموش کنیم .(۱۸) بیشتر توجه داشته باشیم که او از ما چه مى خواهد و دوست دارد چه کارى انجام بگیرد. این که ما نیز به نوایى برسیم یا نرسیم ، مهم نیست .
سلسله مراتب معرفت به امام زمان (علیه السلام)حال بنگریم که مرتبه معرفت ما به امام زمانمان (ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) تا چه حد است و ولى امرمان را به چه اوصافى (ظلم ستیزى ، عدالت گسترى ، آباد سازى ، دانش گسترى ، یا…) مى شناسیم .همه ، حضرت را در جایگاه برپاکننده عدل و داد و مبارزه کننده با ظلم و ظالمان مى شناسند؛ اما آیا برقرارى عدل جهانى هدف نهایى از ظهور حضرت است یا برقرارى عدل ، خود مقدمه اى براى یک هدف والاتر است ؟بدون شک مشخصه خاصى که در روایات براى حضرت ذکر شده ، این است که یملاء الله به الارض قسطا و عدلا بعدما ملئت ظلما و جورا؛(۱۹) خداوند به دست او زمین را از عدل و داد پر کند؛ پس از آن که از ظلم و بیداد پر شده باشد. علاقه بسیارى از مردم نیز به امام زمان (علیه السلام) بدین جهت است که حضرت ، بساط ظلم و بیداد را از روى زمین برمى اندازد و بساط عدل و داد را در آن مى گستراند؛ ولى این ، هدف نهایى نیست . درست که حتى بعثت تمام انبیا نیز براى برقرارى عدل بر روى زمین بوده است : لیقوم الناس ‍ بالقسط؛(۲۰) ولى برقرارى عدل جهانى ، هدف نهایى نیست . این هدف ، خودش هدف والاترى دارد. صرف این که مردم در زمین عادلانه رفتار کنند؛ به یکدیگر ستم روا ندارند و زندگى منظم و آسوده اى داشته باشند، هدف نهایى آفرینش نیست .با این چیزها، انسان ، شریف تر از زنبور عسل هم نمى شود تا چه رسد که از ملائکه برتر شود؛ چرا که زندگانى زنبورهاى عسل ، از زندگانى انسان ها خیلى منظم تر و عادلانه تر است .
1. امام زمان (علیه السلام)، گسترش بخش معرفت و عبودیت حقامام راحل رضوان الله تعالى علیه در بیان هدف از برقرارى نظام اسلامى فرمود: هدف از برقرارى حکومت اسلامى ، تنها برقرارى عدل نیست . هدف نهایى چیز دیگرى است ؛ هدف ، معرفت الله است .(۲۱)برقرارى حکومت اسلامى و گستراندن عدل در روى زمین به دست تواناى حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، خود مقدمه اى براى تاءمین هدف والاترى است و آن این که زمینه اى فراهم شود تا بیشتر انسان ها بتوانند به بیش ترین مراتب معرفت لایق برسند.وجود ستم ها و نابرابرى ها سبب مى شود تا انسان ها درگیر مسائل مادى زندگى شوند و به جان هم بیفتند و بدینسان ، فرصتى براى رشد معنوى و تکامل روحى خویش نیابند. هنگامى که بساط ظلم برچیده شد و در پرتو حکومت عدل جهانى ، زندگى عادلانه اى براى همه افراد بشر برقرار شد، تازه براى انسان ها زمینه اى فراهم مى شود که به سوى هدف نهایى خلقتشان حرکت کنند:وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض کما استخلف الذین من قبلهم ولیمکنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم اءمنا یعبدوننى لا یشرکون بى شیئا.(۲۲)خداوند به کسانى که اهل ایمان و عمل صالح و داراى شایستگى رهبرى جامعه عدل الاهى باشند، وعده داده است که آنان را وارثان زمین کند و حکومت زمین را به دستشان سپارد و به ایشان قدرت بخشد تا دینى را که خداوند براى انسان ها پسندیده است ، در جهان حاکم کنند، و پس از دوران ترس و اضطراب و ناامنى شان ، به امن و امان رساند.این آیه ، در اینجا تمام نمى شود؛ بلکه در خاتمه هدف والاترى را بیان مى کند که همه امور پیشین مقدمه آن است : یعبدوننى لایشرکون بى شیئا؛ تا آن که فقط مرا بپرستند و هیچ چیزى را شریک من نسازند.آرى ، در پرتو حکومت صالحان باید عدل جهانى برقرار، و بساط ستم برچیده شود؛ دین خدا حاکمیت یابد و امنیت کامل همه جا را فرا گیرد تا بساط شرک از روى زمین برچیده شود و شرایط پرستش خداوند بر روى آن فراهم آید.
2. امام زمان (علیه السلام)، در بالاترین مراتب قرب حقحال اگر پرسیده شود که هدف از عبادت و پرستش خدا چیست ، باید گفت : هدف عبادت ، درون خودش نهفته است ؛ چرا که قوام عبادت به تقرب است . عبادت ، فعلى است که قربه الى الله انجام مى پذیرد و هدف و نتیجه آن ، قرب است .قرب ، مقامى بسیار عالى است که دیگر چیزى بالاتر از آن براى انسان تصور نمى شود؛ جوار خدا و همسایگى او است . در دعایى که روزهاى ماه رجب خوانده مى شود، تعبیر بسیار صریح و بى پرده اى وارد شده است که اگر در این دعاى شریف نیامده بود، جراءت بیان آن نیز نبود:لا فرق بینک و بینها الا اءنهم عبادک و خلقک ، فتقها و رتقها بیدک ، بدؤ ها منک و عودها الیک (۲۳) میان تو و ایشان ، هیچ جدایى و تفاوتى نیست ، جز آن که تو، خدا و خالق ایشان ، و اینان بنده و مخلوق تواند. فتق و رتق امور آنها به دست تو و آغاز و انجامشان به سوى تو است .آرى ، آدمى چنان توان و قابلیتى دارد که مى تواند به چنین مقام اعجاب انگیزى از قرب و نزدیکى به خدا برسد. طبق این دعاى شریف که از ناحیه مقدس امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) صادر شده است ، تمام چهارده معصوم (علیهم السلام) و از جمله مولایمان حضرت ولى عصر به بالاترین درجات معرفت و عبودیت پروردگار، و به تبع آن به ولاترین مراتب قرب و وصول به حق نایل شده اند.همین مقام است که آدمى را اشرف مخلوقات مى کند. همین مقصد اعلا است که همه انبیا و اولیاى خدا براى تحقق آن آمده اند. همین مقام والا است که پاک ترین عزیزان خدا در راه هدایت بشر به سوى آن به شهادت رسیده اند.
3. امام زمان (علیه السلام)، تجلى رحمت بیکران حقخداوند رحمان ، از روى مهربانى و رحمت بیکرانى که به بندگانش دارد، محبوب ترین و عزیزترین بندگانش را که به عالى ترین درجات انسانیت رسیده اند، در معرض امواج غم ، فشار و رنج و ستم ستمگران قرار مى دهد تا زمینه اى براى رشد انسان ها فراهم آید.در دوران غیبت ، سختى ها و رنج هاى طاقت فرسایى بر قلب امام زمان (ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) وارد شده ، و ستم هاى بسیارى بر دوستان و شیعیانشان رسیده است و حضرت که رؤ وف ترین انسان روى زمین براى امت اسلام است ، آن ها را مشاهده ، و بر آن صبر کرده است . قلب مقدس حضرت فقط در پرتو اتصال مداوم به عظمت و قدرت خداوند مى تواند این همه رنج و رستم را تحمل کند. خداوند متعالى به قلب رؤ وف امام عصر، نیرو و توانى از قدرت نامتناهى خویش عطا فرموده است تا بتواند تمام ظلم ها و فشارهاى روحى را تحمل کرده ، بردبار باشد و هر لحظه در انتظار ظهور بماند.خداوند رؤ وف مهربان ، وجود مقدس ولى عصر صلوات الله علیه و على آبائه الطاهرین را آفریده و در معرض طوفان سختى ها و فشارهاى روحى قرار داده است تا آدمیان بفهمند براى چه آفریده شده اند و آن گاه که هدف آفرینش و مسیر درست زندگى خویش را دریافتند، در مسیر آن گام بردارند و به اندازه همتشان ، آن راه را بپیماید.درست است که از بهترین لحظات عمر ما، اوقاتى است که به مولایمان توسل مى جوییم ؛ در فراق او اشک مى ریزیم ؛ در مدح او اشعار و سخنانى مى شنویم ؛ در عزاى اجدادش ‍ عزادارى مى کنیم و…، ولى این ها هیچ کدام هدف نهایى نیست . این دستورها را به ما داده اند تا جهت مهرها و محبت هاى ما به یک سمت و سو تمرکز یابد و پاک ترین عواطف ما به یک جهت که جهت خدایى است ، سوق داده شود و دل هاى ما به زخارف پست دنیا تعلق یابد. آرى ، دلى که به وجود مقدس ولى عصر سپرده مى شود، دیگر جا ندارد به اغیار سپرده شود.
راه وصول به اوج محبت و معرفتوجود انسان را مى توان به هرمى تشبیه کرد که از قاعده اى آغاز مى شود و به سوى نقطه اى پیش مى رود. در قاعده این هرم ، شناخت ها و محبت هاى فراوانى وجود دارد؛ از محبت ها، محبت پدر، مادر، همسر، استاد، دوست ، همسایه و محبت همه کسانى که به او احسانى کرده اند یا امرى را به او آموخته اند، و از شناخت ها نیز از علوم گوناگون دینى همچون فقه ، اصول ، عقاید، اخلاق و عرفان گرفته تا هر رشته علمى که بتواند در جهت کمال به انسان کمک کند. این شناخت ها و محبت هاى فراوان در سطح قاعده وجود آدمى ، گسترده و پخش است .
1. پالایش محبت و معرفتدر سیر و سلوک به سوى کمال ، باید از قاعده آغاز کرد؛ ولى باید به سوى راس هرم که همان محبت و شناخت خدا است ، پیش رفت . طبیعى است که آدمى در ابتدا پدر و مادر خویش را دوست مى دارد و به خویشان و دوستانش محبت مى ورزد؛ اما این ها باید پالایش شود. اگر محبت هایى با محبت خدا و اولیاى خدا در تنافى باشد، باید حذف شود. دوستانى را باید برگزید که کمالاتشان بر جهات منفى شان برترى داشته باشد؛ دوستانى که در راه محبت خدا و اولیاى او گام برمى دارند.اگر دوستان و خویشانى داریم که رفتار غالبشان با رفتار اولیاى خدا نمى سازد؛ رشته محبت و دوستى با ایشان باید قطع شود:(۲۴)قل ان کان آباؤ کم و اءبناؤ کم و اخوانکم و اءزواجکم و عشیرتکم و اءموال اقترفتموها و تجاره تخشون کسادها و مساکن ترضونها اءحب الیکم من الله و رسوله و جهاد فى سبیله فتربصوا حتى یاءتى الله باءمره و الله لا یهدى القوم الفاسقین .(۲۵) بگو که اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما و اموالى که به دست آورده اید، و تجارتى که از کساد شدنش مى ترسید، و خانه هایى که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خدا و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب تر است ، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما فرود آورد، و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمى کند.این کثراتى که در قاعده وجود دارد، از دو محور به طرف وحدت پیش مى رود تا در یک نقطه به هم مى رسند؛ نقطه اى که حتى در آن ، محبت به امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) نیز اصالت خود را از دست مى دهد. در آن مقام ، امام زمان (علیه السلام) را نیز از این جهت دوست مى داریم که بنده صالح و شایسته خدا است . به او عشق مى ورزیم ، چون وجودش ، شعاعى از وجود او است . اصالت فقط براى یک نقطه است : قل الله ثم ذرهم ؛(۲۶) بگو: خدا؛ سپس بقیه را واگذار.تمام انبیا و اولیا آمده اند تا ما را به سوى آن نقطه متوجه و متمرکز سازند. محبت به اولیاى خدا هنگامى ارزش مى یابد که در سایه محبت خدا باشد. اگر محبت ما به اولیاى خدا ضمایم و پیرایه هایى داشته باشد، آن محبت ، اصیل نیست . اگر امام زمان (علیه السلام) را از آن جهت دوست مى داریم که جهان ما را آباد کند و نعمتهایمان را فزونى بخشد، ما دوستدار آبادانى و نعمتیم ، نه دوستدار مولا و ولایت او. اگر به او عشق مى ورزیم ، از آن جهت که زمان ظهورش ، علم و حکمت و پیشرفت هاى معنوى ، راحت و بى زحمت به دستمان آید، دوستدار راحتى هستیم ، نه محب امام زمان (علیه السلام).باید در پرتو معرفت حقیقى به خداوند و جانشین بر حق او در زمین ، تمام ضمایم ، آرایه ها و پیرایه ها را از دلهایمان بزداییم تا محبت ما پاک و خالص شود. چنین محبتى کیمیا است و چنان دلى تجلى گاه عشق کبریا شمرده مى شود؛ دلى که امام زمان را فقط براى خدا دوست مى دارد، نه براى خود.
2. ورود به تجلى گاه محبت و معرفتگاهى زیبایى محدود و ناقص ، عاشقان عشق مجازى را چنان دیوانه و اسیر مى کند که حاضرند جان خویش را در راهش ببازند. حال اگر این جمال و زیبایى بى نهایت شود، چه مى شود؟! مگر ممکن است زیباتر و دوست داشتنى تر از خدا چیزى باشد؟ اگر زیبایى اش را نشناخته ایم ، کوتاهى از ما است . یکى از برکات وجود مقدس امامان (علیهم السلام)، این است که جمال و جلال الاهى را در آیینه اى محدود به ما نشان مى دهند تا ما بفهمیم ؛ وگرنه آن جمال و جلال بى نهایت براى ما قابل درک و شناخت نیست .وقتى مى شنویم که وجود مقدس امامان (علیهم السلام) گذشت و سخاوت ، جود و احسان ، و لطف و راءفت را به همه مردم از دوست و دشمن ارزانى مى داشته اند، دلهایمان پر مى زند.ما تمام صفات جمال و جلال الاهى را از جلوه گاه همین جلوه هاى محدود درک مى کنیم . اهل بیت (علیهم السلام) آینه هاى محدود کوچکى هستند که جمال و جلال بى نهایت الاهى را در حد درک و شناخت ما مجسم مى کنند.آرى ، وجود اهل بیت (علیهم السلام) تجلى گاه تمام اسما و اوصاف الاهى و بهترین ورودگاه و جایگاه معرفت خدا است ؛ ورودگاه و مجرایى مطمئن که مى تواند خداجویان را از میانبرترین راه و در کوتاهترین زمان به خداوند برساند: من اءراد الله بدء بکم ؛(۲۷) هر که خداشناسى و خداپرستى را اراده کند، از شما آغاز مى کند.نهایت لطف خداوندگار را در حق بندگانش ببین که عزیزترین بندگانش را براى امثال ما که معرفتمان ضعیف است ، آفریده تا جمال و جلال الهى را در معرض درک و شناخت ما قرار دهد تا بتوانیم به این وسیله ، راهى به سوى جمال و جلال مطلق او بیابیم .هدف از وجود امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) و آباى گرامى اش این بوده است که من و شما با خدا آشنا شویم ؛ بنابراین ، هر چه با تمسک به گفتار و رفتار اهل بیت (علیهم السلام) در مسیر معرفت و عبودیت خداوند متعالى پیش برویم ، به اهداف حضرت نزدیک تر شده ، و قلب مطهر او را شادتر ساخته ایم ؛ چرا که حضرت ، بالاترین عاشق خدا است که بیشتر از هر چیز رضایت خدا را مى خواهد و رضایت خدا هم در این است که بندگانش هر چه بیشتر با او آشناتر و به او نزدیکتر شوند.
منشور محبت و معرفت ۲
ناتوانى بشر از معرفت امام زمان (علیه السلام)مقام اهل بیت (علیهم السلام) چنان مقام بزرگى است که بزرگى اش را با عقل و فکر خودمان نمى توانیم درک کنیم . در واقع عظمت خدا است که در انوار پاک چهارده معصوم (علیهم السلام) تجلى کرده است . اگر همه انسانها عقلهایشان را روى هم گذاشته ، بخواهند پایه بلند این مقام را درک کنند؛ هرگز نخواهند توانست . همین قدر باید خوشحال باشیم که خداوند متعالى ، این معرفت را به ما داده است که بدانیم آنها در چنان مقام والایى هستند که ما نمى توانیم بفهمیم . اگر این را باور کنیم ، خودش کمال است .همان گونه که ذات و صفات خدا براى ما قابل شناخت نیست ، صفات اولیاى او را نیز نمى توانیم بشناسیم ؛(۲۸) البته هیچ مخلوقى را نمى توان با خدا مقایسه کرد؛ چرا که او فوق بى نهایت است . خدا و اولیاى او تفاوت بسیارى با هم دارند؛ آن هم نه تفاوت یک درجه ، آن گونه که بعضى فکر مى کنند. نمى توان گفت : وجود، درجاتى دارد که بالاترین درجه آن خدا، و یک درجه پایین تر از آن ، وجود پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) است ؛ چرا که فاصله ذات اقدس الاهى با شریف ترین و والاترین مخلوقاتش نیز که نور پاک محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) است ، بى نهایت است . فاصله نور مقدس پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) با ما بى نهایت است ؛ اما فاصله او با خدا نیز نهایت ندارد. خداوند فوق مقام همه مخلوقات و از جمله ، انوار معصومان علیهم السلام است .اگر همین اندازه بفهمیم که از درک مقام والاى ایشان ناتوانیم ، باید خدا را بسیار شاکر باشیم که چنین معرفتى به ما داده است . این حقیقت نیز به برکت تعلیم خود آنها است وگرنه به هزاران غرور مبتلا مى شدیم و خیال مى کردیم خیلى چیزها را مى فهمیم . در مرتبه اول ، قرآن به ما فرموده است :و ما اءوتیتم من العلم الا قلیلا.(۲۹)و جز اندکى از دانش به شما داده نشده است .و در مرتبه بعد، خود اهل بیت (علیهم السلام) فرموده اند که مقام ما بسیار بالاتر از آن است که شما بفهمید. به هر حال ، به برکت تعلیم آنها فهمیدیم آنها در چنان اوجى هستند که اگر ما هزاران سال با تندروترین مرکبها نیز حرکت کنیم ، به آنجا نخواهیم رسید.
ضرورت تلاش براى شناخت امام زمان (علیه السلام)از سوى دیگر نباید چنین توهمى پیش آید که چون نمى توانیم بدان قله رفیع برسیم ، پس باید همه چیز را رها کنیم . همان درجه از معرفت که به برکت آموزه ها و راهنمایى هاى اهل بیت (علیهم السلام) قابل دستیابى است ، آن قدر عظمت دارد که تمام جهان مادى در برابر آن بى ارزش است .نمى گویم مى توانیم به مقام معصوم (علیه السلام) برسیم ؛ اما همان مقامى که در سایه هدایتگرى این انوار پاک مى توانیم بدان دست یابیم ، آن قدر بزرگ است که تمام این جهان با همه عظمتش در برابر آن ، هیچ بها و ارزشى ندارد.(۳۰)
زیانکارترین مردمیادآورى این حقایق در این جهت مى تواند مفید باشد که ارزش عمرمان را بهتر بدانیم . آیا حیف نیست چنین عمرى که مى تواند ما را به چنان مقام والایى برساند، براى به دست آوردن یک مشت خشت و گل یا چند پاره آهن صرف شود؟ فرض کنید کسانى که جوانى شان را صرف درس خواندن ، مدرک گرفتن و یافتن شغلى پردرآمد مى کنند، اگر بتوانند سالى یک میلیون ذخیره کنند و پس از بیست سال یک خانه بیست میلیون تومانى بخرند، حاصل عمرشان پس از چهل یا پنجاه سال تلاش و دوندگى ، یک خانه بیست میلیونى خواهد بود؛ یعنى حاصل تمام درس خواندن ها، زحمت ها، تبلیغ ‌ها و… با چند خروار خاک و گچ و سیمان و آهن مساوى شده است .قرآن کریم مى فرماید:قل هل ننبئکم بالاءخسرین اءعمالا. الذین ضل سعیهم فى الحیاه الدنیا و هم یحسبون اءنهم یحسنون صنعا.(۳۱)بگو: آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها چه کسانى هستند؟ آنها که تلاشهایشان در زندگى دنیا گم و نابود شده است و با این حال مى پندارند که کار نیک انجام مى دهند.کسانى که عمرشان صرف شد تا خوشى ها و زینت هاى دنیا را به دست آورند، ضرر کرده اند؛ چرا که هرگز به آن همه زحمت ها، بى خوابى ها، غربت ها و مشکلات زندگى نمى ارزید که در مقابلش یک مشت سنگ و آهن و سیمان و گچ به دست آید.آرى ، چنین افرادى زیانکارند؛ اما چرا زیانکارترین افرادند؟!براى این که و هم یحسبون اءنهم یحسنون صنعا. کسانى که از اول مى دانند، کار نادرستى را مرتکب مى شوند و سرمایه و پولشان را آگاهانه به دست خودشان آتش مى زنند، زیان کرده اند؛ اما زیانکارترین افراد کسانى اند که نه تنها این آتش زدن سرمایه را خسارت نمى دانند، بلکه آن را هنر و ترقى و افتخار مى پندارند. اینان خیال مى کنند با این درس خواندن ها و کارهایى که براى غیر خدا انجام مى دهند، خیلى اوج گرفته اند؛ اما ناگهان متوجه مى شوند که همه اش هباء منثورا؛ گرد و غبارى پراکنده در هوا شده است .اینان خسارتى دو چندان دارند؛ هم سرمایه را از دست داده اند و هم آرزوها و آرمانهایى که داشتند، بر باد رفته است . با این اعمالشان نزد خدا عزیز، و بر اثر این کارها، نور چشم امام زمان (علیه السلام) مى شوند؛ اما بعد آشکار شد که نه تنها هیچ کدام از این اعمال پذیرفته نشده ، بلکه سقوطشان را نیز در پى داشته است . این ، زیان دوچندان است ؛ چرا که مى انگارند کارهاى خوبى انجام داده اند؛ اما در خواهند یافت که همه اش ضرر بوده است .
 
 

نوشته قبلی

اسرار عبادات

نوشته‌ی بعدی

اعتقاد ما

مرتبط نوشته ها

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا
امام مهدی (ع)

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر
امام مهدی (ع)

مهدی (عج) در آیینه خطبه غدیر

نگاهی به علل غیبت امام زمان (عج)
امام مهدی (ع)

نگاهی به علل غیبت امام زمان (عج)

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
امام مهدی (ع)

آثار و برکات امام غایب علیه السلام

تجلّی مهدی باوری در مهدی یاوری
امام مهدی (ع)

تجلّی مهدی باوری در مهدی یاوری

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
امام مهدی (ع)

مفهوم شناسی غیبت امام مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

اعتقاد ما

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا