در این مقاله ـ به یاری پروردگار ـ به آمار روایات فضائل اهل بیت(علیهم السلام) در سنن نسائی و ذکر متن آنها میپردازیم.
پیش از ورود، باید گفت که ذکر این روایات در کتابهای ششگانه صحاح از نظر مکانی به دو گونه است؛ گاهی این روایات در جای ویژهی روایات فضائل آمده و گاه در جاهای دیگر و به مناسبتهای گوناگون، که به هر دوی آنها پرداخته خواهد شد؛ هرچند که آمار این احادیث در کتابهای فضائل پراهمیتتر است؛ چرا که خوانندهی این کتابها بیشتر برای پیبردن به روایات فضائل، به این بخشها روی میآورد؛ و شایسته است که نویسندهی کتاب هر آنچه از روایات را که در فضائل است در اینگونه بخشها یادآور شود.
دیگر اینکه در آوردن متن روایات فضائل، از ذکر بعضی از اسناد خودداری میکنیم؛ چرا که در این بخش آوردن آن سودی ندار
6ـ سنن نسائی (م 303 ه.ق)
در «مجتبی» با 5761([1]) یا 5758([2]) روایت، کتاب یا بخش ویژهی فضائل یا مناقب دیده نمیشود، ولی در لابهلای کتابهای دیگر و به مناسبتهای گوناگون فضائل اهل بیت(علیهم السلام) ذکر شده است.([3])
ولی در «کبری» این چنین نیست. این کتاب برای نخستین بار در سال 1411 هجری قمری (1991 م)، به وسیلهی «دار الکتب العلمیّهًْ» در بیروت چاپ شده است و بار دیگر «مؤسسهًْ الرسالهًْ» نیز آن را به چاپ رسانده است. پس از چاپ «کبری» همین کتاب را نیز از صحاح میدانند؛ هرچند که مشهور همان «مجتبی» یا «صغری» است.
«عبدالغفار سلیمان البنداری»، محقق نخستین چاپ «کبری» میگوید:
«… أما بعد … فالیوم أشرقت الدنیا بمولد هذا المصنّف الکبیر … بعد أن کان حبیسا مفقودا حینا من الزمان غائبا عن عیون أهله وذویه … والیوم … أهنیء المسلمین قاطبة فی شتی بقاع الأرض أزفُّ إلیهم هذا السّفر القیم خارجا فی أحسن ثوب وأجمل حلة.
والیوم یحق لی أن أقلّب بأناملی فی الترتیب الثابت دهرا لمصنفات السنّة الستّة، کی أضع هذا المرجع القیم فی مکانه وموضعه لیکون مکانة فی مدرج الأهمیّة بین کتب السنّة الخامس، ولیصبر بکل فخر وجدارة ترتیب کتب السنّة الجدید فی صحیفة تاریخیة یشهد الزمان مولدها الآن هو:
1ـ صحیح البخاری …؛
2ـ صحیح مسلم …؛
3ـ سنن أبی داود …؛
4ـ سنن الترمذی …؛
5ـ السنن الکبری …؛
6ـ المجتبی …؛
7ـ سنن ابن ماجة»([4]).
باید گفت به سختی بتوان این دیدگاه را مورد پذیرش بیشتر دانشمندان دانست. در جای دیگر میخوانیم:
«… فإن کتاب «السنن الکبری» للامام النسائی أحد الکتب الستّة الأصول…»([5]).
در بخش نخست، درباره اینکه آیا «مجتبی» از مصنفات خود نسائی است یا اینکه از شاگردش «ابن السُّنّی» است، سخن به میان آمد؛ برای بیشتر دانستن درباره این چالش میتوان به پیشگفتار «حسن عبد المنعم شَلبی»، پژوهشگر «کبری» روی آورد. او پژوهشگرانه میگوید «مجتبی» نیز کار نسائی است و ابن السنی تنها راوی «مجتبی» است.([6])
باید گفت: آنچه از کتابها ستّه است «مجتبی» است و نه «کبری». از سدههای گذشته مجتبی را پنجمین کتاب از صحاح میدانستهاند به ویژه اینکه «کبری» نیز در دسترس نبوده و آنچه را دانشمندان دانش حدیث داشتهاند همان «صغری» بوده است.([7]) از اینرو در اینجا به «مجتبی» پرداخته میشود.
الف ـ فضائل حضرت علی بن ابی طالب(علیه السلام):
در «کتاب الایمان وشرایعه؛ علامهًْ الایمان»، آمده است:
«… قال علی: إنّه لعهد النّبی الأمّیّ(صل الله علیه و آله) إلیّ أنّه لایُحبّک إلا مؤمنٌ ولا یُبغِضُکَ إلاّ منافق»([8])
این حدیث صحیح است. در همان کتاب «علامه المنافق»، همین روایت با اندک تفاوتی آمده.([9]) این حدیث نیز صحیح است.
در روایت «کتاب النکاح؛ تزوج المرأهًْ مثلها فی السن»، آمده است:
«… خطب أبوبکر وعمرُ رضیاللهعنه فاطمة فقال رسول الله(صل الله علیه و آله): «إنها صغیرة». فخطبها علیُّ فزوّجها منه»([10]). این حدیث صحیح است.
در «کتاب السهو؛ التنحنح فی الصلاهًْ» سه روایت دیده میشود که همه را میتوان یک فضیلت دانست:
«… قال لی علی(علیه السلام) کانت لی منزلة من رسول الله(صل الله علیه و آله) لم تکن لأحد من الخلائق، فکنت آتیه کلّ سحر فأقول: السلام علیک یا نبیّ الله! فإن تنحنح انصرفت إلی أهلی وإلاّ دخلت علیه»([11]).
یک روایت را در «کتاب التطبیق، باب التکبیر للسجود» میتوان از فضائل آن حضرت برشمرد.([12])
نیز روایت دیگری از «کتاب الطهارهًْ؛ التوقیت فی المسح علی الخفین للمقیم»، در فضیلت آن حضرت به شمار میآید.([13])
در روایت شماره 835 از «کتاب الصلاهًْ؛ الائتمام بالإمام یصلی قاعدا»، آمده است:
«… فدخلت علی ابن عباس فقلت: ألا أعرض علیک ما حدّثتنی عائشة عن مرض رسول الله(صل الله علیه و آله)؟ قال: نعم، فحدّثته فما أنکر منه شیئا غیر أنّه قال: أ سمّت لک الرّجل الذی کان مع العبّاس؟ قلت: لا، قال: هو علیّ کرم اللهُ وجهَهُ»([14])
روایت صحیح است و مسلم و بخاری نیز آن را آوردهاند. نیشابوری به شمارههای 936، 937 و 938 و محمد بن اسماعیل به شمارههای بسیاری مانند 19، 665، 687، 258، 4442 و 5714 آن رانقل کردهاند.([15])
ب ـ فضائل حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دختر پیامبراعظم (صل الله علیه و آله):
روایت «کتاب الزینهًْ؛ الکراهیهًْ للنساء فی إظهار الحلی والذهب» را میتوان از فضائل دانست:
«… الحمدلله الذی أنجی فاطمة من النار»([16])
این روایت صحیح است، هرچند که درباره متن آن سخن است.
ج ـ فضائل امام حسن و امام حسین‘:
روایتی در «کتاب التطبق، باب هل یجوز أن تکون سجدهًْ أطول من سجدهًْ»، نقل شده است که بیانگر فضیلت امام حسن یا امام حسین‘ است.([17])
یک روایت در فضیلت هر دو امام است که در «کتاب العقیقهًْ؛ کم یعق عن الجاریهًْ» نقل شده است.([18])
در «کتاب الجمعهًْ؛ مخاطبهًْ الامام رعیته وهو علی المنبر» آمده است:
«… لقد رأیت رسول الله(صل الله علیه و آله) علی المنبر والحسن وهو یقبل علی الناس مرة وعلیه مرة ویقول: إنّ ابنی هذا سیّد ولعلّ الله أن یُصلح به بین فئتین من المسلمین عظیمتین»([19])
روایت شماره 1414 از «کتاب الجمعهًْ؛ باب نزول الامام عن المنبر قبل فراغه من الخطبهًْ…» نیز در فضیلت هر دو امام است.([20])
روایت شماره 1586، «کتاب صلاهًْ العیدین؛ نزول الامام عن المنبر قبل فراغه من الخطبهًْ»، در فضیلت هر دو امام است که مضمون همان روایت قبل را دارد.
د ـ فضائل اهل بیت(علیهم السلام):
در «کتاب السهو؛ باب کیف الصلاهًْ علی النبی(صل الله علیه و آله)»، نُه روایت آمده است که همه آنها درباره یک موضوع است.([21])
روایت 1286 نیز مانند همین روایات نهگانه است.([22])
روایت شماره 4138، «کتاب قسم الفی»، را میتوان یک روایت در فضائل اهلبیت(علیهم السلام) دانست.([23])
روایت 4142 را نیز میتوان از فضائل اهل بیت(علیهم السلام) دانست:([24])
جدول آماری روایات در سنن نسائی
اکنون با ارائهی جدول، از آمارهایی که گذشت، بهتر میتوان بهره برد. یادآوری میشود که منظور از روایات اهل بیت(علیهم السلام)، یا روایاتی است که در آنها لفظ، اهل، عترت، آل، قربی و اهلبیت آمده یا اینکه روایت در بیان فضیلت آلعبا(علیهم السلام) است.
در پایان جدول، شمارهی روایات نیز برای آسان شدن رجوع به صحاح آورده شده است.
6ـ سنن نسائی:
نام
آمار روایات بخش مناقب
آمار روایات بخشهای دیگر
جمع
روایات
باتکرار
بیتکرار
باتکرار
بیتکرار
حضرت علی(علیه السلام)
ـ
ـ
9
7
9
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
ـ
ـ
ـ
1
1
امام حسن و امام حسین‘
ـ
ـ
3
2
3
امام حسن(علیه السلام)
ـ
ـ
ـ
2
2
امام حسین(علیه السلام)
ـ
ـ
ـ
1
1
اهل بیت(علیهم السلام)
ـ
ـ
12
3
12
جمع کل:
28
1ـ شمارهی روایات فضائل حضرت علیبن ابیطالب(علیه السلام):
129 / 835 / 1083 / 1212 / 1213 / 1214 / 3223 / 5021 / 5025 .
2ـ شمارهی روایات فضائل حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دختر پیامبر(صل الله علیه و آله):
5143.
3ـ شمارهی روایات فضائل امام حسن و امام حسین‘ یا یکی از ایشان:
1142 / 1411 / 1414 / 1586 / 4224.
4ـ شمارهی روایات فضائل اهل بیت(علیهم السلام):
1286 / 1287 / 1288 / 1289 / 1290 / 1291 / 1292 / 1293 / 1294 / 1295 / 4138 / 4142.
خوانندهی گرامی بداند که این آمارها، آمار کلی و با شمارش روایات تکراری در فضیلت هر یک از اهلبیت(علیهم السلام) یا اهل بیت به طور کلی است؛ از اینرو نباید تنها به ارائه آمار بسنده کرد بلکه در بخش آینده که به بررسی این آمار پرداخته خواهد شد آمار حقیقی و واقعی به دست خواهد آمد که برپایهی آن میتوان قضاوت کرد.
در اینجا به این بخش پایان میدهیم.
[1]) الكتب الستّهًْ؛ سنن النسائي الصغرى دارالسلام.
[2]) المجتبى من السنن المشهور بِـ«سنن النسائي» (بيت الأفكار الدّوليّهًْ).
[3]) مانند پنج كتاب ديگر.
[4]) كتاب السنن الكبرى؛ ج1، ص3 دارالكتب العلميّهًْ.
[5]) كتاب السنن الكبرى؛ ج1، ص5 مؤسسهًْ الرسالهًْ.
[6]) همان؛ صص 21ـ 32.
[7]) نك: بخش نخست سنن نسائى.
[8]) الكتب الستّهًْ؛ سنن النسائى؛ ص2411، ح 5021.
[9]) همان، 5025.
[10]) همان؛ ص2296، ح 3223.
[11]) همان؛ ص2166، ح 1214.
[12]) همان، ص2157، ح 1083؛
«أخبرنا يحيى بن حبيب بن عربي قال حدثنا حماد عن غيلان بن جرير عن مطرف قال صليت أنا وعمران بن حصين خلف علي بن أبي طالب فكان إذا سجد كبر وإذا رفع رأسه من السجود كبر وإذا نهض من الركعتين كبر فلما قضى صلاته أخذ عمران بيدي فقال لقد ذكرني هذا قال كلمة يعنى صلاة محمد|». نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1348هـ.ق، ج 2، صص 205ـ 204.(محقق)
[13]) همان، ح 129؛
«أخبرنا هناد بن السرى عن أبي معاوية عن الأعمش عن الحكم عن القاسم بن مخيمرة عن شريح بن هانئ قال سألت عائشة رضي الله عنها عن المسح على الخفين فقالت أئت عليا فإنه أعلم بذلك منّى…» نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1348 هـ.ق، ج1، ص84. (محقق)
[14]) همان؛ ص2140.
[15]) شمارهها از: «موسوعة الحديث الشريف؛ الكتب الستّهًْ».
[16]) همان؛ ص2418، ح 5143.
[17]) همان، ص2161، ح 1142؛
ـ «أخبرنا عبد الرحمان بن محمد بن سلام قال حدثنا يزيد بن هارون قال أنبأنا جرير ابن حازم قال حدثنا محمد بن أبي يعقوب البصري عن عبد الله بن شداد عن أبيه قال: خرج علينا رسول| في إحدى صلاتي العشاء وهو حامل حسنا أو حسين افتقدم رسول| فوضعه ثم كبر للصلاة فصلى فسجد بين ظهراني صلاته سجدة أطالها قال أبى فرفعت رأسي وإذا الصبي على ظهر رسول الله| وهو ساجد فرجعت إلى سجودي فلما قضى رسول الله| الصلاة قال الناس يا رسول الله إنك سجدت بين ظهراني صلاتك سجدة أطلتها حتى ظننا أنه قد حدث أمر أو أنه يوحى إليك قال كل ذلك لم يكن ولكن ابني ارتحلني فكرهت ان أعجله حتى يقضى حاجته». نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1348 هـ.ق، ج2، صص 230ـ 229. (محقق)
[18]) همان، ص2364 ـ ح 1142؛
ـ «أخبرنا أحمد بن حفص بن عبد الله قال حدثني أبي قال حدثني إبراهيم هو ابن طهمان عن الحجاج بن الحجاج عن قتادة عن عكرمة عن ابن عباس قال: عقّ رسول الله| عن الحسن والحسين رضي الله عنهما بكبشين كبشين» نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1348 هـ.ق، ج7، صص 166ـ 165.(محقق)
[19]) همان؛ ص2180، ح 1411ـ ج3، ص107، دارالفكر، بيروت، 1348 هـ.ق.
[20]) همان.
ـ «أخبرنا محمد بن عبد العزيز قال حدثنا الفضل بن موسى عن حسين بن واقد عن عبد الله بن بريدة عن أبيه قال كان النبي| يخطب فجاء الحسن والحسين رضي الله عنهما وعليهما قميصان أحمران يعثران فيهما فنزل النبي| فقطع كلامه فحملهما ثم عاد إلى المنبر ثم قال صدق الله إنما أموالكم وأولادكم فتنة رأيت هذين يعثران في قميصيهما فلم أصبر حتى قطعت كلامي فحملتهما» نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1348 هـ.ق، ج3، ص108. (محقق)
[21]) «أخبرنا القاسم بن زكريا بن دينار من كتابه قال حدثنا حسين بن علي عن زائدة عن سليمان عن عمرو بن مرة عن عبد الرحمن بن أبي ليلى عن كعب بن عجرة قال: قلنا يا رسول الله السلام عليك قد عرفناه فكيف الصلاة قال: قولوا اللهم صلى على محمد وعلى آل محمد كما صليت على آل إبراهيم إنك حميد مجيد اللهم بارك على محمد وعلى آل محمد كما باركت على آل إبراهيم إنك حميد مجيد قال ابن أبي ليلى ونحن نقول وعلينا معهم».
ـ «أخبرنا القاسم بن زكريا قال حدثنا حسين عن زائدة عن سليمان عن الحكم عن عبد الرحمن بن أبي ليلى عن كعب ابن عجرة قال قلنا يا رسول الله السلام عليك قد عرفناه فكيف الصلاة عليك قال: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد كما صليت على إبراهيم وآل إبراهيم إنك حميد مجيد وبارك على محمد وعلى آل محمد كما باركت على إبراهيم وآل إبراهيم إنك حميد مجيد قال عبد الرحمن ونحن نقول وعلينا معهم».
ـ «أخبرنا سويد ابن نصر قال حدثنا عبد الله عن شعبة عن الحكم عن ابن أبي ليلى قال قال لي كعب ابن عجرة ألا أهدى لك هدية قلنا يا رسول الله قد عرفنا كيف السلام عليك فكيف نصلى عليك قال: قولوا اللهم صلى على محمد وآل محمد كما صليت على آل إبراهيم إنك حميد مجيد اللهم بارك على محمد وآل محمد كما باركت على آل إبراهيم إنك حميد مجيد».
ـ «أخبرنا إسحق بن إبراهيم قال أنبأنا محمد بن بشر قال حدثنا مجمع بن يحيى عن عثمان ابن موهب عن موسى بن طلحة عن أبيه قال قلنا يا رسول الله كيف الصلاة عليك قال قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد كما صليت على إبراهيم وآل إبراهيم إنك حميد مجيد وبارك على محمد وعلى آل محمد كما باركت على إبراهيم وآل إبراهيم إنك حميد مجيد».
ـ «أخبرنا عبيد الله بن سعد بن إبراهيم بن سعد قال حدثنا عمى قال حدثنا شريك عن عثمان بن موهب عن موسى بن طلحة عن أبيه أن رجلا أتى نبي الله| فقال كيف نصلى عليك يا نبي الله قال: قولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد كما صليت على إبراهيم إنك حميد مجيد وبارك على محمد وعلى آل محمد كما باركت على إبراهيم إنك حميد مجيد».
ـ «أخبرنا سعيد بن يحيى بن سعيد الأموي في حديثه عن أبيه عن عثمان بن حكيم عن خالد بن سلمة عن موسى بن طلحة قال سألت زيد بن خارجة قال أنا سألت رسول الله| فقال: صلوا على واجتهدوا في الدعاء وقولوا اللهم صل على محمد وعلى آل محمد».
ـ «أخبرنا قتيبة قال حدثنا بكر وهو ابن مضر عن ابن الهاد عن عبد الله بن خباب عن أبي سعيد الخدري قال قلنا يا رسول الله السلام عليك قد عرفناه فكيف الصلاة عليك قال: قولوا اللهم صل على محمد عبدك ورسولك كما صليت على إبراهيم وبارك على محمد وآل محمد كما باركت على إبراهيم». نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1348 هـ.ق، ج3 ـ صص 49ـ 47. (محقق)
[22]) همان؛ ص2171؛ اما متأسفانه با وجود اين روايات، پيروان مكتب خلفا به دستور پيامبراكرم| عمل نكردند و بعد از نام رسول خدا|، آل آن حضرت را در صلواتهاى خود ذكر نمىكنند.
[23]) همان، ص2358؛
«… عن عبادة بن الصامت قال اخذ رسول الله صلى الله عليه و سلم يوم حنين وبرة من جنب بعيرٍ فقال يا ايها الناس انه لا يحل لى مما آفاء الله عليكم قدر هذه الاّ الخمس و الخمس مردودٌ عليكم».
«… عن عمرو بن شعيب عن ابيه عن جده أن الرسول الله صلى عليه و سلم أتى بعيرا فأخذ من سنامه وبرة بين اصبعيه ثم قال انه ليس لى من الفىء شىء و لا هذه الاّ الخمس و الخمس مردودٌ فيكم». نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1348 هـ.ق، ج7، ص131.(محقق)
[24]) همان؛
«أخبرنا محمد بن المثنى قال حدثنا يزيد بن هارون قال أنبأنا محمد بن إسحاق عن الزهري عن سعيد بن المسيب عن جبير بن مطعم قال لما قسم رسول الله| سهم ذي القربى بين بني هاشم وبني المطلب أتيته أنا وعثمان بن عفان فقلنا يا رسول الله هؤلاء بنو هاشم لا ننكر فضلهم لمكانك الذي جعلك الله به منهم أرأيت بني المطلب أعطيتهم ومنعتنا فإنما نحن وهم منك بمنزلة فقال رسول الله| إنهم لم يفارقوني في جاهلية ولا اسلام إنما بنو هاشم وبنو المطلب شئ واحد وشبك بين أصابعه». نسخه چاپ بيروت، دارالفكر، 1348 هـ.ق، ج7ـ ص131ـ 130. (محقق)
منبع: اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی















هیچ نظری وجود ندارد