مقدمه
واقعة حماسي عاشورا براي همه بشريت، پيامها و آموزههاي سازنده و زندگيسازدارد. مبارزان، جوانمردان، دانشوران، سياست مداران، همه و همه از گفتار و رفتار امامحسين(ع) الگو گرفتهاند. اما در اين ميان تعاليم اخلاقيِ آن امام شهيد و يژگيهايبرجستهاي دارد كه براي هر انساني سازنده و درسآموز است.
ريشههاي اين رفتارها و منشهاي اخلاقي، عقايد ژرف و عميقي بود كه به خدا وقيامت داشت. او با شناختي عميق از خويش و هستي و پي بردن به نقشِ انسان درهستي به تربيتي شگرف آراسته شد. محيط تربيتي آن امام بزرگ نيز به گونهاي بود كهخمير ماية ذاتي او را، كه آميخته با نور و پاكي بود، به سوي بي نهايت پرواز ميداد.
در اين مقالة مختصر، به اجمال پيامهاي اخلاقيِ عاشورا را مرور ميكنيم.
در ابتدا اشارهاي كوتاه به انگيزه و قيام امام حسين(ع) داريم.
انگيزه قيام امام حسين(ع)
به طور مسلم، در حركتها و نهضتها، انگيزه و هدف لازم و ضروري است، چونهر عاقلي در افعال ارادي خود، ابتدا غرض و هدف را در نظر ميگيرد، و گرنه عبث و لغوخواهد بود. اما هدف و انگيزة مردم در مبارزات مختلف است؛
گاهي مبارزه براي رسيدن به مقام است و گاهي، براي زياد كردن آب، خاك، مال وثروت است.
ولي در مبارزههاي اولياي خدا، جز خدا و رضايت و نصرت الهي چيز ديگري تصورنخواهد شد. بنابراين، تنها هدف و انگيزهاي كه ميتوان در مبارزات ائمه هدي :بالاخص ابا عبدالله الحسين (ع) تصور كرد، همانا ترويج دين و نصرت خدا و گسترشعدالت و بر چيدن ظلم و فساد است.
همين تقدس هدف، يكي از عوامل بقا و تداوم عظمت آن نهضت و مبارزه است،لكن حفظ آن، به مقتضاي عصر و زمان مختلف ميباشد. امام خميني؛ ميگويد: «چونما به تاريخ نگاه ميكنيم، تحولاتي كه پيدا شده است در اسلام و مسلمين، هر جا كه قوتايمان در كار بود و مردم و مسلمين به قوت ايمان حركت ميكردند نصر با آنها همراه بودهاست، و هر وقتي براي رسيدن به مال و آمال دنيايي بوده، نصر و پيروزي به طور كلي يا بهصورت مدوام از آنها فرار ميكرده است».
امام حسين (ع) فلسفة قيام و نهضت خود را چنين بيان ميفرمايد: «قيام من بهخواهش هواي نفس و دنياطلبي نيست، بلكه براي احياي سيرة رسول الله (ص) و عليّمرتضي (ع) است و ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر را زنده كنم.
در كتاب حضور، آمده است: «از زمان پيغمبر (ص) و بعد از رحلت آن حضرتدستهاي مرموزي بر اساس انگيزههاي و اهداف شيطاني به كار افتاد و عمال مزدوري بهكار گماشته شدند، تا نگذارند سيرة رسول خدا (ص) بدون پيرايه و فارغ از حبّ و بغضهايشخصي و گروهي به رشته تحرير در آيد. آنان هر نكتهاي را كه به ضرر خود ميديدند،حذف كرده و يا واژگون جلوه ميدادند و از طرفي نيز، داستانهاي بي پايه و اساس را بهنفع خود ساخته و منتشر ميكردند. اينها بود كه باعث انحراف در سيرة رسول خدا (ص) وعلت به وجود آمدن كينه و عداوت نسبت به خاندان پيغمبر ميگرديد و هيچ راه حلّ واصلاح به نظر نميآمد، مگر همان تشخيص امام حسين(ع) كه راه حليّ جز شهادت وقيام نميديد. عاشورا در حقيقت الگو و سرمشق زندگي براي دست يابي به حيات طيّبهالهي است.
پيروزي در نهضت عاشورا
پيروزي به معناي حقيقي، آن گاه صادق است كه انسان به هدف دست يابد، ولو درظاهر قضيه به صورت شكست جلوه كند. نهضت عاشورا، در دست يابي به هدف چنانسرعت عمل نشان داد كه پس از اندك زماني گروه توابين شكل گرفت و شعار ضدحكومتي، از گوشه و كنار جامعه اسلامي آن روز به گوش رسيد.
امام حسين(ع) با شهادت خود و ياران باوفايش كفر يزيد و ظلم و ستم حكومتاموي را بر ملا ساخت. خطبههاي آتشين، امام سجاد(ع) و بانوي عظمت و شهامتحضرت زينب در مسجد اموي و بازار كوفه به خوبي ثابت كرد كه آن چه كه دستگاه تبليغيحاكم بر آنان جلوه ميداد، همه دروغ بود و مردم از جنايتهاي يزيد آگاهي تام پيدا كردندو اين مشكل ريشه دار جز در نهضت عاشوراي حسيني حلّ نشد.
آموزههاي نهضت عاشورا
1- وفا
در ارشاد مفيد آمده است: «قال الحسين(ع) اني لا اعلم اصحابا اوفي و لا خيراً مناصحابي».
من ياراني باوفاتر از ياران خود سراغ ندارم و بهتر از ايشان نميدانم.
امام حسين(ع) در مقام مدح اصحاب خود، صفت وفا را بيان ميكند كه خود درسبزرگي براي همة انسانهااست. پيمان شكني يك نوع بي بندوباري است كه آدمي رابياعتبار و بي ارزش جلوه ميدهد. جامعه به پيمان شكنان اعتماد ندارد. امام حسين(ع)در يكي از مواقف عاشورا سخت در بي وفايي مردم كوفه اظهار ناراحتي ميكند و آنها رانكوهش كرده و ميفرمايد:
«فتبالكم ايتها الجماعة و ترحاً حين استصرختموني وَلهِين فأصرخناكمموجفين… ألا فلعنة الله علي الناكثين الذين ينقضون الايمان بعد توكيدها»
«تبّاله»! اي الزمه خسرانا و هلاكا.
«ترحا»: الترح النعم.
جامعه بداند كه عهد شكني چه سرنوشت سياهي را در پي دارد، در حقيقت لعن ونفرين امام حسين(ع) اختصاص به دستة خاصي ندارد، بلكه نفرتي است از هر انسان بيوفا و كارشكن.
شيخ مفيد؛ مينويسد: امام حسين(ع) با دلي سوزان مقابل سپاه كوفه ايستاد وفرمود:
«اني لم اتتكم حتي اتتني كتبكم و قدمت عليّ رسلكم»
من از پيش خود به اين جا نيامدم، اين شما بوديد كه مرا دعوت كرديد و به سويمن اشخاصي را فرستاديد.
در اين بيان، حضرت اشاره دارد كه شما به طور كتبي و شفاهي با من عهد و پيمانبستيد. و بر اساس اصل انسانيت، نبايد عهد و پيمان خود را ناديده بگيريد در مكتبعاشورايي امام(ع) عهدشكني بزرگترين گناه است.
پيغمبر اكرم(ص) ميفرمايد:
«من كان يؤمن بالله و اليوم الاخر فليف اذا وعد؛
هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، به وعدة خود وفا كند». اين روش پيغمبربود در دوران جواني و قبل از بعثت.
مجلسي؛ در بحار الانوار مينويسد:
جواني به نام عمار با پيغمبر (ص) قرار گذاشتند كه با هم گوسفندان خود را در واديسبز و خرمي براي چرا ببرند. پيغمبر(ص) قبل از عمار به آن نقطه رسيد، ولي گوسفندانخود را نگه داشته و اجازه چريدن به آنها نداد. عمار ميگويد: علتش را پرسيدم. فرمود: منبا تو قرار گذاشته بودم كه گوسفندان خودمان را با هم در اين محل بچرانيم، بدين جهتميل نداشتم قبل از آمدن تو گوسفندانم را بچرانم.
پيغمبر(ص) درس وفاي به عهد را در عمل به مسلمانان آموخت، حتي درقراردادهاي با كفّار نيز پايبند به عهد بوده است.
حذيفه گويد: با رفيقم ابوطيل از مدينه بيرون آمديم تا به پيغمبر اسلام و سپاهمسلمين در جبهة جنگ بپيونديم. اتفاقاً به جمعي از كافران قريش برخورديم، آنان ما رااسير گرفته و از ما قول گرفتند كه در صورت آزادي به ياري محمد(ص) نرويم و بر عليه آنهانجنگيم. ما هم اين قول را داديم و آزاد شديم از آن جا به حضور پيغمبر(ص) رسيديم وماجرا را نقل كرديم و اجازه خواستيم كه در جنگ شركت كنيم، فرمود: نه شما با آنها عهد وپيمان داريد و نبايد آن را ناديده بگيريد. شما برويد و به عهد خود وفا كنيد. ما هم از خداياري ميخواهيم.
مكتب عاشوراي حسين(ع) همان مكتب خاتم الانبيا را دنبال ميكند و هماندرس را ميآموزد.
آيات راجع به وفاي عهد
قرآن كريم موضوع وفاي به عهد را از علايم و صفات مردم با ايمان قرار داده استو ميفرمايد:
(قد افلح المومنون * الذينهم في صلوتهم خاشعون * والذينهم لا ماناتهم وعهدهم راعون)؛
همانا مردم با ايمان رستگار شدند، آنان كه در نماز خود خاضع و خاشعاند و نسبتبه امانتها و عهد و پيمان خود وفا دارند.
و در آيه ديگر ميفرمايد:
(و اوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا)؛ به عهد و پيمان وفادار باشيد و بدانيد كهاين امر در نزد خداوند بازخواست ميشود.
امام هفتم حضرت موسي بن جعفر(ع) ميفرمايد:
«لادين لمن لاعهد له»
از اين آيات و روايات استفاده ميشود كه در اسلام وفاي به عهد از وظايف حتميهر فرد مسلمان است.
2 ـ سخاوت
دومين درسي كه از نهضت عاشورا ميتوان گرفت درس جود و سخاوت است.امامحسين(ع) مرد با جود و كرم بود. آن حضرت در برخورد اول، آقايي و كرمش را نشان داد.
شيخ مفيد ميگويد:
«جاء القوم ذهاء الف فارس مع الحر حتي وقف هو و خيله مقابل الحسين(ع) فيحرّ الظهيرة و الحسين و اصحابه معتموّن متقلدون اسيافهم فقال الحسين(ع) (و هو منبعالجود الكرم) لفتيانه اسقوا القوم و ارووهم من الماء و رشفوا الخيول ترشيفاً ففعلوا وملئوا القصاع من الماء ثم يدنونها من الفرس الي ان قال و سقوا كلهم مع افراسهم قالعلي بن الطعان المحاربي كنت مع الحرّ فجئت في اخر من جاء من اصحابه فلّما رأيالحسين(ع) مابي و فرسي من العطش قال انخ الراويه عند السقاء ثم قال يابن الاخ انخالجمل فانخته فقال اشرب فجعلت كلما شربت سال الماء من السقاء فقال الحسين(ع)اخنث السقاء فلم ادركيف افعل فقام(ع) فخنثّه فشربت و سقيت فرسي»؛
در نزديكي كربلا حرّ با هزار سوار در گرماي طاقت فرساي نيمه روز در برابرحسين(ع) ايستاد. امام حسين با يارانش عمامهها بر سر بسته شمشيرها را به گردنآويزان نموده بودند. آن حضرت كه (منبع جود كرم بود) آثار تشنگي در لشكر حرّ ديد و بهجوانان خود فرمود: اين مردم را آب دهيد و سيرابشان كنيد و دهان اسبانشان را نيزتركنيد، پس چنان كردند و به ترتيب با كيفيت خاصّي همه را آب دادند.
علي بن طعان محاربي گويد: من آخرين فرد لشكر بودم كه رسيدم.امامحسين(ع) چون تشنگي من و اسب مرا ديد، فرمود: آب بياشام. من هر چهميخواستم بياشامم، آب از دهانة مشك ميريخت. خود آن حضرت برخاست سر مشكرا پيچاند. پس آشاميدم و اسبم را سيراب كردم.
امام(ع) با اين كار به جامعه بشريت درس جود و سخاوت را داد. چشم روزگار چونحسين را نديد. مادر دهر عقيم است از مثل چنين بزرگواري كه در عين گرفتاري بادشمنش اينگونه رفتاري نمايد. او فرزند همان آقايي است كه غذاي مخصوص به خود رابه قاتلش ميدهد.
امام حسين در مكتب علي(ع) كلاس ديده، چقدر اين عمل حسين(ع) به روشاميرالمومنين(ع) در جنگ صفين نزديك است.
مورخان مينويسند:
چون علي(ع) در جنگ با معاويه شريعة آب را متصرف شد، بر دشمن ستيزه نكردو حسّ انتقام جويي به خود نگرفت و با آنان مقابله به مثل نكرد، بلكه به مضمون«وسجّيتكم الكرم» دستور داد آب را به روي دشمن باز بگذارند. آفرين بر اين گونهرهبران الهي، امام حسين(ع) در نهضت عاشورا روش پدر بزرگوارش را پيش ميگيرد بااين كه سخت در محاصره دشمن است و ميتواند بدين وسيله دشمن را آزار دهد، وليعلي گونه رفتار ميكند، حتي دشمن تشنه را با دست مباركش آب ميدهد.
آري خود فرموده است: من ميخواهم به سيرة جدم و پدرم رفتار كنم، چه درسيبالاتر از درس عملي. اين جزئي از سخاوتهاي آن حضرت بود كه ذكر شد. آن شاعرعرب چه زيبا سروده است:
لن يخب الان من رجاك و من حرّ من دون با يك الخلقه
انت جواد و انت معتمدابوك قد كان قاتل الكفره
3- استقامت و صبر
در لهوف آمده است: امام حسين(ع) هنگام حركت از مكه معظمه، در بين جمعيتايستاد و فرمود:
«الحمد لله و ماشاء الله و لا قوة الاّ بالله، و صلي الله علي رسوله خط الموت عليولد آدم مخط القلادة علي جيد الفتاة و ما اولهني الي اسلافي اشتياق يعقوب الييوسف وخيّر لي مصرع انا لا قيه كانّي باوصالي تقطعها عسلان الفلاة بين النواويس وكربلا، فيملأن مني اكراشا جوفا و اجربة سغبا لا محيص عن يوم خطّ بالقلم رضي اللهرضانا اهل البيت نصبر علي بلائه ويوّفينا اجور الصابرين لن تشذّ عن رسول الله لحمتهبل هي مجموعة له في حضيرة القدس تقربهم عينه و ينجزبهم وعده الا و من كان فيناباذلا مهجته موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا فاني راحل مصبحاً ان شاء الله تعالي؛
سپاس از آن خداوند است آنچه را كه بخواهد انجام خواهد شد و هيچ قوه و نيروييجز به وسيلة خدا نيست، و درود خدا بر رسول او. مرگ بر همة انسانها لازم شده، همچونگردن بند بر گردن دختر جوان و چه بسيار مرا به ديدن گذشتگان خود مشتاق نموده، ماننداشتياق يعقوب به ديدار يوسف و براي من برگزيده شده زميني كه در آن كشته خواهم شدكه به آن خواهم رسيد؛ گويا ميبينم كه گرگهاي بيابان ميان نواويس و كربلا، اعضايبدنم را پاره پاره كرده تا كه شكمهاي گرسنة خود را سير نموده و انبانهاي خالي خود را پرنمايند. از روزي كه با قلم قدرت نوشته شده، مفرّي نيست. خشنودي خدا خشنودي مااهل بيت است. بر بلاي او شكيباييم و اوست كه بر صبرمان پاداش ميدهد، هرگز قرابتاز رسول خدا جدا نميشود، او كه به منزلة پود جامه به آن حضرت پيوسته است.
بلكه همه در بهشت در حضور او خواهند بود، زيرا آنها نور چشم پيامبر و وسيلةتحقق يافتن و عينيت پيدا كردن وعدههاي اويند. آگاه باشيد هر كه در راه ما آمادةجانبازي است و از شهادت و ملاقات خداوند خشنود است پس بايد كه با ما كوچ كند، چون- اگر خدا بخواهد – صبح فردا من كوچ خواهم كرد.»
استقامت در قرآن
در قرآن كريم امر به استقامت شده: (فاستقم كما امرت)؛ استقامت كن همانگونه كه بدان مأموريت يافتهاي.
اصولاً موفقيت و پيروزي در هر كار، وابسته به استقامت و پايداري است. كسي كهميخواهد قدمهاي اصلاحي بر دارد و جامعه خود را به سوي سعادت و نيك بختي هدايتكند، نبايد از كارشكنيهاي مخالفان و ناسزا و دشنام آنها بهراسد و از ميدان به در رود،بلكه لازمه آن تحمل انواع مشكلات و شكيبا بودن در برابر ناملايمات و استقامت وپايداري كردن در راه رسيدن به هدف است.
امام حسين(ع) عملاً اين مطلب را در نهضت عاشورا مجسم كرد. حضرتاستقامت ورزيد، و به هدف رسيد و آن را حفظ كرد.
نكته قابل توجه اين كه استقامت از عاليترين صفات است هرگاه انسان با تفكر وبدون دخالت احساسات و تعصّبات باطل، صحت و درستي مطلبي را دريافت برايرسيدن و حفظ آن بايد پافشاري و پايداري كند.
امام حسين(ع) بر همين مبنا قيام كرد. اين مطلب از نامهاي كه به محمد حنفيهنوشت، به خوبي استفاده ميشود و از جملات خطبة گذشته پيداست كه امام حسين(ع)نتيجه پاياني نهضت را هم ديد و با تفكر صحيح وارد عمل شد.
نكتة ديگر آن كه استقامت در تمام راههاي صحيح و هدفهاي مشروع و معقولپسنديده است، ولي راهي كه به حق، شايستگي دارد، استقامت و تحمل رنجهايي را نيزدر بردارد. استقامت در راه خدا و حفظ ايمان و گسترش معنويات در ميان جامعه امريپسنديده و واجب است.
نوشتهاند: هر چه مشكلات و مصائب عاشورا سنگينتر ميشد، چهرة مبارك امامبرافروختهتر ميشد، چون استقامت در راه هدف بود.
خداوند هم بندگانش را به قيام براي خود موعظه ميكند: (قل اني اعظكم بواحدةان تقوموا لله).
امام حسين(ع) به سبب دين در برابر طوفانها و سيلاب بلاها و حوادث سنگينعاشورا ايستاد و استقامت كرد. در نتيجه توانست آيين مقدس اسلام را در دنياي بشريتحفظ كنند، اگر استقامت در نهضت عاشورا در تمام افراد – زن، مرد، پير و جوان – حاكمنميبود، نتيجه مطلوبي به دست نميآمد.
از مكتب عاشورايي امام جهان بيدار و هوشيار ميشود زيرا هر كسي در سراسرزندگي خود مشكلات و گرفتاريهايي را ممكن است ببيند، كه جز از راه شكيبايي واستقامت نميتوان آن را برطرف كرد.
استقامت در تهذيب اخلاق عاملي بسيار قوي است. آنان كه خود را با سلاحاستقامت مجهّز كردهاند، در برابر ناملايمات روحي و جسمي به آساني گذر نموده و هيچگاه از حريم دين خارج نميشوند، به خشونت و تعصب بي جا دست نميزنند و گاه در عينقدرت با دشمن ملاطفت ميكنند.
همراهي استقامت با خشونت و سختي، تفكر باطلي است و اين مطلب با دقت دررفتار امام حسين(ع) در ميدان عاشورا روشن خواهد شد.
وقتي كه اصحاب گفتند: اجازه دهيد با لشكر حرّ بجنگيم، اينها فعلاً زياد نيستندميتوانيم از عهدةشان برآييم. امام حسين(ع) فرمود: نه من دوست ندارم ابتدا كنندةجنگ باشم. امام به دشمن در مقام مكالمه «يا بن الاخ» ميگويد: چون هنگام ظهرميشود، در مشكلترين وضع، اقامة نماز جماعت ميكند و تا دشمن تيراندازي نكرد،امام دستور حمله صادر نكرده بود. او در مقابل سپاه دشمن ميايستد و آنها را با بيان نرم وآرام نصيحت ميكند و در هدايت آنها ميكوشد كه شايد و لو يك نفر هم باشد به سعادتبرسد.
امام حسين(ع) تمام وجودش در حال مبارزه در صبر و استقامت بود، لحظهاي تابعهواي نفس نشد.
حقيقت استقامت و صبر در مكتب عاشوراي امام حسين همان روش پسنديدة آنحضرت بود، به مضمون: «اشجع الناس من غلب هواه» امام(ع) اشجع الناس بود درنهضت عاشورا.
4- علاقة به نماز و نيايش
طبري مينويسد: امام حسين(ع) از سپاه كوفه براي اداي نماز و دعا يك شب رامهلت خواست:
«قال الحسين ارجع اليهم و استمهلهم هذه العشية الي غد لعلّنا نصلي لربنا اللّيلةو ندعوه و نستغفره فهو يعلم اني احب الصلوة له و تلاوة كتابه و كثره الدعا و الاستغفار؛بعد از مكالمة حضرت ابي الفضل(ع) با شمر در عصر تاسوعا و بازگو كردن جريان محضرمبارك برادر عزيزش حسين(ع) حضرت فرمود: به سوي آنها برگرد و امشب را تا صبحمهلت بگير، اميد آن كه ما براي خشنودي خدا امشب را نماز گزارده و او را بخوانيم و طلبآمرزش كنيم. به راستي كه من نماز براي خدا و تلاوت كتاب او و دعا و استغفار زياد رادوست دارم».
ابن اثير در كامل مينويسد:
ابو ثمامة صائدي چون جنگ روز عاشورا را شديد ديد، عرضه داشت: «يا اباعبداللهاحبّ ان لقي الله ربي و قد صليت هذه الصلوة فقال الحسين(ع) ذكرت الصلوة جعلك اللّ’همن المصلين؛
سپس فرمود: «سلوهم ان يكفوا عنّا حتي نصلي؛
ابوثمامه از امام حسين درخواست كرد و گفت: من دوست دارم پروردگارم را ملاقاتكنم، در حالي كه نماز ظهر را خوانده باشم. حضرت سر به آسمان برداشت و فرمود: نماز رايادآوري كردي، خداوند تو را از نماز گزاران قرار دهد. بله، الان وقت نماز است. از اين قومبخواهيد لحظهاي دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانيم».
در بعضي از مقاتل مينويسند: در شب، عاشوراييان «لهم دويّ كدوّي النحل» درذكر و مناجات خدا در زمزمه بودند.
عبادتهاي شب عاشوراي حسين و اصحاب گرامياش حرّ و عدهاي ديگر را بهسوي حق رهنمون كرد و در مسير راه نيز زهير و عدهاي را به جانب حق كشانيد. اينكشتي نجات تا پايان دنيا در حركت است، تا غرق شدگان بحر معاصي را از هلاكت ونابودي نجات دهد.
اگر امام در ظهر عاشورا به نماز و بر دوستيِ نماز و دعا سفارش ميكند، به اينجهت است كه مردم را عاشق دستورهاي الهي كند و اهميت احكام الهي را به آنها عملاًگوش زد نمايد تا مردم از قافلة سعادت باز نمانند. با اين كه دو تن از ياران باوفايش هدفتيرهاي دشمن قرار داشتند ميخورد، ميفرمايد:
«يا زهير و يا سعيد بن عبدالله «تقدما امامي حتي اصلي الظهر؛ شما جلوي منبايستيد تا من نماز ظهر را بخوانم».
از ابن عباس نقل است كه به اميرالمومنين گفتم: حالا وقتِ شدت جنگ به نمازميايستي؟! در جواب فرمود: جنگ ما براي احياي نماز است.

















هیچ نظری وجود ندارد