آیا یزید شراب خوار بوده است؟
ابنعربی[۱] در دفاع از یزید اینگونه مینویسد:
اگر کسی بگوید یزید شاربالخمر بوده پس چگونه حاکمیت اسلامی را تصاحب نموده است؟ در جوابش میگوییم: بر شما جایز نیست که این حرف را بزنید و باید دو نفر شاهد عادل، شهادت دهند که ما دیدیم، چه کسی به شرابخواری یزید شهادت داده است؟! بلکه بر عکس انسان عادلی بود!([۲])
نقد و بررسی:
بسیاری از اندیشمندان و بزرگان اهل تسنن، بر میگساری یزید اعتراف کرده و او را فردی شارب خمر و هوسران معرفی نمودهاند که به شرح بعضی از دیدگاهها میپردازیم:
- زبیر بن بکار در کتاب «انساب قریش» در مورد شرابخواری یزید میگوید:
ان یزیدبن معاویه کان صاحب طرب و جوارح وکلاب و قرود و فهود و مناذمه علی الشراب، وجلس ذات یوم علی شرابه وعن یمینه عبیداللهبن زیاد، وذلک بعد قتل الحسین… .([۳])
یزید بن معاویه اهل خوشگذرانی و لهو و لعب، چاقوکشی و سگبازی، میمونبازی و پلنگبازی بود و با رفیقانش بر سر شراب مینشست. روزی بر سر بساط شرابش نشسته بود و طرف راستش عبیدالله بن زیاد قرار داشت، و آن چند روز بعد از شهادت حسین بود.
- مسعودی، میگساری یزید را تأیید میکند و در اینباره میگوید:
ولیزید وغیره اخبار عجیبه ومثالب کثیره من شرب الخمر وقتل ابن بنت الرسول ولعن الوصی، وهدم البیت واحراقه وسفک الدماء والفسق والفجور… .([۴])
یزید و دیگران قصههای عجیب و مطاعن بسیاری از شرب خمر دارند. یزید کسی بود که فرزند پیامبر را به قتل رساند و وصی (علی) را لعن نمود و خانهی خدا را خراب کرده و آن را سوزاند و خونها ریخت و فسق و فجور انجام داد… .
- ذهبی، یزید را ناصبی و فردی میگسار معرفی میکند، لذا در این زمینه میگوید:
کان ناصبا فظا، یتناول المسکر ویفعل المنکر.([۵])
او مردی ناصبی و بداخلاق بود که شراب میخورد و کار بد انجام میداد.
- ابوعلی مسکویه رازی در این مورد میگوید:
وظهر فی المدینه ان یزید بن معاویه یشرب الخمر حتی یترک الصلاه، وصح عندهم ذلک وصح غیره مما یشبهه، فجعلوا به یجتمعون لذلک حتی خلعوه وبایعوه عبدالله بن حنظه الغسیل.([۶])
در مدینه معلوم شد که یزید بن معاویه شرب خمر میکند، به حدی که نمازش ترک میشود و این موضوع و شبیه آن به نقل صحیح نزد آنان ثابت شد و لذا مردم اجتماع کرده و او را از خلافت خلع نمودند و با عبیدالله بن حنظله، غسیل الملائکه، بیعت کردند.([۷])
- ابناثیر و ابنکثیر، قضیهای را مطرح میکنند که به شرابخواری یزید تصریح دارد و میگویند: منذر بن زبیر هنگامی که وارد مدینه شد گفت:
ان یزید قد اجازنی بمأته الف ولایمنعنی ما صنع بی ان اخبرکم خبره، والله انه لیشرب الخمر، والله انه لیسکر حتی یدع الصلاه… .([۸])
همانا یزید مرا صدهزار جایزه داد و آنچه را با من کرد اگر به شما بگویم چیزی مانع نمیشود. به خدا سوگند! او شراب میخورد، به خدا سوگند! او به حدی شراب مینوشید که نمازش را ترک مینمود.
- ابنحجر به فاسق بودن یزید اعتراف میکند، لذا در اینجا مینویسد:
وعلی القول بانه مسلم فهو فاسق، شریر، سکیر، جائر، کما اخبر به النبی.([۹])
بنابر قولی که او مسلمان است، او مردی فاسق، شرور، بسیار مست و ظالم بود، آنگونه که پیامبر از آن خبر داده است.
- عباس محمود عقاد، نویسندهی مصری؛ علت مرگ یزید را میگساری وی میداند، لذا در این باره مینویسد:
الروایات لم تجمع علی شیء کاجماعها علی ادمائه الخمر وشغفه باللذات توانیه علی العظائم… و قد مات بذات الجنب وهو لما ـ یتجاوز السابعه والثلاثین ولعلها اصابه الکبد من ادمان الشرب و الافراط فی اللذات… .([۱۰])
روایات بر چیزی همچون افراط در انجام گناهان کبیره اتفاق ندارد… او در سنین سی و هفت سالگی به درد «ذات الجنب» مرد، که گویا افراط در شرابخواری و لذتطلبی، کبد او را از کار انداخته بود… .
- باعونی از قول فوطی نقل میکند که:
ان یزید کان یسقی قرده فضل کاسه و… و جاء یوماً سابقاً فطرحته الریح فمات، فحزن علیه حزنا شدیداً و امر بتکفیته ودفنه وامر اهل الشام ان یعزره فیه.([۱۱])
یزید بر میمونش از تهماندهی شرابش مینوشانید… او روزی مسابقه گذاشت و به سبب شدت باد بر زمین خورد و مرد. یزید از این واقعه بسیار محزون شد و لذا دستور داد تا او را کفن کرده و دفن نمایند و به اهل شام فرمان داد تا به او در این مصیبت تسلیت گویند.
- ابنخلدون نیز در اینباره میگوید که:
فسق و فجور یزید، مورد تأیید و اجماع همهی مسلمانان است و بر این اساس، وی شایستگی امامت مسلمانها را نداشت و به همین دلیل بود که امام حسین قیام بر علیه او را واجب و لازم میدانست.([۱۲])
- ابنجوزی حنبلی، مورخ مشهور اسلامی میگوید:
از شواهدی که بر کفر و زندقهی یزید گواهی میدهد؛ اشعاری است که به خوبی از الحاد وی سخن میگوید، مطلع آن این است: ای علیه!([۱۳]) نزد من بیا و به من شراب بده و نغمه بخوان؛ زیرا من مناجات با خدا را دوست نمیدارم! ای علیه! داستان جدّم ابوسفیان را که بلندمنزلت بود برای من بخوان، آن هنگامی که برای جنگ مسلمین به احد رفته بود و آنچنان در برابر محمد مقاومت نمود و از مسلمین کشت تا آنکه گریهکنندگان و نوحهگرانی اقامه کرد که بر کشتهگان مسلمانان گریه کنند. ای علیه! بیا نزد من و به من خمر بنوشان، خمری که تشنهگان آن را اختیار کنند، خمری که از انگورهای شام به دست آمده است.
ای علیه! هنگامی که به گذشتگان دوران جاهلیت نگاه میکنیم، میبینیم نوشیدن شراب پیدرپی حلال بود، ای ام حیم! پس از مرگم، شوهر اختیار کن و آرزوهای ملاقات مرا در قیامت در دل مدار؛ زیرا آنچه دربارهی قیامت گفتهاند سخنان تاریک و باطلی است که برای دل فراموشی میآورد. من باید به زیارت محمد بروم در حالیکه خمر نوشیده باشم!([۱۴])
وهابیت از شخصیتی که مورد مذمّت اهل تسنن است طرفداری میکنند؛ یزیدی که حتی بیسوادهای عالم از اسم او وحشت دارند، چگونه در قلب وهابیّت جا گرفته است؟! ما عقیده داریم میگسار بودن وی، برای کندن ردای خلافت از تن او بس است؛ فردی که شرابخواریش مورد اتفاق فریقین است. یزید به مسائل ابتدایی دین توجهی نداشته است، اما وهابیّت در دفاع از وی کتاب مینویسند.
[۱]. ابن عربی مالکی غیر از ابن عربی صاحب کتاب فتوحات مکیه است.
[۲]) ابن عربی، ابوبکر، العواصم من القواصم، ص۲۲۷٫
[۳]) مسعودی، علی، مروج الذهب، ج۱، ص۳۷۷٫
[۴]) همان، ص۳۷۹٫
[۵]) ابن عماد حنبلی، عبدالحی، شذرات الذهب، ج۱، ص۶۸٫
[۶]) مسکویه، ابوعلی رازی، تجارب الامم، ج۲، ص۷۶٫
[۷]) همان.
[۸]) ابن اثیر، علی، الکامل، ج۴، ص۴۵؛ ابن کثیر، اسماعیل، تاریخ، ج۸، ص۲۱۶٫
[۹]) ابن حجر هیثمی، احمد، الصواعق المحرقه، ص۳۳۰٫
[۱۰]) عقاد، عباس محمود، ابو الشهداء الحسین بن علی×، ص۶۸٫
[۱۱]) باعونی، جواهرالمطالب، ج۲، ص۳۰۳٫
[۱۲]) ابن خلدون، مقدمه، همان، ص۲۵۴٫
[۱۳]) علیه نام معشوقهی اوست و امحیم کنیهی اوست.
[۱۴]) ابن جوزی، تذکرهًْ الخواص، ص۱۶۴٫
منبع: برگرفته از کتاب شبهه شناسی قیام امام حسین؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد