اسم او، حارث و به قولی نعمان یا عمرو است. او فرزند «ربعی بن بَلدَمه انصاری» و مشهور به کنیه اش «ابو قتاده» بود. او از قبیله خزرج و مادرش کبشه دختر «مطهر بن حرام» است. ابو قتاده در زمره اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و از شجاعان و دلاوران کم نظیر و افاضل یاران آن حضرت به شمار می آید که به «فارس رسول اللَّه صلی الله علیه و آله » (یعنی یکه سوار پیامبر) معروف بود. مورخان معتقدند: «ابو قتاده» در تمامی غزوه ها و جنگ های صدر اسلام همراه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بوده، منتها درباره حضور وی در بدر بر یک رأی و نظرِ واحد نیستند، لذا برخی او را از بدریون می دانند و جمعی بر این عقیده اند که او در جنگ احد به بعد حضور داشته است.(۱) ابو قتاده ملازم رکاب علی ابو قتاده از یاران مخلص و با وفای امیرالمؤمنین علیهالسلام به شمار می آید، او در تمامی جنگ های زمان خلافت آن حضرت حضور داشته و در جمل و صفین و نهروان ملازم رکاب امام علیهالسلام بود.(۲) ابو قتاده والی مکه امیرالمؤمنین علیهالسلام هنگامی که به خلافت رسید، «خالد بن عاصی بن هاشم بن مغیره مخزومی» را که از سوی عثمان والی مکه بود، عزل کرد و «ابو قتاده انصاری» را بر آن شهر گماشت ولی پس از مدتی ابو قتاده را نیز از ولایت مکه برکنار نمود(۳)و قثم فرزند عباس را به جای او منصوب کرد و قثم تا زمانی که امیرالمؤمنین علیهالسلام به شهادت رسید در مکه ولایت و حکومت داشت.(۴) ابو قتاده و آمادگی برای جنگ جمل موقعی که امیرالمؤمنین علیهالسلام آماده حرکت به سوی بصره و جنگ با ناکثین بود، ابو قتاده مطالبی گفت که حکایت از ایمان عمیق او به ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام و وفاداری در راه آن حضرت داشت.(۵) حضور در جنگ نهروان و عزیمت به مدینه امیرالمؤمنین علیهالسلام در جنگ خوارج (پس از آن که از هدایت آنها مأیوس شد) سپاه خود را آرایش داد و فرماندهی میمنه را به «حجر بن عدی» و میسره را به «شبث بن ربعی» یا «معقل بن قیس ریاحی» و سواره نظام را به «ابو ایوب انصاری» و پیاده نظام را به «ابوقتاده انصاری» سپرد. در این نبرد که هفت صد یا هشت صد تن از صحابی رسول اللَّه صلی الله علیه و آله از مدینه در رکاب امیرالمؤمنین علیهالسلام حضور داشتند، فرماندهی آنان را به «قیس بن سعد بن عباده» واگذار نموده و خود حضرت در قلب لشکر قرار گرفت.(۶) خطیب بغدادی نقل می کند: هنگامی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام از جنگ با نهروانیان فارغ شد، ابو قتاده انصاری با شصت یا هفتاد نفر از اصحاب انصار رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه مراجعت نمود و ابتدا به دیدار عایشه شتافت. آن دو گفت و گوهای زیادی درباره حضرت علی علیهالسلام و اقدامات او و سخنان رسول خدا درباره علی علیهالسلام انجام دادند… در پایان عایشه گفت: ای ابو قتاده، نباید چیزی مانع این شود که من حقی درباره علی بن ابیطالب بگویم و آن حق این است که: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: تفترق اُمتی علی فرقتین، تمرق بینهما فُرقه مُحَلِّقونَ رؤسهم مُحفّونَ شواربهم… یقرأون القرآن لا یتجاوز تراقیهم، یقتلهم أحبّهم إلیّ و أحبّهم الی اللَّه تعالی؛ امت من به دو گروه تقسیم می شوند: یکی از این دو گروه سرهای خود را می تراشند و سبیله ای خود را کوتاه می کنند و…، قرآن می خوانند اما قرآن از گلوی آنها تجاوز نمی کند، این گروه را کسانی می کشند که نزد من و نزد خداوند محبوب ترند. چون عایشه اقرار به حق کرد و علی علیهالسلام و یارانش را که کشندگان خوارج بودند، محبوبترین افراد نزد خدا و رسول اعلام کرد، ابو قتاده گفت: ای عایشه، آیا تو این حقیقت را میدانی؟! پس چرا با علی علیهالسلام چنین کردی؟! (و جنگ جمل را بپا داشتی؟) عایشه از جواب طفره رفت و گفت: ای ابو قتاده، برای امر خدا اندازه و مقدار معینی است و برای این اندازه اسباب و وسایلی است،….(۷) وفات ابو قتاده ابوقتاده در سال ۳۸ یا ۴۰ هجری در کوفه و در زمان خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام در گذشت. حضرت بر جنازه او نمازگزارد و بر او شش یا هفت بار تکبیر گفت. و قول دیگری هم در وفات او آمده که: وی در سال ۵۴ هجری در مدینه از دنیا رفت و سن او در آن زمان ۷۰ یا ۷۲ سال بوده است.(۸)
پی نوشت ها:
۱- ر. ک: الاصابه، ج ۷، ص ۳۲۷ ؛ اسد الغابه، ج ۵، ص ۲۷۴ ؛ تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۱۶۱ – ۱۵۹
۲- اسد الغابه، ج ۵، ص ۲۷۵ ؛ الاصابه، ج ۷، ص ۳۲۹ ؛ رجال طوسی، ص ۶۳
۳- ظاهراً علت برکناری ابو قتاده از ولایت مکه، جهت فراخوانی او به همراهی با حضرت در جنگ جمل، صفین و نهران بوده است
۴- شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۶، ص ۱۴۰
۵- تاریخ طبری، ج ۴، ص ۴۵۱
۶- همان، ج ۵، ص ۸۵ ؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۲۷۲
۷- تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۱۵۹ – ۱۶۰
۸- ر. ک: اسد الغابه، ج ۵، ص ۲۷۵ ؛ الاصابه، ج ۷، ص ۳۲۹ ؛ تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۱۶۱ ؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۴، ص ۹۲ و ۹۰ ؛ تهذیب التهذیب، ج ۱۰، ص ۲۲۹
منبع : سید اصغر ناظم زاده قمی، اصحاب امام علی، ج ۱


















هیچ نظری وجود ندارد