۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

اثر گذاری الگویی مقاومت حسینی بر مبارزات شیعیان در دوره بنی امیه (۱)

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه
سیاهی جهان را فراگرفته بود. پلشتی بیداد می کرد و کبوتر آزادی از آسمان حیات آدمی مهاجرت کرده بود. قوی ضعیف را می بلعید. حیوانیت بر انسانیت چیره شده بود. پرستش خدایان بی جان، ارزش شده بود و سرساییدن بر آستانه ی هبل، لات و عزی و منات، مایه ی افتخار و مباهات بود.
در آن تاریکی محض، نوری درخشید و آنان که رمقی از انسانیت در وجودشان باقی مانده بود، به سوی آن خیره شدند. اندک اندک سرچشمه آن نور-که خورشید محمد بود- نمایان گشت. آن گاه ندای سروش غیبی در گوش پیامبر پیچید:« فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین»( حجر:۹۴).
و پیامبر مقاوم ایستاد. تک جوانانی بدو پیوستند و تا آن جا ایستادگی کردند که وجود پیامبر با پیامی که در دست داشت، بر بام انسانیت خودنمایی کرد.
پیامبر هجرتی آغاز کرد که نتیجه ی آن، غروب همه ی خدایان بی جان شد و قدرتی پدید آورد که قصر قیصر و کاخ کسری را نابود ساخت و آوازه ی آن در تمام عالم طنین انداز شد؛ اما… اما با غروب خورشید پیامبر بار دیگر، تاریکی به سرعت هجوم آورد. ظلمتی نه از نوع ظلمت جاهلیت گذشته، بلکه ظلمتی از درون، ظلمتی از درون اردوگاه پیامبر. انگار آن نور درخشنده مقطعی بود و پایان گرفته بود.
آری هنوز نیم قرن از غروب خورشید تابان پیامبر نگذشته بود که بار دیگر خدایان جاندار- که پیامبر در زمان حیات خود هشدارش را داده بود- پا به عرصه گذاشتند. پیامبر فرموده بود:« لکل امه آفته و آفته هذه الامه بنو امیه»(1)؛ و چه زود این آفت رشد کرد و چنبره ی خود را بر تمامی جغرافیای جهان اسلام گسترانید.
بنی امیه یا آفت امت اسلامی
پیامبر اسلام بارها به امت اسلامی هشدار داده بود که نگذارند این آفت جایگاه پیامبر را اشغال کند. در منابع روایی و تاریخی سخنان حضرت نقل شده است که به شمه ای از آنها می پردازیم؛ از جمله فرمود:« لیصعدن بنو امیه علی منبری، و لقد رأیتهم فی منامی ینزون علیه نزو القرده»(2): بنی امیه بر منبر من بالا می روند و چنان در رؤیا دیدم که آنان همچون بوزینه بر منبر من جست و خیز می کنند.
همچنین در مورد « بنی العاص» نقل شده است که پیامبر فرمود:
« انی رأیت فی منامی کان بنی الحکم بن ابی العاص ینزون علی منبری کما تنزو القرده. قال فما رؤی النبی مستجمعاً ضاحکاً حتی توفی. هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین و لم یخرجاه»(3): در رؤیا دیدم که گویا فرزندان حکم بن العاص همچون بوزینه گان بر منبرم جست و خیز می کنند. گفته شده که پیامبر پس از این رؤیا، هرگز آسوده خاطر و خندان دیده نشد تا رحلت فرمود. [ حاکم نیشابوری می گوید] این حدیث براساس شرط بخاری و مسلم صحیح است، گرچه در صحاح خود نقل نکرده اند.
ظاهراً از این رؤیا در قرآن یاد شده است:
« و ما جعلنا الرؤیا التی أریناک الا فتنه للناس و الشجره الملعونه فی القرآن»(اسراء:۶۰).
مفسران با استناد به روایات نقل شده، شجره ملعونه را بر بنی امیه تطبیق کرده اند.(۴)
از عایشه نقل شده که خطاب به مروان بن حکم گفته است:
« سمعت رسول الله یقول لا بیت و جدک انکم الشجره الملعونه فی القرآن»(5): از پیامبر شنیدم که به پدر و جدت می فرمود: شجره ملعونه در قرآن، شما هستید.
همچنین در آیه :« الم تر الی الذین بذلوا نعمه الله کفرا و احلوا قومهم دارالبوار»( ابراهیم: ۲۸) می خوانیم: آیا نیندیشیدی در مورد کسانی [ از پیشوایان کفر و مرفه] که نعمت های خدا را ناسپاسی کرده و پیروان خود را به اردوگاه تباهی وارد کردند.
مفسران این آیه را نیز بر بنی امیه تطبیق کرده اند؛(۶) چنانچه از حضرت علی هم نقل شده است:« هم الافجران من قریش بنوامیه و بنو مخزوم فاما بنو مخزوم فقطع الله دابرهم یوم بدر و أما بنو امیه فمتعوا الی حین»(7): این آیه درباره ی دو گروه جنایت پیشه از قریش نازل شده است: بنی امیه و بنی مخزوم. بنی مخزوم در جنگ بدر تباه شدند، اما بنی امیه تا زمانی بهره مند خواهند بود.
بخاری نقل کرده است که ابوهریره و مروان در مسجدالنبی بودند که ابوهریره گفت:« سمعت الصادق الصدوق یقول: هلکه امنی علی یدی غلمه من قریش فقال مروان لعنه الله علیهم غلمه؟ فقال ابوهریره لو شئت ان اقول بنی فلان و بنی فلان لفعلت»: از پیامبر شنیدم که فرمود: تباهی امت من به دست جوانایی از قریش است. مروان گفت نفرین خدا بر آنان،[ آیا به دست] جوانانی خواهد بود؟ ابوهریره گفت: اگر بخواهیم بگویم[ که آنان] فرزندان فلانی و فلانی اند، خواهم گفت.
راوی سپس افزوده است: با جدم به شام رفتم؛ هنگامی که بنی مروان خلافت را به دست گرفته بودند. پس آنان را جوانان و نوجوانانی دیدم(۸) [ که در روایت پیامبر آمده بود].
ابن حجر ذیل روایت مذکور، قول ابوهریره را آورده است که گفته:« لو حدثت به لقطعتم هدا البلعوم»(9): اگر اسامی آنان را بگویم، شما حلقومم را می برید.
ابن حجر در شرح این سخن، اضافه کرده است که: خلافت و امارت صبیان از زمان یزید آغاز شد؛ زیرا یزید مسئولیت ها را از شیوخ و سالمندان می گرفت و مسئولیت و امارت شهرهای بزرگ را به اصاغر و جوانانی که خویشاوند او بودند، می سپرد؛(۱۰) همچنین از پیامبر نقل شده است:« و لکل شیء آفه و آفه هذالدین بنو امیه»:(11) برای هرچیزی آفتی است و آفت این دین، بنی امیه هستند.
از آنجا که پیامبر آفت دین و امت را در بنی امیه می دید، لذا نسبت به این گروه همیشه خشمگین بود و نقل شده است: مبغوض ترین مردم یا مبغوض ترین جانداران در نزد پیامبر بنی امیه بودند:« کان ابغض الاحیاء او الناس الی رسول الله بنوامیه».(12)
عملکرد بنی امیه، جز تاریکی و ظلمت بدتر از جاهلیت قبل از اسلام به بار نیاورد. رفع این ظلمت از جهان اسلام و بیرون ساختن امت از این تاریکی محض، نوری می طلبید که بار دیگر چون نور خورشید پیامبر درخشندگی کند و در پرتو آن، امت اسلامی راه صواب را بار دیگر در پیش گیرد؛ از این رو امام حسین(ع) با تمام قوا، حرکتی را آغاز کرد که تا ابد سرمشق آزادگان جهان است.
1. مواضع و سخنان مقاومت آفرین امام حسین(ع)(ع)
مقاومت امام حسین(ع) و یارانش در ادامه، حرکت تبلیغاتی و روشنگرانه اسیران که از حاق نهضت حسینی سرچشمه گرفته بود و از غروب عاشورا با مواضع راهبردی زینب کبری و امام سجاد شتاب لازم را گرفته بود، باعث شد نهضت حسینی بر تارک همه ی حرکت های اسلامی بدرخشد و جایگاه پیشاهنگی خود را برای همیشه بیابد.
گویا فرمایش امام حسین(ع) « لکم فی اسوه»(13) سر خط سرخی برای همه آزادگان جهان شد؛ سرخطی فراموش ناشدنی که صفیر آن از حلقوم پاک رسول کربلا، زینب کبری بیرون آمد که در مقام دلداری به امام سجاد- که تسلایی برای همه دردمندان جهان گردید- فرمود:« و ینصبون لهذا الطف علما لقبرابیک سیدالشهدا. لا یدرس اثره و لا یعفور سمه علی کرور اللیالی و الایام؛ و لیجتهدن ائمه الکفر و اشیاع الضلاله فی محوه و تطمیسه، فلا یزداد اثره الا ظهورا، و امر، الا علوا…»(14): برای آرامگاه پدرت سیدالشهدا، پرچمی به اهتزاز درمی آوردند که با گذشت زمان، آثارش از بین نخواهد رفت؛ هرچند پیشوایان کفر و رهروان گمراهی در محو آن می کوشند، اما نتیجه آن جز این نیست که پرتوافشانی و برتری امر او، فزونی خواهد گرفت.
اقدامات مقاومت آفرین امام حسین(ع) را – که بعدها الگوی تمامی آزادگان شد- می توان به طور خلاصه در چند موضعگیری بجا و راهبردی خلاصه کرد:
1-۱. خودداری از بیعت با یزید
امام ضمن خودداری از بیعت، در سخنانی کوبنده، عمیق وخامت اوضاع سیاسی مسلمانان را بیان فرمود و عدم صلاحیت بنی امیه را برای تصدی خلافت اسلامی فریاد زد؛ آن جا که در پاسخ حاکم مدینه مبنی بر بیعت با یزید، فرمود:« و علی الاسلام السلام، اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید و لقد سمعت جدی یقول: الخلافه محرمه علی آل ابی سفیان»(15): و بر اسلام سلام باد( کنایه از غربت و مهجوری اسلام که مبتلا به چنین جرثومه ای شده است) که امت اسلام به رهبری همانند یزید مبتلا شده است. از جدم شنیدم که خلافت بر آل ابی سفیان حرام است.
2-۱. اعزام نماینده به کوفه و تبیین شرایط رهبری در اسلام
امام حسین(ع) برای سازماندهی مردم کوفه برای مبارزه با حکومت یزید، نماینده خود، مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد و در ضمن نامه ای شرایط رهبری را چنین اعلام کرد:« فلعمری ما الامام الا العامل بالکتاب و الآخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه علی ذات الله و السلام»(16): سوگند به جانم که راهبر نیست مگر کسی که به قرآن عمل کند و به عدالت قیام ورزد و به حق باورمند باشد و نفس خود را از سرکشی در برابر خدا بازدارد. بدرود.
گرچه کوفیان( به خصوص) و عموم مسلمانان، نتوانستند حسین را در قیام عاشورا یاری کنند، اما سخنان او چون منشوری مسلم و راهگشا در
پیشانی همه ی حرکت های بعدی حک شد و حتی آنان که قیامشان از روی هوس بود نیز چاره ای نمی دیدند جز آنکه در سایه ی این منشور حرکت خود را سامان بخشند.
3-۱.تبیین عدم لیاقت یزید برای رهبری در برابر دشمنان و ارتش یزید
امام حسین(ع) پس از مواجهه با حر و لشکریان یزید، در خطبه ای که بعد از نماز ایراد فرمود، چنین گفت:
« ایها الناس فانکم ان تتقوا الله و تعرفوا الحق لاهله یکن أرضی لله عنکم و نحن اهل بیت محمد و أولی بولایه هذاالامر علیکم من هؤلاء المدعین مالیس لهم و السائرین فیکم بالجور و العدوان…»(17)؛ ای مردم اگر تقوای خدا را پیشه کنید و حق را برای اهل حق به رسمیت بشناسید، باعث خشنودی خدا خواهید شد و ما اهل بیت محمد هستیم و ولایت و راهبری شما برای ماست، نه از آن این مدعیانی که حقی نسبت به امر رهبری ندارند و هم اکنون نیز با ستم و بیداد بر شما حکم می رانند.
4-۱. درس شجاعت و مردانگی
امام حسین(ع) در روز عاشورا و در زمانی که اوضاع برای هر کسی روشن بود که به چه فاجعه ای خواهد انجامید،فریاد برآورد:« الا ترون الحق لا یعمل به و الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله و انی لا اری الموت الا سعادت و الحیات مع الظالمین الا برما»(18): آیا نمی بینید که به حق عمل نمی گردد و از باطل نهی
نمی شود؟ باید مؤمن[ در چنین شرایطی] راغب لقای خدا باشد و من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را جز خستگی، ملالت و عار نمی بینم.
5-۱. صراحت در بیان حقایق
همچنین خطبه ای از امام حسین(ع) در برابر حر و لشکریان یزید نقل شده است که با صراحت تمام، فساد دستگاه بنی امیه را روشن نموده و وظایف مسلمانان را در این شرایط بیان می کند:
ایها الناس ان رسول الله قال من رأی سلطاناً جائراً مستحلاه لحرم الله ناکثاً لعهد الله مخالفاً لسنت رسول الله یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقاً علی الله ان یدخله مدخله ألاوان هؤلاء قد لزموا طاعت الشیطان و ترکوا طاعت الرحمن و أظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفییء، احلوا حرام الله و حرموا حلاله و انا احق من غیری»(19): ای مردم! پیامبر خدا فرمود: هرکس سلطان ستمگری را دید که حرام های خدا را حلال می شمرد، عهد خدا را می شکند، با سنت پیامبر خدا مخالفت می ورزد و در بین بندگان خدا به ستم و تجاوز رفتار می کند، آن گاه نه با گفتار و نه با رفتار، بر او نتازد بر خداست که وی را همنشین همان ستمگر گرداند. آگاه باشید که این قوم به اطاعت شیطان همت ورزیده و از فرمانبری خدا سرپیچی نموده اند؛ فساد را هویدا کرده و حدود الهی را به تعطیلی کشانده اند؛ بیت المال را تیول خود قرار داده و حرام خدا را حلال و حلالش را حرام کرده اند و من شایسته مقام رهبری ام نسبت به دیگران.
سخنان حضرت، نه تنها در دوستان تأثیرگذاشت، بلکه انگیزه ی مقاومت در برابر بنی امیه را در دشمنان نیز ایجاد کرد و نمونه اش تغییری است که در حربن یزید ریاحی و تعدادی از لشکریان دشمن پدید آمد و ایشان به صف امام حسین(ع) پیوستند.
تأثیر سخنان امام بر دوستان و یاران به حدی بود که حتی بعد از آنکه امام ذمه ی خود را از آنان برداشت، نه تنها امام را تنها نگذاشتند؛ بلکه سخنان توفنده ای ایراد کردند که درس عبرتی برای آزادگان جهان است.
زهیر بن قین گفت:« و لو کانت الدنیا لنا باقیه، و کنا فیها مخلدین، لآثرنا النهوض معک علی الاقامه فیها»(20): اگر دنیا برای ما جاویدان گردد و ما در آن برای همیشه بمانیم، هر آینه قیام با تو را بر ماندن در دنیا ترجیح می دهیم.
هلال بن نافع گفت:« و الله ماکرهنا لقاء ربنا و انا علی نیاتنا و بصائرنا نوالی من والاک و نعادی من عاداک..»(21): به خدا سوگند ما دیدار پروردگار خود را ناخوش نمی داریم و براساس نیت ها و بینش هایی که داریم، برجا هستیم. دوست می داریم هرکه تو را دوست بدارد و دشمن می داریم هرکه را با تو عداوت ورزد.
بریر گفت:« والله یابن رسول الله لقد من الله بک علینا ان نقاتل بین یدیک فیقطع فیک أعضاؤنا ثم یکون جدک شفیعنا یوم القیامه»(22): سوگند به خدا ای فرزند پیامبر! خدا بر ما منت گذاشته که [ لیاقت] جنگ به همراه تو را به ما داده است[ چه باک از اینکه] اعضای ما در راه تو قطعه قطعه شود. آن گاه در روز قیامت جدت شفاعت ما کند.
فرزندان عقیل گفتند:« نفدیک بانفسنا و اموالنا و اهلینا و نقاتل معک حتی نرد موردک فقتح الله العیش بعدک»(23): جان، مال و اهل خود را فدای تو می کنیم و همراهت می جنگیم تا هم سرنوشت با تو شویم. زندگی بعد از تو را خدا گوارا نگرداند.
مسلم بن عوسجه گفت:« … و انا افعل ذلک حتی اکسر فی صدورهم رمحی و اضاربهم بسیفی ما ثبت قائمه بیدی و لو لم یکن معی سلاح اقاتلهم به لقد فتهم بالمجاره و لم افارقک أو اموت معک»(24): من می جنگم تا آنکه سرنیزه ام را در سینه ی آنان بشکنم و با شمشیرم بر آنان بشورم و اگر با من سلاحی نبود، با سنگ بر آنان می تازم. از تو جدا نمی شوم و با تو می میرم.
این سخنان شورانگیز را کسانی ایراد کردند که مرگ را در دو قدمی خود احساس می کردند و این نبود مگر بر اثر تأثیر سخنان حسین و مواضعی که از مدینه تا آنجا اتخاذ کرده بودند.
پی‌نوشت‌ها: ۱.محمد ابن عقیل؛ النصائح الکافیه؛ ص ۱۴۰.۲. ابن ابی الحدید؛ شرح نهج البلاغه؛ ج ۱۲، ص ۸۱.۳. حاکم نیشابوری؛ المستدرک؛ ج ۴، ص ۴۸۰.۴. طبری؛ مجمع البیان؛ ج ۶، ص ۲۶۶ و شوکانی؛ فتح القدیر؛ ج ۳، ص ۲۳۹.۵. سیوطی؛ الدرالمنثور؛ ج ۴، ص ۱۹۱.۶.تفسیر عیاشی؛ ج ۲، ص ۲۳۰ و تفسیر الئوری؛ ص ۱۵۷. نیز: طبری؛ جامع البیان؛ ج ۱، ص ۱۶۸.۷. ابن حجر؛ فتح الباری؛ ج ۷، ص ۲۳۵.۸. بخاری؛ الصحیح؛ ج ۸، ص ۸۸.۹. ابن حجر؛ پیشین؛ ج ۱۳، ص ۸.۱۰. همان.۱۱. متقی هندی؛ کنزالعمال؛ ج ۱۴، ص ۸۷ و قاضی نعمان مغربی؛ شرح الاخبار؛ ج ۲، ص ۱۴۹ . نیز: فیض القدیر؛ ج ۵، ص ۳۶۲.۱۲. حاکم نیشابوری، المستدرک؛ ج ۴، ص ۴۸۱.۱۳.ابن شبعه حرانی؛ تحف العقول؛ ص ۵۰۵.۱۴. ابن قولویه؛ کامل الزیارات؛ ص ۴۴۵.۱۵.حلی( ابن نما)؛ مثیرالاحزان؛ ص ۱۵.۱۶. طبری؛ تاریخ الامم و الملوک؛ ج ۴، ص ۲۶۲. با اندک تفاوت، ابن خلدون؛ تاریخ العبر؛ ج ۳، ص ۲۲.۱۷.شیخ مفید؛ الارشاد؛ ج ۲، ص ۷۹.۱۸. ابن شهرآشوب؛ مناقب آل ابی طالب؛ ج ۳، ص ۲۲۴. هیثمی؛ مجمع الزوائد؛ ج ۹، ص ۱۹۲ و طرانی؛ المعجم الکبیر؛ ج ۳، ص ۱۱۵.۱۹. ابن شعبه حرانی؛ تحف العقول؛ ص ۵۰۵.۲۰.عبدالله بحرانی؛ العوالم؛ ص ۲۳۲.۲۱. همان.۲۲. همان.۲۳. سیدمحسن امین؛ لواعج الاشجان؛ ص ۱۱۹.
منبع:نشریه کنگره امام حسین(ع) (ع) و مقاومت، جلد۲.
 

نوشته قبلی

تفاسیر مهم شیعه و سنی

نوشته‌ی بعدی

اثر گذاری الگویی مقاومت حسینی بر مبارزات شیعیان در دوره بنی امیه (۳)

مرتبط نوشته ها

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی
نهضت حسینی

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی

مذهب شیعه از خلافت معاویه تا قرن چهاردهم
نهضت حسینی

عرفان و آزادى در آینه عاشورا

آرمان ‌شناسى قیام‌ هاى شیعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
نهضت حسینی

حسین بن علی (ع) مظهر عزت

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی
نهضت حسینی

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی
نهضت حسینی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی

نوشته‌ی بعدی

اثر گذاري الگويي مقاومت حسيني بر مبارزات شيعيان در دوره بني اميه (3)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا