۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام سجاد (ع)

اخلاق امام سجاد (علیه السلام)

اخلاق امام سجاد (علیه السلام)
0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اشاره:

علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، مشهور به امام سجاد و زین العابدین (۳۸- ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان. مدت امامت وی ۳۵ سال بود. امام سجاد(علیه السلام) در واقعه کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت شد.

و عباد الرحمن الذین یمشون على الأرض هونا

و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما.و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما.و الذین یقولون ربنا اصرف عنا عذاب جهنم إن عذابها کان غراما.ساءت مستقرا و مقاما.إذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما…و الذین لا یشهدون الزور و إذا مروا باللغو مروا کراما (۱) .

آیه‏هایى که نوشتیم در پایان سوره فرقانست.خدا در این آیات صفت مؤمنان گزیده را شمرده است.از آنچه در فصل‏هاى آینده خواهید خواند، مى‏بینید همه نشانه‏هایى را که براى بندگان کامل پروردگار «عباد الرحمن» معین شده در على بن الحسین (علیه السلام) آشکار است.در چنان دوره تاریک براى جویندگان انسانیت بحقیقت چراغى روشن بود.با رفتار و گفتار خود سیرت فراموش شده جد و پدر و خاندان رسالت را زنده کرد.و مردمى که سالها با عصر نبوت فاصله داشتند نمونه تربیت اسلامى را بچشم خود دیدند.پرستش خدا، نرم خوئى، محاسبه نفس تا حد ریاضت .خود شکنى براى حق، دستگیرى مستمندان، بخشش، پرهیزگارى.و…

جاحظ در رساله‏اى که در فضائل بنى هاشم نوشته در باره او گفته است:

اما على بن الحسین (علیه السلام)، در باره او خارجى را چون شیعه و شیعه را چون معتزلى ومعتزلى را چون عامى و عامى را چون خاص دیدم و کسى را ندیدم که در فضیلت او شک داشته باشد و یا در مقدم بودن او سخنى گوید (۲)

او نه تنها با خویشان، دوستان، آشنایان، بزرگوارانه رفتار مى‏کرد، مهربانى وى بدان درجه بود که بر دشمنان درمانده نیز شفقت داشت، و بر جانوران سایه مرحمت مى‏افکند.داستان پناه بردن مروان پسر حکم بدو و پذیرفته شدن خواهش وى از جانب امام در فصل گذشته نوشته شد .

طبرى نوشته است چون خبر مرگ یزید به حصین بن نمیر رسید، به شام بازگشت.سر راه خود خسته و کوفته و نگران به مدینه آمد.اسب او ناتوان و سوار از اسب ناتوان‏تر.در مدینه على بن الحسین (علیه السلام) از او پذیرائى کرد (۳)

مجلسى از سید بن طاوس و او باسناد خود از امام صادق (علیه السلام) آورده است که چون ماه رمضان مى‏رسید على بن الحسین (علیه السلام) خطاهاى غلامان و کنیزان خود را مینوشت که فلان غلام یا فلان کنیز چنین کرده است.در آخرین شب ماه رمضان آنان را فراهم مى‏آورد و گناهان آنانرا برایشان مى‏خواند که تو چنین کردى و من تو را تأدیب نکردم و آنان مى‏گفتند درست است.سپس خود در میان آنان مى‏ایستاد و مى‏گفت بانگ خود را بلند کنید و بگوئید: على بن الحسین (علیه السلام) ! چنانکه تو گناهان ما را نوشته‏اى پروردگار تو گناهان تو را نوشته است.و او را کتابى است که بحق سخن میگوید.گناهى خرد یا کلان نکرده‏اى که نوشته نشده باشد.چنانکه گناهان ما بر تو آشکارست، هر گناه که تو کرده‏اى بر پروردگارت آشکار است، چنانکه از پروردگار خود امید بخشش دارى ما را به بخش و از خطاى ما در گذر.و چنانکه دوست دارى خدا تو را عفو کند از ما عفو کن تا عفو و رحمت او را در باره خود به بینى!

على بن الحسین (علیه السلام) ! خوارى خود را در پیشگاه پروردگارت بیاد آر! پروردگارى که باندازه خردلى ستم نمیکند.

على بن الحسین (علیه السلام) ! به بخش! و در گذر تا خدا تو را به بخشد و از تو در گذرد چه او مى‏گوید

و لیعفوا و لیصفحوا ألا تحبون أن یغفر الله لکم (۴) این چنین مى‏گفت ومى‏گریست و نوحه میکرد و آنان گفته او را تکرار میکردند.سپس مى‏گفت پروردگارا ما را فرموده‏اى بر کسى که بر ما ستم کرده است به بخشیم.ما چنین کردیم و تو از ما بدین کار سزاوارترى.فرموده‏اى خواهنده را از در خانه خود نرانیم.ما خواهنده و گدا بدر خانه تو آمده‏ایم و بر آستانه تو ایستاده‏ایم و ملازم درگاه تو شده‏ایم و عطاى ترا مى‏خواهیم.بر ما منت گذار و محروممان مساز که تو بدین کار از ما سزاوارترى.خدایا مرا در زمره آنان در آور که بدانها انعام فرموده‏اى.سپس به کنیزان و غلامان خود مى‏گفت من از شما گذشتم.آیا شما هم از رفتار بدى که با شما کرده‏ام در میگذرید؟ من مالک بد کردار و پست ستمکارى هستم که مالک من بخشنده و نیکوکار و منعم است.آنان مى‏گفتند آقاى ما تو بما بد نکرده‏اى و ما از تو گذشتیم.میگفت بگوئید خدایا چنانکه على بن الحسین (علیه السلام) از ما گذشت از او در گذر و چنانکه ما را آزاد کرد از آتش دوزخ آزادش کن.

ـ مى‏گفتند آمین!

ـ بروید من از شما گذشتم و بامید بخشش و آزادى شما را در راه خدا آزاد کردم و چون روز عید مى‏شد بدانها پاداش گران مى‏بخشید.

در پایان هر رمضان دست کم بیست تن برده و یا کنیز را که خریده بود در راه خدا آزاد میکرد .چنانکه خادمى را بیش از یکسال نزد خود نگاه نمیداشت و گاه در نیمه سال او را آزاد مى‏ساخت (۵)

مجلسى به سند خود آورده است که: على بن الحسین (علیه السلام) روزى یکى از بندگان خود را تازیانه زد، سپس بخانه رفت و تازیانه را آورد و خود را برهنه کرد و خادم را گفت بزن على بن الحسین (علیه السلام) را.خادم نپذیرفت و او ویرا پنجاه دینار بخشید (۶)

روزى گروهى در مجلس او نشسته بودند، از درون خانه بانگ شیونى شنیده شد.امام بدرون رفت بازگشت و آرام بر جاى خود نشست حاضران پرسیدند: مصیبتى بود؟

ـ آرى! بدو تسلیت دادند و از شکیبائى او به شگفت درماندند.امام گفت: ـ ما اهل بیت، خدا را در آنچه دوست میداریم اطاعت میکنیم و در آنچه ناخوش میداریم سپاس میگوئیم (۷) .

فرزندى از او مرد و از وى جزعى ندیدند پرسیدند چگونه است که در مرگ پسرت جزعى نمیکنى ! امام گفت چیزى بود که منتظر آن بودیم (مرگ) و چون در رسید آنرا ناخوش نداشتیم (۸)

چنانکه نوشتیم در آن سالها چند تن از بزرگان تابعین به فقاهت و زهد مشهور بودند و در مدینه مى‏زیستند چون: ابن شهاب (۹) سعید بن مسیب (۱۰) ابو حازم (۱۱) همه اینان فضیلت و بزرگوارى على بن الحسین (علیه السلام) را بمردم گوشزد میکردند.سعید بن مسیب میگفت : على بن الحسین (علیه السلام) سید العابدین است (۱۲) زهرى مى‏گفت هیچ هاشمى را فاضل‏تر از على بن الحسین (علیه السلام) ندیدم (۱۳) از عبد العزیز بن خازم نیز همین اعتراف را نقل کرده‏اند (۱۴) روزى در مجلس عمر بن عبد العزیز، که در آن سالها حکومت مدینه را بعهده داشت حاضر بود .چون بر خاست و از مجلس بیرون رفت عمر از حاضران پرسید:

ـ شریف‏ترین مردم کیست؟ حاضران گفتند:

ـ تو هستى!

ـ نه چنین است.شریف‏ترین مردم کسى است که هم اکنون از نزد من بیرون رفت همه مردم دوست دارند بدو پیوسته باشند و او دوست ندارد به کسى پیوسته باشد (۱۵)

این سخنان کسانى است که تنها فضیلت ظاهرى او را مى‏دیدند، و از درک عظمت معنوى وى و شناسائى مقام ولایت او محروم بودند.ساده‏تر این که اینان که او رااین چنین ستوده‏اند، على بن الحسین (علیه السلام) را امام نمیدانستند، و مى‏بینیم که تا چه حد برابر ملکات نفسانى او خاضع بوده‏اند.

على بن الحسین (علیه السلام) کنیزکى را آزاد کرد سپس او را به زنى گرفت.عبد الملک پسر مروان از ماجرا آگاه شد و این کار را براى وى نقصى دانست.بدو نامه نوشت که چرا چنین کردى؟ او بوى پاسخ داد:

«خداوند هر پستى را با اسلام بالا برده است.و هر نقصى را با آن کامل ساخته و هر لئیم را با اسلام کریم ساخته.رسول خدا کنیز و زن بنده خود را بزنى گرفت.

عبد الملک چون این نامه را خواند گفت:

آنچه براى دیگران موجب کاهش منزلت است براى على بن الحسین (علیه السلام) سبب رفعت است (۱۶)

روزى یکى از بندگان خود را براى کارى خواست و او پاسخ نداد و بار دوم و سوم نیز، سرانجام از او پرسید:

ـ پسرم آواز مرا نشنیدى؟

ـ چرا.

ـ چرا پاسخ مرا ندادى؟

ـ چون از تو نمى‏ترسم.

ـ سپاس خدا را که بنده من از من نمى‏ترسد (۱۷)

از او پرسیدند چرا ناشناس با مردم سفر میکنى؟ گفت:

خوش ندارم بخاطر پیوند با رسول خدا چیزى بگیرم که نتوانم مانند آنرا بدهم (۱۸)

و روزى بر گروهى از جذامیان گذشت بدو گفتند:

ـ بنشین و با ما نهار بخور گفت:

ـ اگر روزه نبودم با شما مى‏نشستم.چون بخانه رفت سفارش طعامى براى‏آنان داد و چون آماده شد براى ایشان فرستاد و خود نزدشان رفت و با آنان طعام خورد (۱۹)

چون میخواست به مستمندى صدقه دهد نخست او را مى‏بوسید، سپس آنچه همراه داشت بدو میداد (۲۰)

نافع بن جبیر او را گفت:

تو سید مردمى و نزد این بنده ـ زید بن اسلم ـ میروى و با او مى‏نشینى؟ گفت:

ـ علم هر جا باشد باید آنرا دنبال کرد (۲۱) در روایت مجلسى از مناقب است که:

ـ من نزد کسى مى‏نشینم که همنشینى او براى دین من سود داشته باشد (۲۲)

و چون او براى خدا و طلب خشنودى خدا با بندگان خدا چنین رفتار میکرد،

خدا حشمت و بزرگى او را در دیده و دل مردم مى‏افزود.

او را گفتند تو از نیکوکارترین مردمى.ندیدیم با مادرت هم خوراک شوى.گفت میترسم دست من به لقمه‏اى دراز شود که او چشم بدان دارد و مرا عاق کند (۲۳)

او براى خدا و تحصیل رضاى پروردگار، با آفریدگان خدا، این چنین با فروتنى رفتار میکرد، و خدا حرمت و حشمت او را در دیده بندگان خود مى‏افزود.دشمنان وى

ـ اگر دشمنى داشته است ـ مى‏خواستند قدر او پنهان ماند و مردم او را نشناسند، اما برغم آنان شهرت وى بیشتر مى‏گشت، که خورشید را بگل نمیتوان اندود و مشک را هر چند در ظرفى بسته نگاهدارند، بوى خوش آن دماغ‏ها را معطر خواهد کرد.»

پى‏ نوشت‏:

۱.بندگان رحمان که در زمین آرام راه مى‏روند.و چون نادانان با آنان نابخردانه سخن گویند به نیکوئى بدانها پاسخ دهند.و آنانکه شب را بر پاى و در سجده بسر مى‏برند.و آنانکه میگویند پروردگارا عذاب دوزخ را از ما بگردان! که عذاب دوزخ پایان نیافتنى است، و بد آرامگاه و بد جاى اقامتى است.و آنانکه چون انفاق میکنند، نه اسراف میکنند و نه بر خود تنگ میگیرند و میانه را مى‏گزینند، و آنانکه بدروغ گواهى نمیدهند و چون ناپسندى ببینند بزرگوارانه از آن مى‏گذرند. (الفرقان: ۶۳ـ ۷۳) .

۲.عده الطالب ص ۱۶۰

۳.تاریخ طبرى ج ۷ ص ۴۳۲

۴.به بخشند و در گذرند آیا دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد (نور: ۲۲)

۵.بحار ج ۴۶ ص ۱۰۳ـ ۱۰۵

۶.بحار ج ۴۶ ص ۹۲

۷.حلیه الاولیاء ج ۳ ص ۱۳۸.مناقب ج ۴ ص ۱۶۶ و نگاه کنید به کشف الغمه ج ۲ ص ۱۰۳

۸.کشف الغمه ج ۲ ص ۱۰۲ـ ۱۰۳

۹.محمد بن مسلم زهرى متوفى به سال ۱۲۴ ه.ق

۱۰.متوفاى سال ۹۴ ه.ق

۱۱.ابو حازم از تابعین است.

۱۲.کشف الغمه ج ۲ ص ۸۶

۱۳.انساب الاشراف ج ۲ ص ۱۴۶ نسب قریش ص ۵۸ از یحیى بن سعید.علل الشرایع ج ۲ ص ۲۳۲

۱۴.ارشاد ج ۲ ص ۱۴۲.حلیئه الاولیاء ج ۳ ص ۱۴۱

۱۵.مناقب ج ۴ ص ۱۶۷

۱۶.عقد الفرید ج ۷ ص ۱۲۱ـ مناقب ج ۴ ص ۱۶۲.عیون الاخبار ج ۴ ص ۸ و نگاه کنید به المعارف ص ۲۱۵

۱۷.ارشاد ج ۲ ص ۱۴۷.مناقب ج ۴ ص ۱۵۷.کشف الغمه ج ۲ ص ۸۷ اعلام انورى ص ۲۶۱ـ ۲۶۲

۱۸.کشف الغمه ج ۲ ص ۱۰۸

۱۹.اصول کافى ج ۲ ص ۱۲۳.الامام على بن الحسین ص ۳۴۵

۲۰.حلیه الاولیاء ج ۳ ص .۱۳۷

۲۱.کشف الغمه ج ۲ ص ۷۸ـ ۷۹

۲۲.ج ۴۶ ص ۳۱

۲۳.مناقب ج ۴ ص ۴۵

نوشته قبلی

فضائل وسیره فردى امام محمد باقر (علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

هیبت و شجاعت امام سجاد(علیه السلام)

مرتبط نوشته ها

نقش دعا در سیرۀ تربیتی امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع)

نقش دعا در سیرۀ تربیتی امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) میراث دار قافله عشق و حماسه

امام سجاد (ع) و روش های تفسیری
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و روش های تفسیری

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی

امام سجاد (ع) از کربلا تا شهادت
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) از کربلا تا شهادت

اهل سنّت و امام سجّاد علیه السلام
امام سجاد (ع)

اهل سنّت و امام سجّاد علیه السلام

نوشته‌ی بعدی
هیبت و شجاعت امام سجاد(علیه السلام)

هیبت و شجاعت امام سجاد(علیه السلام)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا