قال رسول الله(صل الله علیه و آله): «ان الله جعل علیاً وزوجته وابناءه حجج الله على خلقه وهم ابواب العلم فی امّتی، من اهتدی بهم هدی الى صراط المستقیم».(1)به درستی که خداوند علی و همسرش و فرزندانش را حجت و راهنمایان خودش برای خلقش قرار داد و آنان در میان امت من درهای دانش هستند، هرکس به واسطه آنان هدایت گردد، به سوی صراط مستقیم هدایت گردیده است».بررسی فضائل و مناقب اهلبیت(علیهم السلام) در «صحاح سته»(2) از جهات متعددی سودمند و با ارزش است. اوّل آنکه اثبات و اعترافی است از طرف بزرگان اهلسنت مبنی بر اینکه وجود مقدس اهلبیت(علیهم السلام) با ایمان کامل، اسلامشناسی دقیق و مجاهدتهای با مال و جانشان پرچم اسلام را برافراشته نگاه داشتند و از انحراف و نابودی اسلام عزیز جلوگیری کردند.دوّم: صاحبان صحاح سته با وجودی که اهتمام و جدّیت داشتند در اینکه، هرچه کمتر از اهلبیت(علیهم السلام) سخن بگویند، و تا آنجا که ممکن است فضائل و مناقب آنان را کمرنگ جلوه دهند، در عین حال آن مقدار که آمده، کافی است تا ارباب عقل و خرد به عظمت و قداست آنان پی برده و تنها ثقلین را سرلوحه اعمال و رفتار خویش قرار دهند.سوّم: اثبات تناقضات بزرگان اهل تسنن به ویژه صاحبان صحاح سته در مورد اهلبیت(علیهم السلام) و همچنین در قضاوت نسبت به دشمنان و مخالفان ائمه(علیهم السلام).به عنوان نمونه در چندین جای صحاح سته از امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) بدگویی شده است. همچنین به صورت متعدد روایات دشمنان امام علی(علیه السلام) همچون «عمران بن حِطّان»(3) را نقل نمودهاند. که تنها بخاری در صحیحش دو روایت از او نقل میکند. امّا در مقابل حتی یک روایت هم از امام صادق(علیه السلام) در صحیح بخاری نقل نشده است. این تناقضگوییها در صحاح، آنجا آشکارتر میشود که مثلاً بخاری در صحیح بخاری در جزء هفتم در صفحه ۱۹۴ باب لبس الحریر و در همان کتاب در باب نقص الصور، ص ۲۱۵ و در جاهای متعدد دیگری علیه امام علی(علیه السلام) روایت نقل میکند، اما در جای دیگر کتاب صحیح خود مینویسد: «همه آنچه که علیه امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل شده دروغ است.»(4) و حال آنکه کتاب خود را نیز صحیح مینامد!!این در حالی است که تنها اهل بیت(علیهم السلام) کلید حل همه مشکلات در جهان اسلام بودهاند.سه مشکل اساسی و مهلک پس از رحلت شهادتگونه رسول خدا(صل الله علیه و آله) گریبانگیر امت اسلام گردید که اگر نبود وجود مقدس اهلبیت(علیهم السلام) و آسیبزدایی آنان از این مشکلات، فاتحه اسلام برای همیشه خوانده میشد.مشکل اوّل: برخی نسبت به آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر اعظم(صل الله علیه و آله) اجتهاد در مقابل نص نموده، با عمل به احساسات و تعصبات در مبانی اعتقادی اسلام اصیل، با افراط و تفریط، بیاعتنایی به اصل امامت ولایت و مقدم داشتن مفضول بر افضل، از ولایت خدا و رسول(صل الله علیه و آله) و جانشینان واقعی آنان دور افتادند. شهر پیامبر را به غیر از درب واقعی و راه اصلی وارد شدند، و در فتنه بزرگ پس از رحلت رسول خدا(صل الله علیه و آله)، از اسلام ناب فاصله گرفتند و در نتیجه بزرگترین شکاف و بدترین انحراف را در جامعه بزرگ اسلامی بوجود آوردند.مشکل دوم: بیاعتنایی نسبت به معارف قرآن و تأویل نابجا و تفسیر به رأی آیات قرآن کریم بود. با نادیده گرفتن آیات ولایت در قرآن، وارد نمودن برخی اسرائیلیات و تفسیر و تأویل برخی آیات با انگیزههای گوناگون از هدف و مقصد واقعی اسلام و شریعت دور افتادند. علاوه بر آن قرآن دارای بطون متعدد، ناسخ و منسوخ، سابق و لاحق، محکم و متشابه، ظاهر و باطن، عام و خاص، مطلق و مقید، مجمل و مؤول و… است. لذا استیلا بر حدود و صغور، رمز و رازهای سر به مهر، بطون متعدد باطنی، حقیقت واقعی اعجاز آن و عِلم به ضمیر و کنه قرآن در انحصار فهم نبی(صل الله علیه و آله) و وصی(علیه السلام) و اهلبیت(علیهم السلام) است.مشکل سوم: با جعل و تحریف احادیث و سنت پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) به ویژه با وارد نمودن احادیث ساختگی و دروغین، اعتماد مسلمین را گرفتار شک و تردید و مبتلا به مصیبتی بزرگ نمودند. چنان مصیبت بزرگی که، عالمان علم حدیث و رجالشناسان بزرگ قرنهاست گرفتار شدهاند و مشکلاتش پایانناپذیر است.با توجه خاص به ابعاد وسیع مشکلات فوق الذکر، بر مسلمانان واجب است که از کسانی پیروی کنند که توانایی تفسیر صحیح و دقیق قرآن کریم و بیان احکامش را داشته باشند و همچنین تمسک و پیروی از کسانی که شناخت کامل از احادیث و سیره و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) داشته باشند. آنانی که توان حفظ سیره و سنت پاک رسول خدا(صل الله علیه و آله)، از تمام جعلیات، انحرافات و شبهات را داشته باشند. با عنایت به ادله عقلی و نقلی فراوان تنها اهلبیت(علیهم السلام) صلاحیت این فهم و حلّ این مشکلات عدیده را دارند. به یقین منابع متقن روایی و حدیثی فریقین اعم از قدماء، متأخرین و معاصرین مملو از مستندات مستدل و موثقی است که حقانیت و ضرورت تمسک به ثقلین به ویژه اهلبیت(علیهم السلام) را به اثبات میرساند.شناخت دقیق و عمیق و همهجانبه از اهلبیت(علیهم السلام)، منشأ آثار و برکات فراوان و باعث تحوّل شگرف در جهان اسلام است. شناخت و معرفت کامل آنان باید با تحقیقات وسیع و گسترده همراه با براهین مستند، مستدل، دلایل روشن و عقلگرایانه باشد. پژوهش و بررسی جامع الاطراف و مستوفی نسبت به اهلبیت(علیهم السلام) ولو در منابع به ظاهر معتبر اهلسنت، وظیفهای عظیم و سترگ بر عهده اندیشمندان و علمای دین است.
پی نوشت ها:
۱) علامه حافظ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱،ص ۵۸، چاپ بیروت. رحمانی همدانی، الامام علیّ بن ابی طالب(علیه السلام)، ص۱۶. صادق شیرازی، اهل البیت فی القرآن، ص ۴۳، چاپ بیروت. محمدهادی میلانی، قادتنا کیف نعرفهم، ج۳، ص۳۴، چاپ بیروت.
2) این شش کتاب عبارتند از: اوّل: صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری وفات ۲۵۶ هـ ، ۹جزء در ۳ جلد؛ دوم: صحیح مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری، وفات ۲۶۱، ۵ جلد؛ سوّم: سنن ابن ماجه، تألیف محمد بن یزید قزوینی، وفات ۲۷۵ هـ ، ۲ جلد؛ چهارم: سنن ابی داود، ابو داود سلیمانبن اشعث سجستانی وفات ۲۷۵ هـ ، ۴ جلد؛ پنجم: سنن ترمذی، ابو عیسی محمد بن عیسی بن سورهًْ وفات ۲۷۹، در ۵ جلد؛ ششم: سنن نسایی، ابو عبدالرحمن احمد بن شعیب بن علی نسایی وفات ۳۰۳ در ۸ جلد.
3) از سران خوارج و از مداحان و طرفداران عبدالرحمن بن ملجم مرادی که در مدح او در رابطه با قتل امام علی(علیه السلام) شعر سروده است. ۴) صحیح بخاری، ج۵، ص۲۴ باب مناقب علیبن ابیطالب(علیه السلام).
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد