14 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۱. وحدت، رمز پیروزی ملت‌ها:شکی نیست که یکی از عوامل پیشرفت ملّت‌ها و رمز پیروزی آنان، پیوند و اتّحاد بوده است. همان گونه که با اتّحاد قطرات آب، مخزن بزرگ سد، تشکیل و با پیوستن جوی‌های کوچک به هم‌دیگر رودخانه‌های عظیم ایجاد می‌شود، با اتّحاد انسان‌ها نیز صفوف بزرگی تشکیل می‌شود که دشمن با نگاهش به وحشت افتاده و فکر تجاوز به آنان را برای همیشه از سر بیرون می‌کند: «… تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»(۱)؛ … تا به وسیله فراهم ساختن امکانات، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.قرآن مجید، ملل اسلامی را به سوی یگانه عامل وحدت، تمسک به حبل اللّه دعوت می‌کند و از هرگونه تفرقه برحذر می‌دارد: «وَاعتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُوا»(2)؛ و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.تمام مسلمانان را امّت واحد و دارای هدف واحد و خدای واحد می‌داند: «إِنَّ هَـذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّهً وَ حِدَهً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»(3)؛ قطعاً این (پیامبران بزرگ و پیروانشان) همه امّت واحدی بودند (و پیرو یک هدف) و من پروردگار شما هستم پس مرا پرستش کنید!قرآن، امّت اسلامی را با هم برادر به حساب آورده و انتظار دارد که روابط میان آنان همانند روابط دو برادر با یک‌دیگر صمیمانه باشد و در صورت بروز کوچک‌ترین اختلاف، دستور صلح و آشتی می‌دهد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللّه‌َ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»(4) ؛ موءمنان برادر یک دیگرند پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید!۲. تفرقه بدترین عذاب آسمانی:از سویی دیگر، خداوند، اختلاف و پراکندگی و به جان هم افتادن را یکی از بدترین عذاب‌ها به‌شمار می‌آورد: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَیآ أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أَوْمِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ»(5)؛ بگو او تواناست که از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما بفرستد، یا شما را گروه گروه به جان هم اندازد [و دچار تفرقه سازد] و عذاب بعضی از شما را به بعضی دیگر بچشاند.ابن اثیر می‌گوید: «مراد از «شِیَعا» همان تفرقه میان امّت اسلامی است»(6). و به پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله دستور می‌دهد که با افرادی که دچار تفرقه شده و در اختلاف خود اصرار می‌ورزند، رابطه نداشته باشد: «إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَی‌ءٍ إِنَّمَآ أَمْرُهُمْ إِلَی اللَّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُوا یَفْعَلُونَ »(7)؛ کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آن‌ها نداری! سر و کار آن‌ها تنها با خداست سپس خدا آن‌ها را از آن چه انجام می‌دادند، باخبر می‌کند.او به مسلمان‌ها فرمان می‌دهد که همانند مشرکانی که دچار تفرقه شده وبه اختلاف خود می‌بالند، نباشند: «وَ لاَ تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ * مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبِ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ »(8)؛ نباشید از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! و (عجب این‌که) هر گروهی به آن‌چه نزد آن‌هاست (دل‌بسته و) خوش‌حال‌اند!۳. نگرانی رسول گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله از اختلاف امّت:هرگونه اختلاف میان امّت اسلامی موجب نگرانی حضرت بود؛ سیوطی و دیگران آورده‌اند: مردی به نام «شاس بن قیس» که پرورش یافته دوران جاهلیّت بود و کینه و حسد مسلمانان در سینه‌اش شعله می‌کشید، یک نفر جوان یهودی را تحریک کرد که میان دوقبیله بزرگ اسلامی اوس و خزرج، اختلاف ایجاد کند.این یهودی جنگ‌ها و درگیری‌های زمان جاهلیّت را برای افراد دو قبیله یادآور شد و آتش فتنه را روشن ساخت به طوری که آنان شمشیر به دست گرفته و در برابر هم صف‌آرایی کردند.رسول گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله از این قضیه مطلع شد، به همراه تعدادی از مهاجران و انصار در محل درگیری حاضر شد و فرمود:یا معشر المسلمین، اللّه اللّه ، أبدعوی الجاهلیّهِ وأنا بین أَظْهُرِکم؟ بعد إذ هداکم اللّه إلی الإسلام وأکرمکم به، وقَطَع به عنکم أمرَ الجاهلیّهِ ، وَاسْتَنْقَذَکم به من الکفر، وألَّف به بینکم ، تَرْجِعُون إلی ما کنتم علیه کفّارا؛ ای مسلمانان ، آیا خدا را فراموش کرده‌اید و شعار جاهلیّت سر می‌دهید با این که هنوز در میان شما حضور دارم. پس از آن که خداوند شما را به نور اسلام هدایت کرد و به شما ارزش داد و فتنه‌های دوران جاهلیّت را ریشه‌کن ساخت و از کفر، رهایی بخشید و میان شما الفت و برادری برقرار کرد، شما دوباره می‌خواهید به دوران کفر جاهلی برگردید؟در اثر سخنان رسول گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله متوجّه شدند که این فتنه، توطئه شیطانی است، از این کار خویش پشیمان شده و سلاح‌ها را به زمین گذاشتند و در حالی که اشک از دیدگانشان جاری بود، دست در گردن هم انداختند و هم‌دیگر را غرق بوسه ساخته و در معیت رسول گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله به طرف منازل خود بازگشتند(9).۴. دعوت به اختلاف، از آثار شوم جاهلیت:پس از پیروزی مسلمانان در جنگ بنی المصطلق، میان مردی از انصار و مهاجر اختلاف افتاد، مرد انصاری فریاد برآورد و قبیله خود را به کمک خواست و مرد مهاجر نیز با فریاد خود مهاجران را به استمداد طلبید، وقتی این سخن به گوش پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله رسید، فرمود:این سخن زشت و قبیح را کنار بگذارید، چون این رفتارِ دوران جاهلیّت می‌باشد و خداوند متعال، مؤمنان را برادر یک‌دیگر قرار داده و از یک حزب و یک گروه به حساب آورده، تمام فریاد خواهی‌ها در هر زمان و مکان، باید به صلاح اسلام و مسلمانان صورت گیرد، نه این که به صلاح یک دسته و به ضرر دسته دیگر انجام پذیرد و پس از این، هر کس چنین شعار جاهلی سر دهد، مورد نکوهش قرار گرفته و تعزیر خواهد شد(10).علی (علیه السلام) بزرگ منادی و عامل وحدت علی علیه‌السلام پس از رحلت پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله خلافت و امامت را حقّ مسلّم خویش می‌دانست و معتقد بود که ربایندگان خلافت، در حقّ او جفا کرده‌اند: «ما زلت مظلوما منذ قَبَض اللّهُ نَبِیَّه صلی‌الله‌علیه‌وآله »(11). او برای اثبات حقّانیّت خود از هیچ کوششی دریغ ننمود و برای رسیدن به حقّ مسلّم خود از همه یاری طلبید(12)، حتّی همسر خود را سوار بر مرکبی نموده و به درِ خانه مهاجران رفت و از آنان استمداد نمود(13) ولی متأسّفانه به ندای حضرت پاسخ مثبت ندادند و حضرت جز اهل بیت خویش، کمک و یاوری نداشت و مصلحت ندید که آنان را در مقابل شمشیر مخالفان قرار دهد(14). علی علیه‌السلام چشم خود را در حالی که پر از خار بود فرو بست و با استخوانی مانده در گلو، جام تلخ خانه‌نشینی را نوشید(15).آری، امیر مومنان علیه‌السلام همین که احساس کرد زمینه برای احقاق حقّ مسلّمش فراهم نیست و قیام او جز تفرقه میان امّت اسلامی حاصل دیگری ندارد(16) سخت‌ترین مصیبت‌ها را که به مانند تحمّل خار در چشم بود و جانکاه‌ترین دوران را که به منزله استخوان در گلو بود، سپری نمود(17)، ولی حاضر نشد وحدت و انسجام جامعه اسلامی پاشیده شود و حاصل تلاش بیست و سه ساله پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله توسّط منافقان و از دین برگشتگان و سیلی خوردگان از اسلام، از بین برود؛ بلکه در هر موردی که تشخیص می‌داد ره‌نمودهای او به صلاح اسلام و جامعه اسلامی است از هر گونه مساعدت مضایقه نکرد(18).علی علیه‌السلام با این که در باره خلیفه اوّل و دوّم نظریه مثبتی نداشت و بنا به نقل صحیح مسلم که معتبرترین و صحیح‌ترین کتاب اهل سنّت بعد از قرآن است؛ علی علیه‌السلام معتقد بودند که آن دو دروغ‌گو، فریب‌کار و خائن هستند(19). ولی وجود این اعتقاد هم باعث نشد که حضرت بدون داشتن نیروی کافی در برابر آنان بایستد و موجب ضعف و تباهی امّت اسلامی شود.آثار شوم اختلاف از دیدگاه امام علی (علیه‌السلام) ۱. عامل انحراف فکری:علی علیه‌السلام بر این باور بود که «الْخِلاَفُ یَهْدِمُ الرَّأْیَ»(20)؛ انسان در محیط آرام می‌تواند نظریه درست ارائه دهد ولی در جوّ آکنده از برخورد و اختلاف، دچار انحراف و کج فکری می‌شود.۲. نشانه بطلان قطعی یکی از دو طرف:علی علیه‌السلام معتقد بود که دچار اختلاف شدن همان پیمودن راه باطل بیش نیست و می‌فرمود:مَا اخْتَلَفَ دَعْوَتان إلاّ کانَتْ إحْداهُما ضَلالَه(21)؛ اگر دو نظریّه در برابر هم قرار گرفت، قطعاً یکی از آن دو باطل است.یعنی همواره حقّ در برابر باطل است و این دو هرگز با هم جمع نمی‌شوند.۳. زمینه ساز تسلط شیطان:علی علیه‌السلام برای این که نشان بدهد که تفرق گرایی، نتیجه‌ای جز طعمه شیطان شدن نیست، می‌فرمود:وَالْزَمُوا السَّوَادَ الاْءَعْظَمِ فَإِنَّ یَدَ اللّهِ مَعَ الْجَمَاعَهِ. وَ إِیَّاکُمْ وَالْفُرْقَهَ! فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّیْطَانِ، کَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ(22)؛ ملازم جامعه اسلامی باشید، چون دست خدا همواره با جماعت است و از تفرقه به‌پرهیزید، زیرا گروه اندک، طعمه شیطان می‌شود، همان‌طوری که گوسفند رها شده از گلّه، نصیب گرگ می‌شود.۴. نشانه پلیدی باطن:علی علیه‌السلام برای اثبات پستی و پلیدی تفرقه و اختلاف می‌فرمود:«وَإِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَی دِینِ اللّهِ، مَا فَرَّقَ بَیْنَکُمْ إِلاَّ خُبْثُ السَّرَائِرِ، وَسُوءُ الضَّمَائِرِ»(23)؛ همانا شما برادران دینی یکدیگرید؛ چیزی جز درون پلید، و نیّت زشت، شما را از هم جدا نساخته است.۵. زمینه ساز فتنه:علی علیه‌السلام به خوبی می‌دانست که شیطان با فراهم ساختن زمینه اختلاف، بستر فتنه را می‌گستراند و می‌فرمود:«إِنَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ، وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَهً عُقْدَهً، وَیُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَهِ الْفُرْقَهَ، وَبِالْفُرْقَهِ الْفِتْنَهَ»(24)؛ همانا شیطان، راه‌های خود را به شما آسان جلوه می‌دهد، تا گره‌های محکم دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید، و به جای وحدت و هماهنگی، بر پراکندگی شما بیفزاید.۶. وجوب نابودی اختلاف افکن:علی علیه‌السلام فرمود:«أَلاَ مَنْ دَعَا إِلَی هذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ، وَلَوْ کَانَ تَحْتَ عِمَامَتِی هذِهِ»(25)؛ آگاه باشید هر کس که مردم را به این شعار «تفرقه و جدایی» دعوت کند او را بکُشید هر چند که زیر عمامه من باشد.آیا بحث امامت اختلاف انگیز است؟ شاید به ذهن برخی خطور کند که طرح مسائل اختلافی میان شیعه و سنّی و یا شیعه و وهّابیّت با جریان وحدت میان مسلمانان منافات دارد و زمینه رنجش خاطر بعضی را فراهم می‌آورد و یا این که موجب تفرقه گردد.شهید مطهّری در این باره می‌گوید:به هر حال طرف‌داری از تز «اتّحاد اسلامی» ایجاب نمی‌کند که در گفتن حقایق کوتاهی شود، آن چه نباید صورت گیرد، کارهایی است که احساسات و تعصّبات و کینه‌های مخالف را برمی‌انگیزد، امّا بحث علمی سروکارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات(26).حضرت آیه اللّه العظمی مکارم شیرازی می‌فرماید:بعضی تا سخن از مسئله امامت به میان می‌آید فوراً می‌گویند: امروز، روز این حرف‌ها نیست!امروز روز وحدت مسلمین است و گفت‌وگو از جانشین پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مایه تفرقه و پراکندگی است.ما امروز دشمنان مشترکی داریم که باید به فکر آن‌ها باشیم؛ صهیونیسم و استعمار غرب و شرق و بنابراین، این مسائل اختلافی را باید کنار بگذاریم؛ ولی این طرز تفکّر مسلماً اشتباه است زیرا:اوّلاً: آن‌چه مایه اختلاف و پراکندگی است جرّ و بحث‌های تعصب‌آمیز و غیر منطقی و پرخاش‌گری‌های کینه‌توزانه است. ولی بحث‌های منطقی و مستدل و دور از تعصّب و لجاجت و پرخاشگری، در محیطی صمیمانه و دوستانه، نه تنها تفرقه انگیز نیست، بلکه فاصله‌ها را کم می‌کند و نقاط مشترک را تقویت می‌نماید.من در سفرهای خود به حجاز برای زیارت خانه خدا کراراً بحث‌هایی با علما و دانشمندان اهل سنّت داشته‌ام، هم ما و هم آن‌ها احساس می‌کردیم این بحث‌ها نه تنها سوءِ اثری در مناسبات ما ندارد؛ بلکه باعث تفاهم و خوش‌بینی بیشتر می‌شود، فاصله‌ها را کمتر می‌کند و کینه‌های احتمالی را از سینه‌ها می‌شوید.مهم این است که در این بحث‌ها روشن می‌شود ما با یک‌دیگر نقطه‌های مشترک فراوانی داریم که می‌توانیم در برابر دشمنان مشترک، روی آن تکیه و تأکید کنیم(27).حضرت آیه اللّه العظمی فاضل لنکرانی رحمه‌الله در پیام خود به مناسبت ایّام فاطمیّه سال ۱۳۸۲ فرمود:«بزرگداشت شهادت این بانوی بزرگوار که اوّلین و باشخصیت‌ترین شهیده راه ولایت است، تجدید عهد با مقام شامخ ولایت که اکمال دین و اتمام نعمت خداوند با آن است، می‌باشد… .در این‌جا تذکّر مجدّد این نکته را لازم می‌دانم که تعظیم این ایّام و به‌پا داشتن مجالس عزا و مصیبت از سیره مسلّمه و عملی امام خمینی ـ رضوان اللَّه تعالی علیه ـ بود و این امر ارتباطی به قضیّه وحدت ندارد.مسئله وحدتی راکه امام بزرگوار و آیه اللّه بروجردی ـ قدس‌سرّهما ـ بر آن تأکید داشتند نه به این معنا است که شیعه نسبت به اعتقادات مسلّمه خود سکوت کند یا آن را نادیده بگیرد بلکه مقصود وحدت تمامی مسلمین در برابر استکبار جهانی است که داعیه قدرت منحصره دارد و با الهام از صهیونیزم در فکر فرو پاشیدن مبانی متقن اسلام است.اینک بر عموم شیعیان است که در روز سوم جمادی الثانیه که از طرف دولت جمهوری اسلامی تعطیل رسمی است، محافل و مجالس عزا اقامه نموده و با دستجات عزادار در کوچه‌ها و خیابان‌ها ظاهر شوند تا گوشه‌ای از حقِّ آن شهید را ادا کرده باشیم».ایشان در پیام خود به مناسبت فاطمیّه سال ۱۳۸۱ نیز فرمودند: «صحیح است که مسئله وحدت مورد تأکید معمار بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی قدس‌سره بود؛ امّا مقصود آن حضرت این نبود که شیعه از مبانی اعتقادی متقن و محکم خویش دست بردارد و شاهد کذب و دروغ حتّی نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام باشد(28).نظر امام جمعه زاهدان:مولوی عبدالحمید امام جمعه زاهدان در خطبه نماز جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۸۵، گفتند:«هرکسی هر استدلالی دارد باید در چارچوب عقل و منطق مطرح کند و کسی گلایه ندارد، ولی توهین به مقدّسات در هیچ مذهبی جایز نیست و هرکسی که روا بداند این برخلاف نص قرآن و سنّت است، ما حتّی‌به مقدّسات یهود و نصاری هم نباید اهانت کنیم»(29).پی نوشت:(1) انفال (۸) آیه ۶۰.(2) آل عمران (۳) آیه ۱۰۳.(3) أنبیاء (۲۱) آیه ۹۲.(4) حجرات (۴۹) آیه ۱۰.(5) انعام (۸) آیه ۶۵.(6) النهایه فی غریب الحدیث، ج ۲، ص ۵۲۰.(7) انعام (۸) آیه ۱۵۹.(8) روم (۳۰) آیه ۳۲.(9) «فعرف القوم أنها نزغه من الشیطان وکید من عدوهم لهم فألقوا السلاح وبکوا وعانق الرجال بعضهم بعضاً ثمّ انصرفوا مع رسول الله صلی الله علیه وسلم سامعین مطیعین قد أطفأ الله عنهم کید عدوّ اللّه شاس». در المنثور، ج ۲، ص ۵۷؛ جامع البیان، ج ۴، ص ۳۲؛ فتح القدیر، ج ۱، ص ۳۶۸؛ تفسیر آلوسی، ج ۴، ص ۱۴ و أسد الغابه، ج ۱، ص ۱۴۹.(10) «دعوها فإنّها منتنه … یعنی أنّها کلمه خبیثه، لأنّها من دعوی الجاهلیّه واللّه سبحانه جعل الموءمنین إخوه وصیّرهم حزبا واحدا، فینبغی أن تکون الدعوه فی کلّ مکان وزمان لصالح الإسلام والمسلمین عامّه لا لصالح قوم ضدّ الآخرین، فمن دعا فی الإسلام بدعوی الجاهلیه یُعزّر». سیره نبویّه، ج ۳، ص ۳۰۳، غزوه بنی‌المصطلق و مجمع البیان، ج ۵، ص۲۹۳، رسائل و مقالات، ج ۱، ص ۴۳۱.(11) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۲۸۳، الشافی فی الإمامه، ج ۳، ص ۱۱۰. ر.ک: الامامه والسیاسه، تحقیق الشیری، ج ۱ ص ۶۸، تحقیق الزینی، ج ۱، ص ۴۹ و بحارالأنوار، ج ۲۹، ص ۶۲۸.(12) ابن قتیبه دینوری نقل می‌کند: علی علیه‌السلام در همان روزهای اوّل رحلت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و نشستن ابوبکر بر مسند خلافت مهاجران را مورد خطاب قرار داد و حقّانیّت خود را برای آنان بازگو کرد و شایستگی خود را برای مسند خلافت مطرح نمود. سخنان حضرت آن چنان در مخاطبان تأثیر گذاشت که بشیر بن سعد گفت: یاعلی! اگر انصار پیش از بیعت با ابوبکر این سخن تو را می‌شنید، حتّی دو نفر در حقّانیّت تو اختلاف نمی‌کرد.مشروح سخنان حضرت این چنین است: «اللّه اللّه یا معشر المهاجرین! لاتخرجوا سلطان محمّد فی العرب عن داره وقعر بیته، إلی دورکم وقعور بیوتکم، ولا تدفعوا أهله عن مقامه فی الناس وحقّه، فواللّه یا معشر المهاجرین، لنحن أحقّ الناس به. لأنّا أهل البیت، ونحن أحقّ بهذا الأمر منکم ما کان فینا القارئ لکتاب اللّه، الفقیه فی دین اللّه، العالم بسنن رسول اللّه، المضطلع بأمر الرعیّه، المدافع عنهم الأمور السیّئه، القاسم بینهم بالسویّه، واللّه إنّه لفینا، فلا تتّبعوا الهوی فتضلّوا عن سبیل اللّه، فتتزدادوا من الحقّ بعداً».بشیر بن سعد الأنصاری گفت: «لو کان هذا الکلام سمعته الأنصار منک یا علی قبل بیعت‌ها لأبی بکر، ما اختلف علیک اثنان». الامامه والسیاسه، تحقیق الزینی، ج ۱، ص ۱۹.(13) ابن قتیبه می‌گوید: «وخرج علی ـ کرم اللّه وجهه ـ یحمل فاطمه بنت رسول اللّه [ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم [ علی دابّه لیلاً فی مجالس الأنصار تسألهم النصره، فکانوا یقولون: یا بنت‌رسول اللّه! قدمضت بیعتنا لهذا الرجل ولو أنّ زوجک وابن عمک سبق إلینا قبل أبی بکر ما عدلنا به.فیقول علی ـ کرم اللّه وجهه ـ : أفکنت أدع رسول اللّه [ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ] فی بیته لم أدفنه، وأخرج أنازع الناس سلطانه؟ فقالت فاطمه: ماصنع أبوالحسن إلا ما کان ینبغی له، ولقد صنعوا ما للّه حسیبهم وطالبهم». الامامه والسیاسه، تحقیق الزینی، ج ۱، ص ۱۹.(14) علی علیه‌السلام در خطبه ۲۱۷ نهج البلاغه می‌فرماید: «فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی مُعِینٌ إِلاّ أَهْلُ بَیْتِی فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ»؛ پس از وفات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و بی‌وفایی یاران به اطراف خود نگاه کرده یاوری جز اهل‌بیت خود ندیدم که اگر یاری کنند، کشته خواهند شد و به مرگ آنان رضایت ندادم.(15) مولا علی علیه‌السلام فرمود: «وَ أَغْضَیْتُ عَلَی الْقَذَی وَ شَرِبْتُ عَلَی الشَّجَا وَ صَبَرْتُ عَلَی أَخْذِ الْکَظَمِ وَ عَلَی أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ؛ چشم پر از خار و خاشاک را ناچار فرو بستم و با گلویی که استخوان شکسته در آن گیر کرده بود، جام تلخ حوادث را نوشیدم و خشم خویش فرو بردم و بر نوشیدن جام تلخ‌تر از گیاه حنظل، شکیبایی نمودم». نهج البلاغه، خطبه ۲۱۷.(16) علی علیه‌السلام فرمود: «وأیم اللّه لولا مخافه الفرقه بین المسلمین … لکنّا علی غیر ما کنّا لهم علیه؛ اگر ترس تفرقه میان مردم نبود با هیئت حاکمه طور دیگر برخورد می‌کردم». ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۳۰۷ و مفید ارشاد، ج ۱، ص ۲۴۵.(17) حضرت در خطبه سوم نهج البلاغه می‌فرماید: «صبرت وفی العین قذی وفی الحلق شجی أری تراثی نهبا»؛ صبر پیشه کردم در حالی که خار در چشم و استخوان در گلویم بود و می‌نگریستم که چگونه حقّ و میراث مرا به غارت می‌برند.(18) نهج البلاغه، نامه ۶۲: «حَتَّی رَأَیْتُ رَاجِعَهَ النَّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الاْءِسْلاَمِ، یَدْعُونَ إِلَی مَحْقِ دِینِ مُحَمَّدٍ [ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ] فَخَشِیتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الاْءِسْلاَمَ وَ أَهْلَهُ أَنْ أَرَی فِیهِ ثَلْما أَوْ هَدْما… فَنَهَضْتُ فِی تِلْکَ الاْءَحْدَاثِ حَتَّی زَاحَ الْبَاطِلُ وَزَهَقَ، وَاطْمَأَنَّ الدِّینُ وَتَنَهْنَهَ؛ تا آن‌جا که دیدم گروهی از اسلام بازگشته، می‌خواهند دین محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله را نابود سازند، پس ترسیدم که اگر اسلام و طرف‌دارانش را یاری نکنم، رخنه‌ای در آن ببینم یا شاهد نابودی آن باشم … پس در میان آن آشوب و غوغا بپاخاستم تا آن که باطل از میان رفت و دین استقرار یافته، آرام شد».(19) بنا به نقل مسلم، عمر بن خطّاب خلیفه دوم، جناب عباس و حضرت علی علیه‌السلام را خطاب کرده و می‌گوید:«فَلَمَّا تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله قَالَ أَبُو بَکْرٍ أَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله … فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا… ثُمَّ تُوُفِّیَ أَبُو بَکْرٍ وَأَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله وَوَلِیُّ أَبِیبَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا… ؛ پس از رحلت رسول گرامی [ صلی‌الله‌علیه‌وآله ]که ابوبکر گفت خلیفه پیامبر است نظر شما دو نفر این بود که وی دروغ‌گو، گنه‌کار، فریب‌کار و خائن هست و هم چنین پس از فوت ابوبکر، من (عمر) گفتم که خلیفه پیامبر و ابوبکر هستم، شما مرا نیز دروغ‌گو، گنه‌کار، فریب‌کار و خائن دانستید. صحیح مسلم، ج ۵ ص ۱۵۲، ح ۴۴۶۸، کتاب الجهاد، باب ۱۵، حکم الفئ.(20) نهج البلاغه، حکمت ۲۱۵.(21) نهج البلاغه، حکمت ۱۸۳.(22) نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶.(23) نهج البلاغه خطبه ۱۱۳.(24) نهج البلاغه خطبه ۱۲۱.(25) نهج البلاغه خطبه ۱۲۷.(26) همان، ص ۱۹.(27) پنجاه درس اصول عقائد، ص ۲۲۷.(28) به نقل از: سایت معظّمٌ له.(29) به نقل از: سایت رسمی حوزه علمیّه زاهدان sonnionain.com

نوشته قبلی

وهابیت در بستر تاریخ

نوشته‌ی بعدی

تشابهات رفتارى وهابیت با خوارج

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

تشابهات رفتارى وهابیت با خوارج

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا