7 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

ازدواج با خديجه

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

خديجه ( س ) دختر خويلد بود و از طرف پدر با رسول خدا ( ص ) عموزاده و نسب هر دو به قصّي بن كلاب مي رسيد .     خديجه از نظر نسب از خانواده هاي اصيل و اشراف مكه بود . از اين رو وقتي بزرگ شد خواستگاران زيادي داشت . بنا به نقل اهل تاريخ سرانجام او را به عقد عتيق بن عائد مخزومي در آوردند ، ولي چند سالي از اين ازدواج نگذشته بود كه عتيق از دنيا رفت و سپس شوهر ديگري كرد كه او را ابوهاله بن منذر اسدي مي گفتند . 
   خديجه از شوهر دوم دختري پيدا كرد كه نامش را هند گذارد و بدين جهت خديجه را امّ هند مي ناميدند .     شوهر دوم خديجه نيز پس از چند سال از دنيا رفت و ديگر تا سن چهل سالگي شوهر نكرد ، تا وقتي كه به ازدواج رسول خدا ( ص ) درآمد .     در پاره اي از تواريخ است كه ابوطالب مهرية خديجه را بيست شتر قرار دارد و در تاريخ ديگري است كه مهريه پانصد درهم پول بوده است . خداوند از خديجه دو پسر و چهار دختر به آن حضرت عنايت فرمود .     پسران آن حضرت عبارت بودند از قاسم و عبدالله و دختران : زينت ، ام كلثوم ، رقيه و فاطمه زهرا ( س ) . (1)     تجدد بناي كعبه و حكميت رسول خدا              از اتفاقاتي كه پس از ازدواج با خديجه تا بعثت پيش آمد داستان تجديد بناي كعبه و حكميّت رسول خدا ( ص ) است . ده سال پس از ازدواج با خديجه سيلي بنيان كن از كوه هاي مكه سرازير شد و وارد مسجد گرديد و قسمتي از ديوار كعبه را شكافت و ويران كرد . از سوي ديگر كعبه سقف نداشت و ديوارهاي اطراف آن نيز كوتاه بود و ارتفاع آن كمي بيشتر از قامت يك انسان بود . همين موضوع سبب شد تا در آن روزگاران سرقتي در خانة كعبه واقع شد ، و اموال و جواهرات كعبه را كه در چاهي درون كعبه بود بدزدند . با اينكه پس از چندي سارق را پيدا كردند و اموال را از او گرفتند و دستش را به جرم دزدي بريدند ، اما همين سرقت ، قريش را به فكر انداخت تا سقفي براي خانة كعبه بزنند ، ولي اين تصميم به بعد موكول شد . براي انجام اين منظور ناچار بودند ديوارهاي اطراف را خراب كنند و از نو تجديد بنا كنند .     مشكلي كه سر راهشان بو ، يكي نبودن چوب و تخته اي كه بتوانند با آن سقفي بر روي ديوارهاي كعبه بزنند و ديگر وحشت از اينكه اگر بخواهند ديوارها را خراب كنند ، مورد غضب خداي تعالي قرار گيرند و اتفاقي بيفتد كه نتوانند اين كار را به پايان برسانند .     مشكل اول با يك اتفاق غير منتظره كه پيش بيني نكرده بودند حلّ شد و چوب و تختة آن تهيّه گرديد و آن اتفاق اين بود كه يكي از كشتيهاي تجّار رومي كه از مصر مي آمد در نزديكي جدّه به واسطه توفان دريا – يا در اثر تصادف با يكي از سنگهاي كف دريا شكست و صاحب كشتي كه به گفتة برخي نامش « ياقوم » بود از مرمّت و اصلاح كشتي مأيوس شد و از بردن آن صرفنظر كرد . قريش نيز كه از ماجرا خبردار شدند به نزد او رفته و تخته هاي آن را براي سقف كعبه خريداري كردند و به شهر مكه آوردند .     مشكل دوم وحشتي بود كه آنها از اقدام به خرابي و ويراني و زدن كلنگ به ديوار خانه و تجديد بناي آن داشتند و مي ترسيدند مورد خشم خداي كعبه قرار گيرند و به بلايي آسماني يا زميني دچار شوند . به همين جهت مقدمات كار كه فراهم شد و چهار سمت خانه را براي خرابي و تجديد بنا ميان خود قسمت كردند ، جرئت اقدام به خرابي نداشتند تا اينكه وليد بن مغيره به خود جرئت داد و كلنگ را دست گرفته و پيش رفت و گفت : « خدايا تو مي داني كه ما از دين تو خارج نشده و منظوري جز انجام كار خير نداريم . » اين سخن را گفت و كلنگ خود را فرود آورد و قسمتي از ديوار را خراب كرد .     مردم ديگر تماشا مي كردند و جرئت جلو رفتن نداشتند و با هم گفتند : « ما امشب را هم صبر مي كنيم . اگر بلايي براي وليد نازل نشد ، معلوم مي شود كه خداوند به كار ما راضي است و اگر ديديم وليد به بلايي گرفتار شد دست به خانه نخواهيم زد و آن قسمتي را هم كه وليد خراب كرد تعمير مي كنيم . »     فردا كه ديدند وليد صحيح و سالم از خانه بيرون آمد و دنبالة‌ كار گذشتة خود را گرفت ، ديگران نيز پيش رفته روي تقسيم بندي كه كرده بودند اقدام به خرابي ديوارهاي كعبه نمودند .     رسول خدا ( ص ) نيز در اين عمليّات بدانها كمك مي كرد تا وقتي كه ديوارهاي اطراف كعبه به وسيلة سنگهاي كبودي كه از كوههاي مجاور مي آوردند به مقدار قامت يك انسان رسيد و خواستند حجرالاسود را به جاي اولية خود نصب كنند . در اين جا بود كه ميان سران قبايل اختلاف پديد آمد و هر قبيله اي مي خواست افتخار نصب آن سنگ مقدس را به دست آورد .     دسته بندي قبايل شروع شد و هر تيره از تيره هاي قريش جداگانه مسلّح شده و مهيّاي جنگ گرديدند .     بزرگان و سالخوردگان قريش در صدد چاره جويي برآمده دنبال راه حلّي مي گشتند تا موضوع را خردمندانه حلّ كنند كه كار به جنگ و زد و خورد نكشد .     روز چهارم يا پنجم بود كه پس از شور و گفتگو همگي پذيرفتند كه هر چه ابااميه بن مغيره كه سالمندترين افراد قريش بود ، رأي دهد بدان عمل كنند و او نيز رأي داد : « نخستين كسي كه از در مسجد وارد شد در اين كار حكمي كند و هر چه او گفت همگي بپذيرند . » قريش اين رأي را پذيرفتند و چشمها به درب مسجد دوخته شد .     ناگهان محمد ( ص ) را ديدند كه از در مسجد وارد شد . جريان را به او گفتند ، فرمود : « پارچه اي بياوريد . »     پارچه را آوردند رسول خدا ( ص ) پارچه را پهن كرد و حجرالاسود را ميان پارچه گذارد . آن گاه فرمود : « هر يك از شما گوشة آن را بگيريد و بلند كنيد . » رؤساي قبايل پيش آمدند و هر كدام گوشة پارچه را گرفتند و بدين ترتيب همگي در بلند كردن آن سنگ شركت جستند . چون سنگ را محاذي جايگاه اصلي آن آوردند خود آن حضرت پيش رفته و حجرالاسود را از ميان پارچه برداشت و در جايگاه آن گذارد ، سپس ديوار كعبه را تا هيجده ذراع بالا بردند . (1)     نزديك زمان بعثت               رسول خدا ( ص ) به سن سي و هفت سالگي رسيده بود . هر روزي كه مي گذشت آن بزرگوار به خلوت كردن با خود و تفكر در اوضاع و احوال عالم خلقت علاقه نشان مي داد . در هر سال مدتي را در كوه حرا و در غار معروف آن به تنهايي و عبادت بسر مي برد و اوقات فراغت و بخصوص ساعاتي از شب را نيز به تماشاي آسمان و ستارگان خلقت كوه و صحرا و بيابانها و تفكر در آنها مي گذرانيد .     روزها به كندي مي گذشت و هنوز عمر آن حضرت به سي و هفت سال نرسيده بود كه تغيير و تحولي ناگهاني در زندگي وي پديد آمد .     شبها دير به خواب مي رفت و خوراك چنداني نداشت ، بيشتر اوقات را در درهّ هاي اطراف مكه و كوه حرا به سر مي برد و براي رفع تنهايي گاهي شتراني از شتران خديجه و يا ابوطالب را به چرا مي برد ، ولي چه در خواب و چه در بيداري احساس مي كرد كسي او را همراهي مي كند و     گاهي او را به نام صدا مي زند و مي گويد : يا محمد ! ولي همين كه حضرت به اطراف خود نگاه مي كرد كسي را مشاهده نمي نمود .     مورخين مي نويسند : شبها غالباً خوابهايي مي ديد كه در روز تعبير مي شد و همان طور كه در خواب ديده بود در خارج صورت مي گرفت ، تا سرانجام شبي در خواب ديد كسي نزد او آمد و بدو گفت : « يا رسول الله ! »     اين نخستين باري بود كه چنين خوابي ديد و اثر شگفت انگيز در وي گذاشت . سرانجام آن صدايي هاي كه مي شنيد و شبحي كه گاهي در بيابانهاي مكه در اطراف خود احساس مي كرد ، سبب شدند كه نزد خديجه رود و آنچه را در خواب و بيداري مي ديد براي خديجه تعريف كند . بالاخره روزي نزد وي آمده و اظهار داشت :     « جامه اي براي من بياوريد و مرا بدان بپوشانيد كه بر خود بيمناكم ! »     خديجه با كمال ملاطفت بدو گفت :     « نه به خدا سوگند خدا تو را هيچ گاه زبون نمي كند براي آن كه تو زندگي خود را وقف آسايش مردم كرده اي ، صلة رحم مي كني ، بار سنگين گرفتاري و قرض و بدهكاري را از دوش بدهكاران برمي داري ، به بينوايان كمك مي كني ! از ميهمانان نوازش و پذيرايي مي نمايي ، مردم را در رفع مشكلات و گرفتاريهايشان ياري مي دهي ! »(1)

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

از ولادت تا بعثت

نوشته‌ی بعدی

استقامت در سيره پيامبر اعظم (ص)

مرتبط نوشته ها

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری
برگزیده ها

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری

علی اکبر (ع) الگوی جوانان
امام زادگان

علی اکبر (ع) الگوی جوانان

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

غدیر از زبان حضرت زهرا (ع)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
اهلبیت

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

معادلۀ امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت
محور مقاومت

معادلۀ امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت

امام کاظم (ع) اسوه بشریت
امام کاظم (ع)

امام کاظم (ع) اسوه بشریت

نوشته‌ی بعدی

استقامت در سيره پيامبر اعظم (ص)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری

نماد عقلانیت حوزوی و استمرار میراث فقه جواهری

علی اکبر (ع) الگوی جوانان

علی اکبر (ع) الگوی جوانان

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم

غدیر از زبان حضرت زهرا (ع)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا