11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

از حضرت جواد الائمه عليه السلام بياموزيم (2)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نيکى به والدين
امام جواد (ع) همواره به شيعيان خود سفارش مى کرد که حقوق والدين خود را رعايت و در معاشرت با آنان با کمال ادب و احترام رفتار کنند. آن حضرت حتى به يارانش تأکيد مى کرد که اگر پدر و مادر آنان، باورهاى ناصحيح و اعتقادات فاسدى هم داشته باشند، باز هم از تکريم آنان دريغ نکنند.بکر بن صالح مى گويد که داماد من به امام محمّد تقى 7 نامه اى نوشته و در آن آورده بود: «پدرم، يک فرد ناصبى و منحرف است. او به شدت از اعتقادات خود دفاع و بر آنها پافشارى مى کند. مى خواهم نظر حضرت عالى را در باره وى بدانم. آيا با او مقابله و يا مدارا کنم؟!»امام نهم در پاسخ وى چنين نگاشت: «قَدْ فَهِمْتُ کِتَابَکَ وَ مَا ذَکَرْتَ مِنْ أَمْرِ أَبِيکَ وَ لَسْتُ أَدَعُ الدُّعَاءَ لَکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ الْمُدَارَاةُ خَيْرٌ لَکَ مِنَ الْمُکَاشَفَةِ وَ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرٌ فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ ثَبَّتَکَ اللَّهُ عَلَى وَلَايَةِ مَنْ تَوَلَّيْتَ نَحْنُ وَ أَنْتُمْ فِى وَدِيعَةِ اللَّهِ الَّتِى لَا يَضِيعُ وَدَائِعُه؛ منظور تو را از مضامين نامه ات دريافتم و به وضعيت اعتقادى پدرت واقف شدم. ان شاء اللّه تو را از دعاى خير فراموش نمى کنم. مدارا براى تو بهتر از رو در رويى و مقابله با پدر است. هر سختى، آسايش و راحتى در پى دارد. شکيبايى و بردبارى پيشه کن و صبور باش که عاقبت نيک در انتظار پارسايان است. خداوند تو را در راه محبت و ولايتِ آنان که دوستشان دارى، ثابت قدم بدارد. ما و شما در پناه رحمت الهى هستيم و او پناهندگان خود را ضايع نمى کند.»بکر بن صالح در ادامه سخن خود مى افزايد که خداوند در مدت کوتاهى، دل پدر را [در نتيجه صبر وى ] به او متمايل کرد که ديگر در هيچ موردى با پسرش مخالفت نمى کرد. [1]
جود و احسان
معروف ترين لقب پيشواى نهم شيعيان، «جواد» است. آن رهبر فرزانه را به سبب عطاى فراوانش، به اين نام خوانده اند که برگرفته از نامهاى زيباى پروردگار متعال است. در فرازى از دعاى امام صادق 7 مى خوانيم: «أنْتَ اللّهُ لا اِلَهَ اِلاَّ أنْتَ الْجَوَادُ الْمَاجِد» [2] و در فرازى از دعاى روز بيست و ششم ماه مبارک رمضان همنوا با امام زين العابدين 7 مى خوانيم: «يَا اللَّهُ يَا جَوَادً لاَ يَبْخَلْ يَا اللَّهُ لَکَ الْاَسْمَاءُ الْحُسْنَي؛ [3] خداوندا! اى بخشنده اى که در او بخل راه ندارد، خداوندا! تو داراى نامهاى زيبا هستي.»نام جواد، يادآور بخشش و احسان پروردگار متعال است که در نام مقدس حضرت امام محمّد تقى 7 بدان توجه شده است و کرامت و احسان آن حضرت و پدران بزرگوارشان را در اذهان زنده مى کند.
منشور بخشايش

آن گرامى، نامه پدرش، امام رضا (ع) را نصب العين خود قرار داد و بخششهايش را چندين برابر کرد. در آن نامه خطاب به امام جواد (ع) – که حدود 6 سال داشت – چنين آمده بود:«بَلَغَنِى أَنَّ الْمَوَالِيَ إِذَا رَکِبْتَ أَخْرَجُوکَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِيرِ فَإِنَّمَا ذَلِکَ مِنْ بُخْلٍ مِنْهُمْ لِئَلَّا يَنَالَ مِنْکَ أَحَدٌ خَيْراً وَ أَسْأَلُکَ بِحَقِّى عَلَيْکَ لَا يَکُنْ مَدْخَلُکَ وَ مَخْرَجُکَ إِلَّا مِنَ الْبَابِ الْکَبِيرِ فَإِذَا رَکِبْتَ فَلْيَکُنْ مَعَکَ ذَهَبٌ وَ فِضَّةٌ ثُمَّ لَا يَسْأَلُکَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَيْتَهُ وَ مَنْ سَأَلَکَ مِنْ عُمُومَتِکَ أَنْ تَبَرَّهُ فَلَا تُعْطِهِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسِينَ دِينَاراً وَ الْکَثِيرُ إِلَيْکَ وَ مَنْ سَأَلَکَ مِنْ عَمَّاتِکَ فَلَا تُعْطِهَا أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ دِينَاراً وَ الْکَثِيرُ إِلَيْکَ إِنِّى إِنَّمَا أُرِيدُ بِذَلِکَ أَنْ يَرْفَعَکَ اللَّهُ فَأَنْفِقْ وَ لَا تَخْشَ مِنْ ذِى الْعَرْشِ إِقْتَاراً؛ [4] پسرم! به من خبر رسيده است که خدمتکاران، تو را از در مخصوص خارج مى کنند. اين به علت بخل و تنگ نظرى آنان است که از وجود تو به مردم خيرى نرسد. تو را قسم مى دهم به حقى که برايت دارم! سعى کن از در عمومى، رفت و آمد کنى و هرگاه بيرون مى آيى، مقدارى پول نقد، طلا و نقره، همراه داشته باش و هر يک از نيازمندان که از تو درخواستى داشته باشد، به او چيزى ببخش!اگر يکى از عموهايت از تو کمک بخواهد به او کم تر از 50 دينار نده و اگر بيش تر بدهى، خود دانى و اگر عمه هايت از تو يارى بخواهند، کم تر از 25 دينار عطا نکن و اگر بيش تر دادى اختيار با توست. مى خواهم خداوند به وسيله جود و احسان تو، مقامت را والاتر بگرداند، احسان کن و بيم و هراس نداشته باش که پروردگار صاحب عرش، تو را فقير و تنگدست بگرداند.»امام هشتم 7 در نامه ديگرى به امام محمّد تقى 7 چنين توصيه مى کند: «پسرم! خدا تو را نگه دارد و از گزند دشمنانت پناه دهد. عزيزم، پدرت فدايت باد! من در اموال دنيوى ام به تو توضيح داده ام؛ در حالى که زنده و سر پا هستم. آن اموال را در اختيارت گذاشتم تا به صله رحم بپردازى و به خدمتگزاران پدرم موسى بن جعفر و جدّم امام صادق 7 احسان و نيکى کني.» [5]در اينجا مواردى از جود و احسان حضرتش را به نظاره مى نشينيم:
بخشش و هديه
على بن مهزيار مى گويد که ديدم حضرت امام جواد (ع) نماز واجب و غيرواجب خود را در يک قباى خز طارونى به جاى آورد و به من هم قباى خز ديگرى بخشيد و فرمود: «اين لباس را هنگام نماز پوشيده ام.» سپس به من فرمود: «اى علي! اين لباسِ اهدايى را هنگام نماز خواندن بپوش.» [6]محمّد بن سهل بن اليسع قمى از افرادى است که به افتخار دريافت لباس متبرک از امام نهم (ع) نائل آمده است. او در اين باره مى گويد که من در شهر مکه، مجاور بودم. از آنجا به مدينه آمدم و به حضور حضرت جواد (ع) رسيدم. در نظر داشتم که از آن امام عالى قدر درخواست کنم که به من لباسى به عنوان تبرک عنايت کند؛ امّا فرصت نشد و از محضرش خداحافظى کردم و بيرون آمدم.با خود گفتم: «حالا که نتوانستم خواسته ام را به صورت حضورى براى آقا بيان کنم، پس طى نامه اى از محضر آن گرامى، خواسته ام را طلب مى کنم.» نامه اى نوشتم و دلخواهم را در آن اظهار کردم و سپس تصميم گرفتم که به مسجد بروم و دو رکعت نماز بخوانم. آن گاه صد مرتبه به درگاه الهى استخاره کنم. اگر به دلم افتاد که نامه را به حضورش مى فرستم و اگر نيفتاد، نامه را پاره مى کنم.نماز را خواندم و بعد از نماز به دلم افتاد که نامه را به حضورش نبرم. در نتيجه آن را پاره کردم و از شهر مدينه منوّره بيرون آمدم.در همين موقع که به راه افتاده بودم، پيکى از راه رسيد. او لباسى را به همراه داشت که در بقچه اى پيچيده بود و از اهل کاروان در باره محمّد بن سهل قمى مى پرسيد تا اينکه به من رسيد و من را شناخت. به من گفت: «مولاى تو (امام جواد (ع)) اين لباس را برايت هديه فرستاده است. لباسهاى اعطايى امام 7 دو لباس نرم و نازک بود. احمد بن محمّد گفته است: «محمّد بن سهل قمى از دنيا رفت. من او را غسل دادم و در آن دو لباس اهدايى امام (ع) او را کفن کردم.» [7]آرى، پيشواى نهم را به علت جود و احسان، جواد لقب دادند. آن حضرت در عرصه بذل و بخششهاى مادى و معنوى چنان عمل مى کرد که دوست و دشمن، به ستايش حضرت، زبان مى گشودند.
خدمتگزارى و گره گشايى
خدمت به مردم از کاربردى ترين شيوه ها براى جذب دلها است؛ چرا که انسان به طور فطرى، خود را مديون کسى مى داند که به او نيکى کند و يا گرهى را از مشکلات زندگى اش باز مى کند. امام على 7 در اين باره فرمود: «أحْسِنْ اِلَى مَنْ شِئْتَ وَکُنْ أمِيرَهُ؛ [8] به هر کس مى خواهى نيکى [و خدمت] کن و امير او باش.»اکنون به مواردى از خدمتگزارى امام نهم (ع) براى اقشار مختلف جامعه اشاره مى کنيم:1. مردى از اهالى سيستان که در سفرى با امام محمّد تقى 7 همراه شده است، خاطره اى شنيدنى از آن سفر را گزارش کرده است. او مى گويد که در سال اوّل خلافت معتصم، من با امام نهم (ع) همسفر شدم و در همه موارد با هم بوديم.سر سفره غذا نشسته بوديم که عرض کردم: «فدايت شوم! فرماندار شهر ما يکى از دوستان و شيفتگان شما اهل بيت : است. مأموران او براى من ماليات نوشته اند؛ اما پرداختن آن برايم سنگين است. شما لطف کنيد و به او نامه اى بنويسيد که با من مدارا کند.» امام فرمود: «من او را نمى شناسم.» گفتم: «فدايت شوم! همانگونه که عرض کردم او از دوستداران شما اهل بيت : است. نامه شما براى من، خيلى کارساز و مشکل گشا خواهد بود.»امام کاغذى را برداشت و چنين نوشت:«بسم اللّه الرحمن الرحيم. حامل اين نامه به تو، نکته زيبايى را يادآور شد که تو به آيين پسنديده اى گرايش داري! مطمئناً تو در مقابل اعمال نيک، پاداش نيکى خواهى داشت. به برادرانت احسان کن و بدان، خداوند عزيز و جليل از ريزترين اعمال و رفتارت سؤال خواهد کرد.»مرد سيستانى در پايان مى گويد: «قبل از رسيدن من به سيستان، حسين بن عبد اللّه نيشابورى، فرماندار سيستان از نامه امام باخبر شده بود و هنگامى که من به شهرم نزديک مى شدم، هنوز دو فرسخ مانده بود که به استقبالم آمد.«نامه را به او دادم. او آن را بوسيد و روى دو چشمانش گذاشت و به من گفت: «چه مى خواهي؟» گفتم: «در دفتر محاسبات شما براى من مالياتى نوشته اند که توان پرداخت آن را ندارم.» دستور داد آن را براى من ببخشند و اضافه کرد: «تا زمانى که من فرماندار شهر شما هستم تو را از خراج و ماليات معاف کردم.» سپس از خانواده ام پرسيد و من وضعيت اقتصادى خود و خانواده ام را برايش شرح دادم. او دستور داد که در باره مشکل معيشتى من، کارهايى انجام شود و مقدارى هم به صورت نقدى به من کمک کرد. تا او زنده و در منصب فرماندارى سيستان بود، از من ماليات و خراج نگرفتند و عطايش را تا آخر از من قطع نکرد. [9]خدمت به مردم از کاربردى ترين شيوه ها براى جذب دلها است؛ چرا که انسان به طور فطرى، خود را مديون کسى مى داند که به او نيکى کند و يا گرهى را از مشکلات زندگى اش باز مى کنداساساً خدمت به مردم و رفع نيازهاى آنان در متن زندگى امامان معصوم : قرار دارد. به همين سبب، امام جواد (ع) نيز در اين عرصه، پيشتاز بود. آن بزرگوار مى فرمود: «ثَلَاثٌ يُبَلِّغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوَانَ اللَّهِ کَثْرَةُ الِاسْتِغْفَارِ وَ خَفْضُ الْجَانِبِ وَ کَثْرَةُ الصَّدَقَة؛ [10] انسان با داشتن سه خصلت پسنديده مى تواند به مقام رضوان و خشنودى الهى برسد. زياد طلب آمرزش کردن، مدارا با مردم و زياد صدقه دادن.»امام نهم (ع) در خدمت به مردم و يارى آنان از هيچ کوششى دريغ نمى کرد. کمکهاى فکرى، مادى، معنوى و حتى يافتن کار و شغل به نيازمندان، از جمله خدمات آن گرامى بود.2. داوود جعفرى از علاقه مندان و دوستان آن حضرت مى گويد که روزى به حضور امام مشرف شدم و همراه من، نامه هايى بود که نويسندگان آن بر من مشتبه شده بود و به اين دليل، به شدت ناراحت بودم. وقتى نامه ها را مقابل امام قرار دادم، اولى را برداشت و فرمود: «اين نامه زياد بن شبيب است.» دومى را برداشت و فرمود: «اين نامه فلانى است» و همين طور… .من از اين آگاهيهاى حضرت متعجب شدم. امام لبخندى زد و آن گاه به من سه هزار دينار داد و فرمود که اين مبلغ را به يکى از پسر عموهايش تحويل دهم و توصيه فرمود که بعد از گرفتن اين مبلغ، پسر عمويم از تو مى پرسد: «آيا پيشه ورى مى شناسى که من با اين مبالغ کالايى از او بخرم؟» تو نيز او را در اين زمينه راهنمايى کن!» داوود گويد: «وقتى پولها را به او دادم، از من پرسيد: «اى ابا هاشم! آيا تو بازرگانى را مى شناسى که من با او معامله اى بکنم؟» من نيز او را راهنمايى کردم.3. ساربانى نيز از من خواسته بود تا مشکل بيکارى وى را مطرح کنم و از آن حضرت يارى جويم. هنگامى که خدمتش رفتم تا در باره بيکارى وى سخنى بگويم، امام مشغول صرف غذا بود و عدّه اى هم، کنار سفره نشسته بودند.برايم ممکن نشد که با او سخن بگويم. حضرت فرمود: «اى ابا هاشم! بيا سر سفره و مقابلم غذا نهاد.» آن گاه بدون اينکه من در موضوع ساربان لب به سخن بگشايم به غلامش دستور داد: «اى غلام! ساربانى را که ابوهاشم معرفى مى کند، نزد خود نگه دار!»4. ابوهاشم در ادامه خاطرات خود از خدمت رسانى آن حضرت مى گويد که روزى همراه ايشان به بستانى رفته بوديم. به امام عرض کردم: «آقا! من به مشکل سختى گرفتار شده ام و به خوردن گل علاقه شديدى دارم.» امام سکوت کرد و بعد از سه روز بدون اينکه سخنى گفته و يا سؤالى کرده باشم به من فرمود: «اى ابا هاشم! خداوند مشکل تو را حل کرد و ميل به گل خوردن را از تو برطرف ساخت.» بر اثر دعاى امام جواد (ع) از آن روز به بعد، به شدت از گل خوردن نفرت دارم و هيچ چيزى بدتر از گل خوردن برايم نيست. [11]از منظر امام نهم (ع) خدمت رسانى به مردم بر اثر نزول رحمت الهى بر انسان است و اگر فردى در اين عرصه کوتاهى و سهل انگارى کند، ممکن است نعمتهاى الهى را از دست بدهد. به اين سبب، آن حضرت فرمود: «مَا عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللّهِ عَلَى عَبْدٍ اِلاَّ عَظُمَتْ مَئُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ فَمَنْ لَمْ يَحْتَمِلْ تِلْکَ الْمَئُونَةَ فَقَدْ عَرَّضَ تِلْکَ النِّعْمَةَ لِلزَّوَال؛ [12] نعمت خداوند بر کسى فراوان نازل نمى شود، مگر اينکه نياز مردم به او بيش تر مى شود. هر کس که در رفع اين نيازمنديها نکوشد و سختيهاى آن را تحمل نکند، نعمت الهى را در معرض زوال قرار داده است.»آن گرامى، اعمال نيک و آثار خدمت به ديگران را براى نيکوکاران مفيدتر از افراد نيازمند مى داند و مى فرمايد: «أَهْلُ الْمَعْرُوفِ إِلَى اصْطِنَاعِهِ أَحْوَجُ مِنْ أَهْلِ الْحَاجَةِ إِلَيْهِ لِأَنَّ لَهُمْ أَجْرَهُ وَ فَخْرَهُ وَ ذِکْرَهُ فَمَهْمَا اصْطَنَعَ الرَّجُلُ مِنْ مَعْرُوفٍ فَإِنَّمَا يَبْدَأُ فِيهِ بِنَفْسِهِ فَلَا يَطْلُبَنَّ شُکْرَ مَا صَنَعَ إِلَى نَفْسِهِ مِنْ غَيْرِهِ؛ [13] نيکوکاران به نيکى کردن بيش تر نياز دارند تا افراد محتاج و نيازمند؛ چرا که انسانهاى خيِّر؛ پاداش اخروى، افتخار و نام نيک را در پرونده اعمال خود ثبت مى کنند. هر کسى که به خدمتگزارى و نيک رفتارى با مردم و اهل درد مى پردازد، اوّل به خودش خير و نيکى مى رساند. پس او تشکر و قدردانى را از ديگران توقع نداشته باشد؛ زيرا آن عمل را براى خود انجام داده است.»
کمک به درماندگان
حضرت جواد الائمه (ع) در امدادرسانى به محرومان، مستضعفان و درماندگان، نهايت تلاش خود را به عمل مى آورد و تا حد امکان از آنان دستگيرى مى کرد.ابن حديد کوفى در اين باره مى گويد: «همراه عده اى از شيعيان براى زيارت و انجام مناسک حج به مکه رفتيم. هنگام برگشت، راهزنان به ما حمله کردند و تمام داراييهايمان را به غارت بردند. به زحمت خود را به مدينه رساندم و به منزل امام نهم رفتم؛ ولى از سفر و حوادث آن چيزى نگفتم.» امام جواد (ع) فرمود: «اى ابن حديد! راهزنان در منطقه عَرْج به شما حمله کردند و تمام هستى تان را به يغما بردند. شما سيزده نفر بوديد.» آن گاه آن حضرت، ما را يک به يک با نام خود و پدرانمان نام برد. گفتم: «سرورم به خدا قسم! همين طور شد که شما اشاره کرديد.»سپس امام به خادمش دستور داد براى ما لباسها و مبالغ زيادى دينار بياورد و چنين تأکيد فرمود: «اينها را ميان خود و يارانت تقسيم کن که به مقدار آن چيزى است که از شما به غارت رفته است.» ابن حديد بعد از نقل اين همه لطف و احسان امام 7 مى گويد: «من آن مبالغ اهدايى را ميان دوستان و همسفرانم تقسيم کردم و همان گونه که امام فرموده بود دقيقاً به اندازه داراييهايمان بود که قبل از حمله راهزنان داشتيم.» [14]
آزادى بردگان
رها کردن بردگان از ديگر شيوه هاى امام جواد (ع) در راستاى احسان به نيازمندان و دستگيرى از بينوايان و درماندگان بود. آن رهبر مهربان، همانند اجداد اطهار خويش، بر اين باور بود که همه انسانها آزاد آفريده شده اند و شايسته است که با اختيار و اراده خود تصميم بگيرند و صلاح و رشد خود را تشخيص دهند.اساساً برخورد رهبران الهى با موضوع بردگان از همان روز نخست ظهور اسلام بر اين مبنا بود که انسانها را از زنجير بندگى ديگران آزاد کنند و تحت عبوديت آفريدگار جهان در بياورند. برنامه هاى اسلام نيز طورى تنظيم شده است که يک انسان مسلمان با انجام آنها از تمام قيدها و وابستگيهاى مجازى، رها شود و فقط به قدرت بى منتهاى حضرت حق بپيوندد.عبد الجبار بن مبارک نهاوندى از ياران امام محمّد جواد (ع) مى گويد که در سال 209 ق به محضر آن حضرت رفتم و پرسيدم: «فدايت شوم! من شنيده ام پدران معصوم شما فرموده اند که اگر مسلمانان به فرمان حاکمان غاصب و غيرامام در جنگ شرکت کنند و پيروز شوند، تمام غنيمتها بايد در اختيار امام معصوم 7 قرار گيرد. آيا چنين روايتى صحيح است؟» امام محمّد تقى 7 فرمود: «آرى، درست است.»گفتم: «فدايت شوم من در بعضى پيروزيهاى مسلمانان به رهبرى خلفاى جور، اسير شدم و به عنوان غنيمت جنگى مرا به بندگى کشيدند؛ اما سرانجام، طبق قوانين شرعى و عقود اسلامى از دست مالکان خود آزاد شدم؛ اما وقتى مسئله را فهميدم متوجه شدم که غنايم جنگى به امام معصوم 7 مى رسد. من آمده ام که شما مرا به عنوان عبد و برده خود بپذيريد.»امام جواد (ع) فرمود: «پذيرفتم.»وقتى خواستم به حج بروم، دوباره به محضر امام رفتم و عرضه داشتم: «من غلام شما هستم و غلام، بدون اجازه مولايش نمى تواند کارى انجام دهد. حج رفته و ازدواج کرده و در ميان مسلمانان نيز به کسب درآمد مشغول بوده ام. اکنون من در اختيار شما هستم.» امام محمّد جواد (ع) فرمود: «به شهر و ديار خود برو، حج و ازدواج و اشتغال تو، همه اش صحيح و حلال است.»عبد الجبار مبارک نهاوندى در ادامه مى افزايد، هنگامى که سال 213 ق رسيد. بار ديگر به حضور امام نهم (ع) رفتم و دوباره عبوديت خود را به امام عرضه داشتم. حضرت فرمود: «تو در راه خدا آزادي!» گفتم: «قربانت شوم! اين را برايم بنويس!» فرداى آن روز امام اين گونه نوشته بود:«بسم اللّه الرحمن الرحيم. اين نامه را محمّد بن على هاشمى علوى در باره آزادى بنده اش عبد اللّه بن مبارک نگاشته است. اى عبد اللّه بن مبارک! من تو را در راه خدا و به سبب روز قيامت آزاد کردم و تو مولايى به غير از خداوند ندارى و هيچ کس مالک تو نيست. تو از دوستان من و دوستان امامان بعد از من هستي!» [15]
پناه نيازمندان
خانه امام جواد (ع) ملجأ و مأواى درماندگان، گرفتاران و حاجتمندان بود. هر کسى به نيتى به منزل آن گرامى وارد مى شد و بسيار اتفاق مى افتاد که قبل از اظهار گرفتارى و خواسته خود، امام از راز نهانى او خبر دهد و گره از مشکلات زندگى اش باز کند. در نتيجه، غبار غم از دل ايشان زدوده مى شد و با نشاط و سرور از منزل امام بيرون مى رفتند. [16]
——————————————–پى نوشت ها :

[1]. بحار الانوار، علامه مجلسى، چاپ مؤسسة الوفاء، بيروت، لبنان، 1404 ه . ق، ج50، ص55.[2]. الکافى، ج 2، ص 538.[3]. اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، دار الکتب الاسلاميه، ص 225.[4]. الکافى، ج 4، ص 43.[5]. تفسير عياشى، محمّد بن مسعود عياشى، تهران، چاپخانه علميه، ج 1، ص 131.[6]. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، نشر جامعه مدرّسين، ج 1، ص 262 و وسائل الشيعه، ج 4، ص 359.[7]. بحار الانوار، ج 50، ص 44 و فتح الابواب، علامه مجلسى، بيروت، مؤسسة الوفا، 1404 ق، ص 243.[8]. شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحکم، ج 7، ص 70، باب الاحسان.[9]. تهذيب الاحکام، محمّد بن حسن طوسى، دارالکتب الاسلاميه، ج 6، ص 334.[10]. بحارالأنوار، ج75، ص81.[11]. الکافى، کتاب الحجه، مولد ابوجعفر ثانى 7، ح 5.[12]. بحارالأنوار، ج75، ص79.[13]. همان.[14]. الخرائج، ج 2، ص 668، موسوعة الامام الجواد (ع)، قم، مؤسسه وليّ عصر (4)، 1411 ق، ج 1، ص 285.[15]. مستدرک الوسائل، محدث نورى، قم، مؤسسه آل البيت، 1408 ق و الامام الجواد من المهد الى اللحد، ص 189، محمّد کاظم قزوينى، قم، نشر لسان الصدق، 1426 ق، ج 7، ص 300.[16]. الکافى، مولد ابى جعفر الثانى، ح 5.

 منبع : مبلغان، تير و مرداد 1388 – شماره 117

نوشته قبلی

امام جواد عليه السلام و ادب بحث علمى با مخالفان

نوشته‌ی بعدی

از حضرت جواد الائمه عليه السلام بياموزيم (1)

مرتبط نوشته ها

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان
ویژه جنگ رمضان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع
بیراهه انحراف

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)
امام زادگان

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار
نهضت های شیعی

ارزیابی قیام مختار

پاسخ به شبهات حدیث غدیر
غدیر خم

غدیر و فلسفه سیاسی اسلام

مهندسی فرهنگ عاشورا
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

نوشته‌ی بعدی

از حضرت جواد الائمه عليه السلام بياموزيم (1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا