۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home جغرافیای شیعه

استعمار انگلیس و حکومت شیعی اَوَد(۱۷۲۲-۱۸۵۶م)(۱)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

از دیگر شخصیت های تحت نفوذ انگلیسی ها تفضل حسین خان کشمیری بود که بنا به گفته ای در ترجیح دادن منافع انگلیسی ها بر حکومت اود، تردیدی به خود راه نمی داد (Qureshi, Ibid , p.151) مشکل دیگر، بحث بدهی های آصف الدوله به انگلیسی ها بود که همواره یکی از دغدغه ها و نقاط ضعف او در اطاعت از انگلیسی ها محسوب می شد. این بدهی ها که از طریق حساب سازی بابت هزینه های سپاه انگلیسی و نظایر آن دائماً میزان آن رو به افزایش بود، از سال ۱۷۴۶م به بعد تعادل موجود بین نوابان اود و زمینداران بزرگ را به هم زد؛ به این صورت که اخاذی های انگلیسی ها به بهانه های مختلف، موجب افزایش مالیات ها می شد؛ در نتیجه ملاکان که از افزایش روزافزون مالیات ها خشمگین بودند، از پرداخت مالیات خودداری می کردند و دست به شورش می زدند. شورش آنها از یک سو باعث اخلال و کاهش مالیات می شد و از سوی دیگر انگلیسی ها با کمک به سرکوب این شورش ها، هزینه های جدیدی برای نواب به وجود می آوردند؛ در نتیجه نواب همواره مقروض، از هر حیث تسلیم آنها می شد(Tuk, 1998,p.123)درآمد سالیانه اود در آغاز نفوذ انگلیسی ها، سه میلیون لیره استرلینگ بود که با گسترش یافتن نفوذ انگلیسی ها در سال ۱۷۷۹ م درآمد آن به یک میلیون و پانصد هزار لیره استرلینگ کاهش یافت. در همین سال، بنا به گزارش یک انگلیسی مستقر در اود ، از این یک میلیون و پانصد هزار لیره چیزی حدود یک میلیون و سیصد هزار لیره آن بابت بخشی از قروض به کمپانی داده شد و تنها یکصد و چهل هزار لیره برای مخارج دربار و خانواده نواب و کارهای اداری و هزینه های عمومی باقی ماند(Bruke, 2007,p.95) در این شرایط، هنگامی که هستینگز به نواب فشار آورد تا بخشی دیگر از طلب هایش را به کمپانی بپردازد، نواب طی نامه ای به فرمانروای انگلیسی نوشت :«دو سال است که خانواده نواب سابقه در تنگی معیشت افتاده و معاش عمال دولت معوق مانده، تأدیه قروض محال گردیده، مالیات یک میلیون کسر کرده و زراعت خراب شده »است. او در ادامه می گوید :«من اکنون با قلت عایدی که دارم، از عهده مصارف اهل و عیال خود نیز به در شدن نمی توانم».پاسخ هستینگز کوتاه و مختصر بود :«خوبی و بدی زندگانی نواب به من ارتباط ندارد؛ چیزی که به من مربوط است، احتیاج عظیمی است که به پول دارم» و به دنبال آن شخصاً به اود رفت و آصف الدوله را مجبور کرد تا با شکنجه اهل حرم خود، پول به دست بیاورد. ظاهراً اقدام هستینگز موفقیت آمیز بود؛ چه اینکه از فروش زیور آلات و وسایل اهل حرم، مبلغی به ارزش ۵۵۰ هزار پوند نصیب انگلیسی ها شد که از این مبلغ یکصد هزار پوند سهم هستینگز شد(محمد غبار ، ۱۳۵۹، ص ۴۱۹).مرگ آصف الدوله و طرح بحث جانشینی که همواره یکی از محاذی مهم انگلیسی ها در نفوذ به هند و اساساً شرق محسوب می شود، آنها را به تکاپو انداخت. به دنبال مرگ نواب، بر اساس وصیت او و البته تحت تأثیر حکم باهو بیگم مذکور و تأیید همه ی کارگزاران حکومت اود، فرزندش وزیر علی رسماً به مسند نوابی اود نشست. وزیر علی که شخصیتی ضد انگلیسی و سرسخت بود، با کنار زدن شخصیت های طرفدار انگلیس، از جمله حسن رضاخان و تفضل حسین خان موجبات خشم آنها را فراهم آورد؛ در نتیجه آنها به بهانه ی اینکه او «گروهی از اراذل و اوباش را به دور خود جمع کرده و به عیاشی مشغول شده، از او کناره گیری کردند». به دنبال آن، سرجان شور فرمانروای انگلیسی و جانشین هستینگز به سرعت خود را به پایتخت، یعنی لکنهو رساند تا بر توطئه ای نظارت کند که در آن مخالفان وزیر علی «مجله و استشهادی نوشتند که بر اساس آن، به ثبوت می رسید که اساساً وزیر علی فرزند واقعی نواب مرحوم نیست و جناب عالیه و تمام سرداران آن را مهر کرده و به شور سپردند»(کرمانشاهی ، همان ، ص ۳۳۴).سرجان شور سرانجام موفق شد بر اساس این ادعای عجیب، ضمن اثبات فقدان مشروعیت وزیر علی او را بر کنار کند و سعادت علی، فرزند شجاع الدوله و برادر آصف را به جای او به نوابی برگزیند (Om parakash, Ibid, P.112) علل برکناری وزیرعلی تأمل بیشتری می طلبد. در واقع یکی از عوال اصلی برکناری او را فساد و عیاشی دانستند که البته امر تازه ای نبود و فساد در دربار غالب نوابان و شاهان اود، امری رایج بود. آیا منظور از اراذل و اوباش شخصیت های ضد انگلیسی چون محمد علی بهبهانی بوده است ؟ باید گفت :اینکه مخالفان وزیر علی از ترس فساد عظیم خلق، به حیله گری متوسل شدند (کرمانشاهی ، همان ، ص ۳۳۹)، حکایت از محبوبیت و مشروعیت او نزد مردم دارد که البته مدتی بعد در حمایت از او شورش کردند و توسط انگلیسی ها سرکوب شدند. از آن گذشته به فرض اینکه او فرزند خوانده نواب پیشین بود، فرزند خواندگی در هند یک رسم پذیرفته شده بود و بنا به گفته ای، اکثر عوام فرزند خوانده را مثل فرزند واقعی بر سایر اقارب مقدم می دانستند (همان)؛ با این توضیح که بسیاری از حکمرانان هندی که فرزند نداشتند، با انتخاب فرزند خوانده، جانشینی خود را به او منتقل می کردند.بعدها در نیمه ی سده نوزدهم دالهوزی برای آنکه حکومت های بدون وارث را به قلمرو حاکمیت مستقیم انگلیسی ها ملحق کند، رسم فرزند خواندگی را حذف کرد که البته این اقدام او، از عوامل عمده ای بود که باعث وقوع شورش سال ۱۸۵۷م شد.در واقع سعادت علی بعد از کنار گذاشته شدنش از نوابی اود، بعد از مرگ شجاع الدوله به کلکته رفت و مدت بیست سال نزد انگلیسی ها از جمله هستینگز و شور به انتظار نشست تا روزی به قدرت برسد و از آن مهم تر او قراردادی امضا کرده بود که بر اساس آن ضمن آنکه پذیرفته بود هزینه ی تعداد بیشتری از سپاهیان انگلیسی را پرداخت نماید، مبلغی گزاف هم بابت نواب شدنش به انگلیسی ها تقبل نموده بود (Auber, 1837,p.159)؛ بدین صورت انگلیسی ها با مداخله در امر جانشینی، امتیازاتی به دست آوردند که با انتقال آرام و مشروع قدرت به وزیر علی که مخالف آنان هم بود، به آن دست نمی یافتند. جالب اینکه با وزیر علی بعد از برکناری، با احترام و اکرام برخورد کردند، بر خلاف خواسته ی سعادت علی او را در شهر بنارس نگه داشتند تا اگر سعادت علی به تعهداتش عمل نکرد، احیاناً به کمک درباریان حرمسرای آصف الدوله که به خاطر تولد وزیر علی در دربار جشن گرفته بودند (کرمانشاهی ،همان ، ص ۳۳۴) به راحتی ثابت کنند که او فرزند واقعی آصف الدوله است و اشتباهی صورت گرفته است. سعادت علی با وجودی که به کمک انگلیسی ها به نوابی رسید، کوشش کرد مشکلات اود را برطرف کند. او خطر کمپانی را درک می کرد. وی طی نامه ای غیر رسمی خاطر نشان ساخت :«شرکت اطمینان زیادی به صمیمیت و رفاقت من نمی کند. من را از ارتشم محرم کرد و سربازان و یگان های خودش را در سرتاسر قلمرو من مستقر کرده، کنترل من بر ایالات محلی در حال از بین رفتن است و به دستورات من هر چند جزئی و موقتی هیچ توجهی نمی شود»(Singah, Ibid, p.103).ظاهراً کمپانی هند شرقی، در ابتدای سده نوزدهم تحت نظر ولسلی فرمانروای انگلیسی هند، مشغول اجرای طرحی بود تا قلمرو اود را به زور بگیرد و به حیات آن خاتمه دهد. ولسلی طی نامه ای در سال ۱۸۰۱م از نواب سعادت علی خواست استعفا کند و مستمری سالیانه را بپذیرد یا نیمی از قلمرو خود را در ازای هزینه سربازانی که در اود مستقر بودند، به کمپانی واگذار کند. وقتی نواب به این درخواست ناعادلانه اعتراض کرد، ولسلی در پاسخ نارضایتی نواب، جمله ی مشهور خود، «من راضی هستم»را به کار برد(Ibid).به هر حال بر اساس قرارداد تحمیلی ۱۸۰۱م نواب پذیرفت بخشی از قلمرو خود را به انگلیسی ها واگذار کند؛ از جمله مناطقی که به انگلیسی ها واگذار شد، منطقه «روهیلکند» بود که با هزینه ی شجاع الدوله و کمک انگلیسی ها گرفته شده بود. گذشته از این، انگلیسی ها با به دست گرفتن روابط خارجی اود، آخرین گام را در سیطره بر اود بر داشتند (Qaiser, Ibid, p.18) بدین ترتیب این حکومت در ابتدای سده نوزدهم به صورت یک ایالت کوچک و دست نشانده در قلمرو هند بریتانیا درآمد. سعادت علی تا پایان حکومتش به سختی توانست همین حکومت تحت سلطه انگلیسی ها را حفظ کند. از تحولات عمده ی دوران پسر و جانشینش غازی الدین حیدر که تنها پس از موافقت انگلیسی ها به قدرت رسید، تبدیل مقام نوابی به پادشاهی بود که به منزله اعلام استقلال از امپراتوری نمادین، اما دارای مشروعیت مردمی مغول محسوب می شد. هدف انگلیسی ها از تحریک غازی الدین حیدر به برگزیدن عنوان پادشاهی (هالیستر ، ۱۳۷۳ ، ص۱۸۱) یکی قطع کردن مناسبات اود با امپراتور مغول در دهلی بود (Qaiser, Ibid, p.18) که به دلیل پیوستگی جغرافیایی و معنوی ممکن بود برای انگلیسی ها خطر ساز شود و دیگر با تراشیدن پادشاهی رقیب، اعتبار امپراتوری دهلی که با وجود اسمی بودن نماد اتحاد مسلمانان و حتی هندوها محسوب می شد را کاهش دهند؛ با وجود این، در عصر پادشاهی او به دلیل کاهش اخاذی های مالی انگلیسی ها که بخشی از آن به دلیل تغییر دیدگاه انگلیسی ها از سرمایه داری از طریق زور به سرمایه داری عقلانی و همچنین آرامش مقطعی که بیشتر به دلیل درگیر شدن انگلیسی ها در سایر نقاط شبه قاره هند بود، به سلاطین اود مجالی داد تا ضمن افزودن بر تجملات دربار و پرداختن به حرمسرای خود‌، به امور فرهنگی و هنری بپردازند. در این دوره به تدریج «لکنهو» به لحاظ شکوه و پویایی فرهنگی و هنری، دهلی را در سایه فروغ خود قرار داد. زیباسازی لکنهو با ساختن قصرها و مساجد در دوران نصیرالدین حیدر، جانشین غازی الدین و محمد علی شاه و امجد علی شاه و واجد علی شاه تداوم یافت و شهر به شدت توسعه یافت. امجد علی شاه که به سبک معماری اروپایی علاقه داشت، نواحی امین آباد و حضرت عالی را به سبک مدرن ساخت. اسقف هبر که درسال ۱۸۲۸ م یک سال بعد از مرگ غازی الدین حیدر به لکنهو آمده بود، و جانشینانش را مهم ترین دوستداران و حامیان هنرمندان و موسیقی دانان می داند (kippen, 2005, p.6) طی دوره سلطنت واجد علی شاه که او را بزرگ ترین حامی هنرمندان دانسته اند، هنر به طور کلی و به ویژه نقاشی و موسیقی و رقص رشد بی سابقه ای کرد. او که خود موسیقیدان بود، تعداد زیادی از هنرمندان را زینت دربار خویش کرده بود (BanerJi, 1984, p.23).حکمرانان اود ضمن حفظ امنیت اجتماع شیعه و همین طور حفظ برتری قوانین اسلامی در میان اکثریت هندو، با واگذاری اراضی به عنوان تیول به شیعیان و همین طور واگذاری امور دیوانی و کشوری و لشکری، آنان را در حد نخبگان حکومتگر در قلمرو خود که اکثریت با هندوها بود، مطرح ساختند؛ همچنین از طریق کمک های سخاوتمندانه به مقابر شیعی نجف و کربلا، ایجاد مدارس دینی و ساختن مساجد و حسینیه ها و اقامه ی باشکوه مراسم شیعی نظیر عزاداری عاشورا، کمک به علما و فقهای شیعی و پرداخت مستمری به طلاب دینی، تلاش های دینی، گسترده ای در گسترش و شکوفایی تشیع انجام دادند؛ برای مثال در دوران حکومت شجاع الدوله، فیض آباد پایتخت اود، به بزرگ ترین مرکز مذهبی و علمی شیعیان تبدیل شد و نواب مذکور همواره در بزرگداشت علما می کوشیدند. نواب آصف الدوله سالیانه برای مراسم عزاداری محرم مبلغی بیش از ششصد هزار روپیه هزینه می کرد (Athar Abbas, 1986,p.310-309)؛ با این همه از مسائل مهمی که حکومت اود از حدود دهه سوم سده نوزدهم با آن روبرو بود، تصمیم انگلیسی ها به اجرای دستاوردهای مدرنیته ی غربی به ویژه در عرصه قضایی و آموزشی در هند بود : سلاطین اود اگر چه به اخذ تجملات لوکس و معماری و دستاوردهای تکنولوژیکی غربی علاقه مند بودند، اما در برابر سیستم قضایی و آموزش غربی بنا به دلایل دینی علاقه ای نشان ندادند (Leonard ,2000, p.21) ایستایی آنان در برابر رهاورد های فکری و فرهنگی غرب که در برخی موارد با آموزه های شیعی در تضاد بود، باعث علاقه فراوان علما و حمایت گسترده از حکومت آنان شد؛ با این همه در سال های آخر حکومت خود آرام آرام به جذب رهاورد های آموزشی غربی پرداختند که می توانست در شکل گیری نخبگان شیعی تحصیل کرده حائز اهمیت باشد؛ اما حذف غیر منصفانه این حکومت توسط انگلیسی ها مانع چنین امری شد که لطمات جبران ناپذیری به جامعه ی شیعی هند زد.در بررسی سقوط حکومت اود باید عوامل داخلی و خارجی را مورد توجه قرار داد. در عرصه داخلی واجد علی شاه که بعد از پدرش امجد علی شاه بر اریکه ی سلطنت نشست، ظاهراً بیشتر از اسلاف خود اهل شعر و موسیقی بود و در حرمسرای او به غیر از همسر ارشدش چهارصد همخوابه وجود داشت (Sidney, 2001, p.59)واجد علی شاه ذوق و سلیقه ای عالی داشت. او عاشق معماری و ایجاد باغ و بوستان بود؛ از جمله در باغ مشهور «نوروز باغ» که دو طرف آن نهرهای آب با فواره های زیبا تعبیه شده بود، سه قصر زیبا برای فصول تابستان و زمستان و فصل باران ساخت و غالب اوقاتش با رقاصه ها و موسیقیدانان و در میان پری رویان در مکانی به نام پریخانه صرف می شد. در کتاب عشق نامه یا خاطرات روزانه ی او که در آن از گل و بهار و عشق صحبت به میان آمده است، روحیه لطف و شاعرانه او متبلور است. ظاهراً این روحیه و توجه او به حرمسرا از یک سو باعث آشفتگی ساختارحکومتی شد و از سوی دیگر با سیاست جدید انگلیسی ها که وارد مرحله جدیدی از استعمار خود‌، یعنی الحاق حکومت های تحت الحمایه به قلمرو حاکمیت مستقیم هند بریتانیا شده بودند، سازگاری نداشت. از اواسط سده نوزدهم، انگلیسی ها به شیوه ای جدید و با شعار رهایی مردم از حکومت های مستبد، به حذف برخی دولت های تحت الحمایه خود پرداختند، اما در این به ظاهر دلسوزی های انگلیسی ها هم می توان روحیه ی طماع بورژوازی غربی را دید. دالهوزی مجری طرح سلطه بر حکومت های تحت الحمایه، بعد از الحاق حکومت نگ پور گفت :«تصاحب نگ پور توان نظامی ما را بیشتر و گسترش منابع بازرگانی ما را سبب خواهد شد و این خود موجبات نیرومندی روزافزون ما را در جهان فراهم می آورد».پس از پیوستن این سرزمین ها اگر چه برای خانواده ی سلطنتی حقوقی بسیار مکفی در نظر گرفته می شد، اما بخش اعظم جواهرات سلطنتی به نفع کمپانی ضبط می گردید (S.chand, Ibid, p.179) و بدینسان ثروت های مردم هند که توسط حکام مستبد و به زور جمع آوری شده بود، به لندن سرازیر شد.از اواسط سده نوزدهم، انگلیسی ها مدت ها ضمن صحبت از ناکارآمدی پادشاهی اود، از ظلم و ستم این حکومت بر مردم اظهار نگرانی می کردند و در نهایت به سال ۱۸۵۶ تصمیم به حذف این حکومت گرفتند. انجام این مهم بر عهده ژنرال اوترام قرار گرفت. وقتی نامبرده برای ابلاغ حکم دالهوزی به اود آمد و به دیدن واجد علی شاه رفت، او را در قصرش غمگین یافت. واجد علی شاه وقتی نامه دالهوزی فرمانروای انگلیسی وقت هند را خواند، با ناباوری پرسید :«چه خطایی از من سر زده است ؟ و سپس به او ترام گفت :حالا من چه کسی هستم؟ پیمان ها معمولاً توسط دو طرف نوشته و امضا می شود» (Ibid, p.571).دالهوزی از اوترام خواسته بود معاهده واگذاری اود را تحت هر شرایطی به امضای واجد علی شاه برساند. او ترام این کار را انجام داد، اما به قولش نسبت به واجد مبنی بر حفظ جاه و جلالش عمل کرد و به او اجازه داد تعدادی از موسیقیدان هاو درباریانش را با خود به کلکته، تبعیدگاهش ببرد و بدین ترتیب حیات این حکومت شیعی و یادگار ایرانیان در هند به پایان رسید. انگلیسی ها که قبل از این به کمک عوامل خود ثابت کرده بودند وزیر علی فرزند آصف الدوله نیست و او را بر کنار کرده بودند، سعی کردند شواهدی مبنی بر عدم تعادل روانی واجد علی شاه ارائه دهند (هالیستر ، همان ، ص۱۸۴) تا بدین ترتیب مثل همیشه کار خود را توجیه کنند. دالهوزی در پایان ماجرای اود که به بهانه ی رهایی مردم اود از حکومت خودکامه صورت گرفت، به یکی از دوستانش نوشت :«بدین طریق ملکه ویکتوریا ملکه عظیم الشأن ما در مقایسه با دیروز صاحب اختیار پنج میلیون رعیت بیشتر و مبلغی بیش از یک میلیون و سیصد هزار پوند استرلینگ درآمد سالانه گردید. مصلحت این بود که در این زمینه معاهده ای به امضا می رسید »(گاردنر ، ۱۳۸۳ ، ص ۴۴۲).در سال ۱۸۵۷م زینت محل که آخرین جلوه اقتدار بیگم های اود بود، برای به قدرت رساندن فرزندش برجیس قادر در رأس قیامی سهمگین قرار گرفت که مقدمه قیام بزرگ ضد انگلیسی ۱۸۵۷م شد. حضور گسترده مردم و قتل عام انگلیسی ها نشان دهنده ی محبوبیت حکومت شیعی اود بود که با سرکوب قیام ۱۸۵۷م توسط انگلیسی ها و پایان یافتن کوتاه حکومت برجیس قادر حیاتش به آخر رسید.
نتیجه انگلیسی ها طی معاهدات پیاپی از یک سو بخشی از قلمرو اود را از آن جدا کردند و از طرف دیگر به بهانه های مختلف از حکمرانان اود مبالغی هنگفت اخاذی کردند و همین طور اجازه ی استقرار بخشی از سپاهیان انگلیسی را به بهانه دفاع از قلمرو اود در آن منطقه گرفتند که هزینه آنها بر عهده نوابان اود بود و بدین ترتیب با سربازان هندی که اصطلاحاً «سپوی»(سپاهی) نامیده می شد و پول خود هندی ها، به توسعه ی سلطه خود در شبه قاره پرداختند. از امتیازات مهم دیگر، اجازه استقرار نماینده انگلیس در دربار اود بود. وظیفه این نماینده گزارش رویدادهای دربار اود به فرماندار انگلیسی در کلکته ونفوذ در شخصیت های بلند پایه حکومتی و در نهایت بهره گیری از فرصت هایی چون کشمکش های داخلی در راستای منافع انگلیسی ها بود. در نهایت انگلیسی ها در ابتدای سده نوزدهم با در اختیار گرفتن مسائل خارجی اود، عملاً استقلال این سرزمین را از میان بردند و آن را کاملاً تحت الحمایه خود کردند و در نهایت در اواسط سده نوزدهم، به بهانه دروغین ناکارآمدی و استبداد، این حکومت را از بین بردند.پیامد سقوط این حکومت برای شیعیان هند بسیار سنگین بود؛ از جمله مانع جذب تدریجی رهاورد های مدرنیته، از جمله آموزش جدید که به کندی در اواخر حکومت آنها در جریان بود گردید؛ در نتیجه شیعه را از داشتن طیف نخبگان تحصیل کرده که لازمه ی عصر جدید بود، محروم ساخت. گذشته از آن، سقوط این دولت باعث شد علمای شیعی، مدارس دینی و به طور کلی اقلیت شیعه، حامی و پشتیبان خود را از دست بدهد و در اقیانوس عظیم هندوییزم دچار آشفتگی و سرگردانی شود. این عوامل در تبدیل شیعیان هند به اقلیتی مستضعف در سده بیستم نقشی اساسی داشت. بدینسان می توان گفت : شیعیان هند سخت ترین لطمه را از استعمار انگلیس متحمل شدند.
 
منابعالف. منابع فارسی۱.حجازی، میرزا سید علی خان ؛ جام جم هندوستان ؛ به کوشش غلامحسین مراقبی ؛ تهران : ملک ، ۱۳۷۹.۲.دولافوز، ت.ف؛ تاریخ هند ؛ ترجمه سید محمد تقی فخر داعی گیلانی ؛ تهران : کمیسیون معارف ، ۱۳۱۶.۳.شوشتری ، میرعبدالطیف ؛ تحفه العالم و ذیل تحفه ؛ به کوشش صمد موحد؛ تهران : طهوری ، ۱۳۶۳.۴.کرمانشاهی ، آقا احمد؛ مرآت الاحوال جهان نما؛ با مقدمه علی دوانی ؛ تهران : اسناد انقلاب اسلامی ، ۱۳۷۵.۵.گاردنر، براین : کمپانی هند شرقی ؛ ترجمه کامل حلمی و منوچهر هدایتی خوشکلام ؛ تهران : پژوهه ، ۱۳۸۳.۶.محمد غبار ، میر غلام ؛ افغانستان در مسیر تاریخ ؛ چ۲ ، پیام مهاجر ، ۱۳۵۹.۷.مور، برینگتن ؛ ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی ؛ ترجمه حسین بشریه ؛ تهران : مرکز نشر دانشگاهی ، ۱۳۶۹.۸.هالیستر، جان نورمن ؛ تشیع در هند؛ترجمه آذرمیدخت مشایخ فریدنی ؛ تهران : مرکز نشر دانشگاهی ، ۱۳۷۳.ب.منابع لاتین۹. Ahsan, jan Qaisar; Art and culture; Abhinay publication, 1996.10. Charles William oman chandwick, history of England Ayer publishing, 1972.11. Edmund, Bruke; The works of The rights honorable, Edmund, 2007 .12. George, Campbell; Modern India, published by j.murry, London , 1852.13. H.C. Irwin; the garden of India or chapter on oudh history; Asian Educationservice, 200714. Hamid, Afaq Qaureshi; the mughals, the English the ruler of awadh from 1722To 1856, Lucknow, Imperial Gazetteer of India, vol 19, 2003.15. Iynn, zastoupil; John stuart mil and India; Stanford university press, 1998.16. James, kippen; the tabla of lucknow, cup archive, 2005.17.Karen isaksen, Leonard; locating home: in Indian Hyderabad is broad, Stanforduniversity press, 200018.Mirgholam, Hussein khan; siyar-ul – mutakherin history of Mahomedan powerin India, 1831.19.Patrick, Tuk; the east India company (1600-1858), Taylorand faranic, 1998.20. ,Peter, Auber; rise and progress of the British India; publish by W.H.Allen..183721.Projesh, banerJi; pancein the thumri; abhinave publication, 1984.22.Rizvi Sayid Athar Abbas RI; Asocio-intellectualhistory of isna Ashari shiism inIndia, vol, 1986.23.S.chand; modern Indian history, published by s.chand, Sidney; historic lucknonwasian educationservice, 2001.24. Surya narain, singah; the kingdom of awadh; mital publication, India, 2003.25. josi. L. commans; the rise of the in do-Afghan Empire 1710-1780; Brill 1995فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۷
 

برچسب ها: شیعه در هند
نوشته قبلی

استعمار انگلیس و حکومت شیعی اَوَد(۱۷۲۲-۱۸۵۶م)(۱)

نوشته‌ی بعدی

رشد هویت اسلامی ـ شیعی در جمهوری آذربایجان (۲)

مرتبط نوشته ها

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی
جغرافیای شیعه

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان
جغرافیای شیعه

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان

شیعه در هندوستان
جغرافیای شیعه

شیعه در هندوستان

رجال شیعه بحرین
جغرافیای شیعه

رجال شیعه بحرین

جنبش‌‌های شیعی بحرین
جغرافیای شیعه

جنبش‌‌های شیعی بحرین

جغرافیای تشیع در افغانستان
جغرافیای شیعه

جغرافیای تشیع در افغانستان

نوشته‌ی بعدی

رشد هويت اسلامي ـ شيعي در جمهوري آذربايجان (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا