26 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

اسناد و مشایخ راویان ( صحیفه کامله )

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

صحیفه کامله ، نام مجموعه ادعیه امام علی بن الحسین (ع) است که به طرق مختلف ، از آن حضرت روایت شده است . این کتاب که در بین دانشمندان اسلامی به [(زبور آل محمد)]و [(انجیل اهل بیت)] موسوم گشته (2) از اولین کتابهایی است که در دوره اسلامی تالیف شده (3) و به واسطه داشتن مضامین بلند و همچنین انتسابش به امام سید الساجدین (ع) ، از شهرت بسزایی برخوردار گشته است .
در قرون مختلف اسلامی ، بسیاری از دانشمندان و راویان ، بااسناد متصل به نقل و روایت صحیفه کامله مبادرت کرده اند . تعداد این اسناد را علامه محمدتقی مجلسی ، بالغ بر هزاران هزارمی داند (4) و می گوید که متجاوز از ششصد طریق عالی نقل آن را درآثار خود ، گزارش کرده است . در میان این راویان ، دانشمندان و مشایخ بزرگی بوده اند که حلقه واسط و شیخ المشایخ این راویان به شمار می آیند و باسلسله سند و طریق روایت ویژه ، صحیفه را روایت کرده اند . کثرت طرق و مشایخی که در دوره های مختلف به نقل و روایت این کتاب پرداخته اند ، بی نظیر است و هیچ کتاب دیگری را نمی شناسیم که مشایخ و محدثان بزرگ ، چنین اهتمامی به نقل و روایت آن معمول داشته باشند . این امر ، به گونه ای است که طرق روایت مشایخ درنقل صحیفه کامله ، به حد تواتر رسیده و بسیاری از علمای رجال وحدیث ، بدان شهادت داده اند.
از جمله این علما ، فیلسوف ،محدث و فقیه فرزانه سید محمدباقر ، معروف به میرداماد ( م 1041ق) ، اسانید طرق مشایخ را در روایت صحیفه کامله ، متواتر می خواند . (5) در ذیل ، اسناد و مشایخ راویان صحیفه کامله می آید و طرق نقل آنها ذکر می شود : 1. محمد بن وارث ( قرن 3و4 ) محمد بن الوارث ، از مشایخ بزرگ اواخر قرن سوم هجری است وابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه ( م 368ق ) ، از وی حدیث نقل کرده است . (6) محمد بن الوارث ، به نقل از حسین بن اشکیب ،کتابهای [( الرد علی من زعم ان النبی ( ص ) کان علی دین قومه)] و [( الرد علی الزیدیه )] را برای ابوالقاسم جعفر بن محمدبن قولویه روایت کرده است ; (7) و حسین بن اشکیب ، شیخ و استادمحمد بن الوارث و از اصحاب امام هادی (8) و امام عسکری (9) و شخصی عالم ، متکلم و مصنف بوده است و شیخ طوسی ، در حق وی می نویسدکه او فاضل جلیل ، متکلم فقیه ، صاحب تصانیف ، لطیف الکلام وجیدالنظر بود . (10)
محمد بن الوارث ، صحیفه سجادیه را از حسین بن اشکیب و او ازعمیر بن متوکل و او از پدرش متوکل بن هارون و او از امام صادق(ع) روایت کرده است . (11) این طریق را [(عالی السند)] می گویند ; زیرا به واسطه های اندک از امام روایت می شود . (12) میرزا عبدالله افندی ( م 1130ق ) ، صاحب کتاب [( ریاض العلماء)] که از دانشمندان کتابشناس و رجالیان معروف و از شاگردان علامه مجلسی است ، می نویسد : نسخه عتیقه ای از صحیفه ، به روایت محمد بن الوارث و به خط ابن مقله ( م 328ق ) ، خطاطنامدار عصر عباسی ، مشاهده کرده است . (13) 2. ابن همام ( م 336ق ) ابوعلی محمد بن همام بن سهل اسکافی ، از راویان قرن چهارم هجری است . نجاشی درباره او می نویسد : شیخ اصحاب ما و متقدم ایشان است . در سال 258ق ، به دعای امام حسن عسکری (ع) به دنیا آمد . منزلتی عظیم داشت ; کثیرالحدیث بود و کتابی به نام[( الانوار فی تاریخ الائمه (ع)] دارد . وی در سال 336ق ،درگذشت . (14)
شیخ طوسی نیز درتوصیف او می گوید : یکنی اباعلی ، جلیل القدر ، ثقه ، له روایات کثیره اخبرنابها عده من اصحابنا عن ابی المفضل . (15) محمد بن همام ، راوی صحیفه است و آن را از علی بن مالک روایت می کند . شیخ طوسی می نویسد : علی بن مالک ، روی عنه ابن همام دعاء الصحیفه . (16)
در بین راویان حدیث ، دو تن با کنیه ابن همام شناخته می شوند: اول ، محمد بن همام که توصیف نجاشی و طوسی را از وی آوردیم . دوم ، اسماعیل بن همام که از اصحاب حضرت رضا (ع) است و نجاشی درباره او می نویسد : خودش و پدرش و جدش ثقه اند . (17)
ملامحمدتقی مجلسی ، راوی علی بن مالک را اسماعیل بن همام دانسته و پس از نقل روایت بعضی از افاضل از صحیفه کامله ، می نویسد : شیخ و نجاشی با اسانید فراوان خود ، از احمد بن محمدبن عیسی ، از ابن همام ، از علی بن مالک ، صحیفه کامله راروایت می کنند و جلالت قدر ابن عیسی و اسماعیل بن همام ، برجلالت قدر علی بن مالک نیز دلالت دارد . ابن همام ، راوی امام رضا (ع) ، ثقه ، جلیل القدر و عظیم الشان است . (18)
اما به دلایل زیر ، راوی علی بن مالک ، محمد بن همام است ونه اسماعیل بن همام : 1- شیخ طوسی ، نام علی بن مالک را در باب [( من لم یرو عنهم)] آورده است . بنابراین ، وی از اصحاب ائمه نبوده است ; حال آنکه اسماعیل بن همام از اصحاب حضرت رضا (ع) است و روایت اواز علی بن مال ، غیر ممکن و بی فایده است .
2- صحیفه سجادیه به روایت علی بن مالک ، به طرز معجزه آسایی در سال 1348ش ، هنگام اجرای طرح توسعه حرم رضوی از زیر خاک قبه مبارک استخراج گردید و هم اکنون جزو ذخایر نفیس کتابخانه آستان قدس رضوی است و به شماره 12405 از آن نگهداری می شود . تاریخ کتابت آن ، 416قمری ، و نام کاتب آن ، حسن بن ابراهیم زامی است. سلسله سند صحیفه مزبور چنین است : بندار بن یحیی ، ازابوالحسن محمد بن یحیی ، از ابوعلی محمد بن همام بن سهل اسکافی، از علی بن مالک ، از احمد بن عبدالله ، از محمد بن صالح ، ازعمیر بن متوکل بن هارون .
متوکل بن هارون می گوید : یحیی بن زید را پس از شهادت پدرش ، در حالی که به جانب خراسان می رفت ، ملاقات کردم آنگاه صحیفه کامله را به من دادکه ادعیه امام علی بن الحسین (ع) در آن بود . (19) چنانکه ملاحظه می شود ، نام راوی علی بن مالک ، به صراحت دراین نسخه ارزشمند و قدیمی ، ابوعلی محمد بن همام بن سهل اسکافی ذکر شده است . نکته مهم دیگری که از نسخه آستان قدس رضوی برمی آید ، طریق علی بن مالک به عمیر بن متوکل است . این طریق ، در کتابهای [(رجال )] نجاشی و [(فهرست)] و [( رجال )] شیخ طوسی ذکرنگردیده است . شیخ طوسی نیز گرچه در [( رجال )] خود به روایت ابن همام از علی بن مالک اشاره می کند ; اما طریق روایت او راکه احمد بن عبدالله از محمد بن صالح از عمیر بن متوکل بوده ،ذکر نکرده است . (20)
کاتب ، در پایان نسخه مذکور ، سال کتابت و تاریخ آن را چنین مرقوم کرده است : انتهاء الماثور من الدعوات ، عن زین العابدین و حافد سیدالخلائق اجمعین علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ، خاتم الخلفاء الراشدین ، والصلوه علی محمد و آله الطیبین و کتبه الحسین بن ابراهیم بن محمد الزامی فی شوال سنه ست عشره و اربع ماه . غفرالله له و لوالدیه ولجمیع المومنین والمومنات . (21) این نسخه ، در سال 1371ش ، جزو سلسله انتشارات آستان قدس رضوی و با تحقیق استاد کاظم مدیر شانه چی در 187 صفحه و در قطع وزیری به طبع رسیده است . چاپ دیگری از این نسخه ، در مطبعه الشام و با تحقیق سید احمد فهری در 236 صفحه به قطع رقعی به انجام رسیده است .
3 – ابن طیالسی ( ق 4 ) ابویعقوب احمد بن عباس نجاشی صیرفی ، معروف به ابن طیالسی ،از مشایخ تلعکبری ( م 385ق ) است و وی در سال 335ق ، از ابن طیالسی ، حدیث شنیده است . (22) شیخ طوسی ر باب [( من لم یرو عن الائمه (ع)] می نویسد : ابن طیالسی [( دعای کامل )] را که نام دیگر [( صحیفه کامله )] است ، روایت کرده است .
ملامحمدتقی مجلسی ، در اسناد روایت خود از صحیفه سجادیه ، می نویسد : ابویعقوب ابن طیالسی ، صحیفه کامله را در سال 335ق ، بااسناد خود از یحیی بن زید روایت کرده است .
4 – محمد بن بحر شیبانی ( قرن چهارم ) محمد بن بحر رهنی کرمانی نرماشیری شیبانی ، از مشایخ قرن چهارم هجری و معاصر شیخ صدوق ( م 381ق ) است . کتابهای چندی درفقه و کلام ، همچون [( کتاب البدع )] ، [( کتاب التقوی )] ، [(کتاب الاتباع و ترک المراء فی القرآن )] ، [( کتاب البرهان )]و [( کتاب القلائد )] تالیف کرده است . (23)
محمد بن بحر شیبانی ، صحیفه کامله را روایت کرده و کتابشناس و رجالی معروف ، میرزا عبدالله افندی ، نسخه ای از آن راملاحظه کرده و در کتاب [(الصحیفه الثالثه)] از آن یاد می کند.(24)
5 – هارون بن موسی تلعکبری ( م 385ق ) ابومحمد هارون بن موسی بن احمد بن سعید تلعکبری ، شیخ مشایخ امامیه است . شیخ طوسی درباره وی می نویسد : جلیل القدر ، عظیم المنزله ، واسع الروایه ، عدیم النظیر وثقه است . علامه حلی نیز در توصیف او می گوید : وجه اصحابنا معتمد علیه لا یطعن علیه فی شی ء . (25) نجاشی درباره او می نویسد :
وجه اصحاب ما بود و معتمد همه . هیچ طعنی بر او وارد نشده است . من به خانه او می رفتم و به همراهی فرزندش ابوجعفر ، درمحضر وی حاضر می شدیم و مردم بر او قرائت می کردند . (26) شیخ طوسی ، در باب [( من لم یرو عن الائمه (ع)] درباره تلعکبری می گوید : وی جمیع اصول مصنف را روایت کرده (27) و از جمله کتابهایی که روایت می کند ، صحیفه کامله است که آن را از ابن طیالسی نقل کرده است . (28) نسخه ای از صحیفه ای که او روایت کرده ، در عصر میرزاعبدالله افندی ، موجود بوده و وی آن را مشاهده کرده است . (29)
6. محمد بن عبدالله شیبانی ( م 387ه ) ابوالمفضل محمد بن عبدالله بن مطلب شیبانی ، در سال 297ق ،به دنیا آمد و همه عمرش در سفر و جستجوی حدیث گذشت و کتابهای فراوانی داشت که از زمره آنهاست : [( شرف التوبه )] ، [( مزارامیرالمومنین (ع)] ، [( مزار الحسین (ع)] ، [( فضائل عباس بن عبدالمطلب )] ، [( کتاب الدعاء )] ، [( من روی حدیث غدیر خم)] ، [( رساله فی التقیه والاذاعه )] ، [( من روی عن زید بن علی بن الحسین (ع)] ، [( فضائل زید (ع)] ، [( الشافی فی علوم الزیدیه )] ، [( اخبار ابی حنیفه )] و [( کتاب القلم )] . (30)
شیخ طوسی می نویسد : مشایخ ما همه کتب و روایات او را برای ما روایت کرده اند. (31) شیبانی در ابتدا ثقه و ثبت بود ; اما در اواخر عمر ، خلط کردلذا نجاشی درباره او می گوید : رایت هذا الشیخ و سمعت منه کثیرا ، ثم توقفت عن الراویه عنه الا بواسطه بینی و بینه . (32) برخی از رجالیان ، در معنای عبارت اخیر گفته اند : مقصودنجاشی ، آن است که با فعل [( حدثنا )] و [( اخبرنا )] ازشیبانی نقل روایت نمی کند ; اما با فعل [( قال )] فراوان از وی نقل روایت کرده است . (33) شهید ثانی در [( درایه الحدیث )] می نویسد : [( من خلط بعداستقامه یقبل ما روی عنه قبل الاختلاط و یرد ما روی عنه بعده)] . (34) آنگاه می افزاید : [([منهم ] ابوالمفضل محمد بن عبدالله الشیبانی )] .
شیبانی ، صحیفه را به دو طریق نقل می کند : اول ، از طریق ابوعبد الله جعفر بن محمد بن جعفر حسنی (م 308ق ) که بزرگ طالبیین و موثق و مورد اعتماد بود . (35) درباره جعفر بن محمد حسنی می گویند : فاضل ، پرهیزگار ، ثقه و عاقل بود و احادیث بسیار سماع کرد ;در مسجد می نشست و قرائت قرآن می نمود. (36) دوم ، از طریق محمد بن روزبه بن ابی بکر مدائنی . علامه تهرانی می نویسد : و وقع فی الصحیفه الکامله روایه ابی المفضل الشیبانی عن محمدبن روزبه عن محمد بن احمد بن مسلم المطهری عن ابیه. (37) سید علی خان مدنی ( صاحب [( ریاض السالکین )] نیز به وجودچنین سندی شهادت داده می نویسد : و رایت علی هامش نسخه ما نصه : حدثنا ابوالمفضل قال و حدثنی محمد بن الحسن بن روزبه ابو بکر المدائنی نزیل الرحبه فی داره. (38) نسخه گرانقدری از صحیفه ، به روایت محمد بن روزبه ، درکتابخانه آیه الله مرعشی قم به شماره 3685 موجود است که نام کاتب آن ، حسین بن محمد حسنی است و آن را در سال 695ق ، در شهرموصل کتابت کرده است . (39)
راویان صحیفه از ابوالمفضل شیبانی ، عبارت اند از : محمد بن محمد بن نعمان ( شیخ مفید ) ، (40) حسن بن محمد بن اشناس ، (41) حسین بن عبیدالله غضائری ، (42) ابوالحسین محمد بن هارون تلعکبری، (43) ابومنصور محمد بن محمد عکبری معدل . (44) روایت این دانشمندان موثق و معتمد از ابوالمفضل شیبانی ، خودنشانه آن است که نقل آنها مربوط به دوران استقامت وی است و نمی توان پذیرفت که این بزرگان ، از دوران خلط او چیزی نقل کرده باشند .
7. محمد بن هارون تلعکبری ( ق 4 ) ابوالحسین محمد بن هارون تلعکبری ، از شاگردان محمد بن عبدالله شیبانی است و صحیفه کامله را به نقل از او روایت کرده است . سید بن طاووس ، از صحیفه او خبر داده ، تصریح می کند که : ابوالحسین محمد بن هارون تلعکبری ، آن را روایت کرده است و می گوید : محمد بن عبدالله شیبانی ، از جعفر بن محمد حسنی ، از عبدالله بن عمر زیات ، از علی بن نعمان اعلم ، از عمیر بن متوکل ، ازمتوکل بن هارون ، از امام صادق (ع) حدیث می کند که فرمود : هذا املاء جدی علی بن الحسین (ع) علی ابی محمد بن علی (ع) بمشهد منی . (45)
سید بن طاووس ، آنگاه دعای چهل و ششم صحیفه را به روایت ابوالحسین محمد بن هارون نقل می کند . (46) 
8. ابن عیاش ( م 401ق ) احمد بن محمد بن عبیدالله بن حسن بن عیاش جوهری ، ازدانشمندان و ادیبان معاصر شیخ صدوق است که تالیفات بسیاری داردو از جمله آنهاست : [( مقتضب الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر )] . (47)
نجاشی درباره او می نویسد : ابن عیاش ، دوست من و دوست پدرم بود و احادیث بسیاری از وی شنیده ام . (48) میرزا عبد الله افندی ، صاحب کتاب [( ریاض العلماء )] ، آنجاکه می نویسد : [( ما عدا الصحیفه المشهوره فاننا راینا عددا من نسخ الصحیفه السجادیه الشریفه المرویه بطرق اخری )] ، از صحیفه ای که به روایت ابن عیاش است ، نام برده و می گوید که آن رارویت کرده است . (49)
9. خزاز قمی ( قرن چهارم ) ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزاز قمی ، فقیهی موثق و عالمی عالی مقام است . نجاشی در [( رجال )] خود و علامه حلی در [(خلاصه الاقوال )] او را توثیق کرده اند . شیخ صدوق و ابن عیاش جوهری ، از مشایخ وی اند و کتابهایی در کلام و فقه نوشته که ازجمله آنها [( الایضاح )] در اصول دین و [( کفایه الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر )] و [(کتاب الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه)] را می توان نام برد . (50)
خزاز قمی ، صحیفه کامله را از علی بن حسن و او از عمر بن عیسی بن عامر سیرافی در مکه و در ماه ذی الحجه سال 381ق ، و اواز حسن بن محمد بن یحیی و او از محمد بن مطهر و او از پدرش واو از عمیر بن متوکل و او از متوکل بن هارون ، روایت می کند . متوکل می گوید : یحیی بن زید را پس از شهادت پدرش ، در حالی که به جانب خراسان می رفت ، ملاقات کردم آنگاه صحیفه کامله را به من داد که ادعیه امام علی بن الحسین (ع) در آن بود . (51) 
10. ابن شادان ( ق 4 )
ابوالحسن محمد بن احمد بن علی بن الحسن بن شادان [ / شاذان ]قمی ، از فقها و علمای بزرگ امامیه است و شیخ ابوالقاسم جعفربن محمد بن قولویه قمی ( م 368ق ) دایی اوست . کتابهای [( ایضاح دقائق النواصب )] ، [( مناقب امیرالمومنین (ع)] و [( ماه منقبه من طریق العامه )] نوشته اوست . کراجکی در سال 412ق ، درمسجد الحرام بر وی قرائت حدیث کرده است . این عالم بزرگ ، شیخ شیعه در زمان خود بوده است . (52) ابن شادان ، صحیفه را چنین روایت می کند :
احمد بن محمد بن عیاش ، از حسن بن محمد بن یحیی ، معروف به ابن اخی طاهر علوی ، از محمد بن مطهر کاتب ، از پدرش ، از محمدبن شلمقان مصری ، از علی بن نعمان اعلم ، از عمیر بن متوکل ،ازمتوکل بن هارون ، از امام صادق (ع) . صحیفه به روایت ابن شادان ، در اختیار علامه مجلسی بوده است و این عالم بزرگوار ، بعضی ادعیه را از آن نقل می کند . (53) همچنین صحیفه مزبور در زمان علامه میرزا عبدالله افندی موجودبوده و وی آن را رویت کرده است . (54) 
11 . شیخ مفید ( م 413ق ) ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان بغدادی ، مشهور به شیخ مفید ، از بزرگترین مشایخ شیعه است و در فقه و کلام و روایت ،اعلم اهل زمان خویش بود و ریاست امامیه را در دوره خود برعهده داشت . او در سال 336ق ، به دنیا آمد و در سال 413ق ، چشم ازجهان فروبست . شیخ مفید ، کتابهای متعددی نگاشت که از جمله آنهاست : [( الرساله المقنعه )] و [( الارکان فی دعائم الدین)] و [( الایضاح فی الامامه )] ، [( الافصاح )] ، [( الارشاد)] ، [( العیون )] و [( المحاسن)] .
شیخ مفید ، از ابوالقاسم بن قولویه قمی ، شیخ صدوق ، ابوغالب رازی ، احمد بن عباس نجاشی ، احمد بن محمد ( ابن الولید ) ودیگران روایت می کند و شیخ طوسی ، ابوالعباس نجاشی ، سید مرتضی، سید رضی ، شیخ کراجکی ، جعفر بن محمد دوریستی ، سلار دیلمی ،ابن کوفی و تعدادی دیگر نیز از او روایت کرده اند . (55) شیخ مفید ، در کتاب [( الارشاد )] به مجموعه ادعیه ای که ازحضرت سجاد (ع) به جا مانده ، اشاره کرده و بعضی از آن دعاهارا نقل کرده است ; مثلا می گوید : [( وکان مما حفظ عنه من الدعاء )] . (56) همچنین می نویسد : از آن حضرت ، کتابهایی درادعیه و مواعظ و روایت شده که وجود مستقل آنها ، ما را از بیان آن در این کتاب ، بی نیاز می کند . (57) شیخ مفید ، صحیفه را از محمد بن عبدالله شیبانی در دوران استقامتش نقل کرده است . (58) همچنین مشایخ نامداری صحیفه را ازشیخ مفید نقل کرده اند ، مانند سید ابوالصمصام ذوالفقار بن معبد حسنی (59) و شیخ ابوعبدالله جعفر بن محمد دوریستی . (60) 
12. ابن اشناس بزاز ( ق 5 )
ابوعلی حسن بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن اشناس بزاز ، ازمشایخ شیخ طوسی است و از جمله کتابهای او [( عمل ذی الحجه )]را می توان نام برد . سید بن طاووس ، نسخه ای از کتابی را که ابن اشناس در سال 437ق ، به خط خود نگاشته ، در اختیار داشته است و آن رادر کتاب [( الاقبال )] نقل می کند و محمد بن عبدالله شیبانی از مشایخ اوست . (61) ابن اشناس ، صحیفه کامله را از محمد بن عبدالله شیبانی ، ازجعفربن محمد حسنی ، از عبدالله بن عمر زیات ، از علی بن نعمان اعلم ، از عمیر بن متوکل و او از پدرش متوکل بن هارون روایت می کند . (62)
میرداماد ، در شرح صحیفه سجادیه خود می نویسد : طریق اسناد در صحیفه ای که به خط ابن سکون است چنین است : اخبرنا ابوالحسن علی بن محمد بن اسماعیل بن اشناس البزازقرائه علیه فاقر به قال اخبرنا ابوالمفضل محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب الشیبانی . (63) همچنین نسخه ای از صحیفه که با نسخه ابن اشناس مقابله شده ودر غایت صحت است ، در عراق موجود است و علامه تهرانی ، آن رابراساس نقل میرزا عبدالله افندی ، گزارش کرده است . (64) 
13. احمد بن علی نجاشی ( م 450ق ) ابوالعباس احمد بن علی نجاشی اسدی ، صاحب کتاب [( الرجال )]، از ارکان جرح و تعدیل و اعلم دانشمندان این فن است و همه بزرگان بر او اعتماد داشته و به قول او استناد کرده اند . ولادتش به سال 372ق ، واقع گردید و نزد بزرگانی چون شیخ مفید ،محمد بن علی بن شادان [ / شاذان ] ، حسین بن عبیدالله غضائری ،هارون بن موسی تلعکبری ، ابن عبدون ، احمد بن محمد ( معروف به ابن جندی ) و محمد بن جعفر قمی ادیب ، تلمذ نموده است . بعضی از رجالیان ، قول او را بر قول شیخ طوسی نیز مقدم می دانند وکتاب [( رجال )] او ، استوارترین کتاب در موضوع خود است . (65)
نجاشی ، راوی صحیفه سجادیه است و در [(رجال)] خود می نویسد: متوکل بن عمیر بن متوکل ، از یحیی بن زید ، صحیفه را روایت کرده است و ما را به این دعا ، حسین بن عبیدالله غضائری از ابن اخی طاهر ، از محمد بن مطهر ، از پدرش ، از عمیر بن متوکل ، ازپدرش متوکل و او از یحیی بن زید ، روایت کرده است . (66) 
14. محمد بن حسن طوسی ( م 460ق ) شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن طوسی ، از بزرگان دانشمندان اسلامی است . او در سال 385ق ، به دنیا آمد و در سال 408ق ، به عراق مهاجرت نمود و پنج سال نزد شیخ مفید ، تلمذ کرد . بعد ازآن به خدمت سید مرتضی ( علم الهدی ) درآمد و تا سال 436ق که سال وفات شیخ مفید است ملازم او بود .
در فتنه و آشوبی که در آغاز حکومت سلجوقیان به وجود آمد ،کتابخانه عظیم و کرسی درس شیخ طوسی را به آتش کشیدند و او به نجف مهاجرت کرد و حوزه علمیه آنجا را بنیاد نهاد . شیخ طوسی ،در فقه ، اصول فقه ، کلام ، رجال ، حدیث ، تفسیر و سایر علوم اسلامی ، متخصص بود و تالیفات گرانقدر او در این زمینه ها ،قرنها مورد توجه و استناد دانشمندان و محققان اسلامی واقع گردید . (67)
شیخ طوسی ، از مشایخ راویان صحیفه سجادیه است و در کتاب [(الفهرست )] خود می نویسد : [( متوکل بن عمیر بن متوکل ، ازیحیی بن زید بن علی (ع) دعای صحیفه را روایت کرده است )] . آنگاه طرق خود را برای نقل آن ، چنین گزارش می کند : طریق اول ، جمعی از مشایخ ، از تلعکبری ، از ابن اخی طاهر ،از محمد بن مطهر ، از پدرش ، از عمیر بن متوکل ، از پدرش ، ازیحیی بن زید . طریق دوم ، احمد بن عبدون ، از ابوبکر دوری ، از ابن اخی طاهر ، از محمد بن مطهر ، از پدرش ، از عمیر بن المتوکل . (68) طریق سوم ، ابن غضائری ، از محمد بن عبدالله شیبانی ، ازجعفر بن محمد حسنی ، از عبدالله بن عمر زیات ، از علی بن نعمان اعلم ، از عمیر بن متوکل ، از متوکل بن هارون . (69) شیخ طوسی ، به طرق دیگر نقل صحیفه سجادیه نیز آگاه بوده است; مثلا ذیل نام علی بن مالک در [( رجال )] خود می نویسد : [(ابن همام ، از علی بن مالک ، دعای صحیفه را روایت کرده است )] (70) و ذیل نام ابن طیالسی می گوید : او دعای کامل را ( که نام دیگر صحیفه کامله است ) روایت می کند . (71)
15. وزیر مغربی ( م 481ق )
ابوالقاسم حسین بن علی وزیر مغربی ، از مشایخ و دانشمندان وادیبان اسلامی است و مادرش فاطمه نیز دختر ابوعبدالله محمد بن ابراهیم نعمانی ( صاحب کتاب [( الغیبه )] است . وزیر مغربی ،مصنف کتابهایی است که از جمله آنهاست : [( خصائص علم القرآن )]، [( اختصار علم المنطق )] ، [( رساله فی القاضی و الحاکم )] و[( اختیار شعر ابی تمام ) ] . می گویند کتاب [( ادب الخواص )]وی ، بر کثرت اطلاع وی دلالت دارد . (72)
نسخه ای از صحیفه کامله به روایت وزیر مغربی ، در قرن دوازدهم موجود بوده و صاحب [( ریاض العلماء )] ، آن را مشاهده کرده است . (73) 
16. مفید ثانی ( ق 4 ) ابو علی حسن بن محمد بن حسن طوسی ، عالم و فقیه و محدث ورجالی معروف ، ملقب به [( مفید ثانی )] و [( ابن الشیخ )] و [(ابن الطوسی )] ، فرزند شیخ طوسی و صاحب کتابهایی چون : [( شرح النهایه )] و [( الامالی )] است . (74) می گویند اکثر اجازات علما به او منتهی می شود . (75) مفید ثانی ، صحیفه کامله را از پدرش شیخ طوسی ، از ابن غضائری ، از محمد بن عبیدالله بن مطلب شیبانی در سال 385ق ، واو از جعفر بن محمد حسنی ، از عبدالله بن عمر زیات در سال 265ق، و او از علی بن نعمان اعلم ، از عمیر بن متوکل ، از متوکل بن هارون ، روایت می کند . (76)
نسخه ای از صحیفه کامله ، به روایت ابن الشیخ ، در کتابخانه سید عبدالحسین الحجه در کربلا موجود بوده است و علامه تهرانی آن را مشاهده کرده است . (77) کاتب این نسخه ، در پایان آن می نویسد که این نسخه از صحیفه را با صحیفه ای به خط ابن ادریس فقیه و صحیفه دیگری به خط یاقوت ادیب ، مقابله کرده و مثلا درسند صحیفه در نسخه یاقوت ، به جای عبیدالله بن مطلب ، عبدالله بن مطلب ثبت است . (78) 
17. بهاءالشرف ( ق 6 ) نجم الدین ابوالحسن محمد بن حسن بن احمد بن علی بن محمد بن عمر بن یحیی العلوی الحسینی ، معروف به بهاء الشرف ، کسی است که نسبش به ذوالدمعه یا حسین بن زید بن علی بن حسین بن ابی غالب منتهی می شود . او کسی است که امام صادق (ع) او را به فرزندخواندگی پذیرفت و دختر محمد بن عبدالله بن زین العابدین (ع ) را به ازدواج او درآورد و به برکت امام صادق (ع) ، صاحب مال و مکنت شد و به واسطه گریه کردنهای فراوانش در تهجد ، به[( ذوالدمعه ) ] ملقب گردید . (79) بهاء الشرف ، صحیفه را از مشایخ موثق و معتمد خود ، با سندمتصل نقل کرده (80) که به ترتیب عبارت اند از :
1- ابوعبدالله محمد بن احمد بن شهریار . بهاء الشرف ، صحیفه را در سال 516ق ، از وی نقل می کند . وی خازن کتابخانه امیرالمومنین (ع) در نجف اشرف بوده است . ابن شهریار ، ازشاگردان شیخ طوسی و داماد اوست . شیخ طوسی ، مسئولیت کتابخانه امیرالمومنین (ع) را در حیات خود به خاندان آل شهریار داد واین مسئولیت تا پایان قرن ششم به عهده ایشان بود . (81) 2- ابومنصور محمد بن احمد بن عبدالعزیز عکبری معدل ( م 472ق ) . وی از شاگردان سید مرتضی و از مشایخ خطیب بغدادی بوده است . (82) ابن اثیر در حوادث سال 472ق ، می نویسد : در این سال ، ابومنصور محمد بن عبدالعزیز عکبری وفات یافت وتولدش در سال 384ق ، بود و او از محدثان معروف و صادق بود . (83) 3- ابوالمفضل محمد بن عبدالله بن مطلب شیبانی . وی در سال 297ق ، به دنیا آمد و همه عمرش در سفر و در جستجوی حدیث گذشت ومشایخ بسیاری داشت ; کتاب [( معجم رجال ابی المفضل )] را تالیف نمود و در سال 387ق ، درگذشت . (84) 4- ابوعبدالله جعفر بن محمد بن جعفر الحسنی ( م 308ق ) . وی درسال 224ق ، به دنیا آمد . بزرگ طالبیین و علویین بود و نسبش به حسن مثنا فرزند امام حسن مجتبی (ع) می رسد . ثقه و مورداعتماد اصحاب است و کتابهایی دارد ، از جمله : [( التاریخ العلوی )] و [( الصخره والبئر )] . (85) درباره او نوشته اند : فاضل و پرهیزکار و عاقل بود و احادیث بسیار شنید . در مسجدمی نشست و قرائت قرآن می کرد و موثق بود . (86) 5- عبدالله بن عمر بن خطاب زیات . وی در سال 265ق ، صحیفه رابرای ابوعبدالله حسنی روایت می کند و صحیفه را از دایی خویش ،علی بن نعمان اعلم ، روایت کرده است . (87) 6- ابوالحسن علی بن نعمان اعلم ، از اصحاب حضرت رضا (ع) است ثقه ، وجه ، ثبت ، صحیح و واضح الطریقه است . (88) 7- عمیر بن متوکل که از پدرش متوکل بن هارون صحیفه را روایت می کند ; (89) اما نجاشی و طوسی ، راوی صحیفه را متوکل بن عمیردانسته اند . (90) صاحب [( معجم رجال الحدیث )] ، وجوهی در جمع اقوال یاد شده ، ذکر کرده است (91) و ممکن است متوکل بن هارون ،همان متوکل بن عمیر و هارون ، نام جد متوکل باشد ; چرا که دراسامی ، گاه اسم جد را به جای اسم پدر ذکر می کنند . (92)
به هر حال ، متوکل ( که راوی صحیفه کامله است ) از اشخاص موثق و معتمد است و ابن داوود ، او را در [( رجال )] خویش درقسم موثقین ذکر کرده و ستوده است . (93) بهاء الشرف ، راوی اصلی صحیفه در اوایل قرن ششم است و بسیاری از دانشمندان معاصرش ، صحیفه را به واسطه او نقل کرده اند ;مانند عمید الروسا علی بن محمد بن سکونی حلی و شیخ محمد بن جعفر المشهدی (94) و شیخ هبه الله بن نما و شیخ عربی بن مسافر (95) وسالم بن قبادویه و ضیاء الدین ابوالفتح محمد بن محمد و شریف ابوالقاسم بن زکی العلوی و ابوالحسن علی بن العریضی و جعفر بن ابی الفضل بن شقره و جعفر بن علی المشهدی و حمزه بن محمد بن شهریار الخازن و شیخ ابوالفتح محمد بن جعفریه . (96) محدث نوری ، درباره راویان صحیفه می نویسد : [( وقد روی عنه خلق کثیر غیر عمید الروساء )] ; (97) اما درباره راوی بهاء الشرف و گوینده [( حدثنا )] در ابتدای سند صحیفه ، بین رجالیان ومحدثان بحث و گفتگوست . میرداماد ، در شرح صحیفه می گوید که اوعمید الروساست و شیخ بهایی می گوید که او علی بن محمد بن سکون است . (98) برخی راوی را که درشوال سال 556ق ، آن را بر بهاء الشرف قرائت کرده است . (100) شیخ حر عاملی نیز عربی بن مسافر عبادی را راوی صحیفه کامله از بهاءالشرف برشمرده است . (101) علامه مجلسی ، روایت بعضی افاضل راذکر می کند که راوی را حمزه بن شهریار می دانند . (102)
شیخ حسن بن شهید ثانی ، در اجازه خود به نجم الدین بن محمدحسینی می نویسد : جعفر بن علی مشهدی ، شیخ فقیه هبه الله بن نما ، شیخ مقری جعفر بن ابی الفضل بن شقره ، شریف ابوالقاسم بن زکی علوی ،شریف ابوالفتح بن جعفریه و شیخ سالم بن قبادویه ، همگی از سیدبهاء الشرف ، صحیفه را روایت می کنند . (103)
حقیقت آن است که سیادت نسب و شرافت و شیخوخیت بهاء الشرف ،از یک سو و کثرت دانشمندان و راویانی که از او صحیفه کامله راروایت کرده اند ، از سوی دیگر ، موجب گردید که نام بهاء الشرف به عنوان راوی اصلی صحیفه کامله ، در ابتدای سند آن ثبت گردد ونیازی به ذکر نام راویان پس از وی نباشد . نسخه های صحیفه کامله به روایت بهاء الشرف ، با نقل دانشمندان و بزرگان متعدد ، صورت تواتر یافت و چون نقل کتابهای متواتر ( مانند قرآن کریم و کتب اربعه و ) نیازمند اجازه وسلسله سند نیست ، نام راویان پس از بهاء الشرف ، در سلسله سندصحیفه درج نگردید .
به عقیده راقم این سطور ، عبارت [( حدثنا السید الاجل بهاءالشرف )] در ابتدای سند صحیفه ، مانند عبارت [( قال مصنف هذاالکتاب ادام الله بقاءه الشریف )] است که در ابتدای کتب متواترما به چشم می خورد . شخصیت و شیخوخیت راوی اصلی سند صحیفه وتواتر و شهرت نسخه های منتشر شده آن ، نیازی به ذکر نام راویان پس از بهاء الشرف باقی نگذاشته است . همچنان که سایر کتب متواتر ( مثل [( شرائع )] محقق و [( قواعد )] علامه و [( کافی)] کلینی و ) نیز چنین است و نیازی به ذکر اسناد و اجازه برای نقل آنها وجود ندارد . مجلسی اول در این باره می نویسد :
بین اصحاب مشهور است که نقل و روایت حدیث ، جز به یکی از طرق سبعه جایز نیست . این وقتی است که کتاب از متواترات نباشد ;اما کتابهای متواتری همچون کتب اربعه که محمدون ثلاثه آنها راتالیف کرده اند و مثل صحیفه کامله ای که از شیخ طوسی ، ابن ادریس ، ابن سکون یا عمید الروسا روایت شده و مثل کتابهای مشهور و متواتری که از نویسندگان آنها نقل شده ( مانند [(قواعد )] علامه ) ، اظهر در این موارد ، آن است که این کتابهانیازمند اجازه نیست . (104) 
18 . قطب راوندی ( م 573ق ) قطب الدین ابوالحسین سعید بن هبه الله بن الحسن الراوندی ،فقیه و دانشمند مشهور امامی قرن ششم است . ابن شهر آشوب در [(معالم العلماء )] از او به عنوان شیخ خود یاد کرده و تالیفات وی را بر می شمارد که از جمله آنهاست : [( المغنی فی شرح النهایه )] ، [( خلاصه التفاسیر )] ، [( منهاج البراعه )] ، [(تفسیر القرآن )] ، [( الخرائج والجرائح )] ، [( المستقصی فی شرح الذریعه )] ، [( تهافت الفلاسفه )] و کتابهای دیگر . (105)
قطب راوندی ، صحیفه را از محمد بن علی بن الحسن الحلبی ، ازشیخ طوسی روایت می کند و سید بن طاووس ، بعضی ادعیه صحیفه رااز شیخش اسعد بن عبدالقاهر ، معروف به شفروه ، از ابوالفرج فرزند قطب راوندی ، از وی نقل کرده است . (106)
قطب راوندی ، بعضی از ادعیه صحیفه را در کتاب خود به نام [(سلوالحزین )] ( مشهور به [( الدعوات )] نقل کرده است . (107) 
19. ابن شهرآشوب ( م 588ق ) محمد بن علی بن شهرآشوب سروی [ ساروی ] ، از بزرگترین علمای امامیه است و علمای عامه نیز وی را تعظیم و تبجیل کرده اند . مشایخ وی بسیارند که از جمله آنها احمد بن ابی طالب طبرسی (صاحب [( احتجاج )] ، عبدالجلیل رازی ( صاحب [( النقض )] ، امین الدین طبرسی ( صاحب [( مجمع البیان )] ، قطب راوندی ( صاحب [(الخرائج والجرائح )] ، عبدالواحد آمدی ( صاحب [( غررالحکم )] وفتال نیشابوری ( صاحب [( روضه الواعظین )] را می توان نام برد .
ابن شهرآشوب ، تالیفات نیکویی دارد که معروفترین آنها کتاب[( المناقب )] است که آن را در فضائل آل ابی طالب نوشته است . (108) او صحیفه سجادیه را از ابوالصمصام ذوالفقار معبد ، از شیخ طوسی و شیخ نجاشی و از جدش شهرآشوب ، از شیخ طوسی و از جعفر بن محمد دوریستی ، از شیخ مفید روایت می کند . (109)
ابن شهرآشوب ، در ابتدای کتاب [( معالم العلماء )] ، پس ازآنکه قول غزالی را درباره اولین کتابی که در اسلام تالیف شده ،نقل می کند ، می نویسد : اما صحیح آن است که اولین کسی که در اسلام کتاب نوشته ،امیرالمومنین (ع) است که کتاب خدای تعالی را فراهم آورده است. بعد از آن ، سلمان فارسی ( ره ) ، سپس ، ابوذر غفاری ( ره ) و بعد از آن ، اصبغ بن نباته و بعد از آن عبیدالله بن ابی رافع و سپس امام زین العابدین (ع) کتاب [( الصحیفه الکامله )] راتالیف کرده است .
او در ذیل ترجمه متوکل بن عمیر می نویسد : روی عن یحیی بن زید بن علی (ع) دعاء الصحیفه و تلقب بزبورآل محمد ( ص ) . (109) این دانشمند فرزانه ، در کتاب [( المناقب )] ، از فصاحت صحیفه کامله سخن به میان آورده ، می نویسد : وقتی در بصره نزد یکی از بلغا از فصاحت صحیفه کامله سخن به میان آمد ، او گفت : از من فرا گیرید تا نظیر آن را بر شمااملا کنم . آنگاه قلم برداشت و سر به زیر افکند و در همان حال سرافکندگی بمرد . (111) 
20. ابن ادریس ( م 598ق ) محمد بن احمد بن ادریس حلی ، فاضل فقیه و محقق نبیه ، صاحب کتاب [( السرائر )] است ( که حاوی فتاوای اوست ) و [( تبیان )]شیخ طوسی را به اختصار درآورده و در سن 55 سالگی در سال 598ق ،فوت نموده است . صاحب [( نخبه المقال )] درباره وی در ماده تاریخی می گوید : ثم ابن ادریس من الفحول و متقن الفروع و الاصول عنه النجیب بن نما الحلی حکی جاء مبشرا مضی بعد البکاءکه عدد [( مبشرا )] 543 و عدد [( البکاء )] 55 است . (112) ابن ادریس ، به دو طریق ، صحیفه کامله را روایت می کند :
اول ، از طریق عربی بن مسافر که او از شاگردان شیخ ابوعلی طوسی ( مانند الیاس بن هشام حائری ) ، روایت می کند . (113) عربی بن مسافر ، صحیفه کامله را از بهاء الشرف و او نیز به سند خویش از متوکل بن هارون روایت کرده است . (114)
دوم ، از طریق ابوعلی طوسی ( مفید ثانی ) که او نیز از شیخ طوسی و او نیز به طرق خود از متوکل بن هارون روایت می کند. (115) ملامحمدتقی مجلسی ، در باب نقل ابن ادریس از ابوعلی ( ابن الطوسی ) می نویسد : مشهور در اسانید ، این است که یک یا دو واسطه در روایت ابن ادریس از ابوعلی وجود دارد ; اما این نیز ممکن است که ابن ادریس در سن پایین ، صحیفه را از ابوعلی شنیده باشد و روایات با واسطه ، مربوط به دوران کهنسالی او باشد . (116)
ابن ادریس ، نسخه ای از صحیفه کامله را خود در رجب سال 570ق، کتابت نموده (117) و چون نسخه او مصحح و عاری از غلط بوده ،مورد اعتماد و ملاک تصحیح دانشمندان پس از او واقع شده است . مثلا علی بن احمد السدید ، صحیفه خود را با استفاده از صحیفه ابن ادریس تصحیح نمود . (118) و شهیداول ، دو صحیفه ، یکی در سال 772ق ، و دیگری در سال 776ق ، از نسخه علی بن احمد السدید ،استنساخ نمود . (119)
نسخه ابن ادریس از صحیفه کامله ، را علامه مجلسی دراختیارداشته است ; زیرا وقتی او طرق نقل خود از صحیفه کامله راذکر می کند ، می نویسد : و از سید اجل فخار بن معد موسوی ، از شیخ اعلم ابوعبدالله محمد بن ادریس حلی اجزل الله مثوبته تا پایان سند مذکور درصحیفه مشهورش که به خط شریف او نزد من موجود است . (120) 
21. ابن السکون ( م حدود 606ق )
ابوالحسین علی بن محمد سکونی حلی ، دانشمند ، فقیه ، نحوی ،لغوی و شاعر امامی و موثق است . سیوطی نام او را در [( طبقات)] خود ذکر کرده و مدح بلیغ نموده و می گوید یاقوت گفته که اوآگاه به نحو و لغت ، خوش فهم ، خوش نقل و حریص بر تصحیح کتب بوده است و در حدود سال 606ق ، درگذشته است . (121) ابن السکون ، صحیفه کامله را از شیخ خود ، بهاء الشرف ، نقل می کند (122) و نسخه ای از آن را به خط خود نوشته است و علی بن احمد سدید ، از دستخط ابن السکون استنساخ کرده و آن را در سال 643ق ، با صحیفه ابن السکون و در سال 654ق ، با نسخه ابن ادریس مقابله کرده است . (123)
نسخه ابن السکون ، مورد اعتماد و استناد دانشمندان پس از اوواقع شده و همین نسخه است که در اختیار صاحب [( بحارالانوار )]بوده است . علامه مجلسی ، پس از آن که طرق خود را از صحیفه کامله برمی شمرد ، در پایان می نویسد : اما طریق سند ما از صحیفه کامله چنین است : من نسخه ای از آن را به خط شیخ محمد بن علی بن حسین جباعی ( جد شیخ بهایی ) ، دراختیار دارم که او آن را از روی دستخط علامه محمد بن مکی (شهید اول ) نقل کرده و شهید ، آن را از روی دستخط علی بن احمدسدیدی نوشته و سدیدی آن را از روی دستخط علی بن السکون استنساخ نموده و آن را با نسخه محمد بن ادریس نیز مقابله کرده است . (124) 
22. عمید الروسا ( م 609ق )
رضی الدین ابومنصور هبه الله بن حامد حلی لغوی ، معروف به [(عمید الروساء )] ، فقیهی جامع و ادیبی کامل است و سید فخار ازاو روایت می کند . او از صلحا و از نویسندگان معروف است و ازراویان معروف صحیفه کامله به شمار می رود . (125) عمید الروسا به دو طریق ، صحیفه کامله را روایت کرده است :
اول ، به واسطه بهاء الشرف که همان طریق مشهور روایت صحیفه است . (126)
دوم ، به واسطه محمد بن ابی القاسم ، از ابوعلی ابن الشیخ . (127)
شیخ منتجب الدین ، درباره محمد بن ابی القاسم که شیخ عمیدالروسا در نقل صحیفه است ، می نویسد : امام عمادالدین محمد بن ابی القاسم بن محمد بن علی طبری آملی، فقیه و موثق است . او صحیفه را بر ابوعلی فرزند شیخ طوسی قرائت کرده و او را کتابهایی است که از جمله آنهاست : [( الفرج فی الاوقات )] و [( المخرج بالبینات )] . همچنین [( شرح مسائل الذریعه )] از امام قطب الدین ابوالحسن راوندی را بر او قرائت کرده و از او برای ما روایت می کند . (128) از عمید الروسا ، دانشمندانی چون فخار بن معد موسوی ، جلال الدین قاسم بن معیه و محمد بن نما ، صحیفه کامله را روایت کرده اند . (129) بعضی از محدثان به دلیل کثرت روایات صحیفه از عمیدالروسا ، احتمال داده اند که گوینده [( حدثنا ) ] در ابتدای سندصحیفه ، عمید الروسا باشد . (130) محدث قمی نیز می نویسد : قائل [( حدثنا )] در اول صحیفه سجادیه صلوات الله علی منشئهاعمید الروسا هبه الله بن حامد است ، بنابر مشهور بین علما . (131) 
23 . سید بن طاووس ( م 644ق )
رضی الدین ابوالقاسم علی بن سعد الدین موسی بن جعفر بن محمدبن طاووس ، عالم پرهیزگار و محدث بزرگوار ، در سال 589ق ، درحله به دنیا آمد . سلسله نسب او از ناحیه پدر به حسن مثنافرزند امام حسن مجتبی (ع) و از ناحیه مادر به شیخ طوسی منتهی می شود و او را [( ابوالسادات والنقباء )] خوانده اند . سید بن طاووس ، کتابهای چندی تالیف کرده که از جمله آنهاست : [( مصباح الزائر )] ، [( فرحه الناظر )] ، [( روح الاسرار )] ،[( الطرائف )] ، [( فتح الابواب )] و تتمات [( مصباح المتهجد)] که از جمله آنهاست : [( فلاح السائل )] ، [( الاقبال )] ،[( جمال الاسبوع )] و کتاب [( کشف المحجه )] ، [( اللهوف )] ،[( اسعاد ثمره الفواد )] ، [( الامان )] ، [( الدروع الواقیه)] ، [( محاسبه النفس )] ، [( سعد السعود )] و [( مهج الدعوات)] . (132)
می گویند این سید والامقام ، با وجود کثرت تالیفات ، کتابی در فقه ننوشته است و دلیل آن ، پرهیز او از فتوا و شدت ورع اوبوده است . (133) نسخه ای از ادعیه صحیفه که تاریخ کتابت آن سال 415قمری ، است، در اختیار سید بن طاووس بوده و او آن را از شیخ طوسی ، ازعلی بن نعمان اعلم ، از عمیر بن متوکل ، از متوکل بن هارون ،از یحیی بن زید و او از امام صادق (ع) ، روایت می کند . (134)
سید بن طاووس در کتابهای ادعیه خود ، فراوان از کتاب شریف صحیفه امام زین العابدین (ع) نام برده و از آن ، دعا نقل کرده است . مثلا در کتاب [( مهج الدعوات )] ، از آن به [(الصحیفه الشریفه من ادعیه مولانا زین العابدین )] یاد می کند ودر [( الاقبال )] و [( جمال الاسبوع )] ، به [( الصحیفه )]تعبیر کرده است . ازعبارتی که وی در کتاب [( الاقبال )] می نویسد ، برمی آید که اسناد صحیفه در اختیار وی بوده است . اومی گوید : عن مولانا علی بن الحسین (ع) صاحب الانفاس المقدسه الشریفه فیما تضمنه اسناد ادعیه الصحیفه . . . (135)
برخی از دعاهای صحیفه سجادیه که در کتابهای ادعیه سید بن طاووس به تمامی نقل شده ، عبارت اند از : دعای استخاره یا طلب خیر ( دعای سی سوم ازکتاب [( فتح الابواب )] ، دعای آغاز ماه مبارک رمضان ( دعای چهل چهارم [( الاقبال )] ، دعای وداع باماه رمضان ( دعای چهل پنجم [( الاقبال )] ، دعای عیدین و جمعه( دعای چهل ششم [( جمال الاسبوع )] ، دعای روز عرفه ( دعای چهل هفتم [( الاقبال )] ، دعای عید اضحی و روز جمعه ( دعای چهل هشتم [( جمال الاسبوع )] . (136) 
24. شهید اول ( م 786ق ) شیخ شهید شمس الدین ابوعبدالله محمد بن مکی بن محمد حامدعاملی ، در سال 734ق ، به دنیا آمد و نزد اساتیدی همچون فخرالمحققین ، عمیدالدین ، ابن نما و ابن معیه به تحصیل پرداخت واز علمای اهل سنت در مکه ، مدینه ، بغداد ، مصر ، دمشق ، بیت المقدس و مقام ابراهیم ، روایت می کند . کتابهای او از قبیل [(الذکری )] ، [( الدروس )] ، [( القواعد ) ] ، [( اللمعه الدمشقیه )] و [( الاربعون حدیثا )] از معروفترین کتب امامیه است . این عالم بزرگوار ، به دلیل داشتن مذهب شیعه ، در سال 786ق ، کشته شد و پیکرش را به صلیب کشیده ، سنگباران کردند وسپس آتش زدند . (137)
محدث قمی ، درباره او می نویسد : کسی که در طرق اجازات علمای ما بنگرد ، با وجود کثرت و تشتت آنها ، درمی یابد که همه آنها به این شیخ بزرگوار منتهی می شود. (138) شهید اول ، صحیفه کامله را به دو طریق از شیخ طوسی نقل می کند : اول ، تاج الدین بن معیه ، از پدرش ابوجعفر بن محمد بن معیه، از پدرش محمد بن حسن معیه ، از محمد بن شهرآشوب مازندرانی ،از ذوالفقار بن معبد حسنی ، از شیخ طوسی . دوم ، تاج الدین بن معیه ، از کمال الدین الرضی محمد بن محمد، از نصرالدین محمد بن حسن طوسی ، از پدرش ، از سید فضل الله حسنی ، از سید ابوالصمصام ، از شیخ طوسی . (139) نسخه ای از صحیفه کامله را شهید سعید محمد بن مکی به خط خودنوشته و در آن تتبع کرده و نهایت جهد خود را در ضبط و نسخ واعراب گذاری آن به کار برده است و این نسخه ، پس از وی دراختیار دانشمندان بزرگی همچون شهید ثانی قرار گرفته و صحائف خود را از روی آن تصحیح کرده اند . (140) همچنین محمد بن علی جبعی ، جد شیخ بهاء الدین عاملی ، از روی نسخه شهید استنساخ نموده و همین نسخه است که در اختیار شیخ بهایی و مجلسی اول قرار گرفته و صحیفه خود را از روی دستخط علی بن احمد سدیدی درسال 772ق ، استنساخ نموده و سدیدی صحیفه خود را از روی دستخط ابن سکون در سال 643ق ، استنساخ کرده است . (141) بر نسخه ابن سکون ، خط و اجازه عمید الروسا که مورخ سال 603قمری است ، وجوددارد . (142) نسخه شهید اول از صحیفه کامله ، هم اکنون در کتابخانه مرحوم سید محمدتقی بن حسین بن دلدار علی ، موجود است و نویسنده کتاب[( تراجم مشاهیر )] ( سید علی نقی که از احفاد اوست ) ، بدین مطلب شهادت داده است . (143) 
25. شمس الدین جبعی ( م 886ق ) شیخ شمس الدین محمد بن علی جبعی ، صاحب کرامات و جد شیخ بهائی و پدر شیخ عبدالصمد عاملی ، از مشایخی است که صحیفه کامله را روایت کرده است . او خود در تاریخ احوال خویش می نویسد : درسال 845 هجری به حجاز و در سال 853 به روم و در سال 855 به عراق و در سال 858 به بیت المقدس مسافرت کردم . در سال 864بیمار شدم و در سال 879 به بلاد عجم مسافرت کردم و در سال 880وارد عراق شدم و در همان سال به شام مراجعت نمودم .
فرزندش شیخ عبدالصمد نیز در زیر نوشته پدر نوشته است : و درسال 886 جان به جان آفرین تسلیم کرد . (144) جبعی ، صحیفه را در سال 851ق ، بر استادش علی بن علی بن محمدبن طی ، قرائت کرده و او نیز از طریق شهید اول ، آن را روایت می کند . (145) جبعی همچنین صحیفه را از روی دستخط شهید اول ، استنساخ نموده و نسخه او در اختیار شیخ بهایی قرار گرفته و او آن را با نسخ دیگر مقابله کرده است . مجلسی اول می گوید : روزی به مدرس شیخ بهایی که در جوار مسجد جامع بود ، رفتم واو را دیدم که مشغول مقابله صحیفه کامله بود و خواننده آن ،سید صالح امیر ذوالفقار گلپایگانی بود . (146)
علامه مجلسی ، خصوصیات نسخه جبعی را چنین گزارش کرده است : صورت آنچه که در پایان صحیفه شیخ شمس الدین محمد بن علی جبعی، جد شیخ ما بهاء الدین عاملی قدس الله روحهما به خط او آمده است و در آن ، فواید بسیاری وجود دارد : این صحیفه را از روی دستخط شیخ عالم سعید شهید محمد بن مکی رحمه الله استنساخ کردم و شهید بر روی نسخه نوشته است : [( این صحیفه را از روی دستخط علی بن احمد سدیدی استنساخ نمودم و آن را در یازدهم شعبان 772 به پایان رسانیدم )] . سدیدی نوشته است: [( این نسخه را در سال 643 از روی دستخط ابن السکون استنساخ نمودم )] . نیز جبعی می نویسد : [( همچنین این صحیفه را بانسخه دیگری از دستخط شهید که آن را در سال 776 به پایان برده ،مقابله کردم )] و نیز می نویسد : [( سدیدی بر نسخه خود نوشته است که برای بار دوم ، صحیفه را با دستخط سعید محمد بن ادریس در ذی قعده سال 654 ، مقابله نموده ام )] و متن دستخط ابن ادریس را ذکر می کند . همچنین جبعی صورت اجازه و دستخط عمیدالروسا را بر نسخه علی بن السکون که آن را در سال 603 نگاشته ،نقل نموده است . (147) 
26 . کفعمی ( ق 9 ) ابراهیم بن علی جبعی عاملی ، موثق ، جلیل ، ادیب ، محدث وشاعر است و صاحب تالیفات چندی است که بیشتر آنها در موضوع ادعیه است ; مانند [( المصباح )] ( تالیف سال 895ق ) ، [(البلد الامین )] ( در عبادات ) ، [( الفوائد الطریفه فی شرح الصحیفه )] ( که در آن ، تمام ادعیه صحیفه کامله را نقل و شرح کرده است ) ، [( المقصد الاسنی فی شرح الاسماء الحسنی )] و [(محاسبه النفس )] . پدرش از اعاظم فقها بوده و برادرش شیخ احمد، صاحب کتاب [( زبده البیان )] نیز عالمی کامل بوده است . (148)
کفعمی ، از معروفترین گردآورندگان ادعیه در دوره اسلامی است و شرح نوشتن او بر ادعیه صحیفه کامله ، نشانه آن است که این کتاب مورد توجه و علاقه دانشمندان و مولفان کتب دعا نیز بوده است . روایت و شرح کفعمی از صحیفه کامله ، معروف است و صاحب [(ریاض العلماء )] در کتاب [( الدرر المنظومه الماثوره فی جمع لئالی الادعیه السجادیه المشهوره )] به وجود آن ، شهادت داده است . (149)
27 . شهید ثانی ( م 966ق ) شیخ زین الدین بن علی ، در سال 911قمری به دنیا آمد و علوم مختلف اسلامی را نزد اساتید بزرگی فراگرفت و کتابهای چندی نوشت که از جمله آنها می توان [( الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه )] را نام برد که قرنهاست از کتابهای فقهی شیعه است . تمامی تالیفات شهید ، در نهایت اتقان است . این عالم بزرگوار ،در سال 966ق ، به سبب داشتن مذهب شیعه ، شهید شد . (150)
شهید ثانی ، صحیفه کامله را از علی بن عبدالعالی میسی ، ازابن الموذن ، از ابوالقاسم ضیاء الدین علی فرزند شهید اول ، ازشمس الدین محمد بن مکی ، نقل می کند . (151) شیخ زین الدین ، نسخه ای از صحیفه کامله را خود استنساخ کرده، بر آن می نویسد : این نسخه ، از روی نسخه شیخ و مولای سعید ما ابوعبدالله شهیدمحمد بن مکی ضبط شده و سپس با آن مقابله گردیده است . شهید ،در ضبط و نسخ و اعراب آن ، تتبع کامل کرده و در موارد اندکی که خطایی سهوا واقع شده ، وجه صواب را ضبط نموده ام . شهید [اول] ، نسخه اش را از روی دستخط شیخ سدید الدین علی بن احمد حلی استنساخ کرده و او نسخه اش را از دستخط ابن سکون نقل نموده وبا نسخه محمد بن ادریس مقابله کرده است . من چندین بار این نسخه را مقابله کرده ام : بار اول در سال کتابت آن ، دوم درسال 44 ، و سوم در سال 954 . (152) نسخه شهید ثانی از صحیفه کامله ، با ضمائم آن در اختیارعلامه مجلسی بوده است و خصوصیات و ضمائم آن ، در [(بحارالانوار )] گزارش گردیده است . (153) نسخه شهید ثانی از صحیفه کامله ، هم اکنون نیز موجود است وعلامه تهرانی ، آن را در کتابخانه فاضلیه مشاهده کرده است . (154) 
28. مجلسی اول ( م 1070ق ) جامع فنون عقلی و نقلی ، محمدتقی بن مقصود علی ، ملقب به مجلسی اول ، در سال 1003ق ، متولد شد و نزد اساتید بزرگی چون ملا عبدالله شوشتری و شیخ بهایی ، تلمذ کرد و در علم فقه وتفسیر و حدیث و رجال ، سرآمد اهل زمانه و در زهد و تقوا وعبادت ، تالی تلو استادش ملا عبدالله شوشتری بود . محدث قمی درشرح احوال وی می نویسد : و از برای او مصنفات شریفه ای است ، مانند شرح او بر [( من لایحضره الفقیه )] به فارسی و شرح دیگر به عربی و شرح او بر [(صحیفه کامله )] و بر بعض کتاب [( تهذیب )] و بر زیارت جامعه وبر حدیث همام و حواشی او بر [( اصول کافی )] و رساله در افعال حج و رساله در رضاع و اجازات کثیره و غیر ذلک ; و این بزرگوار، موید من عندالله و استاد علما و مربی فضلا بوده و آثار او دراسلام بسیار است ; و اگر نباشد از آثار او جز نجل جلیل و فرزندنبیلش ، هر آینه کفایت می کند ، تا چه رسد به سایر علمای دیگرکه تلمیذ او بوده اند و مصنفات نافعه فائقه اش و نشر دادن اوصحیفه کامله را در میان مردم و غیر ذلک . (155)
مجلسی اول ، صحیفه را از مشایخ خود : شیخ بهایی و شیخ عبدالله شوشتری ، به طرق مختلف از محمد بن جعفر نما ، سید فخار، ابن زهره ، ابن ادریس ، عمیدالروسا و علی بن سکون ، از سیداجل بهاء الشرف ، روایت می کند . (156)
وی بخش قابل توجهی از عمر پر برکت خود را صرف گردآوری اسنادصحیفه کامله و نسخ و مقابله و اجازه این کتاب شریف کرده است ودرباره طرق روایت صحیفه ، پس از ذکر اسناد خود می نویسد : الی غیر ذلک ، از طرق کثیر که بالغ بر هزاران هزار می شود . گرچه آنچه من ذکر کرده ام ، بالغ بر ششصد طریق عالی می گردد . (157) بسیاری از آن اجازات ، هم اکنون نیز در دسترس است . (158)
این عالم بزرگوار ، در پایان یکی از اجازاتش می نویسد : و آنچه از اسانید صحیفه به غیر از این اسانید دیده ام ، بیش از آن است که به شمار آید و هیچ شکی وجود ندارد که این کتاب ،از سید الساجدین (ع) است ; اما از جهت اسناد ، مانند قرآن مجید ، متواتر است و از طریق زیدیه نیز به تواتر نقل شده است . اما از جهت عبارت ، در نهایت فصاحت است و نیازی به وصف ندارد . اما از جهت احاطه به علوم الهی نیز چنین است و هر کس که شناخت اندکی به علوم داشته باشد ، بدان اعتراف خواهد داشت ; لیکن عمده در این باب آن است که من در اوایل بلوغ ، با تضرع وابتهال ، طالب قرب خداوند بودم و در رویا صاحب الزمان و خلیفه الرحمان صلوات الله علیه را دیدم و از مسائل دشواری که برای من ایجاد شده بود ، پرسش کردم . سپس عرضه داشتم : [( یا ابن رسول الله ! ملازمت دائمی شما برایم مقدور نیست . اگر ممکن است ،کتابی به من عطا کنید تا بدان عمل کنم )] . آنگاه صحیفه عتیقه ای به من عطا فرمود و مرا به عالمی به نام [( تاج )] ارجاع فرمود .
در بیداری به نزد آن شیخ رفتم و او همان کتاب را به من داد ومن آن را بر شیخ بهایی قرائت کردم و صحیفه خود را از روی آن نوشتم و آن را مکررا با نسخه شیخ شمس الدین محمد بن علی جبعی ،جد شیخ بهایی ، مقابله کردم . او می گوید که نسخه اش را از روی دستخط شهید محمد بن مکی نوشته است و او می گوید نسخه اش را ازروی دستخط سدیدی نوشته است و او می گوید نسخه اش را از روی دستخط علی بن سکون نوشته است و با دستخط عمید الروسا و ابن ادریس ، مقابله کرده است . به برکت مناوله صاحب الزمان صلوات الله علیه آن نسخه صحیفه در جمیع بلاد اسلام و علی الخصوص اصفهان ، منتشر شد . امروزه کم خانه ای است که نسخه های متعددصحیفه در آن نباشد و این انتشار ، دلیلی بر صحت آن رویاست . والحمدلله رب العالمین . (159)
مجلسی اول در [( شرح من لایحضره الفقیه )] ، پس از آنکه داستان رویای صادقه خود را شرح می دهد ، می نویسد : صحیفه را گرفتم و به نزد شیخ بهایی آمدم و آن را با نسخه اوکه جد پدرش از روی نسخه شهید رحمه الله نوشته بود ، مقابله کردم . شهید ، نسخه خود را از نسخه عمید الروسا و ابن سکون نوشته بود و با نسخه ابن ادریس مقابله کرده بود و نسخه ای که حضرت صاحب الامر (ع) به من عطا فرموده بود ، نهایت موافقت رابا نسخه شهید رحمه الله داشت . بعد از آنکه از مقابله فارغ شدم، مردم در نزد من شروع به مقابله کردند و به برکت عطای حجت ( ع) ، صحیفه کامله در بلاد ، مانند آفتاب طالع گردید ، در هرخانه و سیما در اصفهان ; زیراکه برای اکثر مردم صحیفه های متعدد است و اکثر ایشان ، صلحا و اهل دعا شدند و بسیاری ازایشان مستجاب الدعوه ; و این آثار معجزه ای است از حضرت صاحب (ع ) و آنچه خداوند عطا فرمود به من از برکت صحیفه ، احصای آن نمی توانم کرد . (160)
پیش از مجلسی اول ، نسخه های صحیفه اندک و آن هم در اختیارعلما و دانشمندان بوده ; اما این عالم بزرگوار ، صحیفه کامله را ترویج کرد و آن را در اختیار همگان قرار داد . او خود دراین باب می نویسد : به برکت آن رویا ، صحیفه در آفاق منتشر شد ، پس از آن که اثری از آن در این بلاد مشاهده نمی شد . (161)
بنا بر آنچه ذکر شد ، راوی صحیفه کامله ای که اکنون شایع است و منتشر گردیده ، مجلسی اول است و این افتخار بزرگ ، نصیب آن عالم ربانی است . محدث نوری ، آنجا که از سند صحیفه شایع بحث می کند ، خصوصیات نسخه مجلسی را بر می شمارد و می نویسد : سند صحیفه شایع ، به شیخ شهید منتهی می شود و او از سید تاج الدین محمد بن قاسم بن معیه از پدرش روایت کرده و او از عمیدالروسا و ابن سکون روایت می کند . (162) نکته دیگری که محدث نوری می افزاید ، آن است که سخن شیخ بهایی و میرداماد در تعیین قائل [( حدثنا )] قلیل الفائده است; چرا که شیخ بهایی گوینده را ابن سکون و میرداماد ، گوینده راعمید الروسا می داند ; حال آنکه سند صحیفه شایع ، به هر دوطریق ، از ابن سکون و عمید الروسا از [( بهاء الشرف )] نقل شده است . (163) 
29. ماجد حسینی دشتکی (ق11) امیر ماجد بن الامیر بن الامیر جمال الدین محمد حسینی دشتکی، از مشایخ قرن یازدهم هجری است و ملاشفیع رشتی که برادر محمدرفیع الدین ( معروف به ملا رفیعا ) است ، از وی روایت می کند . (164) 
دشتکی درباره سند صحیفه می نویسد : اتصال سند صحیفه کامله یا انجیل اهل بیت و زبور آل محمد به منشی آن ، امام موید به عصمت و آیت هادیه حق ، قدوه الساجدین والراکعین ، امام زین العابدین علی بن الحسین (ع) چنان اشتهار دارد که نیازی به ذکر سلسله اسناد باقی نمی گذارد ; امامن طریق خود را در نقل صحیفه کامله ذکر می کنم تا نورانیت آن در صحائف منتشر شود . (165)
ویژگی روایت ماجد حسینی از صحیفه در آن است که طریق او منتهی به مشایخ زیدیه می شود . او صحیفه را نه از طریق متوکل از یحیی بن زید ، بلکه از طریق پدران خود ، از محمد بن زید ، از زید بن علی ، از امام سجاد (ع) روایت می کند که طریق ویژه زیدیه است. نقل صحیفه سجادیه در میان زیدیه نیز به تواتر صورت پذیرفته ،چنانکه ملامحمدتقی مجلسی در این باره می نویسد : [( و هی متواتره من طرق الزیدیه ایضا )] . (166) 
30. سید علی خان مدنی ( م 1120ق ) عالم ادیب ، سید علی بن احمد بن محمد معصوم حسینی مدنی شیرازی ، در سال 1052ق ، در مدینه متولد شد و در سال 1066ق ،به هند مهاجرت کرد و چندی والی ماهور و توابع آن بود . بعد ازآن به زیارت بیت الله الحرام نایل شد و پس از زیارت ائمه عراق(ع) به اصفهان آمد و شاه سلطان حسین صفوی ، وی را اکرام بسیار کرد . سپس به وطن اصلی خود ، شیراز ، مهاجرت کرد و مرجع علما و فضلا گردید و محل بحث و تدریس او مدرسه منصوریه بود ودر سال 1120ق ، رخت از سرای خاکی برکشید .
سید علی خان ، صاحب تالیفات گرانقدری است که از زمره آنهاست: [( ریاض السالکین فی شرح الصحیفه الکامله )] ، [( سلافه العصر )] ، [( الدرجات الرفیعه )] ، [( انوار الربیع فی انواع البدیع )] ، [( موضع الرشاد فی شرح الارشاد فی النحو )] ، [(الکلم الطبیب فی الادعیه )] و شروح سه گانه بر [( صمدیه )] . نسب سید علی خان مدنی ، با 27 واسطه به محمد بن زید بن علی بن الحسین (ع) منتهی می شود . این محمد بن زید ، پدر محمدمحروق است که مامون در سال 203ق ، او را شهید کرد و او پدرابوعبدالله جعفر است و او پدر احمد سکین است که نزد حضرت رضا (ع ) مقرب بود و آن حضرت ، [( فقه الرضا )] را به خط مبارک خودبرای او نوشته اند و آن کتاب شریف ، نزد سید علی خان مدنی بوده است ( چنانکه صاحب [( ریاض )] و صدرالدین محمد دشتکی که ازاجداد سید علی خان است بدان اشاره کرده اند ) . (167)
سید علی خان مدنی ، از شارحان صحیفه کامله است و کاملترین شرح این کتاب ، از آن اوست و در ابتدای آن می نویسد : و قبل الخوض فی المطلوب فلنذکر سند روایتنا للصحیفه الشریفه تبرکا بالاتصال فی الروایه عن منشئها المعصوم . (168)
آنگاه می گوید که او صحیفه را از شیخ بهایی ، از عبدالصمدحارثی ، از دو شیخش : سید حسن بن جعفر حسینی کرکی و شیخ زین العابدین بن علی بن احمد عاملی ، از شیخشان زین الدین علی (فرزند شیخ شهید شمس الدین محمد بن مکی ) روایت می کند که اونیز با سلسله سند خود ، صحیفه کامله را روایت کرده است . (169)
با وجود آنکه سید علی خان مدنی صحیفه خود را از ملامحمدتقی مجلسی روایت نمی کند ، اما نسخه های صحیفه این دو عالم بزرگوار، کاملا یکسان و مطابق با یکدیگر است و این ، به دلیل آن است که این هر دو ، نسخه های خود را از نسخه شیخ بهایی استنساخ کرده و نسخه خود را با آن تطبیق داده اند.
31. زبیدی حنفی ( م 1205ق )
محمد بن عبدالرزاق یمانی ، مشهور به مرتضی زبیدی حنفی ،متولد 1145قمری و متوفای 1205 ، علامه لغت ، حدیث ، رجال وانساب و از بزرگان اهل تصنیف است . تالیفات او بسیار است که ازجمله آنهاست : [(تاج العروس)] در شرح [(قاموس)] فیروزآبادی، [(اتحاف الساده المتقین)] در شرح [(احیاء العلوم)] غزالی، [(اسانید الکتب السته)] ، [(کشاف اللثام)] ، [(الروض المعطار فی نسب الساده آل جعفر الطیار)] ، [(عقد اللئالی المتناثره فی حفظ الاحادیث المتواتره)] . (170)
زبیدی حنفی ، لغوی و محدث معروف اهل تسنن ، بعضی از ادعیه صحیفه کامله را با سلسله سند و طریق ویژه خود در کتابهایش نقل کرده است ; مثلا دعای طولانی امام زین العابدین (ع) را درروز عرفه که دعای چهل و هفتم صحیفه است ، در کتاب [( اتحاف الساده المتقین )] ( ج 4 ، ص 480 ) نقل کرده است .
ویژگی روایت زبیدی در آن است که طریق او به حضرت هادی (ع) منتهی می گردد که او از حضرت جواد (ع)، از حضرت رضا (ع)، از حضرت کاظم (ع)، از حضرت صادق (ع)، و او از حضرت باقر (ع) ادعیه امام سجاد (ع) را روایت می کند . (171) 
32. محدث نوری ( م 320ق )
حاج میرزا حسین بن محمدتقی نوری طبرسی در سال 1254ق ، به دنیا آمد و نزد شیخ العراقین عبدالحسین تهرانی و شیخ مرتضی انصاری تلمذ کرد و به همراهی مجدد مذهب ، میرزا محمد حسن شیرازی به سامرا مهاجرت نمود . در علوم مختلف ، صاحب نظر بود ;اما تبحر او در حدیث و رجال و احاطه به اقوال و اطلاع به دقایق آیات و نکات اخبار بود و بالغ برسی مجلد کتاب تالیف کرده که هریک بر علو قدر و احاطه علمی او دلالت دارد ، علی الخصوص خاتمه[( مستدرک الوسائل )] او که حاوی مطالب ارزشمندی در علم حدیث ورجال است .
او شیخ معاصران است و به طریق او ، آثار قدما روایت می شود . سلسله مشایخ اجازه وی چنین است : شیخ مرتضی انصاری ، ازملااحمد نراقی ، از آیه الله بحرالعلوم طباطبایی ، از شیخ یوسف بحرانی ( به طرقی که بحرانی در کتاب [( لولوه البحرین )] بیان داشته ) . وفات محدث نوری ، در سال 1320ق ، اتفاق افتاد و درنجف اشرف دفن گردید . (172)
محدث نوری در خاتمه [( مستدرک الوسائل )] در ذیل نام عمیدالروسا از صحیفه کامله و طرق روایت و اعتبار آن ، بحث کرده است و خود ، نسخه ارزشمندی از صحیفه کامله داشته که آن را با نسخه های مصحح ، تصحیح کرده و چهار مرتبه با آنها مقابله نموده و درمرتبه پنجم ، وقتی به دعای چهاردهم می رسد ، به نسخه ای که برشیخ بهایی قرائت شده و دستخط و گواهی شیخ بر آن است و همچنین نسخه ای که بر مجلسی دوم قرائت شده و اجازه وی بر آن است ، دست یافته و نسخه خود را با این دو نسخه مطابقت داده و مواضع اختلاف را صریحا معین نموده و تفاصیل را به خط خود بر نسخه اش نوشته است . وی می گوید سزاوار است که سایر نسخ با آن نسخه سنجیده شود و آن نسخه ، [( معصومه )] نامیده شود ; زیرا از غلطمبراست . (173) این نسخه گرانقدر ، در موقوفه مرحوم سید محمدخامنه ای در کتابخانه حسینیه شوشتری ها در نجف اشرف موجود بوده و مرحوم علامه آقا بزرگ تهرانی که از شاگردان محدث نوری است ،آن را مشاهده کرده است . (174) 
نتایج
1- صحیفه موجود و شایع ، صحیفه ملامحمد تقی مجلسی است . 2- صحیفه سید علی خان مدنی که کتاب [( ریاض السالکین )] شرح آن است ، با صحیفه ملامحمدتقی مجلسی کاملا مطابق است . 3- نسخه های مجلسی اول و سید علی خان مدنی ، از روی نسخه شیخ بهایی استنساخ شده است . 4- شیخ بهایی ، نسخه خود را از روی دستخط شهید اول استنساخ کرده است . 5- شهید اول ، نسخه خود را از روی نسخه علی بن احمد سدید که در سال 643قمری نوشته ، استنساخ کرده است . 6- نسخه شهید اول از صحیفه ، هم اکنون نیز موجود است . 7- سدیدی ، نسخه خود را از دستخط علی بن سکون استنساخ کرده وبر نسخه ابن سکون دستخط و اجازه عمید الروسا نیز وجود دارد . 8- سدیدی صحیفه اش را به دو طریق روایت می کند : از طریق ابن سکون و عمید الروسا از بهاء الشرف و از طریق ابن ادریس از شیخ طوسی . 9- نسخه سدید با نسخه ابن ادریس که آن را در سال 570قمری کتابت نموده ، کاملا مطابق است . 10- نظیر عبارت [( حدثنا )] که در ابتدای سند صحیفه مشهور به چشم می خورد ، در ابتدای کتب قدما فراوان وجود دارد و نیازی به پیدا کردن نام کاتب و قائل [( حدثنا )] نیست . 11- صحیفه ، تا زمان بهاء الشرف به طرقی خاص ، توسط بعضی ازمحدثان روایت شده است . 12- از زمان بهاء الشرف به بعد ، اکثر محدثان و دانشمندان طراز اول شیعه ، به روایت صحیفه اقدام کرده اند . 13- از زمان مجلسی اول به بعد ، صحیفه در اختیار عامه مردم قرار گرفته و نقل و روایت آن ، همگانی شده است . 14- در روایت صحیفه ، غیر از طریق بهاء الشرف ، طرق معتبردیگری هم ( مثل طریق شیخ طوسی ) وجود دارد . 15- طریق صاحب کتاب [( کفایه الاثر )] ( علی بن محمد خزاز قمی که معاصر شیخ مفید بوده است ) و ابن شادان ، ابن عیاش ، ابن همام ، ابن مالک ، ابن طیالسی ، ابن وارث ، ابن اشکیب ،تلعکبری و محمد بن بحر شیبانی که همه از علمای معروف هستند ،بر اعتبار و اشتهار صحیفه نزد قدما دلالت دارد . 16- میرزا عبدالله افندی ( صاحب کتاب [( ریاض العلماء )] ،هشت طریق غیر مشهور نقل صحیفه را گزارش کرده و نسخه های صحیفه به آن طرق را مشاهده کرده است . 17- نسخه ارزشمندی از صحیفه که تاریخ کتابت آن ، سال 416قمری است ، در آستان قدس رضوی نگهداری می شود . این نسخه ، از طریق علی بن مالک روایت شده است . 18- از نسخه آستان قدس رضوی ، چنین به دست می آید که راوی علی بن مالک ، محمد بن همام است ، نه اسماعیل بن همام . 19- نسخه آستان قدس رضوی ، طریق علی بن مالک به متوکل را ( که در کتابهای شیخ و نجاشی ذکر نشده ) ، معین کرده است . 20- نسخه گرانقدر دیگری از صحیفه که تاریخ کتابت آن سال 695قمری است ، در کتابخانه آیه الله مرعشی در قم نگهداری می شود . این صحیفه ، به طریق ابوالمفضل شیبانی از محمد بن روزبه، روایت شده است . 21- گرچه ابوالمفضل شیبانی در اواخر عمر خلط کرده ; اماروایات او در دوران استقامتش ، صحیح است و روایت صحیفه توسطشیخ مفید و ابن غضائری از او ، مسلما مربوط به دوران استقامت اوست . 22- نسخه ای از صحیفه به روایت ابن الشیخ ( فرزند شیخ طوسی ) ، هم اکنون در کربلا موجود است . 23- کاتبان مشهوری به کتابت صحیفه پرداخته اند که از زمره ایشان ، ابن مقله ( خطاط مشهور عصر عباسی ) و یاقوت حموی را می توان نام برد . 24- قطب راوندی در [( الدعوات )] و سید بن طاووس در [( مهج الدعوات )] ، [( اقبال )] ، [( جمال الاسبوع )] و [( فتح الابواب )] و کفعمی در [( المصباح )] که همگی از کتب معتبردعایی است برخی از ادعیه صحیفه را نقل کرده اند . 25- کفعمی ، صحیفه کامله را نقل نموده و آن را شرح کرده است . 26- عنوان [( الصحیفه الکامله )] در کتاب [( مناقب آل ابی طالب )] ( تالیف ابن شهرآشوب ) نیز آمده و این دانشمند ، برفصاحت محیر العقول آن ، شهادت داده است . 27- طریق ماجد حسینی دشتکی از صحیفه ، طریقی ویژه است و روایت او از صحیفه ، به محمد بن زید ، از امام سجاد (ع) منتهی می شود . 28- طریق زبیدی حنفی از صحیفه ، طریقی ویژه است و روایت او ازصحیفه ، به امام محمدباقر از امام سجاد (ع) منتهی بوده است . 29- متوکل بن هارون ، دو صحیفه را که یکی به خط زید و دیگری به خط امام محمدباقر (ع) بوده است ، مطابقت کرده و اختلافی بین آن دو مشاهده نکرده است . 30- از امام صادق (ع) نقل است که فرمود : [( من شاهد آن بودم که جدم علی بن الحسین (ع) ادعیه صحیفه را املا می فرمودو پدرم محمد بن علی (ع) آن را می نوشت )] . (175) این حدیث ،بر مکانت خاص صحیفه شریفه سجادیه نزد ائمه اطهار (ع) دلالت دارد .

—————————————————————-
پی نوشتها: 1. بحارالانوار ، محمدباقر مجلسی ، دارالکتب ، تهران ، ص 61 2. معالم العلماء ، ابن شهرآشوب ، نجف ، 1407ق ، ص 125 . 3. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 45 . 4. شرح الصحیفه ، میرداماد ، قم ، 1406ق ، ص 45 . 5. رجال النجاشی ، احمد بن علی نجاشی ، قم ، 1407ق ، ص 44 . 6. همان . 7. همان . 8. رجال الطوسی ، محمد بن حسن طوسی ، نجف ، 1381ق ، ص 429 . 9. همان . 10. الصحیفه الثالثه ، عبدالله افندی ، قم ، 1400ق ، ص 11 . 11. الرعایه ، زین العابدین بن علی عاملی ، قم ، 1413ق ،ص 112 . 12. الصحیفه الثالثه ، ص 11 . 13. رجال النجاشی ، ص 379 . 14. الفهرست ، محمد بن حسن طوسی ، نجف ، 325 . 15. رجال الطوسی ، ص 485 . 16. همان ، ص 30 . 17. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 62 . 18. الصحیفه السجادیه ، مقدمه و تحقیق : کاظم مدیرشانه چی ،انتشارات آستان قدس ، مشهد ، ص 5352 . 19. رجال الطوسی ، ص 485 . 20. الصحیفه السجادیه الکامله ، مقدمه و تحقیق : سید احمدفهری ، دمشق ، ص 214 . 21. رجال الطوسی ، 446 . 22. رجال النجاشی ، 384 . 23. الصحیفه الثالثه ، ص 12 ( مقدمه ) . 24. خلاصه الاقوال ، نجف ، 1381ق ، ص 180 . 25. رجال النجاشی ، ص 429 . 26. رجال الطوسی ، ص 516 . 27. همان ، 446 . 28. الصحیفه الثالثه ، ص 12 . 29. رجال النجاشی ، ص 396 . 30. الفهرست ، طوسی ، ص 299 . 31. رجال النجاشی ، ص 396 . 32. معجم رجال الحدیث ، سید ابوالقاسم خویی ، ج 16 ، ص 244 . 33. الرعایه ، ص 210 . 34. رجال النجاشی ، ص 122 . 35. لسان المیزان ، ابن حجر ، بیروت ، ج 2 ، ص 127 . 36. نوابغ الرواه فی رابعه المئات ، آقا بزرگ تهرانی ،بیروت ، 1971م ، ص 307 . 37. ریاض السالکین ، سید علی خان مدنی ، اصفهان ، ص 26 . 38. الصحیفه السجادیه ، ص 24 . 39. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 66 . 40. ریاض السالکین ، ص 4 . 41. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 59 . 42. جمال الاسبوع ، علی بن طاووس ، ایران ، ص 423 . 43. الصحیفه ، چاپ حسینیه ارشاد ، ص 32 . 44. جمال الاسبوع ، ص 423 . 45. همان . 46. الکنی والالقاب ، شیخ عباس قمی ، صیدا ، 1357ق ، ص 357 . 47. رجال النجاشی ، ص 86 . 48. الصحیفه الثالثه ، ص 12 . 49. فوائد رضویه ، شیخ عباس قمی ، تهران ، 1327ش ، ص 325 . 50. کفایه الاثر ، خزاز قمی ، قم ، 1401ق ، ص 302 . 51. الکنی و الالقاب ، ج 1 ، ص 312 . 52. بحارالانوار ، ج 78 ، ص 308 . 53. الصحیفه الثالثه ، ص 12 . 54. روضات الجنات ، محمدباقر خوانساری ، قم ، ج 6 ، ص 153 . 55. الارشاد ، شیخ مفید ، علمیه اسلامیه ، تهران ، ص 151 . 56. همان ، ص 154 . 57. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 66 . 58. همان ، ص 65 . 59. همان ، ص 66 . 60. النابس فی اعلام القرن الخامس ، آقا بزرگ تهرانی ،بیروت ، 1971م ، ص 54 ; امل الامل ، محمد بن حسن حر عاملی ، بغداد ، 1385ق ، ج 2 ، ص 69 ; التکمله ، محمد بن حسن حر عاملی ،بغداد ، 1385ق ، ص 311 . 61. ریاض السالکین ، ص 4 . 62. شرح الصحیفه ، ص 4746 . 63. الذریعه ، آقا بزرگ تهرانی ، بیروت ، 1403ق ، ج 21 ،ص 265 . 64. فوائد رضویه ، ص 20 . 65. رجال النجاشی ، ص 426 . 66. روضات الجنات ، ج 6 ، ص 249216 . 67. الفهرست ، طوسی ، ص 171 . 68. ریاض العلماء ، ص 4 . 69. رجال الطوسی ، ص 485 . 70. همان ، ص 446 . 71. روضات الجنات ، ج 3 ، ص 166 ; معجم الادباء ، یاقوت حموی بیروت، ج 4 ، ص 60; وفیات الاعیان،ابن خلکان ، بیروت ، 1971م ، 1397ق،ج 1،ص 428;الکنی والالقاب ، ج 3 ، ص 237 . 72. الصحیفه الثالثه ، ص 12 . 73. الکنی و الالقاب ، ج 3 ، ص 165 . 74. فوائد رضویه ، ص 120 . 75. ریاض العلماء ، ص 4 . 76. الذریعه ، ج 15 ، ص 19 . 77. همان . 78. الکنی و الالقاب ، ج 2 ، ص 224 . 79. الصحیفه ، ص 3228 . 80. ریاض العلماء ، ج 6 ، ص 22 . 81. مستدرک الوسائل ( الخاتمه ) ، میرزا حسین نوری ، قم ،آل البیت ، ج 3 ، ص 490 . 82. الکامل ، ابن اثیر ، بیروت ، 1965م ، ج 10 ، ص 117 . 83. تاریخ بغداد ، خطیب بغدادی ، بیروت ، ج 5 ، ص 446 ; معجم رجال الحدیث ، ج 16 ، ص 24 . 84. رجال النجاشی ، ص 122 . 85. لسان المیزان ، ج 2 ، ص 127 . 86. رجال النجاشی ، ص 247 . 87. تنقیح المقال ، عبدالله مامقانی ، نجف ، 1352ق ، ج 2 ،ص 313 ; جامع الرواه ، محمدبن علی اردبیلی، بیروت، ج 1، ص 88606. الصحیفه ، ص 32 . 89. رجال النجاشی ، ص 426 ; الفهرست ، طوسی ، ص 171 . 90. معجم رجال الحدیث ، ج 14 ، ص 177 178 . 91. شرح من لایحضره الفقیه ( لوامع صاحبقرانی ) ، محمدتقی مجلسی ، قم ، 1399ق ، ج 14 ، ص 418 . 92. رجال ابن داوود ، تهران ، 1383ق ، ص 283 . 93. الکنی والالقاب ، ج 3 ، ص 97 . 94. فوائد رضویه ، ص 451 . 95. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 8443 . 96. مستدرک الوسائل ( الخاتمه ) ، ج 3 ، ص 483 . 97. الذریعه ، ج 15 ، ص 14 . 98. ریاض العلماء ، ج 5 ، ص 45 . 99. بحارالانوار ، ج 109 ، ص 47 . 100. امل الامل ، ج 2 ، ص 169 . 101. بحارالانوار ، ج 109 ، ص 67 . 102. همان ، ص 47 . 103. الفرائد الطریفه ، محمدباقر مجلسی ، قم ، 1407ق ، ص 10414. روضات الجنات ، ج 4 ، ص 5 . 105. فتح الابواب ، علی بن طاووس ، بیروت ، 1409ق ، ص 196 . 106. الصحیفه الکامله ، مقدمه و شرح : محمد مشکوه ،دارالکتب ، تهران ، ص 14 . 107. فوائد رضویه ، ص 568 . 108. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 65 . 109. معالم العلماء ، ص 125 . 110. مناقب آل ابی طالب ، ابن شهرآشوب ، ج 4 ، ص 137 . 111. الکنی و الالقاب ، ج 1 ، ص 201 . 112. فوائد رضویه ، ص 262 . 113. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 57 . 114. همان ، ص 81 . 115. همان ، ص 52 . 116. الذریعه ، ج 15 ، ص 19 . 117. بحارالانوار ، ج 107 ، ص 212 . 118. همان ، ص 211 ; الذریعه ، ج 15 ، ص 19 . 119. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 162 . 120. فوائد رضویه ، ص 327 . 121. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 162 . 122. الذریعه ، ج 15 ، ص 19 . 123. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 164 . 124. الکنی و الالقاب ، ج 2 ، ص 445 . 125. بحارالانوار ، ج 107 ، ص 212 . 126. همان ، ج 110 ، ص 59 . 127. الفهرست ، منتجب الدین رازی ، تهران ، 1404ق ، ص 384 . 128. الصحیفه الجامعه ، محمدباقر موحد ابطحی ، قم ، 1411ق . 129. شرح الصحیفه ، ص 45 . 130. فوائد رضویه ، ص 262 . 131. همان ، ص 331 . 132. روضات الجنات ، ج 4 ، ص 339325 . 133. فتح الابواب ، ص 196 . 134. کتابخانه ابن طاووس ، اتان کلبرگ ، ترجمه : رسول جعفریان ، ص 508 . 135. همان . 136. فوائد رضویه ، ص 645 . 137. همان . 138. بحارالانوار ، ج 109 ، ص 4140 . 139. همان ، ج 108 ، ص 134 . 140. همان ، ج 110 ، ص 6160 . 141. همان ، ج 107 ، ص 212 . 142. الذریعه ، ج 15 ، ص 19 . 143. بحارالانوار ، ج 107 ، ص 203 . 144. همان ، ص 213 . 145. نجم الثاقب ، میرزا حسین نوری ، علمیه اسلامیه ، تهران ص 64 . 146. بحارالانوار ، ج 107 ، ص 212 . 147. روضات الجنات ، ج 1 ، ص 2420 . 148. الصحیفه الثالثه ، ص 12 . 149. فوائد رضویه ، ص 186 . 150. بحارالانوار ، ج 108 ، ص 133 . 151. همان ، ص 5134 13 . 152. همان . 153. الذریعه ، ج 15 ، ص 19 . 154. فوائد رضویه ، ص 44 . 155. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 43 . 156. همان ، ص 45 . 157. همان ، ص 8443 . 158. همان ، ص 6160 . 159. شرح من لایحضره الفقیه ، ج 14 ، ص 423418 ، نجم الثاقب ،ص 64 . 160. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 43 . 161. مستدرک الوسائل ( الخاتمه ) ، ج 3 ، ص 483 . 162. همان جا . 163. بحارالانوار ، ج 110 ، ص 92 . 164. همان ، ص 9795 . 165. همان ، ج 110 ، ص 59 . 166. فوائد رضویه ، ص 273269 . 167. ریاض العلماء ، ص 43 . 168. همان جا . 169. الاعلام ، خیرالدین زرکلی ، بیروت ، 1389ق ، ج 7 ، ص 298297 . 170. اتحاف الساده المتقین ، ج 4 ، ص 480 . 171. فوائد رضویه ، ص 149 . 172. مستدرک الوسائل ( الخاتمه ) ، ج 3 ، ص 483482 . 173. الذریعه ، ج 21 ، ص 265 . 174. الصحیفه السجادیه ، ص 27 ( سخن راوی صحیفه ) .

برچسب ها: علوم حدیث
نوشته قبلی

مروری بر کتاب «دانش درایة الحدیث» و دیگر کتاب های دانش درایه

نوشته‌ی بعدی

مسند الامام الرضا علیه السلام

مرتبط نوشته ها

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.
محور مقاومت

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)
نهضت حسینی

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن
محور مقاومت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن
محور مقاومت

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)
نهضت حسینی

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

نوشته‌ی بعدی

مسند الامام الرضا علیه السلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

این پرچم بر زمین نمی‌ماند.

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

حیاتِ الگویی امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا