اشکال هفتم. سوء استفاده از مبهمات و اسباب نزولدر نگاه مخالفان، مبهمات قرآنی عرصه ی گسترده ای برای شیعه در استخدام آیات مطابق اعتقادات اختصاص آنان بوده است و به همین هدف از اخبار منسوب به امامان مدد جسته و آیات مبهمی را در شأن ائمه و مخالفان آن تفسیر کرده اند، حال آنکه مفاد این اخبار از ظاهر معنای آیات دور بوده و با اخبار صحیحه در تعارض هستند. از نظر عسّال مرجع در رفع ابهام از آیات تنها نقل صحیح است و در این عرصه مجالی برای رأی و نظر وجود ندارد و آنچه در این باره گفته شده است از روی تکلف بوده و بعضی از آنان اخباری غیرصحیح و مأخوذ از اسرائیلیات است. وی ۱۷ آیه مبهم قرآنی را برشمرده است که شیعه آنها را به نفع عقاید خودش و فضایل سازی تفسیر کرده است.(۱) همچنین عسّال بر این باور است که امامیه اخباری را به عنوان اسباب نزول آیات منسوب به امامان می کنند در حالی که مفاد آنها با ظاهر آیات در تناقض بوده و با حقایق تاریخی در تضاد هستند و طعنی صریح بر صحابه به شمار می آیند. تفاسیر شیعه سبب سازی برای نزول آیات کرده و در آنها ذم بنی امیه، خلفا، عایشه، طلحه و زبیر و مخالفان علی (علیه السلام) را بیان کرده و آیات را از مسیر اصلی خود خارج ساخته اند و رنگی شیعی به قرآن داده و فضایل را دگرگون نموده و آیات مدح دیگران را در حق امامان خود به ویژه علی (علیه السلام) تفسیر کرده اند.(۲)
پاسخالف. مبهم قرآنی لفظی است که خدا در قرآن کریم با اسم عَلَمَش از آن یاد نکرده است، خواه پیامبر باشد یا جانشین [پیامبر] یا جز آن، آدم باشد یا فرشته یا جنّ، شهر باشد یا ستاره یا درخت، یا حیوانی که دارای اسم علَم است، یا عددی که معدودش مشخص نشده باشد، یا زمانی که روشن نشده باشد، یا مکانی که شناخته نشده باشد.(۳) اشکال مخالفان به مبهمات شخصی یا اسامی افراد انسانی است که تعداد آنها در کل مبهمات قرآنی محدود است. گستردگی و فراگیری بهره وری شیعه از مبهمات قرآن، آن گونه که مخالفان ادعا دارند، خلاف حقیقت و مدارک موجود است و اثبات آن نیازمند بررسی تمامی تفاسیر امامیه است. وانگهی مخالفان بیش از هفده مورد را نتوانسته اند از تفاسیر نقلی امامیه پیدا بکنند. آیا با این تعداد اندک چنین فرافکنی و اتهام شیعه به استفاده ی گسترده روا است؟ب. ما هم در این که نقل صحیح یکی از منابع رفع ابهام از آیات و بیان سبب نزول است با مخالفان موافقیم لکن نقل صحیح را منحصر در صحابه نمی دانیم، بلکه مطابق مبانی کلامی خود بر این باوریم که سخن معصومانْ تنها مرجع معتبر در این موارد است. نقطه ی اختلافی امامیه با اهل سنت در منابع تفسیرْ همان عدم اعتبار قول صحابه نزد امامیه است که منجر به چنین اشکالاتی می شود که در اشکال دومِ مخالفانْ بدان پاسخ دادیم.ج. نویسندگان اهل سنت در زمینه ی مبهمات قرآن نیز به آراء امام علی (علیه السلام) در ذیل آیات مبهم استناد جسته اند.(۴) و این یعنی پذیرش روایات تفسیری ایشان که بخشی از آنها در رفع مبهمات قرآنی صادر شده اند.د. اگر مطابق مبانی حدیثی امامیه روایتی مجعول و موضوع تشخیص داده شود، بدون هیچ تردیدی استناد به آن در تفسیر روا نیست، لکن روایات تفسیری مبهمات قرآن همگی از این دست نیستند و ارزیابی کلی مخالفان به مجعول بودن همه ی آنها نادرست است. افزون بر اینکه مخالفانْ وجه جعل آنها را بیان نکرده و تنها دلیل جعلی بودن این قسم از روایات را مدح و فضایل اهل بیت گفته اند. این دلیلْ نزد هیچ عاقلی پذیرفته نیست، زیرا لازمه ی آن این است که باید تمامی روایات فضایل و مناقب را مجعول دانست و این سخنْ باطل است، چرا که علم اجمالی به صدور روایاتی در باب فضایل اهل بیت از رسول خدا داریم.هـ. موارد متعددی از آنچه مخالفان به عنوان بیان مبهمات قرآنی تصور کرده اند از باب سبب نزول و جری و تطبیق است و اشاره به مورد نزول یا مصداقی از مصادیق آیات دارند که گفتیم یکی از ویژگیهای روش تفسیری اهل بیت بوده است.
نتایجامامیه در تفسیر قرآن دارای نظریه ی تفسیری منسجم و ضابطه مندی است. مبادی نظریه ی تفسیری امامیه، قرآن، سنت معتبر و عقل است. این مبادی در عملکرد تفسیری مفسران امامیه تبلور یافته است. هرچند قدمای امامیه تعریف ساختاری و جامع از تفسیر ارائه نکرده اند لکن مبانی نظری و کاربردی امامیه در تفسیر ملحوظ آنان بوده است. در دوره ی معاصر، نظریه ی تفسیری امامیه تکامل و انسجام یافت، لکن در برخی از مؤلفه های آن میان قرآن پژوهان تنوع نظر پیدا شد.۲٫ مبانی کلامی تفسیر، مجموعه باورها و مبادی نظری مفسّر نسبت به ماتن و ویژگیهای متنی قرآن، اصول نظری و کاربردی فهم و تفسیر قرآن است. در حقیقت، مبانی کلامی تفسیر، نظر به باورهای علمی و اعتقادی مفسّر نسبت به مبادی تفسیر دارد. از آنجا که صحت و اتقان این مبادی در اعتبار و کمال تفسیر تأثیرگذار است، مفسر باید پیش از اقدام به تفسیر، درباره ی آنها اتخاذ مبنا کند و در هنگام تفسیر نیز مقید به رعایت آنها باشد. از مطالعه ی تفاسیر امامیه به دست می آید که عقل و سنت معتبر، سرچشمه ی مبانی کلامی تفسیر هستند؛ هر گزاره ای که نقلی محض نباشد و از اعتبار لازم نزد عقلا برخوردار باشد، صلاحیت منبعیت عقلی برای استخراج مبانی کلامی تفسیر را دارد. مبانی کلامی امامیه در تفسیر به دو گونه ی عام و خاص تقسیم می شود. مبانی کلامی عام، اصول مشترک امامیه با دیگر مذاهب اسلامی در تفسیر است و نوعی وحدت نظر بین امامیه و دیگر مذاهب در این قسم از مبانی وجود دارد. مبانی کلامی خاص، اصول اختصاصی امامیه در تفسیر قرآن است که وجه تمایز امامیه از دیگر مذاهب اسلامی در تفسیر است.۳٫ مبانی کاربردی مفسران امامیه ( روش، منبع و داوری ) از مبانی نظری ( کلامی ) آنان تأثیر پذیرفته است. این تأثیر سبب تفاوت ماهوی و صوری مبانی کاربردی آنان با دیگر مفسّران شده است. در مؤلفه منبع این تأثیر تا حدی است که سبب اختلاف جدی میان شیعه و سنّی در عدم حجیت قول صحابه در تفسیر شده است و در مؤلفه داوری، عدم مخالفت با سنت قطعی و معتبر معصومان را شرط صحت و اعتبار آراء تفسیری مفسران اعلام کرده است.۴٫ نقدها و اشکالات مخالفان علیه مبانی کلامی امامیه ناشی از عدم شناخت درست و دقیق نظریه ی تفسیری امامیه از سوی آنان و گاه ناشی از تعصب و در حد اتهام علیه امامیه بوده است.
پیشنهادها۱٫ ضروری است قرآن پژوهان شیعه توجه به مبانی کلامی امامیه را در تفسیرْ جدی تلقی کنند و در تقویت و تثبیت آن پژوهشهای گسترده و ژرفی را انجام دهند و در هر بحث تفسیری نظریه ای منسجم از نظریه ی تفسیری امامیه را معیار و ملاک خود در تبیین و ارزیابی آراء مفسران قرار بدهند.۲٫ در مراجعه به روایات تفسیر اهل بیت، به دست آمد که روایات امامان از منظر نظریه شناسی تفسیری مورد غفلت جدی قرآن پژوهان قرار گرفته و تاکنون نظریه ی تفسیری اهل بیت به شکلی منظم و روشمند استخراج و ارائه نشده است؛ این مهم آسیبی است که مطالعات تفسیرپژوهی شیعه را تهدید می کند و زمینه را برای اتهامات سست علیه میراث قرآنی شیعه را فراهم کرده است. پیشنهاد می شود پژوهشهای دکتری متعددی در حوزه و دانشگاه نظریه ی تفسیری اهل بیت را از ابعاد مختلف، چه در بُعد مبانی و چه در ابعاد دیگر، مورد کاوش قرار بدهند و متولیان آموزشی و پژوهشی کشور، ضمن گنجاندن حداقل چهار واحد درسی در مقطع تحصیلات تکمیلی، دانشجویان را با نظریه ی اهل بیت در تفسیر آشنا سازند. برگزاری کنگره ای با عنوان « نظریه ی تفسیری اهل بیت » در سطح بین المللی با حضور قرآن پژوهان شیعه و سنّی می تواند گام جدی در تبیین و ترویج دیدگاه اهل بیت در تفسیر باشد.
پینوشتها:
۱٫عسّال، الشیعه الاثنی عشریه، و منهجهم فی التفسیر، الاولی، منصور للطباعه و التوزیع، ۱۴۲۷ق، بی جا، ص ۲۰۰-۲۰۶٫۲٫همان، ص ۱۹۰-۱۹۹٫۳٫رک: أبوالقاسم سهیلی ختعمی، التعریف و الإعلام فیما أبهم من الأسماء و الأعلام فی القرآن الکریم، تحقیق عبدالله مُهَنّا، دارالکتب العلمیّه، بیروت، ۱۴۰۷ق، ص ۱۶٫۴٫محسن رفیعی، معصومه شریفی، « بازخوانی کتاب تفسیر مبهمات القرآن »، آینه ی پژوهش، شماره ۸۳، آذر و دی ۱۳۸۲ش، ص ۷۷٫منبع مقاله :راد، علی، (۱۳۹۰)، مبانی کلامی امامیه در تفسیر قرآن: با رویکرد نقّادانه به آرای ذهبی، عسّال و رومی، تهران: سخن، چاپ اول

















هیچ نظری وجود ندارد