امام باقر (علیه السلام) به جابر بن یزید جُعفی فرمود:«یا جابِرُ، أَیکتَفی مَنِ انتَحَلَ التَشَیعَ أَن یقُولَ بِحُبِّنا اَهلَ البَیتِ؟ فَوَاللّهِ… ما کانُوا یعرَفُونَ یا جابِرُ إلاّ بِالتَّواضُعِ… وَالصَّلاهِ»؛ «ای جابر، آیا کسی که ادعای تشیع مینماید، کفایت میکند که بگوید من اهل بیت (علیهم السلام) را دوست دارم و عملی در او نباشد؟ به خدا سوگند! شیعیان ما شناخته نمیشوند، مگر به تواضع و اقامه نماز». [۱]
امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود: «اِمتَحِنُوا شیعَتَنا عِندَ مَواقیتِ الصَّلاهِ کیفَ مُحافِظَتُهُم عَلَیها»؛ «شیعیان ما را هنگام اوقات نماز امتحان کنید که چگونه از آن محافظت مینمایند». [۲]
فلسفه اقامه نماز
نماز، اوّلین تکلیف عملی مسلمانان و تنها عبادتی است که اسلام، آن را برای تمامی افراد و در همه احوال واجب نموده و تمام مسلمانان وظیفه دارند از سن بلوغ تا پایان عمر این فریضه الهی را به جا آورند و در شبانه روز پنج مرتبه با پروردگار خود به راز و نیاز بپردازند.حال فلسفه وجوب این تکلیف چیست؟ و چرا خداوند همه مسلمانان را موظف نموده، در شبانه روز پنج مرتبه کار و زندگی خویش را رها ساخته، این عبادت الهی را به جا آورند؟ آیا خداوند، به عبادت بندگانش احتیاج دارد یا عوامل دیگری سبب شده تا خداوند، آنان را به این عبادت مأمور نماید؟
مسلماً علت وجوب نماز و دیگر عبادات، نیاز خداوند به عبادت بندگان نیست؛ زیرا خداوند کامل و بینیاز مطلق است و عبادت بنده یا بیاعتنایی او به خدا هیچگونه تأثیری در مقام کبریاییاش ندارد؛ بلکه فلسفه و سرّ وجوب این عبادات، نیاز بندگان به خداوند است و خداوند با وجوب این تکلیف درصدد بوده تا از این طریق به بندگانش نفعی رساند و آنان را از برکات دنیوی و اخروی این عبادت بهرهمند سازد. اکنون به برخی از اسرار و فواید نماز اشاره مینماییم:یکی از فلسفههای اقامه نماز و ارتباط با خداوند ایجاد آرامش و اطمینان روحی و روانی در زندگی انسان است. ارتباط با خداوند و تکیه بر او، اضطراب، اندوه و نگرانی را از قلب انسان میزداید و به او آرامش، اطمینان و تسلی خاطر میدهد.
قرآن کریم در این باره میفرماید:«اَلا بِذِکرِ اللّهِ تَطمَنُّ القُلوب»؛ «آگاه باشید! تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد». [۳]
علت این امر آن است که انسان در نماز با کسی ارتباط برقرار میکند و با موجودی به راز و نیاز میپردازد که قادر و توانای مطلق است؛ از همه اسرار درون و برون انسان و دردهای او آگاه است؛ بر تمام امور استیلا دارد و قادر است تمام گرفتاریها و مشکلات انسان را در دنیا و آخرت برطرف نماید؛ مشکلاتی که هیچ موجودی جز او توان برطرف کردن آن را ندارد. مسلم است که پیوند با چنین قدرتی بیهمتا و تکیه نمودن به چنین تکیه گاهی مستحکم به انسان اطمینان و آرامش داده، نگرانیهای او را برطرف میسازد.
در امور طبیعی و دنیوی نیز انسان هرگاه تکیهگاه مطمئنی برای خود احساس میکند برای مدتی هم که شده، نگرانی و اضطراب او مرتفع شده، احساس اطمینان و آرامش میکند؛ لیکن تکیهگاههای مادی و دنیوی، زودگذر و نامطمئن است؛ اما خداوند متعال تکیهگاهی مطمئن، پایدار و همیشگی است و کسی که به خدا تکیه کند و او را پشتوانه خود، در زندگی، قرار دهد، برای همیشه احساس امنیت و آرامش میکند و دیگر نگرانی و تشویش در زندگی او جایی ندارد.
فلسفه دیگر نماز دور شدن انسان از آلودگیهاست. کسی که با نماز انس داشته باشد و به معنای واقعی آن اهل نماز باشد، از گناه و معصیت دوری نموده، اهل تقوا و طهارت ظاهری و باطنی خواهد شد؛ زیرا نماز دروازه تقرب به خدا و گفتگوی با اوست و کسی که به سوی خدا رفته و میخواهد با او به گفتگو بنشیند آنچه را خداوند دوست دارد انجام میدهد و از آنچه او اکراه دارد اجتناب مینماید. قرآن کریم در این باره میگوید:«اِنَّ الصَّلوهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ والمُنکر»؛ «نماز، انسان را از هرکار زشت و منکر باز میدارد». [۴]
امام رضا (علیه السلام) نیز در این باره میفرماید:«إِنَّ عِلَّهَ الصَّلاهِ … لِئَلاّ ینسی العَبدُ سَیدَهُ و مُدَبِّرَهُ و خالِقَهُ فَیبطُرُ و یطغی و یکونُ فِی ذِکرِهِ لِرَبِّهِ و قِیامِهِ بَینَ یدَیهِ زاجِرا لَهُ عَنِ المَعاصِی و مانِعا لَهُ عَن اَنواعِ الفَسادِ»؛ «علت تشریع نماز آن است تا بنده آقا و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند که در صورت فراموشی، طغیان و سرکشی خواهد کرد. یاد خدا و ایستادن بنده در پیشگاه پروردگار، او را از هرگونه گناه و فساد باز میدارد». [۵]
نماز؛ افزون بر اینکه سدّی در برابر انحرافها و گناهان آینده است، عاملی برای شستشوی گناهان گذشته نیز میباشد و موجب میگردد تا خداوند به وسیله نماز، بندهاش را از آلودگیهای گذشته پاک نماید چنان که در آیهای دیگر آمده است:«وأَقِمِ الصَّلوهَ طَرَفَی النَّهارِ وزُلَفـًا مِنَ اللَّیلِ اِنَّ الحَسَنـتِ یذهِبنَ السَّیـأتِ»؛ «نماز را به پا دار؛ در دو طرف روز و پاسی از شب، به راستی که حسنات (نمازهای پنج گانه) بدیها را نابود میکند». [۶]
علی (علیه السلام) در تفسیر این آیه، میفرماید: «از حبیب خود، پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که میفرمود: آیه یاد شده امیدوارکنندهترین آیه در قرآن کریم برای بندگان خدا است. سپس فرمود: یا علی، بدان که منزلت نمازهای پنجگانه برای امت من، مانند نهر آبی است که بر در خانه یکی از شماها قرار دارد. اگر بدن او چرک باشد و هر روز پنج بار در آن نهر، خود را شستشو کند آیا چیزی از آن چرک در بدن او باقی میماند؟! سوگند به خدا! که نمازهای پنج گانه برای امتم چنین است. تمام گناهان آنها را پاک میکند و تیرگی را از قلب آنها میزداید». [۷]
نماز؛ وسیلهای است برای مبارزه با خودبینی و تکبر؛ چرا که انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت، دوبار پیشانی را در برابر خداوند به خاک میگذارد و با این کار، پردههای غرور و خودخواهی را کنار میزند و بزرگ منشی خود را درهم میکوبد. فاطمه زهرا (علیها السلام) در فرازی از خطبه فدکیه، میفرماید:«فَرَضَ اللّهُ الأَیمانَ تَطهیرا مِنَ الشِّرک والصَّلوهَ تَنزیها عَنِ الکبرِ»؛ «خداوند، ایمان را برای پاکسازی انسانها از شرک، و نماز را برای منزه کردن او از کبر واجب نمود». [۸]نماز؛ تشکر از خداوند است. خداوند به انسان نعمتهای فراوانی داده است. انسان را از نیستی به عالم وجود و هستی آورده، تمام ابزار حیات و استفاده از امکانات زندگی از جمله دست، پا، گوش، چشم و دیگر اعضای بدن را به او بخشیده و خورشید و ماه و آسمان و زمین و همه موجودات این کره خاکی را برای راحتی و آسایش انسان خلق کرده است؛ لذا به حکم عقل، انسان باید در برابر این همه نعمتی که خداوند در اختیار او گذاشته، شکرگزار باشد و نماز یکی از راههای شکرگزاری از خداوند است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آن قدر به نماز میایستاد که پاهای آن بزرگوار از کثرت ایستادن ورم میکرد و هنگامی که برخی از همسرانش به آن جناب اعتراض میکردند چرا اینقدر عبادت میکنید، در حالی که خداوند شما را آمرزیده است، حضرت میفرمود:«أفَلا أَکونَ عَبدا شَکورا»؛ «آیا بنده شکرگزار (خدا) نباشم؟»[۹]
جایگاه و اهمیت نماز
در میان عبادات و واجبات الهی، نماز از بالاترین جایگاه برخوردار است؛ بهگونهای که هیچ عمل واجبی را نمیتوان یافت که با نماز برابری نماید. اهمیت نماز بدان حدّ است که قرآن کریم در بیش از یکصد آیه از نماز سخن به میان آورده و در آن مؤمنان را به اقامه نماز و محافظت بر آن توصیه نموده و به نمازگزاران، وعده پاداش داده است و تارکان نماز و کسانی که این عبادت الهی را سبک بشمارند و آداب و شرایط آن را به جا نیاورند، به شدت نکوهش نموده است. در روایات نبوی و اهلبیت (علیهم السلام) نیز نماز از جایگاه و اهمیت بالایی برخوردار است که به بخشی از این روایات اشاره مینماییم:
الف) نماز؛ اولین و آخرین فریضه الهی:پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:«إِنَّ اَوَّلَ ما فَرَضَ اللّهُ عَلی عِبادِهِ الصَّلاهُ و آخِرَ ما یبقی عِندَ المَوتِ الصَّلاهُ»؛«همانا اولین فریضهای که خداوند بر بندگانش واجب نموده، نماز است و آخرین فریضهای که تا هنگام مرگ نیز از انسان ساقط نمیگردد، نماز است». [۱۰]بسیاری از عبادات و واجبات الهی با اینکه اهمیت فراوانی دارد، گاه در هیچ زمانی بر بندگان واجب نمیشود یا یک بار واجب میشود یا در مواردی وجوبش ساقط میگردد؛ مانند فریضه حج که تنها بر آنان که توانایی داشته باشند، واجب میشود و با یکبار انجام دادن، وجوبش از عهده آنها برداشته میشود و یا مانند روزه که بر انسانهای ناتوان و مریض واجب نیست؛ امّا تنها عبادتی که بر همگان و در همه شرایط واجب است و در هیچ حالتی ساقط نمیشود، نماز است.
ب) نماز؛ برترین عبادت، بعد از توحید: ایمان به پروردگار یگانه و پذیرش توحید، بالاترین و محبوبترین عبادت نزد خداوند است و پس از آن عبادتی که بیش از دیگر عبادات، محبوب خداوند متعال است، نماز و راز و نیاز با اوست. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره میفرماید:«مَا افتَرَضَ اللّهُ عَلی خَلقِهِ بَعدَ التَّوحیدِ اَحَبَّ اِلَیهِ مِنَ الصَّلاهِ، و لَوَ کانَ شَیءٌ اَحَبُّ اِلیه مِنها لَتَعَبَّدَ بِهِ مَلائِکتُهُ، فَمِنهُم راکعٌ و مِنهُم ساجِدٌ و مِنهُم قائِمٌ و قاعِدٌ»؛ «خداوند متعال بعد از توحید، چیزی محبوبتر از نماز را بر بندگانش واجب نکرده است و اگر عبادتی محبوبتر از نماز در نزد خداوند وجود میداشت، ملائکه الهی به وسیله آن، خدا را عبادت میکردند. عدهای از ملائکه همیشه در حال رکوع و بعضی در حال سجودند و بعضی از آنان ایستاده و بعضی هم نشسته به عبادت خدا مشغولاند». [۱۱]
ج) نماز؛ ستون دین و اوّلین پرسش در قیامت: نقش نماز نسبت به دیگر واجبات الهی در دین، همچون نقش ستونهای یک ساختمان یا یک خیمه است؛ همانگونه که استواری ساختمان و خیمه وابسته به ستونها و پایههای آن است، استواری دین نیز وابسته به نماز است؛ یعنی اگر نمازی باشد یا نماز انسان پذیرفته شود دیگر عبادات و کارهای خیر انسان نیز پذیرفته خواهد شد، اما اگر انسان اهل نماز نباشد یا نماز را به گونهای به جای آورد که مقبول درگاه خداوند قرار نگیرد دیگر عبادات او نیز در آخرت پذیرفته نمیشود و هیچ سودی برایش در پی نخواهد داشت. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره میفرماید:«أَلصَّلاهُ عَمُودُ الدّین … فَإن قُبِلَت قُبِلَ ماسِواها و إن رُدَّت رُدَّ ماسِواها»؛ «نماز پایه دین است، اگر مقبول درگاه الهی قرار گیرد سایر اعمال نیز پذیرفته میشود و اگر مقبول واقع نشود اعمال دیگر نیز پذیرفته نخواهد شد». [۱۲]بر این اساس اوّلین پرسشی که از انسان در قیامت میشود نماز است. امام صادق (علیه السلام) فرمود:«أَوَّلُ ما یحاسَبُ بِهِ العَبدُ الصّلاهُ؛ فَإن قُبِلَت قُبِلَ سایرُ عَمَلِهِ وَ إِن رُدَّت رُدَّ عَلَیهِ سایرُ عَمَلِهِ؛ اولین عملی که (در قیامت) از بنده محاسبه میشود نماز است؛ اگر نماز پذیرفته شود دیگر اعمال انسان نیز پذیرفته میشود، اما اگر نماز پذیرفته نشود سایر اعمال انسان نیز پذیرفته نمیگردد». [۱۳]
روز محشر که جانگداز بود اولین پرسش از نماز بودپس مکن در نماز خود تقصیر تا در آن روز باشدت توقیر
د) نماز؛ نور چشم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): روزی پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ابوذر غفاری فرمود:«یا أَباذَرٍّ، إِنَّ اللّهَ جَعَلَ قُرَّهَ عَینی فِیالصَّلاهِ، وَ حَبَّبَها إِلَی کما حَبَّبَ إِلَی الجائِعِ الطَّعامَ و إلَی الظَّمآنِ الماءَ، و إِنَّ الجائِعَ إِذا أَکلَ شَبِعَ و إِنَّ الظَّمآنَ إِذا شَرِبَ رَوی وَ أَنا لا أَشبَعُ مِنَ الصَّلاهِ»؛ «ای اباذر! خداوند روشنی چشم مرا در نماز قرار داده و نماز را چنان محبوب من ساخته که غذا را برای شخص گرسنه و آب را برای آدم تشنه محبوب ساخته است. (ای اباذر،) همانا گرسنه از غذا و تشنه از آب سیر میگردد، ولی من هرگز از نماز سیر نمیشوم». [۱۴]
پیامدهای ترک نماز
در قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) برای تارکان و بیاعتنایان به نماز پیامدهای ناگواری بیان شده است؛
الف) زندگی سخت و مشقت بار: قرآن کریم در آیهای میفرماید:«و مَن اَعرَضَ عَن ذِکری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنکـًا و نَحشُرُهُ یومَ القِیـمَهِ اَعمی»؛ «هرکس از یاد من رویگردان شود، زندگی سختی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم». [۱۵]علامه طباطبایی در تفسیر این آیه مینویسد: «کسی که از ذکر و یاد خدا اعراض میکند معیشتی تنگ خواهد داشت و این بدان جهت است که شخصی که خدا را فراموش کرده و با او قطع رابطه مینماید چیزی غیر از دنیا برایش باقی نمیماند که به آن دل ببندد، در نتیجه همه کوششهای خود را منحصر به دنیا میکند و به اصلاح زندگی دنیاییاش میپردازد و روز به روز آن را توسعه بیشتری داده، سرگرم آن میشود، ولی این معیشت او را آرام نمیکند؛ چه کم باشد و چه زیاد؛ برای اینکه هرچه به دست میآورد او را قانع و راضی نمیکند و همواره چشم به زیادتر از آن میدوزد، بدون اینکه این حرص و تشنگیاش به جایی منتهی گردد؛ لذا چنین کسی دائماً در فقر و تنگدستی به سر میبرد. علاوه بر این، غم و اندوه و اضطراب و ترسی که از نزول آفتها و روی آوردن ناملایمات و فرا رسیدن مرگ و بیماری و نیز اضطرابی که از شرّ حسودان و کید دشمنان دارد نیز همیشه او را در فشار قرار میدهد و راحتی و آسایش را از او سلب مینماید». [۱۶]
ب) انهدام دین و ایمان: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:«أَلصَّلاهُ عِمادُ الدّینِ فَمَن تَرَک صَلاتَهُ مُتَعَمِّدا فَقَد هَدَمَ دینَهُ»؛ «نماز ستون دین است و کسی که نماز را عمداً ترک کند، دینش را از بین برده است». [۱۷]
ج) ورود به حیطه کفر: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:«ما بَینَ المُسلِمِ و بَینَ أَن یکفُرَ إلاّ أَن یترُک الصَّلاهَ الفَریضَهَ مُتَعَمِّدا أَوْ یتَهاوَنُ بِها فَلا یصَلِّیها؛ فاصلهای بین مسلمان و کفر او جز با ترک نماز نیست؛ چه آن را عمداً ترک کند و چه از روی بی اعتنایی نماز نخواند». [۱۸]از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: چرا تارک نماز کافر دانسته شده است؛ اما زناکار را کافر ندانستهاند؟ حضرت فرمود: «به علت این که زناکار و امثال او به سبب غلبه شهوت و لذتی که میبرد مرتکب زنا میشود؛ اما تارک نماز، آن را به جهت لذت بردن ترک نمیکند؛ بلکه به دلیل استخفاف و سبک شمردن نماز، آن را ترک میکند و کسی که نماز را سبک بشمارد کافر شده است». [۱۹]البته کفر در این روایت، در مقابل اسلام نیست که فرد از دایره مسلمانان خارج شود؛ زیرا زمانی فرد از دایره مسلمانان خارج میگردد که افزون بر ترک واجبی آن را حلال نیز بشمارد و علناً بگوید، در اسلام این امر واجب نیست.
د) ورود به جهنم: وقتی از برخی جهنمیان سؤال میکنند که چه عاملی باعث شد شما وارد جهنم شوید، در جواب میگویند:«قالوا لَم نَک مِنَ المُصَلّین * ولَم نَک نُطعِمُ المِسکین * و کنّا نَخوضُ مَعَ الخاضین * وکنّا نُکذِّبُ بِیومِ الدّین»؛ «ما از نمازگزاران نبودیم و مستمندان را اطعام نمیکردیم و پیوسته با اهل باطل همنشین و همنوا بودیم و همواره روز جزا را انکار میکردیم». [۲۰]در آیات فوق، جهنمیان چهار علت را برای ورودشان به آتش دوزخ بیان داشتهاند:
ترک نماز، ندادن زکات، استهزای دین و تکذیب معاد. آنان از میان این چهار علت، ترک نماز را ذکر میکنند که این امر حکایت از عظمت نماز و مهم بودن این فریضه بزرگ الهی در نزد خداوند دارد.همچنین در روایات دیگر، گناه ترک نماز بالاتر از خوردن مال یتیم دانسته شده است [۲۱] که قرآن کریم خوردن آن را همچون خوردن آتش تلقی کرده است [۲۲]. روایت شده است که باکی برای تارک نماز نیست که یهودی بمیرد یا نصرانی [۲۳] و نیز از تارکان نماز به منافق امت یاد شده است [۲۴] که خداوند آنان را به دوازده بلا مبتلا مینماید: سه بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا در قیامت. [۲۵]
شرایط و آداب نماز
هر عملی را که انسان در دنیا انجام میدهد، آداب و شرایطی دارد و در صورتی آن کار دارای ارزش و اعتبار است که با آداب و شرایطش به جا آورده شود. نماز و عبادت خداوند نیز از این قاعده مستثناء نبوده و شرایط و آداب خاصی دارد. برخی شرایط و آداب نماز، مربوط به صحت و درستی ظاهر آن است که اگر رعایت نگردد، موجب بطلان آن میشود. مانند رو به قبله بودن و پاکی بدن و لباس نمازگزار که این شرایط مربوط به فقه بوده، در اینجا مورد بحث و بررسی قرار نمیگیرد اما برخی دیگر شرط قبولی آن است؛ به این معنا که اگر نمازگزار این شرایط و آداب را به جا نیاورد، نماز او جز خم و راست شدن بیهوده سود دیگری برایش نخواهد داشت و برخی نیز شرط کمال نماز است و در ارتقای درجه و ثواب نماز بسیار مؤثر بوده، موجب میشود، خداوند متعال اجر و پاداش بیشتری به این بنده عطا نماید.
از اینرو مؤمنان و شیعیان اهل بیت ـ که اهل عبادت و راز و نیاز با پروردگارشان هستند ـ سعی نمایند، نماز و عبادت خود را با آداب و شرایط و آنگونه که اسلام دستور داده به جا آورند و بدانند که خداوند نیز همچون انسانها ـ که به اشیا و اعمال ناخالص و دارای غش بیاعتنا هستند ـ اعمال و عبادات ناقص را نمیپذیرد، و یا اگر بپذیرد پاداش اندکی به آن میدهد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره برخی نمازها و نمازگزاران میفرماید:«إِنَّ الرَّجُلَینِ مِن أُمَّتی یقُومانِ فِی الصَّلاهِ و رُکوعُهُما و سُجُودُهُما واحِدٌ و إِنَّ ما بَینَ صَلاتَیهِما مِثلُ ما بَینَ السَّماءِ والأَرضِ»؛ «همانا دو نفر از امتم به نماز میایستند و رکوع و سجودشان مانند یکدیگر است، لیکن تفاوت نماز آنان (از جهت کمال و نقصان یا اجر و پاداش) مانند تفاوت زمین و آسمان است». [۲۶]
در روایتی دیگر امام صادق (علیه السلام) فرمود:«وَاللّهِ! لَیأتِی عَلَی الرَّجُلِ خَمسُون سَنَهً و ما قَبِلَ اللّهُ مِنهُ صَلاهً واحِدهً فَأَی شَیءٍ أَشَدُّ مِن هذا… إِنَّ اللّهَ لا یقبَلُ إلاّ الحَسَنَ فَکیفَ یقبَلُ ما یستَخَفُّ بِهِ»؛ «به خدا سوگند! بر کسی پنجاه سال میگذرد در حالی که خداوند یک نماز او را قبول نکرده است پس چه چیزی بزرگتر از این است. سپس امام فرمود: خداوند جز چیز نیکو را نمیپذیرد. پس چگونه عبادتی را که به آن بیاعتنایی شده، بپذیرد». [۲۷]
اینکه تفاوت برخی از نمازها از نظر کمال و نقصان یا ثواب با نماز دیگر مانند تفاوت زمین و آسمان و یا برخی نمازها اصلاً قبول نمیشود؛ بدان جهت است که بعضی نمازگزاران، آداب و شرایط نماز را به جا میآورند و برخی به جا نمیآورند و یا برخی تمام شرایط و آداب نماز را بهجا میآورند و برخی بخشی از آداب آن را رعایت نمیکنند. البته لازم به ذکر است که مقدار علم و معرفت انسانها نسبت به خداوند متعال و امور دیگر نیز در تفاوت نمازها نقش عمدهای دارد و هر چه نمازگزاران از معرفت و شناخت بیشتری برخودار باشند نماز آنان از ارزش و درجه بالاتری برخوردار خواهد بود.
آداب و شرایطی که شایسته یا لازم است تا نمازگزاران، آن را رعایت نمایند؛ برخی مربوط به قبل از شروع نماز است مانند: لباس تمیز پوشیدن، انگشتر عقیق در دست کردن، استفاده از بوی خوش، اذان و اقامه گفتن و نماز را در اوّل وقت خواندن و برخی مربوط به پس از شروع در نماز است؛ مانند: رعایت آداب هریک از اذکار و اعمال نماز، حضور قلب، و اخلاص و برخی نیز به بعد از پایان نماز مربوط میشود؛ مانند: گفتن تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) و خواندن تعقیبات نماز. اکنون به برخی از مهمترین آداب و شرایط نماز اشاره میکنیم:
۱. اقامه نماز در اول وقت: یکی از آداب مهم نماز ـ که در آیات و روایات اسلامی تأکید زیادی بر رعایت آن شده است ـ خواندن نماز در اول وقت است.نماز اول وقت هرچند واجب نیست؛ لیکن اگر به روایات وارد شده در این زمینه و سیره معصومان (علیهم السلام) مراجعه کنیم، میبینیم که وقت اصلی نماز، که مؤمنان شایسته است نمازشان را در آن وقت به جا آورند و فضیلت آن قابل مقایسه با اوقات دیگر نیست، همان ابتدای وقت است؛ نه اوقات دیگر. و اگر اسلام وقت نماز را وسعت بخشیده و به مسلمانان اجازه داده تا پایان وقت، نمازشان را به جا آورند، برای آسان گرفتن بر مسلمانان است که اگر کسی عذر یا کار واجبی داشته باشد و نتواند در اوّل وقت نمازش را به جا آورد اسباب زحمت و مشقت برایش فراهم نشود و به راحتی بتواند در اوقات دیگر به این تکلیف خود عمل نماید.
امام صادق (علیه السلام) در این باره میفرماید:«لِکلِّ صَلاهٍ وَقتانِ؛ اَوَّلٌ و آخِرٌ؛ فَاَوَّلُ الوَقتِ اَفضَلُهُ و لَیسَ لاَِحَدٍ اَن یتَّخِذَ آخَرَ الوَقتَینِ وَقتا إلاّ مِن عِلَّهٍ و اِنَّما جُعِلَ آخَرُالوَقتِ لِلَمریضِ والمُعَتَلِّ و لِمَن لَهُ عُذرٌ؛ و اَوَّلُ الوَقتِ رِضوانُ اللّهِ و آخَرُ الوَقتِ عَفوُ اللّهِ والعَفوُ لا یکونُ إلاّ مِنَ التَّقصیر»؛ «هر نمازی دو وقت دارد: اوّل و آخر وقت؛ اول وقت بهترین اوقات آن است و کسی حق ندارد بدون دلیل نماز را تا آخر وقت به تأخیر اندازد و آخر وقت برای بیمار و ناتوان و کسی که عذری دارد قرار داده شده است؛
اوّل وقت رضوان و خشنودی خداست و آخر وقت عفو و بخشودگی اوست و عفو و بخشودگی نیست، مگر در جایی که انسان کوتاهی نموده باشد». [۲۸]در روایتی دیگر نیز آن حضرت میفرمود:«مَن صَلَّی الصَّلَواتِ المَفرُوضاتِ فِی اَوَّلِ وقتها و اَقامَ حُدُودَها رفعها المَلَک اِلَی السَّماءِ بَیضاءَ نَقِیهً و هِی تَهتِفُ بِهِ. تَقُولُ: حَفَظَک اللّهُ کما حَفَظتَنِی و اِستَودَعَک اللّهُ کما استَودَعتَنِی مَلَکا کریما و مَن صَلاّها بَعدَ وقتها مِن غَیرِ عِلَّهٍ فَلَم یقِمْ حُدُودَها، رفعها المَلَک سَوداءَ مُظلِمَهً و هِی تَهتِفُ بِهِ، ضَیعتَنی ضَیعَک اللّهُ… و لا رَعاک اللّهُ کما لَم تَرعَنِی، ثم قالَ الصّادِق: اِنَّ اَوَّلَ ما یسأَلُ عَنهُ العَبدُ اِذا وَقَفَ بَینَ یدَی اللّهِ جَلَّ جَلالُهُ الصَّلَواتُ المفرُوضاتُ»
«کسی که نمازهای واجب را در اوّل وقت به جا آورد و حدود آن را رعایت نماید فرشتهای آن نماز را به صورت سفید و پاکیزه بالا میبرد، در حالی که نماز خطاب به نمازگزار فریاد میزند: مرا حفظ کردی، خداوند تو را حفظ نماید و همانگونه که فرشتهای کریم مرا رعایت کرد، خداوند تو را رعایت نماید؛ اما اگر کسی نمازش را بدون عذر بعد از وقت به جا آورد و حدود آن را رعایت نکند، فرشته الهی آن را به صورت سیاه و تاریک بالا میبرد، در حالی که نماز خطاب به نمازگزار فریاد میزند: مرا ضایع کردی، خدا تو را ضایع نماید … و مراعات نکردی مرا، خدا تو را مراعات نکند».
سپس امام (علیه السلام) فرمود: «وقتی بنده در پیشگاه خداوند قرار میگیرد، اوّلین چیزی که از او سؤال میشود نمازهای واجب است». [۲۹]همچنین آن حضرت در آخرین لحظات عمر شریف خود تمام اقوام و بستگان را دور بستر خویش جمع نمود و خطاب به آنان فرمود:«إِنَّ شَفاعَتَنا لَن تَنالُ مُستَخِفّا بالصَّلاهِ»؛ «شفاعت ما خاندان به کسی که نماز را سبک بشمارد نخواهد رسید». [۳۰]
افزون بر روایاتی که تأکید فراوان بر خواندن نماز در اول وقت دارد؛ مقتضای بندگی و رعایت ادب میان بنده و مولی نیز حکم میکند که انسان در اوّلین فرصت ممکن دعوت مولی را لبیک گفته، برای اجابت خواسته او حرکت کند. اگر ما به جملاتی که در اذان و اقامه ـ که دعوت خداوند از بنده برای اقامه نماز است ـ توجه نماییم میبینیم خداوند متعال با تعبیرات مؤکد و به طور مکرر بندگانش را به سوی نماز اوّل وقت و رها کردن کارهای روزمره فرا میخواند. در این دعوت خداوند خطاب به بندگانش میفرماید:
«حَی عَلَی الصَّلاهِ»؛ «بشتاب به سوی نماز»؛ «حَی عَلَی الفَلاحِ»؛ «بشتاب به سوی رستگاری»؛«حَی عَلی خَیرِ العَمَل»؛ «بشتاب به سوی بهترین عمل»
معنای شتاب به سوی نماز، رستگاری و بهترین عمل این است که بنده در اولین فرصت ممکن – که همان ابتدای وقت است – هر کار غیر واجبی را رها ساخته، دعوت پروردگارش را اجابت نماید و به نماز بایستد؛ نه اینکه کارهای دنیویاش را مقدم شمارد و هرگاه هیچ کاری نداشت به نماز بایستد که چنین رفتاری حکایت از بیاعتنایی به دعوت ولی نعمت خود و خالق عالم هستی میکند و کسی که کارهای پست دنیوی را بر اجابت دعوت پروردگار عالم ترجیح دهد و با مقدم شمردن این کارها به معبودش بیاعتنایی کند بر خداوند است که او را از رحمت خود دور سازد و به خشم و غضب خود گرفتار نماید.
اگر در این مورد به سیره پیشوایان دین و اهل بیت (علیهم السلام) مراجعه کنیم، مشاهده میکنیم که آنان به نماز اول وقت اهمیت فوق العادهای میدادند؛ به گونهای که نه تنها کارهای غیر ضروری را هنگام نماز رها میساختند، بلکه کارهای ضروری همچون جنگ با دشمنان را ترک میکردند و به نماز اول وقت میایستادند. در احوال امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در جنگ صفین نقل گردیده است که آن حضرت در وسط روز به آسمان نگاه میکردند. ابن عباس از آن حضرت سؤال میکند که یا علی، چرا به آسمان نگاه میکنید؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: به زوال مینگرم تا نماز بخوانم. ابن عباس اعتراض میکند که الآن چه وقت نماز خواندن است. ما الآن در حال جنگ هستیم. حضرت میفرماید: «ما برای چه میجنگیم؟ جز این است که ما برای اقامه نماز با اینها میجنگیم». [۳۱]
همچنین در واقعه عاشورا نقل گردیده که وقتی یکی از اصحاب امام حسین (علیه السلام) به نام «ابوثمامه صیداوی» به آن حضرت میگوید: گویا وقت نماز فرا رسیده است، حضرت با اینکه به شدت مشغول جنگ بودند نفرمودند که ما در حال جنگیم و الآن وقت نماز نیست؛ بلکه برای «ابوثمامه» دعا کردند و فرمودند: خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد که نماز را به یاد ما انداختی و در پی آن حضرت به نماز میایستند». [۳۲]
شیعه و پیرو واقعی اهل بیت نیز باید همانند پیشوایان خود به نماز اول وقت اهمیت دهد و آن را بر کارهای دنیوی خود مقدم بدارد. اگر نمیتواند همانند اهل بیت (علیهم السلام) نماز را بر برخی از کارهای ضروری مقدم نماید ـ که این کار، گاه از توان دیگران خارج است و از نظر شرعی نیز چنین تکلیفی ندارند ـ حداقل بر کارهای غیر ضروری مقدم بدارد و بداند که در این صورت است که میتواند ادعا کند که وی شیعه و پیرو اهل بیت (علیهم السلام) است.
۲. آداب خاص هر یک از اذکار و اعمال نماز: برای هر یک از اعمال و اذکار نماز آداب ویژهای ذکر شده که شایسته است مؤمنان این آداب را رعایت نمایند تا نماز آنان کامل و از ثواب بیشتری برخوردار گردد.
در روایت جامعی که از امام صادق (علیه السلام) در این باره نقل گردیده به اکثر این آداب اشاره شده است. در ابتدای این روایت، آن حضرت خطاب به یکی از اصحاب خود به نام «حمّاد بن عیسی» میفرماید:«یا حَمّادُ، تُحسِنُ أَن تُصَلِّی؟ قال: فَقُلتُ: أَنا أَحفَظُ کتابَ حَریزٍ فِی الصَّلاهِ. فَقالَ: لا عَلیک، یا حَمّادُ، قُم فَصَلِّ. قال: فَقُمتُ بَینَ یدَیهِ مُتَوَجِّها إِلَی القِبلَهِ فَاستَفتَحتُ الصَّلاهَ فَرَکعتُ و سَجَدتُ فَقال: یا حَمّادُ، لا تُحسِنُ أَن تُصَلِّی! ما أَقبَحَ بِالرَّجُلِ مِنکم أَن تَأتِی عَلَیهِ سِتُّونَ أَو سَبعُون سِنَهً فَلا یقیمُ صَلاهً واحِدَهً بِحُدُودِها تامَّهً قال حَمّادُ: فَأصابَنی فی نَفسی الذُّلُّ. فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداک! فَعَلِّمنی…»؛«ای حماد! آیا میتوانی خوب نماز بخوانی؟ عرض کردم: (مولای من!) من کتاب حریز را که درباره نماز است حفظ دارم. حضرت فرمود: عیبی ندارد، ای حماد، برخیز و نماز بخوان. حماد گوید: در برابر حضرت به پا خواستم و رو به قبله به نماز ایستادم. به رکوع رفتم و سجده کردم. پس از پایان نماز، امام فرمود: ای حماد! نیکو نماز نمیخوانی. سپس فرمود: چقدر زشت است که فردی از شما شصت یا هفتاد سال بر او بگذرد، ولی نتواند یک نماز را با آداب و حدود کامل به جا آورد. حماد گوید: با شنیدن این کلام، در خود احساس خواری و شرمندگی کردم. به امام گفتم: فدایت شوم! نماز را به من بیاموزید. سپس امام (علیه السلام) به پا خاست و دو رکعت نماز خواند…»[۳۳]
چون روایت طولانی است از ذکر ادامه روایت خودداری میکنیم، ولی آنچه در این روایت آمده است بخشی از آداب ظاهری نماز است که امام (علیه السلام) در آن آداب هر یک از اذکار و اعمال نماز از جمله: کیفیت ایستادن در نماز، کیفیت گفتن تکبیرهًْ الاحرام، چگونگی خواندن حمد، سوره و بقیه اذکار نماز، کیفیت رکوع و سجود، کیفیت نشستن هنگام تشهد و سلام و آداب قنوت را برای حماد و همه شیعیان ذکر کردهاند. رعایت این آداب در نماز به قدری اهمیت دارد که امام (علیه السلام) به صحابی خود ـ که شصت سال از سن او گذشته و کتابی را نیز در مورد نماز حفظ است ـ به علت ترک این آداب میفرمایند: تو بلد نیستی خوب نماز بخوانی و چقدر زشت است که مسلمان و شیعه ما خاندان، شصت یا هفتاد سال از سن او بگذرد، ولی نتواند دو رکعت نماز را با حدود کاملش به جا آورد. آدابی که در این روایت و روایات دیگر در مورد نماز ذکر شده در رسالههای عملیه مراجع تقلید با نام مستحبات هریک از اجزای نماز ذکر گردیده است که شیعیان اهل بیت و نمازگزارانی که میخواهند نماز را با آداب و حدود کاملش به جا آورند، میتوانند برای فرا گرفتن آنها به این رسالههای عملیه مراجعه کنند.
۳. طمأنینه و وقار:یکی دیگر از آدابی که رعایت آن در نماز لازم است، وقار، آرامش و پرهیز از عجله کردن در نماز است که متأسفانه بسیاری از نمازگزاران به آن توجهی ندارند و نماز را خیلی سریع میخوانند در حالی که چنین نمازی در روایات اسلامی بسیار مذمت شده است.
امام صادق (علیه السلام) در روایتی فرمود:«روزی علی بن ابی طالب (علیه السلام) در مسجد پیامبر مردی را دید که مثل کلاغ، منقار به زمین میزند و خیلی سریع نماز را میخواند. حضرت پس از نماز به وی فرمود: از چه زمانی نماز را اینگونه میخوانی؟ مرد گفت: از فلان زمان تا به حال. امام به او فرمود:«مَثَلُک عِندَ اللّهِ مَثَلُ الغُرابِ إذا ما نَقَرَ، لَو مِتَّ، مِتَّ عَلی غَیرِ مِلَّهِ أَبِی القاسِمِ مُحمّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم)، ثُمَّ قال: إِنَّ أَسرَقَ النّاسِ مَن سَرَقَ مِن صَلاتِهِ»؛ «مثل شما در نزد خدا مثل کلاغی است که تندتند نوک بر زمین میکوبد. اگر به این حالت بمیری، بر غیر دین محمد از دنیا رفتهای. آنگاه فرمود: همانا دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد». [۳۴]
بسیاری از افرادی که نماز را سریع میخوانند و به آداب و شرایط آن توجهی ندارند بدان جهت است که میخواهند زودتر به کار و کسب خویش برسند و چیز بیشتری از اموال دنیا نصیبشان گردد؛ حال آنکه همه روزیها و ثروتهای دنیا در دست خداوند است. و اوست که به هرکس که بخواهد میدهد و به هرکس که بخواهد نمیدهد؛ رزق برخی را زیاد میکند و برخی را کم مینماید. از اینرو، با کاستن از نماز کسی نمیتواند روزی بیشتری را به دست آورد.
امام صادق (علیه السلام) در این باره میفرماید:«إِذا قامَ العَبدُ فِی الصَّلاهِ فَخَفَّفَ مِن صَلاتِهِ قال اللّهُ لِملائِکتِهِ: أَما تَرَونَ إِلی عَبدی، کأَنَّهُ یری قَضاءَ حَوائِجِهِ بِیدِ غَیری، أَما یعلَمُ أَنَّ قَضاءَ حَوائِجِه بِیدی»؛ «هرگاه بندهای به نماز بایستد اما از نمازش کم نماید (و آن را بسیار سریع بخواند) خداوند متعال خطاب به ملائکهاش میگوید: آیا میبینید بندهام را؟ گویا گمان میکند که برآورده شدن حاجتش به دست دیگران است. آیا او نمیداند که برآورده شدن حاجتش تنها به دست من است». [۳۵]
۴. حضور قلب: از مهمترین آداب باطنی نماز، حضور قلب است. حضور قلب به این معنا است که انسان بداند در مقابل چه کسی ایستاده و با او چه میگوید. تمام حواس و ذهنش را متوجه خدا کرده، از غیر او خالی نماید. اگر کسی در نماز چنین بود واقعاً با خداوند به راز و نیاز ایستاده و او را عبادت مینماید اما اگر جسم انسان در نماز و روح و ذهن او در جای دیگر باشد، در واقع نمازی نخوانده و عبادت او ارزشی نخواهد داشت.
امام باقر (علیه السلام) در این باره میفرماید: «إِذا قُمتَ فِی الصَّلاهِ فَعَلیک بِالإِقبالِ عَلَی صَلاتِک، فَإِنَّما یحسَبُ لَک مِنها ما أَقبَلتَ عَلَیهِ و لا تَعبَث فیها بِیدِک و لا بِرَأسِک و لا بِلِحیتِک و لا تُحَدِّث نَفسَک و لا تَتَثاءَب و لا تَتَمَطَّ …»؛«هرگاه به نماز ایستادی پس بر تو باد به توجه کامل به نمازت؛ چون آن مقدار از نمازت برای تو خواهد بود که حضور قلب داشته باشی؛ در نماز با دست و سر و ریش خویش بازی نکن و با خود سخن نگو و در حین نماز خمیازه نکش و قامتت را نکش…». [۳۶]
برخی از نمازگزاران وقتی به نماز میایستند تنها جسم آنان در نماز است، اما روحشان به دنبال محاسبات و معاملات خویش است و تا نماز را به پایان میرسانند چندین معامله را به آخر میرسانند! خانهای میخرند، ماشینی را میفروشند و چندین تجارت دیگر. چنین نمازی فقط ظاهر نماز را دارد و از معنای واقعی نماز خبری نیست و سودی به حال آنان نخواهد داشت؛
فهم کن تا با که میگویی سخن با خدا یا با خیال خویشتندر نمازی یا که دعوا میکنی یا جوال و مال پیدا میکنیشرم کن از این نماز ای بیادب هان مکش بیهوده این رنج و تعبگر نماز خویش خواندی با حضور هست مقبول خداوند غفوربیحضور قلب گر خواندی نماز حق بود از این نمازت بینیاز
امام خمینی ره در کتاب ارزشمند چهل حدیث، مینویسد:«بدبختی آن است که ما تمام افکار متشتته و اندیشههای متفرقه را ذخیره میکنیم برای وقت عبادت! همین که تکبیرهالاحرام نماز را میگوییم، گویی در دکان را باز کردیم یا دفتر محاسبات را گشودیم یا کتاب مطالعه را مفتوح نمودیم. دل را میفرستیم به سوی اشتغال به امور دیگر و از عمل به کلی غافل شده. یک وقت به خود میآییم که به حسب عادت به سلام نماز رسیدیم. حقیقتاً این عبادت فضاحت آور است و این مناجات شرمانگیز است.عزیزم! تو مناجات با حق را مثل تکلم با یک نفر از بندگان ناچیز حساب کن. چه شده است که اگر با یک نفر از دوستان ـ سهل است با یک نفر از بیگانگان ـ اشتغال به صحبت داشته باشی، مادام که با او مذاکره میکنی از غیر غافل و با تمام توجه به او مشغولی، ولی در اشتغال به مکالمه و مناجات با ولی النعم و پروردگار عالمیان به کلی از او منصرف و غافل و به دیگر امور متوجهی! آیا قدر بندگان از ذات مقدس حق افزون است؟ یا تکلم با آنها ارزشش از مناجات با قاضی الحاجات بیشتر است؟ آری! من و شما مناجات با حق را نمیدانیم چیست؛ تکالیف الهیه را سربار امور میدانیم؛ البته امری که تحمیل بر شخص شد و سربار زندگی گردید، در نظر اهمیت نخواهد داشت. باید سرچشمه را اصلاح کرد و ایمان به خداوند و فرمایشات انبیا پیدا کرد تا کار اصلاح شود. همه بدبختیها از ضعف ایمان و سستی یقین است». [۳۷]
با توجّه به روایات و مطالب مذکور، مؤمنان و شیعیان اهل بیت باید به حضور قلب در نماز اهمیت فراوانی دهند و کاری کنند که نمازشان را با حضور قلب به جا آورند تا مقبول درگاه حضرت حق قرار گیرد. اموری که رعایت آن برای حضور قلب تأثیر بسزایی دارد، به شرح ذیل است:
۱. معرفت و شناخت خداوند؛ بدین معنا که هر چه شناخت و معرفت انسان به خداوند بیشتر باشد از توجّه به غیر وی هنگام راز و نیاز با او پرهیز میکند. ۲. پرهیز از گناه یا ارتکاب گناه کمتر؛ زیرا گناه، عامل دوری انسان از خداست. ۳. رعایت آداب و مستحبات نماز و ترک مکروهات آن. ۴. کاستن از کارهای مادی دنیوی.
افزون بر این، اسلام راههایی را نیز برای جبران نواقص نماز از جمله نقص عدم حضور قلب قرار داده است که یکی از این راهها خواندن نمازهای نافله است. [۳۸]
۵. اخلاص در نماز: اخلاص در عبادت آن است که آن عبادت تنها برای رضای خدا انجام شود و غیر خدا در آن شریک نباشد. مرتبه نهایی و بالاتر اخلاص آن است که انسان حتی اغراض اخروی مانند ترس از جهنم یا دستیابی به بهشت را نیز با عبادتش نیامیزد و تنها برای رضای خدا آن را انجام دهد؛ هرچند داشتن چنین اغراضی از نظر شرع ایرادی ندارد.برخی انسانها هستند که در نمازشان غیر خدا را شریک مینمایند و برای خوشایند دیگران در عبادتشان ریا میکنند؛ مثلاً برای اینکه دیگران بگویند، فلانی آدم خوبی است، نمازش را اول وقت به جا میآورد و یا نمازش را در مسجد میخواند و یا همیشه در صف اول جماعت حاضر میشود و یا در جلوی دیگران با طمأنینه و وقار نماز میخواند؛ لیکن به خلوت که میرسد هیچیک از این آداب و شرایط را رعایت نمیکند که اگر نماز با این اغراض بجا آورده شود نه تنها هیچ نفعی به حال شخص ندارد، بلکه خداوند این افراد را مورد قهر و غضب خویش قرار خواهد داد. قرآن کریم در مورد ریاکنندگان در نماز میگوید:«فَوَیلٌ لِلمُصَلّین * اَلَّذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهون * اَلَّذینَ هُم یراءون»؛ «پس وای بر نمازگزاران! همان کسانی که در نمازشان سهلانگاری میکنند و کسانی که ریا میکنند». [۳۹]
در روایات نیز ریا و ریاکاری به شدت مذمت شده است؛ در روایتی آمده است که منادی حق در روز قیامت در برابر ملائکه الهی و خلایق، عبادتکننده ریاکار را با القاب و اوصاف ناپسندی خطاب میکند و به او میگوید:«یا فاجِرُ یا غادِرُ یا مرائی! أَما اِستَحییتَ اِذا اشتَرَیتَ بِطاعَهِ اللّهِ تَعالی عَرَضَ الدُّنیا؟ راقَبتَ قلُوبَ العِبادِ و اِستَهذَئتَ بِطاعَهِ اللّهِ؛ و تَحَبَّبتَ اِلی العِبادِ بِالتَبَغُّضِ اِلَی اللّهِ تَعالی و تَزَینتَ لَهُم بِالشَّینِ عِندَ اللّهِ و تَقَرَّبتَ اِلَیهِم بِالبُعدِ مِنَ اللّهِ تَعالی و تَحَمَّدتَ اِلیهِم بِالتذَمُّمِ عِند اللّهِ و طَلَبتَ رِضاهُم بِالتَعَرُّضِ لِسَخَطِ اللّهِ تَعالی، اَما کانَ اَحَدٌ اَهوَنُ عَلَیک مِنَ اللّهِ»؛ «ای فاجر! ای فریبکار! ای ریاکار! آیا شرم نکردی که در مقابل طاعت خدا، متاع دنیا را خریدی؟ مراقب و مواظب دلهای مردم بودی و طاعت الهی را به مسخره گرفتی و با دشمنی خدا، با مردم دوستی نمودی و با بدی در پیشگاه خدا، خود را در نزد مردم زیبا جلوه دادی و با دوری از خدا، به خلق او نزدیک شدی و با مذموم شدن در نزد خدا، در پیش مردم خود را ستودی و با غضب الهی، خشنودی مردم را به دست آوردی. آیا احدی پستتر و خوارتر از خدا نیافتی؟»[۴۰]
عبادت برای حیوان
شخصی به ریا و تظاهر عادت کرده بود و جدیت زیاد مینمود تا آن را ترک کند. شبی اندیشید که برای فرار از ریا به مسجدی در فلان گوشه شهر رفته، به عبادت بپردازد. شب تاریکی بود. به سوی مسجد رفت و شروع به عبادت نمود. پاسی از شب گذشت. ناگاه در بین نماز متوجه شد، درب مسجد باز و شخصی داخل شد. خوشحال شد که اکنون در دل شب، در این مسجد دورافتاده و تاریک این شخص او را میبیند. با همین نیت تا صبحگاه با جدیت هرچه بیشتر به عبادت خدا ادامه داد. همین که صبح شد و هوا روشن گردید، دید سگ سیاهی است که به واسطه فرار از باران به مسجد پناه آورده است. بسیار پشیمان و اندوهگین شد و گفت: افسوس که این همه کوشش برای سگ سیاهی بود. وای بر من! اگر تاکنون مردم را شریک در عبادت خود میکردم و نسبت به انسانها ریا و تظاهر میکردم، ولی دیشب سگ سیاهی را شریک عبادت خود کردم. [۴۱]
منابع
[۱]. الامالی، صدوق، ص ۷۲۵؛ شرح الاخبار، ج ۳، ص ۵۰۱. [۲]. قرب الاسناد، ص ۷۸؛ وسایل الشیعه، ج ۴، ص ۱۱۴. [۳]. رعد ۱۳ ۲۸. [۴]. عنکبوت ۲۹ ۴۵. [۵]. عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۱۰؛ وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۹. [۶]. هود ۱۱ ۱۱۴[۷]. بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۲۰. [۸]. وسائلالشیعه، ج ۱، ص ۲۲. [۹]. وسائلالشیعه، ج ۶، ص ۱۹۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۲۶. [۱۰]. لئالی الاخبار، ج ۴، ص ۸. [۱۱]. اعانه الطالبین، ج ۱، ص ۲۸۳. [۱۲]. الامالی، صدوق، ص ۷۳۹. [۱۳]. من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۸.[۱۴]. مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۴۲. [۱۵]. طه ۲۰ ۱۲۴. [۱۶]. المیزان، ج ۱۴، ص ۲۲۵. [۱۷]. میزان الحکمه، ج ۵، ص ۴۰۲. [۱۸]. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۴۳. [۱۹]. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۴۱. [۲۰]. مدثر ۷۴ ۴۳ ـ ۴۶. [۲۱]. همان، ج ۱۵، ص ۳۲۲. [۲۲]. نساء ۴/۱۰. [۲۳]. مکارم الاخلاق، ج ۳، ص ۴۴۹. [۲۴]. همان، ص ۴۷۰. [۲۵]. شجره طوبی، ج ۲، ص ۴۴۱. [۲۶]. بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۲۴۹؛ مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۹۸. [۲۷]. الکافی، ج ۳، ص ۲۶۹؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۱۵. [۲۸] ـ الکافی، ج ۳، ص ۲۷۶؛ دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۳۶. [۲۹] ـ الامالی، صدوق، ص ۳۲۸؛ وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۱۲۴. [۳۰] ـ بحارالانوار، ج ۸۰، ص ۱۹. [۳۱] ـ وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۴۶. [۳۲] ـ کلمات الامام الحسینع، ص ۴۴۵. [۳۳]. وسائلالشیعه، ج ۵، ص ۴۵۹. [۳۴]. روضهالواعظین، ص ۳۱۹. [۳۵]. الکافی، ج ۳، ص ۲۶۹؛ تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۲۴۰.[۳۶]. الکافی، ج ۳، ص ۲۹۹؛ وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۴۶۳. [۳۷]. چهل حدیث، امام خمینی، ص ۴۲۸ ـ ۴۲۹. [۳۸]. در این خصوص به بحث «به جا آوردن نوافل» در همین کتاب مراجعه فرمایید. [۳۹]. ماعون ۱۰۷ ۴ ـ ۶. [۴۰]. عدهالداعی، ص ۲۱۵. [۴۱]. نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، ص ۱۳۵.
برگرفته از کتاب”سیمای شیعه از نگاه اهل بیت” نوشته ی سید جعفر صادقی فدکی
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد