۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اقسام وحی (۱)

0
SHARES
44
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

( وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ ) (۱)شایسته ی هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می فرستد و به فرمان او آن چه را بخواهد وحی می کند.این آیه، کلام پروردگار یا القا و تفهیم الهی را به سه نوع تقسیم می کند: بدون واسطه، با وجود حجاب و از طریق فرستادن پیک. می توان گفت در این آیه، هم تکلم الهی مقسم است و هم عنوان وحی. (۲) زیرا با توجه به عطف جمله « من وراء حجاب » به جمله ی اول، معنای آن چنین می شود:« خداوند با کسی حرف نمی زند مگر این که به او وحی می کند ( بدون واسطه ) یا از پشت حجاب و حائل به او وحی می نماید، یا رسول و پیکی را اعزام می دارد تا او به اذن الهی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وحی کند ». بنابراین فرق نمی کند گفته شود، تکلم خدا سه نوع است یا وحی او سه قسم می باشد. درباره ی هر یک توضیحاتی در این بحث داده می شود.
۱٫ وحی مستقیمدر قسم اول که نه واسطه ای هست و نه حجاب، پس تکلم و دریافت پیام، همراه با نوعی مشافهه و رو به رویی است. و چون خداوند، از جسمانیت و مکان که از لوازم رؤیت حسی است، منزه است، این مشافهه، نوعی ادراک شهودی و درونی است نه دیدار حسی یا یافتن عقلی و فکری. از آیاتی که متناسب با این نوع وحی است، آیات سوره نجم است:( وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى * ذُو مِرَّهٍ فَاسْتَوَى * وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى * فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى * مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ) (۳)
دو تفسیر در آیه ( عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى )به طور عمده دو احتمال درباره ی این آیه در منابع تفسیری آمده است:الف. معلم وحی در « عَلَّمَهُ » خداوند است، و متعلق رؤیت نیز، خدا می باشد؛ یعنی پیامبر خدا را مشاهده کرد؛ب. منظور از معلم جبرئیل، و متعلق رؤیت نیز جبرئیل است.
تفسیر اولدر تفسیر اول، آیات مذکور نمونه ای است از دریافت مستقیم. بنابراین، جمله ی « عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى . ذُو مِرَّهٍ فَاسْتَوَى » توصیف خداوند است، مفاد آیات، براساس این تفسیر چنین است:( خداوندی که ) شَدِیدُ الْقُوَى و توان مند است پیامبر را تعلیم داد، پس او ( پیامبر ) استقرار پیدا کرد در حالی که در افق اعلی قرار داشت، پیامبر نزدیک و نزدیک تر ( به خداوند ) شد و این نزدیکی به اندازه دو کمان یا کمتر رسید ( قرب به پروردگار به اوج خود رسید. ) در این جا خداوند آن چه را وحی شدنی بود به بنده اش وحی کرد، آن چه را قلب ( پیامبر ) دید انکار نکرد و دروغ نبود ( یعنی پیامبر در ادارک و رؤیت خود خطا نداشت ).پیامبر چه چیزی را دید که قرآن او را در این دیدن تصدیق می کند؟ براساس این تفسیر، چون سخن از این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خداوند نزدیک شد و این نزدیکی به اوج خود رسید، منظور مشاهده خداست؛ یعنی پیامبر در معراج، آن چنان به ساحت قدس پروردگار نزدیک شد، که در یک معاینه و رو به رویی، هیچ گونه حجابی وجود نداشت، خداوند به او وحی کرد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز پیام های الهی را دریافت نمود. البته چنان که مفسر بزرگ علامه طباطبائی توضیح داده اند، می توان گفت: « این رؤیت قلبی با مشاهده آیات الهی بوده است چنان که ذیل همین آیات آمده است:( لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى ) (۴)آیات بزرگ پروردگارش را دید.متعلق رؤیت و دیدن، آیات است، « آیات » چیزهایی است که انسان از آن می گذرد و به آن چه این نشانه ها هدایت می کند، می رساند.در سوره اسراء نیز که سخن از معراج پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، هدف از معراج را نشان دادن آیات الهی ذکر می کند: ( لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ )؛ (۵)در اکثر روایاتی که ناظر به این آیات است نیز وحی به معاینه و شهود الهی تفسیر شده است؛ چنان که در تفسیر علی بن ابراهیم می خوانیم: « فاوحی الی عبده ما اوحی قال وحی مشافهه ». (6)محمد بن فضیل می گوید: « از امام باقر (علیه السلام) سؤال کردم: آیا رسول خدا پروردگارش را دید؟ فرمود: بلی اما با قلب خود، آیا نشنیده ای گفتار خداوند را که می گوید: ( مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى )؛ با چشم ( خارجی ) او را ندید ولکن با دل خداوند را مشاهده کرد. (۷)ابن عباس نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: « من ( در شب معراج ) بر بال جبرئیل حمل می شدم، به آسمان چهارم رسیدم، از سدره المنتهی گذشتم آن جا جنه المأوی بود، در آن هنگام از ساق عرش ندا داده شدم که « انی انا الله لا اله الا انا » در آن هنگامه خداوند را با قلب خود دیدم، ولی هرگز با چشم او را مشاهده نکردم. » (8)حسین بن علی از پدرش امیرمؤمنان نقل می کند ( خطاب به کسی که از مقایسه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با سلیمان از حضرتش سؤال کرد ) فرمود: به پیامبر داده شده برتر از آن چه او ( سلیمان ) از آن برخوردار بود، پیامبر ( شبانه ) سیر داده شد از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و مسیر یک ماه را طی کرد و باز عروج داده شد به ملکوت آسمان ها به گونه ای که مسیر پنجاه هزار سال را، در ثلثی از شب طرد کرد تا به ساق عرش رسید… و با قلب خود – نه چشم حسی – پروردگار را مشاهده کرد. (۹)در دعای ندبه می خوانیم:یابن من دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی دنوا و اقترابا من العلی الاعلی؛ (۱۰)ای فرزند کسی که نزدیک شد و نزدیک شد تا آن جا که فاصله اش به اندازه دو کمان بود و این نزدیکی به سوی خداوند اعلی صورت گرفت.در همه این روایات، رؤیت در آیات سوره نجم، با دیدن خداوند تطبیق گردیده است، البته دیدن قلبی، دیدنی که نه در آن حجابی وجود داشته و نه پیکی واسطه در القا بوده است.
تفسیر دومپیامبر، جبرئیل را به صورت اصلی دید. طبق این تفسیر منظور از معلم،‌ جبرئیل است نه خداوند. در این فرض، آیات منطبق است با وحی با واسطه (۱۱).در هر صورت طبق تفسیر دوم مصداق « ما » و متعلق رؤیت، جبرئیل است و در این فرض، توجه به وحی مستقیم نیست بلکه نمونه ای است از آیاتی که نوع سوم وحی را بیان می کند. البته با توجه به سیاق آیات و روایات منقوله همان تفسیر اول صحیح تر به نظر می رسد. (۱۲)
۲٫ وحی از ورای حجابقسم دوم وحی این است: در عین حال که پیامبر، پیام الهی را از ملک ( که قسم سوم است ) دریافت نمی کند، بلکه مانند قسم اول، ارتباط به طور مستقیم برقرار می شود، ولی حائلی وجود دارد که از سمت و بیرون آن، ندا و پیام خداوند، دریافت می گردد: ( وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ ). (۱۳)با توجه به عطف جمله « مِن وَرَاءِ حِجَابٍ » به قبل، ظاهر کلام این است که برخلاف قسم سوم، واسطه ای، در وحی نیست، بلکه مانند قسم اول، خداوند القا کننده ی وحی می باشد ولی پیام او، از جایگاه و حجاب خاصی، ظهور و بروز پیدا می کند، نمونه روشن این نوع، آیاتی است که وحی به موسی، در کوه طور را مطرح می کند:( فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَاراً… فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِیَ مِن شَاطِئِ الْوَادِ الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَهِ الْمُبَارَکَهِ مِنَ الشَّجَرَهِ أَن یَامُوسَى إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ وَأَنْ أَلْقِ عَصَاکَ… )؛ (۱۴) و (۱۵)پس از این که موسی آن مدت را به پایان رسانید و همسرش را به همراه برد، آتشی را از دور، در کنار طور مشاهده کرد… چون به آن ( آتش ) رسید، از طرف راست وادی، در آن جایگاه مبارک، از آن درخت، ندا آمد که ای موسی، منم پروردگار جهانیان، عصای خود را رها کن…این آیه، توضیحی است درباره ی اولین ارتباط خاصی که بین موسی و خداوند، برقرار گردید و رسالت عظیم نبوت به دوش او قرار گرفت. سیاق آیه به خصوص واژه « انس » که به معنای مشاهده کردن و « تصطلون » که به معنای گرم شدن می باشد، قرینه است بر این که هنگامه این جریان، شب سرد و ظلمانی بوده که موسی در پی به دست آوردن آتشی بوده است.علامه طبرسی چنین نقل می کند: « موسی در شرایطی که راه را نمی دانست همراه با همسرش در حرکت بود ولی در آن شب تاریک و بسیار سرد، به طرف طور ایمن کشیده شد، درحالی که باران شدید می بارید، متحیر ماند، نمی دانست چه کند، به چه سمتی حرکت نماید. همین زمان بود که آتش را مشاهده کرد و به دنبال آن رفت. ناگهان از ناحیه درختی که در سمت راست وادی قرار داشت، ندای ( ای موسی منم پروردگار عالمیان و… ) را شنید. » (16)بنابراین ارتباط موسی با خداوند نمونه ای است از وحی من وراء حجاب. در این جا توضیح چند نکته لازم است:
۱٫ درخت، پخش کننده کلام:با توجه به این که آیه، سمت راست آن منطقه و درخت خاصی را مبدأ ندا معرفی می کند و می گوید: از طرف وادی ایمن از درخت ندا داده شد و سپس محتوای ندا را بازگو می کند که ای موسی منم پروردگار عالمیان…، مشخص می گردد که متکلم در این ندا، خداوند است. « حجاب » یعنی درخت، مانند بلندگو، تنها پخش کننده ی آهنگ و ندایی بوده که به طور معجزه آسا و برخلاف عادت، در درخت ایجاد شده است، درخت تنها محل بروز و تجلی کلام الهی بوده است، چنان که در تفسیر المیزان چنین آمده است:و لاریب فی دلاله الایه علی ان الشجره کانت مبدأ للنداء و التکلیم بوجه غیر أن الکلام و هو کلام الله سبحانه لم یکن قائما به کقیام الکلام بالمتکلم منا فلم تکن الا حجابا احتجب سبحانه به فکلمه من ورائه بما یلیق بساحه قدسه من معنی الاحتجاب و هو علی کل شییء محیط. (۱۷)
۲٫ امواج صوتی در ارتباط با نقطه خاص:ندا، قول و کلام در قرآن، مطلق تفهیم و انتقال است و لذا به الهام ها و القائات درونی نیز اطلاق می شود، ولی با دقت در آیات مذکور و آیات مشابه، مشخص می شود، ندای موسی، همراه با نوعی مواجهه و روبه رویی بوده است، ولی در عین حال، از پشت حجاب ویژه ای – درخت – انجام گرفته است و با توجه به این که ندا به سمت و مکان معینی نسبت داده شده است، معلوم می شود ندا در این جا همراه با امواج صوتی و انتقال موج، بروز پیدا کرده است و ندا به معنای عام آن، یعنی مطلق انتقال و القای پیام بر قلب، نیست، زیرا در این صورت دیگر ناحیه خاص ( بقعه و وادی ایمن ) معنا ندارد و ابعاد چهارگانه برای آن یک سان بود. با این توضیح، تأمل و مناقشه در ادعای زیر روشن می شود که گفته اند:موسای کلیم از شش جهت می شنید: از فوق، از مادون، از یمین، از یسار، از امام و از خلف. وقتی کسی بخواهد کلام ( أَیْنَما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ ) (۱۸) را بشنود، آن را در تمام جهات شش گانه می شنود، زیرا ظهور و جلوه کسی که تمام جهات، چهره فیض اوست راه معین و خاص ندارد، به هر سمت بنگرید، چهره و ظهور اوست. در شنیدن کلام او هم به هر سمت که بنگرید کلام و ندای اوست. منتها درخت، مظهر این نداست ولی سخن گو خداست نه درخت که مظهر ندای حق بود. (۱۹)
۳٫ خواب یکی از کانال های ارتباطی انبیاخواب، یکی از کانال های ارتباطی انبیا با پروردگار است. در چند سوره ی قرآن، مواردی به عنوان خواب هایی که از طریق آن، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وحی شده، نقل گردیده است که به طور اجمال عبارتند از:الف. پیش بینی ورود به مسجدالحرام، همراه با آرامش و انجام مناسک، که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را برای مردم بازگو کرده است. (۲۰)ب. پیش بینی جریانی که به عنوان فتنه و آزمایش مردم، معرفی شده و این رؤیا، در روایات زیادی با حادثه حکومت بنی امیه و تکیه زدن بر اریکه خلافت، تطبیق شده است. (۲۱)ج. اندک نشان دادن دشمن در جنگ بدر، در خواب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از آغاز جنگ و اعلام این موضوع به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تقویت روحیه مسلمانان. (۲۲)د. دستور خدا در خواب به ابراهیم، برای ذبح اسماعیل. (۲۳)در روایات نیز خواب یکی از راه های ارتباطی بین فرستادگان الهی و خداوند بزرگ معرفی شده است؛ چنان که در روایتی از امام باقر (علیه السلام) در مورد تفاوت نبی و رسول و محدّث، می خوانیم:… و اما النبی فانه یری فی منامه علی نحو ما رأی ابراهیم و نحو ما کان رأی رسول الله من اسباب النبوه قبل الوحی حین اتاه جبرئیل من عندالله بالرساله؛ (۲۴) نبی کسی است که خواب می بیند ( و دستورالعمل ها در خواب به او القا می شود ) چنان که ابراهیم خواب دید ( و در خواب مأموریت سنگین ذبح اسماعیل به عهده ی او قرار گرفت ) و ماند این که پیامبر قبل از وحی، اسباب نبوت را دید و هنگامی که جبرئیل از جانب خدا برای ابلاغ رسالت به سوی او آمد.این حالت شبیه به خواب و اغماء است، در این حالت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مشاهده می کند، نظیر آن چه ما، در بیداری می بینیم و خداوند پیامبر را تأیید می کند به این که آن چه را در خواب مشاهده کرده از جانب پروردگار است. بنابراین در این حالت، فقط حواس ظاهری تعطیل است، چنان که در پاره ای از روایات آمده است:انا معاشر الانبیاء تنام عیوننا و لاتنام قلوبنا و نری من خلفنا کما نری من بین ایدینا؛ (۲۵)ما پیامبران چشم های مان در خواب است اما قلب های مان بیدار است و پشت سر خود هم می بینیم؛ هم چنان که جلوی خود را می نگریم.
۴٫ آیا وحی در خواب، از نوع من ورای حجاب استخواب که یکی از کانال های ارتباطی وحی است. مصداق کدام یک از سه نوع وحی است: مستقیم یا من وراء حجاب یا این که فرشته ای واسطه پیام الهی می باشد؟در این زمینه بحث روشنی نشده است و به نظر می رسد از جهت امکان ( و زمینه ) اقسام سه گانه ای که برای وحی، مطرح شد در خواب نیز متصور است، زیرا در خواب نیز اگر فرشته واسطه نگردد و حائلی در بین نباشد، بلکه در یک ارتباط قلبی همراه با معاینه، حقیقت دریافت گردد. طبعاً خواب نیز مصداق نوع اول خواهد بود و اگر این القا و استماع از ناحیه ی خاصی استماع شود، مصداق نوع دوم تحقق پیدا کرده است و اگر دریافت توسط فرشته انجام گیرد قسم سوم خواهد بود و بر این اساس، این ادعا که « خواب تنها مصداق قسم دوم یعنی من وراء حجاب است » (26) از نظر ثبوتی و امکان جای تأمل و نقد دارد، زیرا وقتی خواب را حالتی بدانیم که در آن، تنها چشم و گوش و حواس ظاهری کار نمی کند، اقسام سه گانه وحی برای آن ممکن و متصور است و لزومی ندارد فقط یک نوع وحی مصداق « مِن وَرَاءِ حِجَابٍ » تلقی گردد. آیات مربوط نیز با آن منافات ندارد، ولی می توان گفت: روایاتی که در مقام بیان مراتب وحی و تفاوت نبی و رسول است، بر این جهت دلالت دارد، که در خواب، همه انواع وحی انجام نمی گیرد، چنان که در حدیثی آمده است: « نبی، فرشته را مشاهده نمی کند ولی در خواب بر او مطالب القا می شود ». (27)
۳٫ وحی با واسطه فرشته:نوع سوم، وحی با واسطه است؛ یعنی پیام الهی را پیک ( فرشته ) به پیامبر القا می کند:( أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ )؛رسولی را می فرستد که او وحی می نماید.در این قسم، رسول وحی کننده، معرفی شده است که به پیامبر وحی می کنند، ولی در عین حال، این وحی به دو امر معلق شده است: یکی این که برگزاری این ارتباط و القا، به اذن خداوند انجام می گیرد « بِإِذْنِهِ » و دیگر این که محتوای پیام، چیزی جز خواسته و مشیت پروردگار نیست: « مَا یَشَاءُ » و لذا در این قسم نیز اگر چه در القای وحی، واسطه وجود دارد ولی باز مانند دو قسم اول، مبدأ اصلی خداوند است، چنان که در آیات قرآن « توفی » و قبض جان، در برخی از آیات به ملک الموت و در بعضی به فرستادگان الهی و در پاره ای از آیات دیگر، به خداوند استناد داده شده است:( تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا )؛ (۲۸)فرستگان ما، او را می گیرند.( قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ )؛ (۲۹)ملک الموتی که بر شما گمارده شده شما را می گیرد.( اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا )؛ (۳۰)خداوند جان ها را به هنگام مرگ آن می ستاند.این تفاوت در استناد، به علت این است که واسطه ها در طول یک دیگرند و مبدأ اصلی خداوند است.
انواع برخورد با فرشته:با توجه به روایات می توان گفت: این نوع از وحی که فرشته واسطه و فاعل قریب می باشد خود سه نوع است:
۱٫ وساطت فرشته بدون معاینه او:فرشته مطلبی را القا می کند، بدون این که دیده شود، چنان که در مورد زکریا می خوانیم:( فَنَادَتْهُ الْمَلاَئِکَهُ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمَحْرَابِ أَنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیَى مُصَدِّقاً بِکَلِمَهٍ مِنَ اللّهِ وَسَیِّداً وَحَصُوراً وَنَبِیّاً مِنَ الصَّالِحِینَ * قَالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِی الْکِبَرُ وَامْرَأَتِی عَاقِرٌ قَالَ کَذلِکَ اللّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ ). (۳۱)در این آیات تصریح شده که فرشتگان زکریا را مخاطب قرار داده و به یحیی بشارت می دهند. متکلم اصلی در این گفتار، خداوند است ولی واسطه و مباشر در کلام فرشته است، زکریا از این بشارت با توجه به شرایط سنی خود، دچار شگفتی می گردد و می گوید:( قَالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِی الْکِبَرُ )؛خدایا چگونه من دارای فرزند خواهم شد و حال آن که بزرگ سال شده ام.دنباله آیه جواب این سؤال و ابهام را چنین مطرح می کند که: ( کَذلِکَ اللّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ )؛گوینده این جمله خداوند است؛ یعنی « قال الله کذلک » خدا گفته است که هر کاری را او بخواهد، انجام می دهد. البته این منافات ندارد که باز این پاسخ از طرف خداوند، توسط فرشته ارائه شده باشد؛ چنان که در سوره مریم آمده است: ( قَالَ کَذلِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ ). (۳۲)به هر حال این آیه، بیان گر محتوای گفت و گوی خداوند با زکریا و زکریا با خداوند است، ولی واسطه و منادی فرشتگان هستند، بدون این که مشاهده آنها مطرح باشد. چنان که لزومی ندارد ندا در آیه، از قبیل انتقال موج و خروج صدا از حنجره باشد، بلکه در این موارد، معنای عام آن منظور است که عبارت است از: انتقال و القای معنا. و چون ندا مربوط به صدا کردن از دور است، این خود قرینه است بر این که زکریا فرشته را مشاهده و نمی کرده است، بلکه همان طور که نماز می خوانده است، هاتفی او را مخاطب قرار داده و مطالب فوق را به او منتقل کرده است. (۳۳)در روایاتی که انبیا براساس وحی تقسیم شده اند نیز آمده است:« الانبیاء علی خمسه انواع منهم من یسمع الصوت و یعلم ما عنی به… »؛ (۳۴)انبیا پنج دسته هستند: گروهی تنها آهنگی را می شنوند و مقصود را درک می کنند ( و روشن است که این شنیدن نیز قلبی است ).
۲٫ نزول فرشته همراه با تمثل:یک مرحله از وحی با واسطه، این است که همراه با « تمثل » فرشته باشد، عنوان « تمثل » در قرآن، تنها در سوره مریم آمده است:( أَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً )؛ (۳۵)روح خود را ( جبرئیل ) به سوی او ( مریم ) فرستادیم و او برای مریم به صورت انسان خوش اندام ظاهر شد. (۳۶)یک تحلیل در مورد تمثیل فرشته این است: در ظرف ادراکی، کسی که ملک بر او نازل می شود به صورت خاصی ظهور می کند. البته نمایان شدن فرشته در ادراک مخاطب به صورت انسانِ خوش اندام، غیر از این است که فرشته تغییر ماهیت بدهد و در خارج، انسان بشود؛ یعنی چنین نیست که پیامبر با انسانی مواجه گردد، در عین حال این گونه نمی باشد که واقعیتی در خارج نداشته و صرفاً توهّم باشد، زیرا تحلیل مذکور این است که در عالم خارج، نزول ملائکه و ارتباط قلبی و درونی با عالم فرشتگان تحقق پیدا می کند، ولی این ارتباط و نزول، همراه است با این که پیامبر ادراک خویش را با صورت خاصی مواجه می بیند، فرشته ای که واسطه است، با صورت ویژه ای نمایان و ظهور پیدا می کند، نه این که تبدیل به یک موجود مادی شده، و حاضر می گردد. فرق است بین این جهت که حقیقتی وجود داشته باشد که آن حقیقت برای مُدرِک به صورتی که با آن مأنوس است و ابزار ادراکی او می تواند، تحمل کند، ظاهر شود و یا این که هیچ واقعیتی غیر از صورت ادراکی درک کننده وجود نداشته باشد. آن چه سفسطه می باشد دومی است نه اولی؛ به عبارت دیگر: « روح قدسی پیامبر با توجه به ارتباط با آن عالم، معارف الهی را بدون واسطه بشری، از خداوند دریافت می دارد، پس از این مرحله بر روح بشری او، تمثّل حاصل می شود؛ یعنی پیامبر انسانی را در نهایتِ زیبایی، احساس می کند که این همان فرشته ای است که به اذن الهی نازل شده است. اما این حقیقت که فرشته در ادراک، به صورت خاصی ظاهر می شود، معنایش این نیست که صورتی خیالی است و واقعیت ندارد. » (37)در این جا به نمونه هایی از تمثّل اشاره می کنیم:تمثل شیطان و دنیا:در روایات آمده است: شیطان در دارالندوه ( مجلس مشورتی اعراب ) به صورت پیرمردی در جمع مشرکان حضور پیدا می کند و نظر مشورتی می دهد. در حادثه ی عقبه، شیطان در صورت « منبه بن حجاج » ظاهر می گردد. هم چنین دنیا برای علی (علیه السلام) تمثل پیدا می کند؛ چنان که علی (علیه السلام) می فرمایند:هنگامی که در یکی از باغ های فدک مشغولِ کار بودم ناگهان زنی بسیار زیبا و دلربا شبیه « ثنیه » – زیباترین زن قریش – به من حمله کرد و گفت: اگر با من ازدواج کنی از کار کردن بی نیازت می سازم و گنج های زمین را به تو نشان می دهم… گفتم تو کیستی تا تو را از خانواده ات خواستگاری کنم گفت: من دنیا هستم. (۳۸)نمونه ای دیگر از تمثل که در منابع حدیثی وارد شده حضور ائمه اهل بیت در هنگامه مرگ است. (۳۹) در برخی از این روایات می خوانیم که این حضور، عام است جز این که افراد مخالف، آنها را به گونه ای می بینند که ناراحت می شوند. (۴۰)همین مطلب در مورد محتضر مؤمن هم آمده است که ملک الموت همانند عبد ذلیل در برابر او حاضر می گردد.یا در حدیث دیگری می خوانیم:من صام من رجب اربعه و عشرین یوما فاذا نزل به ملک الموت تراءی له فی صوره شاب علیه حله من دیباج اخضر علی فرس من افراس الجنان؛ (۴۱)کسی که ۲۴ روز از ماه رجب را روزه بگیرد وقتی ملک الموت بر او نازل شود، به صورتی جوانی که بر او حوله ای از دیباج سبز، افکنده شده در حالی که بر اسبی از اسب های بهشتی سوار است، خواهد بود.در این روایت نیز تصریح شده که محتضر، ملک الموت را با کیفیت مذکور می بیند، نه این که ملک الموت تغییر ماهیت داده و در واقعیت تبدیل به انسانی شود که بر اسب سوار و در نزد محتضر حاضر شده باشد.علامه مجلسی نیز در حل اشکالِ حاضر شدن ائمه در یک زمان در مکان های مختلف و در نزد محتضرهای متعدد، پنج جواب نقل می کند، که توجیه چهارم وی این است:ممکن است در حس مشترک ( که همان ظرف ادراک است ) تصویر آنها نقش ببندد به گونه ای که محتضر آنها را با همان تصویر ( اشخاص خارجی ) ادراک و مشاهده می کند و با آنها به گفت و گو می پردازد؛ هم چنان که در مورد مریم چنین شد. (۴۲)توجیه مذکور هم آهنگ است با همان تحلیلی که برای تمثل بیان گردید. در عین حال باید توجه داشت این تحلیل، مورد اتفاق نیست: عده ای ملائکه را مجرد محض نمی دانند، بلکه می گویند فرشته در عین حال که ماده عنصری ندارد دارای جسم لطیف است که مافوق ماده ی معمولی است و لذا می تواند به صورت های مختلفی درآید. (۴۳)
ج. تمثل در شب معراج:در روایات آمده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در آسمان ها با پیامبران بزرگ،‌ هم چون عیسی بن مریم، یوسف، ادریس، هارون، موسی،‌ ابراهیم مواجه شد. (۴۴) چنان که در همین احادیث می خوانیم که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به گزارشی که برای علی (علیه السلام) در مورد حادثه معراج بیان کرده می فرماید:جبرئیل از من سؤال کرد: برادرت علی کجاست؟ گفتم او را در غیاب خود جایگزین و خلیفه کردم، عرضه داشت از خداوند بخواه او را نیز بیاورد در همین لحظه توجه کردم و دیدم تمثال تو را نزد خود حاضر یافتم. (۴۵)آن چه در این متن آمده است لفظ « مثال » است که همان تمثل است، بنابراین می توان گفت: پیامبر اکرم با پیامبران الهی و نیز با علی (علیه السلام) مواجه گردیده و این معاینه همراه با تمثل بوده است.
تمثل جبرئیل در قیافه دحیه کلبی:از احادیث مربوط به وحی استفاده می شود در بسیاری از موارد، نزول جبرئیل با تمثال و چهره خاصی همراه بوده است؛ چنان که در روایتی می خوانیم:عن ابی عبدالله کان جبرئیل اذا اتی النبی قعد بین یدیه قعده العبد و کان لایدخل حتی یستأذنه؛ (۴۶)جبرئیل وقتی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می آمد مانند یک بنده در برابر حضرتش می نشست و بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد نمی گردید مگر این که اجازه می گرفت.حارث بن هشام در مورد کیفیت نزول وحی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد. حضرت فرمودند: در پاره ای مواقع، فرشته برای من به صورت خاصی ظاهر می گردد و با من سخن می گوید و من نگه می دارم آن چه را می گوید. (۴۷)در پاره ای از نقل ها آمده است که به صورت « دحیه کلبی » حاضر می شد که او برادر رضاعی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و یکی از زیباترین مردم آن زمان به حساب می آمده است. (۴۸)
۳٫ معاینه فرشته در واقعیت تجردی خود:نوع دیگر وحی با واسطه: پیامبر در ارتباط با فرشته است، پیک الهی را مشاهده می کند، اما بدون تمثل، جبرئیل موجودی است نورانی و مجرد، از ملأ اعلی، جهان غیب و توان مند، به گونه ای که سیطره او بر عالم وجود، بسیار گسترده است، پیامبر گاهی با این فرشته در عالم غیب، با همان واقعیت تجردی و نفس الامری خود، ارتباط برقرار می کند، و حقایق آن عالم بر وی انعکاس و افاضه می شود. در روایات آمده است که این شیوه دو مرتبه تحقق یافته است.تفسیر دومی که برای آیه ( مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ) بیان شد، با همین نوع معاینه منطبق است: « آن چه را که پیامبر با قلب خود دید، دروغ نبود »؛ که منظور دیدن جبرئیل است با همان واقعیت تجردی و بدون این که به صورت انسانی، ظهور و تمثل داشته باشد.چنان که در تفاسیر و منابع حدیثی از جمله توحید صدوق نقل شده است که علی (علیه السلام) در تفسیر و توضیح همین آیات سوره نجم می فرماید:پیامبر، جبرئیل را، دوبار در صورت اصلی و نفس الامری خود مشاهده کرد. و این موضوع مرتبط است به این که جبرئیل آفریده عظیمی است از موجودات روحانی ( و از مجرداتی ) است که کسی نمی تواند ابعاد ( و عظمت وجودی ) او را درک کند مگر خداوند و گفته شده جبرئیل را در صورت اصلی خود، هیچ یک از انبیا مشاهده نکرده اند، مگر پیامبر اسلام یک مرتبه در آسمان و مرحله دیگر در زمین. (۴۹)در عین حال روش متداول این بوده که جبرئیل پیوسته همانند بنده خاضع و مطیع در برابر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می گردیده است.در پایان این قسمت توضیح دو نکته لازم به نظر می رسد:۱٫ این مطلب که در روایات ما آمده است: رسول خدا در حالی جبرئیل را دید که او ششصد بال داشت (۵۰) و یا او را در صورتی مشاهده کرد که مشرق و مغرب را پر کرده بود و… (۵۱) اینها بیاناتی است در ترسیم عظمت و سیطره وجودی و توان مندی و حاکمیت جبرئیل بر این جهان، وگرنه معنا ندارد موجودی روحانی که از جهان ماوراء طبیعت و غیبی است ( و به اصطلاح دارای وجود امری می باشد ) دارای عضو مادی بوده و اشغال کننده فضای حسی و طبیعی باشد.۲٫ چنان که روشن است، دیدن جبرئیل در صورت اصلی خود. به هنگام دریافت وحی، شهود قلبی و درونی است نه شهود حسی و بیرونی.
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ شوری، آیه ی ۵۱٫۲٫ زیرا در هر سه جمله، عنوان وحی مطرح است ( در لفظ یا در تقدیر ) « خداوند با کسی حرف نمی زند مگر این که « یوحی الیه وحیا او یوحی الیه من وراء حجاب او یرسل الیه رسولا فیوحی باذنه ما یشاء ».3. نجم، آیات ۳-۱۰٫معنای لغات:مِرَّهٍ: شدت؛ذُو مِرَّهٍ: دارای قدرت؛اسْتَوَى : استیلا یافت،دَنَی: نزدیک شد؛تَدَلَّى : وابستگی و آویزان شدن، کنایه است از تقرب، بنابراین تأکید است برای قرب که در جمله قبل، آمده است.۴٫ نجم، آیه ی ۱۸٫۵٫ اسراء، آیه ی ۱٫۶٫ نورالثقلین، ج ۵، ص ۱۵۲، ح ۳۰٫۷٫ همان، ص ۱۵۳، ح ۳۴٫۸٫ بحارالأنوار، ج ۲۸، ص ۳۴، ح ۴۳٫۹٫ نورالثقلین، ج ۵، ص ۱۵۱، ح ۲۸٫۱۰٫ دعای ندبه.۱۱٫ طبق این تفسیر، ضمائر بعد از جمله « عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى » به جبرئیل برمی گردد و توصیف به « توان مند بودن » مربوط به جبرئیل است.مفاد آیات چنین است:« شَدِیدُ الْقُوَى » پیامبر را تعلیم داد. و او ( جبرئیل ) که توان مند بود، استیلا یافت ( به صورت اصلی خود در ایستاد، برخلاف سایر اوقات که در چهره ی جوانی نمایان می شد ) و این در حالی بود که او ( جبرئیل ) در افق اعلی قرار داشت، سپس ( به پیامبر ) نزدیک و نزدیک تر شد تا او را بالا برد ) و نزدیکی اش به اندازه دو کمان رسید ( در این هنگام بود که ) خداوند آن چه را وحی کردنی بود به بنده اش ( پیامبر ) وحی کرد آن چه را دل ( قلب پیامبر ) دید انکار نکرد؛ یعنی در رؤیت خود خطا نداشت که منظور، دیدن جبرئیل است به صورت اصلی خود.۱۲٫ زیرا: صرف نظر از روایات:۱٫ در تفسیر دوم « عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى » جبرئیل می باشد و در این صورت با جمله « فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى » که معنایش این است که خداوند به بنده اش وحی کرد هم آهنگ نیست.۲٫ جمله ی « شَدِیدُ الْقُوَى » به طور مطلق متناسب با توصیف خداوند است نه جبرئیل.۳٫ این آیات بیان گر اوج قرب پیامبر است و آن چه بیشتر متناسب است با این جهت شهود الهی است. در عین حال آیات ۱۹ تا ۲۳ سوره تکویر هم می تواند مرجح تفسیر دوم باشد.۱۳٫ شوری، آیه ی ۵۱٫۱۴٫ قصص ۲۹-۳۱٫۱۵٫ مفردات آیه:شَاطِئِ: به معنای جانب و ساحل.الْوَادِی: دره و محل جریان سیلاب.بُقْعَهِ: قطعه ای از زمین است که در بین زمین های اطراف، مشخص است. « مفردات راغب »16. مجمع البیان، ج ۷، ص ۲۵۱٫۱۷٫ المیزان، ج ۱۶، ص ۳۱٫۱۸٫ بقره، آیه ی ۱۱۵٫۱۹٫ تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج ۷، ص ۲۴۱٫۲۰٫ فتح، آیه ی ۲۷٫۲۱٫ اسراء، آیه ی ۶۰٫۲۲٫ انفال، آیه ی ۴۳٫۲۳٫ صافات، آیه ی ۱۰۲٫۲۴ و ۲۵٫ بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۵۴٫۲۶٫ المیزان، ج ۱۶، ج ۱۸-۷۷٫۲۷٫ بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۵۵، ح ۵۳٫۲۸٫ انعام، آیه ی ۶۱٫۲۹٫ سجده، آیه ی ۱۱٫۳۰٫ زمر، آیه ی ۴۲٫۳۱٫ آل عمران، آیات ۳۹-۴۰٫۳۲٫ المیزان، ج ۳، ص ۱۹۳٫۳۳٫ همان، ص ۱۹۶٫۳۴٫ بحارالانوار، ج ۶۱، ص ۵۳، ح ۵۰٫۳۵٫ مریم، آیه ی ۱۷٫۳۶٫ تمثّل از ماده مثل است و مثل در لغت کلمه تشبیه به معنای مشابه و مانند است ( لسان العرب ) از این جهت به عکس و تصویر، تمثال گفته می شود و بر این اساس تمثل به صورت غیر در آمدن است.۳۷٫ المیزان، ج ۴، ص ۳۶-۴۰٫۳۸٫ بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۷۴ و المیزان، ج ۱۴، ص ۳۵٫۳۹٫ بحارالانوار، ج ۶، ص ۱۷۳٫۴۰٫ همان، ص ۱۸۰، ح ۸٫۴۱٫ صدوق، الامالی، ص ۶۳۱٫۴۲٫ بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۰۱٫۴۳٫ همان، ج ۵۹، ص ۲۰۹٫۴۴٫ همان، ج ۱۸، ص ۳۹۴، ح ۹۹٫۴۵٫ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۹۱٫۴۶٫ بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۵۶، ح ۵٫۴۷٫ همان، ص ۲۶۰، ح ۱۳٫۴۸٫ همان، ص ۲۶۷، ح ۲۹٫۴۹٫ همان، ص ۲۵۶، ح ۵٫۵۰٫ نورالثقلین، ج ۴، ص ۳۴۹٫۵۱٫ بحارالانوار، ج ۵۶، ص ۲۵۹، ح ۳۰٫منبع مقاله :عبداللهی، محمود؛ ( ۱۳۸۵ )، وحی در قرآن، قم: مؤسسه بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم )، چاپ دوم

مقالات مرتبط :
اقسام وحی (۲)اقسام وحی (۳)
 

نوشته قبلی

اقسام وحی و بررسی مراتب ادراک آن

نوشته‌ی بعدی

خصوصیات و ویژگی های وحی از منظر قرآن (۳)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

خصوصیات و ویژگی های وحی از منظر قرآن (۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / ۴۹

الو سلام حاج آقا / ۴۹

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثلیق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا