14 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home غدیر خم

الغدير و وحدت اسلامى

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مصلحان و دانشمندان روشنفكر اسلامى عصر ما ، اتحاد و همبستگى ملل و فرق‏ اسلامى را ، خصوصا در اوضاع و احوال كنونى كه دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پيوسته با وسايل مختلف در پى توسعه خلافات كهن و اختراع‏ خلافات نوين است ، از ضروريترين نيازهاى اسلامى مي‏دانند . اساسا چنانكه‏ مي‏دانيم وحدت اسلامى و اخوت اسلامى ، سخت مورد عنايت و اهتمام شارع‏ مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است . قرآن و سنت و تاريخ اسلام‏ گواه آن مي‏باشد .
از اين رو ، براى برخى اين پرسش پيش آمده كه آيا تأليف و نشر كتابي‏ مانند " الغدير " كه به هر حال موضوع بحث آن ، كهنترين مسئله خلافي‏ مسلمين است مانعى در راه هدف مقدس و ايده آل عالى " وحدت اسلامى " ايجاد نمي‏كند ؟
ما لازم مي‏دانيم مقدمتا اصل مطلب را – يعنى مفهوم و حدود وحدت اسلامى – را روشن كنيم ، سپس نقش كتاب شريف " الغدير " و مؤلف جليل القدرش‏ ، " علامه امينى " رضوان الله عليه ، را توضيح دهيم.

وحدت اسلامى

مقصود از وحدت اسلامى چيست ؟ آيا مقصود اين است : از ميان مذاهب‏ اسلامى يكى انتخاب شود ، و ساير مذاهب كنار گذاشته شود . يا مقصود اين‏ است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود ، و مفترقات همه آنها كنار گذاشته شود ، و مذهب جديدى بدين نحو اختراع شود ، كه عين هيچ يك از مذاهب موجود نباشد ؟ يا اينكه وحدت اسلامى ، به هيچوجه ربطى به وحدت‏ مذاهب ندارد ، و مقصود از اتحاد مسلمين ، اتحاد پيروان مذاهب مختلف ، در عين اختلافات مذهبى ، در برابر بيگانگان است ؟
مخالفين اتحاد مسلمين ، براى اينكه از وحدت اسلامى ، مفهومى غير منطقي‏ و غير عملى بسازند ، آن را به نام وحدت مذهبى توجيه مي‏كنند تا در قدم‏ اول ، با شكست مواجه گردد . بديهى است كه منظور علماى روشنفكر اسلامى از وحدت اسلامى ، حصر مذاهب به يك مذهب ، و يا اخذ مشتركات مذاهب و طرف مفترقات آنها كه نه معقول و منطقى است و نه مطلوب و عملى ، نيست‏ . منظور اين دانشمندان ، متشكل شدن مسلمين است در يك صف در برابر دشمنان مشتركشان .
اين دانشمندان مي‏گويند مسلمين مايه وفاقهاى بسيارى دارند كه مي‏تواند مبناى يك اتحاد محكم گردد ، مسلمين همه خداى يگانه را مي‏پرستند و همه به‏ نبوت رسول اكرم ايمان و اذعان دارند ، كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه‏ است ، با هم و مانند هم حج مي‏كنند و مانند هم نماز مي‏خوانند و مانند هم‏ روزه مي‏گيرند و مانند هم تشكيل خانواده مي‏دهند و داد و ستد مي‏نمايند و كودكان خود را تربيت مي‏كنند و اموات خود را دفن مي‏نمايند . و جز در امورى جزئى ، در اين كارها با هم تفاوتى ندارند . مسلمين همه از يك نوع‏ جهان بينى برخوردارند و يك فرهنگ مشترك دارند و در يك تمدن عظيم و با شكوه و سابقه دار شركت دارند .
وحدت در جهان بينى ، در فرهنگ ، در سابقه تمدن ، در بينش و منش ، در معتقدات مذهبى ، در پرستشها و نيايشها ، در آداب و سنن اجتماعى خوب‏ مي‏تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتى عظيم و هايل به وجود آورد كه‏ قدرتهاى عظيم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمايند ، خصوصا اينكه در متن‏ اسلام بر اين اصل تأكيد شده است . مسلمانان به نص صريح قرآن برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصى آنها را به يكديگر مربوط مي‏كند . با اين‏ وضع چرا مسلمين از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته‏ استفاده نكنند ؟
از نظر اين گروه از علماى اسلامى ، هيچ ضرورتى ايجاب نمي‏كند كه مسلمين‏ به خاطر اتحاد اسلامى ، صلح و مصالحه و گذشتى در مورد اصول يا فروع مذهبي‏ خود بنمايند . همچنانكه ايجاب نمي‏كند كه مسلمين درباره اصول و فروع‏ اختلافى فيمابين ، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند . تنها چيزى كه‏ وحدت اسلامى ، از اين نظر ، ايجاب مي‏كند ، اين است كه مسلمين براي‏ اينكه احساسات كينه توزى در ميانشان پيدا نشود ، يا شعله ور نگردد متانت را حفظ كنند ، يكديگر را سب و شتم ننمايند ، به يكديگر تهمت‏ نزنند و دروغ نبندند ، منطق يكديگر را مسخره نكنند ، و بالاخره ، عواطف‏ يكديگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند . و در حقيقت لااقل حدودى را كه اسلام در دعوت غير مسلمان به اسلام ، لازم دانسته‏ است ، درباره خودشان رعايت كنند . « ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن ». براى برخى اين تصور پيش آمده كه مذاهبى كه تنها در فروع با يكديگر اختلاف دارند ، مانند شافعى و حنفى ، مي‏توانند با هم رادر باشند و با يكديگر در يك صف قرار گيرند ، اما مذاهبى كه در اصول با يكديگر اختلاف نظر دارند به هيچ وجه نمي‏توانند با يكديگر برادر باشند . از نظر اين دسته ، اصول مذهبى مجموعه‏اى به هم پيوسته است و به اصطلاح اصوليون از نوع " اقل و اكثر ارتباطى " است ، آسيب ديدن يكى عين آسيب ديدن همه‏ است . عليهذا آنجا كه مثلا اصل " امامت " آسيب مي‏پذيرد و قرباني‏ مي‏شود ، از نظر معتقدين به اين اصل ، موضوع وحدت و اخوت منتفى است . و به همين دليل شيعه و سنى به هيچ وجه نمي‏توانند دست يكديگر را به عنوان‏ دو برادر مسلمان بفشارند و در يك جبهه قرار گيرند ، دشمن هر كه باشد .
گروه اول به اين گروه پاسخ مي‏دهند ، مي‏گويند : دليلى ندارد ما اصول را در حكم يك مجموعه به هم پيوسته بشماريم ، و از اصل " يا همه يا هيچ " در اينجا پيروى كنيم . اينجا جاى قاعده الميسور لايسقط بالمعسور و ما لايدرك كله لايترك كله است . سيره و روش شخص اميرالمؤمنين على ، عليه‏ السلام ، براى ما بهترين و آموزنده ترين درسهاست . على ، عليه السلام ، راه و روشى بسيار منطقى و معقول كه شايسته بزرگوارى مانند او بود اتخاذ كرد .
او براى احقاق حق خود ، از هيچ كوششى خوددارى نكرد ، همه امكانات خود را به كار برد كه اصل امامت را احيا كند ، اما هرگز از اشعار " يا همه‏ يا هيچ " پيروى نكرد . بر عكس ، اصل مالايدرك كله لايترك كله را مبناي‏ كار خويش قرار داد .
على در برابر ربايندگان حقش قيام نكرد و قيام نكردنش اضطرارى نبود ، بلكه كارى حساب شده و انتخاب شده بود . او از مرگ بيم نداشت ، چرا قيام نكرد ، حداكثر اين بود كه كشته شود ، كشته شدن در راه خدا منتهاى آرزوى او بود ، او همواره در آرزوى شهادت بود و با آن ، از كودك‏ به پستان مادر مأنوستر بود . على در حساب صحيحش بدين نكته رسيده بود كه‏ مصلحت اسلام در آن شرائط ترك قيام و بلكه همگامى و همكارى است . خود كرارا به اين مطلب تصريح مي‏كند .
در يكى از نامه‏هاى خود به مالك اشتر ( نامه 62 از نامه‏هاى " نهج‏ البلاغه " مي‏نويسد : « فامسكت يدى حتى رأيت راجعة الناس قد رجعت عن‏ الاسلام ، يدعون الى محق دين محمد صلى الله عليه و آله ، فخشيت ان لم انصر الاسلام و اهله ، ارى فيه ثلما او هدما تكون المصيبة به على اعظم من فوت‏ ولايتكم التى انما هى متاع ايام قلائل » . من اول دست خود را پس كشيدم ، تا ديدم گروهى از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودى دين محمد) ص) دعوت مي‏كنند . پس ترسيدم كه اگر به يارى اسلام و مسلمين بر نخيزم‏ شكاف يا انهدامى در اسلام خواهم ديد كه مصيبت آن از فوت خلافت چند روزه بسى بيشتر است .
در شوراى شش نفرى پس از تعيين و انتخاب عثمان به وسيله عبدالرحمان‏ بن عوف ، على عليه السلام ، شكايت و هم آمادگى خود را براى همكاري‏ اينچنين بيان كرد : « لقد علمتم انى احق الناس بها من غيرى ، و الله‏ لاسلمن ما سلمت امور المسلمين ، و لم يكن فيها جور الا على خاصة » ( نهج‏ البلاغه ، خطبه 72 ) يعنى : شما خود مي‏دانيد من از همه براى خلافت شايسته‏ ترم ، و حال به خدا قسم مادامى كه كار مسلمين روبراه باشد ، و رقيبان من‏ تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد ، مخالفتى نخواهم كرد و تسليم خواهم بود .
اينها مي‏رساند كه على ، اصل " يا همه يا هيچ " را در اين مورد محكوم‏ مي‏دانسته است . نيازى نيست درباره روش و سيره على عليه السلام‏ در اين موضوع بيشتر بحث شود ، شواهد و دلائل تاريخى در اين زمينه فراوان‏ است .

علامه امينى (ره)

اكنون نوبت آن است كه ببينيم علامه بزرگوار آيت الله امينى ، مؤلف‏ جليل القدر " الغدير " از كدام دسته است و چگونه مي‏انديشيده است ؟
آيا ايشان وحدت و اتحاد مسلمين را تنها در دايره تشيع قابل قبول‏ مي‏دانسته‏اند ، يا دايره اخوت اسلامى را وسيعتر مي‏دانسته و معتقد بوده‏اند اسلام كه با اقرار و اذعان به شهادتين محقق مي‏شود ، خواه ناخواه حقوقى را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ايجاد مي‏كند وصله اخوت و برادرى كه در قرآن به آن تصريح شده ميان همه مسلمين محفوظ است .
علامه امينى به اين نكته كه لازم است نظر خود را در اين موضوع روشن كنند و اينكه نقش الغدير در وحدت اسلامى چيست ، آيا مثبت است يا منفى ؟
خود كاملا توجه داشته‏اند و براى اينكه از طرف معترضان اعم از آنان كه در جبهه مخالف خودنمايى مي‏كنند و آنهايى كه در جبهه موافق خود را جا زده‏اند مورد سؤ استفاده واقع نشود ، نظر خود را مكرر توضيح داده و روشن كرده‏اند .
علامه امينى طرفدار وحدت اسلامى هستند و با نظرى وسيع و روشن بينانه‏ بدان مي‏نگرند . معظم له در فرصتهاى مختلف در مجلدات الغدير اين مسئله‏ را طرح كرده‏اند و ما قسمتى از آنها را در اينجا نقل مي‏كنيم :
در مقدمه جلد اول ، اشاره كوتاهى مي‏كنند به اينكه الغدير ، چه نقشى در جهان اسلام خواهد داشت . مي‏گويند : " و ما اينهمه را خدمت به دين ، و اعلاء كلمه حق ، و احياء امت اسلامى مي‏شماريم " .
در جلد سوم ، صفحه 77 ، پس از نقل اكاذيب ابن تيميه و آلوسى و قصيمي‏ ، مبنى بر اينكه شيعه برخى از اهل بيت را ، از قبيل زيد بن على بن‏ الحسين دشمن مي‏دارد ، تحت عنوان " نقد و اصلاح " مي‏گويند :
" . . . اين دروغها و تهمتها تخم فساد را مي‏كارد و دشمنيها را ميان‏ امت اسلام بر مي‏انگيزد و جماعت اسلام را تبديل به تفرقه مي‏نمايد و جمع‏ امت را متشتت مي‏سازد و با مصالح عامه مسلمين تضاد دارد" .
نيز در جلد سوم ، صفحه 268 ، تهمت سيد رشيد رضا را به شيعه ، مبنى بر اينكه " شيعه از هر شكستى كه نصيب مسلمين شود خوشحال مي‏شود تا آنجا كه‏ پيروزى روس را بر مسلمين در ايران جشن گرفتند " نقل مي‏كنند ، و مي‏گويند : " اين دروغها ساخته و پرداخته امثال سيد محمد رشيد رضاست . شيعيان‏ ايران و عراق كه قاعدتا مورد اين تهمت هستند ، و همچنين مستشرقان و سياحان و نمايندگان ممالك اسلامى و غير هم ، كه در ايران و عراق رفت و آمد داشته و دارند خبرى از اين جريان ندارند . شيعه بلا استثناء ، براي‏ نفوس و خون و حيثيت و مال عموم مسلمين اعم از شيعه و سنى احترام قائل‏ است . هر وقت مصيبتى براى عالم اسلام در هر كجا و هر منطقه و براى هر فرقه پيش آمده است ، در غم آنها شريك بوده است . شيعه هرگز اخوت‏ اسلامى را كه در قرآن و سنت بدان تصريح شده محدود به جهان تشيع نكرده‏ است . و در اين جهت فرقى ميان شيعه و سنى قائل نشده است " .
نيز در پايان جلد سوم ، پس از انتقاد از چند كتاب از كتب قدما ، از قبيل عقد الفريد ابن عبدربه ، الانتصار ابوالحسين خياط معتزلى ، الفرق بين‏ الفرق ابومنصور بغدادى ، الفصل ابن حزم اندلسى ، الملل و النحل محمد بن عبدالكريم شهرستانى ، منهاج السنه ابن تيميه ، والبداية و النهايه ابن كثير و چند كتاب از كتب متأخرين ، از قبيل تاريخ الامم‏ الاسلاميه شيخ محمد خضرى ، فجر الاسلام احمد امين ، الجولة فى ربوع الشرق‏ الادنى محمد ثابت مصرى ، الصراع بين الاسلام و الوثنيه قصيمى ، و الوشيعه‏ موسى جار الله مي‏گويند :
" هدف ما از نقل و انتقاد اين كتب ، اين است كه به امت اسلام اعلام‏ خطر كنيم و آنان را بيدار نماييم كه اين كتابها بزرگترين خطر را براي‏ جامعه اسلامى به وجود مي‏آورد ، زيرا وحدت اسلامى را متزلزل مي‏كند ، صفوف‏ مسلمين را مي‏پراكند ، هيچ عاملى بيش از اين كتب صفوف مسلمين را از هم‏ نمي‏پاشد و وحدتشان را از بين نمي‏برد و رشته اخوت اسلامى را پاره نمي‏كند " .
علامه امينى در مقدمه جلد پنجم ، تحت عنوان " نظرية كريمة " به‏ مناسبت يكى از تقدير نامه‏هايى كه از مصر ، درباره الغدير رسيده است ، نظر خود را در اين موضوع كاملا روشن مي‏كنند و جاى هيچ ترديدى باقي‏ نمي‏گذارند ، مي‏گويند :
" عقايد و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامى را كه قرآن كريم با جمله « انما المؤمنون اخوه »بدان تصريح كرده پاره‏ نمي‏كند ، هر چند كار مباحثه علمى و مجادله كلامى و مذهبى به اوج خود برسد ، سيره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است .
" ما مؤلفان و نويسندگان در اقطار و اكناف جهان اسلام ، با همه اختلافي‏ كه در اصول و فروع با يكديگر داريم ، يك جامع مشترك داريم و آن ايمان‏ به خدا و پيامبر خداست . در كالبد همه ما يك روح و يك عاطفه حكمفرماست و آن روح اسلام و كلمه اخلاص است " .
" ما مؤلفان اسلامى همه در زير پرچم حق زندگى مي‏كنيم و در تحت قيادت‏ قرآن و رسالت نبى اكرم انجام وظيفه مي‏نماييم. پيام همه ما اين است كه : « ان الدين عند الله الاسلام »و شعار همه ما " لا اله الا الله و محمد رسول‏ الله " است . آرى ما حزب خدا و حاميان دين او هستيم ! "
علامه امينى در مقدمه جلد هشتم تحت عنوان " الغدير يوحد الصفوف في‏ الملا الاسلامى " مستقيما وارد بحث نقش الغدير در وحدت اسلامى مي‏شوند .
معظم له ، در اين بحث ، اتهامات كسانى را كه مي‏گويند الغدير موجب‏ تفرقه بيشتر مسلمين مي‏شود ، سخت رد مي‏كنند ، و ثابت مي‏كنند كه بر عكس‏ ، الغدير بسيارى از سؤ تفاهمات را از بين مي‏برد و موجب نزديكتر شدن‏ مسلمين به يكديگر مي‏گردد . آنگاه اعترافات دانشمندان اسلامى غير شيعه را در اين باره شاهد مي‏آورند و در پايان ، نامه شيخ محمد سعيد دحدوح را به‏ همين مناسبت نقل مي‏كنند .
ما براى پرهيز از اطاله بيشتر ، از نقل و ترجمه تمام گفتار علامه اميني‏ تحت عنوان بالا كه همه در توضيح نقش مثبت الغدير در وحدت اسلامى است‏ صرف نظر مي‏كنيم ، زيرا آنچه نقل كرديم براى اثبات مقصود كافى است .
نقش مثبت الغدير ، در وحدت اسلامى از اين نظر است كه اولا منطق مستدل‏ شيعه را روشن مي‏كند و ثابت مي‏كند كه گرايش در حدود صد ميليون مسلمان به‏ تشيع بر خلاف تبليغات زهر آگين عده‏اى مولود جريانهاى سياسى يا نژادى و غيره نبوده است ، بلكه يك منطق قوى متكى به قرآن و سنت موجب اين‏ گرايش شده است ، ثانيا ثابت مي‏كند كه پاره‏اى اتهامات به شيعه كه سبب‏ فاصله گرفتن مسلمانان ديگر از شيعه شده است از قبيل اينكه شيعه غير مسلمان را بر مسلمان غير شيعه ترجيح مي‏دهد و از شكست مسلمانان غير شيعه از غير مسلمانان شادمان مي‏گردد ، و از قبيل اينكه شيعه به جاى حج به زيارت ائمه مي‏رود ، يا در نماز چنين‏ مي‏كند و در ازدواج موقت چنان ، به كلى بى اساس و دروغ است ، ثالثا شخص شخيص اميرالمؤمنين على عليه السلام را كه مظلومترين و مجهول‏ القدرترين شخصيت بزرگ اسلامى است و مي‏تواند مقتداى عموم مسلمين واقع‏ شود ، و همچنين ذريه اطهارش را به جهان اسلام معرفى مي‏كند .

برداشت ديگران از الغدير

برداشت بسيارى از دانشمندان بيغرض مسلمان غير شيعه از " الغدير " همين است كه ما گفتيم .
محمد عبدالغنى حسن مصرى ، در تقريظ خود بر الغدير كه در مقدمه جلد اول‏ ، چاپ دوم ، چاپ شده است مي‏گويد :
" از خداوند مسئلت مي‏كنم كه بركه آب زلال شما را ( غدير در عربى به‏ معناى گودال آب است ) سبب صلح و صفا ميان دو برادر شيعه و سنى قرار دهد كه دست به دست هم داده ، بناء امت اسلامى را بسازند " .
عادل غضبان مدير مجله مصرى " الكتاب " در مقدمه جلد سوم مي‏گويد :
اين كتاب ، منطق شيعه را روشن مي‏كند و اهل تسنن مي‏توانند به وسيله اين‏ كتاب شيعه را به طور صحيح بشناسند . شناسايى صحيح شيعه سبب مي‏شود كه‏ آراء شيعه و سنى به يكديگر نزديك شود، و مجموعا صف واحدى تشكيل دهند .
دكتر محمد غلاب ، استاد فلسفه در دانشكده اصول دين جامع از هر ، در تقريظى كه بر الغدير نوشته و در مقدمه جلد چهارم چاپ شده است مي‏گويد :
" كتاب شما در وقت بسيار مناسبى به دستم رسيد ، زيرا اكنون مشغول‏ جمع آورى و تأليف كتابى درباره زندگى مسلمين از جوانب مختلف هستيم ، لهذا خيلى مايلم كه اطلاعات صحيحى درباره شيعه اماميه داشته باشم . كتاب‏ شما به من كمك خواهد كرد و من ديگر مانند ديگران درباره شيعه اشتباه‏ نخواهم كرد " .
دكتر عبدالرحمان كيالى حلبى ، در تقريظ خود كه در مقدمه جلد چهارم‏ الغدير چاپ شده ، پس از اشاره به انحطاط مسلمين در عصر حاضر ، و اينكه‏ چه عواملى مي‏تواند مسلمين را نجات دهد ، و پس از اشاره به اينكه شناخت‏ صحيح وصى پيغمبر اكرم يكى از آن عوامل است ، مي‏گويد :
" كتاب الغدير و محتويات غنى آن ، چيزى است كه سزاوار است هر مسلمانى از آن آگاهى يابد ، تا دانسته شود چگونه مورخان كوتاهى كرده‏اند ، و حقيقت كجاست . ما به اين وسيله بايد گذشته را جبران كنيم و با كوشش‏ در راه اتحاد مسلمين به اجر و ثواب نايل گرديم " .
آرى آن بود وجهه نظر علامه امينى درباره مسئله مهم اجتماعى عصر ما ، و اين است عكس العمل نيكوى آن در جهان اسلام . – رضوان الله عليه .

نوشته قبلی

تاريخ تفکر اسلامى

نوشته‌ی بعدی

آشنايي با اسوه ها ، ميثم تمار

مرتبط نوشته ها

پاسخ به شبهات حدیث غدیر
غدیر خم

غدیر و فلسفه سیاسی اسلام

جلوه های آخرالزّمانی زندگی های ما
غدیر خم

پیام غدیر

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

غدیر در آئینه انصاف

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

عید غدیر در سیره اهل بیت (ع)

غدير خم و سقيفه بنى ساعده
غدیر خم

غدير خم و سقيفه بنى ساعده

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم

نوشته‌ی بعدی

آشنايي با اسوه ها ، ميثم تمار

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

اندیشه های نورانی امام صادق (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

آثار برخی گناهان از زبان امام سجاد (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا