11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

امام جواد عليه السلام غريب بغداد

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

الف) سيماى جواد الائمه در يک نگاه
امام محمد بن على عليهما السلام (جواد الائمه) نهمين امام از خاندان اهل بيت عليهم السلام است . القابى که براى آن امام برشمرده اند و هر يک گوياى بعدى از شخصيت آسمانى حضرت است، عبارت اند از: «مختار، مرتضى، متوکل، متقى، زکى، تقى، منتجب، مرتضى، قانع، جواد، عالم ربانى، منتجب المرتضى و … .» (1)ابن صباغ مالکى از القاب «جواد، قانع، مرتضى » ياد مى کند و مى گويد: مشهورترين لقب امام، «جواد» است . (2) شيخ صدوق نيز مى نويسد: به محمد بن على الثانى، تقى گفته شد; چون از خدا تقوا پيشه کرد و زمانى که مامون شبانه با حالتى مست وارد شد و او را با شمشير زد و گمان کرد حضرت را کشته است، خداوند او را نگه داشت . (3)کنيه هاى حضرت نيز عبارت اند از: ابو جعفر ثانى (کنيه جدش امام باقر عليه السلام) و ابو على . (4)به نوشته ابن صباغ مالکى، چهره اى سفيد و اندامى متوسط داشت (5) و نقش انگشترش به نقل طبرى «العزة لله » مانند انگشتر پيامبر صلى الله عليه و آله بود . (6)مادر حضرت، سبيکه نوبيه بود . (7) به نقل شيخ مفيد فرزندان حضرت «على الهادى عليه السلام، موسى، فاطمه، امامه » بودند (8) و طبرسى از دختران به «حکيمه، خديجه، ام کلثوم » اشاره مى کند و مى گويد: برخى تنها از فاطمه و امامه ياد کرده اند . (9)شيخ طوسى روز دهم رجب را سال تولد وى مى داند (10) و به نقل طبرسى آن امام در عصر معتصم به شهادت رسيد . (11) در اين هنگام، 25 سال و 2 ماه و 18 روز از دوران حيات امام مى گذشت . (12)مرحوم کلينى مى نويسد:«محمد بن على عليهما السلام در حالى که 25 سال و سه ماه و دوازده روز از عمرش مى گذشت، در روز سه شنبه، 6 روز قبل از ذى حجه سال 220 ه . ق شهيد شد و بعد از پدر ده سال (منهاى بيست روز) زندگى کرد .» (13)ايشان با محمد امين بن هارون تا سال 198 ه . ق (قبل از امامت) معاصر بود . از آن پس با مامون بن هارون (از 198 تا 218 قبل از امامت و 218 تا 203 در زمان امامت) هم عصر بود و سرانجام با معتصم عباسى از 17 رجب يا شعبان 218 ه . ق تا لحظه شهادت، ذى قعده 220 ه . ق معاصر بود .اينک که در آستانه شهادت جانگداز آن امام بزرگ و غريب قرار گرفته ايم، به بازخوانى گوشه هايى از مظلوميتش در طول دوره امامت تا لحظه شهادت مى پردازيم: (14)
ب) رنجهاى امام جواد عليه السلام
امام جواد عليه السلام از همان آغاز امامت با سيل رنجها رويارو بود; مشکلاتى که گاه از سوى حاکمان، زمانى از طرف کارگزاران و منسوبين به طاغوتها و گاهى از سوى جاهلان، متعصبان، گروههاى انحرافى و … ايجاد مى شد . اينک نمونه هايى را مرور مى کنيم:
1 . شکستن حريم امامت
محمد بن ريان مى گويد: مامون به هر حيله اى متوسل مى شد تا بر امام نفوذ کند، اما ممکن نمى شد، تا اينکه اين فرصت هنگام ازدواج دخترش با امام به دست آمد .وقتى مى خواست دخترش، ام فضل را به خانه زفاف امام جواد عليه السلام بفرستد، دويست دختر از زيباترين کنيزکان خود را طلبيد و به هر يک جامى که داخل آن گوهرى بود، داد تا وقتى در جايگاه نشست، از او استقبال کنند، اما حضرت به هيچ يک توجهى نکرد . در آنجا مردى بود که مخارق ناميده مى شد و صاحب صدا و عود و ضرب بود و ريشى دراز داشت . مامون او را طلبيد . در گفتگوى مامون و مخارق، مخارق گفت: اگر به چيزى از امور دنيا مشغول باشد، من براى مقصود شما کفايت مى کنم . آن گاه رو به روى امام نشست، مانند الاغ عرعرى کرد و وقتى توجه همه را جلب نمود، شروع به نواختن کرد . امام دقايقى بى توجهى کرد و ناگهان سر برداشت و فرمود: «اتق الله يا ذا العثون; اى ريش دراز از خدا بپرهيز .» مخارق چنان از فرياد امام وحشت کرد که ساز و عود از دستش افتاد و تا لحظه مرگ دستش فلج ماند .وقتى مامون از دليل آن حالت پرسيد، گفت: از وقتى ابوجعفر بر سرم فرياد کشيد، وحشتى مرا فرا گرفت که هرگز از جانم بيرون نمى رود . (15)
2 . تهمت مستى و …
فضاى تنگ و خفقان آلود حاکم بر جامعه چنان امام و يارانش را در تنگنا قرار داده بود که گاه افراد وابسته به طاغوت به آن حضرت توهينهاى سنگينى مى کردند و امام تنها به شکوه به درگاه الهى بسنده مى کرد . از جمله، عمر از خاندان فرج که با چپاول و رشوه و دزدى ثروت زيادى فراهم آورده بود و در حکومت بنى عباس نفوذ داشت، مدتى فرماندار مدينه شد و در همان زمان نسبت به خاندان نبوت خشونت به خرج مى داد و کار را به جايى رساند که به امام گفت: به گمانم تو مست هستي! امام جواد عليه السلام در مقابل اين گستاخى تنها به درگاه الهى پناه برد و فرمود: «اللهم ان کنت تعلم انى امسيت لک صائما فاذقه طعم الخرب و ذل الاسر; خدايا! چنانچه تو مى دانى امروز براى تو روزه بودم، پس طعم غارت شدن و خوارى اسارت را به او بچشان .»طولى نکشيد که در سال 233 ه . ق متوکل بر او غضب کرد و دستور داد 120 هزار دينار به عنوان ماليات و 150 هزار دينار از برادرش بگيرند . او بار ديگر به عمر غضب کرد و دستور داد هر چه مى توانند بر گردنش ضربه بزنند و 6هزار ضربه زدند و بار سوم کشان کشان به بغداد بردند و همان جا در اسارت مرد . واقعه توهين به امام جواد عليه السلام چنان سنگين بود و دل امام هادى عليه السلام را به درد آورده بود که وقتى خبر مرگ عمر را آوردند، 24 مرتبه «الحمد لله » گفت . (16)
3 . توطئه قتل به اتهام خروج
قطب راوندى از ابن ارومه چنين نقل مى کند: معتصم تعدادى از وزرايش را فرا خواند و گفت: بر عليه محمد بن على بن موسى عليهم السلام نزد من شهادت دروغ دهيد و بنويسيد که مى خواهد خروج کند . آن گاه امام را خواست و گفت: تو عليه من توطئه کرده اي! امام فرمود: «والله ما فعلت شيئا من ذلک; به خدا سوگند! من چنين کارى نکرده ام .»مامون بر وجود شاهدان پاى فشرد . امام هم دستش را بلند کرد و عرض کرد: «اللهم ان کانوا کذبوا على فخذهم; خدايا اگر بر من دروغ بسته اند، آنها را بگير .» در آن لحظه ايوان لرزيد و هر يک از اطرافيان معتصم که بر مى خاست، بر زمين مى افتاد . معتصم عرض کرد: «يا ابن رسول الله! انى تائب مما فعلت فادع ربک ان يسکنه; اى پسر رسول خدا! از آنچه کردم، توبه نمودم . از پروردگارت بخواه که آن را آرام سازد .» اين بار امام دست بلند کرد و عرض کرد: «اللهم سکنه و انک تعلم انهم اعداؤک و اعدائي; خدايا! آرامش ساز و تو مى دانى که آنها دشمنان تو و من هستند .» در پى اين دعا آرامش به ايوان بازگشت . (17)
به کاخ سلطنت گفتا خليفه با وزيران کاىابا جعفر ترا قصد خروج و انقلاب آمدز روى افترا، اوراقى آوردند کاينها راگرفتيم از غلامانت، چه نزدت گو جواب آمدبگفتا: بارالها! افترا بستند اگر بر منبگير اين دشمنان، کاين افترا حقش عقاب آمدکه ناگه کاخ گشتى زير و رو، کآن قوم افتادندخليفه ديد هر يک از خنازير و کلاب آمدبه پوزش معتصم بر دست و پا افتاد و تائب شدبگفت اين کاخ ساکن کن، که سخت اين اضطراب آمدبگفتا: بارالها! ساکن اين قصر معلق کنکه کاذب توبه کرد، از تو قبول مستتاب آمد (18)
ج) اخبار شهادت امام جواد عليه السلام
مسعودى مى نويسد: وقتى ابوجعفر به دنيا آمد، ابوالحسن (امام رضا عليه السلام) به يارانش فرمود: «فى تلک الليلة قد ولد لى شبيه موسى بن عمران فالق البحار [و شبيه عيسى بن مريم] قدست ام ولدته فلقد خلقت طاهرة مطهرة . [ثم قال] بابى و امى شهيد يبکى عليه اهل السماء يقتل غيظا و يغضب الله على قاتله فلا يلبث الا يسيرا حتى يعجل الله به الى عذابه الاليم و عقابه الشديد; (19) در اين شب براى من فرزندى شبيه موسى بن عمران به دنيا آمد که شکافنده درياهاست، [و شبيه عيسى بن مريم] مادرش مقدس است و پاک و پاکيزه خلق شد . به جان پدر و مادرم شهيدى مى شود که اهل آسمان بر او مى گريند . از روى خشم کشته مى شود و خدا بر قاتل او خشم مى گيرد; پس [قاتل او] نمى ماند مگر اندکى تا اينکه خدا عذاب دردناک و عقاب شديد را به سوى او مى فرستد .»امام جواد عليه السلام خود فرموده بود که «سى ماه بعد از مامون اجل او فرا خواهد رسيد . (20) » و به گفته محمد بن الفرج آن حضرت به او نوشته بود: «خمس را برايم بفرستيد که بيشتر از امسال در بين شما نيستم .» (21)مرحوم کلينى نيز حکايتى دردناک از اين آگاهى امام به شهادتش نقل مى کند و به نقل از اسماعيل بن مهران مى نويسد: وقتى ابوجعفر عليه السلام از مدينه به بغداد براى بار اول مى خواست برود، گفتم: من بر شما مى ترسم . با چهره اى گشاده، فرمود: غيبت من در اين سال نيست . وقتى بار دوم به سوى معتصم مى رفت، گفتم: شما مى رويد، بعد از شما امامت با کيست؟ حضرت جواد عليه السلام چنان گريست که محاسنش خيس شد و فرمود: «بعد از من امر امامت مربوط به فرزندم على عليه السلام است .» (22)
د) چگونگى شهادت امام جواد عليه السلام
سابقه خباثت و دشمنى معتصم، خليفه عباسى، نشان مى دهد که دستور قتل توسط وى صادر شده است; هرچند عاملان مستقيم آن به نقلهاى مختلف، افراد مختلفى باشند و يا هر يک از آنها به عنوان تکميل کننده پرونده شهادت حضرت عمل کرده باشند . اين موضوع به قدرى روشن بود که مسعودى مى نويسد: «فلما انصرف الى العراق لم يزل المعتصم و جعفر بن المامون يدبرون و يعملون الحيلة فى قتله; (23) وقتى امام جواد عليه السلام [از مکه با همسرش] به عراق بازگشت، معتصم و جعفر بن مامون دائما در تدبير و دست به کار چاره اى براى قتل او بودند .» روايتهاى مختلفى که به دست آمده، چنين است:
1 . روايت مسعودى
روايت فوق عامل اصلى قتل را خليفه عباسى معرفى مى کند، مسعودى در ادامه مى نويسد: جعفر بن مامون که از کينه ام فضل نسبت به امام (به دليل برترى ام ابى الحسن نزد امام) خبر داشت و مى دانست که ام فضل از او صاحب فرزند نشده است، در انگور رازقى سم ريخت و ام فضل با تعريف و تمجيد آن را به امام داد و حضرت خورد . در اين هنگام پشيمان شد و گريست . امام فرمود: گريه ات براى چيست؟ به خدا قسم خدا به فقرى گرفتارت کند که نجات نيابى و به بلايى که پوشانده نشود .» (24)
2 . روايت ابن شهرآشوب
معتصم به عبدالملک زيات، وزير خود در مدينه، نوشت که امام و ام فضل را راهى بغداد کند . او هم على بن يقطين را مطلع کرد و امام راهى شد . معتصم حضرت را گرامى داشت و اشناس (فرمانده ارتشي) را با هدايايى به استقبال فرستاد . همراه آنها شربت ترش مزه (ريواس) آلوده به زهر را هم داد و گفت: اين شربت را با يخ خنک کرده ايم و اميرالمؤمنين، احمد بن ابى دؤاد، سعد بن خصيب و جماعتى از بزرگان هم نوشيده اند و خليفه دستور داده تا خنک است شما هم بنوشيد . امام فرمود: شب مى نوشم . گفت: آن وقت برفش آب مى شود . وى آن قدر اصرار کرد که امام آن را نوشيد . (25)
3 . روايت عياشى
زرقان دوست صميمى ابن ابى دؤاد، بعد از نقل ماجراى قضاوت فقهاء و امام در مورد قطع دست دزد که به رسوايى قاضيان و سربلندى امام انجاميد، مى گويد: سه روز بعد، ابى دؤاد نزد خليفه رفت و گفت: حق اميرالمؤمنين به گردن من باشد، خيرخواهى در بقاء حکومت و شما بر من واجب است و از اين حق روى بر نمى گردانم، هرچند مرا در آتش بسوزانند . او گفت: آن چيست؟ ابن ابى دؤاد گفت: وقتى اميرمؤمنان در مجلس فقها رعيتش را جمع مى کند تا درباره مسئله اى حکم دهند، آن گاه آنان حکم را براساس آنچه نزدشان ثابت است، اعلام مى دارند و اين در حالى است که وزيران و حاجبان و خانواده خليفه در مجلس حضور دارند و مردم عوامى که در پشت درها هستند، مطالب را مى شنوند، آن گاه امير از گفته فقهاء دربار روى بر مى تابد و به گفته مردى عمل مى کند که بيشتر اين امت به امامتش معتقدند و او را سزاوارتر از خليفه مى دانند، با همه اينها، اميرمؤمنان چگونه مى تواند از عدم اطاعت مردم و شکست حکومت عباسيان آسوده خاطر باشد؟ رنگ از چهره معتصم پريد و گفت: «جزاک الله عن نصيحتک خيرا .» معتصم روز چهارم به يکى از وزيران دستور داد حضرت را دعوت و مسموم کند و اگر قبول نکرد، بگويد: مجلس خصوصى است . وزير چنان کرد و امام چون لقمه اول را در دهان گذاشت و احساس مسموميت کرد، دستور داد مرکبش را براى رفتن آماده کنند و در مقابل اصرار ميزبان فرمود: خروج من از خانه به نفع توست . امام آن روز و شب را در اثر مسموميت در بستر افتاد و سرانجام به شهادت رسيد .» (26)
——————————————–پى نوشت ها :

1) ر . ک: دلائل الامامة طبرى، ص 396; الارشاد، ص 327; اعلام الورى، ج 2، ص 91; کشف الغمه، ج 2، ص 343; بحار الانوار، ج 50، ص 16 .2) فصول المهمة، ص 254; بحار الانوار، ج 50، ص 15 .3) معانى الاخبار، ص 65; بحار الانوار، ج 50، ص 16 .4) بحار الانوار، ج 50، ص 13; دلائل الامامة، ص 396 .5) فصول المهمه، ص 254; بحار الانوار، ج 50، ص 15 .6) دلائل الامامة، ص 397 .7) برخى هم خيزران يا بانويى از اهل بيت ماريه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله، ريحانه و کنيه اش ام الحسن، سکينه، دره و اهل مريسيه دانسته اند; کافى، ج 1، ص 492; ارشاد مفيد، ص 297; مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 379 .8) ارشاد مفيد، ص 327 .9) بحار الانوار، ج 50، ص 13 .10) مصباح المتهجد، ص 805; بحار الانوار، ج 50، ص 7 .11) ارشاد، ص 319; درباره اقوال ديگر، ر . ک: دلائل الامامه، ص 394; بحار الانوار، ج 50، ص 7 .12) کافى، ج 1، ص 492; درباره اقوال ديگر، ر . ک: همان ج 1، ص 497 .13) کافى، ج 1، ص 497 .14) درباره امام جواد عليه السلام به مقالاتى که پيرامون اين شخصيت آسمانى در ماهنامه مبلغان نگاشته شده رجوع کنيد، اين مقالات عبارت اند از:«نگاهى به سيره تبليغى امام جواد عليه السلام » ش 2، محمد حاج اسماعيلي;«امامت جواد الائمه عليه السلام با نگرشى بر مسئله امامت و بلوغ جسمى » ش 9، محمد عابدي;«مناظره اى از امام جواد عليه السلام » ش 33، سيدجواد حسيني;«ماجراى شهادت امام محمدتقى عليه السلام » ش 37، سيد مجتبى اهري;«امام جواد عليه السلام پاسدار حريم وحى » ش 45، عبدالکريم پاک نيا .15) کافى، ج 1، ص 494; مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 396 .16) بحار الانوار، ج 50، ص 62 و 221; کافى، ج 1، ص 496 .17) الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 671; بحار الانوار، ج 50، ص 45; اثبات الهداة، ج 6، ص 187 .18) ديوان الادب، علامه محمد صالح حائرى مازندرانى، ص 282 .19) اثبات الوصية، ص 210; عيون المعجزات، ص 118 (با اختلاف) .20) بحار الانوار، ج 50، ص 64 .21) اعلام الورى، ج 2، ص 1001; بحار الانوار، ج 50، ص 63 .22) کافى، ج 1، ص 323 .23) اثبات الوصية، ص 219 – 220; عيون المعجزات، ص 129 (با اختلاف) .24) اثبات الوصية، ص 219; عيون المعجزات، ص 129; بحار الانوار، ج 5، ص 16 .25) مناقب، ج 4، ص 384; بحار الانوار، ج 50، ص 8 .26) تفسير عياشى، ج 1، ص 391; وسايل الشيعه، ج 18، ص 490; بحار الانوار، ج 50، ص 5 .

 منبع : مبلغان، دى و بهمن 1382، شماره 49

نوشته قبلی

از حضرت جواد الائمه عليه السلام بياموزيم (1)

نوشته‌ی بعدی

مشق بندگی

مرتبط نوشته ها

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان
ویژه جنگ رمضان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع
بیراهه انحراف

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)
امام زادگان

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار
نهضت های شیعی

ارزیابی قیام مختار

پاسخ به شبهات حدیث غدیر
غدیر خم

غدیر و فلسفه سیاسی اسلام

مهندسی فرهنگ عاشورا
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

نوشته‌ی بعدی

مشق بندگی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا