10 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

امام حسین علیه السلام و دفاع از جایگاه رفیع امامت

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

امام حسين ـ عليه السلام ـ در دامان مادرى رشد و نمو کرد که تا پاى جان از امام خويش و مقام امامت دفاع نمود. آن گاه که مهاجمان به سمت خانه على ـ عليه السلام ـ هجوم آوردند تا علاوه بر غصب امامت، از صاحب حق نيز بيعت اجبارى بگيرند!! فرياد فاطمه ـ عليها السلام ـ طنين انداز شد:«اَيُّها الضّالُّون الْمُکَذِّبُونَ ماذا تَقُولُونَ؟ وَاَيَّ شَيء تُريدُونَ؛ شما اى گمراهان و دروغگويان! چه مي­گوييد و چه مي­خواهيد؟»و فرياد برآورد:«واللهِ لا اَدَعُکُمْ تَجُرّونَ ابْنَ عَمّى ظُلماً؛ [1] سوگند به خدا! نمي­گذارم پسر عموى مرا ظالمانه [به سوى مسجد] بکِشيد.»و هنگامى که امام على ـ عليه السلام ـ از مسجد بيرون آمد فرمود:«على جان! جانم فداى جان تو! و جان و روح من سپر بلاهاى جان تو! يا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود.» [2]امام حسين ـ عليه السلام ـ در چنين خانه­اى پرورش يافته و از چنين مادرى شير نوشيده است؛ لذا او نيز چون مادر فداکارش، مدافع ولايت بود و با سخنان خويش مقام امامت را با بيانات و شيوه­هاى مختلفى معرفى نمود که برخى را اشاره و بحث مي­کنيم:
1. ضرورت شناخت امام
امام حسين ـ عليه السلام ـ روزى در جمع ياران به پاخواست و پيرامون هدف آفرينش انسان و نقش امامت فرمود:«اَيُّها النّاسُ! اِنَّ اللهَ جَلَّ ذِکْرُهُ ما خَلَقَ الْعِبادَ اِلاّ لِيَعْرِفُوه… فقالَ رَجُلٌ: يابن رَسُولِ اللهِ ما مَعْرِفَةُ الله؟ قالَ: مَعْرِفَةُ اَهْلِ کُلِّ زَمان اِمامَهُمْ الَّذى يَجِبُ عَليْهِمْ طاعَتُهُ؛ [3] اى مردم، خداوند بندگان را نيافريد مگر براى اينکه او را بشناسند.يکى از ياران پرسيد: اى فرزند رسول خدا ـ صلّى الله عليه و آله ـ]معناي [ شناخت خداوند چيست؟ حضرت فرمود: [شناخت خداوند به اين است که] مردم هر زمان، رهبر و امام خويش را بشناسند، امامى که اطاعت او بر آنان واجب است.»در بيان مذکور حضرت در واقع فلسفه آفرينش را شناخت خداوند که در شناخت امام تبلور يافته معرفى نموده است؛ به اين معنا که بدون امام و شناخت امامِ هر وقت، شناخت خداوند هم انجام نمي­شود.
2. پيروى همه موجودات از امام
از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده:«عبد الله بن شداد بن هادى به شدّت «تبدار» شد، بناچار او را خدمت امام حسين ـ عليه السلام ـ بردند. با اشاره­اى از امام حسين ـ عليه السلام ـ «تب شديد» از بدن بيمار، رخت بربست و سلامت را بازيافت. بيمار در حالى که تشکر مي­کرد گفت: از لطف و محبت شما بحق خشنود شدم و ديدم که تب به فرمان شما از من دور شد.امام حسين ـ عليه السلام ـ فرمود: «وَاللهِ ما خَلَقَ اللهُ شَيئاً اِلاّ وَقَدْ اَمَرَهُ بِالطّاعَةِ لَنا يا کُناسَةُ؛ اى کناسه! سوگند به خدا!! خداوند پديده­اى را نيافريد جز آنکه آن را به اطاعت ما، فرمان داد.» [4]اين همان است که در سخنان ائمه ديگر بيان شده که امام قطب عالم امکان و محور هستى است. اگر لحظه و آنى زمين از امام و حجت الهى تهى باشد، زمين با اهلش از بين خواهد رفت.»
3. کدام امام؟
«بشربن غالب» به امام حسين ـ عليه السلام ـ عرض کرد: «معناى اين آيه [يَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ اُناس بِاِمامِهِمْ] [5] چيست؟حضرت فرمودند: «نَعَمْ يا اَخا بَنى اَسَد! هُمْ اِمامانِ: اِمامُ هُديً دعا اِلى هُديً وَاِمامُ ضَلالَةٍ دَعا اِلى ضَلالَةٍ، فهدى مَنْ اَجابَهُ الى الجنَّةِ، وَمَنْ اَجابَهُ اِلَى النّارِ؛ [6] بله برادر اسدي. امام دوگونه است: امام هدايت که مردم را به هدايت مي­خواند، و پيشواى گمراهى که به سوى گمراهى دعوت مي­نمايد. هر که امام هدايت را اجابت کند او را به بهشت مي­رساند و هر که از پيشواى ضلالت پيروى کند او را به آتش سوق مي­دهد.»
4. تعداد امامان بحق
امام حسين ـ عليه السلام ـ فرمود:«روزى بر رسول خدا ـ صلّى الله عليه و آله ـ وارد شدم. او را غمناک و در فکر فرو رفته ديدم. گفتم: اى رسول خدا ـ صلّى الله عليه و آله ـ ! چه شده است که در فکر فرو رفتهايد؟ پاسخ داد: اى پسرم، همانا جبرئيل نزد من آمد و فرمود: «اَلْعَلِيُّ الْا َعْلى يُقْرِئُکَ السَّلامَ وَيقُولُ لَکَ: اِنَّکَ قَدْ قَضَيْتَ نُبُوَّتَکَ… فَاجْعَلِ الاِْسْمَ الاَْکْبَرَ وَميراثَ الْعِلْمِ وَآثارَ عِلْمِ النَّبُوّةِ عِنْدَ عَليِّ بن اَبى طالِب فَاِنّى لا اَتْرُکُ الاَْرْضَ اِلاّ وَفيها عالِمٌ يُعْرَفُ بِهِ طاعَتى وَيُعْرَفُ بِهِ وِلايَتي… قُلْتُ: يا رَسُولَ اللهِ فَمَنْ يَمْلِکُ هذا الْاَمْرَ بَعْدَکَ؟ قال: اَبُوکَ عَليُّ بْنُ ابى طالِب اَخى وَخليفَتى وَيَمْلِکُ بَعْدَ عَلِيٍّ الْحَسَنُ ثُمَّ يَمْلِکُ اَنْتَ وَتِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِکَ يَمْلِکُهُ اِثْنا عَشَرَ اِماماً، ثُمَّ يَقُومُ قائِمُنا يَمْلاَُ الدُّنْيا قِسْطاً؛ [7]خداوند بزرگ و برتر به تو سلام مي­رساند و مي­فرمايد: همانا رسالت خود را سپرى کرده]و دوران زندگى تو به کمال رسيده است [، پس اسم اعظم و ميراث علمى، و آثار علم نبوت را به على بن ابى طالب و اگذار؛ زيرا زمين را بحال خود رها نميکنم، مگر اينکه همواره عالمى در آن باقى ميگذارم که به وسيله او راه عبادت و بندگى و سرپرستى و رهبري­ام شناخته مي­شود… .گفتم: اى رسول خدا! چه کسى اين امر را پس از شما به دست مي­گيرد؟ پاسخ داد: پدرت على بن ابى طالب که برادر و جانشين من است. و بعد از على ـ عليه السلام ـ حسن و سپس تو و نه امام که همه از فرزندان تو مي­باشند، دوازده امام، قدرت را به دست خواهند گرفت. سرانجام قائم ما قيام مي­کند و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.»شبيه روايت ياد شده به صورتهاى مختلف و متعدد از امام حسين ـ عليه السلام ـ نقل شده است. [8]
5. تاکيد بر اطاعت محض از امامان معصوم و دفاع از امامت آنها
الف. اطاعت از امام على عليه السلام :عمر در آغاز خلافت موروثى، روزى بر بالاى منبر مدينه سرگرم سخنرانى بود و ميدان را خالى ديد و خود را با تعريفهاى ساختگى مطرح مي­کرد و از آن جمله گفت: «من از مؤمنان، به خودشان سزاوارترم!» امام حسين ـ عليه السلام ـ که در سنين نوجوانى بود، وقتى ادعاى عمر را شنيد برخاست و فرياد زد: «اِنْزِلْ اَيُّها الْکَذّابُ عَنْ مِنْبَرِ أبى رَسُولِ اللهِ لا مِنْبَرِ اَبيکَ؛ اى بسيار دروغگو! از منبر فرود آى که منبر پدرم رسول خدا است نه منبر پدر تو!!» فرياد توبيخ نوجوانى مانند حسين ـ عليه السلام ـ براى عمر بسيار تکاندهنده بود؛ زيرا مردم مدينه دهها روايت در فضيلت او مي­دانستند. با فرياد حسين ـ عليه السلام ـ اوضاع سياسى مسجد به گونه­اى تغيير کرد که عمر نيز چاره­اى جز سکوت و تصديق امام حسين نداشت که گفت: «به جانم سوگند! آري! اين منبر پدر تو است! نه منبر پدر من!»عمر گفت: «راستى حسين! چه کسى اين سخنان را به تو ياد داده است؟»امام حسين ـ عليه السلام ـ پاسخ داد: «اگر در آنچه پدرم مرا دستور داد تو هم اطاعت کنى، هدايت مي­شوي؛ چه آنکه سوگند به جانم او هدايت کننده و من هدايت شده اويم، و حق او بر عهده مردم است که با او در زمان رسول خدا ـ صلّى الله عليه و آله ـ بيعت کردند و جبرئيل از طرف خداوند بزرگ براى آن نازل شده بود. کسى نمي­تواند بيعت روز غدير را منکر شود؛ جز آن کس که منکر قرآن است. همانا مردم آن عهد و پيمان را با دلهاى خود شناختند؛ گرچه با زبانهايشان انکار کردند. سپس واى بر آنان که حق ما اهل بيت را انکار کردند.»وقتى سخنان امام ـ عليه السلام ـ در جمع حاضران به اينجا رسيد، عمر، حالت انفعالى گرفت و گفت:«اى حسين، کسى که حق پدرت را انکار کند پس لعنت خدا بر او! مردم به ما حکومت دادند و ما پذيرفتيم. اگر خلافت را به پدرت مي­دادند ما نيز اطاعت مي­کرديم!!»حضرت فرمود:«اى پسر خطاب! کدام مردم تو را قبل از آنکه ابابکر خلافت را به تو ببخشد، امير خود ساختند که بر مردم حکومت کني! بيآنکه دليلى از پيامبر يا تأييدى از خاندان محمد ـ صلّى الله عليه و آله ـ داشته باشى، تا خشنودى شما خشنودى محمد باشد يا خشنودى خاندان او مايه رضايت او را فراهم کند؟!!سوگند به خداوند! اگر زبانها مي­توانستند راست بگويند و مؤمنان در عمل همديگر را کمک مي­کردند، کار به اينجاها نميکشيد که حق آل محمد ـ صلّى الله عليه و آله ـ را غصب کنيد و بر بالاى منبرشان قرار گيريد، و حاکم مسلمين گرديد. قسم به قرآنى که در شأن اهل بيت نازل شد ـ در حالى که معانى آن را نمي­شناسى و تفسير آن را نمي­دانى جز آن که صداى آيات قرآن تنها برگوش تو مي­رسد و عبور مي­کند ـ که خطا کار و درست کردار نزد تو يکسان است.خدا تو را آن گونه که سزاوارى کيفر دهد، و از تو نسبت به آنچه بدعت گذاشتى سؤال فرمايد!!»وقتى سخنان امام حسين به اين عبارت حساس رسيد، عمر چاره­اى جز فرود آمدن از منبر نداشت!!! آن گاه شتابان در ميان جمعى از هواداران خود به سوى خانه اميرالمؤمنين رفت، اجازه گرفت، وارد شد و اظهار داشت:«اى علي! ما امروز از فرزندت حسين چهها که نکشيديم! با صداى بلند در مسجد پيامبر بر سرمان فرياد کشيد و مردم مدينه را بر ضد من شوراند.» اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ با کلماتى او را آرام ساخت. [9]ب. امام حسن عليه السلام :پس از صلح و امضاى قراردادنامه، گروهى از بزرگان شيعه در کوفه مانند سليمان بن صرد خزاعى و… با امام حسين ـ عليه السلام ـ ملاقات کردند و تلاش داشتند صلح امام مجتبى را مخدوش جلوه دهند.امام حسين ـ عليه السلام ـ فرمودند:«همانا فرمان خدا اندازه معينى دارد و همانا فرمان خدا اجرا شدنى است. من هم مرگ را بر صلح ترجيح مي­دادم، اما برادرم با من صحبت کرد و مصالح مسلمين را طرح فرمود، من هم از او اطاعت کردم، در حالى که گويا با شمشيرها بر بينى من، و با کارد بر قلب من مي­کوبيدند؛ به راستى خداى متعال فرمود: گاهى چيزى راخوش نداريد اما خدا خير فراوان را در همان قرار داده است [10] و فرمود: «و گاهى چيزى را خوش نداريد، در حالى که براى شما خير است و گاهى چيزى را دوست داريد که براى شما بد است، خدا ميداند و شما نمي­دانيد.» [11]ج. امام زمان عليه السلام :1. «شعيب بن ابى حمزه» نقل مي­کند:«روزى بر امام حسين ـ عليه السلام ـ وارد شدم و پس از سلام و احترام لازم پرسيدم: آيا شما «صاحب الامر» هستيد؟ پاسخ داد: نه. پرسيدم: آيا فرزند شماست؟ فرمود: نه. پرسيدم: آيا فرزند فرزند شماست؟ پاسخ داد: نه، گفتم: پس صاحب الامر کيست؟ فرمود: اَلَّذى يَمْلَاُها قِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً، عَلى فَتْرَة مِنَ الاْئِمَّةِ تَأْتى کما اَنَّ رَسُولَ الله ـ صلّى الله عليه و آله ـ بُعِثَ عَلى فَتْرَة مِنَ الرُّسُلِ؛ کسى است که زمين را پر از عدل و داد مي­کند؛ چنان که پر از ستم شده باشد. پس از آنکه دوران طولانى از حضور امامان بگذرد، او خواهد آمد؛ چنان که رسول خدا ـ صلّى الله عليه و آله ـ پس از آنکه دوران طولانى از حضور پيامبران آسمانى گذشت مبعوث شد.» [12]2. شخصى پرسيد: ياابا عبدالله! آيا حضرت مهدى ـ عليه السلام ـ هم اکنون متولد شده است؟امام حسين ـ عليه السلام ـ فرمود: «لا وَلَوْ اَدْرکتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَيّامَ حَياتي؛ [13] نه، اگر او را مي­يافتم تا زنده بودم، در خدمتش بودم.»3. حتمى بودن ظهور: امام حسين ـ عليه السلام ـ فرمود:«اگر از دنيا يک روز باقى بماند، پروردگار قدرتمند و بزرگ، آن روز را چنان طولانى خواهد کرد تا مردى از فرزندان من قيام کند و جهان را پر از عدل و داد نمايد؛ چنان که پر از فساد و ستمکارى خواهد شد، من اين چنين از رسول خدا شنيدم.» [14]4. دوران پس از ظهور:پس از ظهور امام زمان ـ عليه السلام ـ و استقرار عدل جهانى و عدالت اقتصادى، هرگونه فقر و نيازى در کره زمين ريشه کن خواهد شد و نيکيها آشکار خواهد گشت.حضرت اباعبدالله در پاسخ شخصى که از او پرسيد: «پس از ظهور حضرت مهدى ـ عليه السلام ـ نيکوکارى چگونه است؟» فرمود:«الخَيْرُ کُلُّهُ فى کُلِّه فى ذلِکَ الزَّمانِ يَقُومُ قائِمُنا وَيَدْفَعُ ذلِکَ کُلَّهُ؛ همه خيرها در آن زمان است که قائم ما قيام مي­کند و همه اين زشتيها را از ميان برمي­دارد.» [15]و درباره دوران بينيازى مردم پس از ظهور حضرت صاحب الزمان فرمود:«تَواصَلُوا وَتَبارُّوا فَوَالَّذى فَلَقَ الحبَّةَ وَبَرأَ النَّسَمَةَ ليأْتِيَنَّ عَليْکُمْ وَقْتٌ لايَجِدُ اَحَدُکُمْ لِدينارِهِ وَلا لِدِرْهَمِهِ مَوْضِعاً؛ با يکديگر ارتباط داشته باشيد و نيکى فراوان کنيد. پس سوگند به خدايى که دانه را شکافت و پديده­ها را آفريد، زمانى براى شما انسانها فرا خواهد رسيد]که همه مردم به گونه­اى بي­نياز باشند [ که شما جايى براى بخشش درهم و دينار خود نخواهيد يافت.» [16]
——————————————–پى نوشت ها :
[1]. فرهنگ سخنان فاطمه ـ سلام الله عليها ـ ص 106 و شبيه آن در بحار الانوار، ج43، ص47، ح46.[2]. کوکب الدرّى، حائرى مازندرانى، ج1، ص196.[3]. علل الشرائع، ابوجعفر صدوق ـ رحمه الله ـ ص9؛ ر.ک: کنزالفوائد، محمد بن على کراجکى، ص151؛ بحرالمناقب، ابن حسنويه، (خطي)، ص128.[4]. رجال کشى، شيخ طوسى، ج1، ص298.[5]. اسراء/71. روزى که هر انسانى را با امامش فراميخوانيم.[6]. مقتل الحسين، خوارزمى، ج1، ص220 و ر.ک: فتوح، ابن اعثم کوفى، ج5، ص77.[7]. عوالم، بحرانى، ج15، ص227؛ و ر.ک: بحارالانوار، ج36، ص345.[8]. ر.ک: همان، ج36، ص255؛ عوالم، بحرانى، ج15، ص222 و 230؛ ر.ک: اثباة الهداة، حرّعاملى، ج2، ص545؛ ر.ک: عيون اخبار الامام رضا ـ عليه السلام ـ­­، ج1، ص60، ح25؛ اثباة الهداة، ج3، ص133؛ ر.ک: بحارالانوار، ج25، ص185.[9]. احتجاج، طبرسى، ج2، ص13؛ ر.ک: امالى، شيخ طوسى، ج2، ص313.[10]. نساء/19.[11]. بقره/216.[12]. عقدالدرر، ابن عبدالعزيز مقدسى شافعى، (متوافى 700 هـ)، ص158.[13]. همان، ص160؛ و ر.ک: غيبة، نعمانى، ص245.[14]. کمال الدين، شيخ صدوق، ص317؛ و ر.ک: بحارالانوار، ج1، ص51 و ص133.[15]. غيبت نعمانى، ص205؛ ر.ک: عقدالدرر، ص63.[16]. همان، ص171.
 

نوشته قبلی

تبيين شناسى تحليل هاى عاشورا

نوشته‌ی بعدی

امر به معروف و نهی از منکر در نهضت امام حسین (ع)

مرتبط نوشته ها

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

عاشورا و هویت شیعی
نهضت حسینی

عاشورا و هویت شیعی

پیام عاشورا
برگزیده ها

پیام عاشورا

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی
نهضت حسینی

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی

مذهب شیعه از خلافت معاویه تا قرن چهاردهم
نهضت حسینی

عرفان و آزادى در آینه عاشورا

آرمان ‌شناسى قيام‌ هاى شيعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

نوشته‌ی بعدی

امر به معروف و نهی از منکر در نهضت امام حسین (ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا