با سلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمهی شعبان و آخرین ذخیرهی امامت، حضرت بقیه الله – ارواحنا فداه – و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار . سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او . سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک میکنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز میشوند . ۱-بقیه الله; انسان کام مولود نیمهی شعبان و آخرین ذخیرهی امامت، حضرت بقیه الله غیبت و ظهورهدایتبقیه الله;ل میگویند: والعصر ان الانسان لفی خسر . عصر، انسان کامل است، امام زمان علیه السلام است; یعنی عصارهی همهی موجودات . قسم به عصارهی همهی موجودات; یعنی قسم به انسان کامل . عصر، هم محتمل است که در این زمان حضرت مهدی علیه السلام باشد یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه هدی علیهم السلام و در عصر ما حضرت مهدی علیه السلام است . قسم به عصارهی موجودات عصر، فشردهی موجودات، آنکه فشردهی همهی عوالم است . یک نسخه است، نسخهی تمام عالم . همهی عالم در این موجود، در این انسان کامل عصاره شده است و خدا به این عصاره قسم میخورد . حضرت مهدی علیه السلام، ابعاد مختلفه دارد که آنچه که برای بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست . پیغمبر میخواست همهی مردم را علی بن ابی طالب علیه السلام کند، ولی نمیشد و اگر بعثت، هیچ ثمرهای نداشت الا وجود علی بن ابیطالب علیه السلام و وجود امام زمان علیه السلام، این هم توفیق بسیار بزرگی بود . اگر خدای تبارک و تعالی، پیغمبر را مبعوث میکرد برای ساختن یک چنین انسانهای کامل، سزاوار بود . لکن آن ها میخواستند که همه، آن طوری بشوند، آن توفیق حاصل نشد .ماه شعبان، شب نیمهی شعبان دارد که تالی لیله القدر است . ماه رمضان، مبارک است، برای این که لیله القدر دارد . و ماه شعبان، مبارک استبرای این که نیمهی شعبان دارد . ماه رمضان مبارک است، برای این که نزول وحی در او شده استیا به عبارت دیگر; معنویت رسول خدا، صلی الله علیه و آله وحی را نازل کرده است . و ماه شعبان معظم استبرای این که ماه ادامهی همان معنویات ماه رمضان است . این ماه مبارک رمضان، جلوهی لیله القدر است که تمام حقایق و معانی در او جمع است . و ماه شعبان، ماه امامان است که ادامهی همان است . در ماه مبارک رمضان، مقام رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به ولایت کلی الهی، بالاصاله تمام برکات را در این جهان بسط داده است و ماه شعبان، که ماه امامان است، به برکت ولایت مطلقه، به تبع رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم همان معانی را ادامه میدهد . . . . . . همان طوری که رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی علیه السلام نیز، همان طور حاکم بر جمیع موجودات است . آن، خاتم رسل است و این، خاتم ولایت . آن، خاتم ولایت کلی بالاصاله است و این، خاتم ولایت کلی به تبعیت است . ماه مبارک رمضان که ماهی مبارک است، ممکن استبرای این باشد که ماهی است که ولی اعظم، یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم واصل شده و بعد از وصول، ملایکه را و قرآن را نازل کرده است . به قدرت او، ملایکه نازل میشوند . به قدرت ولی اعظم است که قرآن نازل میشود و ملایک نازل میشوند . ولی اعظم، به حقیقت قرآن میرسد در ماه مبارک و شب قدر و پس از رسیدن، متنزل میکند به وسیلهی ملایکه – که همه تابع او هستند – قرآن شریف را، تا به حدی که برای مردم بگوید . قرآن در حد ما نیست، در حد بشر نیست . قرآن، سری استبین حق و ولی الله اعظم که رسول خداست، به تبع او نازل میشود تا میرسد به این جایی که به صورت حروف و کتاب در میآید که ما هم از آن استفادهی ناقص میکنیم . و اگر سر «لیله القدر» و سر «نزول ملایکه» در شبهای قدر – که الآن هم برای ولی الله اعظم حضرت صاحب علیه السلام این معنا امتداد دارد – سر این ها را ما بدانیم، همهی مشکلات ما آسان میشود ….ذوات مطهرهی معصومین از رسول خدا صلی الله علیه و آله تا حجت عصر (عجلالله فرجه) که مفاتیح وجود و مخازن کبریا و معادن حکمت و وحی و اصول معارف و عوارف و صاحبان مقام جمع و تفصیلاند . من خیلی ناراحت میشوم از این که مثلا امام عصر علیه السلام را میگویند: سلطان السلاطین، خلیفه الله است . مقام مقدس ولی الله اعظم و بقیه الله فی ارضه ارواحنا لمقدمه الفداء که واسطهی فیض و عنایات حق تعالی است . از پیغمبر گرفته تا امام عصر علیهم السلام همه از گناه میترسیدند . گناه آنها غیر اینی است که من و شما داریم . آن ها یک عظمتی را ادراک میکردند که توجه به کثرت، از گناهان کبیره است پیش آنها . ۲-عرضهی اعمال بر امام زمان (عج)تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است و نامهی اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه میشود . امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند . توجه داشته باشید که در کارهایتان جوری نباشد که وقتی بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خدای نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایکه الله یک قدری سرافکنده بشوند که، اینها شیعههای من هستند . اینها دوستان من هستند و برخلاف مقاصد خدا عمل کردند . رییس یک قوم اگر قومش خلاف بکند، آن رییس منفعل میشود . طوری باشد که نامهها وقتی عرضه میشود، ایشان را متاثر نکند . خلاف ما برای امام زمان علیه السلام سرشکستگی دارد . دفاتر را وقتی بردند خدمت ایشان و ایشان دید شیعههای او (خوب، ما شیعهی او هستیم)، شیعهی او دارد این کار را میکند، امام زمان علیه السلام سرشکسته میشود . بیدار بشوید که مساله خطرناک است و خطر هم خطر شخص نیست، خطر ملت نیست، خطر اسلام است . قبل از اینکه این نامهی اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه السلام برسد، خودمان باید نظر کنیم به این نامهی اعمالمان . وقتی نامههای ما را بردند پیش امام زمان علیه السلام (در روایات است که هر هفته میبرند، هفتهای دو دفعه .) وقتی که میبرند، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم . ما آن طور نیست که خودسر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم . اگر یک وقت، نامهی عمل یک روحانی را بردند و به امام زمان علیه السلام دادند و آن ملایکه اللهی که بردند و نامه را دادند، بگویند: این هم روحانی شما، این ها پاسداران اسلام شماهستند؟ و امام زمان علیه السلام خجالتبکشد، نعوذ بالله . او علاقه دارد به شما . شما ببینید اگر این آقا، خودشان خیلی منزه است، از پسرشان یک چیزی صادر بشود، خودشان سرافکنده میشوند . اگر از خادمشان یک چیزی صادر بشود، خودشان سرافکنده میشوند . ما همه خادم هستیم . از ما توقع هست . از شما توقع هست . من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان علیه السلام پیش خدا شرمنده بشود . اینها شیعهی تو هستند این کار را میکنند! نکند یک وقتخدای نخواسته، یک کاری از ماها صادر بشود که وقتی نوشته برود، نوشتههای ملایکهاللهی که مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانی، رقیب دارد و مراقبت میشود . ذرههایی که بر قلبهای شما میگذرد، رقیب دارد . چشم ما رقیب دارد . گوش ما رقیب دارد . زبان ما رقیب دارد . قلب ما رقیب دارد . کسانی که مراقبت میکنند این ها را، نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یک وقت، چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان علیه السلام باشد . مراقبت کنید از خودتان، پاسداری کنید از خودتان . ۳-کسب رضایتحضرت بقیه الله (عج)رهبر همهی شما و همهی ما، وجود مبارک بقیه الله علیه السلام است و باید ماها و شماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایتخداست، به دستبیاوریم . من امیدوارم که همهی خواهرها و برادرها و همهی قشرهای این ملت و همهی ما، از خدمتگزاران به اسلام و ولی عصر علیه السلام باشیم . ما در یک مملکتی هستیم که مملکت ولی عصر علیه السلام است و وظیفهی آنهایی که در مملکت ولی عصر علیه السلام زندگی میکنند، یک وظیفهی سنگین است . نمیتوانیم ما لفظا بگوییم ما در زیر پرچم ولی عصر علیه السلام هستیم و عملا توی آن مسیر نباشیم، چنان چه نمیتوانیم بگوییم که ما، جمهوری اسلامی داریم و عملا آن طور نباشیم، اسلامی نباشیم . ۴-انتظار یعنی مقابله با ظلم در بعضی روایات که من حالا نمیدانم صحت و سقمش را، هست که یکی از چیزهای مستحب این است که مؤمنین در حال انتظار، اسلحه هم داشته باشند . اسلحهی مهیا، نه این که اسلحه را بگذارند کنار و بنشینند منتظر . اسلحه داشته باشند برای این که با ظلم مقابله کنند، با جور مقابله کنند . تکلیف است . نهی از منکر است . به همهی ما تکلیف است که باید مقابله کنیم با این دستگاههای ظالم، خصوصا دستگاههایی که با اساس مخالفند . ما منتظران مقدم مبارکش، مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر علیه السلام حاکم کنیم و از تفرقه و نفاق و دغلبازی بپرهیزیم و رضای خداوند متعال را در نظر بگیریم.امیدوارم که ما همه جزء هیات قائمیه باشیم و همه به آن وظایفی که اسلام، قرآن، تحت لوای حضرت صاحب علیه السلام برای ما تعیین فرمودهاند، عمل کنیم و صورتها را محتوای واقعی به آن بدهیم و الفاظ را معانی حقیقی .شاید این وصفی که برای حضرت صاحب علیه السلام ذکر شده است، دنبال همین آیه شریفه که میفرماید:قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی، دنبال همین معنا باشد که همه باید قیام بکنیم . قیام واحد که بالاترین قیام، همان قیام آن شخص واحد است . و همهی قیامها باید دنبال آن قیام باشد و قیام لله باشد . خدای تبارک و تعالی میفرماید که: قل انما اعظکم بواحده . به امتبگو که فقط من یک موعظه دارم به شما و آن موعظه این است که، قیام کنید و قیام لله باشد . قیام لله کنید . البته آن حضرت قیام لله میفرمایند و آن للهی که و آن خلوصی که برای ایشان هست، برای دیگران نیست . لکن شیعههای بزرگوار آن حضرت هم باید پیروی از او بکنند در اینکه قیام کنند لله، برای خدا . امید آن است که مسلمانان و مستضعفان جهان به پاخیزند و داد خود را از مستکبران بگیرند و مقدمات فرج آل محمد صلی الله علیه و آله را فراهم نمایند .ان شاءالله، اسلام را به آن طور که هست، در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کنند و دنیا، دنیای اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا بر طرف بشود و مقدمه باشد برای ظهور ولی عصر ارواحنا له الفداء . این چیزی که ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است . همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لکن با انتظار تنها نمیشود . بلکه با وضعی که بسیاری دارند، انتظار نیست . فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم . کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم، برای آمدن حضرت علیه السلام . ۵- برداشتهای انحرافی از انتظار بعضیها انتظار فرج را به این میدانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان علیه السلام را از خدا بخواهند . اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند، بلکه بعضی از آنها را که من سابقا میشناختم، بسیار مرد صالحی بود . یک اسبی هم خریده بود . یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب علیه السلام بود . اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل میکردند و نهی از منکر هم میکردند و امر به معروف هم میکردند، لکن همین . دیگر غیر از این کاری ازشان نمیآمد و به فکر این هم، که یک کاری بکنند، نبودند . یک دستهی دیگری بودند که انتظار فرج را میگفتند: این است که، ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه میگذرد، بر ملتها چه میگذرد، بر ملت ما چه میگذرد . به این چیزها، ما کار نداشته باشیم . ما تکلیفهای خودمان را عمل میکنیم . برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست میکنند . دیگر ما تکلیفی نداریم . تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آن چه در دنیا میگذرد یا در مملکتخودمان نداشته باشیم . اینها هم یک دستهای، مردمی بودند که صالح بودند .یک دستهای میگفتند: که خوب! باید عالم پر معصیتبشود تا حضرت بیاید . ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری میخواهند بکنند، گناهها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود .یک دستهای از این بالاتر بودند . میگفتند: باید دامن زد به گناهها . دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت علیه السلام تشریف بیاورند . این هم یک دستهای بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایی هم بودند . اشخاص سادهلوح هم بودند . منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی، به این امر دامن میزدند .یک دستهی دیگری بودند که میگفتند: هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومتباطل است و برخلاف اسلام است . آنها مغرور بودند . آنهایی که بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده استبر این امر که هر علمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است . آن ها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد . در صورتی که آن روایات که هر کس علم بلند کند علم مهدی، به عنوان مهدویتبلند کند . حالا ما فرض میکنیم که یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که ما تکلیفمان دیگر ساقط است . یعنی خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن؟ این معنا که ما دیگر معصیتبکنیم تا حضرت صاحب بیاید . حضرت صاحب که تشریف میآورند، برای چی میآیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را . برای اینکه حکومت را تقویت کنند . برای اینکه فساد را از بین ببرند . ما برخلاف آیات شریفهی قرآن، دست از نهی از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای این که حضرت بیایند . حضرت بیایند چه میکنند؟ حضرت میآیند میخواهند همین کارها را بکنند . الآن دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد! به حسب رای این جمعیت که بعضیشان بازیگرند و بعضیشان نادان، این است که ما باید بنشینیم دعا کنیم به صدام! هر کسی نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است، برای اینکه حضرت دیر میآیند! و هرکسی دعا کند به صدام، برای اینکه، این فساد زیاد میکند . ما باید دعاگوی آمریکا باشیم و دعاگوی شوروی باشیم و دعاگوی اذناب شان، از قبیل صدام باشیم و امثال اینها، تا این که اینها عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند . همان کاری که ما میکنیم و ما دعا میکنیم که ظلم و جور باشد، حضرت میخواهند همین را برش دارند . ما اگر دستمان میرسید، قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم . تکلیف شرعی ماست . منتها ما نمیتوانیم . اینی که هست، این است که حضرت عالم را پر میکنند از عدالت . نه شما دستبردارید از این تکلیفتان، نه این که شما دیگر تکلیف ندارید . «اگر خود حضرت صاحب علیه السلام مقتضی بدانند، خوب، خودشان تشریف بیاورند» ! یکی از علما این جوری میگفت (خدا رحمتش کند) که: «من که دلم بیشتر از حضرت صاحب علیه السلام برای اسلام نسوخته است . خوب ایشان هم که میبینند این را، خود ایشان بیایند، چرا من بکنم؟این منطق اشخاصی است که میخواهند از زیر بار در بروند . اسلام، اینها را نمیپذیرد . اسلام، اینها را به هیچ چیز نمیشمرد . اینها میخواهند از زیر بار در بروند . یک چیزی درست میکنند . دو تا روایت از این طرف، از آن طرف میگردند، پیدا میکنند که خیر، «با سلاطین مثلا بسازید، دعا کنید به سلاطین» . این، خلاف قرآن است . اینها نخواندهاند قرآن را . اگر صد تا هم چو روایتهایی بیاید، ضرب به جدار میشود . خلاف قرآن است، خلاف سیرهی انبیاستیا اینکه روایتی نیست . شما وقتی ملاحظه میکنید آن همه روایاتی که اگر کسی میل به این بکند . که روایاتی است که: اگر مایل باشی که زنده باشد این سلطان، تو هم با او هستی . مسلمان مگر میشود مایل باشد به اینکه یکی زنده باشد و ظلم بکند، آدم بکشد؟ رابطه داشته باشد با یک کسی که آدم میکشد؟ عالم میکشد؟ علما را میکشد؟ اینهایی که میگویند که هر علمی بلند بشود/و هر حکومتی/خیال کردند که هر حکومتی باشد، این برخلاف انتظار فرج است . اینها نمیفهمند چی دارند میگویند . اینها تزریق کردند بهشان که این حرفها را بزنند . نمیدانند دارند چی چی میگویند . حکومت نبودن; یعنی این که همهی مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند . برخلاف نص آیات الهی رفتار بکنند . ما اگر فرض میکردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار میزدیم، برای این که خلاف آیات قرآن است .ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد . در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که اینقدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد . ما تکلیف داریم آقا! اینطور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان علیه السلام هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانههامان، تسبیح را دستبگیریم و بگوییم عجل علی فرجه . عجل با کار شما باید تعجیل بشود . شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او و فراهم کردن این است که، مسلمین را با هم مجتمع کنید . همه با هم بشوید، انشاءالله ظهور میکند ایشان . ۶- لزوم حکومت اسلامی در دوران غیبت کبری اکنون که دوران غیبت امام علیه السلام پیش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا کند و هرج و مرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم میآید . عقل هم به ما حکم میکند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری کنیم . اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند، دفاع کنیم .از غیبت صغری تا کنون که هزار و چند صد سال میگذرد و ممکن است صد هزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاری خواستبکند؟ هرج و مرج است؟ ! قوانینی که پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن، بیست و سه سال زحمت طاقت فرسا کشید، فقط برای مدت محدودی بود؟ آیا خدا، اجرای احکامش را محدود کرد به دویستسال؟ و پس از غیبت صغری، اسلام دیگر همه چیزش را رها کرده است؟ اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آنها بدتراز اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است . هیچ کس نمیتواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلامی دفاع کنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زکات نباید گرفته شود، قانون کیفری اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود . اکنون که شخص معینی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امر حکومت در دورهی غیبت تعیین نشده است، تکلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها کنید؟ دیگر اسلام نمیخواهیم؟ اسلام فقط برای دویستسال بود؟ یا این که اسلام، تکلیف را معین کرده است، ولی تکلیف حکومتی نداریم؟معنای نداشتن حکومت این است که تمام حدود و ثغور مسلمین از دستبرود و ما با بیحالی، دست روی دستبگذاریم که هر کاری میخواهند بکنند؟ و ما اگر کارهای آنها را امضاء نکنیم، رد نمیکنیم . آیا باید اینطور باشد؟ یا این که حکومت لازم است و اگر خدا، شخص معینی را برای حکومت در دورهی غیبت تعیین نکرده است، لکن آن اصیتحکومتی را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب علیه السلام موجود بود، برای بعد از غیبت هم قرار داده است . نگویید بگذار تا امام زمان علیه السلام بیاید . شما نماز را هیچ وقت میگذارید تا وقتی که امام زمان علیه السلام آمد، بخوانید؟ حفظ اسلام واجبتر از نماز است . منطق حاکم خمین را نداشته باشید که میگفت: «باید معاصی را رواج داد تا امام زمان علیه السلام بیاید . اگر معصیت رواج پیدا نکند، حضرت ظهور نمیکند!» اینجا ننشینید فقط مباحثه کنید، بلکه در سایر احکام اسلام مطالعه کنید . حقایق را نشر دهید، جزوه بنویسید و منتشر کنید . البته، مؤثر خواهد بود . من تجربه کردهام که تاثیر دارد . از همه شکنندهتر، شعار گمراهکنندهی «حکومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است» و هزاران «ان قلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جانفرسایی بود که نمیشد با نصیحت و مبارزهی منفی و تبلیغات، جلوی آنها را گرفت . تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود که خداوند، وسیلهاش را آماده نمود . علما و روحانیت متعهد، سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک میشد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند . این نویسندهی جاهل باز در کتابچهی پوسیده، حرفهایی نسنجیده به دین و دینداران نسبت میدهد و از آن، نتیجههای شگفتآور میگیرد . میگوید: (دین امروز ما میگوید: هر دولتی که پیش از قیام قائم برپا شود، باطل است – کل رایه ترفع قبل قیام القائم، فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله . – میگوید: کار سلطان و همراهی با آن عدیل کفر است – سالته عن عمل السلطان؟ فقال: الدخول فی اعمالهم و العون لهم و السعی فی حوائجهم عدیل الکفر . – میگوید: قتال به همراهی غیر امام مانند خوردن گوشتخوک و خون است .) بلکه در حدیث صحیح، آماده بودن برای جنگ با دشمن را هم نهی کرده . این نویسنده، مطالب را درهم و برهم کرده و روی هم ریخته، بیخردانه به اعتراض برخاسته . این احادیث هیچ مربوط به تشکیل حکومتخدایی عادلانه که هر خردمند لازم میداند، نیست . بلکه در روایت اول، دو احتمال است . یکی آنکه راجع به خبرهای ظهور ولی عصر علیه السلام باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید علمهایی که به عنوان امامت قبل از قیام قائم برپا میشود، باطل است . چنانچه در ضمن همین روایت، علامتهای ظهور هم ذکر شده است . و احتمال دیگر آن که از قبیل پیش گویی باشد از این حکومتهایی که در جهان تشکیل میشود تا زمان ظهور که هیچکدام به وظیفهی خود عمل نمیکنند و همینطور هم تاکنون بوده . شما چه حکومتی در جهان بعد از حکومت علی بن ابیطالب علیه السلام سراغ دارید که حکومت عادلانه باشد و سلطانش، طاغی و برخلاف حق نباشد؟ اکنون اگر کسی تکذیب کند از وضع یک حکومتی که این حکومتها جائرانه است و کسی هم تا زمان دولتحق نمیتواند آنها را اصلاح کند، چه ربط دارد به این که حکومت عادلانه نباید تشکیل داد؟ بلکه اگر کسی جزیی اطلاع از اخبار ما داشته باشد، میبیند که همیشه امامان شیعه با آن که حکومتهای زمان خود را حکومت ظالمانه میدانستند و با آنها آن طورها که میدانید سلوک میکردند، در راهنمایی برای حفظ کشور اسلامی و در کمکهای فکری و عملی، کوتاهی نمیکردند و در جنگهای اسلامی در زمان خلیفهی جور باز شیعیان علی علیه السلام پیشقدم بودند . جنگهای مهم و فتحهای شایانی که نصیب لشکر اسلام شده، مطلعین میگویند و تاریخ نشان میدهد که، یا به ستشیعیان علی علیه السلام یا به کمکهای شایان تقدیر آنها بوده، شما همه میدانید که سلطنتبنی امیه در اسلام، بدترین و ظلمانهترین سلطنتها بوده و دشمنی و رفتارشان را با آل پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و فرزندان علی بن ابیطالب علیهم السلام همه میدانید . و در میان همهی بنی هاشم، بدسلوکی و ظلمشان نسبتبه علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام بیشتر و بالاتر بود . به همین سلطنت وحشیانهی جائرانه ببینید علی بن الحسین علیه السلام چه قدر اظهار علاقه میکند . . . . اما روایت دوم که میگفت: داخل شدن در عمل سلطان و معاونت کردن از او و رفع حاجت او را کردن، همدوش کفر است . این ماجراجوی بیخرد چنانچه تاکنون دیدید و عادت دارد، در نقل روایات خیانت میکند وگرنه مطلب، روشنتر از آن است که در آن، خود را نیازمند به جواب بدانیم . این روایت و امثال آن که روایات بسیاری است، جلوگیری از داخل شدن در تشکیلات دولت استبرای اعانتبه ظالم و کمک کاری کردن بر ستمکاریها . این در تمام قوانین عالم ممنوع است . . . . ما میگوییم در همان تشکیلات خانمانسوز دیکتاتوری هم اگر کسی وارد شود برای جلوگیری از فسادها و برای اصلاح حال کشور و توده، خوب است . بلکه گاهی هم واجب میشود . خوب است آقایان رجوع کنند به کتب فقها در باب ولایت از قبل ظالم، ببینند آنها چه میگویند…..این بیخردان ماجراجو فقط برای آن که دولت و ملت را با دینداری و دینداران و خصوصا با ملاها بدبین کنند، در میان کتابها میگردند، یک حدیث پیدا میکنند . بیآن که بگویند این حدیث در چه موضوعی وارد شده است، به چشم آنها میکشند . غافل از آن که خوانندگان این اوراق، بسیاریشان دست کم با تاریخ اسلام سر و کار دارند . آنها میدانند از اصحاب خاص ائمه و دوستان خصوصی این خاندان، در شغل دولتی داخل بودند و ائمهی دین آنها را تایید و تمجید میکردند; مثل: علی بن یقطین و محمد بن اسماعیل بن بزیع و عبدالله نجاشی; والی اهواز و دیگران و همینطور از بزرگان علمای ما در دربار سلاطین وارد بودند، چنانچه پیش از این، اسم آنها را بردیم . و اما روایتسوم که میگوید: قتال به همراهی غیر امام، مانند خوردن گوشتخوک و خون است . این جاهل بیخرد، نسنجیده و کتابهای فقها را ندیده، این بیهوده را میگوید . در اسلام، دوگونه جنگ است که یکی را جهاد میگویند و آن کشورگیری استبا شرطهایی که برای آن شده است و دیگری، جنگ برای استقلال کشور و دفع اجانب از آن است . جهاد که عبارت از کشورگیری و فتح ممالک است، پس از آن است که، دولت اسلامی با وجود امام یا به امر امام تشکیل میشود و در این صورت، اسلام بر تمام مردان که به حد بلوغ رسیده باشند و افتاده و عاجز نباشند و مملوک که از افراد اجانب است، نباشند، واجب کرده است که برای کشورگیری حاضر شوند و قانون اسلام را در سرتاسر ممالک جهان منتشر کنند و باید همهی جهانیان بدانند که کشورگیری اسلام با کشورگیری فرمانفرمایان جهان، فرقها دارد . . . . و چون معلوم شد که جهاد اسلامی، کشورگیری مانند سایر کشورگیریها نیست . البته باید تشکیل حکومت اسلامی در تحت نظر امام عادل یا به امر او بشود تا به این امر اقدام شود وگرنه، چون کشورگیری دیگر جهانیان شود که آن از حکم خرد، بیرون و از بیدادگریها و ستمکاریها به شمار میرود و اسلام و تمدن و عدالت اسلامی از آن دور و بری است . و اما قسم دوم از جنگ اسلامی که به نام دفاع اسم برده شده و آن، جنگیدن برای حفظ استقلال کشور و دفاع از اجانب است، به هیچ وجه مشروط به وجود امام یا نایب امام نیست و کسی از مجتهدین نگفته که دفاع را باید با امام یا جانشین آن کرد، بلکه بر تمام افراد توده واجب استبه حکم اسلام، از کشور اسلامی محافظت کنند و استقلال آن را پابرجا نمایند . ۷-انقلاب اسلامی، مقدمهی نهضت جهانی حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه)انقلاب مردم ایران، نقطهی شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت – ارواحنا فداه – است که خداوند بر همهی مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد . ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش میبینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیهی روشن است و وعدهی خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر مینماید . گویی جهان مهیا میشود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه، و کعبهی آمال محرومان و حکومت مستضعفان . این کشوری که کشور ائمهی هدی و کشور صاحب الزمان علیه السلام است، باید کشوری باشد که تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد ، قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد که عالم را انشاءالله به عدل و داد بکشد و از این جورهایی که بر مستضعفان میگذرد، جلوگیری کند . من امیدوارم که ما به مطلوب حقیقی برسیم، و متصل بشود این نهضتبه نهضتبزرگ اسلامی و آن نهضت ولی عصر علیه السلام است . ما با خواستخدا، دست تجاوز و ستم همهی ستمگران را در کشورهای اسلامی میشکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت، صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی صلی الله علیه و آله است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه میدهیم و به یاری خدا، راه را برای ظهور منجی، مصلح کل و امامت مطلق حق، امام زمان – ارواحنا فداه – هموار میکنیم . اگر این جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام آنچنان منزوی خواهد شد که تا آخر ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند کند . تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان – ارواحنا فداه – را مفید و راهگشا میدانستند . امروز از این که در گوشهای خلاف شرعی که هرگز خواست مسؤولین نیست، رخ میدهد، فریاد وا اسلاما سر میدهند! دیروز حجتیهایها، مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحهی مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمهی شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند .۸- مهیا شدن برای ظهور ما باید در اینطور روزها و در اینطور ایام الله توجه کنیم که خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت . من نمیتوانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگتر از این است . نمیتوانم بگویم که شخص اول است، برای این که دومی در کار نیست . ایشان را نمیتوانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم الا همین که مهدی موعود است . آنی است که خدا ذخیره کرده استبرای بشر و ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای این که اگر چنانچه موفق شدیم انشاءالله به زیارت ایشان، طوری باشد که روسفید باشیم پیش ایشان . تمام دستگاههایی که الآن به کار گرفته شدهاند در کشور ما، امیدوارم که در سایر کشورها هم توسعه پیدا بکند . باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیا کنند برای ملاقات حضرت مهدی علیه السلام . ۹- اصلاحات مصلح موعود مکتب ولی امر را به آن توجه کنید که، برای تعلیم و تربیت این انسان است که از حد حیوانیتبرساندش به حد انسانیت و رشد انسانی پیدا کند و تربیتهای انسانی پیدا کند و تعلیمات، تعلیمات صحیح باشد .ولی عصر – ارواحنا له الفداء – که او تا ازل احیاء میکند دین خدای تبارک و تعالی را . دنیا علیل است . سران همه کشورها، الا انگشتشمار، نمیتوانم بگویم این یکی دوتا، سه تا، سران همهی اینها، مردم را مسموم کردهاند و افکار ملتهای خودشان را مسموم کردهاند و علیل کردهاند ملتهای خودشان را . آنقدر تحقیر کردهاند از این ملتها، آنقدر اینها را در فشار اقتصادی قرار دادهاند و آنقدر این بیچارهها زحمت کشیدند و زحمتهایشان را دیگران به غارت بردند، که علیل شدند . افکارشان از بین رفته است . یکی میخواهد که بیاید احیاء کند این افکار را . و من امیدوارم که انشاءالله حضرت بقیه الله علیه السلام زودتر تشریف بیاورند و این طبیب واقعی بشر، با آن دم مسیحایی خود، اصلاح کنند اینها را . مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر میدهد و بشریت را به توحید میخواند . حکومت جور بسته بشود و از بین برود . معروف در کار باشد . منکرات از بین بروند . حضرت صاحب علیه السلام – ارواحنا فداه – هم که تشریف میآورند، برای همین معناست . آن کاری که لشکر امام زمان علیه السلام باید بکند، با آن کاری که لشکر طاغوت میکرد، فرق دارد . همانطوری که خود امام زمان علیه السلام با طاغوت فرق داشت . آن، حکومت جور بود و این، حکومت عدل . آن، حکومت طاغوت بود و این، حکومتخدا . ۱۰-جامعهی پس از ظهور الف – زیباییها به ما این وعده را دادهاند که، در یک وقتی که امام زمان علیه السلام ظهور کند، این اختلافات از بین میرود و همه برادروار با هم هستند . دیگر زورمند و زورکشی در کار نمیماند . و لهذا میبینید فساد در آن وقتبود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود . بله، در زمان حضرت صاحب علیه السلام حکومت، واحد میشود . قدرت حکومت . . . . عدالت، یک عدالت اجتماعی در همهی عالم میآید، اما نه این که انسانها بشوند یک انسان دیگر . انسانها همانها هستند که یک دستهشان خوبند، یک دستهشان بد . منتها آنهایی که بد هستند، دیگر نمیتوانند کارهای خلاف بکنند . آنچه غایت تعلیمات اسلامی است، همزیستی مسالمتآمیز در سطح جهان است، که امید استبا تعجیل در ظهور مهدی آخرالزمان – ارواحنا فداه – حاصل شود . و رسیدن انسانها به کمال وسعادت اخروی است که خداوند نصیب همگان فرماید . ب – زشتیها در حکومت عدل بقیه الله علیه السلام هم عدالت جاری میشود، لکن حبهای نفسانی در بسیاری از قشرها باقی است و همان حبهای نفسانی است که بعضی روایات هست که حضرت مهدی علیه السلام را تکفیر میکنند . ما نباید توقع داشته باشیم که، صبح کنیم در حالی که همه چیز سر جای خودش باشد . در زمان حضرت صاحب علیه السلام هم که ایشان با تمام قدرت میخواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمیشود که هیچ کس حتی خلاف پنهانی هم نکند . و بالاخره همانها هم که مخالف هستند، حضرت صاحب علیه السلام را شهید میکنند و در روایات قریب به این معنا دارد که بعضی فقهای عصر با ایشان مخالفت میکنند . شما بدانید که اگر امام زمان علیه السلام حالا بیاید، باز این قلمها مخالفند با او . ۱۱- مفهوم واقعی عدالتحالا البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمیتوانیم بکنیم . اگر میتوانستیم میکردیم . اما چون نمیتوانیم بکنیم، ایشان باید بیایند . الآن عالم پر از ظلم است . شما یک نقطه هستید در عالم . عالم پر از ظلم است، ما اگر بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم . تکلیف مان است . ضرورت اسلام و قرآن، تکلیف ما کرده است که باید برویم همهی کار را بکنیم . اما نمیتوانیم بکنیم . چون نمیتوانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند، اما ما باید فراهم کنیم کار را . فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت علیه السلام .
















هیچ نظری وجود ندارد