مقوله مهم مهدویت، به دلیل اثرات بسیار حیاتبخش و بهجتزایی كه دارد؛ در معرض خطرات و آسیبهایی است. نوشتار حاضر بدنبال طرح برخی آسیبها، با ذكر پیامدها و خاستگاه هر یك بوده و در پایان به مبارزه و درمان آن همّت گمارده است؛ این آسیبها به قرار ذیلاند:
1. برداشتهایی انحرافی از مقوله انتظار فرج؛
2. افراط و تفریط در ارائه چهره مهر و قهر از امام عصر(عج)؛
3. طرح مباحث غیرضروری؛
4. شتابزدگی و تعجیل؛
5. توقیت و تعیین وقت ظهور؛
6. تطبیق نادرست نشانههای ظهور؛
7. افراط و تفریط در تبیین مفهوم غیبت؛
8. ملاقات گرایی؛
9. آرزوگرایان بی عمل؛
10. عاشق نمایان دنیاخواه؛
11. مدعیان دروغین مهدویت و نیابت خاصه و عامه؛
12. عدم پیروی از ولایت فقیه و نواب عام؛
13. فعالیتهای غرب و مستشرقان.
پیش در آمد
هر امر مهمی به نسبت اهمیتش، در معرض خطرها و آسیبهایی است.مقوله مهم مهدویت هم با اثرات بسیار حیاتبخش و بهجت زای خود كه كمترین آنها، امید به آینده و سر فرو نیاوردن در مقابل حوادث، ستمها و سختیهاست، از این قاعده مستنثی نیست.
آنچه بدنبال طرح آنیم؛ آسیبهایی است كه پیش از ظهور و در دوران غیبت رخ مینماید. سخن از آسیبهای دیگر مانند آنچه در مقابل جریان قیام مهدوی رخ مینماید، را به وقتی دیگر وا میگذاریم.
هدف این نوشتار، بررسی برخی آسیبها با تبیین آثار و خاستگاه هر یك است تا راه مبارزه و درمان آنها روشن گردد.
1. برداشتهای انحرافی از مقوله انتظار فرج
1-1- برخی انتظار فرج را در دعا برای فرج، امر به معروف و نهی از منكرهای جزئی منحصر دانسته و بیشتر از آن، وظیفهای برای خویش قائل نیستند.
1ـ2ـ گروهی دیگر، حتی امر به معروف و نهی از منكرهای جزئی را نیز بر نمیتابند. چون معتقدند در دوران غیبت، كاری از آنها بر نمیآید و تكلیفی به عهده ندارند، و امام زمان(علیه السلام )خود، هنگام ظهور كارها را اصلاح میكند.
1ـ3ـ پندار گروه سوم چنین است كه جامعه بایستی به حال خود رها شود و كاری به فساد آن نباید داشت تا زمنیه ظهور ـ كه دنیایی پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آید.
1ـ4ـ گروه چهارم، انتظار را چنین تفسیر میكنند: نه تنها نباید جلوی مفاسد و گناهان را گرفت، بلكه بایستی به آنها دامن زد تا زمینه ظهور حضرت حجّت هر چه بیشتر فراهم گردد.
1ـ5ـ دیدگاه پنجم، هر حكومتی را به هر شكل ، باطل و برخلاف اسلام میداند و میگوید: ((هر اقدامی برای تشكیل حكومت در زمان غیبت، خلاف شرع و مخالف نصوص و روایات معتبر است)) به این استدلال كه در روایات آمده است: ((هر عَلَم و پرچمی قبل از ظهور قائم(علیه السلام )باطل است.))(1)
پیامدها:
پیش از طرح منشأ و علل چنین دیدگاههایی، لازم است برخی از پیامدهای این نظریات گفته شود تا مشخص گردد كه چرا این برداشتها، برداشت انحرافی (انتظار تلخ یا منفی) نامیده میشود:
1- قانع بودن به وضع موجود و عدم كوشش برای تحقق وضعی برتر
2- عقب ماندگی توده
3- تسلّط بیگانگان و زبونی در مقابل آنها (نبودن استقلال و آزادی)
4- ناامیدی و پذیرش شكست در حوزه فرد و اجتماع
5- ناتوانی دولت و نابسامانی كشور
6- فراگیر شدن ستم و انفعال و بی تحرّكی در مقابل ظلم
7- قبول ذلّت و بدبختی در حوزه فرد و اجتماع
8- تنبلی و بیمسؤولیتی
9- مشكلتر ساختن حركت و قیام امام زمان(علیه السلام )چرا كه هر چه فساد و تباهی بیشتر شود، كار امام(علیه السلام )در مبارزه سختتر و طولانی میگردد
10- تعطیلی محتوای بسیاری از آیات و روایات مانند: امر به معروف و نهی از منكر، سیاست داخلی و خارجی، چگونگی برخورد با كفار و مشركان، دیه، حدود، دفاع از محرومان عالم و… .
خاستگاه
منشأ برداشتهای انحرافی عبارت است از:
1- كوته فكری و عدم بصیرت كافی نسبت به دین
2- انحرافات اخلاقی (برخی از قائلان دیدگاه دوم)
3- انحرافات سیاسی(برخی از قائلان دیدگاه چهارم و پنجم)
4- توهم اینكه امام زمان(علیه السلام )كارها را به وسیله اكراه و اجبار یا فقط از طریق معجزه انجام میدهد؛ پس نیاز به مقدمات و زمینهسازی نیست.
5- توهم اینكه غیر از امام زمان(علیه السلام )هیچ كس نمیتواند همه فسادها و تباهیها را به صورت كامل بر چیند و تمامی خیرها و صلاحها را در همه ابعاد و زمنیهها حاكم سازد؛ پس كاری از دیگران بر نمیآید.
6- هدف، وسیله را توجیه میكند: ((الغایات تبرّر المبادی؛ هدفها، وسیلههای نامشروع را مشروعیت میبخشد.)) پس بهترین كمك به تسریع در ظهور و بهترین شكل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.
7- عدم فهم صحیح روایتهایی كه ظلم و جور آخرالزمان را مطرح میكنند و این اشتباه كه پس بایستی، یا كاری به فساد و تباهی نداشت و در قبال آن، موضعِ بی طرفی اتخاذ كرد (دیدگاه چهارم) یا حتی دیگران را به گناه فرا خواند (دیدگاه پنجم).
8- جدای از مسایل سیاسی و اهل سیاست كه به دنبال ركود جوامع اسلامیاند، عدم فهم روایات ((بطلان هر عَلَمی قبل از ظهور)) نیز، زمینه ساز دیدگاه پنجم است.
مبارزه و درمان
قبل از پاسخ تفصیلی به دیدگاهها و علل اشتباهات، چند نكته را كه در حل زیربنایی مطالب مذكور مفید است، یادآوری میكنیم:
1- علم و بصیرت در دین، در مقابل كج اندیشیها و برداشتهای غلط
2- تقوا در مقابل هوی و هوس
3- علم و بصیرت در حوزه سیاست و اجتماع برای تشخیص دوستان و دشمنان و روشن شدن عملكرد سیاست بازان
4- تبیین و روشنگری اندیشمندان و علما در حوزه مسائل دینی و سیاسی و اجتماعی
5- پیروی از علمای راستین كه مصداق نایبان عام امام زمانند
6- به حاشیه راندن تفكرات متحجرانه و جمودگرا.
پاسخ تفصیلی:
1. حركت امام زمان(علیه السلام )مانند امور دیگر، روال طبیعی دارد و قرار نیست همه امور، معجزه آسا صورت پذیرد. امام صادق(علیه السلام )فرمود:
((لو قد خرج قائمنا(علیه السلام )لم یكن الا العلق و العرق و النوم علی السروج(2)؛ قائم ما كه قیام كند، جز عرق ریختن و خواب (از فرط خستگی و مبارزه پی در پی ) بر روی زینها نیست)).
2. قیام امام زمان(علیه السلام )زمینه سازی و آمادگی میطلبد. چنانكه در روایات، عدهای
به عنوان زمینهسازان حكومت مهدی(علیه السلام )نامبرده شدهاند: ((فیوطِئُون لِلمهدی یعنی سُلطانه)).(3) در روایات دیگر، در توصیف منتظران واقعی آمده است:
انّ اهل زمان غیبته و القائلین بامامته والمنتظرین لظهوره افضل من اهل كل زمان… اولئك المخلصون حقّاً و شیعتنا صدقاً و الدُّعاه الی دین الله سرّاً و جهراً(4). …آنان خستگی ناپذیر، در آشكار و نهان دیگران را به دین خدا فرا میخوانند.
3. اگر اصلاح به صورت كامل مقدور نیست، اصلاح در حد توان، ساقط نشده است.
آب دریا را اگر نتوان كشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
4. این دیدگاه ((هدف، وسیله را توجیه می كند)) از نظر دین كاملا اشتباه است؛ زیرا همان طور كه حكومت حضرت مهدی(علیه السلام )ریشه كن كننده ظلم و جور و برپا كننده عدل است و از قلدری و قساوتْ تهی میباشد، راه پیدایش این مقصود نیز بایستی چنین باشد: از ظلم و جور دور، از قساوت و قلدری بركنار و از دروغگویی و ریاكاری خالی باشد. قداستْ مجوّز گناه نمیشود؛ چرا كه گناه جز گناه نمیزاید و با ظلم نمیشود عدل به پا كرد و با عقیده انتقام نمیتوان دادگری كرد.(5)
5. بدیهی است كه لازم نیست همه مردم ظالم یا فاسد گردند تا ((ظلم فراگیر)) به وجود آید. آری، نگاهی كوتاه و گذرا به جهان نشان میدهد كه ظلمْ عالم را فرا گرفته است، عدهای ظالمند و بسیاری مظلوم. از طرفی هیچ منافاتی ندارد كه در كنار این ظلم وجور، دوستان و منتظران آن حضرت با زمینه سازی مثبت و آیندهساز، در اندیشه مقدمه چینی برای انقلاب جهانی ایشان باشند. پس ظلم و فساد به صورت نسبی در جهان شیوع دارد. امام صادق(علیه السلام )میفرماید:
((…لاوالله لایأتیكم حتّی یشقی من شقی و یسعد من سعد(6)؛
این امر (فرج) تحقق نمیپذیرد تا اینكه هر یك از شقی و سعید به نهایت كار خود برسند)).
پس سخن در این است كه گروه سعادتمند و شقاوتمند هر كدام باید به نهایت كار خود برسند. نه اینكه ((سعید))ی در كار نباشد و فقط اشقیا به منتها درجه شقاوت برسند.
از سوی دیگر، بدیهی است كه آیات و روایات ما را به مبارزه با ظلم و ستم فرا خواندهاند. پیامبر گرامی اسلام فرمودهاند:
یكون فی آخر الزمان قوم یعملون المعاصی و یقولون انّ الله قد قدرها علیهم، الرادّ علیهم كشاهر سیفه فی سبیل الله؛(7) در آخرالزمان، گروهی معصیت میكنند و میگویند: ((خدا برای آنان چنین مقدّر كرده است.)) (كنایه از جبر) كسی كه اینها را رد كند مانند كسی است كه در راه خدا شمشیر كشیده است.
6 . در مورد ((بطلان هر عَلَمی قبل از ظهور)) گفتنی است كه این روایات مانند احادیث دیگر لازم است بر قرآن، سنّت و عقل عرضه گردند تا مواردی مانند: ((حكومت))، ((تخصیص))، ((تخصّص)) و ((ورود)) و راههای دیگرِ جمع، اِعمال شود. حتی در روایات آمده است كه اگر روایتی مخالف صریح قرآن بود، بایستی كنار نهاده شود.
به هر حال آنچه آیات و روایات و عقل ما را به آن رهنمون میشوند، بطلان همه قیامها، فعالیتها و جریانهای قبل از ظهور نیست، بلكه منظور از بطلان قیام و عَلَم در روایات، بطلان قیامی است كه به نام حضرت مهدی(علیه السلام )صورت گیرد ـ چنان كه قیام زید و امثال آن در روایات معتبر، تأیید شدهاند(8) ـ به عنوان نمونه به ذكر روایاتی بسنده میكنیم:
امام كاظم(علیه السلام )فرمود:
رجل من اهل قم یدعو الناس الی الْحقِّ یجتمع معه قوم كزبر الحدید لاتزلّهم الریاح العواصف ولایملّون من الحرب ولا یجبنون وعلی الله یتوكلون والعاقبه للمتقین(9)؛ مردی از اهل قم، مردم را به حق دعوت میكند. طرفداران و یاران او، مردمی استوارند و آهنین كه از جنگ خسته نمیشوند و از دشمن نمی هراسند و تنها به خدا توكل می كنند و عاقبت نیز از آن كسانی است كه اهل تقوا هستند.
در روایت دیگر، امام باقر(علیه السلام )كشتگان مبارزان قبل از ظهور را به عنوان شهید یاد میكند: ((…قَتْلاهْم شُهَداء))[10].
دیدگاه صواب
در مقابل دیدگاههای مطرح شده، نگرش دیگری هم وجود دارد كه انتظار را به معنای فراهم آوردن زمینههای ظهور، ظلمستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حضرت میداند. در این دیدگاه، فرد بایستی عالم را برای آمدن حضرت مهیا كند و نه تنها امر به معروف و نهی از منكر نماید، بلكه باید به دنبال تشكیل حكومت صالح و حفظ و حراست از كیان اسلامی نیز باشد.
حضرت امام(ره) در این باره میفرماید: البته پركردن دنیا از عدالت، این را ما نمیتوانیم بكنیم. اگر میتوانستیم میكردیم. اما چون نمیتوانیم باید ایشان بیایند. الان عالم پر از ظلم است، اگر ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، تكلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است] و… باید چنین كنیم. اما چون نمیتوانیم باید او بیاید. اما باید فراهم كنیم كار را . فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك كنیم. كاری كنیم كه عالم مهیا شود برای آمدن حضرت.(11)
اینهایی كه میگویند هر عَلَمی بلند شود و هر حكومتی، خیال كردند كه هر حكومتی باشد. این برخلاف انتظار فرج است. اینها نمیفهمند چه میگویند. این حرفها را به اینها تزریق كردند، امّا خودشان نمیدانند دارند چه میگویند. نبودن حكومت، یعنی اینكه همه مردم به جان هم بریزند. بكشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، برخلاف نص آیات الهی رفتار كنند. ما اگر فرض كنیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار میزدیم. برای اینكه برخلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید كه نهی از منكر نباید كرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایات قابل عمل نیست.(12)
شما باید زمینه را فراهم كنید برای آمدن او. فراهم كردن این است كه مسلمین را با هم مجتمع كنید. همه با هم بشوید. انشاء الله ظهور میكند ایشان.(13)
اكنون كه دوران غیبت امام(علیه السلام )پیش آمده و بناست احكام حكومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا كند و هرج و مرج روا نیست، تشكیل حكومت لازم میآید. عقل هم به ما حكم میكند كه تشكیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آورند، بتوانیم جلوگیری كنیم. اگر به نوامیس مسلمین تهاجم كردند، دفاع كنیم.(14)
از غیبت صغرا تا كنون كه هزار و چند صد سال میگذرد ـ و ممكن است صد هزار سال دیگر بگذرد و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشریف بیاورند ـ در طول این مدت مدید، احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟! و هر كه هر كاری خواست بكند؟! و هرج و مرج است؟!
اعتقاد به چنین مطلبی یا اظهار آنها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است. هیچ كس نمیتواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلامی دفاع كنیم یا امروز مالیات و خرید و خراج و خمس و زكات نباید گرفته شود، قانون كیفری اسلام و دیات و قضا باید تعطیل شود. هر كه اظهار كند كه تشكیل حكومت اسلامی ضرورت ندارد منكر ضرورت اجرای احكام اسلام شده و جامعیت احكام و جاودانگی دین مبین اسلام را انكار كرده است.(15)
اكنون كه شخص معینی از طرف خدای تبارك و تعالی برای احراز امر حكومت در دوره غیبت تعیین نشده است، تكلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها كنید؟ دیگر اسلام نمیخواهیم؟ اسلام فقط برای دویست سال بود؟ یا این كه اسلام، تكلیف را معین كرده است، ولی تكلیف حكومتی نداریم؟ معنای نداشتن حكومت این است كه تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود و ما با بیحالی دست روی دست بگذاریم كه هر كاری میخواهند بكنند و ما اگر كارهای آنها را امضا نكنیم رد نمیكنیم. آیا باید این طور باشد؟(16)
نتیجه
دلایل عقلی و نقلی كه معیار درستی دیدگاههای متفاوت در انتظار فرج میباشند بیانگر مطالب زیر میباشند:
از سویی سخن آیات و روایات درباره امر به معروف و نهی از منكر، حدود، دیات، دفاع، جهاد،كمك به محرومان ، چگونگی برخورد با ظلم و عدم تسلیم در برابر ستم (مانند پیمان خداوند از دانشمندان كه بر شكم بارگی عدهای و گرسنگی عدهای دیگر آرام نگیرند و حق مظلومان را از ظالمان بستانند و …)(17) و دیگر مواردی كه دین مورد تأكید قرار داده، ما را به انتظار مثبت رهنمون میشود.
از سوی دیگر، پیامبر درون یعنی عقل، نیز تكلیف ما را كاملاً مشخص نموده است:
الف) آیا میشود همه احكام و دستورهای الهی در دوران غیبت تا زمان ظهور، تعطیل و بدون متولی و مجری بماند؟ بدیهی است كسی بایستی عهدهدار و حافظ شریعت الهی بوده و پناهگاه ایتام آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)باشد. بایستی به قدر توان كوشید و زمینه را فراهم كرد و عالم را برای آمدن حضرت مهیا نمود: ((فیوطئون للمهدی یعنی سلطانه)).(18)
ب) برنامه امام زمان(علیه السلام )بسیار عالی، امّا دشوار است؛ زیرا باید تمام جهان را اصلاح كند. از سوی دیگر، از روایات استفاده میشود كه امام زمان(علیه السلام )و یارانش به وسیله جنگ و جهاد بر كفر و مادّیگری و بیدادگری غلبه میكنند و به واسطه نیروی جنگی، سپاه دشمن و طرفداران بیدینی و ستم را مغلوب میسازند.
با توجه به این دو مطلب، وظیفه مسلمانان این است كه:
اولاً: در اصلاح خود بكوشند و به اخلاق اسلامی آراسته گردند. وظایف فردی و احكام و دستورهای قرآن را عمل كنند.
ثانیاً: دستورهای اجتماعی اسلام را استخراج و بین خود به طور كامل اجرا كنند تا نتایج درخشان آن را عملاً در پیش جهانیان مجسم سازند.(19)
آری، منتظر مصلح، خود بایستی صالح باشد و كار بزرگ امام زمان(علیه السلام )انتظاری گسترده میطلبد و برنامه ریزیهای كلان و جهانی: ((انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید كوشش كنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا كند و مقدمات ظهور انشاءالله تهیه شود.))(20) *

















هیچ نظری وجود ندارد