۳۰ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

اندیشه های کلامی شیخ طوسی

0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

در میان دانشمندان وخردورزان، نام معدود کسانی به سبب امتیازات ویژه ای که داشته اند، درتاریخ ماندگارشده است ودیگران هم از نور وجودشان استفاده کرده اند، انسان هایی که تمام همت وتلاش شان درراه هدایت مردم وخدمت به اسلام ومسلمین بوده است، به گفته علامه بزرگوار آقا بزرگ تهرانی، شیخ محمد بن الحسن بن علی طوسی ازجمله آن معدود افراد بوده است، در باب عظمت وشهرت علمی شیخ طوسی وصفات نیک ووارسته او، توصیفات وکلمات زیادی از دانشمندان نقل شده است، که در این مختصر نمی گنجد و طالبین می توانند به منابع مربوط مراجعه نمایند.
حیات و زندگی شیخ طوسی:
به طور اختصار می توان زندگی شیخ را در سه مرحله توس، بغداد و نجف مورد بحث قرار داد.
الف) توس: شیخ در سال ۳۸۵ ه،ق دردهکده توس به دنیا آمد، بعد از دوران طفولیت به آموختن علوم مقدماتی پرداخت، او از نبوغ سرشار برخوردار بود و علاقه وافری به کسب علم ودانش داشت، و همین مسأله باعث شد که او به بغداد مسافرت کند و در سن ۲۳ سالگی در اوج جوانی وارد بغداد شد.(۱) ب) بغداد: بغداددرآن زمان مرکز خلافت بنی عباس بود واز لحاظ علمی، مجمع دانشمندان تمام مذاهب اسلامی بود، دانشمندان مذاهب اهل تسنن(حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی) درکنار علمای بزرگ شیعه امامی وزیدی در موضوعات مختلف علمی به ویژه کلام، بحث علمی می کردند و هر کدام سعی داشتند با قلم و زبان برتری مذهب و مزیت منطق خویش را به ثبوت برسانند. دانشمند نامی آن روز بغداد، شیخ مفید(ره) سرآمد دانشمندان شیعه بود و در تمام دانش های عصر خود مهارت داشت، دانشمندان شیعه و سنی به تفوق شیخ مفید اعتراف داشتند و در بحث کلامی کسی را همتای او نمی دانستند.(۲) شیخ طوسی در این اوضاع و احوال وارد بغداد شد و به حوزه درس شیخ مفید درآمد و مورد توجه خاص استاد خود واقع شد و به مرور زمان بر همگان فائق و برتری یافت.شیخ طوسی با روش معتدل و موقعیت شناسی که داشت، توانست دو پست مهم را عهده دار شود یکی ریاست علمی و دینی جامعه شیعه را آن هم در بغداد مرکز مخالفان و در میان دانشمندان بزرگ شیعه و دیگری تصاحب کرسی علم کلام را که به هر کسی تعلق نمی گرفت.(۳) ج) نجف: شیخ الطائفه طوسی ۱۲ سال آخر عمر گرانبهای خود را در نجف اشرف گذراند، گرچه فعالیت های او در نجف مبهم است اما در کل می توان گفت او بنیان گذار و پایه گذار حوزه چند صد ساله نجف اشرف دانست. تألیفات شیخ : خود شیخ تألیفات خود را حدود دویست اثر گفته اند(۴)در تفسیر سه اثر(از جمله تفسیر بزرگ تبیان)، درفقه یازده اثر ازجمله کتاب تهذیب الاحکام، دراصول فقه دواثر، دراخبار وحدیث سه اثر، درکلام و عقاید شانزده اثر. که در میان تألیفات شیخ، چند اثر او از شهرت خاص برخوردار است که از جمله می توان به کتاب التبیان شیخ در تفسیر قرآن کریم وکتاب تهذیب الاحکام در باب فقه اشاره کرد که یکی از کتب چهارگانه معتبر شیعه است، اشاره کرد، بالاخره شیخ بعد از ۷۵ سال عمرگرانبهاء در شب ۲۲ محرم سال ۴۶۰ ه.ق در نجف اشرف وفات یافت و در خانه اش دفن شد. شیخ در کتاب های کلامی و هم چنین در کتاب تفسیر خود (التبیان) به مسائل و موضوعات کلامی زیادی اشاره می کند، هم چنین به نظریات کلامی دیگران نیز معترض شده، به نقد و بررسی آرا دیگران پرداخته است، و آنچه در پی می آید، اشاره مختصر و اجمالی است به تعدادی از موضوعات کلامی که شیخ معترض شده است. شیخ طوسی ومسأله معرفت : معمولا درتمام مسائل اعتقادی واستدلالی وبالاخص معارفی در بحث خداشناسی، ابتدا بحث معرفت وشناخت مطرح است،واین سؤالات مطرح است چه لازم است، کسب معرفت برای انسان ممکن است یا خیر و اگر ممکن است تا چه حد و…، بحث معرفت از قبل مطرح بوده است و اکنون هم به عنوان معرفت شناسی بحث مهمی به حساب می آید. نظر شیخ طوسی: ایشان می گوید که معارف بشری ضروری نیستند، بلکه اکتسابی واستدلالی است و برای مدعای خود استدلالهایی را مطرح می کند، از جمله به آیاتی از قرآن استدلال می کند و ما در این جا یکی از آنها را می آوریم: شیخ در ذیل آیه ۱۰۴ مائده واذا قیل لهم تعالوا الی ما انزل الله والی الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه آبائنا اولوکان آبائهم لا یعلمون شیئاولا یهتدون می گوید: اگرمعارف ضروری باشد، دیگر دعوت انبیا از مردم و احتجاج آنها با مشرکان عبث خواهدبود، وآیاتی که خطاب به مشرکان می گوید بانهم قوم لایعلمون و اکثرهم لایعلمون و نظایراین آیات لغو خواهد بود.(۵) ایشان در شکل قیاس می فرماید: اگر معرفت بدیهی بود، تقلید معنی نداشت حال آنکه آنان اعتراف به تقلید از آباء شان می کنند و باز هم اگر معارف ضروری بود سلب علم از پدرانشان درست نبود حال آنکه می گوید اولو کان آبائهم لایعلمون شیئا . معرفت الله ضروری است یا نظری : عده ای گفته اند بر فرض که معارف نظری هم داشته باشیم، اما معرفت الله نظری نیست بلکه از ضروریات است، شیخ این نظریه را نیز باطل می داند و در مقابل قائل است که معرفت الله نیز نظری وکسبی است و در جاهای مختلف برای تأیید نظریه خود و بطلان نظریه طرف مقابل استدلالهایی را می آورد، ازجمله در ذیل آیات ۷۶-۷۹ سوره انعام در مورد محاجه حضرت ابراهیم با ستاره پرستان می گوید وفی الآیه دلالت علی ان لیست ضروریه لانها لو کانت ضروریه لما احتاج ابراهیم الی الاستدلال علی ذالک (۶) و در جای دیگر دارد که اگر معرفت خداوند از بدیهیات بود، این قدر عقلا در آن اختلاف نمی کردند.(۷) اصحاب تقلید: اصحاب تقلید به اشاعره و حنابله گفته می شود که عقیده دارند که خداوند از راه استدلال و تعقل قابل شناخت و معرفت نیست و اگر هم باشد لااقل برای بشر غیرممکن است، می گویند این التراب ورب الارباب (۸) این نحله و فرقه کلامی در زمان شیخ طوسی دراوج خود بود و اینها خود را تسلیم محض وحی و حدیث می دانستند و تعطیل مطلق عقل شعار این ها بود، و به اصحاب حدیث نیز معروف بودند و پای عقل را چوبین می دانستند خصوصاً در اصول دین و حتی نظر و تعقل را در این امور حرام می دانستند. موضع شیخ طوسی در مقابل اصحاب تقلید: شیخ قائل به وجوب معرفت و تحقیق و تعقل بوده، نظریه اصحاب تقلید را مردود می داند و درجاهای مختلف آن را مورد نقد قرار داده است و همواره در مبارزه با اینها بوده است. راه های مبارزه شیخ با اصحاب تقلید ۱. مبارزه عملی با اصحاب تقلید: شیخ در تدریس همواره با استدلال پیش رفته و از آن استفاده می کرده است هم چنین شیخ، در آثارش همواره از راه استدلال نظریات خود را بیان می کرده است. ۲. جواب نقضی به آنها: خود اصحاب تقلید گاه به استدلال پناه می آوردند واز آن استفاده می کردند، زیرا اولاً قرآن و سنت مملو از استدلال است و ثایناً کتاب و سنت ما را به نظر و استدلال امر کرده است. ۳.جواب حلی: شیخ طوسی در جاهای مختلف وبا استناد به آیات زیادی از قرآن به رد نظریه اصحاب تقلید پرداخته است، ازجمله در تفسیرآیات ۷۸-۷۹سوره یس می فرماید: خداوند می فرماید انسان های منکر قیامت در حالی که خلقت خویش را فراموش کرده اند چنین سؤال می کنند که من یحی العظام وهی رمیم ؟ سپس استدلال پیامبر را در ادامه می آورد که پیامبر ما! به آنان این گونه پاسخ ده و چنین استدلال کن که همان کسی که در ابتدای خلقت، انسان ها، استخوان ها و بقیه اجزای آنها را هیچ خلق کرد، آیا حال نمی تواند دوباره او را زنده گرداند؟! شیخ طوسی در ذیل این آیه اشاره به استدلال قرآن دارد: وفی الآیه دلالت علی صحت استعمال نظر، لان الله تعالی اقام الحجه علی المشرکین بقیاس النشأه الثانیه علی النشأه الاولی وانه یلزم من اقر با لاولی ان یقر باالثانیه… چگونه استدلال آن هم در عقاید می تواند حرام باشد در حالی که خود خداوند برهان آورده است و به قیاس تمسک کرده است.(۹) علوم یادآوری و تذکار است یاخیر؟ به نظر شیخ طوسی علوم و معارف بشری به صورت یادآوری نیست، بلکه انسان ابتدا غیر عالم خلق شده است و بعد با استعداد و قوه که خداوند به او داده است از راه های مختلف به علم و معرفت دست می یابد. علم الهی: یکی از مباحث مهم کلامی ـ فلسفی اوصاف باری تعالی است و در این میان صفت علم جایگاه ویژه ای دارد، و ما در اینجا برآنیم که نظرات شیخ طوسی را دراین موضوع بررسی کنیم: در اینکه علم یک از صفات ذاتی خداست، میان حکما و متکلمان اختلافی وجود ندارد اما در نحوه تعلق علم خدا به ما اختلاف است. اما تعریف علم به نظر شیخ طوسی، ایشان علم را یک امر نظری می داند و چنین تعریف می کند اعتقاد به دو گونه است، اگر اعتقاد همراه با آرامش نفس باشد آن را علم گویند و اگر خالی از آرامش باشد، آن را تقلید و تنحیت خوانند، پس علم عبارت از چیزی است که سبب آرامش نفس باشد. (۱۰) شیخ طوسی علم خدا را به نحو حصولی نمی داند بلکه طبق فلسفه اشراقی علم واجب را عین حضور اشیا نزد خدا می داند، چون او عین تعریف شیخ اشراق رادارد الله تعالی عالم، بمعنی ان الاشیاء واضحه له،حاضر عنده، غیر غائبه عنه .همه موجودات معلول ذات باری تعالی هستند و هر معلولی با وجود عینی خارجی خاص خود نزد علتش حاضر است و حقیت علم همان حضور است برهان شیخ بر علم حق تعالی به اشیاء، قبل از ایجاد : اتقان صانع: شیخ درکتاب تمهید الاصول، ابتدا عالم را به طور عام تعریف می کند و می گوید: عالم کسی است که کاری را که بر آن قدرت دارد، محکم و استوار انجام دهد، خواه بالفعل بر آن قدرت داشته باشد و خواه بالفرض بعد شیخ دراثبات علم برای خودمان می گوید شما فرض کنید دو نفر را که هر دو قادر و زنده هستند اما یکی از آنها می تواند کاری را محکم و استوار انجام دهد، مثلاً می تواند خوب بنویسد و بخواند درحالی که دیگری چنین کارهایی را نمی تواند باید دید، با اینکه هردو بر اصل کار قدرت دارد، سر اختلاف در چیست؟ باید گفت آن شخصی که کار را محکم انجام می دهد یک ویژگی دارد که دومی ندارد و آن همان علم است شیخ می گوید اما اینکه گفتیم بین آن دو شخص تفاوت است ، این را با عقل درک کردیم و اما این که گفتیم سبب تفاوت، علم است و شخصی که کار را خوب انجام می دهد عالم است، این نام گذاری را از عرف وام گرفته ایم پس خداوند که کارهایش از محکم ترین کارهاست به طریق اولی به کار و فعلش عالم است.(۱۱) برهان برعلم خداوند به اشیا بعد از ایجاد: همه موجودات معلول ذات باری تعالی هستند و هر معلولی با وجود عینی خارجی خاص خود نزد علتش حاضر است و حقیت علم همان حضور است. جایگاه بحث امامت: آیا بحث إمامت یک بحث فرعی فقهی است یا یک بحث أصلی و کلامی است؟ ضابطه فقهی یا کلامی بودن: هر مسأله که مربوط به أفعال مکلفین شود جزء مسائل فرعیه فقهی است، چون فقه از افعال مکلفین بحث می کند. و هر مسأله که مربوط به فعل خداوند سبحان شود(خلق،رزق …) از مسائل اصلی و کلامی به حساب می آید. أهل سنت إنتخاب إمام را از وظایف مسلمانان می دانند و می گویند: انتخاب امام به عهده مردم است، لذا بحث را یک بحث فقهی می دانند. اما امامیه برآنند که امام در آفرینش باید به گونه ای باشد که از تمایل به گناه و کار خطا پاک باشد، چون شناخت چنین امر درونی برای انسان های عادی ممکن نیست. لذا نصب امام جزء افعال خداوند می شود و بحث امامت جزء از مباحث کلام قرار می گیرد، شیخ نیز امامت را بحث کلامی می داند و آن را در مباحث کلامی طرح کرده است. شیخ در مورد امامت می گوید: من بر این باورم که مهم ترین، شایسته ترین و مؤکد ترین واجبات برای مکلف پس از شناخت توحید وعدل إمامت است (۱۲) توحید و عدل بحث کلامی است، امامت نیز همانند آن دو موضوع کلامی است. دلیل عقلی بر وجوب امامت: انسان های عادی جایزالخطا هستند، مجموعه انسانی این گونه، اگر امام معصوم گناه نداشته باشند دچار نابسامانی و فساد می شوند. پس این موضوع که جامعه نیاز به حاکم صالح دارد و آن فقط امام می تواند باشد، غیرقابل انکار است.(۱۳) دلیل نقلی: شیخ از دو طریق آیات و روایات استفاده نموده است. آیات: انماولیکم الله ورسوله والذین آمنوا یقیمون الصلاه ویؤتون الزکوه وهم راکعون این آیه دلالت بر امامت علی(علیه السلام)دارد. استدلال شیخ مبتنی بر دو مقدمه است: ۱- ولی در ولیکم به معنی اولی وأحق است نه به معنی دوست، به دلیل اینکه، اهل لغت در مورد سلطان که مالک است می گوید فلان ولی الامر یعنی سلطان اولی واحق نسبت به رعیتش است.۲. مراد از الذین آمنوا علی (علیه السلام)است چون ویژگی های که بعدش بیان شده است بدون اختلاف در مورد علی علیه السلام است، نتیجه اینکه علی علیه السلام بعد از نبی گرامی اسلام، امام و پیشوای مسلمین است.(۱۴) روایات: روایاتی را که شاهد می آورد به روشنی بر امامت علی (علیه السلام)دلالت دارد مثل حدیث یوم الدار: قوله صل الله علیه فی یوم الدار وقد جمع بنی عبدالمطلب وتکلم بکلام مشهور ، قال فی آخره ایکم یبایعنی یکن اخی و وصی وخلیفتی من بعدی فلم یقم الیه من الجماعت سوای امیر المومنین. (۱۵)راه اثبات امامت به نص قطعی از معصوم است، هرگاه راویان، حدیثی را برای ما نقل کنند که صدور آن قطعی باشد، امامت امام ثابت می شود. صفات امام از دیدگاه شیخ : ۱. عصمت: یجب ان یکون الامام معصوما من القبائح والاخلال با لواجبات … علت نیاز مردم به امام معصوم، عدم عصمت مردم است اگر امام هم غیر معصوم باشد موجب تسلسل می شود. ۲.علم: یجب ان یکون الامام عالما بتدبیر ما هوامامه من السیاسته چون حافظ شریعت است باید عالم به تمام مسائل آن باشد. ۳. شجاعت: یجب ان یکون الامام اشجع رعیته باید امام شجاع ترین مردم باشد زیرا همان گونه که علم برای حفظ اسلام لازم است، شجاعت نیز لازم است. ۴. عقل: یجب ان یکون الامام اعقل من رعیته زیرا در غیر این صورت تقدم مفضول بر فاضل لازم می آید وآن قبیح است. ۵. نص: یجب ان یکون الامام منصوصا علیه لما قدمناه من وجوب العصمت چون تشخیص عصمت برای ما ممکن نیست. ۶. فضیلت: یجب ان یکون الامام افضل من کل رعیته چون عصمت و فضیلت از هم قابل تفکیک نیست لذا امام معصوم افضل نیز خواهد بود.(۱۶) إحباط وتکفیر: پیشنه ی تاریخی بحث مسأله احباط و تکفیر هم بحث تفسیری است و هم بحث کلامی؛ ولی باید توجه داشت که پیش از به وجود آمدن مکتب های کلامی، این بحث در میان مفسران جدی نبود، اما بعد از پیدایش مکتب های کلامی- به ویژه معتزله و اصل وعد و وعیدش- متکلمان این بحث را به صورت جداگانه تحت عنوان حبط أعمال مطرح نمودند. معنای احباط وتکفیر: معادل های فارسی که برای حبط ذکرشده عبارت است از تباه شدن، به باد رفتن، و نابود شدن، معادل های تکفیر عبارت است از محوشدن، پوشاندن، آمرزیدن.(۱۷) در اصطلاح سه تعریف برای احباط ذکرشده است: ۱. ارتکاب کسی به گناه کبیره که تمام اعمال شایسته پیشین او را نابود گرداند. ۲. مکلف پاداش قبلی را با معصیت بعدی نابود گرداند. ۳. شیخ برخلاف متکلمان این گونه تعریف نموده است: حبوط یعنی عملی که بر خلاف دستور أنجام گیرد فرق این، با دو تعریف قبل در این است که متکلمان احباط را چه در عمل چه در پاداش بعد از تحقق عمل می دانند، اما شیخ می گوید حبط یعنی از إبتدا عمل به گونه مطلوب صورت نگرفته است.(۱۸) برای تکفیر نیز تعریف هایی شده است: ۱ـ تکفیر، عبارت است از محوشدن سیئات توسط حسنات. ۲ـ تکفیر عبارت است از محوشدن کیفر قلیل توسط پاداش کثیر. أقوال در مسأله: در این باب دو قول مشهور وجود دارد: ۱. اکثر امامیه و اشاعره و… آن را باطل دانسته و مستلزم قبح می دانند. ۲. جمهور معتزله وخوارج احباط و تکفیر را صحیح می دانند. نظر شیخ(ره): در مسأله احباط وتکفیر: إیشان با صراحت تمام، احباط عبادات را از جهت عقل و نقل باطل و محال می داند، وی معتقد است که هرگاه مؤمنی مستحق پاداش شد، تا زمانی که مؤمن است، هیچ چیزی نمی تواند ثواب او را نابود کند. او تکفیر را همانند احباط باطل می شمارد و هیچ چیزی را جز تفضّل خداوند زایل کننده کیفر نمی داند.البته میان تکفیر و تفضّل تفاوت فاحشی است زیرا اولاً: طبق تعریف متکلمان تکفیر شامل تفضّل نمی شود، ثانیاً: تکفیر به اعمال یا لازم اعمال مکلف برمی گردد اما تفضّل این گونه نیست. ادله شیخ بر بطلان احباط : آیات:۱. ؤأما الذین آمنوا وعملوا الصالحات فیوفّیهم اُجورهم آل عمران‎/،۵۷ در این آیه خداوند متعال دادن پاداش را برای صالحان مطلقاً تضمین نموده است ۲. فمن یعمل مثقال ذّره خیرا یرهُ. ومن یعمل مثقال ذرّه شراً یره زلزله /۷ـ۸ ، طبق این آیه، هیچ طاعت و معصیتی انجام نمی شود مگر که به آن جزا داده شود.(۱۹) دلایل عقلی: قائلین به احباط برآنند که اثبات کنند که میان ثواب و عقاب نسبت تضاد وجود دارد، أما شیخ به دو دلیل اثبات می کند که حسنات و سیئات ضد یک دیگر نیستند. دلیل اول: در اینکه محو شدن هر چیزی از ناحیه ضدش امکان پذیر است شکی درآن نیست، إما بین طاعت و معصیت تضادی وجود ندارد، مقدمه اول مورد قبول همگان است، اما برای مقدمه دوم چنین استدلال می کند: فرمان بری و نافرمانی هر دو از یک جنس و از یک نوع عمل است، عین همان کاری که برای فرمان بری سر می زند، جایز است برای نافرمانی أنجام شود؛ مانند نشستن در خانه که اگر با اذن باشد طاعت، و اگر بدون اذن باشد معصیت شمرده می شود، پس بین این دو تضادی وجود ندارد، در نتیجه احباطی در کار نیست.(۲۰) دلیل دوم: اگر تحابط جایز باشد توالی فاسد ذیل را در بر دارد: ۱.کسی که به صورت مساوی کار نیک و زشت أنجام داده باشد، باید همانند کسی باشد که نه معصیت از او سر زده و نه طاعتی را انجام داده، حال آنکه این امر قابل قبول نیست. ۲. کسی که ثواب زیادی دارد و در مقابل معصیتی نیز از او سر زده است باید مانند کسی باشد که هیچ معصیتی از او سر نزده است. ۳. فردی که در ابتدا کار نیک انجام داده وسپس معصیتی از او سر زده که آن معصیت نسبت به کار نیکش بیشتر است. باید مثل کسی باشد که اصلا کار نیکی انجام نداده است، همه این امور باطل ومحال است، چون مستلزم ظلم و قبح است، بنابراین احباط، باطل و محال است.(۲۱) پی نوشت ها:
1. یاد نامه شیخ، ج،۱ ص۱۸۶ . ۲. همان ،ص۱۸۹ . ۳. همان. ۴. شیخ طوسی، فهرست، ۱۸۵ . ۵ . شیخ طوسی ، تفسیرتبیان، ج،۴ص۴۰‎ 6. همان ص.۱۸۶. ۷. شیخ طوسی ، الاقتصار فیمایعتلق بالاعتقاد ص ۲۵-۲۶. ۸ .شهید مطهری، مجموعه آثار، ج،۶ ص ۸۷۸. ۹.تبیان، ج،۸ ص۴۷۸. ۱۰. شیخ طوس، الرسائل العشر،ص۷۴. ۱۱.شیخ طوسی، تمیهد الاصول، ص ۳۲. ۱۲. شیخ طوسی، تلخیص الشافعی، ج،۱ ص ۴۹. ۱۳. شیخ طوسی، الاقتصاد فیما یتعلق با الاعتقاد،ص ۲۹۸. ۱۴. التبیان، ص ۵۶۱. ۱۵.شیخ طوسی، تلخیص الشافعی، ص ۴۵. ۱۶.شیخ طوسی، الاقتصاد فیمایعتلق بالا عتقاد، ص ۳۰۷. ۱۷.فرهنگ نامه قرآنی ،ج،۲ ص ۶۳۹ . ۱۸. الاقتصاد فیما یعتلق بالا عتقاد،ص۲۰۰. ۱۹.التبیان،ج،۱۰ ص۳۹۵. ۲۰. الاقتصاد فیما یعتلق با لا عتقاد، ص ۱۹۴. ۲۱.همان.
منبع: خرد نامه همشهری
 

نوشته قبلی

هشدارهای نبوی

نوشته‌ی بعدی

نقش اخلاق در سیره عملی پیامبر اسلام

مرتبط نوشته ها

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی
نظام ولایت فقیه

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

نظم جدید و قدرت جهانی ایران
ویژه جنگ رمضان

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

سیره اخلاقی امام هادی (ع)
امام هادی (ع)

نامه های امام هادی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

نوشته‌ی بعدی

نقش اخلاق در سیره عملی پیامبر اسلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

نظم جدید و قدرت جهانی ایران

سیره اخلاقی امام هادی (ع)

نامه های امام هادی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا