انذار و اندرز در قرآن (مروری بر شیوه های تربیتی قرآن کریم )
۱٫ معرفی الگو
روش الگویی از مهم ترین و رایج ترین روش های تریتی است که در قرآن کریم بارها به آن اشاره شده است . الگو یا همان اسوه ، به معنای پیشوا و نمونه و سرمشق است. برخی از این آیه ها چنین است:۱٫ لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا لقاء الله و الیوم الاخر(احزاب: ۲۱)بدون شک، برای شما در (اقتدا به) رسول خدا سرمشقی نیکوست ، برای آن که به خدا و روز بازپسین امید دارد .۲٫ قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم والذین معه (ممتحنه :۴)بی گمان برای شما در (پیروی از) ابراهیم و کسانی که با اویند ، سرمشقی نیکوست .۳٫ لقد کان لکم فیهم اسوه حسنه؛ قطعاً برای شما در (پیروی از) آنان سرمشقی نیکوست» .(ممتحنه: ۶)وجود الگو های بزرگ و راستین ، همواره عاملی موثر در تربیت انسان است. هم از این روست که پاکی و عصمت، در همه پیامبران و امامان شرط است تا سخن ، عمل و سکوتشان همه راهنما و حجت باشد و الگوهایی در همه زمینه ها باشند.(۱)همچنین در قرآن کریم به جز پیامبران الهی، مؤمنان نیز در ردیف الگو معرفی شده اند. برای نمونه، درباره کسانی که نمونه کامل عبادت و بندگی اند چنین آمده است:کانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون و بالاسحارهم یستغفرون و فی اموالهم حق للسائل و المحروم (ذاریات: ۱۷-۱۹)از شب اندکی را می غنودند و در سحرگاهان از خدا آمرزش می خواستند و در اموالشان برای سائل و محروم حقی معین بود.یا آنکه نمونه ایثار و انفاق در راه خدایند، چنین توصیف شده اند:ویؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه. (حشر۹)و دیگران را بر خویش مقدم می دارند ، هر چند خود بدان نیازمند باشند.پیام متن: شناساندن الگوهای شایسته دینی ، یکی از مهم ترین و مؤثر ترین شیوه های تربیت عملی است که راه دست یابی به هدف های والا را نزدیک تر و آسان تر می کند.
۲٫ تشویق
از دیگر روش های اثرگذاری تربیتی ، تشویق است که در قرآن کریم از آن با لفظ « تبشیرو بشارت» یاد شده است . درعلم روان شناسی امروز نیز این بر شیوه ، بسیار تأکید می شود.روش تشویق، عبارست است از ارائه یک محرک مطلوب پس از انجام دادن رفتار مطلوب ، برای افزایش ، تکرار و تثبیت آن رفتار، برای نمونه، پس از سلام کردن متربی ، هدیه ای به او تقدیم یا او را با کلامی تشویق می کنیم .(۲)تشویق ، رغبت های درونی فرد را برای انجام دادن کار مورد نظر بی می انگیرد و روحیه او را برای در پیش گرفتن رفتار شایسته تقویت می کند.پیامبران الهی و معصومین علیهم السلام برای اساسی ترین هدف خود، یعنی شکوفا ساختن فطرت الهی در انسان ها ، از عامل مهم تشویق بهره می بردند.در قرآن نیز خداوند بارها انسان ها را به دادن پاداش در مقابل نیکی ها بشارت داده است . امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره نقش تشویق و تنبیه الهی در تربیت آدمی می فرماید: خدای مهربان پاداش را بر طاعت و کیفر را بر گناه خود قرار داده است تا بندگانش را از عذاب خویش باز دارد و به سوی بهشت روانه سازد.(۳)برخی از نمونه های ظاهری تشویق بنا بر آنچه در قرآن آمده است عبارتند از شکل گفتاری و کلامی، مالی، عاطفی و روانی ، معنوی و ارزشی ، علمی و فعلی.در سیره پیامبر خدا و معصومین علیهم السلام استفاده از شیوه تربیتی تشویق بسیار به چشم می خورد .برای نمونه ، در روایت است : نوجوانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود، عطسه زد و پس از آن بنا بر سیره و سنت مسلمان گفت : «الحمد لله رب العالمین» در این هنگام که پیامبر شاهد این جریان بود ، به او فرمود : «بارک الله فیک؛ آفرین بر تو باد » و با این گفتار خویش ، او را تشویق کرد.(۴)همچنین نقل می کنند : روزی کمیت بن زید اسدی، شاعر بزرگ شیعی به حضور امام باقر علیه السلام شرف یاب شد و اشعاری را برایشان خواند. امام باقر علیه السلام هدیه ای به همراه جامه ای به او داد . کمیت گفت : به خدا سوگند ، من شما را برای مسائل دنیوی برنگزیدم . اگر چنین می خواستم، به کسانی روی می آوردم که دنیا را در چنگ خود دارند. شما را برای ارزش های عالی انسانی و دینی برگزیده ام . از این رو، لباس های شما را که نمونه ای از معیار انتخاب شماست ، برمی گزینم .(۵)پیام متن: اگر با نیکوکار و بدکار یکسان رفتار شود، نظام تربیت ناکار آمد و میل به بدی و بی میلی به خوبی افزون می شود. بنابراین باید نیکوکار را تشویق کرد تا زمینه برای انجام دادن کارهای شایسته ، آماده تر و از تمایل او به انجام دادن کارهای ناروا کاسته شود.
۳٫ هشدار(انذار)
انسان همواره در معرض خطا و اشتباه است و نفس سرکش، همواره او را به سوی بدی ها فرا می خواند، همان گونه که در قرآن کریم می خوانیم « ان النفس لاماره بالسوء؛ آدمی را به گناه و بدی فرمان می دهد » (یوسف ۵۳)به سبب خطرناک بودن نفس اماره ، خداوند گاهی شیوه انذار و هشدار را در پیش می گیرد تا بدین گونه خواسته های او را تعدیل و از طغیانش کاسته شود .بر این اساس در برخی شرایط ، انذار، بهترین راه نجات آدمی از تباهی و مایه حیات بخشی وی است .خداوند همان گونه که بارها از شیوه تربیتی تشویق برای انگیزه دادن به بندگانش در راه عمل تبه دستورهای دینی استفاده کرده ، انذار را نیز برای بیداری و تربیت انسان ها لازم دانسته است . به تعبیر زیبای سعدی:درشتی و نرمی به هم در ، به است چو رگ زن که جراح و مرهم نه استاز نمونه های تنبیه و ترساندن در قرآن ، رفتار نادرست و ناپسند قوم یهود و واکنش تنبیه گونه خداوند در برابر رفتار ناشایست آنهاست . خداوند در قرآن می فرماید:فبظلم من الذین هادو حرمنا علیهم طیبات احلت لهم و بصدهم عن سبیل اله کثیرا.(نسا ۱۶۰)پس به سزای ستمی که از یهودیان سر زد و به سبب آنکه مردم بسیاری را از راه خدا باز داشتند چیزهای پاکیزه ای که بر آنان حلال شده بود ، حرام کرد.علی علیه السلام نیز نسبت دهندگان ناروا را تنبیه می گرد، بدین گونه که نقل می کنند، روزی دو مرد با هم نزاع می کردند . یکی از آنان به فرد مقابل دشنام داد و گفت: پدرت دیوانه است . دیگری نیز همان نسبت را به او داد. آنان را نزد علی علیه السلام آوردند . حضرت تازیانه ای به دست اولی داد و گفت : بیست ضربه به او بزن . سپس تازیانه را از دستش گرفت و به دومی داد و گفت : تو نیز بیست ضربه به او بزن و بدین ترتیب ، هر دو را تنبیه کرد.(۶)پیام متن: برای اصلاح کسانی که با مدارا و رفتار نرم اصلاح نمی شوند ، شیوه انذاز، مجازاتی نیکو است .لطف حق با تو مداراها کند چون که از حد بگذرد، رسوا کند(مولوی)
۴٫ اندرزهای شایسته
از دیگر روش های مهم تربیت در قرآن ، موعظه است و در اسلام نیز به آن بسیار سفارش شده است . انسان فطرتی خدا آشنا و آگاه به خوب و بد دارد . با این حال ، مسیر پرفراز و نشیب زندگی و سرگرمی های روزانه زندگی، آدمی را از این آگاهی و شناخت دور می سازد و گاه در دام وسوسه های نفسانی گرفتار می کند. موعظه ، غبار های نشسته بر چهره فطرت را می زداید و حس خداجویی آن را همواره بیدار نگه می دارد . امام خمینی رحمه الله در این باره می فرماید : « انسان باید هم خودش را موعظه کند و هم در معرض موعظه واقع شود. هیچ انسانی نیست که محتاج به موعظه نباشد.»(7) در این میان ، بهترین موعظه ها قرآن کریم است زیرا موعظه خداوند برای مردم است . در قرآن کریم در این باره آمده است :یا ایها الناس قد جاءتکم موعظه من ربکم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمه للمؤمنین .ای مردم به یقین برای شما از سوی پروردگارتان اندرزی و درمانی برای آنچه در سینه هاست و رهنمود و رحمتی برای گروندگان به خدا آمده است .(یونس ۵۷)قرآن کریم سرشار از موعظه هایی است که جان های خفته را بیدار می کند و غبار فراموشی را از جان ها می زداید . مواعظ قرآن گاه بر محور سرگذشت پیشینیان شکل می گیرد که جنبه عبرت آموزی دارد، چنان که خداوند در قرآن می فرماید:و کلا نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فؤادک و جاءک فی هذا الحق و موعظه و ذکری للمؤمنین .(هود ۱۲۰)ما حکایت و اخبار پیامبران را بر تو بیان می کنیم تا قلب تو را به آن قوی و استوار داریم و در این اخبار، راه حق و ثواب بر تو روش شود و اهل ایمان را موعظه و تذکر باشد.گاه نیز خداوند در قرآن با یادآوری نعمت ها موعظه می کند و غفلت فرد یا جمع را در پرتو نعمت هایی که در گذشته بخشیده است ، می زداید و مخاطب را به سوی شکر گزاری از نعمت ها و در نتیجه، استفاده درست از آنها رهنمون می شود.پیام متن: موعظه، زنگ بیدار باش آدمی از خواب غفلت و سپس به حرکت واداشتن او به سوی هدف های والاست .
برخی از آداب اندرز و موعظه
برخی مکتب های تربیتی ، گاه پند و موعظه را امری منفی می دانند، زیرا به گمان آنان، موعظه گاهی وقت ها حس مقاومت و بلکه لجاجت را در شنونده برمی انگیزد . البته درقرآن کریم نیز به هرگونه موعظه ای توصیه نشده، بلکه خداوند موعظه ای را سفارش می کند که به تعبیر قرآن، حسنه باشد ، آنجا که می فرماید:ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه (نحل: ۱۲۵)مردم را با حکمت و موعظه حسنه به راه خدا دعوت کن.اگر اندرز دادن به دور از هرگونه خشونت ، تحقیر، برتری جویی و تحریک حس لجاجت باشد، اثرمی بخشد و همگان نیز آن را تأیید می کنند. (۸) موسی و هارون وقتی به دستور پروردگار مأمور ارشاد و هدایت فرعون شدند، خداوند به آنان فرمود:فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی. (طه ۴۴)با او سخنی نرم گویید ، شاید که پند پذیرد یا بترسد.نمونه دیگر نیکو و حسنه بودن موعظه آن است که موعظه کننده به آنچه می گوید: عامل و ، پند او بر گرفته از عمل و اعتقادش باشد.طبیبی که باشد ورا زرد روی از او داروی سرخ رویی مجوی (سعدی)خداوند در قرآن بالحنی سرزنش آمیز می فرماید:لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون (صف: ۲ و ۳)چراچیزی می گویید که انجام نمی دهید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگوئید و انجام ندهید.محتوای موعظه باید حقیقت ها و مواقعیت هایی باشد که فطرت انسان به سادگی آن را درک کند. همچنین شیوایی و روانی وعظ و کوتاه بودن آن ، در اثرگذاری پند بسیار مهم است. اگر موعظه در زمان های مناسب و سنجیده به کار رود، موثرتر و گیراتر خواهد بود. برای نمونه ، هنگام تجمع گروهی در مراسم تشییع جنازه فردی که زندگی را بدرود گفته است ، بهتر می توان آنان را به قیامت ، فان بودن دنیا و پی آمدهای کارها متوجه ساخت.گاهی سختی کوتاه و رسا با کنایه و اشاره ، قلب و روح انسان را دگرگون می کند. نقل شده است که روزی حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از کنار خانه بشرحافی در بغداد می گذشت که صدای ساز و آواز از آن بلند بود. در این هنگام ، کنیزکی از خانه بیرون آمد. حضرت از او پرسید : صاحب این خانه آزاد است یا بنده ؟ کنیزک گفت : آزاد است. حضرت فرمود: راست گفتی، چون اگر بنده بود، از مولای خود می ترسید . کنیزک داخل خانه شد و ماجرا را برای بشر نقل کرد. بشر با پای برهنه دوید و خود را به آن حضرت رساند ، غذرخواست و گریست و توبه کرد….(۹)پیام متن: ۱- بیشتر انسان ها موعظه را بهتر از امر و نهی کردن می پذیرند. زبان موعظه باید نرم و گیرا باشد تا سبب رفت قلب شود، به گونه ای که موعظه شونده به خیرخواهی موعظه گر ایمان بیاورد .۲- موعظه کننده باید به وضع روانی و روحی مخاطب توجه داشته باشد. از این رو، گاهی موعظه مستقیم و در جمع موثر است و گاهی غیر مستقیم و کنایه آمیز.
پی نوشتها:
۱- نک : جمعی از نویسندگان ، تفسیر نمونه ج ۲۴ ص ۲۴۲- درآمدی بر نظام تربیتی اسلام ، مرکز جهانی علوم اسلامی ص ۱۵۸۳- نهج البلاغه حکمت ۳۲۸٫۴- درآمدی بر نظام تربیتی اسلام، ص ۱۶۰۵-داوود حسینی، جایگاه تشویق و تنبیه در اسلام ، ص ۳۹٫۶-تشویق و تنبیه در اسلام ، ص ۴۰٫۷- صحیفه امام (مجموعه آثار امام خمینی ) رحمه الله تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۹، ج ۱۴، ص ۳۹۵٫۸-تفسیر نمونه ج ۱۱، ص ۴۵۶۹- نک: مصطفی دلشاد تهرانی ، سیری در تربیت اسلامی، تهران، ذکر ۱۳۷۶ ص ۲۹۴٫
منبع: ماهنامه ی طوبی ۲۵

















هیچ نظری وجود ندارد