. انکار حديث «علي مع الحق و الحق مع علي»
از جمله احاديثي که دلالت بر امامت و عصمت امام علي× دارد و فريقين در پذيرش آن شبههاي ندارند، این حديث است که پیامبر اکرم| میفرمایند: «علي مع الحق والحق مع علي؛ علی با حق است و حق با علی است». اما ابنتيميه در اسناد آن شبهه ايجاد ميکند و ميگويد:
من أعظم الكلام كذباً وجهلاً، فإنّ هذا الحديث لم يروه أحد عن النبي|، لا بإسناد صحيح ولا ضعيف، فكيف يقال: إنّهم جميعاً رووا هذا الحديث؟ وهل يكون أكذب ممّن يروي عن الصحابة والعلماء أنّهم رووا حديثاً، والحديث لايعرف عن واحد منهم أصلاً، بل هذا من أظهر الكذب.
اين سخن از بزرگترين دروغها و نادانيهاست؛ زيرا هيچ کس اين حديث را از پيامبر| نقل نکرده است؛ نه با سند صحيح و نه با سند ضعيف! پس چگونه بعضي ميگويند: تمامي محدثان آن را نقل کردهاند؟ آيا دروغتر از کسي که بگويد صحابه و علماء، حديثي را نقل کردهاند، در حاليکه هيچ کدام از آنان اين حديث را نقل نکردهاند وجود دارد؟ بلکه اين آشکارترين دروغ است!([1])
نقد و بررسي:
این حدیث را بزرگان اهل تسنن از قول اصحاب پیامبر| که در زیر آورده میشود نقل کردهاند:
الف) اميرمؤمنان×
ترمذي در «سنن» و حاکم نيشابوري در «المستدرک علي الصحيحين» اين حديث را از امیرالمؤمنین× نقل کردهاند.([2])
ب) ام سلمه همسر پيامبر اکرم|
حديث مزبور را طبراني، ابوبشر دولابي، خطيب بغدادي و ابنعساکر نقل کردهاند.([3])
پ) سعدبن ابيوقاص
اين حديث را بزاز نقل کرده و هيثمي پس از نقل آن ميگويد:
يکي از راويان آن، سعدبن شعيب است، من او را نميشناسم اما ديگر افراد اين سند، مورد اطمينان هستند.([4])
ت) ابوسعيدخدري
حافظ ابويعلی، حدیث مذکور را از قول ابو سعید خدری نقل کرده است و هيثمي پس از نقل آن در «مجمع الزوائد» ميگويد:
اين حديث را ابويعلي نقل کرده و همة راويان آن ثقه و مورد اطمينان هستند.([5])
ث) عايشه
ابنقتيبه دينوري، در «الامامهًْ و السياسهًْ» به نقل اين حديث از عایشه پرداخته است.([6])
ج) کعب بن عجزه
طبراني در «المعجم الکبير» حدیث مزبور را از قول کعب بن عجزه نقل نموده است.
متقي هندي در «کنزالعمال» در این باره ميگويد:
هرگاه بين مردم تفرقه و اختلاف شد، علي و يارانش برحق هستند.([7])
علي داناترين افراد به تفسير قرآن است تا آنجا که ابنعباس ميگويد:
آنچه از علم تفسير در نزد من است از علي× گرفتهام.([8])
اعتراف بزرگان اهل تسنن درباره حديث
روايت مزبور را بسياري از بزرگان اهل تسنن نقل و تصحيح کردهاند؛ از جمله:
هيثمي در «مجمع الزوائد» پس از نقل حديث ميگويد:
رواه أبويعلی و رجاله ثقات.([9])
ابویعلی آن را نقل نموده و راویانش ثقه هستند.
حاکم نيشابوري در «المستدرک علي الصحيحين»، جلد۳، صفحه۱۲۴ ميگويد:
هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه.
این حدیث بنا به شرط مسلم (برای صحت حدیث) صحیح است ولی مسلم و بخاری آن را نقل نکردهاند.
ابن عساکر در «تاريخ بغداد»، جلد۱۴، صفحه۳۲۲ و ابنقتيبه دينوري در «الإمامهًْ والسياسهًْ»، جلد ۱، صفحه۹۸ و فخررازي در «تفسير کبير»، جلد ۱، صفحه۲۰۵ و در «المحصول»، جلد۶، صفحه۱۳۴ و… آن را نقل کردهاند.
تبصره: گاهی رسول اکرم|، علی× را در کنار قرآن قرار داده و میفرمایند:
علي مع القرآن والقرآن مع علي لن يفترقا حتى يردا على الحوض.
علي با قرآن است و قرآن با علي است و از هم جدا نميشوند تا اينکه در کنار حوض نزد من آيند.
اين روايت را حاکم نيشابوري در «المستدرک» نقل کرده و ميگويد:
هذا حديث صحيح الاسناد وأبو سعيد التيمي هو عقيصاء ثقه مأمون ولم يخرجاه.([10])
اين روايت داراي سند صحيحي است و ابوسعيد تيمي، نام او عقيصاء است و ثقه و مورد اطمينان؛ اما اين روايت را (بخاري و مسلم در صحاشان) نياوردهاند.
[1]) ابنتيميه، احمد، منهاج السنهًْ، ج4، ص238.
[2]) ترمذي، محمد، سنن ترمذي، ج5، ص297؛ حاکم نيشابوري، ابوعبدالله محمد، المستدرک علي الصحيحين، ج3، ص119.
[3]) هيثمي، علي، مجمع الزوائد، ج7، ص235 و ج9، ص134؛ خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج14، ص322؛ ترجمه اميرالمؤمنين، تاريخ مدينهًْ دمشق، ج20، ص261 و ج42، ص419.
[4]) هيثمي، علي، مجمع الزوائد، ج7، ص235.
[5]) همان، ص234.
[6]) دينوري، ابومحمدعبدالله، الامامهًْ و السياسهًْ، ج1، ص98.
[7]) متقي هندي، علي، کنزالعمال، ج11، ص621.
[8]) فيض القدير في شرح الجامع الصغير، ج4، ص357؛ دراسات في منهاج السنهًْ، ص231.
[9]) هيثمي، مجمع الزوائد، ج7، ص235.
[10]) حاکم نيشابوري، ابوعبدالله محمد، المستدرک، ج۳، ص۱۲۴؛ سيوطي، جلالالدين، الجامع الصغير، ج۲، ص۱۷۷.
















هیچ نظری وجود ندارد