انفاق و کمک به نیازمندان
امام صادق در تفسیر آیه « … هُدىً لِلمُتَّقین» فرمود:
«اَلمُتَّقونَ شیِعَتُنا الَّذیِنَ یُؤمِنُونَ بِالغَیبِ و یُقیِمُونَ الصَّلاهَ و مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقُونَ»؛
«متقین شیعیان ما هستند که به غیب ایمان داشته، نماز را برپا مىدارند و از آنچه خدا روزى آنان کرده، انفاق مىنمایند».[۱]
آن حضرت در روایتى دیگر فرمود:
«إنَّما الشِّیعَهُ مَن … إن أَتاهُم ذُو حاجَهٍ رَحِمُوهُ»؛ «همانا شیعه کسى است که اگر نیازمندى نزد او بیاید، به او رحم کند».[۲]
و نیز فرمود:
«اِختَبِرُوا شیِعَتَنا فِى خَصلَتَینِ … المُحافَظَهِ عَلَى الصَّلاهِ والمُواساهِ لِلأِخوانِ و إن کانَ شَیئا قَلیلاً»؛
«شیعیان ما را با دو خصلت امتحان کنید: یکى در مراقبت از اوقات نماز و دیگرى کمک به برادران دینى؛ هرچند اندک باشد».[۳]
گستره انفاق
انفاق به معناى اعطا و بخشش چیزى در راه خداست؛ به تعبیر دیگر، انفاق عبارت از بذل رایگان تمام یا بخشى از سرمایههاى انسان در راه خدا و براى کسب رضایت اوست، که این امر گاهى در اموال و سرمایههاى مادى انسان است؛ مانند کمک مالى به فقیر، ساختن مدرسه، بیمارستان و… گاهى نیز در سرمایههاى معنوى است؛ مانند صرف کردن وقت، علم و دانش و امثال این امور در راه کمک به افراد نیازمند و امور خیر. انفاق در راه خدا، همه این امور را شامل مىشود.
قرآن کریم در اوصاف متقین مىفرماید:
«اَلَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ ویُقیمونَ الصَّلوهَ ومِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون»؛
«متقین کسانى هستند که به غیب ایمان مىآورند و نماز را برپا مىدارند و از آنچه روزى آنان کردهایم انفاق مىنمایند».[۴]
در این آیه، خداوند نگفته است: «و من أموالهم ینفقون»؛ «آنان از اموالشان انفاق مىکنند» بلکه مىفرماید: «و مِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون»؛ «از آنچه روزى آنان کردهایم انفاق مىنمایند».
چنین تعبیرى شامل تمام مواهب و روزىهاى مادى و معنوى، که خداوند نصیب انسان کرده است، مىشود.
در روایات نیز دامنه انفاق فراتر از انفاق مادى بیان شده است.
پیامبراکرم فرموده:
«کُلُّ مَعروفٍ صَدَقَهٌ اِلى غَنِىٍّ اَو فَقیرٍ فَتَصَدَّقُوا و لَو بِشِقِّ تَمرَهٍ»؛ «هر کار نیکى صدقه است؛ چه صدقهگیرنده فقیر باشد یا ثروتمند. پس صدقه بدهید؛ هرچند نیمى از خرما باشد».[۵]
با توجه به آیه و روایت مذکور، انفاق گستره وسیعى دارد که شامل اعطاى همه سرمایههاى مادى و معنوى انسان به تمام افراد نیازمند مىشود. از این رو مؤمنان نه تنها وظیفه دارند از اموال خود در راه خدا انفاق نمایند، بلکه از عقل، دانش، نیروى جسمى، وقت، هنر و هر سرمایه دیگرى که خدا در اختیار آنان قرار داده، به نیازمندان ـ اعم از اینکه از جهت مالى فقیر باشند و یا ثروتمند ـ یا راههاى خیر دیگر کمک نمایند. ازاینرو آنان که از سرمایههاى مادى بهرهاى ندارند نباید احساس نمایند که از انجام این کار خیر و عظیم محروماند. بلکه باید بدانند راه انفاق همیشه براى آنان باز است و آنان مىتوانند از دیگر سرمایههاى خود به دیگران کمک کرده، از برکات و اجر فراوان این عمل بهرهمند شوند؛
تا توانى به جهان خدمت محتاجان کن بدمى یا درمى یا قلمى یا قدمى
انفاق در راه خدا از جهت حکم تکلیفى نیز بر دو قسم است:
۱٫ انفاق واجب:
اسلام در مواردى، هزینه کردن بخشى از اموال را بر مسلمانان واجب نموده است؛ همچون پرداخت خمس، زکات، کفّارات و نذر که هر مکلّفى وظیفه دارد در صورت واجد شرایط بودن، مقدار معینى از اموال خود را در راههاى مذکور و به شکلى که اسلام فرمان داده پرداخت نماید. افزون بر موارد مذکور، گاه انفاق و هزینه کردن اموال در مواردى خاص نیز بر فرد مسلمان واجب مىشود؛ همچون موردى که مسلمان یا انسان محترمى محتاج و مضطر گردد و توان رفع احتیاج خود را نداشته باشد و یا جامعه اسلامى نیازمند هزینه کردن اموالى گردد که از توان حکومت اسلامى خارج باشد؛ همچون تأمین هزینه جنگ و جهاد، ساختن مدرسه، بیمارستان و دیگر نیازهاى ضرورى جامعه که در چنین مواردى نیز ثروتمندان موظفاند بخشى از اموال خود را در راههاى مذکور هزینه نمایند تا جان، آبرو و امنیّت برادر مسلمان و یا جامعه اسلامى در معرض تهدید و خطر قرار نگیرد.
۲٫ انفاق مستحب:
عبارت است از بخشش قسمتى از سرمایه ـ به غیر از حقوق واجب ـ در راه خدا و کارهاى خیر که در شرع حدّ و اندازه مشخصى براى آن تعیین نگردیده است و مقدار آن به اختیار انفاقکنندگان گذاشته شده است.
از دو قسم انفاق، آنچه در این بحث بیشتر درصدد بیان آن هستیم و اهلبیت آن را از اوصاف شیعیان خود برشمردهاند همین قسم از انفاق است؛ زیرا انفاقهاى واجب وظیفه و تکلیف همه مسلمانان است که باید آن را از سرمایههاى خود خارج کرده، به نیازمندان کمک نمایند؛ اما آنچه وظیفه واجب مسلمانان نیست و به واسطه عمل به آن شخص از دیگر انسانها متمایز مىگردد همین انفاقهاى مستحبى است؛ هرچند برخى آیات و روایاتى که در این بحث، به آنها اشاره مىگردد شامل انفاقهاى واجب نیز مىشود.
اهمیت انفاق در نظر اسلام
انفاق در راه خدا و کمک به نیازمندان، یکى از صفات حمیده و پسندیده و نمایانگر حس همدردى انسان با فقیران و محرومان جامعه و حاکى از احساس مسئولیتى است که شخص در مقابل مستمندان و جامعه اسلامى و حتى در مقابل خداوند دارد. این عمل پسندیده و نیک آثار فراوانى براى جامعه به دنبال دارد؛
فاصله طبقاتى میان فقیر و غنى را کاهش مىدهد و جامعه از بسیارى از آلودگیها و فسادها و ناهنجاریها پاک مىشود و گاه از هلاکت و نابودى نجات پیدا مىکند؛ زیرا اگر به واقعیت امور توجه شود این حقیقت آشکار خواهد شد که ریشه بسیارى از مفاسد اخلاقى، فرهنگى، اجتماعى در جامعه فقر و ندارى و نیاز افراد به کمک دیگران است که اگر این نیازها از سوى دیگر افراد جامعه برطرف شود، شخص نیازمند براى تأمین نیاز خود مرتکب گناه و کار خلاف نخواهد شد.
از طرف دیگر، انفاق بسیارى از رذایل اخلاقى، همچون بخل، مالاندوزى و دنیاطلبى را از وجود انفاق کننده محو کرده و باعث رشد و نمو صفات اخلاقى و پسندیده در وجود وى مىگردد. از این رو اسلام براى انفاق و کمک به دیگران اهمیت فوقالعادهاى قائل شده و جایگاه بسیار رفیعى را براى این صفت حمیده در نظر گرفته است.
دلایل اهمیت و ارزش این عمل به شرح ذیل است:
الف. فرمانها و سفارشهاى مؤکد
انفاق، به اندازهاى از نظر اسلام ارزش دارد که خداوند متعال و اولیاى الهى با دستورهاى مؤکد و سفارشهاى فراوان، مؤمنان را به انفاق در راه خدا ترغیب و تشویق نموده، به آنان توصیه کردهاند که قبل از آنکه زمان بگذرد و عمر و سرمایههاى آنان از بین برود از انفاق به نیازمندان غفلت نورزند.
خداوند در قرآن کریم خطاب به مؤمنان مىفرماید:
«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَنفِقوا مِمّا رَزَقنـکُم مِن قَبلِ اَن یَأتِىَ یَومٌ لا بَیعٌ فیهِ ولا خُلَّهٌ ولا شَفـعَهٌ»؛
«اى کسانى که ایمان آوردهاید! از آنچه به شما روزى دادهایم انفاق کنید؛ پیش از آنکه روزى فرا رسد که نه خرید و فروشى است و نه دوست و شفاعتى».[۶]
در جاى دیگر مىفرماید:
«واَنفِقوا مِن ما رَزَقنـکُم مِن قَبلِ اَن یَأتِىَ اَحَدَکُمُ المَوتُ فَیَقولَ رَبِّ لَولا اَخَّرتَنى اِلى اَجَلٍ قَریبٍ فَاَصَّدَّقَ واَکُن مِنَ الصّــلِحین»؛
«از آنچه به شما روزى دادهایم انفاق کنید؛ پیش از آنکه مرگ یکى از شما فرا رسد و بگوید: پروردگارا، چرا مرگ مرا براى مدت کمى به تأخیر نینداختى تا در راه خدا صدقه دهم و از صالحان باشم».[۷]
پیامبر اکرم نیز مىفرماید:
«تَصَدَّقوا و لَو بِصاعٍ مِنَ التَّمرِ، و لَو بِبَعضِ صاعٍ و لو بِقَبضَهٍ و لو بِبَعضٍ قَبضَهٍ و لَو بِتَمرَهٍ و لَو بِشِقِّ تَمرَهٍ! فَاِنَّ اَحَدَکُم لاقى اللّهَ، فَقالَ لَه: اَلَم اَفعَل بِک؟ اَلَم اَجعَلکَ سَمیعا بَصیرا؟ اَلَم اَجعَل لَکَ مالاً و وَلَدا؟ فَیَقُولُ: بَلى، فَیَقُولُ اللّهُ تَبارَکَ و تَعالى: و أُنظُر ما قَدَّمتَ لِنَفسِکَ قال: فَیَنظُرُ قُدّامَهُ و خَلفَهُ و عَن یَمیِنِهِ و عَن شِمالِهِ، فَلا یَجِدُ شَیئا یَقِىَ بِهِ وَجهَهُ مِنَ النّارِ»؛
«صدقه بدهید، هرچند به یک صاع از خرما، حتى نصف صاع، حتى یک مشت خرما، حتى نصف مشت، حتى یک خرما، حتى نصف خرما! همانا برخى از شما خدا را ملاقات مىکند. پس به او گفته مىشود: آیا تو را قدرت و توان ندادم؟ آیا تو را شنوا و بینا نکردم؟ آیا به تو مال و فرزند ندادم؟ مىگوید: چرا. پس خداوند مىگوید: پس ببین چه چیز براى خودت فرستادهاى. وى به جلو و عقب و سمت راست و چپ خود نگاه مىکند و چیزى نمىیابد که خود را با آن از آتش جهنم حفظ نماید».[۸]
در قیامت انسان آنقدر محتاج و نیازمند است که گاهى ذرهاى کار خیر یا انفاق در راه خدا مىتواند براى انسان مفید باشد و او را از آتش جهنم نجات دهد. در این روایت پیامبراکرم مىفرماید: حتى اگر نیم دانه خرما مىتوانید انفاق کنید، از آن دریغ نکنید؛ زیرا همین نیم دانه ممکن است باعث نجات شما گردد. قریب همین مضمون در روایات دیگرى نیز از آن حضرت نقل شده است؛
«اِتَّقُوا النّارَ و لَو بِشِقِّ تَمرَهٍ، اِتَّقُوا النّارَ و لَو بِشَربَهٍ مِن ماءٍ»؛
«از آتش جهنم پرهیز کنید، هرچند با نصف خرما باشد. از آتش جهنم پرهیز کنید، هرچند با شربتى از آب باشد».[۹]
اى که دستت مىرسد کارى بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
تیره روزان جهان را به چراغى دریاب
تا پس از مرگ، تو را شمع مزارى باشد
قرآن کریم انفاق و کمک به نیازمندان را معامله با خدا دانسته است که خداوند در این معامله، خود کمک مالى یا غیر مالى را از انفاقگران دریافت کرده و در مقابل سودى عظیم و ارزشمند که قابل مقایسه با آنچه انفاق شده نیست، به انفاقگران عطا مىنماید.
قرآن کریم در این باره مىفرماید:
«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا هَل اَدُلُّکُم عَلى تِجـرَهٍ تُنجیکُم مِن عَذابٍ اَلیم * تُؤمِنونَ بِاللّهِ ورَسولِهِ وتُجـهِدونَ فى سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِکُم…* یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم ویُدخِلکُم جَنّـتٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ ومَسـکِنَ طَیِّبَهً فى جَنّـتِ عَدنٍ ذلِکَ الفَوزُ العَظیم»؛
«اى کسانى که ایمان آوردهاید! آیا نمىخواهید شما را به تجارتى راهنمایى کنم که شما را از عذاب دردناک رهایى مىبخشد؟ [آن تجارت این است که] به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموالتان در راه خدا جهاد نمایید در مقابل خداوند گناهانتان را مىبخشد و شما را در باغى از باغهاى بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است، داخل مىکند و در منازل پاکیزه در بهشت جاویدان جاى مىدهد و این پیروزى عظیمى است».[۱۰]
در آیهاى دیگر قرآن مىفرماید:
«اَلَم یَعلَموا اَنَّ اللّهَ هُوَ … یأخُذُ الصَّدَقـتِ»؛ «آیا نمىدانستند که فقط خدا … صدقات را مىگیرد».[۱۱]
امام صادق نیز مىفرماید:
«ما مِن شَىءٍ إلاّ وُکِّلَ لَهُ مَلَکٌ إلاّ الصَّدَقَهَ فَاِنَّها تَقَعُ فِى یَدِ اللّهِ»؛
«هیچ چیزى نیست مگر اینکه خداوند بر آن فرشتهاى موکّل نموده است؛ جز صدقه، همانا صدقه در دست خداوند قرار مىگیرد».[۱۲]
به همین جهت است که در روایات نقل شده که امام سجاد گاهى که صدقهاى به فقیر مىدادند دست سائل را مىبوسیدند. وقتى علت این امر را از آن حضرت سؤال مىکردند، آن حضرت مىفرمود: «صدقه قبل از اینکه به دست فقیر برسد به دست خدا مىرسد؛ به این علت من دست فقیر را مىبوسم!»[۱۳]
امام صادق نیز در مورد حالات پدرشان امام باقر مىفرماید: «پدرم وقتى چیزى به سائل مىداد، آن را برمىگردانید و مىبوسید و مىبویید. سپس آن را به سائل مىداد».[۱۴]
ج. انفاق؛ نعمت بزرگ الهى به بنده
بسیارند افرادى که کمک کردن به دیگران را نوعى غرامت و ضرر براى خود مىشمارند و از مراجعه افراد نیازمند به در خانه خود ناراحت مىشوند و اگر نیازمندى حاجت خود را از آنان طلب نماید از برآوردن آن امتناع مىورزند و گاه او را به دیگرى حواله مىدهند؛ در حالى که این افراد از حقیقت امر غافلاند و نمىدانند که با آمدن آن حاجتمند به در خانه آنان، خداوند نعمتى را به سوى آنها گسیل داشته است که آنان باید قدر این نعمت الهى را بدانند.
امام حسین در این باره مىفرماید:
«اِعلَمُوا! أَنَّ حَوائجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللّهِ عَلَیکُم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلُ اِلى غَیرِکُم»؛
«بدانید که حاجتهاى مردم به شما از نعمتهاى الهى براى شماست؛ از این نعمتهاى الهى ملول و دلگیر نشوید که خداوند آن را به دیگرى محول خواهد کرد».[۱۵]
بنابراین وقتى حاجتمند و برادر مسلمان یا مؤمنى براى رفع نیازش به انسان مراجعه مىکند باید مؤمنان بسیار شادمان شوند و حاجت برادر نیازمند را به گونهاى نیکو و حتى بیشتر از آنچه طلب مىنماید برآورده سازند و بدانند که او وسیلهاى است که خداوند به درب خانه انسان فرستاده تا توشه سفر آخرت انسان را بر دوش خود حمل کند و به مقصد برساند لذا مؤمنان باید زیرکى و فراست به خرج داده، سعى کنند بار بیشترى را به وسیله او به خانه آخرت خود بفرستند تا در دنیاى دیگر از این توشه ذخیره شده استفاده کنند. امیرالمؤمنین على در وصیتى خطاب به فرزندش امام حسن مىفرماید:
«اِذا وَجَدتَ مِن اَهلِ الفاقَهِ مَن یَحمِلُ لَکَ زادَکَ اِلى یَومِ القِیامَهِ فَیُوافِیکَ بِهِ غَدا حَیثُ تَحتاجُ اِلَیهِ، فَاغتَنِمهُ و حَمِّلهُ اِیّاهُ و اَکبِر مِن تَزوِیدِهِ و اَنتَ قادِرٌ عَلَیهِ، فَلَعَلَّکَ تَطلُبُهُ فَلا تَجِدُهُ»؛
«هرگاه از نیازمندان کسانى را دیدى که توشهات را به سوى آخرت حمل مىکند و در آن روز که به آن محتاج هستى به تو پس دهد وجود وى را غنیمت بشمار و توشهات را بر دوش او حمل کن و اگر توان دارى بار بیشترى بر او حمل نما؛ زیرا ممکن است روزى در جستجوى او برآیى، ولى او را نیابى».[۱۶]
توشه بردارى است بهر منزل فرداى تو مغتنم دان چون به درگاه تو آید سائلى
اما اگر شخص به حاجتمند پاسخ منفى دهد و او را از درب خانه خود براند نه تنها خود را از این نعمت الهى محروم کرده است بلکه خداوند گاه اصل مال و ثروت بنده را نیز از او گرفته و به دیگرى مىسپارد.
على مىفرماید:
«إِنَّ لِلّهِ عِبادا یَخصُّهُم اللّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنافِعِ العِباد، فَیُقِرُّها فِى أَیدِیهِم ما بَذَلُوا، فَاِذا مَنَعُوها نَزَعَها مِنهُم ثُمَّ حَوَّلَها اِلى غَیرِهِم»؛
«خداوند بندگانى دارد که براى تأمین منفعت دیگر بندگانش به آنان نعمتى مىدهد و تا زمانى که آنان از این نعمت به دیگران انفاق نمایند آن را در دست اینان نگه مىدارد؛ اما هرگاه اینان از بذل به دیگران امتناع ورزند، خداوند آن نعمت را از آنان گرفته و به دیگرى مىسپارد».[۱۷]
د. انفاق؛ سرآغاز برکات و پاداش فراوان
انفاق و کمک به دیگران آثار و برکات فراوانى براى انسان، در دنیا و آخرت، دارد و باعث مىشود که هم زندگى دنیایى انسان متحول شود و هم در آخرت از پاداشها و برکات آن بهرهمند گردد. اوّلین اثرى که انفاق در راه خدا دارد، این است که خدا کمبود ظاهرى را که به واسطه برخى انفاقها در مال و سرمایه انسان ایجاد مىگردد از راههایى دیگر جبران مىنماید.
قرآن در اینباره مىفرماید:
«و ما اَنفَقتُم مِن شَىءٍ فَهُوَ یُخلِفُهُ وهُوَ خَیرُ الرّازِقین»؛ «و هر چیزى را در راه خدا انفاق کنید، خدا جایگزین مىکند و او بهترین روزىدهندگان است».[۱۸]
امام صادق نیز در روایتى مىفرماید:
«ثَلاثَهٌ اُقسِمُ بِاللّهِ أَنَّها الحَقُّ، ما نَقَصَ مالٌ مِن صَدَقَهٍ و لا زَکاهٍ»؛
«سه چیز است که سوگند مىخورم حقیقت دارد و یکى از آن سه این است که هیچ مالى با انفاق و پرداخت زکات کم نمىشود».[۱۹]
یکى از عمدهترین عواملى که باعث مىشود برخى از انفاق در راه خدا امتناع ورزند این است که گمان مىنمایند اگر کمکى به فقیران کنند و یا اموالى در راههاى خیر دیگر مصرف کنند از سرمایه آنها کاسته خواهد شد؛ در حالى که این اندیشهاى باطل است؛ زیرا روزى دهنده همه بندگان، خداوند است، اوست که اگر بخواهد به فردى روزى مىدهد و روزى برخى را قطع مىکند، روزى بعضى را افزایش داده و روزى برخى را کاهش مىدهد و چنین خدایى که روزى همگان در دست اوست، خود ضمانت کرده که این کاهش ظاهرى را، جبران نماید. علاوه بر این گاه خداوند چندین برابر آن چه را انسان انفاق کرده از راههایى دیگر به او عطا مىکند.
قرآن کریم مىفرماید:
«مَن ذَا الَّذى یُقرِضُ اللّهَ قَرضـاً حَسَنـاً فَیُضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـاً کَثیرَهً واللّهُ یَقبِضُ ویَبصُـطُ واِلَیهِ تُرجَعون»؛
«کیست که به خدا قرض حسنهاى دهد (و از اموالى که خدا به او بخشیده انفاق نماید) تا خداوند آن را براى او چند برابر کند؟ و خداوند است که روزى بندگان را محدود یا گسترده مىسازد و به سوى او باز مىگردید».[۲۰]
از دیگر برکات دنیایى انفاق؛ شفاى امراض، افزایش عمر و دفع مرگهاى ناگهانى است. پیامبراکرم مىفرماید:
«داوُوا مَرضاکُم بِالصَّدَقَهِ»؛ «بیماران خود را با صدقه مداوا کنید».[۲۱]
امام باقر نیز مىفرماید:
«البِرُّ والصَّدَقَهُ… یَزیدانِ فِى العُمرِ و یَدفَعانِ عَن سَبعینَ مَیتَهَ سُوءٍ»؛
«نیکى و صدقه، عمر انسان را افزایش داده، هفتاد نوع مرگ بد را از انسان دفع مىنماید».[۲۲]
بزرگترین برکت و پیامد انفاق، محو گناهان و پاداش عظیم آخرتى است که خداوند به دلیل کمک به نیازمندان به بندهاش عطا مىنماید.
قرآن کریم مىفرماید:
«تُجـهِدونَ فى سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِکُم… * یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم ویُدخِلکُم جَنّـتٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ ومَسـکِنَ طَیِّبَهً فى جَنّـتِ عَدنٍ ذلِکَ الفَوزُ العَظیم»؛
«در راه خدا با اموال خود جهاد نمایید. خداوند گناهانتان را مىبخشاید و شما را در باغهایى از بهشت داخل مىکند که نهرهایى از زیر درختانش جارى است و در خانههاى پاکیزه در بهشت جاویدان جاى مىدهد و این پیروزى عظیم است».[۲۳]
همچنین قرآن در آیات دیگر پاداش هفتصد برابر،[۲۴] اجر بزرگ،[۲۵] اجر و رزق کریم[۲۶] همسران بهشتى[۲۷] و پاداشهاى فراوان دیگرى را به انفاق کنندگان وعده داده و در آیهاى دیگر مىفرماید:
«فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما اُخفِىَ لَهُم مِن قُرَّهِ اَعیُنٍ جَزاءً بِما کانوا یَعمَلون»؛
«هیچ کس نمىداند چه پاداشهاى عظیمى که مایه روشنى چشمهاست براى آنان (انقاقگران) نهفته است. این پاداش کارهایى است که انجام مىدادند».[۲۸]
پاداش انفاق در راه خدا به قدرى عظیم است که خداوند متعال در این آیه مىفرماید: هیچ کسى حتى فرشتگان الهى از این پاداش آگاه نیستند و از این تعبیر معلوم مىشود که این پاداش، غیر از پاداشهایى است که در آیات دیگر براى انفاق ذکر شده و از همه آنها بالاتر است و تنها در سراى دیگر است که خداوند آن را براى کسانى که انفاق مىکنند، آشکار خواهد کرد؛ بهگونهاى که با دیدن این پاداش عظیم، چشم آنان روشن خواهد شد.
امام زینالعابدین و انفاق در راه خدا
شیخ صدوق (ره) در کتاب «عللالشرایع» مىنویسد:
زُهرَى در یکى از شبهاى خیلى سرد با حضرت زینالعابدین مصادف شد و دید آن حضرت مقدارى آرد و هیزم بر پشت خود حمل کرده، آن را به جایى مىبرد. سؤال کرد: یابن رسول اللّه، اینها چیست که بر دوش خود حمل مىنمایید؟ امام فرمود: من عزم سفرى دارم و اینها زاد و توشهاى است که براى این سفر مهیا کرده و مىروم تا آن را در مکان محفوظى ذخیره نمایم. زهرى گوید: به آن حضرت عرض کردم: اجازه بدهید تا غلام من این بار را حمل کند. حضرت فرمود: نه. گفتم: پس اجازه بدهید خودم آنها را بردارم. امام فرمود: نه. من خود سزاوارترم به اینکه مالى که باعث نجات من است و به نیکویى مرا به مقصد مىرساند، حمل نمایم. تو را سوگند مىدهم که به دنبال کار خود برو و مرا تنها بگذار! زهرى مىگوید: با شنیدن این سخن باز گشتم. ولى پس از چند روز آن حضرت را ملاقات کردم و گفتم: یابن رسولالله! من اثرى از آن سفرى که گفتید ندیدم؟ حضرت فرمود: آن سفرى که عرض کردم، مرگ و سفر آخرت است که خودم را براى آن آماده مىنمایم».[۲۹]
نامه امام رضا به امام جواد
در کتاب عیون اخبار الرضا از احمدبن محمد بزنطى روایت شده است که وى مىگوید:
«من آن نامهاى را که حضرت على بن موسى الرضا به فرزند بزرگوارش امام محمدتقى نوشته بود خواندم. در آن نامه امام رضا به فرزندش نوشته بود: اى اباجعفر! به من خبر رسیده است موقعى که مىخواهى از منزل خارج شوى غلامانت به جهت آن بخلى که دارند تو را از درب کوچک بیرون مىبرند که خیر تو به کسى نرسد. تو را به آن حقى که بر گردنت دارم سوگند مىدهم که از درب بزرگ رفت و آمد نمایى و هر وقت از خانه خارج شده و سوار مرکب مىشوى با خود درهم و دینار بردار که هرکس چیزى از تو بخواهد عطا کنى. اگر عموهایت چیزى از تو بخواهند کمتر از پنجاه دینار به آنها ندهى و اگر عمههایت چیزى از تو خواستند کمتر از بیست و پنج دینار به آنان نبخشى و چنانچه بخواهى بیشتر از این مبلغ عطا نمایى مختارى. اگر در راه خدا انفاق کنى خداوند بزرگ تو را برگزیده و مقام تو را بالا خواهد برد، پس در راه خدا انفاق نما و از فقر و تهیدستى باکى نداشته باش».[۳۰]
شرایط و آداب انفاق در راه خدا
انفاق در راه خداوند شرایط و آدابى دارد که در صورت رعایت این شرایط و آداب انسان مستحق اجر و پاداش یا ثواب بیشتر خواهد شد.
برخى از این شرایط و آداب به شرح ذیل است:
خداوند صدقه و انفاق را از کسانى مىپذیرد که ایمان به رسالت پیامبر اسلام و آنچه او از طرف خداوند آورده داشته باشند؛ بنابراین کسانى که اساس اسلام را نپذیرفته و یا همه آنچه را پیامبر اسلام از طرف خداوند آورده، قبول نکرده باشند خداوند انفاق آنان را نپذیرفته و براى آنان اجر و ثواب اخروى در نظر نمىگیرد. قرآن در آیات سوره مبارکه توبه در مورد گروهى از منافقان که تنها در ظاهر، اسلام را پذیرفته بودند مىفرماید:
«و ما مَنَعَهُم اَن تُقبَلَ مِنهُم نَفَقـتُهُم اِلاّ اَنَّهُم کَفَروا بِاللّهِ وبِرَسولِهِ»؛
«و هیچ چیز مانع قبول انفاقهاى آنان (منافقان) نشد جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند».[۳۱]
در آیهاى دیگر آمده است:
«و مَن یَعمَل مِنَ الصّــلِحـتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثى وهُوَ مُؤمِنٌ فاُولکَ یَدخُلونَ الجَنَّهَ ولا یُظلَمونَ نَقیرا»؛
«و کسانى که اعمال صالح انجام دهند ـ چه مرد باشند و چه زن ـ در صورتى که ایمان داشته باشند داخل بهشت مىشوند و کمترین ستمى به آنان نخواهد شد».[۳۲]
البته خداوند هیچ عملى را از بندهاش، هر چند کافر باشد، بدون مزد و پاداش نمىگذارد؛ لذا اگر افرادى که اسلام را نپذیرفتهاند کار خیر و عمل صالحى انجام دهند خداوند مزدشان را در همین دنیا به آنان یا نسل و فرزندان آنان مىدهد؛ مانند اینکه مال فراوانى به آنان عطا مىکند یا بدنشان را سالم نگه مىدارد یا فرزندان خوبى نصیب آنان مىنماید و یا نام نیکى برایشان باقى مىگذارد و یا وسایل آسایش فرزندان آنان را فراهم مىکند؛ اما اینان در آخرت هیچ حقى بر خداوند ندارند و به واسطه این اعمال خیر وارد بهشت نخواهند شد.
از دیگر شرایط قبولى انفاق از سوى خداوند این است که انفاق کننده، تنها براى خشنودى خداوند مالش را انفاق نماید و هیچ غرض دیگرى نداشته باشد. خداوند در آیه ۲۶۵ سوره بقره مىفرماید:
«و مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُمُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ وتَثبیتـًا مِن اَنفُسِهِم کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبوَهٍ اَصابَها وابِلٌ فَـئتَت اُکُلَها ضِعفَینِ»؛
«مثل کسانى که اموال خود را براى خشنودى خدا و تثبیت روح خود انفاق مىکنند، همچون باغى است که در نقطه بلندى قرار دارد و بارانهاى درشت به آن برسد و میوه خود را دو چندان دهد».
اما اگر کسى در انفاق خود ریا نمود و رضاى دیگران را در آن داخل نمود، هیچ سود و منفعتى برایش نخواهد داشت؛ چنانکه قرآن در آیهاى دیگر مىفرماید:
«کَالَّذى یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاس … فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفوانٍ عَلَیهِ تُرابٌ فَاَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلدًا لا یَقدِرونَ عَلى شَىءٍ مِمّا کَسَبوا»؛
«کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىکند، کار او همچون قطعه سنگى است که بر آن قشر نازکى از خاک باشد و رگبار باران به آن برسد و آن سنگ را از آن خاک صاف نماید، آنها از کارى که انجام دادهاند چیزى به دست نمىآورند».[۳۳]
قرآن در این آیه، انفاقهاى آلوده به ریا و انفاقهایى را که براى چشم مردم به فقرا و مستمندان یا راههایى دیگر داده مىشود به کاشتن بذر بر روى سنگ سخت که مقدار اندکى از خاک بر روى آن قرار دارد تشبیه نموده است که با یک باران شدید به کلى از بین رفته و چیزى از آن باقى نمىماند.
بسیارند افرادى که متأسفانه براى خشنودى دیگران مال خود را به مستمندان داده و یا در راه خدا انفاق مىنمایند؛ مثلاً اگر در میان جمعى قرار دارد پولى از جیب بیرون مىآورد و به فقیر یا در راه خیر مىدهد تا دیگران ببینند که او به دیگران کمک مىکند و یا اگر براى رضاى خدا داده است در هر مجلسى که مىنشیند از پولى که در آن راه خیر صرف کرده سخن به میان مىآورد؛ چنین افرادى نه تنها ثواب و اجر انفاق خود را نابود مىسازند، بلکه گناه ریا را نیز در نامه عمل خود اضافه مىنمایند و پرونده خود را در آخرت سنگینتر مىنمایند. چنین افرادى را باید «خسر الدنیا والآخره» دانست؛ یعنى هم در دنیا زیان دیدهاند چون مالشان بیهوده از دستشان خارج شد و هم در آخرت به سبب ریاکارى و به دست آوردن خشنودى دیگران مجازات خواهند شد.
شرط دیگر انفاق در راه خدا این است که انسان قبل یا در حین انفاق و یا پس از آن بر کسانى که انفاق مىکند منتى نگذارد. اما اگر انفاق خود را با منت همراه نماید اجر و پاداش خود را به طور کلى از دست داده است؛ زیرا منت آتشى را ماند که بر خرمن اعمال خیر زده مىشود و تمامى آن را مىسوزاند.
قرآن مىفرماید:
«یـاَیُّها الَّذینَ ءامَنوا لاتُبطِـلوا صَدَقـتِکُم بِالمَنِّ والاَذى…»؛
«اى کسانى که ایمان آوردهاید، انفاقهاى خود را با منت نهادن و آزار باطل نکنید».[۳۴]
پیامبراکرم نیز در روایتى مىفرماید:
«مَنِ اصطَنَعَ اِلى اَخیِهِ مَعرُوفا فَامتَنَّ بِهِ اَحَبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ و ثَبَّتَ وِزرَهُ و لَم یَشکُر لَهُ سَعیَهُ»؛
«کسى که به برادر مؤمن خود نیکى کند و بر او منت نهد خداوند عمل او را تباه مىنماید و گناه آن منت براى او باقى مىماند و تلاش او را نمىپذیرد».[۳۵]
درخت کرم هرکجا بیخ کرد گذشت از فلک شاخ و بالاى او
گر امید دارى کز او بر خورى به منت منه ارّه بر پاى او
۴٫ انفاق از مال حلال:
شرط دیگر پذیرش انفاق، صدقه دادن از مال حلال است.
قرآن کریم مىفرماید:
«یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَنفِقوا مِن طَیِّبـتِ ما کَسَبتُم ومِمّا اَخرَجنا لَکُم مِنَ الاَرضِ ولا تَیَمَّموا الخَبیثَ مِنهُ تُنفِقونَ…»؛
«اى کسانى که ایمان آوردهاید، از اموال پاکیزه خود که به دست آوردهاید و از آنچه از زمین براى شما رویاندیم انفاق کنید و به سراغ قسمتهاى ناپاک آن انفاق کنید».[۳۶]
این آیه درباره گروهى نازل شد که در زمان جاهلیت ثروتهایى را از طریق رباخوارى جمعآورى کرده بودند و از آن در راه خدا انفاق مىکردند که خداوند با نزول این آیه، آنان را از این کار منع نمود و دستور داد که از اموال پاک و حلال خود در راه خدا انفاق نمایند.[۳۷]
داستان مردى که از حرام انفاق مىکرد
در زمان امام صادق مردم از مردى خیلى تعریف مىنمودند و به او احترام مىگذاشتند. این خبر به گوش امام صادق رسید. حضرت دوست داشتند تا به طور ناشناس با این مرد ملاقات نمایند. روزى دید که مردم گرداگرد او جمع شده بودند. حضرت از دور او را زیر نظر گرفتند. مرد پس از آنکه از مردم جدا شد به طرف نانوایى رفت و در یک موقع مناسب که صاحب دکان غافل بود دو قرص نان برداشت و از آنجا گذشت. سپس به مغازه انارفروشى گذر نمود و دو انار سرقت کرد. حضرت مىگوید: از کار این مرد تعجب نمودم و پیش خود گفتم: شاید معاملهاى انجام داده؛ تا اینکه آن مرد در ادامه راهش به بیمارى رسید. نانها و انارها را در جلوى بیمار گذاشت و عبور کرد. حضرت مىگوید: من جلو رفتم و به او گفتم: اى بنده خدا، من آوازه کارهاى نیک تو را شنیده بودم؛ لذا دوست داشتم از نزدیک تو را ملاقات نمایم؛ لیکن امروز اعمال تو را مشاهده کردم که ذهنم را به خود مشغول کرده است. مرد گفت: آن کارها چه بود؟ حضرت فرمود: دیدم که از نانوایى دو قرص نان و از مغازهاى دیگر دو انار سرقت نمودى. مرد گفت: قبل از هر چیز بگو ببینم کیستى؟ امام فرمود: مردى از اهلبیت رسولخدا و از مدینه هستم. مرد گفت: گویا جعفربن محمد هستى. امام فرمود: بلى. مرد گفت: چه سود که از علوم جدّت بىبهرهاى. امام فرمود: آن علوم چیست؟ مرد گفت: کتاب خدا. امام فرمود: آن آیهاى که من نسبت به آن جاهل هستم کدام است؟ مرد گفت: این آیه که خداوند متعال مىفرماید: «مَن جاءَ بِالحَسَنَهِ فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها ومَن جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجزى اِلاّ مِثلَها»؛ «هرکس کار نیکى انجام دهد ده برابر پاداش مىگیرد و کسى که کار زشتى انجام دهد مطابق همان کیفر مىبیند».[۳۸]
من امروز دو نان و دو انار سرقت نمودم و چهار گناه مرتکب شدم؛ اما با انفاق این چهار چیز چهل ثواب نصیب من شد و چهار گناه که از چهل ثواب کم شود سى و شش ثواب دیگر برایم باقى مىماند. امام به او فرمود: مادرت به عزایت بنشیند. تو به کتاب خدا جاهل هستى. آیا نشنیدهاى که خداوند در آیهاى دیگر مىفرماید: «اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقین»؛ «همانا خداوند تنها از پرهیزکاران قبول مىکند».[۳۹] تو با سرقت دو نان و دو انار چهار گناه انجام دادى و با دادن آن به غیر و بدون اجازه صاحبان آن چهار گناه دیگر مرتکب شدى و بر گناهان قبلى افزودى. نه اینکه چهل ثواب بر چهار گناه افزوده باشى!».[۴۰]
۵٫ انفاق در حدّ اعتدال:
از دیگر شرایط انفاق این است که انسان در حد اعتدال و توان خود انفاق نماید؛ نه آنقدر کم که هیچ درد و نیازى را از حاجتمندان برطرف نسازد و نه آن قدر زیاد که خود محتاج دیگران شود. قرآن در این باره مىفرماید:
«و عِبادُ الرَّحمـنِ…والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا ولَم یَقتُروا وکانَ بَینَ ذلِکَ قَوامـا»؛
«بندگان خاص خدا کسانىاند که هرگاه انفاق مىکنند نه اسراف مىنمایند و نه سختگیرى؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدال را رعایت مىنمایند».[۴۱]
۶٫ مقدم داشتن نزدیکان:
در انفاق در راه خدا خویشاوندان و نزدیکان انسان مقدم بر دیگران هستند؛ لذا تا هنگامى که انسان، خویشاوند مستمند یا محتاج دارد باید به او کمک نماید و سپس به دیگران.
قرآن کریم در آیهاى مىفرماید:
«یَسـئلونَکَ ماذا یُنفِقونَ قُل ما اَنفَقتُم مِن خَیرٍ فَلِلولِدَینِ والاَقرَبینَ والیَتـمى والمَسـکینِ وابنِ السَّبیلِ»؛
«از تو سؤال مىکنند که چه چیزى را انفاق نمایند؟ [به آنان] بگو: هر خیر و نیکى که انفاق مىکنید باید براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان باشد».[۴۲]
در پاسخ آن دسته از مسلمانان که از پیامبر اسلام سؤال نمودند که چه چیزى انفاق نمایند خداوند در این آیه مىفرماید: مهم نیست که چه چیزى را انفاق نمایند، هر چیز خیر و نیک ـ چه مال باشد یا عملى نیک ـ را مىتوانند در راه خدا انفاق نمایند؛ ولى آنچه مهم است مصارف انفاق است که در این مورد، پدر و مادر در درجه اول و سپس دیگر نزدیکان را باید مقدم بدارند و سپس به دیگران کمک کنند.
در روایتى از پیامبر اکرم آمده است:
پیامبراکرم مىفرماید:
«اِبدَأ بِمَن تَعُولُ؛ اُمَّکَ و اَباک و اُختَک و اَخاک ثُمَّ اَدناکَ فَاَدناکَ و قالَ: لا صَدَقَهَ و ذو رَحِمٍ مُحتاجٌ»؛
«صدقه را از کسانى که متکفل امور آنان هستى شروع کن؛ مادرت، پدرت، خواهرت، برادرت و بعد دیگران. سپس فرمود: صدقهاى نیست تا هنگامى که خویشاوند محتاج باشد».[۴۳]
۷٫ انفاق از اموال و سرمایههاى محبوب:
یکى از اهداف تشریع انفاق در اسلام، از بین بردن علاقههاى مادى و وابستگى انسان به دنیاست. افزون بر اینکه کرامت فقرا و نیازمندان نیز در همه حال یکى از اهداف عالیه اسلام به شمار مىرود، براى تأمین این دو هدف به مؤمنان دستور داده که از بهترین اموال و از آنچه خود دوست دارند انفاق نمایند. در غیر این صورت عمل آنان بىپاداش بوده و یا ثواب و اجر آن بسیار اندک خواهد بود.
قرآن در این باره مىفرماید:
«لَن تَنالوا البِرَّ حَتّى تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ وما تُنفِقوا مِن شَىءٍ فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیم»؛
«هرگز به نیکى نخواهید رسید، مگر از آنچه دوست دارید انفاق نمایید و آنچه انفاق مىکنید خدا از آن با خبر است».[۴۴]
در مورد حالات امام صادق نیز روایت شده است که آن حضرت گاهى اوقات به فقرا شکر صدقه مىدادند. از ایشان سؤال شد: چرا شکر صدقه مىدهید؟ فرمودند: چون محبوبترین چیزها در نزد من شکر است و من دوست دارم محبوبترین چیزها را صدقه بدهم».[۴۵]
اما آیا ما اینگونه هستیم؟ آیا ما که خود را پیرو این خاندان مىدانیم همین خصلت را داریم؟ و یا اینکه اگر خواسته باشیم غذایى به فقیر یا همسایه بدهیم آن هنگام دست به این کار مىزنیم که شکم خودمان سیر شده باشد و نیم خورده غذا را براى اینکه خراب نشود به در خانه همسایه فقیر مىبریم و یا گاه دیده مىشود که فردى لباسى خریده، لیکن چون برایش مناسب نیست و یا آن را دوست ندارد به مستمندى مىدهد و گاه منت هم بر او مىگذارد که من این لباس را مخصوص شما خریدهام که اینگونه انفاقها از سنت و سیره اهلبیت به دور است و همگان به ویژه شیعیان اهلبیت باید از این امور به شدت پرهیز نمایند.
۸٫ صدقه دادن پنهانى:
انفاق در آشکار و در پنهان هر دو داراى اجر و پاداش است؛ اما در خفا صدقه دادن پاداش بیشترى دارد؛ زیرا هم عمل انسان از ریا و خود نمایى مصون مىماند و هم حرمت و آبروى شخص نیازمند محفوظ مىماند.
قرآن کریم در این مورد مىفرماید:
«اِن تُبدوا الصَّدَقـتِ فَنِعِمّا هِىَ واِن تُخفوها وتُؤتوهَا الفُقَراءَ فَهُوَ خَیرٌ لَکُم ویُکَفِّرُ عَنکُم مِن سَیِّـئٰتِکُم واللّهُ بِما تَعمَلونَ خَبیر»؛
«اگر آشکارا انفاق نمایید خوب است؛ امّا اگر آنها را به صورت مخفیانه بدهید براى شما بهتر است و گناهان شما را مىپوشاند و خداوند از آنچه انجام مىدهید، آگاه است».[۴۶]
امام صادق نیز فرمود:
«الزَّکاهُ المَفرُوضَهُ تُخرَجُ عَلانِیَّهً و تُدفَعُ عَلانِیَّهً و غَیرُ الزَّکاهِ اِن دَفَعتَهُ سِرّا فَهُوَ أَفضَلُ»؛
«زکات واجب را به طور آشکار از مال جدا کنید و به طور علنى انفاق کنید؛ اما انفاقهاى مستحب – اگر مخفى باشد – بهتر است».[۴۷]
البته در مواردى که انسان از ریا محفوظ است و به آبروى فقیر نیز لطمهاى وارد نمىشود، انسان مىتواند انفاق خود را آشکارا بدهد؛ زیرا دیگران به این عمل تشویق مىشوند؛ اما چون انفاق حساس است و کمتر فردى پیدا مىشود که از ریا و خودنمایى در امان باشد، بهتر است که صدقات پنهانى باشد؛ افزون بر اینکه اهلبیت ـ که خود از هر گناه و آلودگى معصوم بودهاند و هیچگونه شائبه ریا و خودنمایى در آنها وجود نداشت ـ در بسیارى از موارد، انفاقهاى خود را در خفا به فقیر مىدادند.
به یک نمونه از انفاقهاى آنان توجه کنید:
«معلى ابن خنیس» مىگوید: «امام صادق در شبى بارانى از منزل خارج شد و به طرف «ظُلّه» بنىساعده[۴۸] رفت. من آهسته درپى ایشان روان شدم. در میان راه چیزى از ایشان بر زمین افتاد. حضرت نشسته و با خود مىگفت: خداوندا! گمشده ما را به ما برگردان. آنگاه پیش رفتم و سلام کردم. حضرت فرمود: معلى تو هستى؟ عرض کردم: آرى! فدایت شوم! حضرت فرمود: جستجو کن. هرچه پیدا کردى به من بده. من روى زمین دست کشیدم. متوجه شدم نان زیادى پراکند شده است. هر چه پیدا کردم به آن حضرت دادم. دیدم انبان بزرگى پر از نان است و آن قدر سنگین بود که برداشتنش براى من دشوار مىنمود. عرض کردم: اجازه بدهید من بردارم. حضرت فرمود: من سزاوارتر به برداشتن آن هستم. ولى بیا با هم تا «ظله بنىساعده» برویم.
وقتى به آنجا رسیدیم عدهاى را خوابیده دیدم. حضرت کنار هریک از خفتگان یک یا دو قرص نان مىگذاشت و مىگذشت تا اینکه از ظله خارج شدیم. عرض کردم: آیا اینها حق را مىشناسند و شیعهاند؟ حضرت فرمود: خیر. اگر عارف به حق بودند در نمک خودمان نیز آنان را شریک مىکردیم!».[۴۹]
[۱]. بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۱؛ تفسیر العیاشى، ج ۱، ص ۲۶٫
[۲]. بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۱۷۹؛ مشکاه الانوار، ص ۱۲۶٫
[۳]. مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۲۰۹٫
[۴]. بقره ۲ ۲٫
[۵]. الامالى، طوسى، ص ۴۵۸؛ وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۸۱٫
[۶]. بقره ۲ ۲۵۴٫
[۷]. منافقون ۶۳ ۱۰٫
[۸]. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۷۹٫
[۹]. همان، ج ۱۰، ص ۳۱۴٫
[۱۰]. صف ۶۱ ۱۰ – ۱۲٫
[۱۱]. توبه ۹ ۱۰۴٫
[۱۲]. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۳۵٫
[۱۳]. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۱۴٫
[۱۴]. الکافى، ج ۴، ص ۹؛ ثواب الاعمال، ص ۱۴۴٫
[۱۵]. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۳۶۹٫
[۱۶]. نهج البلاغه، نامه ۳۱٫
[۱۷]. همان، حکمت ۴۲۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۲۵٫
[۱۸]. سبأ ۳۴ ۳۹٫
[۱۹]. بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۰۹؛ میزانالحکمه، ج ۳، ص ۱۹۶۰٫
[۲۰]. بقره ۲ ۲۴۵٫
[۲۱]. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۶؛ الخصال، ص ۴۸؛ وسائلالشیعه، ج ۲، ص ۴۳۳٫
[۲۲]. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۳۰٫
[۲۳]. صف ۶۱ ۱۱ – ۱۲٫
[۲۴]. بقره ۲ ۲۶۱٫
[۲۵]. حدید ۵۷ ۷٫
[۲۶]. همان ۱۱؛ انفال ۸ ۳ – ۴٫
[۲۷]. آلعمران ۳ ۱۵ و ۱۷٫
[۲۸]. سجده / ۱۵ – ۱۷٫
[۲۹]. علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۳۱٫
[۳۰]. عیون اخبار الرضا علیهالسلام، ج ۱، ص ۱۱٫
[۳۱]. توبه ۹ ۵۴٫
[۳۲]. نساء ۴ ۱۲۴٫
[۳۳]. بقره ۲ ۲۶۴٫
[۳۴]. بقره ۲ ۲۶۴٫
[۳۵]. من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۷؛ الامالى، صدوق، ص ۵۱۷٫
[۳۶]. بقره ۲ ۲۶۷٫
[۳۷]. مجمعالبیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۶۵۵٫
[۳۸]. انعام ۶ ۱۶۰٫
[۳۹]. مائده ۵ ۲۷٫
[۴۰]. معانى الاخبار، ص ۳۴ و ۳۵؛ بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۲۳۹٫
[۴۱]. فرقان ۲۵ ۶۳ و ۶۷ .
[۴۲]. بقره ۲ ۲۱۵٫
[۴۳]. الاختصاص، ص ۲۱۹؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۶۹٫
[۴۴]. آلعمران ۳ ۹۲٫
[۴۵]. وسائلالشیعه، ج ۹، ص ۴۷۱٫
[۴۶]. بقره ۲ ۲۷۱٫
[۴۷]. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۱۱٫
[۴۸]. «ظله بنىساعده»؛ سایبانى بوده که بىخانمانها براى محافظت از حرارت و سرما به آنجا پناه مىبردند.
[۴۹]. الکافى، ج ۴، ص ۸ ؛ ثواب الأعمال، ص ۱۴۴٫
منبع: برگرفته از کتاب سیمای شیعه از نگاه اهل بیت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده کتاب اینجا را کلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد