چگونه طارق فرمانده مسلمانان به اروپا گام گذاشت
در اواخر قرن هفتم میلادی در حالی که بیش از ۸۰ سال از هجرت پیامبر گذشته بود، اسلام در حال گسترش شرق و غرب بود. پس از ایران، ماوراء النهر هم تحت نفوذ دین نوپای اسلام قرار گرفت و به این ترتیب قلمرو دولت اسلامی تا خوارزم و بخارا و سمرقند نیز پیش رفت.در مغرب هم به تدریج کشورهای شمال آفریقا مانند مصر و الجزایر و لیبی و تونس و در نهایت تا مغرب یعنی در حاشیه ی اقیانوس اطلس دین اسلام را پذیرفتند تا به این ترتیب گستره ی دین اسلام در کمتر از یک قرن از آغاز بعثت پیامبر از حاشیه ی اقیانوس هند تا کناره های اقیانوس اطلس باشد.فرمانورایی شمال آفریقا نیز به عهده ی موسی بن نصیر بود. فرمانده ای که توانسته بود تمام شمال آفریقا را به جز یک شهر به تصرف خود درآورد، شهری به نام بسته که در شمال مغرب و میان مغرب و اسپانیا بود. این شهر برج و بارویی مستحکم داشت که به دلیل وضعیت جغرافیایی همچنان در اختیار اسپانیایی ها بود و فرمانده ای به نام ژولیان حکمران آن بود.در اوایل قرن هشتم میلادی مسلمانان نیم نگاهی به فتح قاره ی اروپا نیز داشتند، از جانب شرق اروپا، آنها نتوانسته بودند قسطنطنیه را فتح کنند، تنها راه باقیمانده عبور از کم عرض ترین نقطه ی میان اسپانیا و مغرب بود که آن هم کار بسیار سختی بود.
ظهور یک فرمانده در سال ۶۷۰ کودکی به نام طارق بن زیاد به دنیا آمده بود که در دوره ی نوجوانی و جوانی اش را زیر نظر موسی بن نصیر گذرانده بود و به تدریج تبدیل به یکی از امرای لشکر او شده بود.در اسپانیا سلسله ی گت ها حکمرانی می کردند، در سال ۷۱۰ آشیلا به جانشینی پادشاه ویتی کار برگزیده شد ولی پس از مدتی کوتاه توسط بزرگان قوم گت معزول شد و شخصی به نام رودریگو جایگزین او شد، این مسئله باعث اختلاف های داخلی در اسپانیا شد، آشیلا سر به شورش برداشت و ژولیان حاکم بسته هم با او همدست شد و برای اینکار از موسی بن نصیر هم کمک خواسته، او هم طریف بن مالک را به همراه ۵۰۰ سرباز بربر به اسپانیا فرستاد که برای او بیشتر جنبه شناسایی داشت.سال بعد یعنی در آوریل ۷۱۱ میلادی- اردیبهشت ماه- مسلمانان حمله ی اصلی را تدارک دیدند، فرمانده ی این لشکر ۷ هزار نفره به عهده ی طارق بن زیاد بود که با کمک چهار کشتی نیروهایش را در سالح قرطبه (دکور دوبای کنونی) پیاده کرد. رودریگو با شنیدن حمله ی مسلمانان دست از شمال اسپانیا و نبرد با اشیلا برداشت و لشگری ۱۰۰۰ نفری تدارک دیده و به سمت جنوب حرکت کرد.طارق که از حرکت لشکر ۱۰۰ هزار نفره ی پادشاه اسپانیا با خبر شد از موسی درخواست کمک کرد، موسی در مرحله ی دوم ۵ هزار سرباز جدید برای او فرستاد و در نهایت لشگر ۱۲ هزار نفره مسلمانان در مقابل لشکر ۱۰۰ هزار نفری مسیحیان قرار گرفتند.
تصمیم استراتژیک طارق باید تصمیم مهمی می گرفت، نبرد نابرابری در پیش بود و تنها روحیه ی جنگندگی مضاعف می توانست کمی امیدواری برای آنها به وجود بیاورد. یک سمت لشگر مسلمانان موانع طبیعی بود، روبه رویشان نیروی صد هزار نفری دشمن و پشت سر دریا.طارق دستور داد که کشتی ها را بسوزانند، همه با تعجب کشتی ها را در حال سوختن را نگاه می کردند که طارق شروع کرد به سخنرانی: ای مردم، راه فرار کجاست؟ پشت سرتان دریاست و مقابلتان دشمن و هیچ راهی جز راستی و صبر ندارید. شما مانند یتیم های بی سرپرست هستید که دشمن با لشگر و اسلحه دوره تان کرده و تنها دوستتان در این وضعیت شمشیرهایتان است.او سپس ادامه داد: «من اولین کسی هستم که حمله می کنم، اگر توانستم فرمانده آنها را شکست بدهم که شما پس از من حمله را آغاز می کنید و اگر هم کشته شدم شما هیچ راهی به جز مبارزه ندارید.»جنگی که در میان اعراب به نام جنگ «وادی لکه» معروف شد آغاز شد و رودریگو- که اعراب او را لذریق- می نامیدند پس از ۸ روز نبرد از مسلمانان شکست خودر.به این ترتیب پیش روی لشگر مسلمانان به فرماندهی طارق بن زیاد در شبه جزیره آندلس- شبه جزیره ایبریای کنونی شامل اسپانیا و پرتغال-آغاز شد.آنها اشبیلیه (سیویل)، قرطبه (کوردوبا) و طلیلله (تولیدور) را فتح کردند. وقتی خبر این فتوحات به موسی بن نصیر رسید، موسی نامه ای به طارق فرستاد و به او دستور داد که فتوحات را متوقف کند تا او برسد، موسی می خواست سند فتح آندلس به نام او ثبت شود ولی طارق پس از مشورت با فرماندهان لشگر به این نتیجه رسید که توقف نبرد باعث خواهد شد تا گت ها لشگر خود را بازسازی کنند به همین خاطر به نفوذ خود در آندلس ادامه داد.موسی به سرعت خود را به «ماردا» رساند و به محض رسیدن به طارق او را بازداشت و زندانی کرد، طارق نامه ای به خلیفه نوشت و جریان را توضیح داد و همین منجر به خلاصی او از زندان شد.پس از دفع کدورت بین طارق و موسی، این دو با همراهی هم ارغونه (آراگن)، قشتاله (کاستیل) کاتالونیا، سرقسطه (ساراگوزا) و برشلونه (بارسلون) را فتح کردند تا به کوه های آلپ یعنی حد فاصل بین اسپانیا و فرانسه رسیدند تا به این ترتیب در حدود ۱۳۰۰ سال پیش اسلام گام به قاره ی اروپا بگذارد و برای دوره ای طولانی آندلس به ضمیمه ی دولت اسلامی نوپا دربیاید.
سرنوشت آندلس از سال ۹۲ هجری قمری تا سال ۱۰۰ ه.ق مسلمانان پشت سد کوه های آلپ باقی ماندند ولی قسمت اعظم اندلس را فتح کردند، در سال های ۱۰۴ تا ۱۱۱ ه.ق چند حمله به برخی شهرهای فرانسه انجام شد که عمدتا تا موفق بودند و مسلمانان به همان آندلس بسنده کردند.در اسپانیا پیش از ورود مسلمانان عدالت برقرار نبود و کلیسا و پادشاه تمام امور را در دست داشتند، ورود مسلمانان باعث رضایت گروه زیادی از مردم شد و سیستم طبقاتی قبلی منسوخ شد.اقامت مسلمانان در آندلس یک دوره ی شکوفایی اجتماعی، عمرانی، اداری، اقتصادی و فرهنگی برای شبه جزیره ی آندلس در پی داشت به صورتی که شهر کوردوبا در آن دوره نیم میلیون نفر جمعیت داشت و تنها بغداد از لحاظ جمعیت از آن پیشتر بود، کوردوبا در دوران شکوفایی اسلامی دارای ۳ هزار مسجد بود که در طول تاریخ آن دوره بی نظیر بود.کوردوبا (قرطبه) به مرکز علوم و ادبیات تبدیل شده بود و ۷۰ کتابخانه در آن تاسیس شد که موجودی یکی از این ۷۰ کتابخانه بالغ بر ۴۰۰/۰۰۰ جلد کتاب بود.سیستم کشاورزی آندلس شکوفا شد و مزارع میوه و شکر و برنج و زیتون و کتان و پرورش ابریشم آن باعث شد تا انبوهی از تولیدات کشاورزی به نقاط مختلف جهان صادر شود.شکوفایی آندلس اسلامی بیش از ۷۰۰ سال ادامه داشت تا اینکه در قرن ۱۵ میلادی به تدریج مسیحیان به فکر متزلزل کردن دولت اسلامی برآمدند. آنها با کارکردن روی زمینه های فرهنگی جوانان و بی تفاوت کردن آنها نسبت به دین و مذهب و گسترش مفاسد و شرابخواری و لاابالی گری در میان آنها کار را به جایی رساندند که در نهایت در سال ۱۴۹۲ کوردوبا با حمله ی پادشاهان کاتولیک اروپایی سقوط کرد.
منبع:نشریه شاهد جوان ش ۵۸

















هیچ نظری وجود ندارد