16 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

بازتابی از شخصیت پیامبر (ص) در سه قصیده زیبای عربی (2)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بوصيري و بُرده ي او :اينک به شرح يکي ديگر از قصائد مهم زبان و ادبيات عربي مي پردازيم که توسط شخصي به نام بوصيري که بنابر قول مشهور اهل مصر و يا مغرب بوده است و در عهد ترکي مقارن با سالهاي ( 696 ـ 608 ق ) مي زيسته است . وي که شيعه زيديه بود و در کتابت و شعر مهارت ويژه اي داشت ، از مشهورترين قصائدش « قصيده برده » و نيز « همزيه » او در مدح پيامبر اکرم (ص) مي باشد ، اما برده بوصيري ، که در روايات علت نامگذاري آن ، به اين خاطر بود که شاعر گويا قبل از سرودن اين اشعار بيمار و حتي فلج بوده و پس از سرودن اين اشعار زيباي خود در مدح پيامبر اکرم (ص) خواب مي بيند که حضرت محمد (ص) به خواب وي آمده و رداي خويش را به وي عطا مي کند و نيز دست مبارک خويش را بر پيکر بيمار شاعر مي کشد و شاعر به هنگام صبح مي بيند که هيچ گونه بيماري ندارد و به روايتي هم فلج بوده و از فلج رهايي مي يابد ، اما هر چه هست اين قصيده 116 بيتي در مدح و ستايش پيامبر را مي توان به جرات يکي از بي نظيرترين قصائد سروده شده در مدح پيامبر (ص) دانست اين قصائد و علي الخصوص « برده » به زبانهاي هندي ، فارسي، ترکي ، آلماني ، فرانسوي و انگليسي ترجمه گرديده است . اين شعر در نهايت جزالت و استواري و کمال زيبايي و متانت و حسن اسعتمال فنون بديعي ممتاز است . اينک به نمونه هايي از اين قصيده زيبا اشاره مي نماييم :
مطلع قصيده :1 ـ امن تذکر جيران بذي سلممزجت دمعا جري من مقله بدمآيا به خاطر ياد همسايگان منطقه ذي سلم است ( منطقه اي ميان مکه و مدينه ) که اشکي آميخته با خون از چشمانت جاري نموده اي . مقصود شاعر از جبران ، پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) مي باشد ( يعني به خاطر ساکنان ذي سلم که همان پيامبر و ائمه بودند اشک پر خوني مي ريزي ) .2 ـ ام هبت الريح من تلقاء کاظمهو اومض البرق في الظلماء من اضميا اين که باد از سمت کاظمه ( مکاني در جنوب بصره ) بوي خوش پيامبر (ص) را مي آورد و يا اينکه برقي در ظلمت شب از جانب کوه اظم ( نزديک مدينه ) درخشيده است .3 ـ فما لعينيک ان قلت اکففا همتاو ما لقلبک ان قلت استفق يهمچشمانت را چه شده که وقتي به آنها مي گويي باز ايستيد ( از اشک ريختن ) مثل سيل جاري مي گردند و قلبت را چه شده که وقتي که مي گويي آرام باش ، ديوانه مي شود و بي تاب مي گردد .4 ـ ايحسب الصب ان الحب منکتمما بين منسجم منه و مضطرمآيا عاشق مي پندارد که عشقش در لابلاي اشک ريزان و قلب سوزانش نهفته خواهد ماند .5 ـ نعم سري طيف من اهوي فارفنيو الحب يعترض اللذات بالالمبله ، زماني که شبح و تصوير يار از چشمانم گذشت مرا بيدار کرد ( طوري که ديگر بي جواب شدم ) و عشق هميشه لذتها را با درد و رنج همراه مي سازد ، يعني عشق با اينکه لذت بخش است ولي سخت و دردناک است .6 ـ فان امارتي بالسوء ما اتعظتمن جهلها بنذير الشيب و الهرماين نفس امر کننده من به بدي ها هنوز ، از جهلش بيدار نشده و پند نگرفته است با وجود آنکه پيري و سپيدي مويم به او هشدار مي دهد .7 ـ و النفس کالطفل ان تهمله شب عليحب الرضاع و ان تفطمه ينفطماين نفس همانند بچه است که اگر رهايش کني ، به سوي شير خوردن متمايل مي گردد و اگر آن را از شير باز بداري ، باز داشته مي شود ( کنترل نفس به دست خود انسان است ) .8 ـ و خالف النفس و الشيطان و اعصهماو ان هما محضاک النصح فانهمبا نفس خود ( نفس اماره ) و نيز با شيطان مخالفت کن و بر آنها عصيان کن و يا از آن دو پرهيز کن ، هر چند که خالصانه تو را نصيحت کنند .9 ـ محمد سيد الکونين و الثقلينو الفريقين من غرب و من عجممحمد (ص) سالار و سرور هر دو جهان و سرور و سالار انس و جن و نيز دو گروه عرب و عجم است .10 ـ نبينا الامر الناهي فلا احدابر في قول ( لا ) منه و لا ( نعم )پيامبر عزيز ما که هميشه امر کننده به معروف و نهي کننده از منکر بود ، و هيچ کسي در گفتن کلمه ( نه ) و کلمه نعم ( بله ) ، بهتر و شايسته تر از او نبود . هميشه به جا و درست سخن مي گفت .11 ـ هو الحبيب الذي ترجي شفاعتهلکل هول من الاهوال مقتحممعشوق و محبوبي که اميد شفاعت او مي رود ، در تمامي سختي ها و مشکلات و ترس ها و غم ها ( شفاعت کننده ) خود اوست .12 ـ دعا الي الله فالمستمسکون بهمستمسکون بحبل غير منفصمدعوت به سوي خدا مي کند و هر کسي به او چنگ بزند ، به ريسماني ناگسستني چنگ زده است .13 ـ فاق النبيين في خلق و في خلقو لم يدانوه في علم و لا کرمنسبت به همه ي پيامبران در صورت و سيرت پيشي جست و آنها حتي در علم و کرم هم به او نمي رسند . پيامبر ما چه در حسن و زيبايي صورت و چه در حسن اخلاق سرآمد همه ي پيامبرن بود و بخشش و کرم او نيز فراتر از همه ي پيامبران و غيرقابل وصف بود و در علم نيز نظيري نداشت .14 ـ و کلهم من رسول الله ملتمسغرفا من البحر اورشفا من الديمو همگي آنان از نبي اکرم (ص) خواهان جرعه اي از درياي بيکران او و يا ذره اي از باران بي حد و اندازه او مي باشند . ( درياي علم او و باران رحمت و بخشش او ) . يعني پيامر چون دريايي بود که همه پيامبران ديگر دوست داشتند جرعه اي از درياي کرم و باران رحمت وي بنوشند .15 ـ فانه شمس فضل هم کواکبهايظهرن انوارها للناس في الظلمگويي که او چون خورشيد رحمت و فضيلت و ساير پيامبران همچون سيارگانند که به دور آن خورشيد مي گردند و نور او را در تاريکي ها به مردم پخش مي کنند .16 ـ کالزهر في ترف و البدر في شرفو البحر في کرم و الدهر في هممپيامبر (ص) در لطافت و نرمي همچون گل و در شرف و بلندي همچون ماه و در بخشش و کرم همچون دريا و در کارهاي بزرگ و يا غمها و همت ها و تلاش ها ، دلي به وسعت همه روزگار داشت .17 ـ کانما اللؤلؤ المکنون في صدفمن معدني منطق منه و مبتسمدندانهايش همچون مرواريدي نهاني داخل صدف است که معدن منطق و لبخند و تبسم اند .18 ـ لا طيب يعدل تربا ضم اعظمهطوبي لمنتشق منه و ملتثمهيچ بوي خوشي نمي تواند با خاکي که استخوانهايش را در بر گرفته برابري کند و خوشا به حال کسي که او را مي بويد و مي بوسد . ( خوشا به حال زائر حرمش )19 ـ و ان لم تکن في معادي آخذا بيديفضلا و الا فقل يا زله القدماگر در روز رستاخيز دستم را نگيرد از روي لطف و کرم خويش ، پس آنگاه بگو که ديگر پايت لغزيده است . ( اگر در قيامت شفيع ما نباشد واي بر ما خواهد بود ) .20 ـ خدمته بمديح استقيل بهذنوب عمر مضي في الشعر و الخدمبا اين مديحه و ستايش اين گونه گناهان عمري را که به شعر سرايي و خدمت گزاري به ديگران گذاشته پاک مي کنم، ( شايد با مدح نبي جبران گناهان گذشته کنم ) .21 ـ يا اکرام الخلق مالي من الوذ بهسواک عند حول الحادث العمماي بزرگوارترين و بهترين آفريده و مخلوق ، جز تو کسي را ندارم که به هنگام نزول حوادث قيامت به او پناه ببرم ( ادرکني يا شافع الامم )
صفي الدين حلي و کافيه او در مدح پيامبر:اما سومين قصيده اي که در مدح و ستايش نبي اکرم به بررسي و شرح آن مي پردازيم ، قصيده اي است با نام « الکافيه البديعيه في المدائح النبويه » از صفي الدين حلّي که در سال ( 750 ـ 676 هـ . ق ) و در عهد ترکي يا مملوکي و يا عصر انحطاط بغداد سروده شده است . صفي الدين حلي يا عبدالعزيز بن سرايا بن علي بن ابي القاسم طايي ، در حله تولد و نشات يافت ، ( ما بين کوفه و بغداد ) ، او ابتدا به پادشاهان ارتقيه پيوست و آنان را مدح نمود و به هدايايي از جانب آنان نايل شد ، لذا اين قصائد را با نام « ارتقيات » مي خوانند ، ولي قصيده اي که در مدح نبي اکرم (ص) سروده در عالم ادبيات جايگاه ويژه اي براي خود دارد ، زيرا علاوه بر آنکه زيباييهاي معنايي و لفظي و استعمال لغات دشوار و با تصنع را دارا مي باشد ، داراي زيباييهاي بسيار بلاغي است ، بدين صورت که هر بيتي از ابيات اين قصيده ، شامل يک فن از فنون لفظي يا معنوي بديع مي باشد . و در هر بيتي يک صنعت بديعي وجود دارد . اينک به نمونه هايي از اين اشعار مي پردازيم :1- ان جنت سلماً فسل عن جيره العلمو اقر اسلام علي عرب بذي سلماگر به منطقه « سلم » آمدي از همسايگان کوه « علم » سوال کن « درباره ي نبي اکرم (ص) » و به عربهاي ساکن ذي سلم درود و سلام برسان .در اين بيت از نظر بلاغي ، برائت مطلع و جناس مرکب و مطلق وجود دارد ميان ، فسل و سلم « و سلام و سلم »2- فقد ضمنت وجود الدمع من عدملهم ، ولم استطع مع ذاک منع دميوجود اشک به خاطر فقدان و هجران آنان است ( ساکنان آن منطقه ) و با اين وجود من هم نتوانستم جلوي اشک چشمم را بگيرم .در اين بيت نيز جناس ملقق وجود دارد ميان من عدم و منع دم .در حالي مي مانم که اشکم همچون سيل جاري و ساري است و جسمم در ميان استخوان هايم ، همچون گوشتي در روي قصابي است . ( از عشق نبي اکرم روحم از جسمم خارج مي گردد و اصلا توانايي دوري از پيامبر را ندارم ) .3 ـ قد طال ليلي و اجفاني به قصرتعن الرقاد ، فلم اصبح و لم انمشبم طولاني گرديد ، به طوري که پلک هايم براي آن کوتاه شدند ( بسته نمي شدند از شدت بي خوابي ) نمي توانستم چشمانم را حتي براي لحظه اي خواب ببندم ( خواب از چشمانم پريده بود ) و نه توانستم شب را به صبح برسانم و نه توانستم بخوابم .در اين بيت طباق وجود دارد ميان ، ( لم اصبح و لم انم )4 ـ و جدي حنيني انيني فکرتي و لهيمنهم اليهم عليهم فيهم بهمشادي و غم و فکر و همه مشغوليت هايم ، از ايشان و براي ايشان و در مورد ايشان و همراه است .در اين بيت صنعت هم لفّ و نشر وجود دارد . حروف جر مصرع دوم کاملا به ترتيب و به جا و هماهنگ با کلمات مصرع اول آورده شده است .5 ـ فمي تحدث عن سري فما ظهرتسرائر القلب الا من حديث فمدهانم از اسرار قلبم گويا و حاکي است و اسرار قلبم جز با دهانم و زبانم هويدا نمي شود .در اين بيت هم رد العجز علي الصدر وجود دارد .6 ـ قالوا : اصطبر ، قلت صبري غير متبعقالوا : اسلهم ، قلت : ودي غير منصرمبه من گفتند در مورد محبوبيت صبر کن . گفتم صبرم محال است ، گفتند که عشق او را فراموش کن گفتم که عشق من به او جدا نشدني است .7 ـ قالوا : الم تدر ان الحب غايتهسلب الخواطر و الالباب ؟ قلت لمگفتند آيا نمي داني که پايان عشق زوال عقل و خاطرات است ، گفتم : نمي دانم . در اين بيت فعل پس از لم به قرينه ي لفظي حذف شده يعني « لم ادر »8 ـ من کان يعلم ان الشهد مطلبهفلا يخاف للدغ النحل من المهر کسي که بداند ، براي رسيدن به شهد ، درد و رنج مي طلبد ، از نيش زنبور هيچ ترسي ندارد .در اين بيت مراعات النظير وجود دارد .9 ـ محمد المصطفي الهادي النبياجل في الحجر عقلا و نقلا واضح اللقماو همان محمد نبي است که از جانب خدا برگزيده شد و هدايت گر مردم است و او بهترين پيامبر و داراي برهاني واضح و روشن که در سوره « حجر » هم به عقل کامل او و نقل روشن و بي نقص او اشاره گرديده است .10 ـ امي خط ابان الله معجزهبطاعه المضامين : السيف و القلمدرس نخوانده اي که خداوند معجزه وي را با به اطاعت در آمدن شمشير و قلم در مقابل او به او عطا فرمود . او هم پيامبر شمشير بود و هم قلم ، در هر دو کمال و اوج داشت ، ( هم در جنگها غالب بر کافران و مشرکان بود و هم در بيان و گفتار ) .11 ـ ابدي العجائب ، فالاعمي بنفثتهغدا بصيرا ، و في الحرب البصير عمآشکارترين عجايب و معجزات را از خود نمايان مي سازد ، کور با آب دهان وي بينا مي شود و در جنگ هم دشمنان بينا را با معجزه اش کور مي کند . در اين بيت نيز صنعت طباق وجود دارد .12 ـ له السلام من الله السلام و فيدار السلام تراه شافع الاممدرود و سلام بر او باد و سلام خداوند بر او باد ، بر کسي که در روز قيامت و يا در بهشت ، او را شفاعت کننده امت ها مي يابي .13 ـ آراء وه و عطاياه و نقمتهو عفوه رحمه للناس کلهمنظرياتش و عطاياي او بخشش هاي او چشم او و عفو او همگي رحمتي است براي همه مردم . صنعت جمع بين الامور وجود دارد .14 ـ فجود کفيه لم تقلع سحائبهعن العباد ، وجود السحب لم يقمباران رحمت دستانش هيچگاه بر بندگان تمامي ندارد ولي باران ابرها روزي تمام مي شود .در اين بيت صنعت تفريق وجود دارد .15 ـ فان سعدت فمدحي فيک موجبهو ان سقيت فذنبي موجب النقماگر سعادتمند شدم ، مدح من براي تو ( اي پيامبر عزيز ) موجب و باعث آن بوده است و اگر بدبخت شدم ، گناهانم موجب بدبختي ام بوده است . ( در اين بيت صنعت مقابله وجود دارد ) .اين نمونه هايي از اشعار مدحي شعراي بزرگ عرب زبان در مورد شخصيت والا و عظيم پيامبر اکرم (ص) مي باشد .در ميان شعراي معاصر نيز ، شاعري با نام احمد شوقي که اهل مصر بود ، همزيه اي در مدح پيامبر دارد که بسيار زيبا و مورد توجه شاعران و اديبان و ناقدان بسياري در تاريخ بوده است . به علت ضيق زماني و مکاني ، از آوردن اين قصيده خودداري مي کنيم و به شعري که در معارضه برده کعب بن زهير از استاد ، دکتر انوار که از اساتيد ادبيات و عرفان در دانشگاه تهران مي باشند ، مي پردازيم و چند بيتي از اين قصيده زيبا را براي حسن ختام مقاله خويش مي آوريم باشد که پيامبر عظيم الشان با اين مدايح زيبا و ماندگار ؛ اين حقير پر از گناه را نيز در روز قيامت مورد شفاعت و رحمت خويش قرار دهد ، انشاء الله …اما قصيده اي که ابياتي از آن را مي آوريم ، با نام الدره الانواريه في معارضه البرده الکعبيه الي الحضره النبويه و الذروه العلويه .و اين قصيده اين گونه آغاز مي شود :بالله معتصمي و القلب متبولو بالنبي و بالاسلام مکبولريسمان چنگم به سوي خداست در حالي که دلم شيفته اوست و با اسلام به قيد و بند کشيده شده است . اين بيت در معارضه بيت اول « بانت سعاد فقلبي … که در اينجا شاعر مي گويد مرا با سعاد و معشوقه و … کاري نيست بلکه تنها ريسماني که چنگ مي زنم ريسمان نبي اکرم و اسلم است .و بالهدايه و الاطهار معتصميو بالوصايه حبل الحب موصولو نيز من به ريسمان امامان چنگ مي زنم و به وصي بودن ( علي (ع)) که کوه دوستي پيامبر با او پيوند مي خورد .و لا سعاد و لا ليلي تکلفيقلبي بحب رسول الله مشغولمرا نه سعاد و نه ليلي شيفته خود نمود ، بلکه قلبم ، شيفته عشق رسول خداست و خود را با آن مشغول نموده است .ان الفواد هوي نحو الذي سکنالبطحاء من مکه منها تناويلقلبم عاشق کسي است که در منطقه بطحا ( در مکه ) زندگي مي کند که داراي عطاها و کرم هاي بسيار است .
پي نوشتها:
توضيح اين که : هر شماره مربوط شرح لغات مربوط به يک بيت مي باشد و به ترتيب ابيات از اول تا آخر بررسي نشده است .1 ـ متبول : مريض ، سعاد : نام محبوبه خيالي شاعر ، مکبول : بسته شده و در قيد2 ـ غرابيل : ج غربال ( الک )3 ـ عتاق : شتران اصيل ، نجيبات : به همان معنا4 ـ مراسيل : ج مرسال : تندرو ، تيز پا5 ـ تسعي : نمامي کردن ، سخن چيني کردن6 ـ غوّاه : ج غاوي : گمراهان7 ـ آله حدباء : تابوت8 ـ مأمول : چيزي که آرزوي انسان باشد ـ آرمان9 ـ وشاه : ج واشي : نمام ، سخن چينان ، اقاويل : سخنان10 ـ تنويل : عطا ، بخشش ، کرم11 ـ بيداء : صحرا ، بيابان ، جاي خالي12 ـ مدّرعا جنح الظلام : استعاره از در تاريکي راه رفتن13 ـ ضيغم : شير ، محذر : بيشه1 4ـ غيل : بيشه پر از علف15 ـ مهنّد : شمشيري هندي که در برندگي و درخشش معروف بوده است .16 ـ مقله : کاسه چشم17 ـ اومض : درخشيدن18 ـ اضم : نام کوهي در مدينه19 ـ همتا : جاري شوند ، سيلاب شوند20 ـ استفق : آرام باش21 ـ منکتم : پوشيده و پنهان22 ـ منسجم : ريزان ( مقصد اشک )23 ـ مضطرم : پريشان و سوزان ( مقصود قلب )24 ـ طيف : شبح ـ تصوير25 ـ هرم : پير و فرتوت26 ـ تفطمه : اگر از شير بگيري27 ـ ثقلين : انس و جن28 ـ هول : سختي ، مشکل29 ـ مقتحم : شفاعت کننده30 ـ لم يدانوه : با او نزديکي و برابري نکنند .31 ـ غرفا : جرعه اي از درياي بيکران32 ـ رشفا : درّه33 ـ النسم : آفريده ، مخلوق34 ـ اعيا : کور کردن35 ـ منفحم : غير قابل درک36 ـ تکل : مريض کردن37 ـ الزهر : شکوفه ، گل38 ـ ملتثم : بوسنده39 ـ ذي سلم : نام منطقه اي40 ـ وضم : تخته قصابي41 ـ رقاد : خواب42 ـ لدغ : نيش زدن ، نحل : زنبور43 ـ جودس السحب : باران ابرها44 ـ اعدام : فقر ، نداري ، تمويل : عطا و بخشش.
منابع و مآخذ:1 ـ تاريخ الادب العربي ، شوقي ضيف ، دارالمعرفه ، بيروت.2 ـ الجامع في تاريخ الادب العربي ، حنا الفاخوري ، دارالجيل ، مصر.3 ـ تاريخ الادب العربي العصرين المملوکي و العثماني . د . نادر نظامي طهراني .4 ـ النصوص من الأدب الجاهلي و الاسلامي ، د . نادر نظام طهراني ، دانشگاه علامه طباطبايي.5 ـ النصوص من الأدب الانحطاط ، د . نادر نظام طهراني ، دانشگاه علامه طباطبايي.6 ـ المجاني الحديثه ، عن مجاني الاب شيخو ، مجلد 2 ، دارالمشرق ، بيروت.7 ـ تاريخ ادبيات عربي ، محمد ترجاني زاده ، دانشگاه تبريز.8 ـ تاريخ ادبيات عربي ، محمد عبدالجليل ، ترجمه د . آذرتاش آذرنوش9 ـ تاريخ بان و فرهنگ عربي ، دکتر آذرتاش آذرنوش ، انتشارات سمت.10 ـ تاريخ الادب العربي ، احمد حسن الزيات ، دارالمعرفه، بيروت.11 ـ المنجد الابجدي ، ترجمه ي استاد مهيار .12- نشريه پايگاه نور شماره 10
منبع:www.noormags.com

نوشته قبلی

بازتابی از شخصیت پیامبر (ص) در سه قصیده زیبای عربی (1)

نوشته‌ی بعدی

شاخصه های جامعه و تمدن مورد نظر پیامبر (ص) (1)

مرتبط نوشته ها

مبارزات امام کاظم (ع)
امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت
امام علی (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت
غدیر خم

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر
شخصیت های شیعه

محمد بن ابی‌ بکر

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟
ویژه جنگ رمضان

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

نوشته‌ی بعدی

شاخصه های جامعه و تمدن مورد نظر پیامبر (ص) (1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر

محمد بن ابی‌ بکر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا